۱۴۰۵ فروردین ۲۱, جمعه

دعوتنامه انجمن پژوهشگران درباره بررسی خواستها ونیازهای بلوچستان

شماره:     162 / ب / 366

تاريخ:      15 دی 1387

            4 ژانویه 2009

ينده ايران"- بلوچستان، بررسی خواستها و نیازها در زمینه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی

سپتامبر 2009 لندن – انگلستان

دریافت دعوتنامه - پی دی اف

انجمن پژوهشگران ايران در راستاي اهداف خود در زمينه مطالعات بنيادين مسائل ايران، چهل و ششمین گردهم‌آيي خود را به كنفرانس " آینده ایران - بلوچستان : خواست ها و نیازها " اختصاص داده است. انجمن پژوهشگران ايران، در اين كنفرانس نيز بمانند تمامي كنفرانس هاي انجام شده تلاش خود را بر پايه شناخت و ارائه راه حل هائي در زمينه فوق قرار داده است.

انجمن پژوهشگران ایران، با اعتقاد بر اینکه در طی سالهای طولانی ایرانیان نقاط مختلف ایران همیشه مورد تبعیض و فشارهای گوناگون قرار داشته اند، برای بررسی خواست ها و نیازهای آنان در زمینه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در یک حاکمیت غیر متمرکز، سلسله کنفرانس هائی را در برنامه کاری خود قرار داده است که نخستین آن در رابطه با مسائل و مشکلات درسیستان و بلوچستان می باشد.

این کنفرانس نیز بمانند تمامی مطالعات وبررسیهای ما درچارچوب تمامیت ارضی وحفظ یکپارچگی ایران خواهد بود.

هدف ما بر اینست که نتایج بدست آمده دراین کنفرانس بیانگر واقعی خواست ها و نیازهائی باشد که بلوچهای ایران سالهای متمادی از آن محروم بوده اند .

شيوه كار انجمن در دعوت از صاحب‌نظران براي شركت دراين گردهم‌آيي‌ها بر مباني زير استوار است:

  اعلام كتبي شركت از طريق يكي از دفاتر انجمن (تا 1 مرداد 1388 - 23 جولای 2009) همراه با ارسال الکترونيکي خلاصه‌اي تايپ شده (مايکروسافت ورد) از نقطه ‌نظرها در باره موضوع مورد بحث باضافه یک قطعه عکس و بيوگرافی مختصر.

  ارسال الکترونيکي مقاله كامل تایپ شده (مايکروسافت ورد - در 20 صفحه يا حدود 5000 كلمه) كه بايد حداقل چهار هفته قبل از تاريخ برگزاري به يكي از دفاتر انجمن رسيده باشد. انتظار كميته بررسي، وجود بار علمي و ارائه نظريه‌هاي نو، مثبت، و مبتكرانه در مقالات مي‌باشد.

مدت سخنراني درچهارچوب مقاله ارائه شده بين 15 تا 20 دقيقه وازآنجائيکه هدف اصلي اين کنفرانس بحث و تبادل نظر دربين سخنرانان مي باشد، زمان برای انجام گفتگوهای فيما بين به اندازه کافي وجود خواهد داشت.

 زبان کنفرانس فارسی وانگلیسی خواهد بود.

مقالات ارائه شده مطابق برنامه انجمن در پايان هر گردهم ‌آيي بصورت كتاب مستقل و با قيد نام صاحبان مقاله چاپ و منتشر خواهد شد.

هزينه رفت و آمد و اقامت براي شركت درهر يك از جلسات به‌عهده شركت‌كنندگان خواهد بود.

انجمن پژوهشگران ايران به اطلاع مي‌رساند كه معمولاً در شهر محل برگزاري كنفرانس، امكان اقامت درخانه‌هاي مسكوني اعضا و دوستان انجمن ميسر مي‌باشد، كه در صورت تمايل با اعلام  قبلي، مي‌تواند مورد استفاده قرار بگيرد

انجمن پژوهشگران ايران بدينوسيله ازکليه صاحبنظران و کارشناسان دعوت بعمل مي آورد که بمانند هميشه فارغ ازهرگونه ايده لوژی ونگرش خاصي وتنها بمنظور دراختيار داشتن بهترين وارزنده ترين ديدگاهها با حضور خود برغنا وارزشهای اين نشست بيافزايند.

 >انجمن پژوهشگران ايران

۱۴۰۵ فروردین ۲۰, پنجشنبه

بیانیه دوم شورای همکاری ترکمن صحرا

برای رهایی از جنگ ، برای صلح و گذار

با تداوم حملات نظامی امریکا و اسرائیل ، آنچه در بیانیه نخست درباره پیامدهای ویرانگر جنگ هشدار داده بودیم، امروز به واقعیتی عینی تبدیل شده است. جنگ جاری، که خارج از اراده مردم ایران بر کشور تحمیل شده، نه‌تنها جان شهروندان، بلکه زیرساخت‌های حیاتی و آینده اجتماعی ایران را هدف قرار داده است.

درشرایطی که نشانه‌هایی از آتش‌بس در حال شکل‌گیری است، باید تأکید کرد که این وضعیت، صرفاً یک توقف موقت در خشونت نیست، بلکه یک لحظه تعیین‌کننده است. آتش‌بس، اگر به یک روند سیاسی برای صلحی پایدار و عادلانه تبدیل نشود، به‌سرعت می‌تواند جای خود را به دور تازه‌ای از خشونت و ویرانی بدهد.

این شورا بر این باور است که پایان جنگ، تنها در قالب یک توافق صلح معنا می‌یابد؛ صلحی که با گشایش‌های واقعی در عرصه سیاسی و اجتماعی همراه باشد، نه تثبیت وضعیت موجود.

از این‌رو، هر روند صلح پایدار باید حداقل شامل موارد زیر باشد:

آزادی فوری زندانیان سیاسی

توقف اعدام‌ها

تضمین آزادی فعالیت‌های سیاسی مسالمت‌آمیز و مدنی

فراهم‌سازی بستر گفت‌وگو ومشارکت سیاسی برای همه نیروهای اجتماعی

درعین حال، تجربه نشان داده است که اتکا به مداخله نظامی خارجی، نه‌تنها به آزادی منجر نمی‌شود، بلکه به تشدید بی‌ثباتی و وابستگی می‌انجامد. از سوی دیگر، مخالفت صرف با جنگ، بدون ارائه مسیر عملی برای تغییر، نیز پاسخگوی شرایط کنونی نیست.

امروز، اپوزیسیون با یک انتخاب تعیین‌کننده روبه‌روست:یا همچنان در دوگانه فرساینده «اتکا به مداخله خارجی» و«انفعال دربرابر وضع موجود» باقی بماند،یا با درک شرایط تاریخی کنونی، به‌سوی بازسازی خود و ایفای نقشی فعال درآینده کشور حرکت کند.

واقعیت آن است که شرایط کنونی- در پرتو تضعیف ساختار قدرت دراثر جنگ- یک فرصت تاریخی نیز ایجاد کرده است. اما این فرصت، پایدار و تضمین‌شده نیست. درصورت تداوم پراکندگی، بی‌برنامگی و ناتوانی در ایجاد انسجام، این لحظه می‌تواند به‌سادگی از دست برود وجای خود را به تثبیت مجدد اقتدار یا تعمیق بحران بدهد.

از این‌رو، مسئولیت نیروهای سیاسی و مدنی امروز بیش از هر زمان دیگری سنگین است. عبور از این بن‌بست، مستلزم شکل‌گیری رویکردی سوم است؛ رویکردی که هم‌زمان با رد جنگ و مداخله خارجی، بر یک گذار سیاسی مستقل، تدریجی و متکی بر اراده مردم تأکید کند.

دراین مسیر، عاملیت مردم و نقش نیروهای مدنی تعیین‌کننده است. هیچ صلح پایدار وهیچ تحول سیاسی معناداری بدون مشارکت آگاهانه و سازمان‌یافته جامعه امکان‌پذیر نیست.

بر این اساس، این شورا بر ضرورت:

پیوند صلح با گذار سیاسی

کاهش خشونت وحفظ جان انسان‌ها و حرکت فوری به‌سوی انسجام، گفت‌وگو وهمگرایی میان نیروهای سیاسی ومدنی تأکید می‌کند.

آینده‌ای آزاد و پایدار، تنها درصورتی شکل خواهد گرفت که این لحظه تاریخی، به‌درستی درک و به‌طور مسئولانه به آن پاسخ داده شود. درغیر این صورت، هزینه از دست رفتن این فرصت، بار دیگر بر دوش مردم ایران سنگینی خواهد کرد.

