۱۳۸۷ بهمن ۲۸, دوشنبه

اعلامیه ی جهانی حقوق بشر

ترجمه به فارسی اعلامیه جهانی حقوق زبانی

*- درباره ی ترجمه " اعلامیه جهانی حقوق زبانی"

زبان نخستین هویت مشخصه هر ملیت وقوم و گروه اجتماعی راتشکیل میدهد . دریک تصویر وسیعتری از مجموعه زندکی آدم ها در روی این سیاره ، زبان بطور منظم یک رابطه قدرت و سلطه و تحت سلطگی را باز سازی میکند. ازاینرو ، تدوین " اعلامیه جهانی حقوق زبانی " تلاشی است برای احترام به برابری انسان ها و هویت فرهنگی آنان ، و تلاشی است که " اعلامیه" بصورت مصوبه ای از سازمان ملل و به تبع آن به جزئی از حقوق بشر و قوانین بین المللی در آید.

بسیاری از زبان ها که خط سیر طولا نی زمان را طی کرده اند ، اکنون چه از طریق سرکوب مستقیم و ممانعت از آموزش آنها توسط رژیم های سیاسی و ملیت های مسلط در درون کشور ها ، و چه از طریق سلطه پار ه ای از زبان ها ، در معرض حذ ف تاریخی قرار گرفته اند.برخی از زبا ن ها بدلیل وسعت جمعیتی متکلم به آنها ، توان حفظ خود را دارند. لیکن برای بخش بزرگی این زبان ها ، شاید فردا خیلی دیر باشد. " اعلامیه جهانی حقوق زبانی " ، بهمین دلیل تلاشی است برای پاسداری و احیاء فرهنگی این گنجینه تاریخی مجموعه بشر.

متن اعلامیه، حدود دوسال قبل توسط چند تنی ازفعالین آذربایحانی درایران ترجمه شده است. ما همان متن را بهمان صورت و بدون دخل و تصرفی مجددا منتشر میکنیم. لیکن مقدمه " اعلامیه" که اهمیت و شآن نزول تدوین آنرا تشکیل میدهد، ترجمه نشده بود. همچنین جای خالی ترجمه هردوی آنها به زبان ترکی، کاملا قابل حس یود. خانم دکتر صدیقه عدالتی ، ترجمه ترکی آنها را برعهده گرفتند، ومن تنها ترجمه مقدمه به زبان فارسی ودرواقع تکمیل کاردوستان آذربایجانی خودرا به انجام رسانده ام.

هدایت سلطان زاده

-------------------------------------------------------------------------------------------

اعلامیه جهانی حقوق زبانی

یک افسانه قدیمی می گوید که درزمان های خیلی پیش ، پادشاهی بود که شنید در مملکت او مرد واقعا دانائی زندگی میکند. میگفتند که این مرد چنان برهمن و داناست که می توانست به همه زبان های جهان سخن بگوید. او آواز پرندگان را می شناخت و معنی ترنم آنها را نیز میدانست ، گوئی خود جزئی ازاین پرندگان است.او حتی شکل ابرها را نیز می توانست بخواند و بی درنگ معانی آنها را دریابد.بهر زبانی اگر گوش میداد ، بی هیچ تردیدی می توانست باهمان زبان ، پاسخ شنوده ها را دهد. او حتی می توانست فکر هر مرد و زن اهل هرجائی از عالم را هم بخواند. پادشاه از همه چیزهائی که در باره این مرد دانا شنیده بود ، در شیفته و شگفتگی بود و اورا به قصر خود فرا خواند.و مرد برهمن ، فرمان شاه را بجا آورد.

وقتی مرد دانا به قصر وارد شد ،پادشاه از او پرسید:

-"ای مرد دانا ، آیا راست است که تو همه زبان های جهان را میدانی؟"

-" آری ای قبله عالم".

-"آیا راست است که تو به آواز پرندگان گوش داده و معنی ترنم آنهارا می فهمی؟"

-" آری ای قبله عالم".

-" و اینکه تو شکل ابرها را نیز می توانی بخوانی؟"

-" آری ای قبله عالم".

-" و من شنیده ام که تو حتی فکر آدم ها را نیزمی توانی بخوانی؟"

- " درست است ای قبله عالم".

و پادشاه هنوز سؤال آخری داشت ...

ولی ما چه سؤالی می توانستیم از دانا ترین دانای جهان بپرسیم؟

از میان همه زبان های جهان ، نویسندگان " اعلامیه جهانی حقوق زبانی" بکدام یک از این زبان ها سخن می گویند؟

به جسارت میتوان گفت که به زبان های بی شمار! در 1996، از بیش از 90 کشور از پنج قاره ، بیش از دویست نفر در بارسلون گرد هم آمدند تا این اعلامیه جهانی را اعلام نمایند.پاره ای از آنان نماینده سازمان های غیر دولتی و کوچک محلی بودند که متعهد به تدریس زبانی بودند که سیستم اموزش رسمی کشورشان آنرا برسمیت نمی شناخت. دربین این دویست نفر ، نویسندگانی بزبان های مختلف بودند که زبان خود را هر روز بکار می برند که جهانی ادبی بیافرینند که بروی همگان باز باشد. پاره ای دیگر نماینده سازمان های غیر حکومتی بین المللی بودند که رسالت آنان دفاع از حقوق زبانی بود.عده ای دیگر متخصص در حقوق ، زبان ، زبان شناسی اجتماعی و حوزه های مختلف شناخت بودند که با مطالعه آکادمیک حقوق زبانی مرتبط است.

برای همه آنان ، " اعلامیه جهانی حقوق زبانی" ، نوید بخش آینده ای از صلح و همزیستی بر اثر برسمیت شناختن این حق است که هر جامعه زبانی باید زندگی خود را در چهار چوب زبان خود در همه حوزه ها سازمان دهد. و آنها چنین حقی را اعلام کردند.از آن ببعد ،" اعلامیه جهانی حقوق زبانی" در همه جا نشر یافته داست.هر ماه از ترجمه آن به زبانی دیگر ، از عضویت سازمانی جدید که قبلا با این جریان مرتبط نبوده ا ند .یا حمایت شخصیتی بین المللی از اعلامیه ، و همراه با آن دفاع از همه زبان ها خبر می رسد که در صحنه بین الملی ، بقای بسیاری از آنها در معرض خطر قرار گرفته داست.

متن اصلی اگرچه در سطح سازما های غیر دولتی تدوین، اصلاح ، تآیید و اعلام شده است ، معهذا تلاش داشت که یک یاری نسبت به فعالیت سازمان ملل در این زمینه باشد.هدف آن داشتن این انگیزه قوی بود که دولت ها را در همان چهار چوب پویای اعلامیه جهانی حقوق بشر در 1948 مورد خطاب قرار دهد که آنها حقوق زبانی افراد و جوامع آنان را برسمیت بشناسند.پیوستن سازمان یونسکو به این جریان از همان آغاز و فعالیت آن در این راستا ، بما این امید را می دهد که روزی ، در پیکره رسمی سازمان ملل که دفاع از حقوق همه زبان ها در جهان را بر عهده دارد ، این اعلامیه را مورد تصویب قرار خواهد داد.این کتابچه میخواهد بر این فعالیت سازمان ملل کمکی باشد.

در این کتابچه ، اعلامیه جهانی حقوق زبانی را مشاهده می کنید و اینکه این اعلامیه در "کنفرانس جهانی در باره حقوق زبانی" چگونه تدوین و اعلام گردیده ، توضیح داده شده است. این اعلامیه حاصل کار مشترک 61 سازمان غیر دولتی، 41 مرکزانجمن قلم و متجاوز از 40 کارشناس حقوق زبانی بوده است که از پنج قاره جهان گرد آمده بودند. گواهی شخصیت های شناخته شده و برجسته از تمام جهان را نیز مشاهده خواهید کرد و همچنین نویسندگان و همه کسانی که برای حقوق و صلح پیکار می کنند و میخواستند که به این پروژه بپیوندند.

همه ما همانند آن پادشاه در افسانه پریان ، شاید این آخرین سؤال را از آن مرد برهمن و دانا کنیم که همه زبان های جهان را میدانست. پادشاه در نگاهی انکار آمیز بر مرد دانا که گفتی اورا مورد آزمون قرار داده ست ، آخرین سؤال خود را چنین عنوان کرد:

" در دست های من که در پشت خود پنهان کرده ام ، پرنده ای هست. ای مرد دانا به من بگو که این پرنده زنده است یا مرده؟"

پاسخ مرد دانا در حقیقت خطابی بود بر همگان. درموضوع مورد اشاره ما ، خطابی است برهر آنکسی که مسؤلیتی در پیشبرد حقوق زبانی برعهده دارد، واز یک فعال در این حوزه گرفته تا یک نویسنده ، از یک معلم تا یک قانونگذار را دربر میگیرد. بهمین دلیل نیز مرد برهمن بطرز غافلگیرانه ای احساس هول و هراس کرد.چرا که میدانست که پاسخ او هرچه باشد ، پادشاه میتواند پرنده را بکشد. او نگاهی بر پادشاه افکنده و زمانی دراز ساکت ایستاد. سر انجام او با لحنی صاف و آرام پاسخ داد:

" پاسخ این است که اعلیحضرتا، زندگی و مرگ پرنده در دست شماست!"

و پاسخ در دستان خود ماست!

متن و فرآیند تدوین آن.

اوریول رامون ای میموئه Oriol Ramon i Mimmo

CIEMEN

Secretary General of Universal Declaration of Linguistic Rights Follow-Up Committee

1-فرآیند تدوین: از 6 تا8 ژوئن 1996 ، 61 سازمان غیر دولتی ، 41 نماینده از مراکز انجمن قلم و 40 کارشناس در حقوق زبانی از سرتاسر جهان در بارسلونا گرد هم آمدند .فراخوان "کنفرانس جهانی در باره حقوق زبانی"(WCLR )، ابتکاری بود از طرف" کمیسیون حقوق زبانی و ترجمه" انجمن بین المللی قلم و مرکز بین المللی ملت ها و اقلیت های بدون دولت( CIEMEN ) و با حمایت اخلاقی و فنی یونسکو.

مجمع شرکت کنندگان در WCLR ، اعلامیه جهانی حقوق زبانی ( UDLR ) را طی مراسمی که درسالن کنفرانس دانشگاه بارسلونا انجام گرفت ، مورد تصویب قرار داد. نمایندگان سازمان های غیر دولتی ، نمایندگان مراکز انجمن قلم و کارشناسان ، متن سند را در همان مراسم اامضاء کردند و متن سند و امضاء ها تحویل آقای آندری ایزاکسون (َAndri Isaksson ) ، نماینده رسمی مدیر کل یونسکو گردید.باین ترتیب ، حوزه یک تجمع غیر دولتی ، متنی را به یونسکو ارائه داد که نقطه شروعی برای کار کارشناسان دولتی خواهد بود. این امر بدون هدف مشترکی که در چهار چوب یونسکو و با پروژه معاهده زبانی Linguapax Project آغاز گردیده بود ، ناممکن بود.

دو روز بعد در هشتم ژوئن ، در سالن کنفرانس Pedrera ، سازمان های غیر دولتی و نمایندگان مراکز انجمن قلم و کارشناسان ، تصمیم گرفتند که یک "کمیته پیگیری برای اعلامیه جهانی حقوق زبانی" (FCUDLR ) بوجود آورند. یکماه بعد، آقای فدریکو میور زارا گوزا(Mr.Federico Mayor Zaragoza ) ، مدیرکل یونسکو، سازمان دهندگان WCLR را بحضور پذیرفته متن و فرآیند نحوه تدوین آن به ایشان تحویل گردید.

2- زمینه تدوین متن.

سند اعلامیه و تدوین آن ، پیچیده و طولانی بوده است.جز این هم چیز دیگری نمی توانست باشد.زیرا موضوع خود پیچیده بود و از آن فراتر ، هدف نویسندگان بر اینکه نظرات بیان شده توسط بسیاری از افراد و سازمان ها از سرتاسر جهان ، باید تا حد ممکن بشیوه دموکراتیکی مورد ملاحظه قرار گیرد ، بر دشواری مساله می افزود.

پیشنهاد نوشتن یک اعلامیه ، در اجلاس فوق العاده کمیسیون مترجمین و حقوق زبانی انجمن بین المللی قلم که در دسامبر 1993 در پالما دو مایورکا Palma de Mallorca بر گزار شد ه بود ، عنوان گردید. در اوایل 1994 ، یک کمیته سازماندهی برای این منظور بوجود آمد و در سپتامبر همانسال ، فرآیند غور و اندیشه در باره اعلامیه جهانی حقوق زبانی آغاز گردید و سازمان دهندگان تدارک کنفرانس دستور داد که تیمی از کارشناسان و فعالین در حوزه های مختلف ، متن اعلامیه را تدوین کنند. چهل کارشناس شرکت کننده از کشور های مختلف ، در تدوین و نوشتن دوازده پیش نویس اولیه آن شرکت داشتند.

خوشبختانه ،امکانات ارتباطی تکنوژیک ، بحث در باره مفاد اعلامیه دربین افراد و مؤسسات مختلف در همه قاره ها را امکان پذیر ساخته بود.

تنوع کمک هائی که کارشناسان بتدریج در سرتاسر فرآیند تکمیل متن از آن بهره گرفتند ، عامل تعیین کننده ای بود که اعلامیه بتواند گونه گونی زمینه های جامعه شناسی را بازتاب داده و توازنی را که تا کنون یک امر نا متعارفی بوده است ، حفظ کند.

یکی از هدف های نویسندگان این بود که تعریفی از حقوق عادلانه و طبیعی زبانی بعمل آورد .لیکن این حقوق را به تابعی از وضعیت سیاسی و یا اداری سرزمینی که یک جامعه زبانی به آن تعلق دارد و یا معیاری نظیر تعداد متکلمین یک زبان نسازد.چنین معیار هائی از نظر حقوقی مورد ملاحظه نبوده است.بهمین دلیل ، اعلامیه ، برابری حقوق زبانی را اعلا م کرده است ، بی آنکه تمایز نامربوطی بین زبان های رسمی غیرو رسمی ، منطقه ای و محلی ، اکثریت و اقلیت زبانی و یا مدرن و کهنه قائل شود.

یکی از کمک های مهم حقوق زبانی در این واقعیت نهفته است که اعلامیه ،تفکیک ناپذیری و بهم وابستگی ابعاد جمعی و فردی حقوق زبانی را در نظر گرفته است، چرا که زبان در یک جامعه بطور جمعی بوجود می آید ودرست در جامعه است که مردم ، استفاده فردی از زبان می کنند. از اینرو، استفاده ازحقوق زبانی فردی ، زمانی عملی خواهد بود که حقوق جمعی همه جوامع و تمامی گروه های زبانی مورد رعایت و احترام قرار گیرد.

تصریح بر حقوق زبانی جوامع ، گرو ه ها و افراد ، ضمن اینکه آنها در یک فضای جغرافیائی با هم زندگی می کنند ، اگرچه بسیار پیچیده مینماید ، لیکن یک شرط اساسی برای همزیستی آنان بشمار می رود.بهمین دلیل نیز اعلامیه ، حقوق زبانی جوامع راکه بطور تاریخی در سرزمین خود اسکان داشته اند ، بعنوان یک معیار مراجعه بحساب آورده است ، تا بتوان آنرا در هر مورد فردی ، و در مورد حقوق زبانی گروه ها با در جات متفاوتی از حق تعیین سرنوشت تاریخی ، و همچنین افرادی که بیرون از جامعه بومی خود زندگی می کنند ، بکار بندد.

اگرچه استفاده از حقوق زبانی ممکن است به منابع قابل دسترس وابسته باشد ، ولی نفی اعتبار این حقوق ببهانه فقدان امکانات کاملا نا عادلانه است.بهمین دلیل اعلامیه ، بکار گیری این حقوق زبانی همانند حقوق برسمیت شناخته شده حهانی ای نظیر حق حیات ، بهداشت ، کار و آموزش ، نیازمند اختصاص منابع قابل ملاحظه ای است.اعلامیه خواهان یک تعهد متحدانه بین المللی است که در این زمینه نیز جبران نقص و کمبود ها شده و حقوق مردمی که بیشتر از همه فاقد امکانات هستند ، بهبود یابد.

تنوع عوامل مختلفی که بر وضعیت یک زبان را اثر می گذارد، همگرائی دشوار منافع جامعه ، گروه و فرد ، و پیوند درونی ضروری بین حقوق زبانی دیگر حقوق بنیادی ، تعریف یک معیار واحد قابل شمول در همه موارد را دشوار می سازد. این یکی از دلایلی بوده است که چرا اعلامیه ، تعهدات گریز ناپذیر قدرت حکومتی را بطز بارزی عنوان ساخته است ، عمدتا بر حقوق بعنوان مرکز توجه خود پرداخته است و یا بر تعهدات یا عوامل بازدارنده. اعلامیه بر جستجوی رسیدن بر راه حل هائی در هر موردی بر پایه تفاهم دموکراتیک تاکید ورزیده است.

3- صلح زبانی: ازاینرو، اعلامیه متنی است که همانگونه که در مقدمه آمده است ، برای "اصلاح عدم توازن های زبانی ، و بقصد تامین احترام و توسعه همه زبان ها و بوجود آوردن یک چهارچوب اصولی برای صلح زبانی عادلانه و منصفانه در سر تاسر جهان بعنوان یک عامل کلیدی در جهت حفظ مناسبات اجتماعی متوازن" ضروری گشته است.

و اگر بناست که این صلحی عادلانه ومنصفانه باشد، دقیق باین دلیل است که درزیر پایه اعلامیه، اصل بنیادی برابری همه خلق ها و زبان ها قرار دارد. هیچیک ازنارسائی ها و جنبه های اقتصادی ، اجتماعی ، مذهبی ، فرهنگی و دموگرافیک و غیره و یا جنبه های زبانی ، هرگز نمیتوان توجیه کننده شکلی از تبعیض باشد.بنابراین، تمامی جوامع زبانی، مشمول حقوقی برابرهستند.

تمامی شواهد نشان دهنده این است که درطی قرن بیست و یکم ، هشتاد درصد زبان ها در جهان ممکن است محو شوند. این مساله ، موضوع گریز ناپذیری را مطرح می سازد: چند گانگی فرهنگی و زبانی باید برای صلح فرهنگی یاری کند ، بهمان شیوه که صلح فرهنگی می تواند برای حفظ چند گانگی فرهنگی یاری کند.

این رابطه متقابل بشرطی حاصل خواهد شد که رشد فرهنگ صلح ، در جستجوی ارزش هائی باشد که زبان ها بعنوان حاوی ارزش هائی در آمیزش با همدیگر ارائه می دهند. در این معنی ، UDLR طرفدار ادراک تازه ای از مفهوم تنوع فرهنگی است:UDLR در می یابد که همه زبان ها ،گنجینه بشریت بوده و نیز این اعتقاد راسخ را اعلام میکند که این گنجینه در حکم یک ملک و دارائی نیست بلکه میراثی است که نباید بر باد داد. با هر زبانی که از بین می رود ،توازن محیط زیستی زبانی نیز تغییر پیدا می کند سرعت و تکثیر فرآیند های جایگزین آنها ممکن است پی آمد های پیش بینی نشده ای داشته باشد که هم اکنون در آسیب شناسی جمعی مختلف شناسائی شده است. یاری بزرگی که UDLR برای صلح فرهنگی ممکن است بتواند انجام دهد در این نکته است : ارتقاء این آگاهی که تنوع زبانی نه فقط ضروری ، بلکه فی نفسه یک یاری اساسی است بر دانش بشری ، زیرا تنوع زبانی ، یکی از راه های فهمیدن جهان رابروی ما می گشاید.

اضافه برآن، شرایط فعلی زندگی ، فرآیند جایگزینی زبان را شتاب بخشیده است و بهمین دلیل است که ادراک ما از زبان باید تغییر یابد. گفتن اینکه تنوع زبانی مانع از ارتباطات و آمیزش انسان ها میشود ، چیزی جز یک افسانه نیست و فاقد حقیقت است: برعکس ، زبان یک واقعیت ملموسی است که آنرا بصورت یک عنصر بنیادی برای ادغام و آمیزش انسان ها ضروری میسازد.آنچه که زبان را بعنوان فرهنگ صلح و بصورت یک امر اساسی مطرح ساخته است ، این است که فرهنگ صلح قابلیت انتقال و ذخیره شدن را دارد: این گنجینه ایست که برای همگان قابل دسترسی است و دستیابی بدان متضمن نفی و انکار آن نیست.

