دربزرگداشت سه هنرمند برجستهی ترکمن
نوشته : آنادردی عنصری > مختومقلی
بزرگ سطری جادویی دارد که میگوید : مختومقلی گیزلی
سئرئنگ بار ایچده 113( 25 )
ترجمه > مختومقلی رازی نهان
به دل داری
پرسش این است که این راز نهان چیست؟ وشاعر ازکدام راز پنهان درنهانخانهی
دل خود سخن میگوید. درشعری دیگر شاعر باز سطری دارد که تا حدودی این ابهام را
روشن میکند. واین راز نهان را به طریقی آشکار میکند. شاعر میسراید :
یۆرهگیمده پئنهان عئشقئنگ دردی بار . 126 ( 27 ).> ترجمه > درد عشقی پنهان دارم در دلم
ازاین سطرما میتوانیم حدس بزنیم که شاعرآن رازنهانی که درنهانخانهی
دل سخن میگوید،عشق پنهانی است که درعمق دلش منزل کرده
حالا این این پرسش ذهن را میآزارد که این عشق چیست؟ جنس آن کدام است؟
آیا عشقی مادی است یا عشقی آسمانی؟! درهرحال فعلا و مرتبط با بحث فعلی مهم است
بدانیم این عشق میتواند درهر دلی و سینهای یافت شود. اما درانسانهای اندکی که
خاصاند این عشق پنهان مراتب تحول را طی میکند وتجلی مادی آن درقالب ظرفیت هنری،
خود مینمایاند. وسپس چون توسنی سرکش درمیدان خلاقیت، تاخت میآغازد. اما این تحول
به همین سادگی پدید نمیآید.
ابتدا این آن فرد خاص است که این عشق پنهان را درزاویهی دل کشف میکند;
آن را میپروراند، تغذیه میکند، میآراید [ استعداد هنری ] ودرتلفیق با عنصر
آگاهی وتأثیرپذیری ذهنی از شرائط محیطی [ تاریخ و فرهنگ جامعه ] درهیئت یک هنرآن
را جسمیت میبخشد. پس فرایند تولید وخلق هنر دراین افراد مراحل ِ 1– کشف 2 – پرورش
3– عنصرآگاهی 4– جامعه را طی میکند تا برسد به شکلگیری یک نوع ویژه از بازنمود
هنر درکنش هنرمند. این بازنمود در رماننویسی چون عبدالرحمان اونق با واسطهی قلم
وی رویمیدهد. به طوری که اونق را درجایگاه نویسندهای درسطح کشور شهره میکند. درگویندهای
چون ارازدردی خواجه درهیئت سخن و زبانآوری شرائطی را خلق میکند که ویرا به زبان
گویای ادبیات منظوم ترکمن تبدیل میکند. و بالاخره در آوازهخوانی چون عبدالرحمان
فراخی درهیئت موسیقی شرائطی را خلق میکند که وی را به یکی ازافراد شاخص موسیقی
مردمی ترکمن درمنطقهی صحرا تبدیل میکند.
اکنون که از موسیقی سنتی ترکمن صحرا سخن رفت جا دارد یاد کنم ازهنرمند
با استعداد عرصهی موسیقی سنتی ; مرحوم تاجوردی پیکر که متأسفانه اسیر دستِ تطاول
توفان زمانهی غدار خیلی زود ازمیان ما رخت بربست و روانهی سفری بیبازگشت شد.
سفری که حوزهی موسیقی سنتی ترکمنی را درایران از وجود استعداد بینظیر وی محروم
کرد. تاجوردی پیکر از نگاه من در حقیقت حکم یک ( آرزوی محقق نشده) را دارد. چون
که او آرزوها وبرنامههایی بزرگ برای آیندهی موسیقی ترکمنصحرا در دل میپروراند
که شوربختانه در دست تطاول زمانه برباد رفت.> یادش همیشه مانا باد. > از میان دریافتیها : ع. ب.
https://www.youtube.com/watch?v=Z4SJFTuTtgk
https://turkmentalk.wordpress.com/2025/03/04/
همایش ودستاوردهایش
علی بشارتی: دغدغه همایش دستاوردی بود تا
فضای مناسبی برای رشد وبالندگیِ کمیته بانوانِ چاوش فراهم شود. بیش از پیش
بتوانندتوانمندی هایشان را در سطح عمیق تری تقویت کنند.
حضور چشمگیرِ خواهران ما در این
امر فرهنگی قابل توجه بود.
با وجود دشواری های فراوان
(محدودیت های جنسیتی)بانوان صحرا با حضور خود در جمعیت های فرهنگی ،هر یک با سبک
وسیاق هنرمندانه وباطبع لطیف زنانه خود در راستای توسعه ادب وهنر، نقش ماندگاری بر
جای گذاشته ومی گذارند.
علاوه بر شعر وشاعری ،مجری گری
وگویندگی به زبان های ملی ومادری ،حضور پر رنگ درکلاسهای کتابخوانی،آموزش زبان مادری
و…تهیه وتنظیم مجموعه کلیپ ها ،فرصت مغتنمی است تا از ابتکار وخلاقیت های بانوانِ
همکارِ این جمعیت قدر دانی شود واینکه به مجموعه فعالیت های فرهنگی خودعمق و وسعت
بیشتری می بخشند جای خرسندی دارد.
استمرار این روند لازمه رشد وبالندگی خواهران ما درجمعیتهای هنری فرهنگی تلقی میشود.
مستدام باد > از خدمتگذاران جمعیت چاوش
–علی بشارتی>دهم اسفند ماه ۱۴۰۳
https://turkmentalk.wordpress.com/2025/03/01/
*-برگرفته از نشریه گفتمان ترکمنها
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر