برش
هایی از تاریخ تورکمن (1): رحیم اجانلی ، تاریخ هر ملتی آکنده از فراز و
فرود ها، پیروزی ها و شکست ها، جنگ ها و صلح هایی است که در گذر زمان در ضمیر آگاه
و نا خود آگاه جمعی آن جای میگیرد و به خاطرات ملی تبدیل می شود. خاطرات ملی
تورکمن ها در سرزمینی روی داده است که به ملت تورکمن تعلق دارد. این خاطرات بازتاب
دهنده ویژگی های ایلی و قومی و فرهنگی است وسرزمین رویدادها نیز وطن تاریخی تورکمن
هاست.
آنچه
دراین نوشته با عنوان «برش هایی از تاریخ تورکمن» گردآوری شده، گوشه های بسیار
ناچیز از حوادث و اتفاقاتی است، که در گذر زمان در تاریخ ملت تورکمن روی داده و به
خاطرات ملی تورکمن ها تبدیل شده است. یادآوری و مرور آن ها در شناخت خود و هویت
ملی امروز ما خالی از فایده نخواهد بود.
« حمله مسلحانه
روس ها در 1839 آغاز می گردد. از 1840 به مدت 20 سال لشکر کشی های متوالی صورت می
گیرد که درسال 1863 نتایج شوم آن علیه مردم منطقه بدست می آید. در 1865 سرزمین های
تسخیر شده به نام ایالت ترکستان نامیده می شود وسپس اراضی سیردریا (سیحون) نیز به
آن متصل می گردد.» (تورکمن های ایران – محمد رضا بیگدلی)
کشمکش
هایی درطول سده 19 چندین بار میان قوت های ایرانی و طوایف تورکمن تکرار شد.
فرمانداران ایالات خراسان و استرآباد هر سال مأموران باجگیر دولتی را جهت اخذ
مالیات و باج به مناطق تورکمن نشین گسیل می داشتند و آن ها نیز با (اعمال) ظلم و
تعدی به اخاذی میپرداختند. …شاهان قاجاری خصوصا ناصرالدین شاه قاجار که با وجد بی
کفایتی، بلند پروازی هایی هم در فکر داشت. همیشه در فکر فتوحات در ترکستان و طراحی
حملات قطعی برای تصرف مناطق تورکمن نشین داشت. بزرگترین حرکت نظامی ناصرالدین شاه
که شاید خامترین و پراغتشاش ترین عملیات او باشد، لشگر کشی وی به مرو است که به
جنگ تورکمن و معروف گشته است. (جنگ ترکمن – گوبینو)
« فوريه
1851: يكى از مسائلى كه خيلى باعث كنجكاوى من ميشود وجود عده اى از زنان تركمن در
تهـران است كه شوهـرانشان را به عنوان گروگان از قبيله » گوكلان» در پايتخت
نگهدارى ميكنند… در حدود چهل پنجاه خانوار از اين قبيله را در تهـران نگهداشته اند
تا از سركشى افراد آنان جلوگيرى كنند… در اينجا با آنها مثـل زنداني ها رفتار
مىكنند و حتى اجازه خروج از دروازه هاى شهـر را هم به آنان نمىدهند… آنان بسيار
پژمرده و از اين بابت فوق العاده ناراضى هستند…
زنان
تركمن گروگان در تهـران، كه اغلب به صورت اشخاص بى هدف در محلات شهـر سرگردان
هستند، بدون توجه به شرايط محيط، حتى چادر هم بسر نمى كنند. لباس آنها معمولا يك
شكل و يك فرم است و شامل شلوار تنگ قرمز همراه با جليقه يا كتى قرمز رنگ از پارچه
زبر مىباشد كه بسيار دراز است و اغلب تا پايين زانو مىرسد و سر وگردن خود را نيز
با چارقد زرد رنگـى مىپوشانند… (خاطرات ليدى شل. ترجمه دكتر حسين ابوترابيان. چاپ
اول 1362. نشر نو. تهـران)
سال
1881 قرارداد آخال بین امپراتوری روسیه و ایران امضاء شد. طبق این قرارداد بخش
شمالی سرزمین تورکمن یعنی تورکمنستان به عنوان مستعمره روسیه تزاری و بخش جنوبی
یعنی تورکمن صحرا به ایران واگذار شد.
پس از
قرار داد آخال در گنبد قابوس برای حل و فصل مناقشات گوناگون مرزی و نیز کنترل
تراکمه، کمیسیون های روس و ایران تشکیل شدند. فعالیت کمیسرهای روس به تدریج بر
تحکیم قدرت مقامات ایرانی در منطقه ترکمن نشین یاری رساند. بندرف مینویسد بسیاری
از روس ها که به استرآباد می رفتند از ترکمن ها می شنیدند که اگر روس ها در
گنبدقابوس نبودند مقامات ایرانی هرگز نمیتوانستند پای به آنجا بگذارند و میگفتند
کافی است که کمیسر از اینجا برود تا همان روز مقامات حکومت ایران نیز از اینجا
بگریزند. (تاریخچه چهار شهر ترکمن نشین – معطوفی)
طبق
اسناد دریای خزر و مناطق شمالی دریای خزر در جنگ جهانی اول (سال 1915م/1337ه.ق)
روس ها کومیش تپه و خواجه نفس را بمباران کردند. لیانت مارازوف کماندار کشتی جنگی
روس علت این بمباران را «خواهش تجار ایرانی، و جلو گیری از حرکت های وحشیانه
ترکمان و دزدی کردن در دریا» عنوان می کند. به دنبال این بمباران عثمان آخون دستور
داد که عمارت بزرگ روس ها را در آنجا خراب کنند. (تاریخچه چهار شهر ترکمن نشین –
معطوفی)
در
فوریه 1888 شورش یموت ها ی ایرانی شروع گردید و تا 1889 دوام یافت و چنین می نماید
که اگر علت اصلی آن بیلیاقتی و بد رفتاری مقامات ایرانی نبوده، دست کم ناشی از
وضع پریشان اداری ایشان بوده است و این شورش موقعی خطرناک شده بود که سیزده هزار
قشون ایران به فرماندهی والی خراسان و خان های بجنورد و قوچان و شاهزاده حاکم
استرآباد همه بر ضد آنها (تورکمن ها) به میدان نبرد آمدند و داستان های غیرقابل
تصوری از بزدلی نفرات ایرانی تعریف کرده اند که چگونه در روز روشن هزار و بلکه
دوهزار تن از ایشان را چند نفر و یا چند صد سوار تورکمن اسیر و تار مار کردند.
باید انصافاٌ افزود که سربازان ایران در آن ماجرا علاوه بر ترس و جبن گرفتار عدم
رضایت از مقامات دولتی خود بودند. و لااقل یک سوم مواجب آن ها را که از تهران می
فرستادند سیف اله (حاکم استرآباد) به جیب خود می ریخت و از این نفرات نیمه سیر و
نیمه برهنه که نصف مقرری آن ها را هم نمی داده اند انتظار جنگ و فداکاری شاید دور
از امکان بوده است. عملیات وحشیانه ای بوده که به هر دو طرف نسبت داده اند به خصوص
از ناحیه ایرانی ها که نه بر جان اسیران ابقا میکردند و نه به حفظ حرمت آن ها
توجهی مینمودند. سرانجام جنگ و جدال با سبک عادی ایرانی خاتمه یافت و ایلات تحریک
شدند که با هم دربیفتند و ایل آتابای تابع حاجی نظر خان که روح و جان شورش مزبور
بشمار میرفت به خاک ایران جلب و در آنجا نابود شدند و آتش شورش هم خاموش
گردید.(ایران و قضیه ایران – جرج کرزن)
تورکمن
ها در سده های 18 و 19 میلادی نخواسته اند بر یکدیگر برتری جویی کنند، بلکه
میخواستند که طور آزاد و بی قید و شرط به زندگی قبایل خود ادامه دهند.
بیشتر
گروه های عشایری رهبران نیرومندی داشتند جز عده کمی، مانند تورکمن های ریموت که به
هیچ سازمان رهبری تن نمی دادند. (رضا شاه و شکل گیری ایران نوین – استفانی کرونین)
«در مدت
توقف خود بین تورکمن ها چیزی که بیش از همه باعث تعجب من شد این بود که یک نفر هم
که هوس فرماندهی داشته باشد، یا حاضر باشد آمریت دیگران را قبول کند ندیم. خودشان
به طیب خاطر می گویند: ما مردمی بدون سرکرده هستیم. تمایلی به آن نداریم. ما همه
برابریم وهرکس از ما برای خودش شاه است.»(سیاحت درویش دروغین – آرمینیوس وامبری) @aateshsu
>> آ. گلی مدیر مرکز مطالعات تورکمن در14آوگوست 2026 ، با سلام- شخصی که این اطلاعات ناپیوسته را اینجا جمع کرده وبصورت یک موضوع سرتاسر ناقص و مبهم آورده کوچکترین اطلاعی از روند و سیر تاریخی دوران استعمار درسرزمین تورکمن نداشته و قابلیت تحلیل آنرا ندارد. چرا که بقول تورکمنها «موندان اوردوم قلیجی، عاراپدا شانگلار اووجی» شده. یک محقق و آنالیز مسائل تاریخی می بایست بر اساس دیدگاه و منافع ملی شخص نویسنده – اگر تورکمن باشد- از دیدگاه ملت تورکمن اظهار و بیان شود– نه اینکه قاتلان آن ملت با بیان «تورکمن های وحشی، دزد و غارتگر»، بازنشر آن توهین ها باشد. این نشاندهنده نداشتن عصبیت ملی نگارنده می باشد. «ایلی و قومی» واژگانی هستند که تحقیرگران ملت ما تکرار می کنند و این شخص اینجا آنرا بازتکرار کرده است. نقل قول از بیگدلی: سئوال- روسها برای چه منظور و دلیلی حمله کردند؟ جواب یوق– کشمکش میان قوت های!!! ایرانی.. بدون دقت قوا را قوت آورده… تاریخ حمله ناصرالدین شاه به مرو را که مهمترین واقعه می باشد را نقل نکردید– چرا کپی کردن از منابع بدون آنالیز آن واقعه کار مشکلی نبوده و طرف خود را محتاج تحقیق نمی داند. نتایج جنگ مرو و مبارزات دلیرانه قوشوت خان… کو؟ تنظیم خاطرات لیدی شل که با سنه 1851 شده روش تحقیقی بنده است که متاسفانه بدون اشاره به منبع (آ.گلی– چون اسم بنده برای این گروه تابو می باشد- نیاورده است) بگذریم– لیانت مارازوف کماندار کشتی جنگی روس– املای صحیح: لیتانانت( سروان)– کماندار نه کماندیر– برای تحلیل وقایع باید کمی واژه و ترمین روسی هم یاد گرفت… حرکت های وحشیانه ترکمان و دزدی کردن در دریا»— این چه چرندیاتی است که به نقل قول از یک شوونیست بازنشر کردید – ضمنا در چه منبعی اشاره شده که عثمان آخون دستور داد که عمارت بزرگ روس ها را در آنجا( در کجا؟!) خراب کنند. گروه های عشایری… علاوه بر قوم و ایل– عشیره هم شدیم– دستشان درد نکند! کاش معنی بدون سرکرده بودن (نقل قول وامبری)را می توانستید تحلیل کنید..آی بولیا- دا بقول کریم آقا:
اؤز سچـن كأرين اونگارسا هركيم يآرپى ينگلدرميش دنيأنينگ يوْكون.
يكجه هنأره يؤره تسنگ حؤكوم- ايلينگه برگيدار بولماشينگ بسدير.
آ.گلی
، مدیر مرکز مطالعات تورکمن https://www.turkmenstudy.com/
برش
هایی از تاریخ تورکمن (2 : رحیم اجانلی ، 25 تیر 1290 ه. ش.
کشتی کریستوف هورس در بندر کومیش دفه در حالی لنگر انداخت که گویا حامل افرادی نام
آشنا بود. مطابق آنچه در گذرنامه ها نوشته بودند این کشتی حامل آب معدنی هایی بود
که توسط تاجری از تبعه عثمانی به نام خلیل بغدادی به اینجا آورده شده بودند. اما
حاج خلیل بغدادی در واقع همان محمد علی میرزا، شاه مخلوع و مستبد قاجار بود و بطری
های آب معدنی هم چیزی جز اداوات جنگی و توپ و تفنگ نبود. محمد علی میرزا ابتدا در
خانه عاشور خوزینی در گمیش تپه و سپس برای مدت ها در خانه شوخ بای از خان های
ثروتمند خواجه نفس سکونت گزید.
در
دسامبر 1909 رحیم خان مقصودلو 150 نفر از تورکمن های یلقی و اتابای را برای کمک به
مجلس مشروطه به تهران فرستاد. (مخابرات استرآباد – حسینقلی مقصودلو)
مشروطه
طلبان تورکمن از دو سو تحت فشار و تعقیب بودند از یک سو نیروهای داخلی و از سوی
دیگر نیروهای روس، مقصود لو در گزارش خود می نویسد: «کمیسر روس با 50سوار چکت به
گمیش تپه آمده و چند نفر تراکمه جعفربای را که مشروط خواه بودند در غل و زنجیر به
خدمت محمد علی شاه بردند، تعدادی هم فرار کردند. چند نفر قفقازی هم به گمیش تپه
رفته و 5 نفر ترکمان مشروطه طلب را گرفته به شهر استرآباد آورده در قنسول خانه حبس
کردند.»( مخابرات استرآباد – حسینقلی مقصودلو)
گروهی
دیگر طرفدار مشروطیت بودند و با مشروطه خواهان همکاری و همدلی می کردند. «برازنده
ترین شخصیت مشروطه طلب ترکمان رجب آخوند بود که نامبرده به طور علنی با محمدعلی
شاه و تراکمه طرفدار وی در گمیش تپه به مخالفت برخاست. او در زمان رضا شاه به
نمایندگی تراکمه در مجلس نیز انتخاب شد. رجب آخوند به همراه تویجان حاجی، صفر
آخوند و عبدالله (پدر عبدالله زاده ها) به طرفداری از مشروطه طلبان نشست هایی هم
داشتند. این عبدالله که به عبدالله مجلس معروف شده بود، رابط تراکمه مشروطه طلب با
مشروطه خواهان استرآباد محسوب می شد.»(معطوفی)
گروهی
از تورکمن ها نیز بر ضد مشروطه با ارشد الدوله که رهبر نظامی ضد مشروطه طلبان بود
همراه شدند. و در جنگی در تهران شکست خوردند. در این جنگ 70 تورکمن از جمله سردار
اراز خان کشته شدند، 400 زخمی و 200 اسیر برجای گذاشتند.
شورش
تورکمن های ایران در سال 1304 با سردمداری عثمان آخون و رؤسای طوایف
تورکمن.
20 اکتبر
سال 1924 حاکم استرآباد، عثمان آخون را به مذاکره فراخواند، اما وی نیامد و به جای
خویش چهار ریش سفید را فرستاد که مذاکره کنند و شرایط را در میان نهند:
1– واگذار
کردن رهبری «امنیه» در یموتستان ایران از سوی حکومت؛
2– بازگرداندن
22 سوار ترکمن که از سال 1922 در خدمت ارتش ایران بودند؛
3– نگاه
داری اسلحه ترکمن ها نزد خود. (ترکمن های ایران – لوگاشوا)
گ. و.
چیچرین (کمیسر امور خارجه شوروی) در باره موضع عثمان آخون چنین گفته بود:
«…عدم
تحرک نیروهای حکومت که تا کنون امکان داده است عثمان آخون به استقلال بازی خود
ادامه دهد و در حلقه نیروهای ارتجاعی فئودالی شرکت کند، مایه فشار انگلستان در
تهران شده است.»
در
اواسط 1304 قشون اعزامی من از تسکین ولایت غرب و جنوب غربی ایران فراغت یافت و
برخی از یاغیان بر خلاف اطاعت صوری که کرده بودند به اغوای مفسدین مرکزی مجددا راه
خراسان را مغشوش ساخته و حتی پایتخت را تهدید می کردند. من تصمیم گرفتم این سرکشان
(تورکمن ها) را کاملا سرجای خود بنشانم و بعد از سالیان دراز اهمیت مرکز را به
آنها یادآور شوم. امر دادم دو دسته از قوای نظامی از دو جانب به طرف صحرا (تورکمن
صحرا) پیش بروند، یکی تیپ مستقل شمال که در مازندران و گیلان ساخلو دارند به ریاست
سرتیپ فضل الله زاهدی و دیگری لشگر شرق که باید از ناحیه خراسان پیش بیایند.
نهایتا این دو نیروی نظامی در 12 آبان 1304 در گنبد قابوس به هم پیوستند که جشن
قلع و قمع اشرار (یعنی تورکمن ها) با انقراض سلطنت قاجار در ایران مصادف شد.
(سفرنامه رضا خان به مازندران – ص 86)
تا سال
1312 در صحرای تورکمن مالکیت جمعی و قومی برقرار بود. تمام اراضی صحرا در تصرف
مالکانه مردم تورکمن بود، و نسبت به کلیه اراضی مالکیت جمعی و مشاع داشتند. به
عبارت دیگر، خبری از مناسبات ارباب رعیّتی و نظایر آن حاکم نبود. (گرگانی ص 8)
زمین آ
نان (یموت ها) بینهایت حاصلخیز است و هر قبیله در هر جا که فرود آ ید در زمین
پیرامون خود همچون یورت شخصی یا موروثی خود عمل میکند. قاطر چی های سمنان و شاهرود
و استراباد معمولاً چهارپایان خود را برای چراندن به تركمانان ميدهند ودر برابر
ازقرار هر رأس يك تومان بآنان ميدهند.(مالک و زارع در ایران – ا.ک.س. لمتون)
در
نامه ای که احتشام الوزاره مأمور سابق دولت ایران در گنبد قابوس نوشته و رابینو از
کتابی که ناصر الکتاب درباره دشت گر گان پرداخته است نقل کرده، میگوید که به عقیده
او یموت ها و گوکلان ها از رعایای وفادار شاه اند و: اگر آنها شهرت بدی پیدا کرده
اند علتش آنست که هیچوقت نماینده ای در دربار برای برطرف ساختن سوء تفاهمات
نداشتند. حکام و مأمورین دولتی برای نفع شخصی و ازدیاد شهرت خویش همواره چنین
وانمود کرده اند که بعضی قبایل ترکمن نسبت به دولت علناٌ رويه سركشی دارند و دولت
برای سر کوبی اشرار فوری دستورات فرستاده است. چه بسا طوایف بی گناهی را دیده ام
که با نهایت بیرحمی مورد چپاول و غارت واقع شده اندو سران و ریش سفیدان بارها به
من گفته اند از تبعه روس شدن نفرت دارند اما حاکم استرآباد آنها را به شورش وادار
میکند …
رابینو
همچنین متذکر میشود که بسیاری از سکنه استرآباد به او اقرار کرده اند که:
«ترکمانان دستخوش تحریکات فراوان دهقانان اتک اند و اینان پیوسته اسبها و گله های
آنان را می دزدیدند. آنگاه حکام استرآباد به بهانه گوشمالی دادن ترکمانان لشکر
میکشند. و با گرفتن جریمه های گزاف از افراد عشایر خود را با پول آنان توانگر
میسازند. (مالک و زارع در ایران – ا.ک.س. لمتون)
برنامه
اقتصادی دولت رضاشاه در مورد ترکمن ها این بود که با اجرای برخی برنامه ها سعی
داشت که مردم ترکمن ها از حالت عشایری و کوچ رو بودن تغییر داده، و یکجانشینی و
کشاورز پیشه و زراعت پیشه بار آورد و برنامه سیاست سرکوب، اسکان و تخته قاپو کردن
