۱۴۰۴ دی ۹, سه‌شنبه

بیانیه ائتلاف همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری درایران

 دربارهٔ :موج نوین خیزش مردمی و گسترش همبستگی سراسری

این لحظه، لحظهٔ انباشت است؛

انباشت خشم، آگاهی و تجربه.

لحظه‌ای که تاریخ، نه با هیجان، که با قطعیت، جامعه را به جلو می‌راند.

آنچه امروز درخیابان‌ها، بازارها، جاده‌ها و دانشگاه‌های ایران جریان دارد، برآمده از یک روند ممتد و تاریخی است. خیزش اخیر، ادامهٔ زنجیره‌ای از مقاومت‌های اجتماعی و اعتراضات سراسری مردم ایران طی نزدیک بە نیم قرن حاکمیت مستبد و ضد بشری جمهوری اسلامیست کە در جنبش «زن، زندگی، آزادی» به بلوغی کیفی رسیده و اکنون در قالبی فراگیرتر و اجتماعی‌تر بازتولید می‌شود. جنبشی که نخست بدن و کرامت انسان را به مرکز سیاست بازگرداند، امروز معیشت، کار، زندگی روزمره و حق زیستن را به میدان تقابل مستقیم با قدرت کشانده است.

پس از موج جدید اعتراضات توسط کسبه و بازاریان درتاریخ هفتم دیماه و گسترش تظاهرات به نقاط مختلف تهران و ادامه آن در روزهای بعد در چندین شهر و  صدور بیانیه‌ها و موضع‌گیری‌های حمایتی از سوی دانشجویان، تشکل‌های صنفی، بازاریان و اقشار مختلف جامعە در روزهای اخیر، نشانه‌ای روشن از گسترش این هم‌گرایی تاریخی است. دانشگاه، بازار، خیابان و محیط کار، هر یک به زبان خود، اما با مطالبه‌ای مشترک، به اعتراضات مردمی پیوسته‌اند. در این میان، به‌ویژه بیانیهٔ اتحادیه تشکل‌های کامیونداران و رانندگان سراسر ایران، تنها یک اعلام نارضایتی صنفی نیست؛ بلکه نشانهٔ ورود آگاهانهٔ یکی از ستون‌های حیاتی جامعه به صحنهٔ تقابل سیاسی است.

وقتی حمل‌ونقل، که شریان توزیع و گردش زندگی اقتصادی کشور است، درکنار بازار و مردم می‌ایستد، روشن می‌شود که بحران از سطح سیاست‌های نادرست فراتر رفته و به بن‌بست ساختاری رسیده است. این‌جا دیگر سخن از اصلاح یک تصمیم یا تغییر یک مدیر نیست؛ مسئله، ناتوانی یک نظم سیاسی در ادامهٔ حیات اجتماعی است. پیوند بازار و جاده، کار و زندگی، نشانهٔ شکل‌گیری قدرتی اجتماعی است که دیگر قابل نادیده‌گرفتن نیست.

ما، در ائتلاف سیاسی “همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری”، صریح و بی‌ابهام اعلام می‌کنیم: جمهوری اسلامی نه ظرفیت اصلاح دارد و نه ارادهٔ پاسخ‌گویی. ساختاری که بر سرکوب، حذف سیستماتیک جامعه، تبعیضهای ملی و جنسیتی، تخریب معیشت و امنیتی‌سازی زندگی بنا شده، نمی‌تواند حامل آزادی، عدالت اقتصادی یا آینده‌ای انسانی باشد. بستن هرگونە امیدی به اصلاح این رژیم، تنها به تعویق بحران و افزایش هزینه‌های انسانی آن می‌انجامد.

اتحاد امروزِ بازاریان، رانندگان، کارگران، دانشجویان و شهروندان معترض، بیان شکل‌گیری یک عقلانیت جمعی تازه است؛ عقلانیتی که دریافته، رهایی نه از بالا اعطا می‌شود و نه از درون ساختار سرکوب متولد خواهد شد. اعتراضات کنونی نه پراکنده‌اند و نه مقطعی؛ آن‌ها خطوط اصلی یک جنبش سراسری را ترسیم می‌کنند که هدفش عبور از کلیت این نظام و بازپس‌گیری حق تعیین سرنوشت است.

ما باور داریم آیندهٔ ایران در تداوم همبستگی سراسری، در سازمان‌یابی مستقل از حاکمیت، و در پیوند آگاهانهٔ مبارزات اجتماعی رقم می‌خورد. خیابان، بازار، دانشگاه و جاده اکنون اجزای یک میدان واحدند؛ میدانی که در آن جامعه، خود را برای پایان‌دادن به یک نظم ضدزندگی و گشودن افق آزادی آماده می‌کند.

دراین نقطه از تاریخ، سکوت دیگر بی‌طرفی نیست.

ایستادن در میانه، امکان‌پذیر نیست.

یا در کنار جامعه‌ای هستیم که زندگی، کرامت و آزادی را مطالبه می‌کند،

یا در حاشیهٔ سیستمی که به پایان خود نزدیک شده است.

ما ایستاده‌ایم؛

در امتداد آبان‌های خونین،

در تداوم زن، زندگی، آزادی،

در کنار مردم؛

تا پایان این رژیم،

و تا آغاز آزادی.

ائتلاف سیاسی “همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران”*

٩ دی‌ ماه ١٤٠٤ – ٣٠ دسامبر٢٠٢٥

 https://hambastegi.net/1084/

اعلام خبر ونیز حمایت ازاعتراض ها بتورم وگرانی درشهرهای کشور

1- همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران

تظاهراتهای گسترده در شهرهای مختلف کشور در اعتراض به تورم و گرانی 

بنا بر گزارشات نشر شده در مدیاهای مختلف  روز یکشنبه هفتم دیماه 1404، با بسته شدن مراکز خرید توسط کسبه و بازاریان، تظاهرات در نقاط مختلف تهران از جمله بازار بزرگ بوقوع پیوست.

اعتراضات در روز دوشنبه برای روز دوم، به شهرهای دیگر کشور گسترش یافت. در حالیکه نرخ ارزهای خارجی و طلا افزایش سرسام آوری یافته ، مردم در تهران و شهرهای مختلف کشور با شعارهای ضد حکومتی، اعتراض خود را به تورم و گرانی فزاینده ابراز داشتند.

در تهران نیروهای امنیتی در چند نقطه با پرتاپ گاز اشک آور به مقابله با اعتراضات مردم برخاستند.

https://youtube.com/shorts/ch00qtyEUF0?si=lv_UiOqkEa2HPlBa

لینک  سایت "همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران" بتاریخ 29

