۱۴۰۴ فروردین ۱۲, سه‌شنبه

دربارهی نوروز درتص ازعاشور قاضي وبي بي مريم شرعي

نوروز در تركمنصحرا ، از عاشور قاضي، بي بي مريم شرعي  

پيشواز: نوروز درفرهنگ قوم تركمن از كهنترين زمانها شناخته شده است.

اسفند درشمار روزهاي مقدماتي است كه براي سال نو تداركي ديده ميشـود. هماننـد خريد لباس، تهية شيريني و آجيل، خانه تكاني و شستن  فرشها، رنگ زدن خانه ها و مرمت خرابي هاي جزئي، درست كردن سـبزه، تزئين كردن حيواناتي مثل اسـب ( درسـت كـردن نمـد رنگين، پيشاني بند با نقش و نگارهاي بسيار زيبا براي اسـبان) وآويختن زنگوله به گردن گوسـفند كه فرارسيدن سال نو را نويد ميدهد، پس از تميزكردن خانه و تعويض فرشهاي كهنه با نو، نخ سفيد و سياه را باهم ميبافند و در ميانة آن اسپند، نظر چشم، منجوق، نمك وداغدان (نوعي چوب كه درنزد تركمنهاي قديم مورد احترام بوده است) قرار ميدهند وبه بالاي درب خانـه آويزان ميكنند و به نشانة بركت چندين تنور نان پخته ويك جفت قرص نان كوچك را با نخ سفيد و سياه بـه تركمنها قبل از فرارسيدن سال نو در روزهاي پنجشنبه و جمعه براي شادي روح اموات، به همسايه هايشان خيرات مـيدهنـد و دراغلـب خانه ها براي خوشبوكردن منزلشان عود روشن ميكنند.

تركمنها قبل ازفرارسـيدن سال نو در روزهاي پنجشنبه وجمعه براي شادي روح اموات، به همسايه هايشان خيرات ميدهند و دراغلب خانه ها براي خوشبوكردن منزلشان عود روشن ميكنند ومعتقدند كه روح مردگانشان با ديدن فرزندان پاكيزه و همچنين معطربودن خانه، شاد مي شود. 

چهارشنبه سوري: درتركمنصحرا، چهارشـنبه سـوري جشن گرفته مي شود واول شب آتش مي افروزند ومي گويند: »سنينگ قيزيلينگ مانگا، منينگ ساريم سانگا.« (sânyng qyzilÎng mângâ, manyng sârym sângâ). برگردان: سرخي تو به من، زردي من به تو. 

همچنين در كپه هاي هيزم كه روشن ميكنند براي دفع چشم زخم، اسپند مي ريزند تا آنها را تا سال آينـده ازچشم زخم مصون دارد و اين آتش را روشن ميگذارنـد تا خود، خاموش شود. دراين شب (شب چهارشنبه سوري)، تركمنها رسـم دارند تا به نيت خيرات، بين همـسايگان نان روغني تقسيم كنند.» قارا چهار شنبه «ازنامهاي خاصي است كه به اين شب نسبت ميدهند ومعتقدند كه باصدقه دادن به مساكين، بلا وسياهي را ميتوان دفع كرد.بدين مناسـبت براي زدودن سـياهي ازدودة آتش چهارشنبه سوري به كاسه هايشان ميزنند وميگويند: كول آشاقيندا بلاقالماز

سرگرمي ها: هنوزهم كم وبيش بعضي از تفريحات وسرگرمي هاي گذشتگان دربين جوانان تركمن رايج ميباشد، مثل: اسبدواني، كشتيگيري، پرش براي گرفتن دستمال از بلندي، مـسابقة خـروس جنگـي، شـاخ زنـي ميشها، تاب بازي ومنجوق آتدي به معناي انداختن دانـةمنجوق. دراين بازي نوروزي، دختران تركمن  دور هم جمع ميشوند و منجوق هاي خود را كـه با علامتي مشخص كرده اند، دانه دانه دریک ظرف پر از آب مي اندازند. دختري كه ظرف را نگه داشته، آن را بالاي سر دوستانش مي برد و منجوق ها را با هم قاطي ميكند و یک بند شعر ميخواند و بعدش يكي از منجوق ها را ازظرف آب درميآورد. منجوق بهريك ازدختران كه تعلق داشته باشد، معناي شعر خوانده شده، درارتباط با او قلمداد مي شود.  

نوروز گلدي بو گيجه (نوروز امشب فرا رسيد)، قيزلار آتارلار بيجه (دختران طالع شان را مي آزمايند) كيمينگ بيجه سي چيقسا (طالع هركسي درآيد)  بيريگرسن »نوروز كؤجه« (نـصيبش يک...«كاسة نوروزي») 

باشلاندي قيز باشلاندي (شروع شد، دخترها شروع شد)، كأسأ مونجوق تاشـلاندي (منجوق كاسه، انداخته شد) 

سؤز آيديجي گليپ دير( خواستگارآمده است)، بويداشنيا بووشلاندي (به دوستش مژده داده شد) 

-------- 

قایناتیارلار سمني (سمنو را مي جوشانند) > توربا دؤر قديم تمني (سوزن (جـوالدوز)را درتوبره فرو كردم) بيلنيم آيراليق إكن (فهميدم جدايي است كه) هممه درد دن ياماني (ازهمه دردها بدتراست) نوروزگلدي يازگلدي (نوروزآمد، بهارآمد) قارغا گيتدي غازگلدي (كلاغ رفت وغازآمد) جمله جهان لاله زار(تمام جهان لاله زار) آيديم گلدي سازگلدي (آواز آمد سازآمد).   

*منبع: صفحات 124، 125، 126 از فرهنگ شماره10 نشریه "پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی"

*برگرفته از لینک @El_Bilimi