۱۳۹۲ فروردین ۲۹, پنجشنبه

انتخابات، یک قرارداد اجتماعی


کمتراز دو ماه به برگزاری انتخابات دور یازدهم ریاست جمهوری ایران مانده است، ولی هنوزحکومت نتوانسته سیاست روشنی را پیش بگیرد. فضای عمومی هم بیش از آن که به فکر انتخابات باشد، نگران مشکلات روز افزون معیشتی است. سرگردانی حکومت در سیاست انتخاباتی نتیجه از دست دادن پشتیبانی مردم است. قصد اصول گراها برآن بوده است که انتخابات را بسته، مهندسی شده و بدون حضوراصلاح طلبان برگزار کنند. رو در رویی احمدی نژاد با سایر اصول گراها اما این قصد را بهم زده است. اگر حکومت مشارکت اصلاح طلبان با نامزدی سید محمد خاتمی را بپذیرد و برنامه ایشان نیز با حضور اجتماعی مردم همراه شود، ممکن است علی رغم خواست اصول گراها انتخابات به پیروزی اصلاح طلبان منجرشود. ولی ممانعت از حضور اصلاح طلبان سبب خواهد شد که احتمال برنده شدن نامزد احمدی نژاد بالا تر برود، که آن نیز برای اصول گراها و شخص رهبر بسیارنگران کننده است.  
تغییر، نه تداوم
حل مشکلات ایران نیاز به تغییرساختاری درحوزه قدرت حقوقی و حقیقی دارد، نه تداوم وضعیت کنونی. بنابراین اگراصلاح طلبان وارد رقابت انتخاتی شوند باید با برنامه اصلاحات بنیادین (مبنی برمطالبات مردم) عمل کنند. با همین شناخت آقای خاتمی نامزدی خود را منوط به فراهم شدن حد اقل سه شرط کرده است.
۱برنامه محور بودن به جای فرد محور بودن سیاست انتخاباتی اصلاح طلبان؛ ۲- فراهم شدن شرایط انتخاباتی که به حاکمیت مردم بیانجامد؛ و ۳-  در انتخابات نمی شود نظر بسیاری از آنان را که هزینه دادند و به حصر و حبس و محدودیت گرفتار شدند، نادیده گرفت. برای رسیدن به مرحله ای که شروط خاتمی ممکن شود، حکومت باید آزادی نامزدی خاتمی را بپذیرد. هنوز نشانه ای از حل این دور تسلسل و دو بن بست، پذیرش شروط خاتمی و اجازه حکومت، دیده نمی شود.  
احمدی نژاد و ترفند تغییر
برخلاف اصلاح طلبان، این بار نیز احمدی نژاد با شعارهای “تغییر” و “اصلاحات تند” وارد شده است. در سال ۱۳۸۴، در شرایطی که نامزده های چهارگانه اصلاح طلبان (معین، کروبی، رفسنجانی و مهرعلیزاده)، بدون توجه به نیاز جامعه، با خواست تداوم وضعیت آن زمان وارد رقابت انتخاباتی شده بودند، احمدی نژاد با شعارهای تغییر، یعنی مبارزه با فقر و فساد و بی عدالتی وارد انتخابات شد. احمدی نژاد قادر شد در کنار عوامل دیگر، با شعار تغییر در دور اول انتخابات، نامزد اصلی اصول گراها شود، و در دور دوم حدود پنج میلیون آرای اصلاح طلبان را نیز به طرف خود بکشاند. در سال 1384 انتخابات به دور دوم کشیده شد. در دوره اول اصول گراها در مجموع حدود ۵/ ۱۱ میلیون رأی و اصلاح طلبان حدود ۵/ ۱۶ میلیون رأی کسب کردند. در دور دوم این ارقام وارونه شد و احمدی نژاد، نامزد “تغییر” با بیش از ۱۶ میلیون رأی برنده و رفسنجانی نامزد تداوم” با حدود یازده و نیم میلیون رأی بازنده انتخابات اعلام شدند. آیا در این دوره نیزاصلاح طلبان در صورت راه یابی به رقابت انتخاباتی خطای دوره قبل را تکرار و خواست و نیاز تغییر را دربرنامه خود منظور نخواهند کرد؟
قرارداد اجتماعی
انتظاری که حکومت تن به انتخابات حتی نیمه آزاد بدهد بسیار بعید است. اما فرض کنیم که آنها نامزدی خاتمی را پذیرفتند و ایشان  با برنامه تغییر به ریاست جمهوری انتخاب شد. آیا درساختار کنونی امنیتی- پلیسی قدرت، با نقش تعیین کننده رهبر و سپاه، ومجلس گوش به فرمان آنها به دولت ایشان اجازه خواهند داد که برنامه مطالباتی مردم را اجرا کند؟ یا آنکه حکومت می خواهد از خوش نامی خاتمی و آرای اصلاح طلبان برای گرم کردن انتخابات و مشروعیت خود استفاده کند؟ برای ممانعت ازاین امر و ایجاد اعتماد درجامعه، خاتمی باید پیشا پیش برنامه تغییریا اصلاحات بنیادی خود را بصورت یک قرارداد اجتماعی با مردم (یعنی تعهد اخلاقی) شفاف و آشکارمنتشر کند تا نخست مشوق مردم برای مشارکت باشد، و دوم اگر حکومت اجازه نداد برنامه ایشان اجرا شود، ویا خود قادر نبود آنرا اجرا کند بی درنگ استعفا کرده و آرای میلیون ها نفری که به اعتبار ایشان به پای صندوق های رأی رفته اند را پس بگیرند و رژیم را از مشروعیت بیاندازد. بدین وسیله قرارداد اجتماعی با مردم هم اصلاح طلبان و هم حکومت را در گرو آرای مردم نگه خواهد داشت. زیرا با استعفای رئیس جمهور، درصورتی که رخ دهد، نظام مجبور به برگزاری انتخابات دیگری می گردد که مشارکت مردمی قبل را نخواهد داشت.  
جنبش سبز
بخش اصلی پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان به جنبش سبز ارتقا یافته است. اصلاح طلبان برای پیروزی نیاز به ایجاد ائتلاف گسترده با جنبش سبزدارند. نادیده گرفتن جنبش سبز پشت کردن به خواست میلیون ها مردمی است که با موسوی، رهنورد و کروبی همراه شدند. برنامه آنها باید شامل مطالبات تمام مردم ایران باشد و آنرا بعنوان یک قرارداد اجتماعی با همه مردم ایران تلقی کنند.
سناریو ناگوار تدارکاتچی نظام؟
نکته دیگر اینکه در شرایط کنونی آقای خاتمی نمی خواهد در انتخاباتی شرکت کند که نقش تدارکاتچی نظام را داشته باشد. ولی ظاهرا این مسأله برای همه اصلاح طلبان مطرح نیست. ممکن است سناریوی ناگوار دیگری رخ دهد. یعنی با نپذیرفتن خاتمی، بخشی از اصلاح طلبان اشخاصی که شورای نگهبان و رهبر با دیدگاه و سیاست آنها مشکلی ندارند را بعنوان نامزد خود معرفی کنند. نامزدی چنین افرادی، در جبهه اصلاح طلبان شکاف و پراکندگی ایجاد خواهد کرد و آنها را به پیروزی نخواهد رساند، و در دراز مدت به زیان اصلاح طلبان است. با این سیاست اما اصول گراهای مدافع آیت الله خامنه ای به سه هدف خود دست می یابند. نخست، بازار انتخابات کمی گرم می شود. دوم، نمی گذارند که نامزد احمدی نژاد با شعارهای “تغییر” بخشی از آرای اصلاح طلبان را جلب کند؛ سوم با بالا رفتن مشارکت مردم در انتخابات بخشی از مشروعیت ازدست رفته خود را ترمیم خواهند کرد. با اجرای این سناریو، وضعیت کنونی باز تداوم می یابد. این بدترین گزینه ای است که می تواند بدست اصلاح طلبانی که ضرورت تغییر را نپذیرفته اند عملی شود.
نگرانی اصول‌گراها
نگرانی اصول گراها این است که بدون مشارکت اصلاح‌طلبان کاندیدای احمدی نژاد برنده شود. دراین صورت احمدی‌نژاد قدرت جدیدی پیدا خواهد کرد که ممکن است ضرروت وجود رهبر را نیز زیر پرسش ببرد. احمدی نژاد ادعای ارتباط با امام زمان را به میان کشیده است، که درآن صورت نیازی به نایب او، یعنی ولی فقیه نیست. رنجی که مردم از فقها و سپاه دیده اند ممکن است سبب شود که در نبود کاندیدای اصلاح طلب، برخی به نامزد احمدی نژاد، مشایی ویا هر فرد دیگری که او معرفی کند رای بدهند. به همین دلیل برخی اصول گراها اصراردارند که رهبر وشورای نگهبان حضور اصلاح طلبان را به خاطرخود ونظام تحمل کنند. آیا وضعیت هشدار دهنده کنونی حکومت را به چاره اندیشی واخواهد داشت، یا با تداوم وضعیت کنونی جامعه به سمت دگرگونیهای خشونت بار پیش خواهد رفت؟
نویسنده: کاظم علمداری، لینک http://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/44964/  

۱۳۹۲ فروردین ۲۸, چهارشنبه

بیانیه پایانی اجلاس سالانه ی 2013


بیانیه پایانی هشتمین مجمع عمومی کنگره ملیت های ایران فدرال
هم میهنان عزیز!
نیروها وسازمانهای مترقی و آزادیخواه ایران!
بدین وسیله اعلام میداریم که جمعه و شنبه دوازدهم وسیزده هم آپریل دوهزارو سیزده میلادی برابر با بیست وسوم و بیست و چهارم فروردین ماه خورشیدی هشتمین مجمع عمومی کنگره ملیتهای ایران فدرال که عالی ترین مرجع تصمیم گیری کنگره ملیتهاست، با حضور نمایندگان واحدھای کشوری، احزاب وسازمانهای عضو کنگره که متشکل از تشکلات سیاسی بلوچ، ترک آذربایجانی، عرب اهوازی، کورد، ترکمن و لر و بختیاری می باشد، درشهر لندن برگزار گردید.
روز نخست برنامه کاری مجمع طبق برنامه از پیش اعلام شده به گزارش سالانه هماهنگ کننده گنگره،  گزارشات واحدهای کشوری ومسئولین کمیته ھای کاری کنگره اختصاص داشت. در این رابطه مجمع عمومی با بررسی و نقد و برجسته نمودن  نقاط  ضعف وقوت فعالیتها وکارھای یکسال گذشته کنگره به ارائه راھکار وپیشنهادات لازم جهت هرچه پر بارتر نمودن فعالیت های آتی کنگره پرداخت.
در ادامه گفتگوها وبحث های روز اول مجمع عمومی پیشنھادات ارائه شده توسط  "ھیئت بازنگری اساسنامه مصوب ششمین مجمع عمومی به شور وبحث گذاشته شد ودر این راستا  تغییراتی درساختار تشکیلاتی کنگره صورت گرفت وبه تصویب رسید.
در روز دوم کار مجمع عمومی نمایندگان تشکلات وسازمانهای عضو به تجزیه وتحلیل شرایط وتحولات یکسال گذشته عرصه سیاسی جهان، منطقه وایران پرداختند.در این راستا با توجه واهتمام به ماھییت تئوکراتیک وتمامیت خواھانه نظام جمھوری اسلامی ایران و سیاستھای بحرانزای داخلی و تنش آفرینی های منطقه ای وجھانی حکومت جمهوری اسلامی راهکارها و پیشنهادات لازم جهت رویارویی با اتفاقات و تحولات پیشرو ارائه گردید.  دراین را بطه مجمع عمومی دخالت های مخرب جمهوری اسلامی ایران در اوضاع سوریه وهمچنین تلاشهای تهران در زمینه دستیابی به سلاح های اتمی را محکوم کرد.
در ادامه بحث های روز دوم مجمع عمومی شرکت کنندگان به این امر تاکید کردند که با توجه به ادامه سیاست های دیکتاتوری جمهوری اسلامی وعدم وجود فضای باز سیاسی درجامعه شرکت در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو مشروعیت بخشی به حاکمیت وتقویت نظام سیاسی حاکم برایران است وبراین امر تاکید شد که تا هنگامیکه شرایط و مقتضیات مناسب برای برگزاری یک انتخابات دمکراتیک وآزاد با شرکت تمامی ملیت های ایران مهیا نشده باشد انتخابات مفهوم و ماهیت حقیقی خود را نخواهد داشت.
ساعات پایانی روز دوم مجمع عمومی کنگره ملیتهای ایران فدرال اختصاص داشت به بحث وشور برای انتخاب هیئت اجرائیه جدید کنگره که دراین راستا به اتفاق آراء 7 نفر بعنوان اعضای اصلی ویک نفر به عنوان عضو علی البدل درمیان احزاب و سازمانهای شرکت کننده ملیت های گوناگون ایران انتخاب گردید.
هشتمین مجمع عمومی کنگره ملیتهای ایران فدرال با اشاره بردیدگاه اصلی کنگره ملیتهای ایران فدرال درمورد سیستم حکومتی آینده ایران یکبار دیگر به سیستم فدرالیسم ملی جغرافیایی درچارچوب ایران تاکید نمود وبا شعار همیاری وکار مشترک در راه آرمانها واهداف برحق ملیتهای ایران وکلیه مردمان ایران به کار دو روزه خود پایان داد.
دبیرخانه کنگره ملیتھای ایران فدرال
۱۳ آپریل ۲۰۱۳ لندن
لینک مطلب

۱۳۹۲ فروردین ۲۵, یکشنبه

گزارشی ازهشتمین اجلاس سالانهCNFI



اجلاس سالانه‌ی کنگره‌ی ملیت‌های ایران فدرال با حضورهیات
نمایندگی١٢ تشکل آن بتاریخ 12 و13 آپریل 2013 درلندن برگزارگردید
ایل گویجی:  هشتمین اجلاس سالانه‌ی کنگره‌ی ملیت‌های ایران فدرال ، در روز ٢٣ فروردین‌ماه 1392 با ارائه‌ی گزارش هماهنگ کننده کنگره وبررسی آن آغازشد. پس از آن، نوبت گزارش مسولان کمیته ها بود، که از میان آنها گزارش یک سال گذشته‌ی کمیته‌های ارتباط با اپوزوسیون، روابط بین‌المللی، مالی وانتشارات، با سوالات و بحث شرکت کنندگان مواجه شد.
 در روز دوم این نشست سالانه در رابطه با وضعیت کنونی ملیت‌های ایران وشرایط منطقه شان مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
درپایان روز دوم هیات اجرایی جدید برای دوسال آینده انتخاب وهمچنین تصمیماتی در رابطه با سیاست وفعالیت کنگره در طی دوسال آینده اتخاذ شد.
دراجلاس سالانه‌ی روزها‌ی ٢٣ و ٢٤ فروردین‌ماه 1392 درلندن، نمایندگان تشکلهای زیر حضور داشتند:
 کانون فرهنگی وسیاسی آذربایجان، حزب تضامن دمکراتیک اهواز، سازمان دفاع از حقوق ملی خلق ترکمن، جنبش فدرال ــ دمکرات آذربایجان، حزب دمکرات کردستان ایران، جبهه متحد بلوچستان ایران ــ جمهوری‌خواهان، حزب مردم بلوچستان، حزب کومله‌ی کردستان ایران، کانون فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن،  پارت آزادی کردستان، سازمان مردم کرمانج ، و حزب اتحاد بختیاری ولـُرستان.
گزارشگر : ح. نورانی
14 آپریل 2013 / 25 فروردین 1392

مصاحبه ی با نمایندگان دوتشکل عضوCNFI


مصاحبه ی "تلویزیون رها " با دوتن از نمایندگان 
تشکلهای شرکت کننده درهشتمین اجلاس سالانه کنگره ی ملیتهای ایران فدرال  بتاریخ 12 و13 آپریل 2013 درلندن


-----------------------------------------------------------