۱۳۹۲ اردیبهشت ۳, سه‌شنبه

اطلاعيه یکم افشاگران نقض حقوق بشر درجمهوری اسلامی ایران


اطلاعيه نخست کارزار برای افشای نقض حقوق بشر
در ج. ا. در روند 23مین اجلاس شورای حقوق بشر UN
 هم میهنان عزيز،
از روز دوشنبه ۲۷ مه ۲۰۱۳ (۶ خرداد ۱۳۹۲)  بیست و سومین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در شهر ژنو آغاز می شود و تا ۱۴ ژوئن ۲۰۱۳ (۲۴ خرداد ۱۳۹۲) - روز "انتخابات" دوره یازدهم ریاست جمهوری و دوره چهارم شوراهای شهر و روستا - ادامه خواهد يافت.
  ازکليه هم ميهنان در تمام نقاط دنيا که به نقض حقوق بشر در ايران معترض هستند تقاضا می شود که کوششهای خود را برای روشنگری درباره موارد نقض حقوق بشر درکشورمان و افشای آمران، عاملان وحاميان آن همآهنگ کنند.
ما با برگزاری اجلاس های جانبی درشورای حقوق بشر وتجمعاتی دربرابر مقر سازمان ملل متحد درشهر ژنو در ارتباط با "انتخابات" ریاست جمهوری و شوراها وسایرموارد نقض حقوق انسانی مردم کشورمان تلاش می کنیم که همزمان با بیست و سومین اجلاس شورای حقوق بشر کارزاری را برای افشای موارد عديده نقض حقوق بشر درجمهوری اسلامی تدارک ببینیم.
  جهت همآهنگی های ضرور از علاقه مندان به مشارکت درسازماندهی  اين کارزار دعوت می شود که دراجلاس پالتاکی که در روز پنج شنبه ۲۵ آوریل ۲۰۱۳ (۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۲)  درساعت ۲۰ به وقت اروپای مرکزی درتالاری دربخش خاورميانه – ايران با نام HRC IRAN  Geneva  وبا کد ورودی 2714232013  برگزار خواهد شد، شرکت کنند.
  ۲۲ نوامبر ۲۰۱۳ (دوم اردیبهشت ماه ۱۳۹۲)
 تدارک دهندگان کارزار برای افشای نقض حقوق بشر درج. ا. در روند بیست و سومین اجلاس شورای حقوق بشر

۱۳۹۲ فروردین ۳۰, جمعه

مصاحبه ای درخصوص CNFI وهشتمین اجلاس سالانه آن در2013


گفتگویی کوتاه با آقای نظرلی پیرامون هشتمین جلسه
مجمع عمومی کنگرۀ ملیت های ایران فدرال درشهر لندن
وبلاگ گفتمان ترکمنها : آقای نظرلی اطلاع یافتیم که شما در هشتمین جلسه مجمع عمومی کنگره ملیتهای ایران فدرال که در شهر لندن تشکیل شده است، شرکت داشته اید. آیا میتوانید در باره چگونگی بنیانگذاری کنگره ملیتهای فدرال ایران و اینکه در این مجمع شما از جانب کدام تشکل سیاسی شرکت کرده اید، توضیحی کوتاه بدهید؟
نظرلی : من قبل از همه، از زحمات وبلاگ گفتمان ترکمنها در رابطه با انعکاس مساِیل تورکمن صحرا و اقدامات فعالین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و غیره، صمیمانه تشکر میکنم.
دررابطه با تشکیل کنگره باید عرض کنم که کنگره محصول دواتحادیه سیاسی بنامهای«اتحاد اقوام برای دمکراسی درایران» و«اتحاد ملیتهای تحت ستم ساکن درایران» میباشد. خوشبختانه درهردو تشکل یاد شده، فعالین سیاسی ترکمن به نمایندگی «سازمان دفاع ازحقوق ملی خلق ترکمن» حضوری فعال وجدی داشتند.
درسال 2005 درشهر لندن همایش این دو اتحاد برگزارگردید ودربیستم فوریه سال 2005 سندی ما بین 7 تشکیلات سیاسی ملی ومنطقه ای بنام » سند لندن» امضا گردید که تحت آن رسما تشکیل و تأسیس کنگره ملیتهای ایران فدرال اعلام موجودیت نمود. اسامی 7 تشکیلات سیاسی ملی ومنطقه ای به عبارت زیر میباشند؛
جبهه متحد بلوچستان ایران، جنبش فدرال دمکرات آذربایجان، حزب دمکرات کردستان ایران، حزب مردم بلوچستان، حزب تضامن (همبستگی) دمکراتیک اهواز، سازمان دفاع از حقوق ملی خلق ترکمن وکومه له– سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران.
بعد از آن کنگره طبق اساسنامه هرسال یکبار جلسه مجمع عمومی را به عنوان عالیترین ارگان خود برگزار میکند.
ازآن سال منبعد کنگره طبق اساسنامه هرسال یکبار جلسه مجمع عمومی را به عنوان عالیترین ارگان کنگره برگزارمیکند. نزدیک به دو سال است که 3 تشکل ترکمن یعنی سازمان دفاع ازحقوق ملی ، حرکت ملی ترکمنستان و حرکت ملی ودمکراتیک تورکمن کمیته همکاری مشترکی ایجاد کرده اند و نماینده مشترکی را با رای وبنام سازمان دفاع از حقوق ملی خلق ترکمن روانه مجمع عمومی کنگره میکنند که امسال  انجام این امر برعهده من بود.
وبلاگ گفتمان ترکمنها : آیا میتوانید درباره مصوبات وموضوعاتی که درمجمع عمومی به بحث و بررسی گذاشته شده است، توضیح بدهید؟
نظرلی : مجمع عمومی کنگره درآغاز با گزارشهای هیئت اجراییه وکمیته های کاری ومسئولین واحدهای کشوری استماع گردید. دراین میان اقدامات کمیته واحدهای کشوری وکمیته روابط بین الملل بدلیل تشکیل ویا شرکت درکنفرانسها، ارتباط با نهادهای بین المللی وپارلمانها و ترویج وتبلیغ نظرات کنگره درکشورهای سوید، کانادا، فرانسه، نروژ وبریتانیا و بلژیک مورد تشویق و تقدیر قرارگرفت. در گزارش کمیته موضوع روابط با اپوزیسیون جمهوری اسلامی بعنوان یکی از مهمترین وظایف کنگره از جایگاه ویژه ای برخوردار گردید، که حاکی از امیدواریها وپیشرفت دیالوگهای متقابل بود که امید است درآینده شاهد گسترش هرچه بیشتر آن باشیم.
-یکی دیگر از موضوعات محوری که کنگره در این مجمع عمومی بدان پرداخت کرد، بازنگری اساسنامه و ایجاد اصلاحاتی بر آن بود. تقویت کمیته های کاری و تفویض اختیارات بیشتر به هیئت اجرائیه وکاردیناتور هیئت اجراییه به منظور هرچه عملیتر ساختن مصوبات مجمع عمومی از جمله تصامیمی بود که اتخاذ گردید.
- دربیانیه اعلام موجودیت کنگره، اعتقاد به یک نظام فدرال وپایبندی به اصول دمکراسی براساس ملی و چغرافیایی به عنوان اصول پایه ای کنگره یاد شده است. همچنین دراین مجمع موضوع «برقراری چمهوری فدرال پایبند به اصول دمکراسی، منشور حقوق جهانی بشر وکنوانسیون های الحاقی آن، براساس معیارهای ملی وجغرافیایی …. اصلاح گردید.
- برگزاری مجمع عمومی از هر سال یکبار به دو سال تغییر یافت که در صورت لزوم میتواند مجمع عمومی فوق العاده تشکیل شود.
در روز دوم سیاستهای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی به بحث و بررسی گذاشته شد. وجود فشارهای اقتصادی و سیاسی بین المللی،روابط نامطلوب با کشورهای همسایه، جنگ بر سر قدرت در راس حاکمیت ، بیکاری و گرانی روز افزون، اداره کشور را بر سردمداران جمهوری اسلامی ایران روز بروز پیچیده تر کرده است. حبس، شکنجه و اعدام مبدل به جواب رایج  حاکمیت به هرگونه اعتراض شده است. بویژه  این سیاست در مناطق ملی از حدت و شدت بیشتری برخوردار میباشد و در آینده نیز بیشتر خواهد شد، لذا راهکارها و پیشنهادهای لازم برای مقابله و افشای سیاستهای ضد بشری جمهوری اسلامی ایران مورد بحث و بررسی قرار گرفت. اکثریت مطلق اعضای کنگره شرکت در انتخابات ریاست جمهوری آتی جمهوری اسلامی ایران را مشروعیت بخشی به انتخابات بغایت غیر دمکراتیک جمهوری اسلامی و تداوم حیات این نظام ارزیابی کرده و دفاع از انتخابات آزاد متکی بر اهرمهای دمکراتیک در جامعه را که تمامی نیروهای اپوزیسیون حق شرکت در آن را دارا باشند، از جمله برنامه های خود میدانستند. که به عقیده من ظاهرا این نظر میتواند یکی از مبانی فکری وعملی اتحاد عملهای تاکتیکی کنگره با دیگر نیروهای آزادیخواه ودمکراتیک باشد.  
وبلاگ گفتمان ترکمنها : آقای نظرلی به نظر شما عضویت تشکل های ترکمن در چنین اتحادها تا چه اندازه در سرنوشت ملی سیاسی ترکمنهای ساکن در ایران تاثیرگذار خواهد بود؟
نظرلی : بی شک قبل از همه درتعیین سرنوشت هر ملیتی، فعالین فرهنگی، اجتماعی وسیاسی نقش مهمی ایفا میکنند. اما سالهاست که جامعه ترکمن و دیگر ملیتهای ایرانی بر علیه حکومتهای مستبد مبارزه میکنند و سرکوب میشوند. سالهاست که ما شاهد آن هستیم که در ترکمن صحرا فعالین فرهنگی با تمام نیرو بر علیه سیاست استحاله فرهنگی وزبانی مبارزه ای خستگی ناپذیر پیش گرفته اند. برکسی پوشیده نیست که دفاع از مذهب و پافشاری قشر عظیمی از روحانیان ترکمن از آداب و رسوم مذهبی خود، به یک مبارزه اجتماعی نا مکتوب مبدل شده است. در عرصه سیاسی همه نیک میدانیم که برخی از نیروها در لباس مختلف از آن جمله اصلاح طلبی با تقلیل خواست و آرزوهای ملت خویش، سعی در تامین بخش بسیار ناچیز آن میباشند. اما تجربیات گرانبهای ملیتهای ساکن ایران حاکی از آن میباشد که در کشوری مثل ایران که قرنهاست استبداد بر آن حاکم است. در نتیجه در تحولات احتمالی آتی چنین سیاستهای تقلیل گرایانه امیدی بر دلها بر نمیتابد. اتحاد ملیتهای همدرد یگانه راه برون رفت از این معضل تاریخی است. هم اکنون نام این اتحاد کنگره ملیتهای ایران فدرال است و آلترناتیوی دیگر که جوابگوی این نیاز تاریخی باشد ، وجود ندارد. فراموش نکنیم که در عرصه سیاست، قدرت و نیرو در تعیین جایگاه و نتیجه معادله سیاسی نقش مهمی ایفا میکند. من آینده این اتحاد را نه تنها درخشان، بلکه شرکت فعال نیروهای سیاسی ترکمن را در آن امری لازم و ضروری میدانم. شکی نداشته باشید که در چارچوب جامعۀ سیاسی ایران، تامین حقوق ملی و سیاسی تنها از کانال اتحاد تمامی نیروهای عدالت خواه و دمکرات و بخصوص اتحاد و همبستگی استوار ملیتهای تحت ستم آن میگذرد.
وبلاگ گفتمان ترکمنها : آقای نظرلی بابت این گفتگو نهایت تشکر را دارم.
نظرلی : من هم بار دیگر از زحمات شما تشکر میکنم
توضیح: این مصاحبه بتاریخ 19 آوریل 2013 درنشریه "گفتمان ترکمنها" درج گردیده.

پیام همدردی CNFI به زلزله زدگان بلوچستان


پیام همدردی کنگره ملیتهای ایران فدرال به زلزله زدگان بلوچستان
مردم شریف بلوچستان
خبر ضایعه دردناک زلزله اخیر که مرکز آن دربلوچستان ایران قرار داشت وخرابی ھای فراوان در بلوچستان بخش پاکستان ھم بہ بار آورد وجان دھھا تن از مردم بلوچ در ھر دو سوی این مرز سیاسی گرفت، دل هرانسانی را به درد آورد. ازطرف کنگره ملیت های ایران فدرال که متشکل از سازمانھا و احزاب سیاسی متعلق بہ ملیت های تحت ستم درایران می باشد، با شما ملت بلوچ درھر دوسوی بلوچستان تقسیم شدہ ابرازهمدردی می کنیم.
رژیم جمهوری اسلامی ایران با سیاست های مرکزگرایانه ی خود، موجب عقب افتادگی اقتصادی “مناطق پیرامون” یا همان مناطق ملیت های ایران شده است. بلوچستان هم یکی ازھمان مناطق می باشد که به دلیل عقب افتادگی ھای ناشی ازسیاستھای تبعیضگرانہ، مردمش ازهرگونه امکانات دفاعی ورفاهی بی بهره اند.
همین امر موجب شده است که مردم این مناطق نه تنها از سیاست های امنیتی رژیم در امان نباشند و هر روزه شاهد بازداشت، شکنجه و اعدام جوانان و نوجوانان خود باشند، بلکه در برابر بلایای طبیعی ودر مقابل اینگونہ حوادث  نیز از کمترین مصونیت برخوردار باشند. هرچند تعداد جان باختگان این فاجعه طبیعی بسیار قوی وخطرناک، خوشبختانہ برخلاف قدرت بالای تخریبی اش، بسا کمتر از زلزله های اخیردر منطقہ بود، ولی خود آژیری بود که اذهان ما را بار دیگر به یاد فاجعہ زلزلہ بم وابعاد تلفات انسانی و تخریب اماکن آنجا کہ از ھمسایگان و خویشاوندان مردم بلوچ میباشند  انداخت۔
کنگره ملیت های ایران فدرال  ضمن ابراز همدردی با مردم بلوچستان و بازماندگان جان باختگان، بار دیگر پروژه خود مبنی بر فدرالیسم ملی جغرافیایی را یادآور می شود که به رشد موازی اقتصادی و اجتماعی در تمام مناطق مختلف ایران منجر شده و تدارک و دستیابی به امکانات دفاعی در برابر بلایای طبیعی یکی از بدیهی ترین نتایج این پروژہ خواھد بود.
کنگره ملیت های ایران فدرال
19 آپریل 2013 برابر با 30 فروردین 1392 

۱۳۹۲ فروردین ۲۹, پنجشنبه

انتخابات، یک قرارداد اجتماعی


کمتراز دو ماه به برگزاری انتخابات دور یازدهم ریاست جمهوری ایران مانده است، ولی هنوزحکومت نتوانسته سیاست روشنی را پیش بگیرد. فضای عمومی هم بیش از آن که به فکر انتخابات باشد، نگران مشکلات روز افزون معیشتی است. سرگردانی حکومت در سیاست انتخاباتی نتیجه از دست دادن پشتیبانی مردم است. قصد اصول گراها برآن بوده است که انتخابات را بسته، مهندسی شده و بدون حضوراصلاح طلبان برگزار کنند. رو در رویی احمدی نژاد با سایر اصول گراها اما این قصد را بهم زده است. اگر حکومت مشارکت اصلاح طلبان با نامزدی سید محمد خاتمی را بپذیرد و برنامه ایشان نیز با حضور اجتماعی مردم همراه شود، ممکن است علی رغم خواست اصول گراها انتخابات به پیروزی اصلاح طلبان منجرشود. ولی ممانعت از حضور اصلاح طلبان سبب خواهد شد که احتمال برنده شدن نامزد احمدی نژاد بالا تر برود، که آن نیز برای اصول گراها و شخص رهبر بسیارنگران کننده است.  
تغییر، نه تداوم
حل مشکلات ایران نیاز به تغییرساختاری درحوزه قدرت حقوقی و حقیقی دارد، نه تداوم وضعیت کنونی. بنابراین اگراصلاح طلبان وارد رقابت انتخاتی شوند باید با برنامه اصلاحات بنیادین (مبنی برمطالبات مردم) عمل کنند. با همین شناخت آقای خاتمی نامزدی خود را منوط به فراهم شدن حد اقل سه شرط کرده است.
۱برنامه محور بودن به جای فرد محور بودن سیاست انتخاباتی اصلاح طلبان؛ ۲- فراهم شدن شرایط انتخاباتی که به حاکمیت مردم بیانجامد؛ و ۳-  در انتخابات نمی شود نظر بسیاری از آنان را که هزینه دادند و به حصر و حبس و محدودیت گرفتار شدند، نادیده گرفت. برای رسیدن به مرحله ای که شروط خاتمی ممکن شود، حکومت باید آزادی نامزدی خاتمی را بپذیرد. هنوز نشانه ای از حل این دور تسلسل و دو بن بست، پذیرش شروط خاتمی و اجازه حکومت، دیده نمی شود.  
احمدی نژاد و ترفند تغییر
برخلاف اصلاح طلبان، این بار نیز احمدی نژاد با شعارهای “تغییر” و “اصلاحات تند” وارد شده است. در سال ۱۳۸۴، در شرایطی که نامزده های چهارگانه اصلاح طلبان (معین، کروبی، رفسنجانی و مهرعلیزاده)، بدون توجه به نیاز جامعه، با خواست تداوم وضعیت آن زمان وارد رقابت انتخاباتی شده بودند، احمدی نژاد با شعارهای تغییر، یعنی مبارزه با فقر و فساد و بی عدالتی وارد انتخابات شد. احمدی نژاد قادر شد در کنار عوامل دیگر، با شعار تغییر در دور اول انتخابات، نامزد اصلی اصول گراها شود، و در دور دوم حدود پنج میلیون آرای اصلاح طلبان را نیز به طرف خود بکشاند. در سال 1384 انتخابات به دور دوم کشیده شد. در دوره اول اصول گراها در مجموع حدود ۵/ ۱۱ میلیون رأی و اصلاح طلبان حدود ۵/ ۱۶ میلیون رأی کسب کردند. در دور دوم این ارقام وارونه شد و احمدی نژاد، نامزد “تغییر” با بیش از ۱۶ میلیون رأی برنده و رفسنجانی نامزد تداوم” با حدود یازده و نیم میلیون رأی بازنده انتخابات اعلام شدند. آیا در این دوره نیزاصلاح طلبان در صورت راه یابی به رقابت انتخاباتی خطای دوره قبل را تکرار و خواست و نیاز تغییر را دربرنامه خود منظور نخواهند کرد؟
قرارداد اجتماعی
انتظاری که حکومت تن به انتخابات حتی نیمه آزاد بدهد بسیار بعید است. اما فرض کنیم که آنها نامزدی خاتمی را پذیرفتند و ایشان  با برنامه تغییر به ریاست جمهوری انتخاب شد. آیا درساختار کنونی امنیتی- پلیسی قدرت، با نقش تعیین کننده رهبر و سپاه، ومجلس گوش به فرمان آنها به دولت ایشان اجازه خواهند داد که برنامه مطالباتی مردم را اجرا کند؟ یا آنکه حکومت می خواهد از خوش نامی خاتمی و آرای اصلاح طلبان برای گرم کردن انتخابات و مشروعیت خود استفاده کند؟ برای ممانعت ازاین امر و ایجاد اعتماد درجامعه، خاتمی باید پیشا پیش برنامه تغییریا اصلاحات بنیادی خود را بصورت یک قرارداد اجتماعی با مردم (یعنی تعهد اخلاقی) شفاف و آشکارمنتشر کند تا نخست مشوق مردم برای مشارکت باشد، و دوم اگر حکومت اجازه نداد برنامه ایشان اجرا شود، ویا خود قادر نبود آنرا اجرا کند بی درنگ استعفا کرده و آرای میلیون ها نفری که به اعتبار ایشان به پای صندوق های رأی رفته اند را پس بگیرند و رژیم را از مشروعیت بیاندازد. بدین وسیله قرارداد اجتماعی با مردم هم اصلاح طلبان و هم حکومت را در گرو آرای مردم نگه خواهد داشت. زیرا با استعفای رئیس جمهور، درصورتی که رخ دهد، نظام مجبور به برگزاری انتخابات دیگری می گردد که مشارکت مردمی قبل را نخواهد داشت.  
جنبش سبز
بخش اصلی پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان به جنبش سبز ارتقا یافته است. اصلاح طلبان برای پیروزی نیاز به ایجاد ائتلاف گسترده با جنبش سبزدارند. نادیده گرفتن جنبش سبز پشت کردن به خواست میلیون ها مردمی است که با موسوی، رهنورد و کروبی همراه شدند. برنامه آنها باید شامل مطالبات تمام مردم ایران باشد و آنرا بعنوان یک قرارداد اجتماعی با همه مردم ایران تلقی کنند.
سناریو ناگوار تدارکاتچی نظام؟
نکته دیگر اینکه در شرایط کنونی آقای خاتمی نمی خواهد در انتخاباتی شرکت کند که نقش تدارکاتچی نظام را داشته باشد. ولی ظاهرا این مسأله برای همه اصلاح طلبان مطرح نیست. ممکن است سناریوی ناگوار دیگری رخ دهد. یعنی با نپذیرفتن خاتمی، بخشی از اصلاح طلبان اشخاصی که شورای نگهبان و رهبر با دیدگاه و سیاست آنها مشکلی ندارند را بعنوان نامزد خود معرفی کنند. نامزدی چنین افرادی، در جبهه اصلاح طلبان شکاف و پراکندگی ایجاد خواهد کرد و آنها را به پیروزی نخواهد رساند، و در دراز مدت به زیان اصلاح طلبان است. با این سیاست اما اصول گراهای مدافع آیت الله خامنه ای به سه هدف خود دست می یابند. نخست، بازار انتخابات کمی گرم می شود. دوم، نمی گذارند که نامزد احمدی نژاد با شعارهای “تغییر” بخشی از آرای اصلاح طلبان را جلب کند؛ سوم با بالا رفتن مشارکت مردم در انتخابات بخشی از مشروعیت ازدست رفته خود را ترمیم خواهند کرد. با اجرای این سناریو، وضعیت کنونی باز تداوم می یابد. این بدترین گزینه ای است که می تواند بدست اصلاح طلبانی که ضرورت تغییر را نپذیرفته اند عملی شود.
نگرانی اصول‌گراها
نگرانی اصول گراها این است که بدون مشارکت اصلاح‌طلبان کاندیدای احمدی نژاد برنده شود. دراین صورت احمدی‌نژاد قدرت جدیدی پیدا خواهد کرد که ممکن است ضرروت وجود رهبر را نیز زیر پرسش ببرد. احمدی نژاد ادعای ارتباط با امام زمان را به میان کشیده است، که درآن صورت نیازی به نایب او، یعنی ولی فقیه نیست. رنجی که مردم از فقها و سپاه دیده اند ممکن است سبب شود که در نبود کاندیدای اصلاح طلب، برخی به نامزد احمدی نژاد، مشایی ویا هر فرد دیگری که او معرفی کند رای بدهند. به همین دلیل برخی اصول گراها اصراردارند که رهبر وشورای نگهبان حضور اصلاح طلبان را به خاطرخود ونظام تحمل کنند. آیا وضعیت هشدار دهنده کنونی حکومت را به چاره اندیشی واخواهد داشت، یا با تداوم وضعیت کنونی جامعه به سمت دگرگونیهای خشونت بار پیش خواهد رفت؟
نویسنده: کاظم علمداری، لینک http://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/44964/