اعلامیه در هنگامی تدوین شده است که تنوع زبانی در سیاره ما بیش از هر زمانی در معرض تهدید قرار گرفته است. عوامل متعددی در این امر دخیل بوده است:

• گرایش دیرینه تمرکز طلب بسیاری از دولت ها برای کاستن از تنوع و دامن زدن به نگرش ضد پلورالیسم فرهنگی و پلورالسیم زبانی.

• گرایش به اقتصاد در مقیاس جهانی و در نتیجه گرایش به بازار اطلاعات ، ارتباطات و فرهنگ در مقیاس جهانی، که حوزه های روابط تنگاتنگ درونی و اشکال کنش و واکنشی را که انسجام درونی جوامع زبانی را تضمین می کند ، با اختلال و گسست روبرو میسازد.

• الگوی صرفا اکونومیستی توسعه که از طرف گروه های اقتصادی فرا ملیتی عنوان گردیده و چنین وانمود میکند که رفع نظارت و کنترل دولتی مساوی است با رشد ، و رقابت فرد گرایانه مساوی است با آزادی ، که توسعه جدی و رشد اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و بنوبه خود نابرابری زبانی را نیز بوجود می آورد( ازمقدمه اعلامیه).

• در چشم انداز سیاسی ، یکی از هدف های سازمان دادن تنوع زبانی این است که تنوع زبانی به مشارکت فعال جوامع زبانی در الگوی جدید توسعه امکان می دهد.

• در چشم انداز فرهنگی ، هدف تنوع زبانی ای است که فضای ارتباطات جهانی را با مشارکت منصفانه همه خلق ها ، جوامع زبانی و افراد را در این فرآیند توسعه همساز مینماید.

• در چشم انداز اقتصادی ، هدف تنوع زبانی مبتنی بر این است که توسعه قابل دوامی را بر پایه مشارکت همگانی و با احترام به توازن محیط زیستی زبانی مناسباتی منصفانه در بین همه زبان ئها و فرهنگ ها امکان پذیر سازد.

4-اعلامیه جهانی حقوق زبانی.

هدف اعلامیه این است که بتواند برای تنوع وسیع زبانی در وضعیت های مختلف قابل شمول باشد. بهمین دلیل ، اعلامیه توجه ویژه ای به تعریف دستگاه مفهومی که مواد تعریف شده بر پایه آن قرار گرفته ، داشته است و محور های زیر را بعنوان جامعه زبانی تلقی میکند: سابقه تاریخی ، سرزمین ، حق تعیین سرنوشت بعنوان یک خلق ، و این واقعیت که آنها یک زبان مشترک را بعنوان وسیله ارتباطی در بین اعضای جامعه خود توسعه داده اند. در نتیجه ، اعلامیه در سر تیتر های مقدماتی خود ، کرارا زبان بومی سرزمین معینی را بعنوان زبان جامعه ای تعریف کرده است که تاریخا در فضای جغرافیائی مشخصی مستقر شده اند. ضرورت حفظ حقوق زبانی یک جمع پراکنده شده از سرزمین تاریخی خود ( چه بر اثر مهاجرت ، تبعید و یا بهر دلیل دیگری) که با حقوق جامعه زبابی سرزمین مقصد خوانائی دارد ،بعنوان یک گروه زبانی تعریف کرده است ، یعنی یک بعنوان یک گروه انسانی که زبان مشترکی با زبان محل مقصد دارند که در فضای سرزمینی یک جامعه زبانی دیگری استقرار یافته اند بی آنکه گذشته تاریخی مثل هم داشته باشند.

اعلامیه ، سرزمین را فقط بعنوان یک حیطه جغرافیائی در نظر نمی گیرد ، بلکه آنرا همچنین بعنوان یک فضای اجتماعی و کارکردی اساسی برای رشد کامل یک زبان می داند. این امر بما امکان می دهد که بعنوان مثال مردمان بیابانگرد را در محیط های جا بجائی تاریخی شان بعنوان یک جامعه زبانی تعریف کنیم.

• وقتی آنها از پیکره اصلی جامعه خود مرزهای سیاسی و یا اداری جدا شده اند،

• وقتی آنها تاریخا دریک حوزه جغرافیائی کوچکی مستقر شده اند که در آنجا با اعضاء جوامع زبانی دیگری احاطه شده اند، یا

• آنها در یک محیط جغرافیائی مستقر شده اند که با اعضاء دیگر جوامع زبانی گذشته تاریخی مشترکی دارند( ماده 1.3)

• اعلامیه بربیان متوازن بین حقوق جوامع و گروه های زبانی ، و حقوق افرادی که باین جوامع زبانی تعلق دارند ، استوار است.

• ازاینرو، اضافه بر سابقه تاریخی و اراده بشیوه دموکراتیک بیان شده ، عوامل دیگری که می تواند نقش تر میمی داشته باشد ، نیز در نظر گرفته شده است.اراده جهان شمول گرای اعلامیه ، خود دلالت بر اصلاح عدم توازن ها دارد ، تا خرمت و رشد کامل همه زبان ها مورد تضمین قرار گیرد.

موضوع دیگری که اعلامیه بدان توجه خاصی داشته است ، عبارت از این است که بین حقوق جوامع و گروه های زبانی ، و حقوق افرادی که به آنها تعلق دارند ، صراحت داده است.بنابراین ، هیچیک از آنها نمی تواند مانعی برای رابطه درونی و ادغام و آمیزش آنها با زبان جامعه ای که آنان را پذیرفته ، مانعی تلقی شود یا حقوق این جامعه یا اعضاء آنرا در استفاده کامل عمومی زبان خود درسرتاسر فضای سرزمینی خود محدود سازد.باین ترتیب اعلامیه ، یک سلسله از حقوق جدائی ناپذیر فردی را که در یک فرد هر وضعیتی می تواند از این حق خود استفاده کند، آشکارا عنوان ساخته است، حقوقی نظیر:

• حق اینکه یک فرد بعنوان عضو یک جامعه زبانی برسمیت شناخته شود.

• حق استفاده از زبان خود بصورت هم خصوصی و هم عمومی.

•حق استفاده از نام خود.

•حق ارتباط متقابل و پیوستگی داشتن با اعضای جامعه زبانی اصلی خود.

• حق حفظ و توسعه فرهنگ خود.

• و همه حقوق مرتبط با زبان که در" میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی "در 16دسامبر 1996 و "میثاق بین المللی در باره حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی " در همان تاریخ برسمیت شناخته شده است( ماده3.1).

اعلامیه درعین حال حقوق و تعهدات افراد را که در یک سر زمینی متفاوت از جامعه زبانی خود مستقر میشوند ، وضرورت برقراری مناسبات در آن جوامع و تسهیل ادغام شدن در آنها را مورد توجه قرار می دهد ، و آنرا بمثابه پیوند اجتماعی جدید در جوامعی که آنان را پذیرفته اند ، تلقی می کند ، حال آنکه هضم شدن تدریجی( آسیمیله شدن ) را فقط بعنوان گزینه یک فرد کاملا آزاد در می یابد ، و آسیمیله شدن را " بعنوان دگرگون شدگی فرهنگی افراد در جوامعی که آنان را پذیرفته اند ، در نظر می گیرد . بنابراین ، این افراد ، جنبه های فرهنگی پیشین خود را با اصول و ارزش ها و هنجارهای مناسب جامعه پذیرای خود جایگزین می سازند"( ماده4.2) . براین حقوق فردی ، اعلامیه ، موارد زیر را بعنوان حقوق جمعی اضافه مینماید :

" حق اینکه یک گروه زبانی ، با زبان و فرهنگ خود بتواند آموزش ببینند.

حق اینکه به خدمات فرهنگی دسترسی داشته باشند.

حق اینکه زبان و فرهنگ آنان در وسایل ارتباط جمعی، حضور و باز تاب منصفانه ای داشته باشد. حق اینکه درنهادهای حکومتی و مناسبات اقتصادی و اجتماعی ، زبان آنان مورد توجه قرار گیرد"(ماده3.2) اضافه بر اصول کلی، عناوین اصلی اعلامیه ، به تعریف حقوق زبانی درحوزه های ادارات دولتی ومراجع رسمی، آموزش واژه شناسی ، وسایل ارتباط جمعی، تکنولوژی جدید فرهنک و حوزه های اقتصادی اجتماعی پرداخته است. مفاد مواد دوره انتقالی ، به تعهد قدرت های دولتی در بکار بستن همه امکانات ممکن برای تضمین اجرای حقوق اعلام شده دراعلامیه دارد و مشاهده اینکه مقامات ، سازمان ها و افراد نسبت به حقوق مربوط به آن که اعلامیه آگاهی دارند.

سر انجام اینکه ، مفاد مواد نهائی اعلامیه ، ایجاد شورای زبان در سازمان ملل نیز پیشنهاد شده است.همچنین ایجاد کمیسیون جهانی برای حقوق زبانی ،مورد حمایت قرار گرفته و اقدامات اولیه برای آن آغاز شده است.

5- پیگیری: مجمع شرکت کنندگان درکنفرانس جهانی حقوق زبانی، یک کمیته پیگیری برای اعلامیه بوجود آورد وهدف دوگانه ای دراین تصمیم خود داشت: متن بتواند به یونسکو راه پیدا کرده وحد اکثر پشتیبانی ازطرف نهادها و مؤسسات درسرتاسرجهان را بخود جلب کند، حمایتی که وزن اخلاقی اعلامیه را تقویت کرده ودرنشر محتوای آن یاری کند.

کمیته پیگیری، یک شورای علمی مرکب ازکارشناسان حقوق زبانی درسرتاسرجهان بوجود آورد.هدف شورا، بدست آوردن ایده های جدید وکمک به تکمیل وبهبود محتوای اعلامیه بوده واینکه اعلامیه بتواند تا آنجا که ممکن است درخدمت یونسکو قرارگیرد.

