۱۴۰۵ فروردین ۲۵, سه‌شنبه

در مجارستان حزب حاکم چگونه شکست خورد

چرا حزب فیدسِ ویکتور اوربان شکست خورد

توماس کاروترز فارن پالیسی /۱۲ آوریل۲۰۲۶ : با وجود آنکه زمین بازی انتخاباتی را به‌شدت به نفع خود مهندسی کرده بود- از طریق تقسیم‌بندی‌های شدید حوزه‌های انتخاباتی، استفاده گسترده از منابع دولتی برای اهداف حزبی، تسلط تقریباً کامل بر رسانه‌ها، بهره‌گیری آشکار از ویدیوهای دیپ‌فیک و ادعاهای مربوط به خرید رأی- ویکتور اوربان، نخست‌وزیر مجارستان، و حزب فیدس او درانتخابات روز یکشنبه این کشور متحمل شکستی سنگین و تاریخی شدند.

اوربان شکست را پذیرفت و به رقیب خود، پیتر ماجار، رهبر حزب تیسا، تبریک گفت و وعده داد که «از جایگاه اپوزیسیون نیز به ملت مجارستان و میهن‌مان خدمت» کند. میزان مشارکت رأی‌دهندگان نیز از هر انتخابات پارلمانی دیگری در مجارستان از زمان فروپاشی کمونیسم در سال ۱۹۸۹ بیشتر بود.

پس از ۱۶ سال حکومت فیدس، چه عواملی این چرخش شگفت‌انگیز را توضیح می‌دهد؟

زمانی که رژیم‌های حزبی مسلط و ریشه‌دار از قدرت کنار زده می‌شوند، معمولاً این امر یا ناشی از انباشت اشتباهات دولت مستقر است یا حاصل چابکی و ابتکار عمل اپوزیسیون. در مجارستان، هر دو عامل نقش داشتند.

حزب فیدس با سه نقطه ضعف عمده وارد انتخابات شد

نخست، کارنامه اقتصادی اخیر آن بسیار ضعیف بود. سال‌ها سوءمدیریت مالی، اقتصاد مبتنی بر تصرف دولت توسط شبکه‌های نزدیک به قدرت، وتضعیف حاکمیت قانون باعث شد رشد اقتصادی مجارستان به حدود ۰.۵ درصد درسال گذشته محدود شود. این وضعیت با جهش تورم در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ که به اوج ۲۵ درصد رسید - بالاترین سطح در اتحادیه اروپا درآن زمان- وخیم‌تر شد.

دوم، عملکرد دولت در اداره خدمات عمومی اساسی به‌طور گسترده ناکافی ارزیابی می‌شد. نظام بهداشت دولتی مجارستان نمونه بارزی از این وضعیت است: تقریباً همه مردم به آن وابسته‌اند، اما نارضایتی عمیقی نسبت به فرسودگی زیرساخت‌های بیمارستانی، کمبود مداوم پزشکان و پرستاران (که بسیاری از آنها به اتریش، آلمان و دیگر کشورهای اتحادیه اروپا مهاجرت کرده‌اند)، و زمان‌های انتظار طولانی برای دریافت خدمات وجود دارد. امید به زندگی در مجارستان یکی از پایین‌ترین‌ها در اتحادیه اروپاست و بیش از چهار سال کمتر از میانگین این بلوک است.

سوم، فساد به پدیده‌ای فراگیر تبدیل شده است. براساس گزارش سازمان شفافیت بین‌الملل، مجارستان درکنار بلغارستان فاسدترین کشور اتحادیه اروپا محسوب می‌شود؛ و درسطح جهانی درکنار کشورهایی مانند کوبا وبورکینافاسو قرار می‌گیرد. جریان مداومی از گزارش‌های تحقیقی معتبر که سوءاستفاده از منابع عمومی توسط مقام‌ها و خانواده‌هایشان را افشا می‌کرد- از جمله، بنا بر ادعاها، پدر و داماد اوربان- برای فیدس روزبه‌روز دشوارتر می‌شد که انکار یا منحرف کند.

درمجموع، این ضعف‌ها به فرسایش گسترده اجتماعی-اقتصادی انجامید و ثباتی که زمانی فیدس فراهم کرده بود، به رکود و بدبینی ملی تبدیل شد.

در شرایطی که فیدس نمی‌توانست بر بهبود کیفیت زندگی مردم مانور دهد، کارزار انتخاباتی‌اش به‌شدت بر ایجاد ترس تکیه کرد؛ بخش زیادی از آن حول نظریه‌های توطئه درباره اوکراین می‌چرخید. ادعاهای خیالی درباره برنامه‌ریزی اوکراین برای اقدام نظامی علیه مجارستان یا تأمین مالی اپوزیسیون، جایگزین پیام‌های مثبت یا دستاوردهای ملموس شد.

همان‌گونه که رهبران اقتدارگرای غیرلیبرال در موارد دیگر نیز تجربه کرده‌اند — از جمله شکست ژائیر بولسونارو، رئیس‌جمهور سابق برزیل، در سال ۲۰۲۲ — پس از مدتی، رأی‌دهندگان، به‌ویژه میانه‌روها، از پیام‌های مداوم مبتنی بر ترس، نفرت و حملات تند خسته می‌شوند. افزون بر این، ادعاهای مکرر اوربان درباره حفاظت از حاکمیت ملی مجارستان برای منتقدان هرچه بیشتر توخالی به نظر می‌رسید، زیرا این کشور عملاً به ابزاری در سیاست خارجی روسیه و بستری برای منافع اقتصادی چین تبدیل شده بود.

درسوی مقابل، ماجار و متحدانش درجایی موفق شدند که چالش‌گران پیشین ناکام مانده بودند؛ آنها الگوی جدیدی برای مقابله با فیدس ایجاد کردند.

نخست، ماجار از درگیری‌های فرهنگی بر سر موضوعات حساس مانند مهاجرت و حقوق دگرباشان جنسی پرهیز کرد و به‌جای آن بر ارائه پیام مثبت به رأی‌دهندگان تمرکز داشت. او مفهوم میهن‌دوستی را به‌عنوان ایده‌ای فراگیر وآینده‌نگر باز تعریف کرد و فیدس را در زمینی به چالش کشید که همواره درآن برتری داشت. با درک خستگی رأی‌دهندگان از مجادلات ایدئولوژیک، از مجارها خواست به کشوری «انسانی‌تر» باور داشته باشند و امید به احیای غرور ملی را درآنها زنده کرد. همچنین به‌طور مداوم بر مسئله فساد تأکید کرد و آن را به ناکارآمدی‌های آشکار حکمرانی در زندگی روزمره مردم پیوند زد.

دوم، او دامنه جغرافیایی اپوزیسیون را گسترش داد. برخلاف تمرکز سنتی چپ‌گرایان لیبرال بر رأی‌دهندگان شهری و تحصیل‌کرده، ماجار به‌طور گسترده در خارج از بوداپست کمپین برگزار کرد و به شهرهای کوچک ومناطق کمتر مورد توجه رفت تا فیدس را در پایگاه‌های انتخاباتی خود به چالش بکشد. او حتی یک راهپیمایی چندروزه به رومانی انجام داد تا با مجارهای قومی ساکن آنجا- که سال‌ها از حامیان ثابت فیدس بودند -ارتباط برقرار کند.

سوم، او دراستفاده از شبکه‌های اجتماعی چابکی قابل توجهی نشان داد. درحالی که از رسانه‌های سنتی کنار گذاشته شده بود، از فیس‌بوک و اینستاگرام برای ارتباط مستقیم با رأی‌دهندگان بهره گرفت. پست‌های ساده اما هوشمندانه او باعث شد پیام‌های فیدس قدیمی و دست‌وپاگیر به نظر برسد. او همچنین در پیش‌بینی و خنثی‌سازی حملات تبلیغاتی رقیب مهارت داشت و اغلب پیشاپیش به آنها پاسخ می‌داد. یک مصاحبه ویدیویی اولیه که در آن جدایی خود از فیدس درسال۲۰۲۳ و انتقاداتش از دولت را توضیح داد، تأثیری بسیار قوی داشت و بیش از ۲.۵ میلیون بازدید درکشوری با جمعیتی کمتراز۱۰ میلیون نفر به دست آورد.

ماجار و تیمش با انرژی وعزم چشمگیر توانستند معادلات رقابت‌های پیشین را برهم بزنند- واقعیتی که بسیاری از ناظران در ایالات متحده، به‌ویژه در محافل محافظه‌کار، دیر متوجه آن شدند.

هرچند مجارستان و ایالات متحده از جهات بسیاری متفاوت‌اند، اما درسال‌های اخیر زندگی سیاسی آنها به‌طور خاص به یکدیگر گره خورده است؛ چرا که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و جنبش «دوباره عظمت را به آمریکا بازگردانیم» (MAGA) از اوربان تمجید کرده و فعالانه روابط میان محافل محافظه‌کار دوکشور را گسترش داده‌اند. ترامپ در جریان کارزار انتخاباتی آشکارا از اوربان حمایت کرد و دو بار «حمایت کامل و بی‌قید و شرط» خود را اعلام نمود ومعاون رئیس‌جمهور آمریکا، جی.دی. ونس، را اندکی پیش از رأی‌گیری به بوداپست فرستاد تا در تلاش نهایی، کمپین رو به افول فیدس را تقویت کند.

به‌دلیل این پیوندها، این انتخابات سرنوشت‌ساز درمجارستان هم برای جنبش «ماگا» وهم برای دموکرات‌هایی که قصد رقابت با آن را دارند، درس‌هایی به همراه دارد.

برای ترامپ ومتحدانش، نتیجه مجارستان نشان‌دهنده محدودیت‌های تکیه بر جنگ‌های فرهنگی به‌عنوان یک راهبرد پایدار حکمرانی است. رأی‌دهندگان در نهایت فراتر از پیام‌های نمایشی، به بهبود واقعی در زندگی روزمره خود نگاه می‌کنند. در عین حال، فساد- به‌ویژه زمانی که به رهبر، خانواده و نزدیکان او گره خورده باشد- سمی سیاسی است که آهسته عمل می‌کند اما مرگبار است.

برای مخالفان ترامپ نیز درس‌ها روشن است: آنها نباید از به چالش کشیدن یک جنبش پوپولیستی در زمین میهن‌دوستی و ملی‌گرایی هراس داشته باشند. اما نامزدها باید ایده‌های تازه و فراگیر ارائه دهند و فراتر از مناطق امن رأی‌دهندگان شهری کمپین کنند. همچنین باید بر موضوعات غیرایدئولوژیک و حساس- مانند فساد و هزینه‌های بهداشت- تمرکز کنند که بازده سیاسی بیشتری نسبت به مباحث سنتی ایدئولوژیک دارند. درنهایت، باید به استفاده از روش‌های نوین شبکه‌های اجتماعی برای ارتباط با رأی‌دهندگان جوان ادامه دهند.

به‌طور خلاصه، هر دو طرف باید با دقت توجه کنند که چگونه یک جنبش پوپولیستی که زمانی پرقدرت و بااعتمادبه‌نفس بود و به‌نظر می‌رسید همه اهرم‌های سیاسی را در اختیار دارد، به‌این‌سرعت و قاطعانه سقوط کرد- و چگونه یک اپوزیسیون جدید توانست بر الگوی ناکارآمدی و تفرقه غلبه کند وبه پیروزی برسد.

https://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/126987/

هیچ نظری موجود نیست: