۱۴۰۵ اردیبهشت ۲, چهارشنبه

بخش شرق خزر از جاده ابریشم دارد آکتیو میشود

جاده ابریشم جدید؛ بریتانیا چرا به دنبال نقش‌آفرینی درآسیای میانه است؟

*زیرتصویر، درسال ۲۰۲۴، دیوید کامرون، وزیر خارجه وقت بریتانیا، ازهرپنج کشور آسیای میانه ومغولستان دیدار کرد.

 عبرت صفا ، ازسرویس ازبکی بی‌بی‌سی، 22آپریل 2026 : پنج کشور آسیای میانه درسال‌های۱۹۹۰ و۲۰۰۰ چندان مورد توجه بریتانیا نبودند. تماس‌های سطح بالا نادر بود. درسال ۱۹۹۱، زمانی که اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان وازبکستان به کشورهای مستقل تبدیل شدند، اما لندن همچنان آن‌ها را «حیاط خلوت» روسیه می‌دانست.

شماری از پژوهشگران علوم سیاسی دربریتانیا همچنان به این منطقه درچارچوب آنچه «بازی بزرگ» خوانده می‌شود نگاه می‌کنند؛ رقابتی تاریخی میان امپراتوری روسیه وامپراتوری بریتانیا بر سر نفوذ درآسیای میانه. بریتانیا درنهایت این رقابت را واگذار کرد.

دربیست سال گذشته، این منطقه از آسیا که درمجاورت افغانستان قرار دارد، شریک مهمی برای کشورهای غربی در زمینه آنچه مبارزه با تروریسم خوانده می‌شد بود. اما زمانی که طالبان افغانستان دراوت۲۰۲۱ قدرت را به دست گرفت، همکاری دراین زمینه تا حد زیادی متوقف شد.

کمیته امور خارجی مجلس عوام درگزارشی که سه سال پیش با عنوان «کشورها در چهارراه: تعامل بریتانیا درآسیای میانه» منتشر شد، این تعامل را «به‌شدت ناکافی»، واکنشی و متمرکز براهداف کوتاه‌ مدت توصیف کرد.

این کمیته گفت دولت بریتانیا باید سیاستی روشن و مبتنی بر ارزش‌ها برای آسیای میانه تدوین کند و «تلاش نکند با چین یا روسیه رقابت کند، بلکه گزینه‌های دیگری به رهبران آسیای مرکزی ارائه دهد.»

گفتن آن آسان، اما انجامش دشواراست. روسیه و چین برآسیای میانه تسلط دارند: روسیه به‌عنوان یک قدرت اقتصادی و منبع سرمایه‌گذاری و چین که به شریک تجاری اصلی این کشورها تبدیل شده است.

علاوه بر این، این منطقه به گذرگاهی مناسب برای روسیه جهت دور زدن تحریم‌های غربی اعمال‌شده به‌دلیل جنگ  در اوکراین تبدیل شده است، منطقه‌ای که از طریق آن به ‌اصطلاح «واردات موازی» انجام می‌شود.

وزارت خارجه بریتانیا از این موضوع آگاه است واعلام کرده است که بریتانیا «به‌طور بسیار فعال با قزاقستان وازبکستان درباره مسئله دور زدن تحریم‌ها همکاری می‌کند.»

چرا بریتانیا اکنون به این منطقه دوردست علاقه‌مند شده است؟

نخست، به‌دلیل برگزیت.

خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بر روابط اقتصادی با آسیای میانه تاثیر گذاشت. در واکنش به موانع جدید، بریتانیا ساز و کار تجاری خود را با عنوان «تسهیلات تجاری کشورهای در حال توسعه» راه‌اندازی کرد که بر اساس آن، ازبکستان نخستین کشوری شد که هزاران کالا را بدون پرداخت عوارض گمرکی به بریتانیا صادر کرد.

*توضیح تصویر،بریتانیا به منابع معدنی آسیای میانه علاقه‌مند است. اما قطعا تنها نیست. درتصویر، یک کامیون کمپرسی دریک سرمایه‌گذاری مشترک معدنی تاجیک-چینی دیده می‌شود

علاوه بر این، بریتانیا به نیروی کار مهاجر از خارج اروپا، به‌ویژه دربخش کشاورزی، نیاز پیدا کرده وشرایط ویزا برای کارگران ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان را تسهیل کرده است. درسال‌های اخیر، تقریبا ۱۰هزارنفر ازآسیای میانه با ویزای کار فصلی به بریتانیا رفته‌اند.

کمیته امور خارجی پارلمان بریتانیا اشاره کرده است که بسیاری خواستار افزایش نه‌ تنها تعداد ویزاهای صادرشده، بلکه تعداد مشاغل تحت پوشش آن هستند، به‌گونه‌ای که شامل لوله‌کش‌ها، برق‌کاران و کارکنان بخش سلامت نیز شود.

دوم، مسئله مواد معدنی حیاتی است.

آسیای میانه دارای ذخایر لیتیوم، اورانیوم و فلزات خاکی کمیاب است که بریتانیا برای «گذار سبز» وصنعت فناوری پیشرفته خود به آن‌ها نیاز دارد. همچنین این منطقه دارای ذخایر غنی منگنز و کروم است، فلزاتی که درصنعت فولاد و تولید باتری استفاده می‌شوند.

درسند «دستورکار ۲۰۳۵: راهبرد مواد معدنی حیاتی» دولت بریتانیا آمده است که این کشور باید ایجاد زنجیره‌های تامین قابل اعتماد و پایدار برای این مواد معدنی را در اولویت قرار دهد.

*توضیح تصویر،دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، نیز درتلاش برای بهبود روابط با آسیای میانه است. او درنوامبر نشستی با هر پنج رهبر برگزار کرد و درفوریه روسای ‌جمهور ازبکستان وقزاقستان، شوکت میرضیایف (چپ) و قاسم جومارت توکایف (راست)، را برای نخستین نشست شورای صلح خود میزبانی کرد

کشورهای دیگر نیز پیشاپیش برای دسترسی به ذخایرآسیای میانه اقدام کرده‌اند. درنوامبر، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهورآمریکا، نشستی با پنج کشور آسیای میانه برگزار کرد. ایالات متحده می‌خواهد منابع فلزات خاکی کمیاب و مواد معدنی حیاتی خود را متنوع کند، چون بیشتر آن‌ها در حال حاضر از چین تامین می‌شود.

دلیل سوم آنکه بریتانیا تلاش می‌کند از ابزارهای «قدرت نرم» برای افزایش نفوذ خود استفاده کند.

دانشگاه‌های بریتانیا درآسیای میانه بسیار مورد احترام‌اند و لندن معتقد است این موضوع به پیشبرد منافعش درمنطقه کمک خواهد کرد. درنتیجه، شمار توافق‌نامه‌های همکاری میان دانشگاه‌های بریتانیا و آسیای میانه درسال‌های اخیر افزایش یافته است.

درعین حال، بنا بر گزارش اندیشکده «گروه سیاست خارجی بریتانیا»، مستقر درلندن ارتباطات آموزشی به تسهیل روابط تجاری کمک می‌کند. تحلیلگران این نهاد ادعا می‌کنند: «تعامل با فرهنگ بریتانیا تمایل به تجارت با بریتانیا را ۷ درصد افزایش می‌دهد.»

*زیرتصویر،اما شرکای اصلی حاکمان آسیای میانه همچنان روسیه وچین هستند. عکس ازنشست سازمان همکاری شانگهای سال۲۰۲۴

لرد جان آلدر‌دایس، نماینده تجاری بریتانیا، که چندی پیش از تاشکند دیدار کرد، تائید کرد دولت بریتانیا با صدور ۴ میلیارد پوند ضمانت صادراتی از توسعه زیرساخت‌ها و استخراج «مسئولانه» معادن درآسیای میانه حمایت خواهد کرد. علاوه بر آموزش وخدمات مالی بریتانیا، آسیای مرکزی به طور فزاینده‌ای به فناوری و تجهیزات علاقه‌مند شده است؛ برای نمونه درحوزه‌هایی مانند هاب‌های ریلی، فرودگاه‌ها و گذرگاه‌های مرزی.

رویکرد مبتنی بر ارزش‌ها

بریتانیا مایل است روابط خود را با کشورهای آسیای میانه بر پایه ارزش‌هایش بنا کند، اما ایجاد توازن میان روابط اقتصادی وحفاظت از حقوق بشر دراین منطقه بسیار دشواراست. روسیه و چین عموما آسان‌تر می‌توانند روابط تجاری برقرار کنند، چون رهبران محلی را به نقض حقوق بشر متهم نمی‌کنند.

بریتانیا به ارزش‌های خود، برابری جنسیتی و احترام به حقوق جامعه ال‌جی‌بی‌تی‌کیو افتخار می‌کند. آیا دولت این کشور باید درحالی که درپی تعمیق روابط با آسیای میانه است، به این ارزش‌ها وفادار بماند؟

تمام کشورهای آسیای میانه به درجات مختلف اقتدارگرا هستند. فعالان حقوق بشر این منطقه را یکی از«سرکوبگرترین» مناطق جهان می‌دانند. فریدم هاوس درتازه‌ترین گزارش خود هرپنج کشور را «غیرآزاد» طبقه‌بندی کرده است.

قزاقستان و قرقیزستان پیش‌تر کمتر سرکوبگر تلقی می‌شدند، اما اکنون، به گفته فریدم هاوس، دولت‌های آن‌ها نیز درمسیر«اقتدارگرایی تثبیت‌شده» حرکت کرده‌اند.

درسال۲۰۲۳، ازبکستان قانون اساسی خود را اصلاح کرد تا دوره ریاست‌جمهوری را تمدید کند. رسانه‌های مستقل درمنطقه به‌طور نظام‌مند تحت پیگرد قرار می‌گیرند و دادگاه‌ها ابزار مطیع مقامات هستند.

درنیمه نخست دهه ۲۰۰۰، کریگ موری، سفیر بریتانیا در ازبکستان، به‌طور علنی اسلام کریم‌اف، رئیس‌جمهور وقت را به‌دلیل نقض حقوق بشر محکوم کرد و مدعی شد مقام‌های بریتانیایی اطلاعاتی از مقامات ازبک دریافت کرده‌اند که تحت شکنجه به دست آمده بود. رسوایی دیپلماتیک به‌وجود آمد و کریگ موری برکنار شد.

کمیته امور خارجی مجلس عوام بریتانیا درگزارشی درباره آسیای میانه گفت این منطقه درک ضعیفی از حقوق بشر دارد و تنها به‌طور جزئی به آن احترام می‌گذارد.

دراین گزارش نوشته شده است: «ازبکستان در زمینه آزادی مذهبی ومبارزه با کار اجباری پیشرفت‌هایی داشته که شایسته تحسین است. با این حال، آسیای میانه اخیرا شاهد موارد جدیدی ازسرکوب علیه اپوزیسیون سیاسی ومطبوعات بوده است.اعتراضات به‌طورخشونت‌آمیز سرکوب می‌شوند، شکایت‌های مربوط به شکنجه رایج است، خشونت مبتنی بر جنسیت همچنان مشکلی جدی است، انتخابات نه آزاد است و نه منصفانه، و متهمان از حق دادرسی عادلانه برخوردار نیستند.»

فراتر از حقوق بشر، این کمیته پارلمانی مایل است بریتانیا در روابط خود با آسیای میانه به مسئله «پول‌های کثیف» نیز بپردازد. این کمیته برآورد می‌کند که این پول‌ها هم به بریتانیا سرازیر می‌شوند وهم ازطریق آن عبور می‌کنند.

آیا بریتانیا که خود را متعهد به «رویکرد مبتنی بر ارزش‌ها» می‌داند، این انتقادها را به‌طور علنی مطرح می‌کند؟ به‌ویژه در زمانی که رهبران دیگر، مانند دونالد ترامپ، عمدتا این مسائل را به‌خاطر منافع اقتصادی نادیده می‌گیرند.

و به همان اندازه مهم، آیا رهبران آسیای میانه گوش خواهند داد؟ این پرسش به‌ویژه از آن جهت مطرح است که بریتانیا با کاهش بودجه کمک‌های خارجی خود، بخشی از اهرم فشارش را از دست داده است.

بنا بر اعلام وزارت خارجه بریتانیا درسال‌های ۲۰۲۴ و۲۰۲۵ تنها ۱۲/۷ میلیون پوند کمک توسعه‌ای به آسیای میانه اختصاص داده شد. پیش ازاین کاهش، تنها تاجیکستان سالانه ۱۵ تا ۲۰ میلیون پوند از بریتانیا دریافت می‌کرد.

https://www.bbc.com/persian/articles/cvg5v6g4n53o

موضوعات مرتبط

آمریکا وآسیای مرکزی: ترامپ با همسایه‌‌های ایران و افغانستان چه خواهد کرد؟

https://www.bbc.com/persian/articles/ckgdyd0geggo

۱۴۰۵ فروردین ۲۵, سه‌شنبه

در مجارستان حزب حاکم چگونه شکست خورد

چرا حزب فیدسِ ویکتور اوربان شکست خورد

توماس کاروترز فارن پالیسی /۱۲ آوریل۲۰۲۶ : با وجود آنکه زمین بازی انتخاباتی را به‌شدت به نفع خود مهندسی کرده بود- از طریق تقسیم‌بندی‌های شدید حوزه‌های انتخاباتی، استفاده گسترده از منابع دولتی برای اهداف حزبی، تسلط تقریباً کامل بر رسانه‌ها، بهره‌گیری آشکار از ویدیوهای دیپ‌فیک و ادعاهای مربوط به خرید رأی- ویکتور اوربان، نخست‌وزیر مجارستان، و حزب فیدس او درانتخابات روز یکشنبه این کشور متحمل شکستی سنگین و تاریخی شدند.

اوربان شکست را پذیرفت و به رقیب خود، پیتر ماجار، رهبر حزب تیسا، تبریک گفت و وعده داد که «از جایگاه اپوزیسیون نیز به ملت مجارستان و میهن‌مان خدمت» کند. میزان مشارکت رأی‌دهندگان نیز از هر انتخابات پارلمانی دیگری در مجارستان از زمان فروپاشی کمونیسم در سال ۱۹۸۹ بیشتر بود.

پس از ۱۶ سال حکومت فیدس، چه عواملی این چرخش شگفت‌انگیز را توضیح می‌دهد؟

زمانی که رژیم‌های حزبی مسلط و ریشه‌دار از قدرت کنار زده می‌شوند، معمولاً این امر یا ناشی از انباشت اشتباهات دولت مستقر است یا حاصل چابکی و ابتکار عمل اپوزیسیون. در مجارستان، هر دو عامل نقش داشتند.

حزب فیدس با سه نقطه ضعف عمده وارد انتخابات شد

نخست، کارنامه اقتصادی اخیر آن بسیار ضعیف بود. سال‌ها سوءمدیریت مالی، اقتصاد مبتنی بر تصرف دولت توسط شبکه‌های نزدیک به قدرت، وتضعیف حاکمیت قانون باعث شد رشد اقتصادی مجارستان به حدود ۰.۵ درصد درسال گذشته محدود شود. این وضعیت با جهش تورم در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ که به اوج ۲۵ درصد رسید - بالاترین سطح در اتحادیه اروپا درآن زمان- وخیم‌تر شد.

دوم، عملکرد دولت در اداره خدمات عمومی اساسی به‌طور گسترده ناکافی ارزیابی می‌شد. نظام بهداشت دولتی مجارستان نمونه بارزی از این وضعیت است: تقریباً همه مردم به آن وابسته‌اند، اما نارضایتی عمیقی نسبت به فرسودگی زیرساخت‌های بیمارستانی، کمبود مداوم پزشکان و پرستاران (که بسیاری از آنها به اتریش، آلمان و دیگر کشورهای اتحادیه اروپا مهاجرت کرده‌اند)، و زمان‌های انتظار طولانی برای دریافت خدمات وجود دارد. امید به زندگی در مجارستان یکی از پایین‌ترین‌ها در اتحادیه اروپاست و بیش از چهار سال کمتر از میانگین این بلوک است.

سوم، فساد به پدیده‌ای فراگیر تبدیل شده است. براساس گزارش سازمان شفافیت بین‌الملل، مجارستان درکنار بلغارستان فاسدترین کشور اتحادیه اروپا محسوب می‌شود؛ و درسطح جهانی درکنار کشورهایی مانند کوبا وبورکینافاسو قرار می‌گیرد. جریان مداومی از گزارش‌های تحقیقی معتبر که سوءاستفاده از منابع عمومی توسط مقام‌ها و خانواده‌هایشان را افشا می‌کرد- از جمله، بنا بر ادعاها، پدر و داماد اوربان- برای فیدس روزبه‌روز دشوارتر می‌شد که انکار یا منحرف کند.

درمجموع، این ضعف‌ها به فرسایش گسترده اجتماعی-اقتصادی انجامید و ثباتی که زمانی فیدس فراهم کرده بود، به رکود و بدبینی ملی تبدیل شد.

در شرایطی که فیدس نمی‌توانست بر بهبود کیفیت زندگی مردم مانور دهد، کارزار انتخاباتی‌اش به‌شدت بر ایجاد ترس تکیه کرد؛ بخش زیادی از آن حول نظریه‌های توطئه درباره اوکراین می‌چرخید. ادعاهای خیالی درباره برنامه‌ریزی اوکراین برای اقدام نظامی علیه مجارستان یا تأمین مالی اپوزیسیون، جایگزین پیام‌های مثبت یا دستاوردهای ملموس شد.

همان‌گونه که رهبران اقتدارگرای غیرلیبرال در موارد دیگر نیز تجربه کرده‌اند — از جمله شکست ژائیر بولسونارو، رئیس‌جمهور سابق برزیل، در سال ۲۰۲۲ — پس از مدتی، رأی‌دهندگان، به‌ویژه میانه‌روها، از پیام‌های مداوم مبتنی بر ترس، نفرت و حملات تند خسته می‌شوند. افزون بر این، ادعاهای مکرر اوربان درباره حفاظت از حاکمیت ملی مجارستان برای منتقدان هرچه بیشتر توخالی به نظر می‌رسید، زیرا این کشور عملاً به ابزاری در سیاست خارجی روسیه و بستری برای منافع اقتصادی چین تبدیل شده بود.

درسوی مقابل، ماجار و متحدانش درجایی موفق شدند که چالش‌گران پیشین ناکام مانده بودند؛ آنها الگوی جدیدی برای مقابله با فیدس ایجاد کردند.

نخست، ماجار از درگیری‌های فرهنگی بر سر موضوعات حساس مانند مهاجرت و حقوق دگرباشان جنسی پرهیز کرد و به‌جای آن بر ارائه پیام مثبت به رأی‌دهندگان تمرکز داشت. او مفهوم میهن‌دوستی را به‌عنوان ایده‌ای فراگیر وآینده‌نگر باز تعریف کرد و فیدس را در زمینی به چالش کشید که همواره درآن برتری داشت. با درک خستگی رأی‌دهندگان از مجادلات ایدئولوژیک، از مجارها خواست به کشوری «انسانی‌تر» باور داشته باشند و امید به احیای غرور ملی را درآنها زنده کرد. همچنین به‌طور مداوم بر مسئله فساد تأکید کرد و آن را به ناکارآمدی‌های آشکار حکمرانی در زندگی روزمره مردم پیوند زد.

دوم، او دامنه جغرافیایی اپوزیسیون را گسترش داد. برخلاف تمرکز سنتی چپ‌گرایان لیبرال بر رأی‌دهندگان شهری و تحصیل‌کرده، ماجار به‌طور گسترده در خارج از بوداپست کمپین برگزار کرد و به شهرهای کوچک ومناطق کمتر مورد توجه رفت تا فیدس را در پایگاه‌های انتخاباتی خود به چالش بکشد. او حتی یک راهپیمایی چندروزه به رومانی انجام داد تا با مجارهای قومی ساکن آنجا- که سال‌ها از حامیان ثابت فیدس بودند -ارتباط برقرار کند.

سوم، او دراستفاده از شبکه‌های اجتماعی چابکی قابل توجهی نشان داد. درحالی که از رسانه‌های سنتی کنار گذاشته شده بود، از فیس‌بوک و اینستاگرام برای ارتباط مستقیم با رأی‌دهندگان بهره گرفت. پست‌های ساده اما هوشمندانه او باعث شد پیام‌های فیدس قدیمی و دست‌وپاگیر به نظر برسد. او همچنین در پیش‌بینی و خنثی‌سازی حملات تبلیغاتی رقیب مهارت داشت و اغلب پیشاپیش به آنها پاسخ می‌داد. یک مصاحبه ویدیویی اولیه که در آن جدایی خود از فیدس درسال۲۰۲۳ و انتقاداتش از دولت را توضیح داد، تأثیری بسیار قوی داشت و بیش از ۲.۵ میلیون بازدید درکشوری با جمعیتی کمتراز۱۰ میلیون نفر به دست آورد.

ماجار و تیمش با انرژی وعزم چشمگیر توانستند معادلات رقابت‌های پیشین را برهم بزنند- واقعیتی که بسیاری از ناظران در ایالات متحده، به‌ویژه در محافل محافظه‌کار، دیر متوجه آن شدند.

هرچند مجارستان و ایالات متحده از جهات بسیاری متفاوت‌اند، اما درسال‌های اخیر زندگی سیاسی آنها به‌طور خاص به یکدیگر گره خورده است؛ چرا که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و جنبش «دوباره عظمت را به آمریکا بازگردانیم» (MAGA) از اوربان تمجید کرده و فعالانه روابط میان محافل محافظه‌کار دوکشور را گسترش داده‌اند. ترامپ در جریان کارزار انتخاباتی آشکارا از اوربان حمایت کرد و دو بار «حمایت کامل و بی‌قید و شرط» خود را اعلام نمود ومعاون رئیس‌جمهور آمریکا، جی.دی. ونس، را اندکی پیش از رأی‌گیری به بوداپست فرستاد تا در تلاش نهایی، کمپین رو به افول فیدس را تقویت کند.

به‌دلیل این پیوندها، این انتخابات سرنوشت‌ساز درمجارستان هم برای جنبش «ماگا» وهم برای دموکرات‌هایی که قصد رقابت با آن را دارند، درس‌هایی به همراه دارد.

برای ترامپ ومتحدانش، نتیجه مجارستان نشان‌دهنده محدودیت‌های تکیه بر جنگ‌های فرهنگی به‌عنوان یک راهبرد پایدار حکمرانی است. رأی‌دهندگان در نهایت فراتر از پیام‌های نمایشی، به بهبود واقعی در زندگی روزمره خود نگاه می‌کنند. در عین حال، فساد- به‌ویژه زمانی که به رهبر، خانواده و نزدیکان او گره خورده باشد- سمی سیاسی است که آهسته عمل می‌کند اما مرگبار است.

برای مخالفان ترامپ نیز درس‌ها روشن است: آنها نباید از به چالش کشیدن یک جنبش پوپولیستی در زمین میهن‌دوستی و ملی‌گرایی هراس داشته باشند. اما نامزدها باید ایده‌های تازه و فراگیر ارائه دهند و فراتر از مناطق امن رأی‌دهندگان شهری کمپین کنند. همچنین باید بر موضوعات غیرایدئولوژیک و حساس- مانند فساد و هزینه‌های بهداشت- تمرکز کنند که بازده سیاسی بیشتری نسبت به مباحث سنتی ایدئولوژیک دارند. درنهایت، باید به استفاده از روش‌های نوین شبکه‌های اجتماعی برای ارتباط با رأی‌دهندگان جوان ادامه دهند.

به‌طور خلاصه، هر دو طرف باید با دقت توجه کنند که چگونه یک جنبش پوپولیستی که زمانی پرقدرت و بااعتمادبه‌نفس بود و به‌نظر می‌رسید همه اهرم‌های سیاسی را در اختیار دارد، به‌این‌سرعت و قاطعانه سقوط کرد- و چگونه یک اپوزیسیون جدید توانست بر الگوی ناکارآمدی و تفرقه غلبه کند وبه پیروزی برسد.

https://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/126987/

۱۴۰۵ فروردین ۲۳, یکشنبه

روز12آپریل اعلام شد مذاکرات اسلام‌آباد بدون نتیجه پایان یافت

 امید تهران و واشینگتن به توافق، با بی‌اعتمادی عمیق و خواسته‌های متفاوت

سایت رادیو فردا ۲۲/فروردین/۱۴۰۵ -11آپریل 2026 : هیئت‌های بلندپایۀ ایالات متحده و جمهوری اسلامی در حالی جمعه‌شب ۲۱ فروردین‌ماه عازم اسلام‌آباد پایتخت پاکستان شدند که هر یک، دیگری را به نقض تعهدات مربوط به آتش‌بس موقت، متهم کرده‌اند.

مقام‌های کاخ سفید تأیید کرده‌اند که امید چندانی به گشایش فوری تنگۀ هرمز در نتیجۀ گفت‌وگوهای برنامه‌ریزی شده برای روز شنبه ندارند.

از سوی دیگر، طرف ایرانی پا را فراتر گذاشته و گفته بدون برآورده شدن دو پیش‌شرط، شامل برقراری آتش‌بس در لبنان و آزادشدن دارایی‌های مسدود‌شدۀ ایران، اصولاً قادر به آغاز گفت‌وگو با طرف آمریکایی نخواهد یود.

تا ساعاتی دیگر مشخص خواهد شد که طرح این خواسته‌ها از سوی محمد باقر قالیباف و عباس عراقچی رئیس مجلس و وزیر خارجۀ ایران چه تأثیری بر مذاکرات برنامه‌ریزی شده خواهد داشت؛ مذاکراتی که می‌تواند دیدار عالیرتبه‌ترین نمایندگان دو کشور از زمان انقلاب اسلامی در ایران، نزدیک به نیم قرن پیش را رقم بزند.

ایران که در طول نزدیک به چهل روز جنگ با اسرائیل و آمریکا متحمل ضربات سهمگینی شد و علاوه بر زیرساخت‌های نظامی و راهبردی، بسیاری از چهره‌های ارشد حکومت از جمله علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی را هم از دست داد، نشان داده که به رغم ادعای دونالد ترامپ دربارۀ پیروزی، همچنان می‌تواند حملاتی را علیه زیرساخت‌های انرژی و تأسیسات نظامی در کشورهای همسایه‌اش ترتیب داده و از آن مهمتر، عبور و مرور کشتی‌ها از تنگۀ هرمز را مختل کند.

جنگ خاورمیانه باعث بزرگترین شوک نفتی تاریخ معاصر شده، به توان تولید و توزیع حامل‌های انرژی در کشورهای حوزۀ خلیج فارس آسیب زده، و نگرانی‌های گسترده و فزاینده‌ای را نسبت به احتمال اوج‌گیری تورم، به‌خطر افتادن امنیت غذایی و چه‌بسا دوره‌ای دیگر از رکود اقتصاد جهانی به‌وجود آورده است.

دونالد ترامپ در آستانۀ انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره که چند ماه دیگر برگزار خواهد شد، با فشار سنگینی برای یافتن یک راه خروج آبرومندانه از تازه‌ترین جنگ خاورمیانه روبرو است. رئیس‌جمهور ایالات متحده، سه‌شنبۀ گذشته، تنها ساعاتی مانده به ضرب‌الاجلی که برای «نابودی تمدن ایران» مشخص کرده بود، از آغاز یک آتش‌بس موقت خبر داد.

مذاکره زیر سایۀ بدبینی: مقام‌های ایرانی به آمریکایی‌ها و بخصوص استیو ویتکاف فرستادۀ ویژه و جَرِد کوشنر داماد و مشاور دونالد ترامپ اعتماد ندارند؛ دو چهره‌ای که هم در آستانۀ جنگ ۱۲ روزه سال گذشته و هم تا ساعاتی پیش از جنگ اخیر، مشغول گفت‌وگو با عباس عراقچی وزیر خارجۀ جمهوری اسلامی بودند.

محمد باقر قالیباف رئیس مجلس ایران که این‌بار ریاست هیئت ایرانی را عهده‌دار شده، در بدو ورود به اسلام‌آباد تأکید کرد که ایران «با حسن نیت، اما بی‌اعتماد به آمریکا» وارد این مذاکرات می‌شود.

در سوی دیگر میز هم، این‌بار رهبری تیم مذاکره کننده با جی‌دی ونس معاون رئیس‌جمهور آمریکا است؛ چهره‌ای با تجربۀ اندک در سیاست خارجی که همواره از منتقدان دخالت نظامی ایالات متحده در کشورهای دیگر بوده است.

معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده روز جمعه پیش از ترک واشینگتن به قصد اسلام‌آباد گفت «دست دوستی کشورش به سوی ایران دراز است»، اما باید دید که آیا ایرانی‌ها هم «با حسن نیت» مذاکره خواهند کرد یا خیر.

او ساعاتی قبل هم در اظهار نظری مشابه، هشدار داده بود که اگر ایرانی‌ها «قصد بازی دادن» داشته باشند، هیئت آمریکایی فریب نخواهد خورد.

دو مقام دولت آمریکا که خواستند هویتشان محفوظ بماند، می‌گویند فضای حاکم بر کاخ سفید در آستانۀ مذاکرات اسلام‌آباد، حاکی از بدگمانی است. به گفتۀ این دو مقام، دونالد ترامپ متقاعد شده که بازگشایی سریع و آسان تنگۀ هرمز، «بعید» است؛ حتی اگر مذاکرات اسلام‌آباد به موفقیت‌هایی هم منجر شود.

از سوی دیگر اما، رئیس‌جمهور آمریکا تلاش می‌کند در فضای عمومی با اعتماد به‌ نفسی بالا سخن بگوید. دونالد ترامپ در یکی از تازه‌ترین اظهار نظرهایش در مورد تنگۀ هرمز، در حالی که نمایندگانش به حریم هوایی پاکستان نزدیک می‌شدند، در جمع خبرنگاران ادعا کرد که تنگۀ هرمز، «خیلی زود، با یا بدون همکاری ایران» باز خواهد شد.

آقای ترامپ ساعاتی پیشتر هم هشدار داده بود که «[هیئت مذاکره‌کنندۀ] ایرانی‌ها، تنها برای مذاکره کردن، زنده باقی مانده‌اند».پیشتر برخی منابع ادعا کرده بودند که آمریکا از اسرائیل خواسته که برخی مقامات ایرانی، از جمله عباس عراقچی و محمدباقر قالیباف را «موقتاً» از فهرست اهداف خود کنار بگذارند تا امکان مذاکره به طور کلی از بین نرود.

به گفتۀ دو مقام آمریکایی، رئیس‌جمهور ایالات متحده در عین حال نسبت به توان و قدرت تصمیم‌گیری هیئت ایرانی هم مشکوک است. به گفتۀ آنها، دونالد ترامپ معتقد است که ایرانی‌ها، عباس عراقچی را فاقد توان لازم و ابتکار عمل مورد نیاز برای پی‌گیری دیپلماسی می‌دانند.

وزیر خارجۀ جمهوری اسلامی ظاهراً از اعتماد علی خامنه‌ای رهبر پیشین حکومت برخوردار بود؛ اما حالا در نخستین و چه‌بسا مهمترین مذاکراتی که در غیاب علی خامنه‌ای برگزار می‌شود، ریاست هیئت ایرانی به محمدباقر قالیباف واگذار شده است؛ چهره‌ای اصولگرا و تندرو، اما تاحدودی عملگرا. فردی که دونالد ترامپ پیشتر هم از در جریان بودن مذاکراتی با او، پرده برداشته بود.

محمد باقر قالیباف اما در آستانۀ ترک تهران، بار دیگر بر دو پیش‌شرط ایران برای ورود به مذاکرات تأکید کرده بود: آزاد شدن دارایی‌های مسدود شدۀ ایران در نتیجۀ تحریم‌ها، و تسری آتش‌بس به لبنان.

اسرائیل و آمریکا از همان روز سه‌شنبه گفته بودند که توقف عملیات نظامی اسرائیل در لبنان، ربطی به این آتش‌بس موقت ندارد. با وجود این، دونالد ترامپ از نخست‌وزیر اسرائیل خواست که از دامنۀ حملاتش به لبنان بکاهد و بنیامین نتانیاهو هم از صدور فرمانی برای آغاز گفت‌وگو با دولت لبنان خبر داد.

جمعه‌شب و ساعاتی پیش از مذاکرات برنامه‌ریزی‌شدۀ ایران و آمریکا، ریاست جمهوری لبنان تأیید کرد که در نخستین‌گام، سفیران لبنان و اسرائیل در واشینگتن در تماسی تلفنی، بر سر دیداری در روز سه‌شنبۀ آینده توافق کرده‌اند. موضوعی که می‌تواند به‌معنای تحقق یکی از پیش‌شرط‌های مورد نظر ایران تلقی شود.

هرچند برخی منابع می‌گویند اسرائیل تأکید کرده که با وجود آمادگی برای گفت‌وگو با دولت لبنان، از مقابله با حزب‌الله، گروه تحت حمایت جمهوری اسلامی دست برنخواهد داشت.

فاصلۀ عمده درمواضع: دونالد ترامپ پیشتر گفته که طرح پیشنهادی ایران، مبنای گفت‌وگوهای اسلام‌آباد خواهد بود. این درحالی‌است که طرح۱۰ ماده‌ای پیشنهادی ایران، با طرح ۱۵ ماده‌ای، که پیشتر از سوی آمریکا مطرح شده بود، شباهت‌ ‌چندانی ندارد؛ موضوعی که می‌تواند نشانگر فاصلۀ زیاد دو طرف و نیاز به کار، صبوری و حسن نیت قابل توجه برای پشت سر گذاشتن اختلافات عمده باشد.

طرح ایران شامل خواسته‌هایی عمده و اساسی است؛ از جمله برچیده‌شدن تحریم‌هایی که سال‌هاست اقتصاد این کشور را به زانو درآورده، و به‌رسمیت شناختن حق حاکمیت تهران بر تنگۀ هرمز، آبراهی که ایران می‌گوید قصد دارد از کشتی‌های عبوری از آن، تعرفه دریافت کند. تهران همچنین تأکید کرده که به‌عنوان یک عضو پیمان عدم اشاعۀ تسلیحات هسته‌ای، باید حق قانونی‌اش برای غنی‌سازی اورانیوم در سطح غیر نظامی به رسمیت شناخته شود.

از سوی دیگر واشینگتن از ایران خواسته که ذخیرۀ اورانیوم غنی‌شده با خلوص بالای خود را تحویل داده و غنی‌سازی اورانیوم، برنامۀ موشکی و حمایت از گروه‌های نیابتی‌اش در منطقه را به‌کلی کنار بگذارد. دونالد ترامپ بارها تکرار کرده که ایران نمی‌تواند و نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد.

همچنین احتمال می‌رود که هیئت آمریکایی خواستار آزادی همۀ شهروندان ایالات متحده که در ایران زندانی هستند هم بشود. در حال حاضر دست‌کم شش شهروند آمریکا در ایران زندانی هستند؛ از جمله رضا ولی‌زاده روزنامه‌نگار سابق رادیو فردا، و کامران حکمتی جواهرفروش.

باربارا لیف دیپلمات پیشین که در دورۀ ریاست جمهوری جو بایدن، به عنوان معاون وزیر خارجه در امور خاور میانه هم کار کرده بود،‌ معتقد است که با توجه به فاصلۀ عمیق میان مواضع دو کشور، «خطر آغاز مجدد درگیری نظامی بسیار زیاد است».

او می‌گوید دولت ترامپ به‌خوبی از فشار ناشی از اختلال درعرضۀ انرژی و افزایش شدید قیمت بنزین در آمریکا آگاه است.

غروب جمعه اعلام شد که نرخ تورم سالانۀ ایالات متحده با جهشی به میزان ۹ دهم درصد درماه گذشته، به ۳ و۳ دهم درصد، یعنی بالاترین نرخ تورم در نزدیک به سه سال اخیر رسیده است.

باربارا لیف می‌گوید «زمان به نفع دولت آمریکا نیست». به گفتۀ این دیپلمات پیشین، «این همان چیزی است که باعث اعتماد به نفس بالای مقامات ایرانی شده است». اعتماد به نفسی که به اعتقاد او، «چندان هم بی‌دلیل وناشی ازسوء برداشت نیست»

https://www.radiofarda.com/a/iranian-and-american-negotiators-arrived-in-islamabad-for-historic-talks/33729879.html

--- ضمیمه ای ازسایت رادیو فردا، ۲۳/فروردین/۱۴۰۵مذاکرات ایران و آمریکا دراسلام‌آباد برای پایان جنگ بدون نتیجه پایان یافت

https://www.radiofarda.com/a/vance-says-talks-failed-to-reach-deal-with-iran-on-ending-mideast-war/33730425.html

 جی‌دی‌ ونس معاون رئیس‌جمهور آمریکا بامداد یک‌شنبه ۲۳ فروردین در پاکستان به خبرنگاران گفت که مقام‌های آمریکایی بدون دستیابی به توافق با ایران مذاکرات را ترک می‌کنند و به ایالات متحده بازمی‌گردند.

جِی‌دی ونس با اشاره به این‌که گفت‌وگوها با ایران به توافق ختم نشد، گفت پس از ارائۀ «آخرین و بهترین پیشنهاد»، اسلام‌آباد را ترک می‌کند.

او افزود: «ما با یک طرح بسیار ساده این‌جا را ترک می‌کنیم؛ چارچوبی برای تفاهم که آخرین و بهترین پیشنهاد ماست. باید دید آیا ایرانی‌ها آن را می‌پذیرند یا نه».