در این کتابچه ما تمامی شخصیت های معروف در جهان را که حمایت خود از اعلامیه را اعلام کرده و از سازمان های بین المللی خواسته اند که اعلامیه را مورد توجه خود قرار داده و بموازات این ابتکار عملی که جامعه مدنی و توسط UDLR،آغاز کرده است ، کار و همراهی نمایند ، معرفی کرده ایم . این شخصیت ها مظهر بخش بزرگی از حمایتی است که ما در نخستین سال زندگی اعلامیه ، از نهاد های دولتی و پارلمان های دموکراتیک و سازمان های غیر دولتی و مراکز انجمن قلم و اشخاص خصوصی دریافت کرده ایم.

این اعلامیه که دربین نمایندگان دولتی اعضای یونسکو توزیع شده است ، تلاش دارد که با نهایت اعتدال ، اصول اعلامیه را در بین اعضای یونسکو تبلیغ کرده ودر ایجاد یک گروه کاری در مورد حقوق زبانی در چهار چوب یونسکو یاری کرده باشد. همه این اقدامات می تواند مارا برای یک کنوانسیون بین المللی در حقوق زبانی نزدیک تر سازد.

6-امید

وقتی یک نفر از حفظ تنوع زبانی و حقوق همه جوامع برای زندگی با زبان خود سخن می گوید ، بر هزینه های اقتصادی متضمن آنرا نیز مطرح میسازد. ولی لازم است که هزینه های اقتصادی زبان جانشین نیز بنوبه خود مورد ارزیابی قرار گیرد:

هزینه به حاشیه پرتاب شدن چقدر است؟

ما چه بهائی برای از دست دادن ابزاری نظیر زبان برای انطباق دادن خود با محیط می پردازیم؟

بهای آموزشی که از یک کد زبانی استفاده می کند که با محیط اجتماعی سازگار نیست ، چقدر است؟

بهای آموزش کاذب در زبان های مسلط که توانائی استفاده مناسب در آن زبان را نیز در آدم بوجود نمی آورد ، چقدر است؟

راستی چقد راست....؟

اگر می توانستیم از بهائی که می پردازیم یک ارزیابی داشته باشیم ، در آنصورت می توانستیم بحث قانع کننده ای با آنهائی داشته باشیم که هنوز بر حفظ محاسن و امتیازات تنوع زبانی ، کاملا قانع نشده اند و هنوز باور دارند که هزینه های همگون سازی کمتر است .برغم اینکه چشم انداز تنوع زبانی چندان نوید بخش نیست ، ما اعتقاد داریم که وضعیت هنوز غیر قابل بر گشت نیز نیست.متوقف کردن این این فرآیند آسان نیست ، ولی غیر ممکن نیز نیست.یونسکو می تواند در این زمینه حرف های زیادی برای گفتن داشته باشد.

نامه خانم ریگوبرتا منچوRigoberta Menchu. ، برنده جایزه صلح نوبل در 1992 ازگواتمالا بهنگام اعلام اعلامیه جهانی حقوق زبانی در 6 ژوئن 1996. به شرکت کنندگان درکنفرانس جهانی درباره حقوق زبانی

بارسلونا

شرکت کنندگان گرامی

قبل از هرچیز مایلم از اینکه نتوانستم در این فوروم مهم مبارزه برای حقوق زبانی همه خلق های جهان شرکت کنم ، پوزش بطلبم .تعهدات اجتناب ناپذیر قبلی من ، مانع از مشارکت من شد.آرزوی موفقیت کنفرانسی را که امروز آغاز می گردد را دارم.

اعلامیه جهانی حقوق زبانی که در طی این چهار روز مورد تصویب قرار خواهد گرفت- همانگونه که در سند تعریف شده است- بی تردید ابزار مهمی است برای تنوع جوامع و گروه های زبانی ، که شجاعانه برای حفظ یکی از پایه ترین تجلیات فرهنگی خود ، یعنی زبان خود ، پیکار می کنند.

من اعتقاد دارم که زبان، ابزاری است که امکان می دهد که اندیشه و نگرش جهانی یک فرهنگ معین و مردمی معین که آنرا از اجداد خود به ارث برده اند ،همساز باشد ، و این میراثی است که انتقال نگرش جهانی فرهنگ مردمی معین به نسل های آینده را ممکن می سازد.

زبان سلاح اصلی مقاومت آن فر هنگ هائی است که در طی چندین قرن از تحمیل ارزشهای فرهنگی بیگانه رنج برده ند.همان چیزی که برای خلق های بومی آمریکای لاتین رخ داده است.این واقعیت که خلق های آمریکای لاتین ، زبان بومی خود را برای انتقال شناخت و دانش خود بکار می گیرند ، بمعنی این است که محتوای فرهنگی آنان برغم تلاش برای نابودی آن ، همچنان حفظ گردیده است.

از آنجائی که سنت زبان شفاهی ، وجه مشخصه ای از مردم بومی را تشکیل می دهد ، زبان در فرهنگ ما جایگاه ممتازی را اشغال می کند، زیرا ازطریق همین زبان بوده است که ما خاطره تاریخی گذشته را ازنسلی به نسلی دیگر حفظ کرده ایم.همچنین ، زبان عامل مهمی است ، چراکه سنت زبان شفاهی ،جنبه ی پایه ای فرآیند پرورش و آموزش ما را تشکیل می دهد.

در گواتمالا ، یکی از دغدغه های عمده خلق های بومی ، حفظ زبان خود بوده است که همانند تنوع بزرگ فر هنگ ها در کشور ، متفاوت بوده است.این حقیقت دارد که ما خیلی از چیز ها را از دست داده ایم، لیکن امروز ، جنبش ترمیم از دست رفته ها نیز بوجود آمده است و من معتقدم برای بقای فرهنگ های ما بسیار مهم است.

تا آنجائی که من می فهمم ، محتوای متن ، اهمیت زبان را بعنوان یک عنصر پایه ای فرهنگی برسمیت می شناسد و بهمین دلیل ، تبعیض آلود نیست. یعنی امتیازی نسبت به فرهنگی بر فرهنگ دیگر قائل نمیشود ، بلکه حقوق برابر همه فرهنگ ها در استفاده از زبان خود را عنوان می سازد. اعلامیه جهانی حقوق زبانی ، وسیله ایست که دربین دیگر مضامین خود ، قاعده و مقرراتی را بنیان می نهد که مانع از این شود که زبان های موجود ، بدلایلی خارج از زبان به حاشیه پرتاب شده و یا بموقعیت پائینی تنزل یابد ، و یا کاملا از صفحه زندگی محو شود. اعلامیه ، این امر را از طریق چندین توافق نا مه ی بیین المللی و منطقه ای ، بیانیه ها و معاهدات میخواهد انجام دهد.

واقعیت روشن این است که حقوق خلق های بومی ، بمدت چندین قرن مورد انکار قرار گرفته و نقض شده است. حقوق این خلق ها نه برسمیت شناخته شده است و نه مورد احترام بوده است. و این نیز واقعیت دارد که این خلق ها در برابر تبعیض و نژاد پرستی که استثمار آنان بر چنین پایه هائی قرار داشته است ، هرگز منفعل نبوده اند. آنان همواره این توانائی و نیرو را داشته اند که در برابر ستم و بحاشیه رانده شدن مقاومت ورزند. آنان نه فقط نقش عمده ای در تاریخ خود ، بلکه حتی در تاریخ کشور هائی که در آنها زیسته اند ، ایفاء کرده اند و بدینگونه در فرآیند عمومی تاریخ سهمی داشته اند.

در آستانه قرن بیست و یکم ، بسیار دردناک و فاقد ضابطه های اخلاقی است که خلق ها هنوز در وضعیت تبعیض ، به حاشیه رانده شدن و استثمار بسر می برند.زندگی خلق های بومی بر چنین منوالی جریان دارد.نه حقوق آنان را برسمیت می شناسند و احترامی به حقوق آنان قائل می شوند.این وضعیت نمی تواند ادامه پیدا کند.لازم است که فضا و مکانیسم های تازه ای برای مناسبات بین فر هنگ ها ، و بر پایه احترام مطلق به در بین فرهنگ ها و خلق ها بوجود آورد.

در صحنه بین المللی ، شاهد گرایشی هستیم که میخواهد ابزار قضائی در رابطه با رعایت و اعتبار حقوق خلق ها بوجود آورد. این گرایش نشان دهنده این است که سکوت سنتی موجود در رابطه با مسائل حقوق خلق ها شکسته شده است.این امر تنها بر اثر اراده تسلیم ناپذیر و اعتقاد به مبارزه خود امکان پذیر گردیده است.این بدان معنا نیست که خلق های بومی ، راهی روشن و باز در حل مطلق مسائل تاریخی ، اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و حقوق فرهنگی خود دارند و آین حقوق بطور کامل از وضعیت احترام و پذیرش کاملی بر خوردار خواهد شد.

بین پیشرفت بدست آمده در صحنه بین المللی و وضعیت در سطح ملی در اکثر کشورها ، از جمله در آمریکای لاتین ، شکاف عمیقی وجود دارد که با نقض مداوم ، عدم پذیرش و فقدان احترام به حقوق ما مشخص می شود.

این امر نیازمند بررسی وتوجه دقیق است ، زیرا این فرآیند تکاملی ممکن است تا حد زیادی به گفتگوی سازنده مبتنی بر همکاری در بین فر هنک های مختلف سیاره بیانجامد.این امرهمچنین ممکن است امکان ساختن یک فضا و مکانیسم هائی برای رابطه بین فرهنگ ها بر پایه حقوق و ظوابطی برابر برای همه خلق ها و فرهنگ ها بوجود آورد.

اعلامیه جهانی حقوق زبانی ، گام مهمی است در در مبارزه برای رسیدن به برابری فرهنگ ها و خلق ها. راهی که مارا به ایجاد یک کنوانسیون بین المللی هدایت می کند ، راهی دراز و سرشار از دشواری هاست. من مطمئن هستم که شرکت کنندگان درکنفرانس می دانند که چگونه مکانیسم های مناسب برای رسیدن به این هدف را تعریف کنند.

درعین حال، اعلامیه جهانی، سهم ارزشمندی درکار ضروری برای ساختن رابطه بین فرهنگها، مبتنی بر احترام و پذیرش تنوع فرهنگی، وساختن ملتهای چند قومی چند فرهنگی وچند زبانی ایفاء میکند. > گواتمالا، ژوئن 1996

هیچ نظری موجود نیست: