۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

ایران درمیان آتش، انسداد و فرسایش

آیا جنگ به فاز فشار فرسایشی اقتصادی وامنیتی منتقل شده؟

يادداشت هفته” يکشنبه ٢٠ ارديبهشت ١٤٠٥ / ١٠ مای ٢٠٢٦ :هفته‌ای که گذشت، بار دیگر نشان داد که ایران وارد مرحله‌ای تازه و خطرناک از بحران شده است، مرحله‌ای که در آن مرز میان جنگ خارجی، سرکوب داخلی وفروپاشی تدریجی نظم سیاسی بیش از هر زمان دیگری از میان رفته است. آنچه امروز در ایران جریان دارد، صرفاً یک تنش نظامی یا بحران دیپلماتیک نیست، بلکه تلاقی چند بحران هم‌زمان است: جنگ فرسایشی با اسرائیل و آمریکا، امنیتی‌شدن کامل فضای داخلی، تشدید بحران اقتصادی، گسترش نارضایتی اجتماعی، و عمیق‌تر شدن شکاف میان حکومت و جامعه.
درظاهر، از شدت درگیری‌های مستقیم نظامی میان ایران و اسرائیل نسبت به هفته‌های اوج جنگ کاسته شده و بحث «آتش‌بس» همچنان درسطح رسانه‌ای و دیپلماتیک مطرح است، اما واقعیت میدانی چیز دیگری می‌گوید. نه تهران و نه واشنگتن و تل‌آویو هنوز به یک توافق پایدار و روشن نرسیده‌اند. منطقه همچنان روی بشکه باروت قرار دارد وهر حادثه‌ای در خلیج فارس، عراق، سوریه، لبنان یا حتی درون خاک ایران می‌تواند دوباره آتش درگیری را شعله‌ور کند. توقیف نفتکش‌های مرتبط با ایران، فشار بر صادرات نفت، تهدیدهای تازه درباره تنگه هرمز و ادامه حضور سنگین نظامی آمریکا در منطقه، نشان می‌دهد که جنگ صرفاً از شکل موشکی و هوایی، به فاز فشار فرسایشی اقتصادی و امنیتی منتقل شده است.
هم‌زمان، جمهوری اسلامی تلاش کرده از فضای جنگی برای تحکیم کنترل داخلی استفاده کند. موج تازه بازداشت‌ها، اعدام‌ها و پرونده‌سازی‌های امنیتی در هفته گذشته ادامه یافت و حکومت با شدت بیشتری هرگونه اعتراض، انتقاد یا فعالیت مدنی را به «همکاری با دشمن» و «جاسوسی» پیوند زد. فضای کشور عملاً وارد یک وضعیت نیمه‌نظامی شده است، وضعیتی که در آن حتی ارتباطات شخصی، فعالیت در شبکه‌های اجتماعی یا دسترسی به اینترنت آزاد، می‌تواند به اتهامی امنیتی تبدیل شود. گزارش‌ها درباره بازداشت صدها نفر به اتهام همکاری اطلاعاتی، تهدید شهروندان از طریق پیامک‌های امنیتی و فشار بر فعالان مدنی و رسانه‌ای، تصویری روشن از گسترش فضای رعب و کنترل در کشور ارائه می‌دهد.
یکی از مهم‌ترین رخدادهای هفته گذشته، ادامه اختلال گسترده اینترنت و محدودسازی ارتباطات بود. جمهوری اسلامی اکنون به‌خوبی دریافته که در عصر جنگ و بحران، کنترل روایت‌ها به اندازه کنترل خیابان اهمیت دارد. قطع یا کندسازی اینترنت، محدودکردن تماس‌های بین‌المللی و برخورد با ابزارهای دور زدن فیلترینگ، بخشی از استراتژی حکومت برای منزوی‌کردن جامعه و جلوگیری از شکل‌گیری همبستگی سراسری است. حکومت می‌داند که اتصال آزاد جامعه ایران به جهان بیرون، می‌تواند ماشین تبلیغاتی وامنیتی آن را تضعیف کند. به همین دلیل، جنگ علیه اینترنت اکنون به بخشی از جنگ علیه جامعه تبدیل شده است.
در سطح اجتماعی، اگرچه هنوز نشانه‌ای از یک خیزش سراسری و هماهنگ مشابه خیزش «زن، زندگی، آزادی» دیده نمی‌شود، اما نارضایتی عمیق و گسترده همچنان در زیر پوست جامعه جریان دارد. بحران اقتصادی، سقوط ارزش پول ملی، تورم سنگین و فرسایش معیشت مردم، به عاملی دائمی برای خشم اجتماعی تبدیل شده است. اعتراض‌های پراکنده کارگری، نارضایتی بازاریان، اعتصاب‌های محدود و اعتراض در مناطق پیرامونی، همگی نشانه‌هایی از جامعه‌ای هستند که وارد مرحله فرسودگی خطرناک شده است. جامعه ایران دیگر صرفاً با بحران اقتصادی روبه‌رو نیست، بلکه با بحران اعتماد، بحران آینده و بحران بقا مواجه است.
در این میان، ملیت‌های تحت ستم و مناطق پیرامونی کشور همچنان زیر شدیدترین فشارها قرار دارند. کوردستان، بلوچستان و برخی مناطق عرب‌نشین، عملاً در وضعیت امنیتی دائمی قرار گرفته‌اند. حکومت در فضای جنگی تلاش می‌کند هرگونه مطالبه ملیتی، فرهنگی یا سیاسی را به پروژه «تجزیه» یا «همکاری با دشمن خارجی» پیوند بزند. این سیاست نه‌تنها سرکوب را توجیه می‌کند، بلکه زمینه را برای اعمال خشونت گسترده‌تر نیز فراهم می‌سازد. با این حال، واقعیت این است که بخش بزرگی از ظرفیت مقاومت اجتماعی در ایران امروز در همین مناطق متمرکز است، مناطقی که هم از تبعیض تاریخی رنج برده‌اند و هم هزینه سنگین‌تری برای اعتراض پرداخته‌اند.
در خارج از کشور نیز اپوزیسیون همچنان در وضعیت پراکندگی و سردرگمی به‌سر می‌برد. جنگ اخیر شکاف‌های قدیمی اپوزیسیون را عمیق‌تر کرد. بخشی از نیروهای مخالف حکومت عملاً به استقبال فشار نظامی خارجی رفتند و آن را مسیر سقوط جمهوری اسلامی دانستند، در حالی که بخش دیگری هشدار دادند که جنگ و مداخله خارجی، بیش از آنکه به آزادی منجر شود، خطر فروپاشی و ویرانی را افزایش می‌دهد. این شکاف همچنان پابرجاست و باعث شده اپوزیسیون خارج از کشور نتواند به یک صدای منسجم و قابل اعتماد برای جامعه داخل ایران تبدیل شود. مشکل اصلی اپوزیسیون فقط اختلاف سیاسی نیست، بلکه فقدان یک پروژه مشترک برای آینده ایران است.
در درون حاکمیت نیز نشانه‌های مهمی از جابه‌جایی قدرت دیده می‌شود. نهادهای نظامی و امنیتی بیش از گذشته مرکز ثقل تصمیم‌گیری شده‌اند و سپاه پاسداران عملاً نقش تعیین‌کننده‌تری در سیاست داخلی و خارجی پیدا کرده است. جنگ و بحران‌های اخیر، روند تبدیل جمهوری اسلامی به یک حکومت امنیتی-نظامی را سرعت بخشیده است. روحانیت سنتی بیش از گذشته به حاشیه رانده شده و زبان رسمی حکومت، آشکارا زبان تهدید، امنیت و بقا شده است. در چنین شرایطی، حتی شکاف‌های درونی حکومت نیز نه بر سر اصلاح ساختار، بلکه بیشتر بر سر شیوه مدیریت بحران و حفظ قدرت شکل می‌گیرد.
اما شاید مهم‌ترین واقعیت هفته گذشته، آشکارشدن بیش از پیشِ بن‌بست کلی وضعیت ایران باشد. جمهوری اسلامی دیگر قادر نیست مشروعیت از دست‌رفته خود را بازسازی کند، اما در عین حال جامعه و اپوزیسیون نیز هنوز نتوانسته‌اند یک بدیل منسجم و سازمان‌یافته ایجاد کنند. این خلأ سیاسی، خطرناک‌ترین بخش وضعیت کنونی است، زیرا هرچه بحران عمیق‌تر شود، احتمال ورود کشور به دوره‌ای از بی‌ثباتی مزمن، خشونت گسترده و فروپاشی اجتماعی افزایش می‌یابد.
ایران امروز در وضعیتی قرار گرفته که ادامه شرایط موجود، نه برای حکومت قابل تثبیت است و نه برای جامعه قابل تحمل. جنگ خارجی، سرکوب داخلی، بحران اقتصادی و انسداد سیاسی، همگی در حال تغذیه یکدیگرند. در چنین شرایطی، دفاع از آزادی اطلاعات، مقابله با اعدام، حمایت از زندانیان سیاسی و تلاش برای ایجاد همبستگی میان جنبش‌های اجتماعی، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است.
آنچه ایران امروز بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، نه قهرمان‌سازی‌های رسانه‌ای و نه رؤیای مداخله خارجی، بلکه شکل‌گیری یک افق سیاسی دموکراتیک و فراگیراست، افقی که بتواند میان آزادی، عدالت، حقوق ملیت‌ها، برابری و جلوگیری از فروپاشی اجتماعی پیوند برقرار کند. بدون چنین افقی، کشور یا در چرخه فرسایش تدریجی باقی خواهد ماند یا به سمت آشوبی خواهد رفت که هزینه آن را بار دیگر مردم خواهند پرداخت.
و تاریخ این منطقه، متأسفانه، پر است از حکومت‌هایی که برای ماندن جنگیدند و اپوزیسیون‌هایی که برای رسیدن به قدرت عجله کردند، اما کمتر کسی برای ساختن یک جامعه آزاد و قابل زیستن برنامه داشت. مشکل خاورمیانه همیشه فقط استبداد نبودە، گاهی فقدانِ تصور روشن از «بعد از استبداد» هم بوده است.

https://hambastegi.net/2265/  > لینک دوم  https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=68841     

۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۰, پنجشنبه

اطلاعیه بمناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر

اطلاعیه  شورای همکاری ترکمن‌صحرا

به مناسبت اول ماه مه، روز جهانی کارگر

گرامی باد اول ماه مه، روز جهانی کارگر!

شورای همکاری ترکمن‌صحرا فرا رسیدن این روز را به تمامی کارگران، زحمتکشان و مزدبگیران ایران، منطقه و جهان تبریک می‌گوید و مبارزات پیگیرانه آنان را در راه دستیابی به آزادی، عدالت اجتماعی، رفع تبعیض و تحقق حقوق برابر انسانی ارج می‌نهد.

اول ماه مه امسال در شرایطی فرا می‌رسد که سایه جنگ، ناامنی و تنش‌های نظامی، بیش از هر زمان دیگری بر زندگی مردم سنگینی می‌کند. تجربه نشان داده است که نخستین و سنگین‌ترین پیامدهای جنگ و بحران‌های نظامی، بر دوش کارگران و زحمتکشان قرار می‌گیرد؛ از نابودی فرصت‌های شغلی و کاهش سطح دستمزدها گرفته تا گسترش فقر، ناامنی اقتصادی و تضعیف زیرساخت‌های معیشتی.

در کنار این وضعیت، تداوم مشکلات ساختاری و ناتوانی در پاسخ‌گویی به مطالبات به‌حق مردم، بر پیچیدگی بحران‌ها افزوده و شرایط زندگی را برای کارگران، حقوق‌بگیران و اقشار فرودست دشوارتر کرده است. برخوردهای سرکوبگرانه با مطالبات صنفی نیز به تعمیق شکاف‌های اجتماعی و افزایش نارضایتی عمومی می‌انجامد و چشم‌انداز دستیابی به راه‌حل‌های پایدار را تیره‌تر می‌سازد.

از دیدگاه ما، تداوم و گسترش مبارزات صنفی و سندیکایی کارگران و سایر مزدبگیران، بخشی جدایی‌ناپذیر از تلاش برای دستیابی به آزادی، دموکراسی و برابری حقوقی در کشور است.

در ایران، تحقق امنیت و ثبات پایدار زمانی امکان‌پذیر است که یک آلترناتیو جدی و کارآمد شکل گیرد و بتواند در مسیر دستیابی به صلح و گذار به نظامی  فدرال و دموکراتیک و سکولار، نقشی مؤثر ایفا کند. تأمین امنیت، بازسازی اقتصادی، مقابله با فقر و ایجاد اشتغال، تنها در چنین چارچوبی می‌تواند به‌طور پایدار تحقق یابد.

شورای همکاری ترکمن‌صحرا ضمن گرامیداشت روز جهانی کارگر، بار دیگر حمایت و پشتیبانی خود را از مبارزات و مطالبات برحق کارگران، زحمتکشان مزدبگیر و بیکاران اعلام می‌دارد.

شورای همکاری ترکمن صحرا:

-حزب اتحاد ترکمن صحرا

 -سازمان فرهنگی و سیاسی ترکمن صحرا

-شورای همبستگی ترکمن صحرا

۳۰ آوریل ۲۰۲۶ - ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

۱۴۰۵ اردیبهشت ۶, یکشنبه

گرامی باد 290مین سالگرد رفرم و تغییر وتحول ازطریق گفتگو

نگاهی به کنگره مغان بمناسبت 290مین سالگرد رفرم رُخ داده  

   کنگره مغان که امسال 290مین= 1736-2026سالگردش است، دراوضاع متلاطم سده ی18 میلادی و دراواخر ژانویه 1736 برابر با اوایل بهمن 1114خورشیدی آغازشده وتا اواسط فروردین 1115خ. نزدیک بسه ماه طول کشیده است. در گزارش همه شرکت کنندگان بیش ازصد هزار تخمین زده شده که یک چهارم آن ازطرف برگزارکنندگان اش دعوت شده بودند.
  شرکت کنندگان فعال این تجمع بزرگ تاریخی بدنبال نزدیک به یکماه بحث و گفتگو شرطهای فرماندهی کل قوا برای توانمند شدن ارتش و کشورایران از راه برطرف نمودن موانع دوستی وهمکاری میان گروه های مذهبی وقومی را پذیرفته، امضای عهد نامه ای معروف به وثیقه نامه( سند، قطعنامه) کنگره موغان را نمایندگان هیأتهای شرکت کننده ازنواحی مختلف شروع میکنند.
کنگره با کوشش مبتکرانه ی نیروهای سکولار سنتی ایران با بهره گیری عاقلانه از ابزار دیالوگ و گفتگو با همدیگر که ابزار اصلی جامعه مدنی امروزه نیز میباشد، برای پاسخ به الزمات زمان وبا اهدافِ زیر برگزار شده بود:

1-برای ازبین بردن ریشه های خشونت و دشمنی درمیان گروههای مختلف اجتماعی درایران و منطقه ،

 2-برای تحکیم دوستی، اخوت واتحاد اقشار مختلف اجتماعی، جهت مقابله موثر با تجاوزات وتوطئه های شوم استعمارگران.

 برگزاری موفقیت آمیز کنگره، که م.کیوان نویسنده بخش"عصرافشاریان"درجلد 11م. کتاب20جلدی"تاریخ جامع ایران، انقلابی دموکراتیک دانسته، برای مردمان ایران ومنطقه یک میراث فرهنگی وتاریخی ارزشمندی محسوب می شود. بنابراین نسل های امروزی برگزارکنندگان وشرکت کنندگان فعال آن موظف به ادای دین با ارجگذاری ومیراث داری ازآن واقعه ی تاریخی هستند.

 

   درباره چگونگی تنظیم وتدوین عهد نامه ی کنگره مغان وچگونگی پیدا شدن آن، درصفحه145 "ترجمه و اقتباس مشفق همدانی" از چاپ دوم کتاب "نادرشاه" اثر لکهارت درچند ماه قبل از انقلاب بهمن1357هـ. شمسی، اطلاعات قابل توجه بسیار کوتاهی درج شده است. ولی چون رژیم پهلوی، کنگره مغان را بطور عمدی بیک مراسم مجلل و پرشکوه تاجگذاری محدود نموده و معرفی می کرد، درمطلبی با عنوان "سند تاجگذاری نادرشاه" ارائه شده است:  

 متن اصلی عهد نامه دشت مغان که "وثیقه نامه" نامیده میشده بطورغیرمترقبه درمنزل علی خان یکی ازخوانین دره گز که اجدادش در رکاب نادر بوده اند کشف گردید. این سند با آنکه متجاوز از بیست هزار دولار قیمت پیدا کرد ازطرف آقای بزرگ دانش نیا خریدار آن در مقابل چهل هزار ریال به موزه ایران باستان اهدا گردید. این سند اصل صورت مجلس مذاکرات مغان است که به خط میرزا مهدی خان استرآبادی منشی نادر برشته تحریر کشیده شده وازطرف حضار به امضا رسیده است.  

   نوشته های یک روحانی تورکمن درکتاب تاریخ ترکمن درباره ی کوششهای نادرشاه در راه برقراری روابط برادرانه میان أهل سنت( تجربه گرایان) با أهل تشیع( پیروی گرایان) ازطریق گفتگوی روحانیون نیز اهمیت ویژه ی خود را دارد.

  درادامه ی پیگیری اهداف کنگره مغان، ارتش ایران دربازگشت پیروزمندانه ازهندوستان درپائیز1739 ازشمال افغانستان با رودخانه جیحون به آسیای میانه میرود. نادرشاه درآنجا ابتدا با دولتمردان اهل سنت بخارا همانند هند طبق مصوبه کنگره مغان ازموضع شیعه ی معتقد به دوستی و وحدت، رفتار میکند. سپس از خان خیوه میخواهد سیاست دوستی وبرادری شاه ایران برطبق اصلاحات مذهبی مورد توافق مردمان ایران را پذیرفته از جنگ اجتناب کند. ولی ایلبارس خان متعصب جنگ با أهل تشیع( پیروی گرایان)را وظیفه دینی واجتناب ناپذیراعلام میکند. نادر در ژانویه 1740 به خیوه میرسد ودرمدتی که آنجا بوده ازیکطرف به گفتگو پرداخته سیاست دوستی واخوت برمبنای مصوبات کنگره مغان را توضیح میدهد. ازطرف دیگر بدنبال ترتیب دادن ضیافت بزرگی با دعوت ازعلمای شیعه و سنی ازآنها میخواهد برای پایان دادن به اختلافات مذهبی ازطریق گفتگو طی سه شبانه روز راه حلی پیدا کنند. نوشته ی عبدالغفورآخوند آهنگری درباره این گفتگو در مطلبی با عنوان "بیان گفتگوی شیعه و سنی، زمانی که نادرشاه درخیوه بود" درصفحه 133 کتابی بنام "تاریخ ترکمنها " درج شده، بیانگر ایمان و اعتقاد صادقانه نادرشاه برای برقراری روابط مدنی ومناسبات دوستانه دربین مسلمانان أهل سنت( تجربه گرایان) وأهل تشیع( پیروی گرایان) برای پایان دادن به کشتارها و ویرانگری های دشمن شاد کن ناشی از خشونت ها و خونریزی های متعصبانه است.

 کتاب تاریخ تورکمنها، سال1381/ 2002ازجانب موءسسه فرهنگی وانتشاراتی "ایل آرمان" درشهر گنبد کاووس( گرگان ویا جرجان تا 1315هـ. شمسی) انتشار یافته ونویسنده  کتاب که ساواک مانع چاپ آن شده بود می نویسد: نادرشاه جمعی ازعلمای أهل سنت وأهل تشیع را به خیوه دعوت کرد و ضیافت باشکوهی ترتیب داد وسپس بیک طرف جمع شان کرد و خطاب به آنها گفت: مسلمانان، یک خدا، یک کتاب مقدس آسمانی ویک پیغامبر دارند. ولی توسط شما روحانیون همدیگر را دشمن محسوب کرده از تجاوز به جان ومال همدیگر خودداری نمی کنند. پس مذهب تان راهم یکی کنید تا اول خدا، بعد پیامبرش و... از شما راضی شوند تا حکومت هم ازشما راضی شده انعام های فراوانی بدهد. مهلت بحث و گفتگو را سه روز اعلام داشت. قابل یاد آوری است که نادرشاه به غیر از خیوه در1740 بسال 1743میلادی در نجف( عراق) اجلاس مشترکی از روحانیون أهل سنت وأهل تشیع دو کشور ایران و عثمانی ترتیب داده تا با برقراری تفاهم از طریق گفتگو، توطئه های شومی که استعمارگران و عوامل شان با توسل به شیوه ی"تفرقه بیانداز و حکومت کن" پیش بردند را خنثی نمایند.

مردمان ایران طی پانصد سال گذشته از1500میلادی تاکنون نتایج شوم سیستم حکومتی "مرید و مرشدی"(امام و امتی امروزه) را درحکومت 220 ساله طریقت صفوی تجربه کرده برای رهایی از پیامدهای شوم اش دوبار به انقلاب روی آوردند: بار اول با برگزاری کنگره مغان در1114خورشیدی برابر با 1736میلادی که رفرم مذهبی اش 60سال بعد( 1796) توسط آقا محمد خان قاجار منسوخ اعلام شد ومذهب حکومت صفویه باردیگر حکومتی شد. بار دوم "انقلاب قانونیت" مشهور به "انقلاب مشروطیت" در1285خ.=1906م. که ایران صاحب قانون اساسی، پارلمان و رژیم حکومتی مدرن شد. ولی با برقراری دیکتاتوری پهلوی بدنبال کودتای اسفند 1299خ. برابر با اوایل فوریه 1922 بشکست کشیده شد.

 متاسفانه این بار مردمان ایران شاهد پیامدهای شوم روز افزونی از شکست انقلاب ضد دیکتاتوری بهمن1357خورشیدی خود هستند و راهی جز اجرای تدبیرهای ضروری برای ممانعت از تداوم آن ندارند.  

 

   یادآوریها: 1- این مطلب برای طرح ضرورت توجه به کنگره مغان وبا استفاده ازداده های ص553 تا675 جلد11.کتاب20جلدی تاریخ جامع ایران چاپ1394 ونیزازص593 تا609 کتاب "تاریخ ایران ازباستان تا آخرسده18م".چاپ 1354ترجمه کریم کشاورز( اثری سیاسی از آکادمی علوم شوروی چاپ1953)، ونیز کتاب "دولت نادرشاه افشار" اثر مشترک ز.اشرفیان با م.ر.آرونوا، ترجمه ی فدایی خلق زنده یاد حمید مومنی، نوشته شد. امید است درآینده بعلت های برگزاری ومضمون کنگره بطور جمعی بپردازیم.

2-مردمان ایران ومنطقه براثر توطئه های شوم استعمارگران کهنه و نو، ازکنگره ومضمون واقعی آن نسبتاً بی خبر و بی تفاوت ماندند. بنابراین توجه باین رویداد تاریخی باهدف آشنایی همه جانبه و عمیق برای ارجگذاری ومیراثداری جمعی ازمیراث فرهنگی وتاریخی اقدامی ضروری برای زدودن یکی ازآثار شوم فرهنگی استعمارگران باید محسوب شود.%    

   ی. کـُر ،  برلین- آوریل 2026   

۱۴۰۵ اردیبهشت ۴, جمعه

پارلمان آلمان درتلاش بکاهش فشار ناشی از افزایش بهای سوخت

 جلسه مجلس آلمان برای تخفیف بهای سوخت وکمک‌های حمایتی

دانیال عمری، پنجشنبه ۲۴ آوریل2026 : پارلمان آلمان قرار است امروز درباره دوبسته حمایتی برای کاهش فشار ناشی از افزایش بهای سوخت تصمیم‌گیری کند: تخفیف دوماهه مالیاتی بر بنزین و گازوئیل و کمکی تا سقف هزار یورو برای کارکنان.

بوندستاگ آلمان روز پنجشنبه (۲۴ آوریل ۲۰۲۶) درباره دواقدام حمایتی دولت ائتلافی تصمیم‌گیری می‌کند: کاهش حدود ۱۷سنتی مالیات برهر لیتر بنزین وگازوئیل برای دوماه، وامکان پرداخت یک کمک مالی معاف از مالیات و بیمه تا سقف هزار یورو. این دو طرح درحالی به صحن پارلمان رسیده‌اند که هم اپوزیسیون وهم بخشی از خود ائتلاف حاکم، نسبت به کارآمدی و شیوه تامین مالی آن‌ها تردید دارند.

بازگشت "تخفیف سوخت" به سیاست آلمان

با جهش قیمت سوخت درپی جنگ ایران، دولت فریدریش مرتس تصمیم گرفته برای دو ماه مالیات انرژی بر بنزین و گازوئیل را کاهش دهد. هرچند مرتس از به‌کار بردن اصطلاح "تخفیف سوخت" خودداری کرد، اما این طرح خیلی زود با همان عنوان قدیمی درفضای سیاسی و رسانه‌ای شناخته شد.

کریستیان لیندنر، که در دوره دولت قبلی موسوم به ائتلاف چراغ راهنمایی از مدافعان اصلی این ابزار بود، از احیای آن استقبال کرد. اما همین مسئله، به اپوزیسیون فرصت داد دولت را به بازتولید همان سیاستی متهم کند که محافظه‌کاران در سال ۲۰۲۲ آن را "وصله‌پینه" می‌دانستند.

اپوزیسیون: تکرار یک تجربه شکست‌خورده: هایدی رایشینک، رئیس فراکسیون حزب چپ، دربوندستاگ با اشاره به شباهت این طرح با سیاست‌های سال ۲۰۲۲، از دولت پرسید آیا خود نیز دچار حس "دژاوو" نشده است. کاتارینا دروگه، رئیس فراکسیون سبزها، نیز با لحنی تند بازگشت این طرح را زیر سوال برد و یادآورشد که نسخه قبلی آن، به‌زعم منتقدان، به جای مردم بیشتر به سود شرکت‌های نفتی تمام شد.

این انتقادها فقط از سوی اپوزیسیون مطرح نشده است. تا همین اواخر، در میان احزاب دولت نیز چنین نگاهی وجود داشت که تخفیف سوخت بیشتر نوعی حمایت از کنسرن‌های نفتی است تا کمک واقعی به مصرف‌کنندگان.

دولت زیر فشار افزایش قیمت‌ها: با اوج‌گیری قیمت سوخت دراوایل آوریل، دولت زیر فشار قرار گرفت تا اقدامی فوری و ملموس انجام دهد. لارس کلینگ‌بایل، وزیر دارایی و رئیس حزب سوسیال‌دموکرات، پذیرفته که این ابزار بی‌نقص نیست و حتی گفت از آن "صددرصد قانع" نیست، اما در عین حال تأکید کرده در شرایط فعلی، سیاست باید اقدامی انجام دهد که مردم خیلی سریع اثر آن را احساس کنند.

آیا تخفیف واقعا به مصرف‌کننده می‌رسد؟ یکی از اصلی‌ترین محورهای بحث در بوندستاگ این است که آیا این بار کاهش مالیات واقعا به جیب صاحبان و ا ستفاده‌کنندگان از وسایل نقلیه شخصی خواهد رفت یا نه. تجربه سال ۲۰۲۲ باعث شده بی‌اعتمادی زیادی نسبت به شرکت‌های نفتی وجود داشته باشد.

دولت ائتلافی می‌گوید این بار ابزارهای نظارتی، از جمله اختیارات بیشتر اداره فدرال کارتل، تقویت شده است. نمایندگان صنعت سوخت نیز وعده داده‌اند که کاهش مالیات "با صراحت کامل" به مشتریان منتقل خواهد شد. با این حال، همین موضوع یکی از نقاط اصلی مناقشه در بحث پارلمانی باقی مانده است.

اختلاف بر سر تأمین مالی: اختلاف دیگر به نحوه جبران کاهش درآمدهای مالیاتی دولت مربوط می‌شود. در توافق ائتلافی آمده که این کسری باید از طریق اقدامات حقوقی یا مالیاتی علیه شرکت‌های نفتی جبران شود.

سوسیال‌دموکرات‌ها و لارس کلینگ‌بایل امیدوارند اتحادیه اروپا بار دیگر ایده مالیات بر سودهای بادآورده را بررسی کند. اما کمیسیون اروپا همین هفته روشن کرده که در میان کشورهای عضو، فعلا اکثریتی برای چنین طرحی وجود ندارد. همین موضوع می‌تواند به منبع تازه‌ای از اختلاف درون ائتلاف تبدیل شود، چون بسیاری از نمایندگان اتحاد دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی اساسا با مالیات بر سودهای بادآورده مخالف‌اند.

"پاداش حمایتی" تا سقف هزار یورو: هم‌زمان با طرح تخفیف سوخت، بوندستاگ درباره اقدام دیگری هم بحث خواهد کرد: امکان پرداخت یک کمک مالی معاف از مالیات و بیمه تا سقف هزار یورو که تا پایان ژوئن ۲۰۲۷ قابل پرداخت باشد.

اما این پاداش را دولت پرداخت نمی‌کند، بلکه تصمیم درباره آن بر عهده کارفرماها است. همین موضوع باعث نارضایتی بسیاری از شرکت‌ها شده است. منتقدان می‌گویند بسیاری از بنگاه‌ها اصلا توان مالی چنین پرداختی را ندارند و اعلام این طرح، درافکار عمومی و درمحیط‌های کاری انتظارهای نادرستی ایجاد کرده است.

واکنش سرد بخشی از اردوگاه دولت 

فریدریش مرتس از این طرح دفاع کرده و گفته این پاداش چیزی بیش از یک "پیشنهاد" نیست. با این حال، دراردوگاه دولت هم صدای تردید شنیده می‌شود. ماتیاس میدلبرگ، نایب‌رئیس فراکسیون محافظه‌کاران، گفته این شاید "چندان ایده هوشمندانه‌ای" نبوده باشد، هرچند تأکید کرده هیچ شرکتی مجبور به اجرای آن نیست.

او همچنین اعلام کرده کارکنان فراکسیون او و اعضای دولت قرار نیست چنین پاداشی دریافت کنند.

قرار است بوندستاگ امروز درباره هر دو طرح رأی‌گیری کند. سپس بلافاصله پس از آن، بوندسرات، متشکل از نمایندگان دولت‌های ایالات که حکم مجلس سنا  را دارد در یک نشست فوق‌العاده درباره تخفیف سوخت تصمیم خواهد گرفت. بررسی طرح کمک‌ مالی حمایتی در مجلس ایالت‌ها احتمالا دو هفته دیگر انجام می‌شود.

درمجموع، دولت آلمان درتلاش است با دو ابزار کوتاه‌مدت، هم به فشار فزاینده قیمت‌ها پاسخ دهد وهم نشانه‌ای از مداخله سیاسی برای کاهش نارضایتی عمومی ارائه کند. اما از همین حالا روشن است که هم "تخفیف سوخت" وهم "کمک مالی حمایتی" بیش از آن‌که اجماعی باشند، به کانون تازه‌ای از جدال سیاسی واقتصادی درآلمان تبدیل شده‌اند

*برگرفته از سایت دویچه وئله

https://www.dw.com/fa-ir/%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%D9%81%DB%8C%D9%81-%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA-%D9%88-%DA%A9%D9%85%DA%A9%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C/a-76925430

۱۴۰۵ اردیبهشت ۲, چهارشنبه

بخش شرق خزر از جاده ابریشم دارد آکتیو میشود

جاده ابریشم جدید؛ بریتانیا چرا به دنبال نقش‌آفرینی درآسیای میانه است؟

*زیرتصویر، درسال ۲۰۲۴، دیوید کامرون، وزیر خارجه وقت بریتانیا، ازهرپنج کشور آسیای میانه ومغولستان دیدار کرد.

 عبرت صفا ، ازسرویس ازبکی بی‌بی‌سی، 22آپریل 2026 : پنج کشور آسیای میانه درسال‌های۱۹۹۰ و۲۰۰۰ چندان مورد توجه بریتانیا نبودند. تماس‌های سطح بالا نادر بود. درسال ۱۹۹۱، زمانی که اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان وازبکستان به کشورهای مستقل تبدیل شدند، اما لندن همچنان آن‌ها را «حیاط خلوت» روسیه می‌دانست.

شماری از پژوهشگران علوم سیاسی دربریتانیا همچنان به این منطقه درچارچوب آنچه «بازی بزرگ» خوانده می‌شود نگاه می‌کنند؛ رقابتی تاریخی میان امپراتوری روسیه وامپراتوری بریتانیا بر سر نفوذ درآسیای میانه. بریتانیا درنهایت این رقابت را واگذار کرد.

دربیست سال گذشته، این منطقه از آسیا که درمجاورت افغانستان قرار دارد، شریک مهمی برای کشورهای غربی در زمینه آنچه مبارزه با تروریسم خوانده می‌شد بود. اما زمانی که طالبان افغانستان دراوت۲۰۲۱ قدرت را به دست گرفت، همکاری دراین زمینه تا حد زیادی متوقف شد.

کمیته امور خارجی مجلس عوام درگزارشی که سه سال پیش با عنوان «کشورها در چهارراه: تعامل بریتانیا درآسیای میانه» منتشر شد، این تعامل را «به‌شدت ناکافی»، واکنشی و متمرکز براهداف کوتاه‌ مدت توصیف کرد.

این کمیته گفت دولت بریتانیا باید سیاستی روشن و مبتنی بر ارزش‌ها برای آسیای میانه تدوین کند و «تلاش نکند با چین یا روسیه رقابت کند، بلکه گزینه‌های دیگری به رهبران آسیای مرکزی ارائه دهد.»

گفتن آن آسان، اما انجامش دشواراست. روسیه و چین برآسیای میانه تسلط دارند: روسیه به‌عنوان یک قدرت اقتصادی و منبع سرمایه‌گذاری و چین که به شریک تجاری اصلی این کشورها تبدیل شده است.

علاوه بر این، این منطقه به گذرگاهی مناسب برای روسیه جهت دور زدن تحریم‌های غربی اعمال‌شده به‌دلیل جنگ  در اوکراین تبدیل شده است، منطقه‌ای که از طریق آن به ‌اصطلاح «واردات موازی» انجام می‌شود.

وزارت خارجه بریتانیا از این موضوع آگاه است واعلام کرده است که بریتانیا «به‌طور بسیار فعال با قزاقستان وازبکستان درباره مسئله دور زدن تحریم‌ها همکاری می‌کند.»

چرا بریتانیا اکنون به این منطقه دوردست علاقه‌مند شده است؟

نخست، به‌دلیل برگزیت.

خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بر روابط اقتصادی با آسیای میانه تاثیر گذاشت. در واکنش به موانع جدید، بریتانیا ساز و کار تجاری خود را با عنوان «تسهیلات تجاری کشورهای در حال توسعه» راه‌اندازی کرد که بر اساس آن، ازبکستان نخستین کشوری شد که هزاران کالا را بدون پرداخت عوارض گمرکی به بریتانیا صادر کرد.

*توضیح تصویر،بریتانیا به منابع معدنی آسیای میانه علاقه‌مند است. اما قطعا تنها نیست. درتصویر، یک کامیون کمپرسی دریک سرمایه‌گذاری مشترک معدنی تاجیک-چینی دیده می‌شود

علاوه بر این، بریتانیا به نیروی کار مهاجر از خارج اروپا، به‌ویژه دربخش کشاورزی، نیاز پیدا کرده وشرایط ویزا برای کارگران ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان را تسهیل کرده است. درسال‌های اخیر، تقریبا ۱۰هزارنفر ازآسیای میانه با ویزای کار فصلی به بریتانیا رفته‌اند.

کمیته امور خارجی پارلمان بریتانیا اشاره کرده است که بسیاری خواستار افزایش نه‌ تنها تعداد ویزاهای صادرشده، بلکه تعداد مشاغل تحت پوشش آن هستند، به‌گونه‌ای که شامل لوله‌کش‌ها، برق‌کاران و کارکنان بخش سلامت نیز شود.

دوم، مسئله مواد معدنی حیاتی است.

آسیای میانه دارای ذخایر لیتیوم، اورانیوم و فلزات خاکی کمیاب است که بریتانیا برای «گذار سبز» وصنعت فناوری پیشرفته خود به آن‌ها نیاز دارد. همچنین این منطقه دارای ذخایر غنی منگنز و کروم است، فلزاتی که درصنعت فولاد و تولید باتری استفاده می‌شوند.

درسند «دستورکار ۲۰۳۵: راهبرد مواد معدنی حیاتی» دولت بریتانیا آمده است که این کشور باید ایجاد زنجیره‌های تامین قابل اعتماد و پایدار برای این مواد معدنی را در اولویت قرار دهد.

*توضیح تصویر،دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، نیز درتلاش برای بهبود روابط با آسیای میانه است. او درنوامبر نشستی با هر پنج رهبر برگزار کرد و درفوریه روسای ‌جمهور ازبکستان وقزاقستان، شوکت میرضیایف (چپ) و قاسم جومارت توکایف (راست)، را برای نخستین نشست شورای صلح خود میزبانی کرد

کشورهای دیگر نیز پیشاپیش برای دسترسی به ذخایرآسیای میانه اقدام کرده‌اند. درنوامبر، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهورآمریکا، نشستی با پنج کشور آسیای میانه برگزار کرد. ایالات متحده می‌خواهد منابع فلزات خاکی کمیاب و مواد معدنی حیاتی خود را متنوع کند، چون بیشتر آن‌ها در حال حاضر از چین تامین می‌شود.

دلیل سوم آنکه بریتانیا تلاش می‌کند از ابزارهای «قدرت نرم» برای افزایش نفوذ خود استفاده کند.

دانشگاه‌های بریتانیا درآسیای میانه بسیار مورد احترام‌اند و لندن معتقد است این موضوع به پیشبرد منافعش درمنطقه کمک خواهد کرد. درنتیجه، شمار توافق‌نامه‌های همکاری میان دانشگاه‌های بریتانیا و آسیای میانه درسال‌های اخیر افزایش یافته است.

درعین حال، بنا بر گزارش اندیشکده «گروه سیاست خارجی بریتانیا»، مستقر درلندن ارتباطات آموزشی به تسهیل روابط تجاری کمک می‌کند. تحلیلگران این نهاد ادعا می‌کنند: «تعامل با فرهنگ بریتانیا تمایل به تجارت با بریتانیا را ۷ درصد افزایش می‌دهد.»

*زیرتصویر،اما شرکای اصلی حاکمان آسیای میانه همچنان روسیه وچین هستند. عکس ازنشست سازمان همکاری شانگهای سال۲۰۲۴

لرد جان آلدر‌دایس، نماینده تجاری بریتانیا، که چندی پیش از تاشکند دیدار کرد، تائید کرد دولت بریتانیا با صدور ۴ میلیارد پوند ضمانت صادراتی از توسعه زیرساخت‌ها و استخراج «مسئولانه» معادن درآسیای میانه حمایت خواهد کرد. علاوه بر آموزش وخدمات مالی بریتانیا، آسیای مرکزی به طور فزاینده‌ای به فناوری و تجهیزات علاقه‌مند شده است؛ برای نمونه درحوزه‌هایی مانند هاب‌های ریلی، فرودگاه‌ها و گذرگاه‌های مرزی.

رویکرد مبتنی بر ارزش‌ها

بریتانیا مایل است روابط خود را با کشورهای آسیای میانه بر پایه ارزش‌هایش بنا کند، اما ایجاد توازن میان روابط اقتصادی وحفاظت از حقوق بشر دراین منطقه بسیار دشواراست. روسیه و چین عموما آسان‌تر می‌توانند روابط تجاری برقرار کنند، چون رهبران محلی را به نقض حقوق بشر متهم نمی‌کنند.

بریتانیا به ارزش‌های خود، برابری جنسیتی و احترام به حقوق جامعه ال‌جی‌بی‌تی‌کیو افتخار می‌کند. آیا دولت این کشور باید درحالی که درپی تعمیق روابط با آسیای میانه است، به این ارزش‌ها وفادار بماند؟

تمام کشورهای آسیای میانه به درجات مختلف اقتدارگرا هستند. فعالان حقوق بشر این منطقه را یکی از«سرکوبگرترین» مناطق جهان می‌دانند. فریدم هاوس درتازه‌ترین گزارش خود هرپنج کشور را «غیرآزاد» طبقه‌بندی کرده است.

قزاقستان و قرقیزستان پیش‌تر کمتر سرکوبگر تلقی می‌شدند، اما اکنون، به گفته فریدم هاوس، دولت‌های آن‌ها نیز درمسیر«اقتدارگرایی تثبیت‌شده» حرکت کرده‌اند.

درسال۲۰۲۳، ازبکستان قانون اساسی خود را اصلاح کرد تا دوره ریاست‌جمهوری را تمدید کند. رسانه‌های مستقل درمنطقه به‌طور نظام‌مند تحت پیگرد قرار می‌گیرند و دادگاه‌ها ابزار مطیع مقامات هستند.

درنیمه نخست دهه ۲۰۰۰، کریگ موری، سفیر بریتانیا در ازبکستان، به‌طور علنی اسلام کریم‌اف، رئیس‌جمهور وقت را به‌دلیل نقض حقوق بشر محکوم کرد و مدعی شد مقام‌های بریتانیایی اطلاعاتی از مقامات ازبک دریافت کرده‌اند که تحت شکنجه به دست آمده بود. رسوایی دیپلماتیک به‌وجود آمد و کریگ موری برکنار شد.

کمیته امور خارجی مجلس عوام بریتانیا درگزارشی درباره آسیای میانه گفت این منطقه درک ضعیفی از حقوق بشر دارد و تنها به‌طور جزئی به آن احترام می‌گذارد.

دراین گزارش نوشته شده است: «ازبکستان در زمینه آزادی مذهبی ومبارزه با کار اجباری پیشرفت‌هایی داشته که شایسته تحسین است. با این حال، آسیای میانه اخیرا شاهد موارد جدیدی ازسرکوب علیه اپوزیسیون سیاسی ومطبوعات بوده است.اعتراضات به‌طورخشونت‌آمیز سرکوب می‌شوند، شکایت‌های مربوط به شکنجه رایج است، خشونت مبتنی بر جنسیت همچنان مشکلی جدی است، انتخابات نه آزاد است و نه منصفانه، و متهمان از حق دادرسی عادلانه برخوردار نیستند.»

فراتر از حقوق بشر، این کمیته پارلمانی مایل است بریتانیا در روابط خود با آسیای میانه به مسئله «پول‌های کثیف» نیز بپردازد. این کمیته برآورد می‌کند که این پول‌ها هم به بریتانیا سرازیر می‌شوند وهم ازطریق آن عبور می‌کنند.

آیا بریتانیا که خود را متعهد به «رویکرد مبتنی بر ارزش‌ها» می‌داند، این انتقادها را به‌طور علنی مطرح می‌کند؟ به‌ویژه در زمانی که رهبران دیگر، مانند دونالد ترامپ، عمدتا این مسائل را به‌خاطر منافع اقتصادی نادیده می‌گیرند.

و به همان اندازه مهم، آیا رهبران آسیای میانه گوش خواهند داد؟ این پرسش به‌ویژه از آن جهت مطرح است که بریتانیا با کاهش بودجه کمک‌های خارجی خود، بخشی از اهرم فشارش را از دست داده است.

بنا بر اعلام وزارت خارجه بریتانیا درسال‌های ۲۰۲۴ و۲۰۲۵ تنها ۱۲/۷ میلیون پوند کمک توسعه‌ای به آسیای میانه اختصاص داده شد. پیش ازاین کاهش، تنها تاجیکستان سالانه ۱۵ تا ۲۰ میلیون پوند از بریتانیا دریافت می‌کرد.

https://www.bbc.com/persian/articles/cvg5v6g4n53o

موضوعات مرتبط

آمریکا وآسیای مرکزی: ترامپ با همسایه‌‌های ایران و افغانستان چه خواهد کرد؟

https://www.bbc.com/persian/articles/ckgdyd0geggo