https://hambastegi.net/1063/

 2-اعلام حمایت کنگره ملیتهای ایران فدرال

بیانیه پشتیبانی از تجمعات اعتراضی به افزایش قیمت ها

 هم میهنان گرامی؛
طبق اخبار گزارش شده از شهرهای مختلف کشور، تجمعات اعتراضی به افزایش قیمت ها برای سومین روز متوالی ادامه داشته است. در این تجمعات، مردم معترض شعارهایی علیه رژیم سرداده اند
نوسانات قیمت ها و افزایش ساعتی قیمت ارز حاکی از مدیریت ناکارآمد، سیاست رانتی و فساد در رژیم جمهوری اسلامی ایران است و تنها راه متوقف کردن این روند، سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی می باشد
بیش از یک قرن است که سیاست های توسعه طلبانه و فرقه گرایانه ی نظام مذھبی تمامیت خواه حاکم بر ایران، به تبعیض ساختاری،تمرکزگرایی، سرکوب هویت‌ها، غارت منابع، تخریب محیط زیست ومحروم‌سازی نظام مند از توسعهٔ اقتصادی، آموزشی، بهداشتی وفرهنگی،بر سرتاسر این سرزمین انجامیده است. رژیم جمهوری اسلامی این سیاست‌ها را به شکلی عریان‌تر، خشن‌تر و ویرانگرتر دربخشھایی کہ ملیتھای تاریخی به حاشیه راندہ شدہ زندگی میکنند، پیش برده و در نتیجه ی آن هم اکنون شاهد فروپاشی معیشت، بی‌ارزش شدن پول ملی، گرانی افسارگسیختهٔ سوخت ومواد غذایی، و از میان رفتن امنیت اجتماعی برای همهٔ مردمان ایران هستیم
ادامه ی روند کنونی تنها به نابودی بیش از پیش کشور و افزایش لشکر بیکاران و گرسنگان وگسترش دامنه ی بحران معیشتی مردم کشور را به ارمغان خواهد آورد. اعتراضات مردمی و اعتصابات بازاریان و اقشارزحمتکش، پاسخی مشروع و ضروری به این وضعیت غیرقابل‌تحمل است. اعتراضات مردم ایران فریاد آگاهی و کرامت است؛ فریادی که با هوشیاری جمعی، راه آزادی را می‌رود و اجازه نمی‌دهد توسط بسیجی‌ها، سپاهی‌ها وشعبان بی‌مُخها و با شعارهای سلطنت‌طلبانه به بیراهه کشانده شود. از سوی دیگر جنبش «ژن، ژیان ، ئازادی » نشان داد که ایران یک پیکرواحد است وسرنوشت زاهدان، سنندج، اھواز، تبریز و دیگر شهرهای ایران از تهران جدا نیست. ما به صراحت اعلام می‌کنیم که این اعتراضات،متعلق به یک شهر، یک قشر یا یک ملیت نیست؛ این جنبش، جنبش همهٔ مردمان ایران است.
در همین راستا از ھمه ی مردمان ایران انتظار می رود که به پشتیبانی از اعتصابات وتظاھرات بپیوندند و با همبستگی فراملی، سد ترس و انفعال را درهم بشکنند. ما باور داریم که استمرار این وضعیت، آینده‌ای برای ایران باقی نخواهدگذاشت. راه برون‌رفت از آن، پایان دادن به نظام استبدادی کنونی واستقرار نظمی نوین است؛ نظمی مبتنی بر حاکمیت مردم، جدایی دین ازدولت(سکولاریسم)، فدرالیسم دموکراتیک و برابری کامل همهٔ ملیت‌ها، زبان‌ها، فرهنگ‌ها و شهروندان. ما خواهان ایرانی هستیم که در آن هیچ‌کس به‌دلیل هویت، زبان یا جغرافیا، شهروند درجه‌ دو نباشد.
اکنون زمان تصمیم تاریخی است: یا ادامهٔ فقر، سرکوب و فروپاشی، یاهمبستگی، مقاومت مدنی و ساختن ایرانی آزاد و برابر. ما شما را به پیوستن به این جنبش سراسری فرا می‌خوانیم.  با هم، برای ایرانِ فردا

کنگره ملیتھای ایران فدرال
۹ دی ماہ ۱۴۰۴ برابر با ۳۰دسامبر 2025 میلادی 

از سایت کنگره ملیتهای ایران فدرال

۱۴۰۴ دی ۷, یکشنبه

مروری بر تحولات سیاسی اجتماعی ایران درسال ۲۰۲۵

گاه‌ شمار وقایع ایران در سال ۲۰۲۵

 این یادداشت، مروری بر مهم‌ترین تحولات سیاسی، حقوق بشری و اجتماعی ایران درسال ٢٠٢٥ ميلادی است.

تشدید فشارهای بین‌المللی و امنیتی، تشدید نقض سیستماتیک حقوق بشر در داخل کشور، و تداوم مقاومت اجتماعی به‌ویژه در میان ملیت‌ها، کارگران، پرستاران و بازنشستگان و زنان از شاخص‌های وقایع سال گذشته میلادی بوده است.

در حوزه سیاست خارجی، سال ٢٠٢٥ حکومت ایران میان دیپلماسی محدود و تقابل آشکار در نوسان بود. از یک‌سو، گفت‌وگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا با میانجی‌گری عمان از ماه آوریل آغاز شد و گمانه‌زنی‌های محتاطانه‌ای را برای مهار تنش‌ها بوجود آورد. از سوی دیگر، جنگ ١٢ روزه در ماه ژوئن میان ایران و اسرائیل که با ورود مستقیم آمریکا همراه شد و سپس فعال شدن سازوکار «اسنپ‌بک» و بازگشت تحریم‌های شورای امنیت در سپتامبر، نشان داد که روابط ایران با غرب همچنان در وضعیت شکننده‌ای قرار دارد. در حالیکه حکومت ایران نیروهای نیابتی خود را وسیعا از دست داده بود، این دوگانگی، یعنی مذاکره در کنار ادعای آمادگی برای تقابل، چارچوب اصلی سیاست خارجی ایران در سال گذشته را تشکیل می‌داد.

در عرصه داخلی، وضعیت نقض حقوق بشر در سال ٢٠٢٥ شدیدا رو به وخامت گذاشت. گزارش‌های سازمان ملل و نهادهای مستقل حقوق بشری حاکی از ثبت یکی از بالاترین آمارهای اعدام در دهه‌های اخیر است. مجازات اعدام، همراه با بازداشت‌های گسترده، احکام سنگین و فقدان دادرسی عادلانه، به‌عنوان ابزار اصلی کنترل سیاسی و اجتماعی توسط جمهوری اسلامی به کار گرفته شد. شواهد و گزارشات متعدد نشان می‌دهد که سیاست رژیم حاکم بر ایران در زمینه نقض حقوق بشر، به‌طور نامتناسب، مليتها به‌ویژه بلوچ‌ها، کُردها و عرب‌ها، را هدف قرار داده است. این فشارها چه در قالب اعدام و چه در قالب یورش‌های امنیتی، بازداشت فعالان محلی و سرکوب اعتراضات منطقه‌ای از عمده‌ترین موضوعات نقض حقوق بشر در سال گذشته بود.

سال ٢٠٢٥ جامعه ایران در همه مناطق شاهد تداوم و تنوع اشکال نارضایتی و مقاومت در عرصه اجتماعی بود. اعتراضات صنفی و اعتصاب‌ها، به‌ویژه در واکنش به بحران معیشتی، در طول سال ادامه یافت. هم‌زمان، مقاومت زنان در برابر حجاب اجباری به‌عنوان یکی از پایدارترین و موفق‌ترین اشکال مقاومت اجتماعی تثبیت شد. برخوردهای امنیتی با مناسک فرهنگی و هویتی، از جمله در مناطق کُردنشین در جریان نوروز، نشان داد که حکومت همچنان هویت‌های ملی مردمان ایران و مطالبات فرهنگی آنها را از دریچه امنیتی می‌نگرد.

در سال گذشته، بحرانهای محیط زیستی تشدید شد و خشکی دریاچه‌ها، تالابها، سدها، کمبود آب آشامیدنی، آلودگی مستمر هوا در اکثر شهرهای کشور به یکی از مهمترین موضوعات مربوط به سلامت و زیست مردمان ایران مبدل شد.

در مجموع، یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که الگوی مسلط حکمرانی در ایران طی سال ٢٠٢٥ را می‌توان «دیپلماسی محدود در خارج، افزایش سرکوب گسترده در داخل» توصیف کرد. در حالی که حکومت تلاش کرد با ترکیبی از مذاکره، بازدارندگی نظامی و کنترل امنیتی، ثبات خود را حفظ کند، هزینه این رویکرد عمدتاً بر دوش گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده جامعه، اقلیت‌های ملی و قومی، زنان، فعالان مدنی و طبقات فرودست قرار گرفت. سال ٢٠٢٥ را می‌توان مقطعی ارزیابی کرد که در آن شکاف میان رژیم حاکم و جامعه عمیق‌تر شد و زمینه‌های تنش‌های پایدار و فزاینده برای سال‌ جدید تقویت گردید.

ژانویه تا آوریل ٢٠٢٥ : تشدید فشارهای داخلی و بازگشت دیپلماسی هسته‌ای

در ژانویه ٢٠٢٥، ایران سال جدید را در شرایطی آغاز کرد که بحران اقتصادی و فشارهای معیشتی موجب تداوم اعتراضات صنفی، به‌ویژه از سوی بازنشستگان و کارگران، شده بود. قضات جنایتکار، رازینی و مقیسه توسط یکی از کارمندان دادگستری به ضرب گلوله کشته شدند.

نهادهای بین‌المللی حقوق بشر نسبت به شمار بالای اعدام‌ها هشدار دادند و اعلام شد که ایران در سال پیش از آن، بیش از ٩٠٠ نفر را اعدام کرده است.[١] این در حالی بود که گزارشگران حقوق بشر در ایران آمار ارائه شده به نقل سازمان ملل را بسا بیشتر از آن اعلام کردند. در استانهای دیگر، به‌ویژه کُردستان، گزارش‌هایی از بازداشت شهروندان و فعالان محلی منتشر شد که بیانگر تداوم رویکرد امنیتی حکومت در مواجهه با مطالبات هویتی بود.[٢]

در فوریه، تحولات سیاست خارجی نقش پررنگ‌تری یافت. تجمع مخالفان جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف و اعمال تحریم‌های جدید آمریکا علیه مقام‌ها و نهادهای مرتبط با سرکوب اعتراضات، فضای بین‌المللی پیرامون ایران را بیشتر تحت تاثیر خود قرار داد.[٣]

در داخل ایران، گزارش‌ها از افزایش چشمگیر اعتراضات معیشتی و اقتصادی حکایت داشت. همچنین نهادهای حقوق بشری نسبت به خطر اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی و امنیتی هشدار دادند.

ماه مارس شاهد تشدید هم‌زمان فشارهای داخلی و خارجی بود. گزارشگر ویژه سازمان ملل در شورای حقوق بشر از الگوهای سیستماتیک نقض حقوق بشر در ایران، از جمله اعدام، نبود دادرسی عادلانه و سرکوب آزادی بیان، ابراز نگرانی کرد.[٤] در همین ماه، بازداشت شهروندان کُرد هم‌زمان با آئین‌های نوروزی در مناطق کُردنشین، پیوند میان کنترل امنیتی و مدیریت مناسبتهای فرهنگی را برجسته ساخت.[٥]

در صحنه بین المللی، تنش لفظی میان تهران و واشنگتن بر سر برنامه هسته‌ای افزایش یافت.

در آوریل ٢٠٢٥، گفت‌وگوهای غیرمستقیم ایران و ایالات متحده با میانجی‌گری عمان آغاز شد و از سوی طرفین «مثبت» و «سازنده» توصیف گردید.[٦] با این حال، هم‌زمان گزارش‌های حقوق بشری از جهش بی‌سابقه اعدام‌ها در این ماه خبر دادند و تأکید کردند که فعالان جنبش مليتهای گوناگون، به‌ویژه بلوچ‌ها، کُردها و عرب‌ها، سهم بالایی در میان اعدام‌شدگان دارند.[7]

در مجموع، روند تشدید سرکوب داخلی همزمان با ادامه دیپلماسی خارجی، سیاست کلی جمهوری اسلامی را در سال ٢٠٢٥ شکل داد.

مه تا اوت ٢٠٢٥: اعتراضات اجتماعی، جنگ کوتاه‌مدت و امنیتی‌ شدن فضا

در ماه مه، ایران در حالی به مذاکرات هسته‌ای با آمریکا و اروپا ادامه داد که در داخل کشور اعتصاب‌های گسترده، از جمله اعتصاب سراسری کامیون‌داران، بازتاب بحران عمیق اقتصادی بود. هم‌زمان، نهادهای حقوق بشری از ادامه موج اعدام‌ها هشدار دادند و این روند را نشانه‌ای از اعدام به عنوان یکی از ستونهای حکومت ایران برای کنترل اجتماعی دانستند.[٨]

