۱۴۰۴ اردیبهشت ۲۵, پنجشنبه

اطلاعيه مشترک دو ائتلاف سياسی در محکوميت سرکوب مردم زحمتکش بلوچ

محکومیت سرکوب مردم زحمتکش بلوچ در "بندر کلاھی" توسط رژیم سرکوبگر و ویرانگر جمھوری اسلامی

براساس گزارش «رسانک» و دیگر رسانه‌ھای خبری بلوچستان از روز یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴، نیروهای نظامی به همراه مقامات قضایی و نظامی هرمزگان و مرکز ایران به بهانه‌ی "مبارزه با قاچاق سوخت!" به بندرکلاهی یورش برده و اقدام به تخریب اموال، یورش به منازل مسکونی و سرقت طلا و جواهرات شهروندان به مدت سه روز نموده‌اند. ده‌ها نفر را از جمله مادران و کودکان را مجروح و بازداشت نموده‌اند.

نیروهای نظامی به دستور مستقیم "قاسم رضایی" فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی، "مجتبی قهرمانی" رئیس کل دادگستری هرمزگان و "علی اکبر جاویدان" فرمانده انتظامی هرمزگان، روز یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ماه به بندرکلاهی با صدها نیروی نظامی و یگان ویژه و به همراه ماشین آلات سنگین جهت تخریب اموال شهروندان یورش بردند که شماری از شهروندان که بسیاری از آنها زیر ۱۸ سال هستند با تیراندازی مستقیم و با اصابت گلوله‌های ساچمه‌ای و یا ضرب و جرح توسط نیروهای نظامی مجروح شده‌اند.

مقامات قضایی و نظامی که این یورش را تحت عنوان "مبارزه با قاچاق سوخت" معرفی کرده بودند، با ورود به حریم خصوصی شهروندان از جمله اتاق‌ھای خواب، علاوه بر شکستن کمدها و تفتیش لباس‌ها، اقدام به سرقت طلا و جواهرات کردند و خودروهای پارک شده شهروندان در حیاط منازل را با گلوله و باتوم تخریب کردند. این اقدام با اعتراض شهروندان و بویژه زنان بلوچ بندر کلاهی که نیروهای یگان ویژه با محاصره زنان، آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده و چادر را از سر آن‌ها کشیدند و ھمچنین با عدم اجازه به برگزاری نماز ظهر، و شکستن قفل مسجد محمد رسول الله، دعای ظهور امام زمان را از بلندگوهای مسجد اھل سنّت پخش نمودند و در مقابل اعتراض امام مسجد نسبت به این اقدام وی را نیز مورد خشونت فیزیکی و لفظی قرار دادند.

نیروهای نظامی پیشتر در اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، تیرماه ۱۴۰۲ و اواخر فروردین ۱۴۰۱ نیز به بندرکلاهی و بندر کرگان شهرستان میناب یورش برده بودند و شهروندان بلوچ آنجا را به دلیل موقعیت ژئوپولتیک این منطقه بارها تهدید به کوچ اجباری نموده‌اند.

جمهوری اسلامی پس از ۴۶ سال تاکنون نتوانسته امکانات ابتدایی را برای شهروندان بلوچ فراهم کند و از سوی دیگر عدم اشتغال‌زایی در منطقه باعث شده تا شهروندان بلوچ به مشاغل کاذب از جمله سوخت بری و کولبری روی بیاورند.

ایران سرزمینی با تاریخی کهن و تنوعی غنی از ملیتھا و اقوام، زبان‌ها، فرهنگ‌ها و ادیان است. اما این تنوع، به ‌جای آن که منبعی برای شکوفایی و همزیستی پایدار باشد، درطول دهه‌ها، زیر سلطه‌ی رژیم‌های تمامیتخواه و مرکزگرا، تک‌صدا و سرکوبگر، همواره با شیوه ھای استعمارگرایانه، تبعیض، خشونت و نھادینه سازی فقر و حاشیه‌نشینی پاسخ داده است.

مردم بلوچ، یکی از ریشه‌دارترین ملیتھای تاریخی فلات ایران بدلیل اھمیت استراتژیک جغرافیای زیست بوم شان، در خط مقدم مالکیت زدایی و ھویت زدایی سیستماتیک دولت‌ھای حاکم بر ایران  قرار دارند.

مردم بلوچ نه ‌تنها با بالاترین نرخ بیکاری و فقر سیستماتیک دست ‌و پنجه نرم می‌کنند، بلکه برای تأمین نان شب فرزندان خود، جان خود را در راه سوخت‌بری و کولبری از دست می‌دهند.  این وضعیت، نتیجه‌ی مستقیم سیاست‌های تبعیض‌آمیز اقتصادی، امنیتی و فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران است.

 گزارش‌های سازمان ملل، عفو بین‌الملل و نهادهای مستقل حقوق بشری نشان می‌دهند که مردم بلوچ بیشترین سهم از قتل‌ھای دولتی و اعدام‌های فراقانونی و احکام ناعادلانه را در ایران و جھان دارند که این نه صرفاً یک بحران حقوق بشری، بلکه نمود یک پروژه‌ی سازمان‌یافته‌ی سرکوب اراده‌ی سیاسی و هویت زدایی ملت بلوچ است.

مردم بلوچ در استان‌ سیستان و بلوچستان و مناطقی در استان‌ھای ھمسایهی بلوچستان یعنی هرمزگان، کرمان و خراسان که در دوران رژیم پهلوی به‌ صورت اداری از سرزمین بلوچستان جدا و به این استان‌ھا ضمیمه گشتند، با بالاترین نرخ بیکاری وفقر درایران تا جایی دست و پنجه نرم نرم می‌کنند که بسیاری از خانواده‌ها، برای تأمین حداقل‌های زندگی فرزندان خود، به سوخت‌بری و کولبری؛ مشاغل کاذب و پرخطری که جان فرزندان این سرزمین را هر روز می ستاند مشغول هستند.

به باور ما هیچ تغییر دموکراتیک پایداری بدون سرنگونی کامل رژیم جمهوری اسلامی و عبورازساختار تمامیت‌خواه وتمرکزگرای آن ممکن نیست و استقرار یک نظام سیاسی غیرمتمرکز فدرال و سکولار تحت حاکمیت مردم  است که در آن، همه‌ی مردمان ایران از بلوچ و کرد و ترک و عرب گرفته تا فارس ولُر و ترکمن و ... بتوانند آزادانه درتعیین سرنوشت خویش شریک باشند، زبان و فرهنگ خود را پاس بدارند، و از حقوق برابر در تصمیم‌گیری‌های سیاسی، اقتصادی واجتماعی کشور برخوردار گردند.

ما از همه‌ی نیروهای آزادی‌خواه، نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی جهان می‌خواهیم که نه‌فقط از مردم بلوچ، بلکه از آرمان بزرگ ملت‌های ایران برای رهایی، برابری و همزیستی عادلانه حمایت کنند.

کنگره ملیتهای ایران فدرال

همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری درایران

(ائتلاف سياسی متشکل از چهارده حزب، سازمان وجريان سياسی)

٢٤ ارديبهشت‌ماه ١٤٠٤ / ١٤ ماه مه ٢٠٢٥  

۱۴۰۴ اردیبهشت ۲۰, شنبه

پ‌ک‌ک با برگزاری کنگره قدم مهمتر دیگری برداشت

کنگره حزب کارگران کردستان(پ‌ک‌ک) برگزار شد

خبرگزاری «فرات»، نزدیک به پ‌ک‌ک، روز جمعه اعلام کرد که حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) پس از درخواست رهبر زندانی‌اش برای انحلال، «تصمیمات تاریخی» را درکنگره این هفته اتخاذ کرد ـــ که می‌تواند گامی کلیدی درحل مناقشه طولانی با ترکیه باشد.

این خبرگزاری گزارش داد که پ‌ک‌ک اعلام کرده است که کنگره خود را در تاریخ ۵ تا ۷ مه در شمال عراق، جایی که این گروه غیرقانونی اکنون مستقر است، برگزار کرده است. اما دربیانیه پ.ک.ک که منتشر شده، اشاره‌ای به این نشده است که آیا شورشیان تصمیم به انحلال یا خلع سلاح گرفته‌اند یا خیر.

به گزارش خبرگزاری رویترز، هرگونه تصمیم پ‌ک‌ک برای خلع سلاح رسمی وانحلال، که تضمین شده نیست، پیامدهای سیاسی و امنیتی گسترده‌ای برای منطقه، ازجمله درسوریه همسایه که نیروهای کرد با نیروهای آمریکایی متحد هستند، خواهد داشت.

این امر همچنین به رئیس جمهور طیب اردوغان فرصتی تاریخی برای توسعه جنوب شرقی ترکیه که عمدتاً کردنشین است، می‌دهد، جایی که خشونت در۴۰ سال درگیری بین پ.ک.ک و دولت ترکیه هزاران نفر را کشته واقتصاد منطقه‌ای را فلج کرده است.

خبرگزاری فرات با اشاره به عبدالله اوجالان، رهبر پ‌ک‌ک که به مدت ۲۶سال درترکیه زندانی است، به نقل از پ‌ک‌ک گفت: «دوازدهمین کنگره پ‌ک‌ک براساس فراخوان رهبر آپو، تصمیماتی با اهمیت تاریخی درمورد فعالیت‌های پ.ک.ک اتخاذ کرد

این بیانیه افزود: اطلاعات دقیق‌تر «خیلی زود» با عموم به اشتراک گذاشته خواهد شد.

اوجالان، که درحال گذراندن حکم حبس ابد است، در ۲۷ فوریه بیانیه‌ای صادر کرد وخواستار خلع سلاح و انحلال پ.ک.ک شد.

پ‌ک‌ک توسط ترکیه و متحدان غربی آن به عنوان یک گروه تروریستی شناخته می‌شود. درطول این سال‌ها تلاش‌های صلح متناوبی صورت گرفته است، که مهمترین آنها آتش‌بس بین سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ بود که درنهایت فروپاشید.

«سلاح برای گفتگو»

حزب کارگران کردستان (PKK) در ماه مارس پس از درخواست خلع سلاح اوجالان، آتش‌بس اعلام کرد و حزب طرفدار کردها، DEM، سومین حزب بزرگ در پارلمان ترکیه، انتظار اعلام کنگره آن را داشت.

آیشه‌گول دوغان، سخنگوی حزب DEM، پس از جلسه هیئت مدیره حزب به خبرنگاران گفت: «همه ما با جدیت و اهمیت زیادی منتظر این تصمیم تاریخی هستیم

او گفت: «این فرصت تاریخی باید دائمی شود. سلاح‌ها باید جای خود را به گفتگو بدهند.» او افزود که DEM امیدوار است گام‌های متقابلی به سوی صلح پایدار برداشته شود و زمینه‌سازی سیاسی و قانونی ضروری است.

حزب DEM که طرفدار کردهاست، نقش کلیدی در تسهیل فراخوان عمومی اوجالان به PKK، از جمله بازدید از زندان جزیره‌ای او در نزدیکی استانبول، ایفا کرده است و از آن زمان با اردوغان و دیگر مقامات دولتی برای پیشبرد روند صلح بالقوه گفتگو کرده است.

پ‌ک‌ک از سال ۱۹۸۴ علیه دولت ترکیه شورش کرده است که عمدتاً در جنوب شرقی این کشور متمرکز بوده است.

اوایل این هفته، عمر چلیک، سخنگوی حزب عدالت و توسعه اردوغان، گفت که از بین بردن تنش‌ها از طریق انحلال و خلع سلاح پ.ک.ک، دموکراسی ترکیه را تقویت خواهد کرد.

هر گام ملموسی که در جهت پایان دادن به تروریسم، انحلال خود و زمین گذاشتن سلاح توسط این سازمان تروریستی برداشته شود، پاسخ‌ها و گام‌های مثبت جدیدی را به همراه خواهد داشت.

