۱۴۰۳ دی ۱۱, سه‌شنبه

سال ۲۰۲۵ میلادی پیشاپیش مبارک

یتیپ گلن تازه 2025نجی ییل برکتلی و پاراحاتلی ییل بولسین دییپ آرزو اتیاریس

ایلگوًیجی سال نو میلادی را با آرزوی صلح و آرامش برای مردمان ایران ، منطقه و جهان تبریک می‌گوید. امیدواریم سال جدید سرشار از اخبار شادی آور و روزهایی مملو از موفقیت باشد.

گردانندگان ایل گویجی

نشریه سازمان فرهنگی و سیاسی تورکمنصحرا

11دی 1403 – 31.دسامبر 2024 


۱۴۰۳ دی ۵, چهارشنبه

سران وریشه دو گروه نقابدار درایران

نقابداران درایران - دکتر اسد تقی زاده،  سران و ریشه ی دو گروه نقابدار درایران را بشناسیم

الف.گروه پان ایرانیست وپانفارس که نقاب وطن پرستی، تمامیت ارضی ومنافع ملی به خود زده ولی بدست استعمار و برای منافع آنها بنیانگذاری شده.

ب.گروهی که نقاب پان شیعه گری زده ولی منافع استعمار را تآمین میکند. بطوری که درجنگ قره باغ طرف ارمنی صلیبی ومقابل تورک شیعه قرار می گیرد.

 دراین نوشته بیشتر گروه اول بررسی میشود وگروه پیچیده تر دوم درنوشته بعدی بررسی خواهد شد. تاریخ نگاری وهویت سازی برای ایران فراتر ازیک واقعه طبیعی و ناسیونالیستی یک پروژه استعماری بود.

   اولین کسی که برای پان فارسیسم(نه فارس واقعی) تاریخ سازی وهویت سازی کرد ژنرال و رئیس کمپانی هند شرقی استعمار انگلیس سر جان مالکم بود که هم پاکستان وافغانستان را ازممالک محروسه ایران جدا وجزو قلمرو مستعمرات کمپانی(“انگلیس”) کرد وهم با سود قاچاق تریاک اولین کتاب تاریخ پرشیا را دربمبئی نوشت وچاپ کرد.این رئیس مافیای تریاک که درجنگ تریاک همراه با پارسیان هندی نقش داشت وباعث بزرگترین تجزیه درممالک محروسه ایران یعنی جدائی افغانستان وپاکستان شده بود پدر معنوی پان فارسها وایرانشریهاست، چون با جعلیات در اولین کتاب ۱۰۰۰ صفحه ای تاریخ پرشیا  که به انگلیسی نوشته و به فارسی ترجمه شد،ایشان حدود ۲۱۰ سال پیش با چاپ اولین کتاب تاریخ پرشیا  بنیانگذار و رسمیت دهنده توهمات پانفارسی درسطح جهانی ودرایران شد.گرچه بعدآ ثابت شد که منابع این کتاب جعلی وبدون ارزش تاریخی است.

ولی توهم براساس جعلیات جا گرفته بود وبرای ادامه این توهمات سرمایه گذاری های بزرگ ادامه یافت. سرجان مالکوم شاهنامه فردوسی را درجایگاه یک منبع معتبر تاریخی قرارداد وبدتر ازآن به کتاب جعلی دساتیر آسمانی که احتمالآ درهند به زبانی غیرقابل فهم نوشته شده ودیگر کتابهای موهمی آذرکیوانیان اعتبار منبع تاریخی داد واین توهمات را درجهان و درایران مطرح کرده ورسمیت داد. بدینسان ایشان که سر کرده استعمار و درحقیقت رئیس مافیای تریاک و برده و تجذیه کننده ایران بود،همچنین به پدر معنوی پان فارسیسم و ایران شهری تبدیل شد.ایشان این کتاب را به همه سفارتخانه ها و دولتها ارسال کرد و به این خوانش از تاریخ ایران رسمیت جهانی داد.

از دیگر پدران معنوی پانفارسیسم و ایرانشهری
سر ولیام جونز، قاضی و حقوق بگیر کمپانی هند شرقی در هند بود که نظریه زبان هند اروپائی را پایه گذاری میکند که بعدآ به “آریائی” شدن فارسها و بعضی مردمان در منطقه ختم میشود.ایشان اولین کتاب گرامر زبان فارسی را نوشته و چاپ میکند.چند کتاب دیگر فارسی هم جزو آثار ایشان است .جونز اصرار داشت که کتاب جعلی دساتیر آسمانی بعنوان سند تاریخی قبول شود و به انگلیسی و به فارسی ترجمه شود که شد و اینکار باعث رواج این افکار در سطح ایران و جهان شد.

 اولین چاپ(نه خطی) شاهنامه فردوسی در زمان فتحعلی شاه قاجار با هزینه و با امکانات کمپانی هند شرقی(قاچاقچی تریاک) در کلکته انجام کرفت که توسط لومدسن انگلیسی که استاد فارسی در کالج فورت ولیام کمپانی در کلکته بود بدون ذکر منابع خطی، تحریر(تحریف؟) و چاپ شد.

  به برکت قاچاق تریاک و سود حاصله کمپانی استعماری و همدستان پارسی هندیشان صدها کتاب فارسی در هند چاپ کرده و بهمراه مبلغان و مآمورانشان وارد ایران کردند.

گروهی از پارسیان زرتشتی هند هم که اصلآ فارسی بلد نبودند ولی از طریق خدمتگذاری به استعمار انگلیس در هند  انحصار قاچاق تریاک به چین را بدست آورده و از این طریق ثروتمند شده بودند مآموریت یافتند که در تذریق هویت همسایه ستیز فارسی در ایران فعال شوند که بشدت هم شدند.مانکی جی هاتاریا و اردشیر جی رپورتر دو تا از ماموران کمپانی و انگلیس بودند که از هندوستان به ایران فرستاده شدند و نقش مهمی در آینده ایران بازی کردند.

برای یافتن قبر فردوسی کمپانی از بمبئی هند ویلیام فریزر را به ایران میفرستد و بقیه هم در لندن و مسکو فعال شدند.کمپانی هند شرقی انگلیس که در سال 1601 برای تجارت بهارات تآسیس شده بود تبدیل به اولین مافیای مواد مخدر وبرده وبزرگترین قدرت استعماری جهان میشود. برای مهندسی هویت وتاریخ درایران تلاش وسرمایه گذاریهای بسیار میکند.

مثال دیگر از نقش استعمار درتاریخ و هویت سازی برای پانفارس ژنرال سر پرسی سایکس فرمانده قوای انگلیس برای اشغال ایران قبل جنگ اول جهانی است که ایشان برای کشوری که اشغال کرده دو جلد کتاب تاریخ پرشیا هم نوشته است.

  درمهندسی تاریخ و هویت  ایرانی فارسی بسوی توهم و همسایه ستیزی و نازیسم،کمپانی استعماری انگلیس تنها نبود. استعمار فرانسه نیز توسط دیپلمات خود آرتور د گوبینو که بنیان گذار نازیسم محسوب میشود برای مردم پرشیا کتاب تاریخ نوشته است.آرتور گوبینو الحام بخش هیتلر هم بود.

دهها مثال دیگر از این نوع میتوان آورد ولی برای خلاصه کردن مطلب از ذکر آنها صرف نظر میشود.
حلقه برلین هم با تذریق نازیسم آلمانی و توهمات آریائی همراه با فراماسونی فرانسه و دیگر کشورهای اروپائی پروژه را کامل کردند.

امروز وارثان و ادامه دهندگان(پانفارسها) این پروژه استعماری نقاب ایراندوستی زده اند و ادعای وطنپرستی و حفظ تمامیت ارضی میکنند و بومیان و مخصوصآ ترکان را که محافظان این منطقه در مقابل استعمار انگلیس و روس بوده اند را بیگانه و دشمن خطاب کرده و تحقیر میکنند.

 چرا استعمار تاریخ ایران وهویت فارسی را بدینگونه مهندسی کرد؟

کمپانی و استعمار انگلیس زبان فارسی را که زبان شعر در هندوستان بود و چون دشمنی با تورک و دیگر مردمان منطقه نمیکرد و بدین خاطر توسط حاکمان تورک گورکانی و تورک بابری هند تقویت شده بود(فارسی پیشا کلونیالیسم) را از بین برد،ولی برای ایران فارسی و هویتی را تزریق و تقویت کرد که آلوده به نژادپرستی آریائی،به منطقه ستیزی و به همسایه ستیزی(مخصوصآ ضد تورک و عرب) کرده بود و بدین خاطر آنرا میتوان زبان و هویت فارسی پسا کلونیالیسم نامید.

  تذریق این نوع فارسی دیگر ستیز و نژادپرست در ایران برای این بود که در منطقه ایجاد دشمنی کنند و مخصوصآ تورک را که در مقابل استعمار مقاومت میکرد ضعیف کنند.بعدآ با تبدیل شدن خاورمیانه به مرکز انرژی جهان که میتوانست درصورت متحد عمل کردن منافع شبکه استعمار را بخطر اندازد، لذا جلوگیری از دمکراسی،اتحاد و ثبات در خاورمیانه برای شبکه استعمار تبدیل به یک استراتژی شد.استعمار برای از هم گسستن و رو در رو قرار دادن ملتها و کشور ها در خاورمیانه از جمله از دو ابزار ملی گرائی افراطی(آریا گرائی،…) و مذهبگرائی افراطی و سیاسی استفاده کرده و میکند.بدین سان به غیر از ایجاد آریائی گرائی(برای فارس،کرد،ارمنی،…) همچنین از طریق ایجاد و تقویت مذهبگرائی افراطی و سیاسی(شیعی،سنی،یهودی،مسیحی داشناق،…) نیز درگیری،بحران و نفاق در منطقه را مهندسی کرده و میکند.

   لازم به یادآوری است که شبکه استعمار و امپریالیسم از آغاز  بصورت شرکت سهامی خصوصی(مثل کمپانی هند شرقی) بوده و است، نه بصورت ملی یا کشوری.هرچند این شرکتهای خصوصی استعماری سعی کرده اند که عامل استعمار را بعنوان مثال کشور انگلیس و مردم آن نشان دهند.در صورتی که ثروت تاراج شده از مستعمرات بین مالکان کمپانی و همدستانشان در انگلیس تقسیم میشد و سهمی به مردم انگلیس نمیرسید و بدین خاطر در سالهای 1800 باوجود سرازیر شدن ثروت تاراج شده از مستعمرات به لندن،مردم لندن در فقر زندگی میکردند.

   انباشت ثروت و دانش مستعمرات در لندن،دانش و بودجه لازم را برای انقلاب صنعتی در لندن را فراهم کرد. با احداث کارخانجات در لندن کارگر انگلیس هم تقریبآ مثل کارگر مستعمرات با حقوق کم و ۱۲ ساعت کار بدون تعطیلی استثمار میشد.انباشت ثروت مستعمرات در دست صاحبان کمپانی های استعماری باعث تسلط آنان بر حکومتهای کشور های غربی شد(دولت سایهdeapstat)

حکومتها و مردمان کشورهای غربی به ابزاری برای سو استفاده در جهت منافع شبکه خصوصی استعمار در آمدند, ولی چنان جلوه داده میشود که این مردم و دولتهای غربی هستند که عامل اصلی استعمار بوده و هستند.در صورتی که سود استعمار را درغرب اقلیت کمتر از 1% برده و میبرد.

 بقیه و حتی دولتهای غربی مقروض و مطیع این اقلیت(شبکه استعمار) بوده و هستند.بنابر این به غیر از مردم شرق و جنوب دنیا، مردم و حتی دولتهای دمکراتیک غربی نیز به نوعی در مستعمره این شبکه استعمار بوده و هستند.

 امروزه این شبکه استعمار بیشتر با دردست داشتن بانکهای بزرگ و بانکهای مرکزی خصوصی با تولید نجومی پول بدون پشتوانه(مخصوصآ دلار) و با مقروض کردن ملتها و دولتهای غربی و غیره بر آنان مسلط میشود.که بدان استعمار نو(New colonialism) و حتی برده داری مدرن(modern slavery) نیز گفته میشود.

این شبکه استعمار تورکان را مانع گسترش خود در جهان دید، چون در قلب دنیا(heart land) ترکان حاکم بودند و از آن و مردمانش در مقابل استعمار محافظت میکردند.چون تقریبآ از مراکش تا بنگلادش و از نزدیکی مسکو تا شاخ آفریقا و از بالکان تا چین تقریبآ حکومتهای تورک بودند که در مقابل ورود استعمارگران مقاومت میکردند و اجازه نمیدادند که مردمان این مناطق نیز مثل مردمان بقیه آفریقا و آمریکا به بردگی گرفته شوند.گلوبالیسم عادلانه تر و غیر استعماریتر مکتب شرقی که بیشتر ترکان آنرا پیش میبرند در تضاد با گلوبالیسم استعماری ماکیولیستی غربی قرار گرفت که متاسفانه به پیروزی مکتب ماکیاولیستی منجرشد.لذا شبکه استعمار به انواع روشها علیه تورک و تورکیت مبارزه کرد،چون تورکیت همچنین مفهمی فرا اتنیکی داشته و بنوعی نمایندهشرق و پرچمدار مکتب مبارزه با استعمار غرب شده بود.بدین دلیل هنوزهم ایجاد اتحادیه ترکان با مخالفت قدرتهای استعماری مواجع میشود وازخطر پانترکیسم صحبت میکنند.

   ولی ایجاد دیگر اتحادیه های اتنیکی(اتحادیه عرب) یا منطقه ای(اتحادیه اروپا یا آسیای دور)یا مذهبی(اتحادیه کشورها ی اسلامی) بامخالفت قدرتهای استعماری مواجع نمیشود وازآن با خطر پانیسم یاد نمیکنند. بدین خاطر هنوز باتورکیت به مبارزه می پردازند.بی دلیل نیست که باوجودی که اکثر اسم کشورهای جهان معنی اتنیکی دارد ولی استعمار وعواملش فقط با اسم کشور ترکیه مخالفت میکنند، چون حتی اگر خود شرقیان تورکها هم متوجه نباشند ولی استعمار از نقش تاریخی ضداستعماری تورکیت(مکتب شرق) باخبراست.

https://haray.net/?p=10014 


گزارش سازمان عفو بین‌الملل ازسوریه در اکتبر 2015

گزارش سازمان عفو بین‌الملل از سوریه در۱۳اکتبر ۲۰۱۵ :

 تخریب روستاها درمنطقه تحت حمایت آمریکا (در سوریه )همردیف جنایت جنگی ست. 

درگزارشی که امروز منتشر شد، یک گروه حقیقت یاب سازمان عفو بین‌الملل گفته است که درشمال سوریه موجی از جابجایی های اجباری و تخریب خانه ها را کشف کرده است که توسط دولت خودمختار به رهبری حزب سیاسی کرد سوریه (PYD) که کنترل این منطقه را در دست دارد، به وقوع پیوسته که جنایات جنگی محسوب میشوند.  

 دولت خودمختار یکی از متحدان محلی ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده است که با گروه مسلحی که خود را دولت اسلامی (داعش) درسوریه می‌خواند، می‌جنگد.

 جابجایی های قهری وتخریب خانه های ساکنین درشمال سوریه شواهدی از سوء استفاده های نگران کننده را نشان می دهند. از جمله شاهدان عینی و تصاویر ماهواره ای که نشان دهنده جابجایی های عمدی هزاران غیرنظامی وتخریب کل روستاها درمناطق تحت کنترل اداره خودمختار استت واغلب به عنوان انتقام وتلافی علیه ساکنان محلی صورت میگیرد. 

(شاهدان محلی میگویند): ''ما جایی برای رفتن نداشتیم".

لاما فکیه، مشاورارشد عفو بین‌الملل دراموربحرانی گفت: «با تخریب عمدی منازل غیرنظامیان، دربرخی موارد تخریب وسوزاندن کل روستاها، آواره کردن ساکنان آن‌ها بدون دلایل نظامی موجه، اداره خودمختار ازاختیارات خود سوء استفاده کرده وقوانین بشردوستانه بین‌المللی را درحملاتی که جنایات جنگی محسوب می‌شوند، وقیحانهً نادیده می‌گیرد».

او همچنین گفت:

 «به نظر می رسد دولت خودمختار درمبارزه خود با داعش حقوق غیرنظامیانی را که درمیانه جنگ گرفتار شده اند، زیر پا میگذارد.  

ما شاهد آوارگی و ویرانی های گسترده ای بودیم که درنتیجه درگیری نظامی (با داعش) رخ نداده اند. این گزارش شواهد روشنی از یک کارزار عمدی وهماهنگ برای مجازات دسته جمعی غیرنظامیانی که قبلا در روستاها توسط داعش به گروگان گرفته شده بودند ویا اقلیت کوچکی (درآن روستاها) مظنون به حمایت ازاین گروه بودند، را آشکار میکند. 

 برخی از غیرنظامیان گفتند که آنها تهدید به حملات هوایی توسط ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده شده اند، چنانکه آنها آنجا را ترک نکنند.

 محققان عفو بین‌الملل درژوئیه واوت 2015 از14 شهرک و روستا دراستان‌های الحسکه والرقه بازدید کردند تا درباره جابجاییهای اجباری ساکنان وتخریب خانه‌ها درمناطق تحت کنترل اداره خودمختار تحقیق کنند. تصاویر ماهواره ای به دست آمده توسط عفو بین الملل میزان ویرانی در روستای حسینیه در حومه تل حمیس را نشان می دهد. این تصاویر 225 ساختمان را درژوئن 2014، اما تنها 14 ساختمان در ژوئن 2015 نشان میدهند- کاهش تکان دهنده 93.8 درصدی!

 >درفوریه 2015، شاخه نظامی دولت خودمختار، YPG (یگان‌های حفاظت مردمی)، کنترل منطقه تحت اشغال داعش را به دست گرفته وشروع به تخریب روستاها واخراج وجابجایی روستائیان کرده است. محققانی که ازحسینیه بازدید کردند ویرانه های خانه های تخریب شده را دیده و با شاهدان عینی مصاحبه کرده اند.

  >یکی از شاهدان گفت: "آنها ما را ازخانه هایمان بیرون کشیده وشروع به سوزاندن خانه ها کردند... آنها بولدوزرها را آوردند... آنها خانه ها را تخریب کردند تا اینکه کل روستا ویران شد."

 در روستاهای جنوب شهر سلوک، برخی از ساکنان گفتند که جنگجویان YPG آنها را به حمایت از داعش متهم کردند و تهدید کردند که در صورت ترک نکردن به آنها شلیک خواهند کرد. درحالی که دربرخی موارد ساکنان اذعان داشتند که تعداد انگشت شماری از حامیان داعش در روستاهایشان وجود دارد، اکثر آنها ولی  حامی این گروه نبودند.

در یک مورد دیگر، روستاییان گفتند که جنگجویان ی.پ.گ آنها را درصورت عدم اطاعت، با حملات هوایی‌ (توسط) ائتلاف آمریکایی تهدید کرده اند. 

یکی از ساکنان صفوان می گوید: «آنها به ما گفتند که باید برویم وگرنه به ائتلاف آمریکایی می گویند که ما تروریست هستیم وهواپیماهای آنها به ما وخانواده هایمان حمله خواهند کرد».

 YPG اخراج خشونت‌آمیز غیرنظامیان را اینگونه توجیه می‌کند که این اخراج قهری غیرنظامیان برای محافظت خود مردم غیرنظامی ویا به دلایل نظامی ضروری است. 

این بسیار مهم است که ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده که درسوریه وکشورهای دیگر علیه داعش میجنگند واز دولت خودمختار حمایت کرده و یا با آنها هماهنگیهای نظامی می کنند، چشم خود را بر روی چنین سوء استفاده هایی نبندند.

لاما فکیه گفت: «آنها باید علیه جابجایهای اجباری وتخریبهای غیرقانونی موضع اتخاذ نموده واطمینان حاصل کنند که کمک های نظامی آنها به نقض قوانین بشردوستانه بین الملل کمک نمی کند».

دریک مورد ویژه خصمانه (وحشیانه)، جنگجویان YPG بنزین را داخل خانه ای ریختند و تهدید کردند که آن را درحالی که ساکنان هنوز داخل آن بودند، بسوزانند. 

باسما می گوید:

«آنها شروع کردند به ریختن بنزین به خانه والدین شوهرم. مادرشوهرم هنوز آنجا بود و حاضر به رفتن نشده بود. ولی آنها خیلی ساده (بنزین) را دور و بر او ریختند ... پدرشوهرم را پیدا کرده و شروع به کتک زدن او روی دستانش کردند...»

باسما گفت:

«گفتم حتی اگر خانه مرا بسوزانید، یک چادر می گیرم وهمینجا میزنم و سر جای خودم می مانم.»

 گرچه اکثر ساکنانی که ازاین اقدامات غیرقانونی صدمه دیده اند، عرب وترکمن هستند، در برخی موارد، به عنوان مثال درشهر مختلط سلوک، ساکنان کرد نیز توسط YPG وپلیس دولت خودمختار (آسایش) از بازگشت به خانه های خود منع شده اند.  درجاهای دیگر، برای مثال در روستای عبدی کوی، تعداد کمی از ساکنان کرد نیز به زور توسط YPG آواره شده اند. رئیس پلیس دولت خودمختار (آسایش) در مصاحبه با عفو بین‌الملل اعتراف کرد که غیرنظامیان به زوراخراج و آواره شده‌اند، اما آنها را "حوادثی محدود" قلمداد کرد. سخنگوی YPG این ادعاها را تکرار کرد که غیرنظامیان برای امنیت خود جابجا می شوند.  با این حال، بسیاری از ساکنان می گویند که آنها مجبور به ترک محل زندگی خود شده‌اند، حتی اگر روستاهایشان محل درگیری نبوده یا حتی در نزدیکی خط مقدم هم  قرار نداشته است و هیچ خطری آنها را از سوی بمب های دست ساز (IED)  تهدید نمیکرد.  جابجایی قهرآمیز و اجباری غیرنظامیان بدون ضرورت قانع کننده نظامی، نقض قوانین بشردوستانه بین المللی است.

   لاما فکیه گفت:«دولت خودمختار باید فوراً تخریب غیرقانونی خانه های غیرنظامیان را متوقف، به همه غیرنظامیانی که خانه هایشان به طور غیرقانونی ویران شده است، غرامت پرداخت کرده، ازجابجایی های قهری واجباری غیرقانونی جلوگیری کرده و به غیرنظامیان اجازه بازگشت و بازسازی (خانه هایشان) را بدهد».

ترجمه از آلمانی: نجف طایفه

*ترجمه گزارش سازمان جهانی عفو بین‌الملل از اوضاع سوریه در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۵،

  تخریب روستاها درمنطقه تحت حمایت آمریکا (درسوریه )همردیف جنایت جنگی ست.

https://www.amnesty.org/en/latest/news/2015/10/syria-us-allys-razing-of-villages-amounts-to-war-crimes/ 

۱۴۰۳ دی ۴, سه‌شنبه

بیانیه همبستگی برای آزادی وبرابری وکنگره ملیتها درباره بحران انرژی وغیره

بحران انرژی، آلودگی هوا و تعطیلی گسترده شهرهای بزرگ در ایران

در روزهای اخیر، شاهد تعطیلی بسیاری از شهرهای بزرگ کشور به بهانه آلودگی هوا بوده‌ایم. این در حالی است که شواهد نشان می‌دهد بحران واقعی، بحران انرژی، سوءمدیریت ساختاری و ورشکستگی اقتصادی تمام عیار است که حکومت جمهوری اسلامی ایران تلاش دارد آن را پنهان کند.

خانم شینا انصاری، رئیس جدید سازمان محیط زیست رژیم در دولت پزشکیان پیشتر وعده داده بود که با تایید رئیس جمهور حکومت برای مقابله با آلودگی هوا و کاهش بحران انرژی، مازوت‌سوزی در نیروگاه‌های برق متوقف خواهد شد. ایشان هزینه این اقدام را افزایش خاموشی در شهرها اعلام کرد. اما این وعده نیز مانند بسیاری از وعده‌های دیگر توخالی از آب درآمد. خاموشی‌ها بلافاصله به میزان زیادی افزایش پیدا کرد اما مازوت‌سوزی یکهفته پس از اعلام، از سر گرفته شد و همچنان در جریان است.

با پدیده وارونگی هوا و افزایش میزان آلاینده‌ها، اکنون هوای بسیاری از شهرها به وضعیت بسیار خطرناک رسیده است و خاموشی‌های گسترده نیز افزایش یافته است. این دو بحران به وضوح نشان‌دهنده ناکارآمدی مدیریتی و شکست سیاست‌گذاری‌های حکومتی است. لازم به ذکر است که بنا بر آمار حکومتی، سالانه در حدود 50 هزار تن از هموطنان در مناطق مختلف کشور بخاطر آلودگی هوا جان خود را از دست می‌دهند. در کنار مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا، آثار جانبی این پدیده مرگبار، افزایش بیماری‌های گوناگون است.

بحران انرژی در ایران، که امروز خود را در تعطیلی و خاموشی و آلودگی هوا نشان می‌دهد، تنها یکی از مظاهر ضعف نظام حکومت است. هم‌زمان، سقوط آزاد اقتصاد کشور با افزایش بی‌سابقه قیمت ارزهای خارجی ادامه دارد. دلار آمریکا و سکه طلا به مرزهای جدید قیمتی رسیده و این امر فشار اقتصادی را بر مردم ایران به شدت افزایش داده است. تورم افسارگسیخته، گرانی کالاهای اساسی وافزایش فقر، تصویری روشن از ناکامی حکومتی است که مدعی "مدیریت جهانی" بود.

تعطیلی شهرها به بهانه آلودگی هوا، نه‌تنها چاره بحران‌های جاری نیست، بلکه نشان‌دهنده عمق شکست‌های نظام در مدیریت منابع، اقتصاد و سیاست است. امروز، کشور ما نیازمند تغییراتی بنیادین است تا از این چرخه معیوب و ویرانگر نجات پیدا کند. پس از 45 سال حکومت جمهوری اسلامی در ایران، اکنون تنها راه حل مشکلات عدیده از جمله محیط زیست، انرژی، اقتصاد و معیشت، همچون دیگر معضلات لاینحل کنونی، سرنگونی رژیم حاکم و برقراری یک نظام دمکراتیک، ضد تبعیض و نابرابری توسط مردمان ایران است.

کنگره ملیتهای ایران فدرال
همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران
)
ائتلاف سياسی متشکل از چهارده حزب، سازمان و جريان سياسی(

2 دی 1403 برابر با 22 دسامبر 2024 


۱۴۰۳ آذر ۳۰, جمعه

بیانه دو ائتلاف در حمایت ازجنبش اعتراضی نه به اعدام

*در زیر بیانیه همبستگی فراگیر ملی برای آزادی و برابری در ایران و کنگره ملیت‌های ایران فدرال در حمایت از سه شنبه های اعتراضی " نه به اعدام"

حمایت از فراخوان "سه‌شنبه‌های نه به اعدام

نزدیک به یکسال پیش، در بهمن ماه 1402 تعدادی از زندانیان محکوم به اعدام در زندان قزلحصار با انتشار نامه‌ای اعلام کردند که  در اعتراض به لغو مجازات اعدام هر سه‌شنبه دست به اعتصاب می‌زنند.

آنان در نامه خود نوشتند: "برای اینکه کسی صدای ما را بشنود، ما مجبوریم از این هفته، هر سه‌شنبه اعتصاب غذا کنیم. روز سه‌شنبه را برای این انتخاب کردیم، چون اغلب این روز، آخرین روز زندگی همبندی‌های ماست که در روزهای قبل به انفرادی منتقل می‌شوند..."

این حرکت اعتراضی که با عنوان "سه‌شنبه‌های علیه اعدام" آغاز شد، به ‌زودی توسط زندانیان دیگر در بند زنان اوین و سپس در بسیاری از زندان‌های سراسر کشور ادامه یافت. اکنون، یک سال پس از آغاز این جنبش، فراخوان "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" به نماد همبستگی علیه سیاست اعدام تبدیل شده است.

در این هفته زندانیان در زندان خورین ورامین اعلام کردند از این هفته روز سه شنبه در اعتصاب غذا و کارزار "سه شنبه های نه به اعدام" شرکت خواهند کرد. به این ترتیب با پیوستن زندان خورین ورامین به زندان اوین (بند زنان، بند ۴و ۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان اراک، زندان خرم آباد، زندان اسد آباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان نظام شیراز، زندان بم، زندان کهنوج، زندان مشهد، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان کامیاران و زندان طبس زندان‌های شرکت کننده در کارزار "سه شنبه های نه به اعدام" اکنون به ۲۷ زندان افزایش یافته است.

خانم نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل و از چهره‌های برجسته این حرکت اعتراضی، که خود نیز در بند زنان اوین در حبس به سر می‌برد، از این فراخوان حمایت کرده و آن را نمادی از اتحاد برای زندگی و کرامت انسانی خوانده است.

ما در همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران با اعلام حمایت قاطع از این حرکت و صدای عدالت‌خواهانه زندانیان، از تمامی وجدان‌های بیدار در سراسر کشور و جهان می‌خواهیم تا همراه و همصدا با این فراخوان، به گسترش پیام "نه به اعدام" کمک کنند. روزهای سه‌شنبه را به روز اعتراض و اتحاد علیه اعدام تبدیل کنیم. صدای زندانیانی باشیم که از اعماق سلول‌های تاریک، ندای زندگی و عدالت سر می‌دهند و صدای محکومان به اعدام هستند.

همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران

کنگره ملیتهای ایران فدرال

29 آذر 1403 برابر با 19 دسامبر 2024 

۱۴۰۳ آذر ۲۲, پنجشنبه

پایان دیکتاتوری 50 ساله خاندان اسد در سوریه

 ( اطلاعیه ائتلاف همبستگی فراگیر و کنگره ملیتهای ایران)

سیزده سال پس از آغاز اعتراضات صلح آمیز در سوریه که بلافاصله با سرکوب، زندان، شکنجه، بمباران شیمیایی و کشتار وسیع مخالفانِ رژیم بشار اسد مواجه شد، سرانجام در روز ۷ دسامبر ۲۰۲۴، دیکتاتوری خونریز اسد سرنگون شد.

از همان ابتدای اعتراضات مردمی در سوریه، رژیم حاکم بر ایران با کمک نیروی نیابتی‌اش حزب الله لبنان، بیشترین نقش را در سرکوب مخالفان بشار اسد  بازی کرد. سپاه قدس با فرمان خامنه‌ای و تحت فرماندهی قاسم سلیمانی با ارسال نیرو، امکانات و تسلیحات و با صرف میلیاردها دلار از سرمایه مردمان ایران نقطه کلیدی در سرپا نگاه داشتن حکومت سوریه محسوب می‌شد.

مقاومت و ادامه مبارزه مردم سوریه سرانجام به بار نشست و جشن و شادی در خیابانهای شهرهای آزاد شده و بازگشت هزاران هزار آواره از کشورهای همجوار به کشور، امید زندگی بهتر در صلح و آرامش را برای مردم تقویت کرده است.

ما نیز در همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران و کنگره ملیتهای فدرال برای مردم سوریه آرزوی ایجاد حکومتی را داریم که در آن صلح و برقراری دمکراسی و احترام به حقوق همه ملیتهای موجود و مذاهب و اقلیتها در سوریه در حکومت آینده از دستاوردهای سقوط رژیم جنایتکار اسد باشد. در واقع ایجاد صلح و آرامش در منطقه پادزهر حکومت ایران است و مردمان ایران را به سرنگونی رژیم جنایتکار حاکم نزدیکتر می‌کند.

بدون شک تضعیف و درهم شکسته شدن ماشین جنگی جمهوری اسلامی در خاورمیانه، به نفع جنبش آزادیخواهانه مردمان ایران است.

کنگره ملیتهای ایران فدرال

همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران

ائتلاف سياسی متشکل از چهارده حزب، سازمان و جريان سياسی

۱۹آذرماه ۱۴۰۴ برابر با ۹ دسامبر ۲۰۲۴

۱۴۰۳ آذر ۱۸, یکشنبه

حکومت خانواده اسد در سوریه سقوط کرد

 رسانه های جهان امروز یکشنبه 18 آزر 1403 برابر با 8 دسامبر 2024 با نشان دادن فیلم و تصاویر تصرف دمشق پایتخت سوریه بدست نیروهای مقاومت را به اطلاع جهانیان رساندند. رسانه ها ، اعلام کردند که مردمان کشور سوریه حکومت خانواده اسد را که از سال 1971 میلادی با کودتای نظامی بر سوریه حاکم و 53 سال با دیکتاتوری نظامی حکومت کرد واز عناصر اصلی "جبهه ی خشونت" در منطقه خاورمیانه بود،  پیروز شدند.

حال نوبت پیروزی مردمان ایران بر رژیم دیکتاتوری قرون وسطایی خشن بر کشور است.  

پیروز باد جنبش زن زندگی آزادی در ایران

سازمان فرهنگی وسیاسی ترکمنصحرای ایران

18آزر 1403 - 8دسامبر 2024

۱۴۰۳ آذر ۱۷, شنبه

تقابل با قانون های قرون وسطایی درعصر کنونی گریز ناپذیر است

 علیه قانون «حجاب و عفاف» با تمام توان به مقابله برخیزیم!

لایحه «حمایت ازخانواده ازطریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب» معروف به لایحه حجاب پس از رفت و برگشت‌های متعدد میان مجلس و شورای نگهبان در۷۴ ماده ومجموعا در۵ فصل تنظیم وبه قانون تبدیل شد. به گفته رئیس مجلس شورای اسلامی این قانون ۲۳ آذرماه ابلاغ خواهد شد ومطابق ماده ۷۴ این قانون مدت زمان آزمایشی آن سه سال تعیین شده است. ابلاغ «قانون حجاب و عفاف» به دولت بار دیگر نشان داد که تا چه حد این حاکمیت  تلاش می‌کند تا قوانین قرون وسطائی را به زنان  وجامعه ایران تحمیل کند.

دو سال پس از جنبش بزرگ «زن، زندگی و آزادی»، که بیان آشکار مخالفت جامعه با "حجاب اجباری" و تحقیر و سرکوب زنان بود، تصویب این قانون آشکارا حاکی از مخالفت حکومت ارتجاعی با خواسته‌های برحق و ابتدایی زنان و مردان درایران است. تصویب این قانون به مامورین انتظامی اجازه می‌دهد تا به بهانه مفاد آن، شرائط ترس و وحشت درجامعه را تشدید کرده و دستگیری و سرکوب مخالفین را تشدید کنند.

حاکمیت درتلاش است تا به طرق مختلف دستآوردهای خیزش «زن، زندگی و آزادی» را به عقب راند. حکومت با سرکوب همه جانبه توانست بطور موقت قیام ۱۰۴۱ را به لحاظ سیاسی سرکوب کرده و مانع از ادامه تظاهرات خیابانی شود، اما نتوانست زنانی که درجنبش «زن، زندگی و آزادی »روسری را درمعابر عمومی از سر برداشتند دوباره مجبور به رعایت حجاب کند. یکی از دلایل قانون جدید بازگرداندن وضعیت به قبل ۱۴۰۱ است.

خیزش «زن، زندگی و آزادی»  تنها به مخالفت با حجاب اجباری خلاصه نمی‌شد ونمی‌شود، بلکه در خود خواست آزادی و خلاصی از قید و بندهای قوانین قرون وسطائی اسلامی را حمل می‌کرد ومی‌کند. کاربدستان حکومت اسلامی درطول بیش از چهل سال شرائط زندگی را بر مردمان ایران سخت و دشوار کرده‌اند و به همین دلیل هرروزه بر خیل مخالفان حکومت افزوده می شود.

 درشرائط بحران‌های اقتصادی، اجتماعی وسیاسی است که جامعه به تنگ آمده ازاین همه فشار و تنگدستی، درپی رهائی از این حکومت و رسیدن به آزادی به حرکت در آمده است. حکومت دیکتاتور وسرکوبگر مذهبی ایران نیز با وضع قوانین ضد دمکراتیک همچون «قانون حجاب و عفاف»، می‌کوشد تا با ایجاد فضای خفقان و سرکوب با مبارزه مردم برای رسیدن به آزادی‌های مدنی و حقوقی خود مقابله کند.

وضع این قانون خود بیانگر شکست سیاست «حجاب اجباری» است، که از ابتدای به قدرت رسیدن این حکومت به راههای مختلف و بویژه از طریق «گشت ارشاد» و دستگیری و زندانی کردن زنان و دختران و بخشنامه های اداری پیش برده شد و در نهایت بی‌نتیجه، به ضرب و شتم شدید و خشونت آشکار علیه زنان منتهی شد. در تمام این سالها زنان، با پشتیبانی جامعه، به طرق مختلف با قوانین قرون وسطائی زن ستیز حکومت مقابله کرده‌اند و نهایتا خیزش «زن، زندگی و آزادی» نشان از شکست «یا روسری یا تو سری» بود. اکنون حکومت از در دیگر وارد شده است و در شرائط وخامت أوضاع اقتصادی، گرانی لجام گسیخته و بیکاری گسترده از یک سو و بحران سیاسی عمیقی که در منطقه گریبانش را گرفته است، تلاش دارد تا با قوانینی قرون وسطائی و با توسل به جریمه های نقدی، بطور مثال جریمه ۱۶۵ میلیون تومانی برای بد حجابی، و رودررو کردن مردم با یکدیگر ناتوانی خود درحل معضلات اجتماعی وپاسخگوئی به نیازهای جامعه را لاپوشانی کند.

حکومت دینی درایران درتلاش است تا به هر ترتیب ممکن افکار ارتجاعی خود را تثبیت کند. رژیمی که با تمام قوا کوشید با زور سرکوب جنبش «زن، زندگی، آزادی» را کاملا خاموش کند، اکنون خود به دست خود مجددا زمینه‌های یک خیزش وسیع‌تر و همگانی‌تر را فراهم می‌کند. حکومت بر این امید است که با بستن جریمه‌های سنگین مردم را به عقب‌نشینی وادارد، ولی تجربه نشان داده است که جریمه مالی هیچگاه مانع نقض یک قانون نادرست نیست و تا کنون نبوده است. اگر زندان و شلاق نتوانست دختران و زنان ایران را «محجبه» کند، صد البته که جریمه نقدی نخواهد توانست درمقابل این خواست رهائی موثر باشد.

این قانون به تشدید نارضایتی و عمیق‌تر شدن خواست رهائی در لایه‌های مختلف اجتماعی ایران منتهی شده  و یقینا موج جدیدی از اعتراضات را بدنبال خواهد داشت.

اگرحکومت ارتجاعی وسرکوبگردرتدارک تهاجم جدید به دستآوردهای مبارزات مردم است، برهمه سازمان‌ها وأحزاب دمکراتیک وچپ اپوزیسیون وهمه مبارزین راه رهائی و رسیدن به آزادی ودمکراسی است که آنها نیز درتدارک مقابله جدی وسازمان یافته با این حکومت و تشدید مبارزه برای خلاصی مردمان ایران از این رژیم ضد بشری باشند.

ما در “همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران” و “کنگره ملیتهای ایران فدرال” بر این باوریم که زنان و مردان این مرز وبوم این قانون توهین‌آمیز و ناهنجار را نخواهند پذیرفت وبا آن مقابله خواهند کرد. اين نظام جنایتکار، ضد بشر و زن‌ستيز که با بحران‌های عميق اقتصادی، سياسی و اجتماعی دست به گريبان است به عبث می‌پندارد که با اعمال هرچه بيشتر خشونت و سرکوب مردم می‌تواند حکومت خود  را همچنان ادامه دهد.

جمهوری اسلامی با پافشاری بر سیاستهای تا کنونی خود هرچه بيشتر بر تنفر و کينه مردم نسبت به خود می‌افزاید و دير نيست روزی که مردمان ايران اين حکومت را سرنگون کرده و به آزادی، برابری و دمکراسی دست يابند.

 ما خود در کنار زنان و مردان ایران ازهیچ اقدامی درمخالفت با این قانون کوتاهی نخواهیم کرد.

کنگره ملیتهای ایران فدرال  

همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران

(ائتلاف سياسی متشکل از چهارده حزب، سازمان و جريان سياسی)

*لینک  https://hambastegi.de/