عشایر را مخصوصا در ترکمن صحرا به اجرا در آورد…
در آن
روي سکه این سیاست (اسکان عشایر) انحصار طلبی و چشم طمع رضاشاه به زمینهای حاصلخیز
ترکمن صحرا مخفی بود. پس از تصرف زمینها دوره بیگاری شروع شد با توجه به سختی این
روزها شاید بتوان این دوران را دوران سیاه ترکمن صحرا نامید. دورانی که مباشرین و
ماموران املاک مردم را وادار می کردند در زمینهای زراعی بیگاری کنند و محصولات
اندک کشاورزان خرده مالک را نیز به زور به قیمت ارزان خریداری ميكردند زیرا خریدار
انحصاری محصولات وقت دولت رضاشاه بود. در این زمان ماموران املاک و زمین ها به
عنوان نیروهای سرکوبگر عمل می کردند هر روز صبح مباشران املاک اهالی هر روستا را
به زور شلاق جمع کرده و دسته دسته زنان و مردم از پیرو و جوان و کودک را به سرکار
اجباری می بردند…(سایت مختومقلی فراغی – آتاقلی کشواد)
محرمانه
مستقیم
وزارت
جلیله معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه
اخیرا
راپرتهایی راجع به وضعیات سرحدات و لزوم یک رشته اقدامات در نواحی مذکور به شرف
عرض رسیده دستور فرموده اند در تمام مسائل آن دقیقا اقدام شود. اینک با ابلاغ
امر
جهان مطاع مبارک ارواحنا فداه قسمت مستخرجه مربوط به آن وزارت جلیله ذیلا درج می
شود: قدغن اکید شود معلمین ترک و کرد زبان در هر یک از ایالات و ولایات که اهالی
آنجا ترک یا کرد زبان باشند تدریس نکنند و اساسا تکلم زبان ترک و کرد در ایران
هرچه زودتر متروک گردد و اگر فکر اساسی راجع به از بین بردن عقاید مختلفه آنها
نشود تربیت اولادان آن ها در نظام ممکن است یک روزی دست قوی برای اجانب بشود زیرا
تا امروز جماعت ترک و کرد و آشوری های ساکنین ایران دیده نشده که از روی شرافت
نسبت به وطنی که آنها را در آغوش خود پرورش داده است خدمت نشان داده باشند. (نامهی
دولت رضاشاه پهلوی در مورد ممنوعیت زبانهای کردی و تر کی. به سال 1934 میلادی)
در سال
1316 دانشجویان تورکمن صفر خطیبی، الیاس مختومی، حاجی خان.. (اوغوزی) و قربان محمد
سیوری به علت مخالفت با رضاشاه دستگیر شدند، دو نفر اول بعد از تحمل
چند ماه زندان آزاد شدند و دو نفر دوم بعد از دو سال حبس در زندان به قتل رسیدند.
در
همین سال (1316) گروه موسوم به 53 نفر نیز دستگیر شدند که در بین آن ها آنا قلیچ
بابایی تحصیل کرده رشته حقوق نیز بود. آنا قلیچ به پنچ سال حبس انفرادی محکوم شد.
در همین سال جسد دانشجویی به نام تورانی در هتلی در تهران پیدا شد.
پاییز
1324 – شصت نفر از متنفذان و وابستگان به جنبش چپ در گرگان و دشت از جمله حبیب اله
مقصودلو، شیخ رحیم ذبیحی، میرولی اله خان، میرفندرسکی، یوسف قره جه، شاه گلدی
بابانیازی، آناقربان شیرمحمدی، ملا رجب و چاری نمازی در اعتراض به اظهارات نخست
وزیر جدید ابراهیم حکیمی که در اوایل آبان ماه به قدرت رسیده بود، در باره جنبش
آذربایجان اعلامیه ای با عنوان »آذربایجان برای حفظ آزادی و دموکراسی و استقلال
واقعی ایران برخاسته است» صادر کردند. آنان تصور می کردند که آ«ذربایجان میخواهد
با حفظ استقلال و تمامیت ایران در اداره امور داخلی خویش آزادی داشته باشد.»
(گزارش شهربانی کشور 1/8/24 – روزگار بی قرار؛ مصطفی نوری)
در
حالی که زمزمه های مخالفت با کابینه حکیمی شنیده میشد اعتراض به تبعید پنچ آموزگار
تورکمن و یک آموزگار آذربایجانی عضو حزب توده از سوی اداره فرهنگ گرگان بار دیگر
موجبات ناآرامی را در منطقه تورکمن نشین فراهم آورد. 12 آموزگار حوزه فرهنگ گنبد
قابوس که در بین آنان نام نورمحمد عاشور پور، اسماعیل زیادلو، رحیم وردی گوگلانی،
و نیز چهار آموزگار زن یعنی شوکت سریع، آسیه کبیری، هاجر بانونژاد و راضیه
یعقوبیان به چشم میخورد. ضمن مهلت یک هفته ای برای بازگرداندن آموزگاران تبعیدی
به محل خدمت قبلی، مقامات وزارت فرهنگ را تهدید به اعتصاب کردند.( روزگار بی قرار؛
مصطفی نوری)
عبدالرحیم
ندیمی تنها قربانی گروه شورشی افسران خراسان در سال 1324 بود. غایب بهلکه مسئول
حزب توده در تورکمنصحرا، بعد از شکست قیام افسران خراسان به تورکمنستان شوروی
پناهنده شد.
در سال 1326 بیست نفر از فعالان سیاسی تورکمن به جمهوری تورکمنستان شوروی پناهنده شدند. از جمله صفر انصاری، ساری گوگلانی و نور محمد عاشور پور از جمله این پناهندگان بودند.
مرتبط
اوضاع
استرآباد در جنبش مشروطیت، با تکیه بر وضعیت ترکمنها30 دسامبر 2012در
«موضوعات»
تأثیرات جنگ جهانی اول در جنبش رهایی بخش ملت تورکمن3 سپتامبر 2014در «موضوعات»
پاسخ 1. آ.گلی- مدیرمرکز مطالعات تورکمن. 20 آگوست 2026 Says:
در متن
آمده است: و. چیچرین (کمیسر امور خارجه شوروی) درباره موضع عثمان آخون چنین گفته
بود: «…عدم تحرک نیروهای حکومت که تا کنون امکان داده است عثمان آخون به استقلال
بازی خود ادامه دهد و در حلقه نیروهای ارتجاعی فئودالی شرکت کند، مایه فشار
انگلستان در تهران شده است.» آیا به این حرفهای دیپلومات شوروی، در برش تاریخ نمی
بایستی جواب داد؟ یا اینکه صرفا توهین های وی را بازتکرار کرد؟.. آیا مبارزه
جانانه تا دم مرگ تورکمنها «استقلال بازیه؟» کجای دنیا مبارزه برای جمهوریت که در
آن دوره از پیشرفته ترین مواضع سیاسی مبارزه محسوب میشد، قرار گرفتن در حلقه
ارتجاع و فئودال می باشد. جمهوریخواهی در آن دوره در سراسر آذربایجان (برهبری شیخ
محمد خیابانی) در گیلان (برهبری کوچک خان) در خراسان (به رهبری کلنل پسیان) و در
تورکمنصحرا (برهبری عثمان آخون) دمار از حکومت مرکزی در آورده بود که مجبور شدند
رضاخان قلدر را برای سرکوبی بفرستند. اگر عثمان آخون در حلقه ارتجاع حرکت میکرد
چطور اتحاد شوروی او را یارانش را بعنوان پناهنده سیاسی قبول کرد؟
آ.گلی-
مدیرمرکز مطالعات تورکمن. 20 آگوست 2026
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر