‏نمایش پست‌ها با برچسب تحلیل. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تحلیل. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۷ آبان ۲۱, سه‌شنبه

ترجمه ی بخش چهارم و پایانی مقاله ی

گفتار مختصری درباره نبرد فرهنگ‌ها

* - برگرفته از سایت "ایران امروز" ، نویسنده استفان وایدنر / برگردان: علی‌محمد طباطبایی
نبرد فرهنگ‌ها چیز بدی هم نیست، نکته منفی درآن هنگامی بروز می‌کند که دریک طرف این نبرد یک فاتح تمام وکمال وجود داشته باشد. این که تا چه اندازه (و این که اصلاً آیا) غرب می‌تواند به وعده‌های خود پایبند باشد: این به آن بستگی خواهد داشت که نزدیکی به غرب برای مسلمانان تا چه اندازه ارزشمند می‌نماید.


۴

نبردفرهنگی جاری با اسلام بیان کننده نیاز برای مرزبندی با دیگری است. ما سعی می‌کنیم با گفتن این که چه کسانی نیستیم یعنی مسلمانان توضیح دهیم که خود کیستیم. تازه درهمین اواخر بود که این تصویر که نسبت میان شرق و غرب را از دیر باز تعین کرده بود دچار تزلزل گردید: زیرا امروزه پیوسته مسلمانان بیشتری که قرار است همیشه همین جا پیش ما بمانند بخشی از جامعه غربی هستند. چنانچه بالاخره درغرب درباره‌ی پرسش ازماهیت خود تغییری حاصل شود ودیگر نتوانیم مسلمانان را به سهولت ازخودمان جدا سازیم نباید به این معنا تلقی شود که اکنون اکثریت مسلمانان نیزبه همین ایده‌ی ما رسیده‌اند. اتفاقاً میتوانیم مبنای فرض خودرا براین اندیشه قراردهیم که فرهنگی مانند اسلام هرچقدر زودتر نیاز برای مرزبندی با دیگران را احساس کند بهمان نسبت نیز بیشتراحساس می‌کند که درتهدید واقع شده است وفشاربرای مخلوط شدن بافرهنگهای دیگرهم بیشترمی‌شود.


اسلام برای یک چنین مرزبندی دو وسیله مختلف دراختیار دارد: یکی ازآنها ممنوعیت روگردانی ازدین است. دراسلام بیرون رفتن از دین پیش بینی نشده است و برای چنین امری هیچ قاعده‌ای وجود ندارد و چنانکه کسی اعلام کند که اسلام را ترک کرده دیگر دارای حق وحقوقی نیست و سزاوار مرگ است. امکان دیگر این است که اسلام می‌تواند فرد مسلمانی را تکفیر نماید (
exkommunizieren) یعنی او را به عنوان ملحد بخواند و تمامی حق و حقوق معمول را از او دریغ کند. بنابراین مسلمان نمی‌تواند از اسلام بیرون رود، هرچند می‌تواند بیرون انداخته شود. البته دربیشتر تاریخ مسیحیت نیز جز این نبود. لیکن امروزه این مشکل را فقط در مورد اسلام می‌شناسیم.

رفت و آمد با ازدین برگشتگان مشکلات متفاوتی را به میان می‌کشد، چه دررابطه با مسائل اسلامی وچه روشنفکری. [ممانعت از ترک دین] بیش از هرچیز بند
۱۸ منشور حقوق بشر را نقض می‌کند که بر آزادی دین تاکید دارد. از آنجا که امروزه برای انسان غربی یکی پنداشتن خود با حقوق بشر امری بدیهی است، اختلاف نظر در باره آزادی دین یکی از نقطه‌های اصلی در نبردفرهنگی است.

برخلاف بسیاری مناقشه‌های دیگر میان غرب و اسلام، در خصوص محدودیت آزادی دین در اسلام نمی‌توان بی‌تفاوت ماند. به ویژه با توجه به این واقعیت که خروج از اسلام نه فقط به طور نمادین در حکم عمل بسیار تحقیرآمیز شمرده می‌شود که در عمل با چنین شخصی به تندی برخورد شده و حتی می‌تواند به قتل کسی که از دین برگشته منجر گردد. مسئله دیگری که در همین رابطه باید به آن توجه نمود این است که امروزه دادن حکم به خروج از دین یا به قول مسلمانان « تکفیر » دیگر توسط روحانیون برجسته و صاحب نام داده نمی‌شود، بلکه هرکدام از متعصبین مسلمان می‌توانند هر زمان که اراده کنند آن را بر زبان آورند: به این ترتیب این احتمال وجود دارد که هر مسلمانی که با عقاید یک گروه بخصوص از متعصبین موافق نیست از طرف آنها به عنوان بی‌ایمان تشخیص داده شده و اعدام گردد.

سید قطب یکی از نخستین متفکرین اسلامگرایان امروزی که در
۱۹۹۶ اعدام گردید تمامی حاکمان مصر مدرن را روی هم رفته به عنوان کافر خوانده بود. سوء قصد کنندگانی که در ۱۹۸۱ رئیس جمهور مصر انورسادات را به قتل رساندند برای این عمل خود به قطب استناد می‌کردند ودرمیان حرکت‌های افراطی حامیانی یافتند که آشکارا واژه‌ی « تکفیر » را به کارمی‌بردند.

بنابراین محدودیت در آزادی دین فقط شامل مسلمانانی نمی‌گردد که مایلند خروج خود از دین را اعلام کنند بلکه آن کسانی را نیز که ادعا می‌شود مانند سادات که با اسرائیل پیمام صلح بسته بود دست به یک عمل ملحدانه زده‌اند. حتی گاهی همین کفایت می‌کند که کسی تفسیر مدرنی از قرآن ارائه کند تا توسط بنیادگرایان به عنوان فردی بی‌ایمان معین شود. منع خروج از دین در‌ها را برای سرکوب دگراندیشان باز می‌کند و بنابراین باید از فضلای دینی، روحانیون و دیگر مقامات مربوطه بخواهیم تا در سنت و تفسیر و تاویل‌های سوء استفاده گرانه از آن به انجام اصلاحاتی تن دهند. از طرف دیگر به نظر می‌رسد که درهمین خصوص واردآوردن فشار بر نمایندگان اسلام از هر طریق ممکن رسانه ای، سیاسی، در متن‌ها، کتاب‌ها، میزگردهای تلویزیونی و سخنرانی‌ها بسیار سودمند باشد.

درعین حال پرسش از آزادی دینی مثالی نمونه است برای این که در کجا نبرد فرهنگها به عنوان مبارزه برای ایده‌های بهتر سودمند واقع می‌شود و در کجا باید آن را توصیه کرد. به همان مقدار که فشار مبتنی بر نبردفرهنگی بر اسلام برای مثال در مورد پرسش از رفتار با از دین برگشتگان افزایش یابد، نمایندگان اسلام رسمی نیز بیشتر احساس می‌کنند که باید پاسخ‌های موجهی داشته باشد و این در درازمدت آگاهی مردم به اشکال (
Problematik) موجود در استناد جستن به سنت‌ها (Überlieferung) را افزایش داده و از این رو می‌تواند تغییراتی را در آگاهی مردم این کشورها باعث گردد.

اما آنچه در این خصوص باید مراعات گردد این است که نباید از همان آغاز درخواست‌های حداکثری برای آزادی کامل دینی مطرح شود، زیرا به احتمال زیاد می‌تواند باعث ایجاد یک واکنش لجوجانه گردد. علت آن این است که انتظار سریع داشتن از نمایندگان رسمی اسلام برای آن که به طور قاطع در برابر منع خروج از دین و برای آزادی مطلق دینی وارد عمل شوند حتی زیر فشار شدید غرب کاملاً غیر محتمل است. برای چنین درخواستی سنت‌ها و شریعت اسلامی بیش از اندازه مقدس است.

هرچند می‌توان به صورت مشروع خواستار رویکردی عمل گرایانه و تفسیری لیبرال از قواعد بسیار متداول بود. و این آن چیزی است که به دفعات در حال روی دادن است. بخش بزرگی از مسلمانان ساکن در غرب و همچنین اقلیتی از مردم در کشورهای اسلامی با دین خود همان اندازه کم سروکار دارند که یک مسیحی شناسنامه‌ای که علاقه بخصوصی به دین خود ندارد و از کلیسا خارج شده است. از آنجا که در اسلام هیچ کس نمی‌تواند به طور رسمی از دین خود خارج شود بنابراین نمی‌توان به لحاظ آماری تعداد چنین افراد را معین کرد. البته چنانچه یک مسلمان دوری جستن خود از اسلام را برای خود نگه دارد معمولاً در کشورهای اسلامی این حالت او تحمل می‌شود، حتی در عربستان سعودی، جایی که پلیس دینی همین چند سال پیش نیایش کنندگان را با باتوم [مانند حیوانات] حرکت می‌داد.

بنابراین جای امیدواری وجود دارد که از این ممنوعیت جدی و سختگیرانه اسلامی برای ترک دین بالاخره روزی فقط یک واژه‌ی مستعمل و بدون استفاده باقی مانده باشد. در هر حال در باره رفتار و باورهای حقیقی افراد در نهایت نه احکام، سنت‌ها یا قوانین، بلکه تلاش برای رسیدن به خوشبختی و امیدواری برای زندگی بهتر در جهان واقعی تعین کننده است. غرب یک چنین زندگی بهتری را در همین جهان و همین امروز وعده می‌دهد و البته نه فقط برای کسانی که در غرب زندگی می‌کنند. این وعده‌ای زیبا است اما در عین حال مخاطره آمیز نیز هست. زیرا برخلاف وعده رستگاری در جهان آخرت توسط ادیان، نوید یک زندگی بهتری این جهانی را باید با معیار واقعیت سنجید.

این که آیا اصلاً غرب می‌تواند به وعده خودش وفا کند و این که در چنین صورتی تا چه اندازه قادر به انجام آن است بستگی خواهد داشت به این که برای مسلمانان نزدیکی به غرب تا چه اندازه به نظر مفید می‌آید. لیکن با توجه به وضعیت فعلی جهان و نیاز آشکار بسیاری از مسلمانان برای مرزبندی، چنین به نظر می‌رسد که نباید برای آنان این نزدیکی مفید واقع شود. در واقع این گونه احساس می‌شود که آنها اعتمادی به غرب ندارند.

و اکنون وقت آن باید فرارسیده باشد که از خود بپرسیم: چرا؟

*- آدرس مقاله به زبان اصلی (آلمانی)


URL dieses Artikels
http://www.perlentaucher.de/artikel/4940.html

۱۳۸۷ آبان ۱۱, شنبه

درخواست دگرگونی درحزب الله

درخواست متحول نمودن حزب الله لبنان جهت منطبق شدن آن با مطالبات

روزگار را، آیا می توان درخواست دگرگونی در رژیم حاکم برایران نامید ؟

دبیرکل سازمان ملل متحد از ایران خواسته است که "به تغییر حزب الله کمک کند". آیا این یک درخواست به شیوه ی دیپلوماتیک جهت تغییر رژیم درایران است ؟ ویا اینکه تنها یک هشدار باید حساب نمود. درهرحال به نظر می رسد که محمود احمدی نژاد رئیس جمهورایران زودتر از دیگر دولتمردان متوجه قضیه شده ودر واکنش به درخواست دبیرکل سازمان ملل متحد بلافاصله پاسخ داده است که : " ایران تنها کشوری است که درلبنان دخالت نمیکند".

اگر به خواهیم درخواست دبیرکل سازمان ملل متحد را تنها ابراز یک توقع بدانیم، باید به پذیریم که از برآورده شدن موارد قبلی ناشی شده وادعای رئیس جمهورایران کاملا بجا و به موقع میباشد.

ایل گویجی

2008-10-31

* - در رابطه با موضوع دو مطالب از دو منبع مختلف در دسترس علاقمندان قرارداده می شود.

---------------------------------------------

1 - بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد: ایران به تغییر حزب الله کمک کند ، (*- منبع: BBC فارسی)

یک مقام سازمان ملل روز پنجشنبه گفت که بان کی مون، دبیر کل این سازمان، از ایران و سوریه می خواهد به تغییر ماهیت حزب الله لبنان از یک گروه مسلح شبه نظامی به یک حزب سیاسی کمک کنند.

ایران و سوریه از حامیان اصلی گروه حزب الله لبنان به حساب می آیند و هرچند ایران کمک نظامی به این گروه را رسما تایید نکرده است اما چندروز پیش رسانه های ایران ازیک مقام ارشد سپاه نقل قول کردند که ایران به " ارتشهای آزادیبخش" منطقه اسلحه میدهد. این مقام بعدا چنین اظهاراتی را تکذیب کرد.

............

*- فایل مطلب در زیر:

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2008/10/081030_si-iran-hezbollah.shtml

----------------------------------------------------------------------

2 - بان کی مون از ایران درخواست کمک کرد ، (*- منبع: دویچه وئله)

بان کی مون ایران و سوریه را فراخواند که به دگرگشت گروه حزب‌الله از یک گروه مسلح شبه نظامی به یک حزب سیاسی کمک کنند. کارشناسان می‌گویند، رئیس جمهور آمریکا هرکه باشد، سیاست این کشور درقبال لبنان تغییری نخواهد داد.

بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، ایران و سوریه را فراخواند که به دگرگشت گروه حزب‌الله از یک گروه مسلح شبه نظامی به یک حزب سیاسی کمک کنند.

............

*- فایل مطلب در زیر:

http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,3748168,00.html

-------------------------

۱۳۸۷ مرداد ۱۰, پنجشنبه

آیا اعضای سازمان تجارت جهانی ازحل مسائل خود ناتوان است ؟

گفتگوهای نافرجام اعضای سازمان تجارت جهانی پایان یافت

رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا، "تأسف عمیق" خود را از بی‌نتیجه ماندن مذاکرات اعلام کرد.

بیشترین اعتراض به جهانی سازی، امسال دراندونزی صورت گرفته است.

درباره‌ی آزادسازی تجارت جهانی دور دیگری ازمذاکرات اعضای سازمان تجارت جهانی در ژنو پایان یافت. اینگونه مذاکرات دوره ای اعضا که به دور دوحه‌ موسوم شده این بار به علت تداوم دفاع بخشی ازاروپا ( به ویژه فرانسه و ایتالیا) ازسیاستهای حمایت‌گرانه‌ از تولیدات کشاورزی خود نا فرجام ماند. یعنی آنها با ملاحظه‌ی منافع و رأی کشاورزان خود و شاغلان وابسته به کشاورزی، نه بر سر کاستن از یارانه‌ها به بخش‌ کشاروزی‌ عقب نشینی‌ کردند و نه حاضر شدند تعرفه‌های گمرکی محصولات کشورهای درحال توسعه را کم‌ نمایند.

ایران، چون هنوز عضو سازمان تجارت جهانی نیست از دور مذاکرات این بار هم همانند دفعات قبل شرکت نکرد.

در رابطه با تعرفه‌های گمرکی، آمریکایی‌ها درموارد‌ی چون پنیه کاری ملاحظه کرده و کوتاه آمدند، وکشورهای چین وهند هم با استناد به سهم بالای کشاورزان درترکیب جمعیت‌ خود اعلام کردند که واردات محصولات کشاورزی به این دو کشور از یک میزان معین که فراتر رفت باید مشمول تعرفه‌های گمرکی تصاعدی بشود تا تولید گرانتر داخلی را دچار اختلال نکند و زندگی میلیونها کشاورز درمعرض تهدید قرار نگیرد.

نکته قابل توجه این دور مذاکرات تنوع صف‌بندیها توجه بود. بطوریکه بر خلاف دفعات پیشین که ‌ آمریکا و اروپا در برابر کشورهای درحال توسعه دو جبهه‌ را تشکیل می‌دادند، این بار تعدادی ازکشورهای درحال توسعه از آمریکا ، چین وهند حمایت می کردند.

ایل گویجی

2008-07-30 / 9 مرداد 1387

---------------------------------

*- در رابطه با سوالات بالا دقت علاقمندان را به دو مطلب زیر جلب می شود.

1 - فایل مطلبی از سایت رادیو بی بی سی:

http://www.bbc.co.uk/persian/ business/story/2008/ 07/080730_nh-dismay- wto.shtml

--------------------------------

2 - رادیو دویچه وئله: مذاکرات در ژنو بدون نتیجه پایان یافت. نمایندگان بیش از ۳۵ کشور عضو این سازمان، بیش ازیک هفته در مورد آزادسازی تجارت بین‌المللی با هم مذاکره کردند. این گفت‌وگوها ممکن است پائیز آینده ادامه یابند.

اعضای شرکت‌کننده در مذاکرات ژنو تأسف خود را از شکست گفت‌وگوها بیان کردند. دلیل به بن‌بست‌رسیدن مذاکرات، اختلاف بین ایالات متحده و هند درمورد عوارض گمرکی بخش کشاورزی اعلام شده است. هند درطول گفت‌وگوهای ژنو همواره تأکیدکرد که عوارض واردات محصولات کشاورزی درکشورهائیکه بخش بزرگ جمعیت آنهارا کشاورزان فقیر تشکیل می‌دهند، باید افزایش یابند. آمریکا اما با این نظر مخالف است.

خوزه مانوئل باروسو، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا، "تأسف عمیق" خود را از بی‌نتیجه ماندن مذاکرات اعلام کرد. وی گفته که شکست مذاکرات هیچ ارتباطی به اتحادیه اروپا نداشته و نمایندگان این اتحادیه تمام تلاش خود را برای توافق شرکت‌کنندگان انجام دادند. وی معتقد است که به نتیجه رسیدن مذاکرات می‌توانست اقتصاد جهانی را به حرکت درآورد. باروسو به دیگر اعضا پیشنهاد خواهد کرد که نکات مهم را بازهم بررسی کنند ودرصورت امکان بار دیگر برسر میز مذاکره بنشینند.

سوزان شواب، نماینده ایالات متحده، گفت که گفت‌وگوها به مسیر ناامیدکننده‌ای افتادند. وی ادامه داد که پیشنهاد آمریکا برای کاهش عوارض گمرکی بر محصولات کشاورزی وارداتی، به نفع کشورهای درحال توسعه، هم‌چنان به قوت خود باقی است.

ازهفته گذشته، حدود ۴۰ عضو از ۱۵۳عضو سازمان تجارت جهانی درژنو گرد هم آمده بودند تا"مذاکرات دوحه" را به نتیجه برسانند. توافقات کلی جمعه گذشته (۲۵ ژوئیه)، میان اتحادیه اروپا، آمریکا، هند، چین، برزیل، ژاپن و استرالیا، امیدها را برای پایان خوش این مذاکرات زنده کرد، اما این دورازگفت‌وگوها هم مانند دوره‌های قبل محکوم به شکست شد.


"مذاکرات دوحه" ، سال ۲۰۰۱ درقطر آغازشد. یکی ازهدفهای این گفت‌وگوها، تعدیل عوارض گمرکی، برای آسان‌تر کردن تجارت بین‌المللی است.

دور بعدی "مذاکرات دوحه" احتمالا درپائیز انجام می‌شود.

پ / آ.و.پ / دی ولت ( روزنامه ای در آلمان)