شورای همکاری ترکمن صحرا
۰۸/۰۴/۲۰۲۶

https://hambastegi.net/1979/

۱۴۰۵ فروردین ۱۷, دوشنبه

یادآوری بازگشت به عصر حجر درجنگ 2به1 بعنوان تهدید

ادبیات «بازگشت به عصر حجر»؛ از جنگ ویتنام تا جنگ ایران

فرنوش رام - اسرائیل، ۱۳/فروردین/۱۴۰۵ : رئیس‌جمهور ایالات متحده شامگاه چهارشنبه ۱۲ فروردین در یک سخنرانی از کاخ سفید خطاب به مردم آمریکا، با اشاره به «عملیات خشم حماسی» علیه ایران، تأکید کرد که «به‌زودی، خیلی زود، در مسیر تکمیل تمام اهداف نظامی هستیم».

دونالد ترامپ، جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، در سی‌وسومین روز آن را، «یک سرمایه‌گذاری واقعی برای آینده فرزندان و نوه‌های مردم آمریکا» نامید و گفت یک ایرانِ هسته‌ای «سرطانی بدخیم» بود که می‌بایست از آن خلاص شد؛ «قلدری در خاورمیانه بود که دیگر چنین نیست».

رئیس‌جمهور آمریکا افزود: «در دو تا سه هفتهٔ آینده ضربات بسیار سختی به آن‌ها وارد خواهیم کرد. آن‌ها را به عصر حجر بازخواهیم گرداند؛ جایی که به آن تعلق دارند».

دقایقی بعد از آن، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در پیامی در شبکهٔ ایکس نوشت: «بازگشت به عصر حجر»؛ پستی که واکنش‌های بسیاری در آمریکا، جهان و ایران به‌دنبال داشته است.

عبارت تهدیدآمیز بازگرداندن ایران به «عصر حجر» به‌تازگی بر زبان دونالد ترامپ و وزیر دفاع او جاری شده است. رهبران آمریکا در دوره‌های گذشته، در مناسبات همواره بحرانی واشینگتن با تهران، حتی در روزهای آغازین جنگ جاری، هنوز این عبارت را دست‌کم به‌صورت علنی به کار نبرده بودند.

«عصر حجر» به دورانی گفته می‌شود که مردمان برای ساخت ابزار، از سنگ، استخوان و چوب استفاده می‌کردند.

آقای ترامپ همچنین با تهدید به «در تاریکی فرو رفتن» ایران، از رهبران باقی‌ماندهٔ جمهوری اسلامی خواسته تا مسیر دیپلماسی را برای دستیابی به توافقی که به جنگ در دو تا سه هفتهٔ آینده پایان دهد، در پیش بگیرند و گفت: «اگر در این بازه زمانی توافق به دست نیاید، اهداف کلیدی را زیر نظر داریم. اگر توافقی در کار نباشد، به همه نیروگاه‌های تولید برق آن‌ها ضربات بسیار شدیدی وارد خواهیم کرد، احتمالاً به‌صورت هم‌زمان».

او هفته قبل هم گفته بود که زدن نیروگاه‌های برق ایران را با «بزرگ‌ترین نیروگاه» آغاز خواهد کرد.

رئیس‌جمهور آمریکا ۱۱ فروردین هم در پیامی نوشت: «انفجار و نابودی کامل تمامی نیروهای تولید برق، چاه‌های نفت، و جزیرهٔ خارک و احتمالاً تمامی تأسیسات آب‌شیرین‌کن»، انتقامی برای سربازان آمریکایی خواهد بود که در «۴۷ سال حکومت وحشت» ایران کشته شدند.

سیاستمداران اسرائیل و تهدید «عصر حجر»

در دو دههٔ اخیر، جهان عبارت «عصر حجر» را بارها در گفتار رهبران و نظامیان اسرائیلی در قبال حزب‌الله در لبنان، حماس در باریکه غزه، یا علیه سوریه شنیده بود. اسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، سال گذشته این تهدید را در مورد جمهوری اسلامی نیز به کار برد.

در تابستان ۲۰۰۶، پس از آن‌که حزب‌الله لبنان در یک عملیات، هشت سرباز اسرائیلی را کشت و دو سرباز دیگر را ربود و به لبنان منتقل کرد، اهود اولمرت، نخست‌وزیر وقت، وارد جنگی با این گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران شد که ۳۴ روز طول کشید. تهدید سیاستمداران اسرائیلی در آن هفته‌ها به بازگرداندن لبنان به «عصر حجر» صرفاً لفاظی نبود؛ بلکه جنگی ویرانگر به لبنان تحمیل شد که آثار عمیق آن تا دو دهه بعد نیز ادامه یافت. طولانی شدن بازسازی و شرایط دیگر موجب شد که حزب‌الله تا ۱۷ سال پس از آن از هرگونه تحرک نظامی علیه اسرائیل خودداری کند؛ امری که اسرائیل را به استفاده از مدل «ضاحیه‌ای کردن» در جنگ‌های بعدی تشویق کرد.

پس از حملهٔ گروه افراطی حماس به اسرائیل در مهر ۱۴۰۲، هنگامی که حزب‌الله در حمایت از این گروه وارد کارزار نظامی با اسرائیل شد، یوآو گالانت، وزیر دفاع وقت، حزب‌الله را تهدید کرد که نه‌تنها جنوب لبنان، بلکه ضاحیه و هر نقطهٔ دیگری در لبنان را به «عصر حجر» بازخواهد گرداند. حسن نصرالله، دبیرکل وقت حزب‌الله، در مقابل مدعی شد که این گروه اسرائیل را به «عصر حجر» بازمی‌گرداند. هرچند حزب‌الله در آن جنگ ۱۱ماهه ضرباتی به اسرائیل وارد کرد، اما اسرائیل، علاوه بر کشتن نصرالله و شمار زیادی از فرماندهان ارشد و نیروهای میدانی حزب‌الله، خسارات سنگینی به ضاحیه و جنوب لبنان وارد کرد که کم از نزدیک شدن به شرایط «عصر حجر» نبود و به فقر شدیدتر مردم این کشور انجامید.

اسرائیل کاتز، وزیر دفاع کنونی، دریک ماه اخیر نیز تهدید کرده که لبنان درنتیجه تحرکات حزب‌الله «به عصر حجر» بازگردانده خواهد شد. حزب‌الله در سومین روز جنگ جاری آمریکا و اسرائیل با ایران، این‌بار به نشانهٔ انتقام از «خون به زمین ریخته‌شده» علی خامنه‌ای، که ولی‌فقیه و مقتدای مذهبی این گروه نیز بود، وارد جنگ شده است. اسرائیل هزاران سرباز خود را با بولدوزرهای متعدد به لبنان اعزام کرده تا به گفته کاتز، دهکده‌های جنوب لبنان را «شخم بزنند». بولدوزرها تخریب خانه‌های نزدیک مرز را آغاز کرده‌اند. کاتز گفته است «نوار امنیتی جنوب لبنان» برای اطمینان از امنیت ساکنان شمال اسرائیل و دور نگه داشتن شبه‌نظامیان حزب‌الله باید گسترش یابد. بیش از یک میلیون نفر از ساکنان جنوب لبنان در داخل کشور خود آواره شده‌اند و مشخص نیست در پایان جنگ با چه گستره‌ای از ویرانی روبه‌رو خواهند شد، هرچند کاتز گفته است که آن‌ها اجازه بازگشت نخواهند داشت.

پس از حملهٔ حماس به اسرائیل درمهر ۱۴۰۲، اسرائیل حملات شدیدی به باریکهٔ غزه انجام داد که بنا بر گزارش‌های سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری، به ویرانی گسترده زیرساخت‌ها، شبکه‌های برق و بهداشت انجامید. این حملات به‌عنوان ضربه به گروه افراطی حماس توجیه شد؛ گروهی که از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا نیز تروریستی شناخته شده است. یوآو گالانت، وزیر دفاع وقت، مهاجمان را «حیوانات انسان‌نما» خواند که باید زیر ضربات خردکننده قرار گیرند و شرایط اولیه زندگی از آن‌ها و حامیانشان سلب شود. این اظهارات یکی از موضوع‌های مطرح‌شده علیه اسرائیل در دیوان کیفری بین‌المللی لاهه بود و تیم حقوقی اسرائیل برای توجیه آن تحت فشار قرار گرفت. جنگ غزه با ویرانی‌های عظیمی که به بار آورد، حدود ۲.۳ میلیون نفر از ساکنان غزه را تقریباً به «عصر حجر» بازگرداند و با جابه‌جایی‌های مکرر، شرایط زندگی آسوده را از آن‌ها گرفت.

در تابستان ۲۰۱۴ نیز، ارتش اسرائیل پس از ربوده شدن و کشته شدن سه نوجوان یهودی در کرانهٔ باختری به‌دست نیروهای حماس، عملیات نظامی را به غزه گسترش داد؛ جنگی مرگبار و ویرانگر که عملاً بخش‌های وسیعی از این منطقه را به شرایط «عصر حجر» نزدیک کرد. بنی گانتس، رئیس وقت ستاد ارتش، به گفته خود، به این موضوع افتخار کرد. او که بعدها وارد سیاست شد، در سال ۲۰۱۹ نیز همین تهدید را دربارهٔ پیامدهای تحرکات حماس در غزه تکرار کرد.

اهود باراک، وزیر دفاع وقت اسرائیل، در بهار ۲۰۱۰ حکومت بشار اسد در سوریه را تهدید کرد که اگر همچنان اجازه دهد محموله‌های راکتی ایران از طریق سوریه به حزب‌الله در لبنان ارسال شود، سوریه را به «عصر حجر» بازخواهد گرداند. این پیام از طریق میانجی‌ها نیز مستقیماً به بشار اسد منتقل شد. در ۱۴ سال بعد، اسرائیل به حملات هوایی آشکار و پنهان در سوریه بسنده کرد، اما چند روز پس از فروپاشی حکومت بشار اسد در پاییز ۲۰۲۴، فرصت یافت تا با بمباران‌های سنگین، تأسیسات و توان نظامی زمینی، دریایی و هوایی سوریه را از بین ببرد. سوریهٔ تحت رهبری احمد الشرع، که مورد حمایت ترکیه و سپس عربستان و آمریکا قرار گرفت، از حملات بعدی اسرائیل در امان ماند.

جنگ ویتنام، جنگ افغانستان

هرچند سیاستمداران اسرائیل بارها از این تهدید در قبال دشمنان خود استفاده کرده‌اند، اما عبارت «عصر حجر» در ادبیات نظامی قرن اخیر به ژنرال کورتیس له‌می نسبت داده می‌شود.

ژنرال له‌می، فرمانده نیروی هوایی آمریکا در جنگ جهانی دوم و دوران جنگ سرد، که به سخت‌گیری شهرت داشت، در کتاب خاطراتش درباره «مأموریت» خود، بمباران ویتنام برای بازگرداندن آن سرزمین به «عصر حجر» را به‌منظور واداشتن نیروهای ویتنام شمالی و ویت‌کنگ‌ها، متحدان جنوبی آن‌ها، به عقب‌نشینی توجیه کرد.

پس از حملات القاعده در سپتامبر ۲۰۱۱ و فروپاشی برج‌های دوقلوی نیویورک و مجموعه‌ای از حملات هم‌زمان دیگر این گروه، جرج بوش پسر، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، دستور حمله به القاعده در خاک افغانستان را برای بیرون کشیدن بن‌لادن از کوه‌های تورابورا صادر کرد.

پنج سال پس از آن جنگ، پرویز مشرف، رئیس‌جمهور وقت پاکستان، به شبکهٔ تلویزیونی سی‌بی‌اس آمریکا گفت که ریچارد آرمیتاژ، معاون وقت وزیر دفاع آمریکا، در دیداری با رئیس دستگاه اطلاعات پاکستان، این کشور را در صورت همکاری نکردن با آمریکا «به بازگرداندن به عصر حجر» تهدید کرده بود. آرمیتاژ این لحن را تأیید نکرد، اما اذعان داشت که به پاکستان هشدار داده بود باید در آن کارزار جنگی در کنار آمریکا باشد.

https://www.radiofarda.com/a/us-trump-stone-age-iran-war-israel-history/33723383.html

۱۴۰۵ فروردین ۱۲, چهارشنبه

تبریک به بنیانگذاران گرامی حزب اتحاد تورکمن صحرا

تبریکنامه مشترک به بنیانگذاران حزب اتحاد تورکمن صحرا  

 بنیانگذاران محترم حزب اتحاد تورکمن صحرا

اعلام موجودیت حزب شما که با هدف دفاع از حقوق ملی بر پایه نرم‌های دموکراتیک و اصول حقوق بشری صورت گرفته است، مایه خرسندی و امیدواری فراوان گردید.

ما این گام ارزشمند را نشانه‌ای از تعهد عمیق شما به عدالت، کرامت انسانی و پیشبرد سازمانیافته ی مطالبات برحق ملت ترکمن می‌دانیم و صمیمانه تبریک می‌گوئیم.

بی‌تردید، تلاش های سازمانیافته درمسیر تحقق حقوق ملی درچارچوب اصول دموکراتیک و حقوق بشر، زمینه‌ساز همبستگی، پیشرفت و آینده‌ای روشن‌تر برای جامعه خواهد بود.

امید است درکنار یکدیگر، با همدلی و خرد جمعی و پایبندی به ارزش‌های انسانی، شاهد دستاوردهای روزافزون و نقش‌آفرینی مؤثر شما در مسیر تحقق آرمان‌های ملت ترکمن و دیگر ملتها و قومیتهای کشورمان باشیم.

با آرزوی موفقیت های روزافزون مشترک در راه آزادی و برابری و سربلندی

شورای همبستگی ترکمن صحرا

سازمان فرهنگی و سیاسی ترکمن صحرا

 ۲۶اسفند ۱۴۰۴ / ۱۷مارس ۲۰۲۶

۱۴۰۴ اسفند ۲۹, جمعه

تبریک 2عید آرازا ونوروز بایرام 1405 وفرا رسیدن بهار

آرازا بیله یتیپ گلن نوروز بایرام لاری تویس یورکدن قوتلاماق بیلن دوست- یارلارا، ایل گؤنه برک جان ساغلیق و ایشلرینده گوًن سایین اوًستوًنلیک آرزو اتیاریس!

فرارسیدن بهار و آغاز سال 1405 وعید نوروز را تبریک گفته، تندرستی و پیروزی های روزافزون آرزو می‌کنیم.

Araza bilen Bahar (Nowruz) baýramy tüýs ýürekden gutlamak bilen berk jan saglyk we işlerinde gün sayin üstünlikleri arzuw edýäris.

Happy Nowruz Bayram

  ایل گویجی

    20مارس 2026- اول فروردین 1405

۱۴۰۴ اسفند ۲۴, یکشنبه

حمایت از وحدت واتحاد نیروهای سیاسی الاهواز

همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران و کنگره ملیتهای ایران فدرال

درحمایت از وحدت و اتحاد نیروهای سیاسی "اهوازی/احوازی"

