۱۳۹۹ اسفند ۶, چهارشنبه

اعلامیه 3 ائتلاف برای محکوم کردن کشتار درسراوان بلوچستان

 کشتار سوخت بران بلوچ ادامه‌ی جنایات رژیم علیه مردم بلوچستان

 رژیم جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داد که برایش جان انسان‌ها از هیچ اهمیتی برخوردار نیست. کشتار سوختبران و رانندگان بلوچ در منطقه‌ی بم پُشت از توابع شهرستان سراوان در روز دوشنبه چهارم اسفند ماه ۱۳۹۹ گواه دیگری بر این مدعاست. مأموران نیروی انتظامی و مرصاد سپاه پاسداران که مأموریتی جز هدف مستقیم  قرار دادن و کشتار مردم بلوچ در بلوچستان ندارند، هرروزه به سوی سوختبران بلوچ شلیک می‌کنند، تا جاییکه این کشتار به امری معمول و روزمره در بلوچستان تبدیل شده است٠ اما  به رگبار بستن و کشته و زخمی نمودن ده ها نفر از سوختبران بلوچ در تنها یک روز و در يک مکان دیگر نمی‌تواند به عنوان رفتار معمول رژیم در ارتباط با سوختبران بلوچ تلقی شود؛ بلکه این مسئله ازمصادیق کامل جنایت علیه بشریت بوده و دخالت سازمان‌ها و مجامع بین‌المللی قضایی و حقوق بشری را ميطلبد.

سپاه پاسداران به عنوان فرمانده مافیای عمده‌ی قاچاق در ايران و از جمله قاچاق مواد مخدر ميباشد و اينک با توجه به تحريم های نفتي؛ ھم اکنون قاچاق سوخت را نيزجولانگاه  فعاليت های خود نمودہ است٠

 در حالی که جوانان بیکار بلوچ به خاطر لقمه‌ای نان دست به کارهای کاذب و خطرناکی چون حمل و نقل مواد سوختی می‌زنند، کارگزاران سپاه در مصونیت کامل به جا به جایی عمده‌ی سوخت با تانکرهای نفت کش زميني مشغولند. سپاه پاسداران به سودهای کلان حاصل از شبکه‌ی قاچاق فعلی خود بسنده ننموده و با هدف در اختیار گرفتن کامل معابر و مجاري سوختبری در روز دوشنبه چهارم اسفند ۹۹  در نقطه صفر مرزي به این جوانان شلیک مستقيم نمود سبب کشته و زخمي شدن ده ها نفر از اين خيل عظيم بيکاران گشت و جنايت ديگري را مرتکب گرديد٠

وقتی مردم داغدیده و معترض سراوان اقدام به تجمع اعتراضی مسالمت‌آمیز در مقابل فرمانداری نمودند، این اقدام آن‌ها با واکنش خشونت‌آمیز مأموران رژیم مواجه شد. مأموران رژیم اقدام به ضرب و جرح مردم، تیراندازی و پرتاب گاز اشک آور و دستگیری تعداد زیادی از مردم معترض نمودند. خشم مردم منجر به در اختیار گرفتن فرمانداری این شهرستان گردید و ھم اکنون نیروهای سرکوب از نواحي ديگر این استان به سوی شهرستان سراوان عزیمت نموده‌اند.  

جمهوری اسلامی از بدو روی کار آمدن همواره به مردم بلوچ، کرد و عرب و ٠٠٠ به عنوان شهروندان درجه‌ی دوم و سوم  نگریسته و وجود این مردمان را به عنوان مسأله‌ای امنیتی برای خود تلقی نموده است.

 نبود زیرساخت‌های اقتصادی پایدار و بیگانه پنداری مردم بلوچ از سوی رژیم باعث شده است که اکثریت قریب به اتفاق جوانان بلوچ از سر بیکاری به این مشاغل کاذب روی بیاورند و روزانه با شلیک مستقیم جانیان رژیم حاکم به خاک و خون کشیده شده و در شعله‌ھای آتش مواد سوختی از بین بروند. 

"همبستگی براي آزادي و برابري در ایران"؛ "شوراي دموکراسي خواهان ايران" و "کنگرہ مليتهای ايران فدرال" کشتار سوختبران بلوچ توسط رژيم جنايتکار جمهوری اسلامي ايران را محکوم مينمايد وتنها چاره تأمين حقوق مشروع و انساني مردمان سراسر ايران را سرنگونی رژيم جموري اسلامي حاکم که در خلال ۴۲ سال حاکميت ننگين خود جز کشتار و ويراني بوجود نياوردہ است و بجاي آن استقرار نظامي جمهوری، دموکراتيک و فدرال که مديريت توسعه و آباداني هر منطقه توسط مردم همان منطق رقم بخورد؛ ميداند٠

کنگره‌ی ملیتهای ایران فدرال

شورای دموکراسی‌خواهان ایران

همبستگی برای آزادی و برابری در ایران

 ۲۳ فوریه ۲۰۲۱ / پنجم اسفند ۱۳۹۹

۱۳۹۹ اسفند ۵, سه‌شنبه

اعلامیه حزب مردم بلوچستان درباره واقعه خونبار بم پُشت سراوان

حزب مردم بلوچستان جنایت رژیم را دربم پُشت سراوان محکوم می‌کند

جنایت علیه بشریت تنها چیزی است که می‌توان در ارتباط با کشتار سوختبران بلوچ در بم پشت سراوان به زبان آورد.

مزدوران مرزبانی سپاه پاسداران رژیم جمهوری اسلامی ایران در چهارم اسفند ۱۳۹۹ در نقطه‌ی مرزی بمپشت سراوان به سوی سوختبران بی‌پناه بلوچ آتش گشودند که بر اثر آن دستکم چهارده نفر کشته و زخمی شدند.  

جمهوری اسلامی با ۴۲ سال حکومت ننگین خود جنایت‌های بیشماری را در سراسر ایران به ثبت رسانده است. این در حالی است که بلوچستان به عنوان منطقه‌ای ملیتاریزه شده از بدو انقلاب، درگیر سرکوب‌ها و کشتارهای مضاعف از سوی رژیم بوده است. نیروهای نظامی و امنیتی ایران با هدف به حاشیه راندن مردم بلوچ و تصاحب سرزمین تاریخی آن‌ها از هیچ جنایتی فروگذار ننموده‌اند.

 بلوچستان به لحاظ ارتکاب جرایم دولتی، جنایت‌های حکومتی و فقر سیستماتیک نهادینه شده همواره مقام اول را در ایران داشته است. دولت بزرگترین کارفرما در بلوچستان بوده و عمداً از استخدام نیروی کار بلوچ سر باز می‌زند. بیکاری مزمن موجب شده است که جوانان بیکار بلوچ برای به دست آوردن لقمه‌ای نان جذب کارهای خطرناکی چون سوختبری شوند.

  نمی‌توان روزی را در تقویم سال پیدا کرد که این جوانان یا طعمه‌ی حریق نشوند یا شلیک نیروهای نظامی و امنیتی رژیم چون مرصاد آن‌ها را به کام مرگ نکشاند. این در حالی است که سپاه پاسداران با همکاری کارگزاران خود با خیالی آسوده به قاچاق عمده‌ی سوخت و مواد مخدر در منطقه مشغول است.

  با وجود کشته شدن‌های هر روزه‌ی سوختبران بلوچ، کشتار دیروز در بمپشت سراوان واقعه‌ای بس هولناک تر از گذشته‌ است که به همه مردم بلوچ مربوط می‌شود.

   کشتار سبعانه و سوختن در آتش این جوانان دیگر از مرحله‌ی کشتارهای معمول گذشته و به جنایت علیه بشریت تبدیل شده است؛ واقعه‌ای که دخالت مراجع قضایی بین‌المللی ذیل "جنایت علیه بشریت" را طلب می‌نماید. 

  حزب مردم بلوچستان ضمن محکومیت شدید این جنایت ضد بشری و ابراز همدردی با خانواده‌های این جوانان از جامعه‌ی جهانی تقاضا دارد ضمن محکوم نمودن این جنایت هولناک مقدمات پاسخگویی قضایی رژیم ایران را در این ارتباط فراهم آورند.

  حزب مردم بلوچستان/۲۳ فوریه‌ی ۲۰۲۱

۱۳۹۹ اسفند ۴, دوشنبه

اعلامیه شورای همبستگی ترکمنصحرا بمناسبت روز جهانی زبان مادری

 روز جهانی زبان مادری گرامی باد!

سازمان اموزشی ، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد ( یونسکو) از سال ۲۰۰۰ روز ۲۱ فورال را به منظور حفظ زبان ها و فرهنگ های مختلف که به دلایل مختلف درمعرض نابودی قرار دارند، روز جهانی زبان مادری اعلام کرد. این روز تاریخی که بر گرفته از مبارزات آزادیخواهانه دانشجویان بنگلادشی بر علیه تبعیض زبانی و فرهنگی میباشد ، بنوبه خود روزی نمادین بر علیه تبعیض و گنوسیت زبانی است.
نهاد های جامعه بین الملل با تکیه بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و همچنین مصوبات و میثاق ها و کنوانسیون های مربوط به حقوق کودک ، اقلیتها و منشور زبان مادری ، دولت ها ی عضو را به آموزش به زبان مادری تشویق و موظف میکنند.
اما حکومت های روی کار آمده در ایران با آنکه تقریبا از بدو بنیانگذاری جامعه بین الملل ، عضو آن می باشند وبا آنکه ایران مشهور به سرزمین اقلیتها است و به عبارتی دیگر هیچ ملیتی از لحاظ جمعیت در اکثریت مطلق نیست ، نه تنها تعهدات خود را در برابر جامعهء جهانی نقض کرده اند ، بلکه با تکیه بر شعار یک زبان ، یک ملت ،از زبان فارسی ابزاری برای نابودی دیگر زبانها ساخته اند. بر طبق نظر متخصصین زبان و فرهنگ شناسی در ایران کنونی نزدیک به ۵۰ در صد زبانها و گویش ها یا دیگر موجود نیستند و یا واپسین دوران حیات خود را پشت سر می گذارند. بی شک این قتل زبانی و فرهنگی در یک و دو دهه شکل نگرفته و ریشه آن به ظهور خاندان پهلوی در تاریخ سیاسی – اجتماعی ایران مربوط میشود.
نظام جمهوری اسلامی بعنوان میراث دار این سیاست ضد بشری خاندان پهلوی ، بیش از ۴۰ سال است که از اجرای ماده ۱۵ قانون اساسی خود سرباز میزند . لازم به یاد آوری است که تصویب ماده ۱۵ و یا ۱۹ در مجلس نظام جمهوری اسلامی و یا تمهیداتی ناچیز از نوع ایجاد برنامه های رادیویی منطقه ای به زبان مردم بومی در زمامداری خاندان پهلوی نه بر پایه اعتقاد به حقوق ملیتها و اقوام بوده ، بلکه پاسخی ناگزیر به مبارزات و مطالبات پیگیر ملیتها و اقوام ایرانی از ان جمله مردم تورکمن صحرا برای کسب حقوق ملی ، زبانی و فرهنگی می باشد.

تورکمن صحرا دریکصد سال گذشته در دفاع از زبان و فرهنگ خود حد اقل دو جنبش بزرگ و تاریخی را در کارنامه دارد. جنبش اول بر علیه تمامیت خواهی رضاخان تحت رهبری عثمان آخوند بود که در طول حاکمیت خود مختار یکساله خویش با ایجاد مدارس بزبان تورکمنی به حفظ زبان و فرهنگ تورکمن تلاش ورزید و دیگری مطالبات دمکراتیک مردم تورکمن در روند انقلاب ۵۷ بود که با شعار ” اقو گرک، حاط گرک، تورکمنچه مکتب گرک.” حق آموزش به زبان مادری را مطرح کرد.

هموطنان تورکمن
هم اکنون ۹۵ سال از سیاست یکسان سازی زبانی در تورکمن صحرا میگذرد و جمهوری اسلامی از بدو بنیانگذاری تا کنون با سرمایه گذاری فراوان در جهت از خود بیگانگی نسل های نوین ما بر آمد. اما خوشبختانه هنوز به یمن فعالیت ها و تلاش های فرهیختگان ، نویسندگان و شاعران و بخشی های تورکمن به کشتن زبان گویا و پویای ما نائل نیامده اند. ما در برابر این انسان های فرهیخته سر تعظیم فرود آورده و به ملت تورکمن و دیگر ملیتهای تحت تبعیض مضاعف ایرانی روز جهانی زبان مادری را تبریک میگوییم و در بر ابن اعتقادیم که در شرایط کنونی تنها راه و چاره ما تا سقوط این نظام ضد بشری مطالبه ، اعتر اض ، احترام و حمایت فعالین مدنی و فرهنگی و ترویج هر چه بیشتر تکلم و محاوره به زبان مادری است.

به امید پیروزی
شورای همبستگی تورکمن صحرا
۲۱.۰۲.۲۰۲۱

برگرفته از گفتمان ترکمنها

۱۳۹۹ اسفند ۱, جمعه

سهم ۵۰ درصدی ایران از دریای خزر سوء تفاهم است

 پایگاه خبری جماران، سجاد انتظاری: یک دیپلمات سابق کشورمان سهم ۵۰ درصدی ایران از دریای خزر را سوء تفاهم دانست و گفت: ادعای ۵۰ درصد روی دست ملت ناسیونالیست ایران مانده و الآن دولت از دو طرف تحت فشار است. میهن پرستان داخلی فراموش کرده‌اند که ما درگیر مبارزه با اسرائیل و تحریم هستیم و می‌خواهند ۵۰ درصد از آبی که هیچ تعلقی به ما ندارد را بگیرند و مرتب اعلامیه می‌دهند که ترکمانچای دوم دارد امضا می‌شود و دریا را فروخته‌اند و دریا را از دست داده‌اند. به نظر من اینها باعث می‌شود که دولت محتاط باشد و نخواهد برای خودش بدنامی بی جهتی ایجاد کند.

مشروح گفت و گوی خبرنگار جماران با فریدون مجلسی را در ادامه می‌خوانید:

ارزیابی شما از رژیم حقوقی دریای خزر چیست؟ آیا می‌تواند منافع کشور ما را تأمین کند؟

بله؛ ولی متأسفم که با ۲۵ سال وقت‌کشی و تأخیر امضا شد. تنها نکته منفی آن این است که شهامت لازم را نداشته‌اند که حدود مرزی کف دریا برای استفاده و بهره برداری را در آن بگنجانند.

ظاهرا قراراست درآینده نه چندان دور خطوط مرزی هم مورد بحث و توافق نظر قرار بگیرد.

خطوط مرزی بین دولت روسیه، قزاقستان، آذربایجان و ترکمنستان ۳۰ سال است که ترسیم شده و هیچ مسأله‌ای بین خودشان ندارند؛ فقط بین ایران و ترکمنستان و آذربایجان مسائلی وجود دارد که من فکر می‌کنم به این سادگی قابل حل نباشد. دلیلش این است که روس‌ها، چون خودشان نفت نداشتند و قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان نفت فراوان داشتند، دنبال بهانه می‌گشتند که شریک شوند و آن موقع از ایران استفاده و شایعه تعلق ۵۰ درصدی و استفاده مشاء از دریا را مطرح کردند که امتیاز بگیرند.

امتیاز گرفتن یا نگرفتن آنها را خبر نداریم ولی ادعای ۵۰ درصد روی دست ملت ناسیونالیست ایران مانده و الآن دولت از دو طرف تحت فشار است. میهن پرستان داخلی فراموش کرده‌اند که ما درگیر مبارزه با اسرائیل و تحریم هستیم و می‌خواهند ۵۰ درصد از آبی که هیچ تعلقی به ما ندارد را بگیرند و مرتب اعلامیه می‌دهند که ترکمانچای دوم دارد امضا می‌شود و دریا را فروخته‌اند و دریا را از دست داده‌اند. به نظر من اینها باعث می‌شود که دولت محتاط باشد و نخواهد برای خودش بدنامی بی جهتی ایجاد کند.

آیا مقایسه رژیم حقوقی دریای خزر با ترکمانچای می‌تواند توجیه داشته باشد؟

این را بهانه کرده‌اند که بگویند این دولت خائن و وطن فروش است ومنافع ملی را رعایت نمی‌کند. من به لحاظ سیاسی بی طرف هستم ولی واقعیتی که می‌دانم وشاهدش هستم را می‌گویم. مقصودشان از ترکمانچای دوم این است که در آن قرارداد بخش‌هایی از سرزمین ایران به روسیه داده شد وحالا دارند با یک قرارداد دیگر آب دریای خزر را می‌دهند؛ در حالی که در ترکمنچای کل دریای خزر به روسیه واگذار شد و ایران حتی حق قایقرانی و ماهیگیری هم نداشت. در قرارداد مودت ۱۹۲۱ اجازه داد که ایران ماهیگیری و حمل و نقل غیر نظامی داشته باشد و ماهی‌ها را در برابر قیمتی که آنها توافق می‌کنند به دولت شوروی بدهد.

به نظر شما بهترین توافقی که الآن در زمینه سهم کشور ما از دریای خزر می‌تواند انجام شود چیست؟

یک بار از من پرسیدند که اگر شما وزیر خارجه بودید چه می‌کردید؟ گفتم که با توجه به نوع احساسات برانگیخته شده و سوء تفاهم‌هایی که تزریق شده ۵۰ درصد از دریای خزر متعلق به شما است، در مقام وزیر خارجه جرأت نمی‌کردم نسبت به حق و حقیقت که مطابق قوانین بین المللی دریایی است قراردادی را امضا کنم. لذا با صحبت دوستانه با طرفین مقابل می‌گفتم که قضیه را به دادگاه لاهه بدهیم و رأی آنها را بپذیریم؛ آن وقت آن دادگاه مطابق نظر من رأی می‌داد چون عین رعایت قوانین و حقوق بین المللی است.

من این راه حل را عملی می‌دانم و اگر ۲۵ سال پیش این را انجام داده بودیم الآن روابط گسترده تری به همسایگانمان از جمله ترکمنستان و آذربایجان داشتیم ومی‌توانستیم به توافق‌هایی هم دست پیدا کنیم. عمق زیاد هم مانع بهره برداری از نفت خزر نیست. الآن کشورها و تکنولوژی‌هایی هستند که بتوانند این کار را در عمق بیشتر هم انجام دهند.

با توجه به این مسائل، الآن چند درصد از دریای خزر می‌تواند متعلق به کشور ما باشد؟

دریای خزر هم مثل خلیج فارس یک آب ساحلی دارد که انحصارا متعلق به ایران است ویک آب بین المللی دارد که ایران به طور متساوی با همه کشورها، چه یک کشور و چه چهار کشور، حق کشتیرانی دارد. ولی منابع زیرزمینی، کف دریا و ماهیگیری درصدی نیست و اصول حقوق دریا، آب‌های ساحلی و توافق بین همسایه‌ها تعیین می‌کند. برآورد من در این زمینه ۱۲ یا ۱۳ درصد است؛ البته از زمان شوروی بیشتر است.

یعنی زمان شوروی سهم ما کمتر این بود؟

زمان شوروی سهم ما همین بود، اما دولت شوروی اجازه نمی‌داد. نحوه محاسبه آن را باید جغرافی‌دانان و ریاضی‌دانان چانه زنی و طوری تعیین کنند که نفع بیشتری برای ایران داشته باشد. در قرارداد هوانوردی که زمان شوروی بسته بودند گفته شده بود که هواپیماهای ایران حق ندارند از خط آستارا – حسین قلی(از توابع گرگان) تجاوز کنند و بعد هم به آن استناد می‌کردند و می‌گفتند این مرز ایران و شوروی است. ایران هرگز آن خط موهوم را قبول نکرد و گفت این فقط برای هوانوردی است.

کسانی هم که می‌گویند ۵۰ درصد از این دریا متعلق به ما است به این استناد می‌کنند که نوشته‌اند ما به طور متساوی حق کشتیرانی داریم. من وشما و بیل گیتس از حقوق متساوی برخوردار هستیم؛ ما می‌توانیم جلوی بانک برویم و بگوییم حقوقم را با حقوق بیل گیتس روی هم بریزید ونصف آن را به من بدهید؟! افغانستان هم اگر کشتی بخرد به طور متساوی در دریای آزاد حق کشتیرانی دارد؛ به این معنی نیست که نصف خلیج فارس متعلق به افغانستان باشد.

به کسانی که این ادعا را دارد باید نقشه را داد و گفت تقسیم کنید و۵۰ درصد را به ایران بدهید؛ ببینیم این کار چطور ممکن است. اگر بگوییم نصف دریای خزر متعلق به ما باشد به شکم روسیه می‌رود وازکنار دوکشور آذربایجان وترکمنستان عبور می‌کند. نقشه باید طبق ضوابط باشد. به این دلیل است که من می‌گویم این موضوع را به داوری بین المللی بدهیم؛ تا دیگر کسی نگوید خائن بودند که امضا کردند.

موازنه سیاسی چقدر در گرفتن سهم بیشتر ایران می‌تواند مؤثر باشد؟

هیچ تأثیری ندارد؛ ذره‌ای هم به ما سهم بیشتر نمی‌دهند. خود ترکمنستان وآذربایجان به استناد اینکه زمان شوروی شرکت آذربایجانی ازخط نمونه به سمت ترکمنستان بهره برداری می‌کرده دعوا دارند و دعوای آنها هم به جایی نخواهد رسید. مگر ما از حقوقمان درشط العرب می‌توانیم کوتاه بیاییم که آنها روی سرزمین و ثروت خودشان کوتاه بیایند؟! می‌دانیم که ۲۵ سال است داریم روی امر محال وقت تلف می‌کنیم وآن را به بیم و هراس و توسعه طلبی تبدیل کرده ایم که فایده‌ای هم ندارد وبه هیچ جای دیگری هم نخواهد رسید.

http://www.iran-emrooz.net/index.php/news1/88124/