ژوئن ٢٠٢٥ نقطه عطفی در تحولات سیاسی ایران بود. آغاز درگیری مستقیم میان ایران و اسرائیل و سپس ورود آمریکا با حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران، رو در رویی نظامی کوتاه اما با پیامدهای بسیار را رقم زد. پس از اعلام آتش‌بس، گزارش‌ها از تشدید فضای امنیتی در داخل کشور حکایت داشت، به‌ویژه در مناطق کردنشین و بلوچ‌نشین که بازداشت‌ها و فشارهای امنیتی افزایش یافت.[٩]

در ژوئیه، پیامدهای امنیتی جنگ ژوئن همچنان ادامه یافت. یورش نیروهای امنیتی به روستای گونیچ در سیستان‌وبلوچستان و کشته و زخمی شدن شهروندان، موجی از اعتراضات محلی و نگرانی‌های حقوق بشری را برانگیخت[١٠]. در همین ماه، شبکه‌های حقوق بشری از افزایش بازداشت فعالان کُرد و تشدید نقض حقوق بشر در مناطقی چون کُردستان، بلوچستان، خوزستان و …، خبر دادند.

در ماه اوت، تمرکز گزارش‌های حقوق بشری بر وضعیت زندانیان سیاسی و خطر اجرای قریب‌الوقوع احکام اعدام بود. گزارش‌های سازمان ملل که بازه ژانویه تا ژوئیه را پوشش می‌دادند، از نقض سیستماتیک حقوق بشر، به‌ویژه حق دادرسی عادلانه، سخن گفتند.[١١]

سپتامبر تا دسامبر ٢٠٢٥: بازگشت تحریم‌ها، افزایش سرکوب داخلی و تشدید بحرانهای زیست محیطی

در سپتامبر ٢٠٢٥، با فعال شدن سازوکار «اسنپ‌بک» توسط سه کشور اروپایی، تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران بازگشت. هم‌زمان، سازمان‌های حقوق بشری اعلام کردند که پس از جنگ ژوئن، موج تازه‌ای از سرکوب تحت عنوان «امنیت ملی» آغاز شده و فعالين مليتهائی به‌ویژه بلوچ‌ها و کُردها، به‌طور نامتناسب هدف قرار گرفتند.[١٢]

اکتبر و نوامبر با ثبت رکوردهای جدید در شمار اعدام‌ها همراه بود. گزارش‌ها نشان داد که مجازات اعدام به‌عنوان ابزار اصلی کنترل سیاسی و اجتماعی به‌کار گرفته شده ومناطقی چون کُردستان، بلوچستان، اهواز، …، سهم بالایی در میان اعدام‌شدگان دارند[١٣]. هم‌زمان، برخی گزارش‌های رسانه‌ای از «دوگانگی حکمرانی» سخن گفتند: کاهش نسبی برخی محدودیت‌های اجتماعی در کنار تشدید سرکوب سیاسی و امنیتی.

در ماه نوامبر و اوایل دسامبر بحران آلودگی هوا و کمبود آب به یکی از مشکلات اصلی مردمان ایران در شهرهای مختلف مبدل شد. تعطیلی مدارس، رویدادهای ورزشی، و برخی دیگر از فعالیتهای اجتماعی عملا بخش عمده‌ای از جمعیت در شهرها را خانه‌نشین کرد. این در حالی بود که گزارش‌های رسمی و حکومتی صحبت از مرگ بیش از ٦٠ هزار تن از شهروندان بر اثر آلودگی هوا، نگرانی‌ها را در جامعه افزایش داد. آتش سوزی‌های گسترده در جنگلهای مناطق مختلف، بخصوص هیرکانی در شمال ایران که برای مهار آن اقدام به موقع صورت نگرفت، عامل نگرانی مردم آن مناطق و کارشناسان محیط زیست شد[١٤]. اعتراضات و نگرانی‌های مردم در زمینه بحران کمبود آب و برق، پایین رفتن سطح منابع آب در پشت سدهای کشور، مسئولان حکومتی را مجبور به واکنش کرد. پزشکیان، رئیس جمهور رژیم صحبت از انتقال پایتخت به عنوان راه حل برای حل بحران شد که با توجه به ورشکستگی اقتصادی حکومت توسط کارشناسان به عنوان یک ادعای بی اساس ارزیابی شد [١٥].

در دسامبر، اجرای احکام اعدام در پرونده‌های امنیتی، هشدار کارشناسان سازمان ملل درباره خطر اعدام زنان، بازداشت اقلیتهای مذهبی و زندانیان بلوچ، و تداوم بازداشت فعالان کٌرد، وضعیت حقوق بشر را در پایان سال تیره‌تر کرد[١٦]. در عرصه سیاست خارجی، جدال لفظی ایران و آمریکا در شورای امنیت بر سر بن‌بست مذاکرات هسته‌ای و بازگشت تحریم‌ها ادامه یافت، در حالی که نافرمانی مدنی زنان در برابر حجاب اجباری به‌عنوان یکی از پایدارترین اشکال مقاومت اجتماعی همچنان جریان داشت[١٧].

ترور آقای خسرو علیکردی در نیمه دوم ماه دسامبر و وقایع مراسم هفتم او عامل بازداشت بیش از ٥٠ تز از فعالین سیاسی و حقوق بشری منجمله خانم نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل توسط نیروهای امنیتی در مشهد شد. این بازداشت‌ها موجی از محکومیت شخصیتهای سرشناس و نهادهای معتبر بین المللی را به همراه داشت[١٨].

وضعیت نامساعد، شکننده و بی ثبات اقتصاد جمهوری اسلامی، در سال ٢٠٢٥ هر چه بیشتر رو به وخامت گذاشت. اختصاص بخشی از درآمد ناشی از قاچاق نفت به میزان محدود در نیمه دوم سال به بازسازی نیروهای نیابتی ضربه خورده در دو سال گذشته، ادامه اختلاس توسط روسا و مسئولان امور و تحریمهای بین المللی، نرخ ارزهای خارجی و قیمت طلا، بنزین، مایحتاج اولیه زندگی را به طور روزمره و تصاعدی افزایش داد. شرایط اقتصادی حکومت در آستانه سال نو میلادی به گونه‌ای است که چشم انداز کوتاه و میان مدت برای بیرون آمدن از بحران کنونی غیر ممکن است.

در مجموع، بررسی تحولات سال ٢٠٢٥ نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران در سال گذشته تلاش کرد از طریق دیپلماسی محدود و ملتمسانه و با افزایش سرکوب داخلی، نمایشی از ثبات حکومتش را نشان دهد. روند نقض حقوق بشر، به‌ویژه افزایش اعدام‌ها و برخوردهای امنیتی در عمده مناطق مليتهائی چون کُرد و بلوچ و عرب، نشان داد که هزینه این نمایش تثبیت، بر دوش فعالان حقوق بشری و سیاسی قرار گرفته است. سال ٢٠٢٥ را می‌توان سر فصلی دانست که در آن شکاف میان دولت و جامعه عمیق‌تر شد، اعتراضات اجتماعی افزایش یافت و الگوی «دیپلماسی التماسی بیرونی، سرکوب درونی» به‌عنوان ویژگی مسلط در جمهوری اسلامی تثبیت شد.

متن تفاهم‌نامه پانزده ماده‌ای ائتلاف سياسی “همبستگی فراگير برای آزادی و برابری در ايران”

منابع:

Reuters, Jan 7, 2025

Hengaw, Jan 27, 2025

Reuters; U.S. Treasury, Feb 6, 2025

OHCHR, Mar 18, 2025

IranWire, Mar 28, 2025

Reuters, Apr 12, 2025

Iran Human Rights; HRW, Apr–May 2025

HRW, May 27, 2025

Reuters, June 24–25, 2025

Wikipedia / گزارش‌های حقوق بشری، July 2025

UN Doc A/80/349, Aug 2025

Amnesty International, Sep 2025

Iran Human Rights, Oct–Nov 2025

iran-e-sabz.org Nov-27 2025

khabaronline.ir Nov-20 2025

usflhr.org, Dec 2025

The Guardian, Dec 2025

ABC News, Dec-21 2025