درشرایطی که ایران و منطقه دریکی از حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته‌اند و تحولات سیاسی با شتابی کم‌سابقه در حال دگرگون کردن معادلات قدرت و چشم‌انداز آینده کشور است، تقویت همگرایی و سازمان‌یابی نیروهای دموکراسی‌خواه و ملی درمیان ملت‌های گوناگون ساکن ایران اهمیتی دوچندان یافته است. در چنین فضایی، تلاش نیروهای سیاسی برای شکل دادن به همکاری‌های سازمان‌یافته و ایجاد سازوکارهای مشترک سیاسی می‌تواند نقشی مهم در تقویت ظرفیت‌های دموکراتیک و شکل‌گیری افق‌های تازه برای آینده ایران ایفا کند.
در همین چارچوب، ائتلاف سیاسی همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران و کنگره ملیتهای ایران فدرال برگزاری “کنفرانس ملی نیروهای اهوازی/احوازی” در شهر لندن در تاریخ ۷ مارس ۲۰۲۶ با شعار الاحواز اولا(اول اهواز)” را گامی قابل توجه در جهت تقویت همبستگی و سازمان‌یابی نیروهای ملی عرب “اهوازی/ احوازی” ارزیابی می‌کند. این کنفرانس که با حضور شماری از سازمان‌ها، فعالان و شخصیت‌های سیاسی عرب “اهوازی/ احوازی” برگزار شدە است، تلاشی در راستای توسعه همکاری‌های سیاسی مشترک و تقویت حضور مسئله اقلیم “اهوازی/ احوازی” در عرصه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی به شمار می‌رود.
برگزاری این کنفرانس را باید در بستر روندهای تازه‌ای مورد توجه قرار داد که در میان نیروهای سیاسی ملت‌های ساکن ایران در حال شکل‌گیری است. تشکیل همپیمانی احزاب سیاسی کوردستان ایران در هفته‌های اخیر و اکنون گام‌های تازه برای تقویت هماهنگی و همکاری میان نیروهای سیاسی “اهوازی/ احوازی”، نشان‌دهنده تلاش فزاینده برای سازمان‌دهی سیاسی، همگرایی و تقویت صدای مشترک نیروهای ملی و دموکراسی‌خواه در میان ملت‌های گوناگون ایران است.
تجربه تاریخی ایران معاصر نشان داده است که تمرکزگرایی اقتدارگرایانه و انکار تکثر ملی، زبانی و فرهنگی جامعه ایران از عوامل مهم تداوم استبداد و بازتولید تبعیض در کشور بوده است. از این رو، هر روندی که بتواند به تقویت سازمان‌یابی سیاسی، همگرایی و طرح مطالبات دموکراتیک ملت‌ها و گروه‌های اجتماعی یاری رساند، می‌تواند در شکل‌گیری چشم‌اندازی تازه برای گذار از استبداد و استقرار نظمی دموکراتیک در ایران نقش مهمی ایفا کند.
ائتلاف همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران و کنگره ملیتهای ایران فدرال بر این باور است که آینده‌ای آزاد و پایدار در ایران تنها در صورتی قابل تحقق خواهد بود که نظم سیاسی آینده کشور بر پایه اصولی همچون برابری کامل شهروندان، به‌رسمیت شناختن تکثر ملی و فرهنگی جامعه، توزیع دموکراتیک قدرت و مشارکت واقعی همه ملت‌ها و گروه‌های اجتماعی در اداره امور کشور شکل گیرد. در چنین چارچوبی، احترام به حقوق بنیادین ملت‌ها و جوامع مختلف و به‌رسمیت شناختن مشارکت آنان در تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی خویش، در چارچوب اصول حقوق بین‌الملل، منشور سازمان ملل متحد و موازین جهان‌شمول حقوق بشر، از پایه‌های اساسی شکل‌گیری نظمی عادلانه و دموکراتیک در ایران آینده به شمار می‌آید.
ائتلاف همبستگی فراگیر و کنگره ملیتها با احترام به مبارزات مردم عرب اهواز/احواز برای دستیابی به حقوق انسانی و ملی خود، تلاش نیروهای سیاسی “اهوازی/ احوازی” در جهت تقویت همبستگی و سازمان‌دهی سیاسی را اقدامی مثبت ارزیابی کرده و آن را بخشی از روند گسترده‌تر تلاش ملت‌های گوناگون ایران برای دستیابی به آزادی، دموکراسی و برابری می‌دانند.

همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران

کنگره ملیتهای ایران فدرال

شنبه ٢٣ اسفند ۱۴۰۴ – ١٤ مارس ٢٠٢٦ 

https://hambastegi.net/1808/

۱۴۰۴ اسفند ۲۳, شنبه

درباره تمرکزگرایی حق تعیین سرنوشت وآینده دموکراتیک ایران

 بیانیه ائتلاف سیاسی “همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران"

درباره تمرکزگرایی، حق تعیین سرنوشت وآینده دموکراتیک ایران

مردم آزادیخواه ایران،
ملت‌های تحت ستم،
کارگران، فرهنگیان،
زنان، جوانان و دانشجویان مبارز،

در روزهای اخیر، رضا پهلوی از طریق حساب شخصی خود درشبکه‌های اجتماعی، با لحنی تهدیدآمیز علیه ملت‌های ایران، به‌ویژه مردم کوردستان،موضع‌گیری کرده است. او بی‌آنکه مسئولیت اجرایی یا پاسخگویی سیاسی داشته باشد، می‌کوشد با بازتولید منطق تاریخی تمرکز گرایی، «تمامیت ارضی» را به خط قرمزی غیرقابل مناقشه بدل سازد وهرمطالبه‌ای برای حق تعیین سرنوشت را در چارچوبی امنیتی تعریف کند.

این مواضع بیانگر استمرار گفتمانی است که طی یک قرن گذشته با انکار تنوع ملی، تمرکز انحصاری قدرت در مرکز و حذف حقوق برابر همراه بوده است. امنیتی‌سازی مطالبات سیاسی و تبدیل مسائل ساختاری به تهدیدی امنیتی، همواره ابزاری برای مهار جامعه و جلوگیری از توزیع عادلانه قدرت بوده است. تأکید بر یکپارچگی سرزمینی هنگامی که با زبان تهدید بیان می‌شود، چیزی جز نفی اراده آزاد ملت‌ها نیست. وحدت پایدار تنها بر پایه برابری و رضایت آگاهانه شکل می‌گیرد، نه بر مبنای تحمیل و ارعاب.

ائتلاف سیاسی احزاب کوردستانی در شرایط حساس کنونی و مشارکت نیروهای متنوع سیاسی درآن، نمادی از همبستگی عملی و الگویی برای همگرایی دیگر ملیت‌ها و نیروهای آزادیخواه در سراسر ایران است و بازتاب گسترده این همپیمانی در داخل و خارج از کشور نشان می‌دهد که جامعه سیاسی ایران بیش از هر زمان آماده عبور از پراکندگی و حرکت به‌سوی شکل‌دهی به چارچوبی مشترک وهمبستگی‌های مشابه در دیگر مناطق است؛ همبستگی‌هایی که می‌توانند زمینه‌ساز عبور

 بنیادین از جمهوری اسلامی و استقرار نظمی دموکراتیک، غیرمتمرکز، سکولار و مبتنی بر عدالت اجتماعی باشند. از همین

رو، همزمانی تهدید رضا پهلوی مبنی بر حمله به کوردستان از سوی ارتشی که وعده تشکیل آن را می‌دهد با تبلیغات و تهدیدهای نهادهای رژیم علیه این ائتلاف، تقارنی معنادار را آشکار می‌سازد. تقارنی کە نشان می‌دهد که منطق تمرکزگرایی و امنیتی‌سازی مطالبات ملی، صرف‌نظر از نام و پوشش سیاسی آن، در تعارض مستقیم با هرگونه همبستگی دموکراتیک و توزیع عادلانه قدرت قرار دارد و از شکل‌گیری بدیلی سازمان‌یافته و فراگیر هراس دارد.

ایران امروز با بحرانی چندلایه روبه‌روست: بحران مشروعیت سیاسی، تمرکز ساختاری قدرت، تبعیض ملی و جنسیتی، شکاف‌های عمیق طبقاتی و فرسایش اعتماد عمومی. این بحران‌ها نتیجه تکثر فرهنگی یا مطالبات ملت‌ها نیست، بلکه محصول ساختاری است که قدرت را در مرکز انباشته و مشارکت واقعی را محدود کرده است. تکرار همان منطق تمرکزگرا، حتی با چهره‌ای تازه، راه برون‌رفت از این وضعیت نخواهد بود.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» نشان داد که جامعه ایران از دوگانه استبداد دینی و اقتدارگرایی سلطنتی عبور کرده است. آن جنبش اعتراض به یک فرد نبود، بلکه اعتراض به ساختار حذف، تمرکز و انحصار بود. نسلی که برای کرامت انسانی و برابری به میدان آمد، بازسازی اقتدار گذشته را، حتی در قالبی جدید، نخواهد پذیرفت.

ما بر این باوریم که حل مسئله کوردستان و دیگر مناطق کشور، نه امنیتی بلکه سیاسی و ساختاری است و پاسخ آن در ارتش و تهدید نیست، بلکه در گفت‌وگو، تدوین یک قرارداد نوین اجتماعی و به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت آزادانه ملت‌هاست. ما با صراحت از این حق دفاع می‌کنیم و هرگونه رویکرد تهدیدآمیز، تمرکزگرا و اقتدارطلبانه را که به نام دفاع از تمامیت ارضی توجیه می‌شود، رد می‌نماییم.

آینده ایران نه با ارعاب و تمرکز قدرت و باز تولید اقتدار و استبدادهای دینی و سلطنتی و تداوم منطق سرکوب، بلکه تنها بر پایه نظمی دموکراتیک، غیرمتمرکز و مبتنی بر عدالت اجتماعی شکل خواهد گرفت؛ نظمی که در آن توزیع قدرت و تنوع بە رسمیت شناختە شود، برابری حقوقی تضمین شود و اراده آزاد ملت‌ها مبنای وحدت باشد.

همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران

پنج‌شنبه ٧ اسفند ١٤٠٤ – ٢٦ فوريه ٢٠٢٦

  لینک مطلب از منبع:    https://hambastegi.net/1712/