چلیک افزود: “بسیار مهم است که این سازمان تروریستی تصمیم خود را برای انحلال و زمین گذاشتن سلاح در اسرع وقت اعلام کند.”

https://www.iran-emrooz.net/index.php/news1/more/120833/

۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۴, یکشنبه

فراخوان جهانی برای توقف اعدام‌ها در ایران

فراخوان بیش از ۳۰۰ شخصیت جهانی برای مداخله سازمان ملل درتوقف اعدام‌ها در ایران

رادیو فردا ، ۱۳/اردیبهشت/۱۴۰۴ : فراخوان بیش از ۳۰۰ شخصیت جهانی برای مداخله سازمان ملل درتوقف اعدام‌ها درایران

بیش از ۳۰۰ شخصیت برجسته بین‌المللی در بیانیه‌ای مشترک از سازمان ملل متحد خواستند برای توقف اعدام‌های سیاسی در ایران وارد عمل شود.

این بیانیه که روز جمعه ۱۲ اردیبهشت توسط کارزار «عدالت برای قربانیان کشتار ۶۷» منتشر شده، از افزایش اعدام‌های با انگیزه سیاسی در جمهوری اسلامی ابراز نگرانی کرده و آن را نقض فاحش حقوق بین‌الملل خوانده است.

امضاکنندگان این بیانیه که شامل گزارشگران ویژه سازمان ملل، برندگان نوبل، دیپلمات‌ها، قضات، استادان حقوق و سازمان‌های حقوق بشری هستند، از سازمان ملل خواسته‌اند فوراً مانع اجرای حکم اعدام برای بهروز احسانی و مهدی حسنی شود؛ دو زندانی سیاسی که دیوان عالی جمهوری اسلامی حکم اعدام‌شان را تأیید کرده و درخواست اعاده دادرسی آن‌ها را رد کرده است.

به نوشته این بیانیه، این دو نفر به اتهام‌هایی چون عضویت در سازمان مجاهدین خلق، «تبلیغ به نفع این گروه»، و «تهیه و ارسال ویدیو» در دادگاهی پنج‌دقیقه‌ای در تاریخ ۲۰ مرداد ۱۴۰۳ محاکمه شدند؛ اتهام‌هایی که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی تحت عناوینی چون «محاربه» و «افساد فی‌الارض» طبقه‌بندی می‌کند. سازمان عفو بین‌الملل پیشتر با انتقاد شدید از این روند، خواستار آزادی فوری آن‌ها شده بود.

همزمان، شماری دیگر از زندانیان سیاسی از جمله ابوالحسن منتظر، اکبر دانشورکار، بابک علی‌پور، محمد تقوی سنگ‌دهی، پویا قبادی، وحید بنی‌عامریان، پخشان عزیزی، وریشه مرادی و شریفه محمدی به زندان قزل‌حصار منتقل شده‌اند؛ زندانی که به‌دلیل اجرای گسترده احکام اعدام شهرت دارد.

بر اساس گزارش سالانه منتشرشده در سال ۲۰۲۴، دست‌کم ۹۷۵ نفر در ایران اعدام شده‌اند که نسبت به سال قبل افزایش ۱۷ درصدی را نشان می‌دهد. گزارش‌ها حاکی است که زنان، نوجوانان، اقلیت‌های قومی و مذهبی و مخالفان سیاسی هدف اصلی این اعدام‌ها بوده‌اند. منتقدان این روند را تلاشی آشکار برای سرکوب مخالفان و جلوگیری از خواسته‌های تغییر دموکراتیک در ایران می‌دانند.

بیانیه امضاشده همچنین از وُلکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و دیگر نهادهای ذی‌ربط خواسته تا برای توقف فوری اعدام‌ها در ایران اقدام کنند و مقام‌های مسئول در نقض حقوق بشر را مشمول تحریم قرار دهند. به باور امضاکنندگان، حذف مجازات اعدام و آزادی زندانیان سیاسی باید شرط هرگونه بهبود روابط با جمهوری اسلامی باشد.

در این بیانیه، اعدام‌های اخیر به‌عنوان «ادامه فضای مصونیت قضایی و یادآور جنایت‌های گذشته جمهوری اسلامی از جمله کشتار ۱۳۶۷ توصیف شده که به گفته جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل، مصداق جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی است

هم‌اکنون دست‌کم ۵۰ زندانی سیاسی، از جمله سه زن و شش معترض مرتبط با اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، در صف اجرای حکم اعدام قرار دارند.

هفت زندانی سیاسی می‌گویند جان مطلب احمدیان در خطر است

در آخرین خبرهای مرتبط، هفت زندانی سیاسی در اوین نسبت به وضعیت هم‌بندی خود، مطلب احمدیان ابراز نگرانی کرده و می‌گویند بنا بر گواهی پزشکان متخصص پزشکی قانونی و بهداری زندان اوین، این زندانی باید تحت عمل جراحی قرار گیرد.

این زندانیان در نامه خود به ۱۵ سال حبس مطلب احمدیان اشاره کرده و می‌گویند او از مشکلات وخیم گوارشی، ایجاد توده در اثنی‌عشر، پارگی فتق شکمی و همین‌طور نارسایی ستون فقرات رنج می‌برد.

بنا بر این خبر، وثیقه ۵ میلیارد تومانی که نهایت توان خانواده آقای احمدیان بوده با مخالفت دادستان روبرو شده است.

ابوالفضل قدیانی، مصطفی تاج‌زاده و مهدی محمودیان از جمله زندانیانی هستند که خواستار رسیدگی فوری به وضعیت مطلب احمدیان شده‌اند.

مطلب احمدیان در شهرستان سردشت استان آذربایجان غربی بازداشت شد. به گزارش شبکه حقوق بشر کردستان آقای احمدیان به اتهام «محاربه» از طریق عضویت در حزب کومله، به حبس همراه با تبعید به زندان میناب محکوم شد.

او پیشتر دربارهٔ شرایط جسمی گفته بود دادستان تهران «به جای طناب دار، حکم مرگ تدریجی» او را صادر کرده است.
رادیو فرد

https://www.iran-emrooz.net/index.php/news1/more/120710/

 

۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۳, شنبه

بیانیه بمناسبت شامپیون شدن تیم تراکتور تبریز درایران

 شهروندان شریف آذربایجان وتمامی ترک‌ها درسراسر ایران!

با غرور و افتخار، قهرمانی تیم محبوب ومردمی تراکتور تبریز را در رقابت‌های کشوری، به همه‌ی طرفداران این تیم، شهروندان ترک و کل آذربایجان تبریک می‌گوییم.

این قهرمانی تنها یک پیروزی ورزشی نیست، بلکه صدای پرطنین اراده‌ی شهروندان ترک برای دیده‌شدن، شنیده‌شدن و خواست زندگی درچارچوب کرامت، عدالت، و حقوق برابراست. تراکتور، تنها یک تیم فوتبال نیست؛ تراکتور صدای یک ملت است.

دربازی‌های تراکتور، شعارهایی طنین‌انداز می‌شود که ازاعماق خواسته‌های آذربایجان و‌کل ترکها درایران برمی‌خیزد:
    •    
شعار «مدرسه‌ی ترکی برای همه» نه یک خواست ساده، بلکه فریادی برای احقاق حق تحصیل به زبان مادری‌ست.
    •   
شعارهای حمایت از زندانیان سیاسی، دفاع از حقوق تمام زنان تحت ستم جنسیتی، ومبارزه با انواع تبعیض های مضاعف همگی درفضای استادیوم‌ها زنده می‌شود.
   •    
دراین تجمع‌ها، فریاد «حق تعیین سرنوشت» وخواست حاکمیت غیرمتمرکز (سیستم دسنترالایزاید)، پژواکی ازآینده‌ایست که ترکها درآن خود را صاحب رأی واراده می‌بیند.

- امروز، که شهرهای ترک‌نشین وحتی پایتخت، غرق درشادی قهرمانی تراکتورهستند، ما این لحظه را نقطه عطفی درمسیر بیداری شعور ملی می‌دانیم.

حزب دموکرات آذربایجان، این پیروزی را به همه‌ی ترک‌های ایران و دیگر طرفداران تراکتور ازهر ملیتی تبریک می‌گوید و بار دیگر تأکید می‌کند که تا تحقق کامل حقوق فرهنگی - زبانی ترکها درکنار دیگر اتنیکها درایران، درکنار مردم خواهد ایستاد.

زنده‌باد تراکتور؛ 
زنده‌باد مبارزه شهروندان ترک درکنار دیگر شهروندان درایران برای احقاق حقوق ملی - دمکراتیک سرکوب شده، 
زنده‌باد آذربایجان آزاد و سربلند!

با احترام،
دفتر مرکزی حزب دموکرات آذربایجان

 ۱۴۰۴/۲/۱۳مطابق با ۳ مه ۲۰۲۵

https://www.adparty.org/fa/byanyhha-news/byanyh-hzb-dmwkrat-adhrbayjan-bh-mnasbt-qhrmany-tym-traktwr-tbryz

۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۰, چهارشنبه

بیانيه مشترک به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر 2025

درآستانه‌ روز جهانی کارگر، در لحظه‌ای انفجاری و تاریخی ایستاده‌ایم. زمین زیر پای جمهوری اسلامی می‌لرزد و نفرت و خشم، کوچه، خیابان، کارخانه، دانشگاه و مدرسه را فرا گرفته است.
هنوز آتش داغ کارگران جانباخته در معادن خاموش نشده بود که فاجعه‌ تلخ و خونین بندر رجایی که جنایتی دیگر از سوی صاحبان قدرت و ثروت است، ده‌ها جان را بی جان کرده و در دل خاک نشانده، ده‌ها نفر را مفقود کرده و هزاران نفر را زخمی و معلول ساخته است.
فقر، بیکاری، ناامنی، استثمار، تبعیض، جنایت، این‌ها چهره‌ واقعی حکومتی است که تنها با سرکوب و خونریزی و جنگ افروزی بر قدرت چنگ انداخته است.
جمهوری اسلامی، این رژیم دزدسالار، مافیایی و به غایت ضدانسانی، امروز بیش از هر زمان دیگری بر لبه‌ پرتگاه سقوط ایستاده است. ابَر‌بحران‌های عمیق اقتصادی، انرژی، فرهنگی و اجتماعی، سیاسی، زیست‌محیطی و بین‌المللی، پایه‌های حکومت را پوسانده و هر فاجعه‌ تازه، گواهی خونین بر فروپاشی نظم موجود است؛ حاکمیتی که زیست انسان در آن به صحنه‌ای دهشتناک از فیلم‌های آخرالزمانی بدل شده است.
اما مردم جان به لب رسیده، از کارگران گرفته تا معلمان، پرستاران و کادر درمان، بازنشستگان، دانشجویان، دانش‌آموزان، هنرمندان و ورزشکاران و نویسندگان و وکلا، بیکاران، آتئیست‌ها، رنگین‌کمانی‌ها، فعالان محیط زیست، کارگران مهاجر، دادخواهان، و زنان مبارز، امروز در صفوفی به هم فشرده، پرچم انقلاب زن زندگی آزادی را همچنان برافراشته‌اند و تسلیم این شرایط اسفناک نشده‌اند.
انقلاب ما آغاز شده است، اما هنوز در راه پرچالش رسیدن به پیروزی در پیش است.
دشمن درمانده اما خون‌آشام، با تداوم جنگ علیه زنان، سرکوب مدارس و دانشگاه‌ها، زندانی کردن معترضان، اعدام‌های پی در پی و حتی دست دراز کردن به سوی آمریکا پس از سال‌ها دروغ‌گویی و دشمن‌تراشی، به وضوح نشان داده که بوی پایان را حس کرده است.
این حکومت از معدن تا بندر را به محل قتل کارگر تبدیل کرده، و زندانی به وسعت یک ایران ساخته که هیچ انسانی در آن از محرومیت و شکنجه و مرگ، در امان نیست.
ما امضا کنندگان این بیانیه عمیقا بر این باوریم که در این نبرد مرگ و زندگی، دیگر راهی برای انتظار یا توهم به نجات دهنده نمانده است.
قدرت در دستان ماست و تنها سازماندهی انقلابی و اعتراضات و اعتصابات سراسری می‌تواند این ماشین سرکوب را درهم بشکند. بنابراین هر کارگاه، هر کارخانه، هر میدان نفتی و گازی، هر مرکز تولیدی و خدماتی، هر دانشگاه و مدرسه میتواند به سنگر مبارزه بدل گردد.
ما برای دستیابی به «آزادی و برابری، رفاه همگانی، سکولاریسم، مدرنیسم، امنیت، عدالت اجتماعی، رفع فوری هرگونه تبعیض طبقاتی، جنسی-جنسیتی و اتنیکی، بهداشت و درمان رایگان، بیمه‌ بیکاری و درمان کارآمد برای همگان، تحصیل رایگان و اجباری مطابق آخرین استانداردهای جهانی برای همه‌ کودکان، آموزش جنسی استاندارد در مدارس، ممنوعیت کامل کار کودک، پاکسازی مدارس و دانشگاهها از آموزش دینی و نیروی نظامی و امنیتی، آزادی بی‌قید و شرط بیان و اندیشه و عقیده، آزادی اعتراض و اعتصاب و تجمع و تشکل و تحزب، آزادی فوری و بی‌قید و شرط همه‌ زندانیان سیاسی، لغو مجازات شنیع اعدام، به رسمیت شناختن کامل حقوق افراد +LGBTQIA، و تحقق کامل مطالبات زنان طبق منشور پیشرو زنان ایران و منشور مطالبات حداقلی تشکل‌های صنفی»، انقلاب زن زندگی آزادی را فرصتی تاریخی میدانیم و تاکید داریم برای گرفتن این حقوق اولیه انسانی که نجات میلیونها انسان را تضمین میکند، در گام اول می بایست این نظام را از سر راه خود برداریم.
در این مسیر به جامعه‌ جهانی هشدار می‌دهیم: ما نه جنگ طلبیم و نه مذاکره و توافق مساله ماست، بلکه پایان ریشه ای وضعیت ضدانسانی موجود و مسبب آن امر ماست. لذا جمهوری اسلامی باید از سازمان جهانی کار (ILO) و تمام نهادهای بین‌المللی اخراج، و به عنوان حکومت آپارتاید جنسی-جنسیتی در سطح جهانی بایکوت شود.
ما تاکید داریم اکنون زمان آن است که همه‌ جنبش‌ها و نیروهای مبارز و انقلابی از کارگران و معلمان و بازنشستگان، دانشجویان، پرستاران و کادر درمان، کسبه و مغازه‌داران، رانندگان حمل و نقل شهری و کامیون‌رانان، به هم بپیوندند چراکه با ایجاد یک شبکه بزرگ و سازماندهی سراسری اعتراضات و اعتصابات همزمان و مستمر است که می‌توانیم این نظام پوسیده را از قدرت به زیر بکشیم.
پیروز باد انقلاب زن زندگی آزادی!
زنده باد اتحاد و همبستگی مردمی!
پیش بسوی اعتراضات و اعتصابات سراسری!

امضا کنندگان: تشکل دانشجویان پیشرو، انجمن آزادی‌خواهان بهشتی، نهاد آزادی‌خوان دانشگاه تهران شمال، اتحاد دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان، اتحاد دانشجویان دانشگاه الزهرا

جمعی از دانشجویان: دانشگاه اصفهان، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان ، دانشگاه تهران ، دانشگاه آزاد اصفهان ، تشکل دانش‌آموزان انقلابی بوشهر ، تشکل دانش‌آموزان انقلابی تهران ، یاسمن آریانی – فعال حقوق زنان ، ویکتوریا آزاد – فعال و تحلیلگر سیاسی موسس شبکه ایرانیاران، فرید آشنا ـ نویسنده وفعال کوییر ازافغانستان، ایمان آقایاری – فعال سیاسی، آرش احترامی – شاعر، مینا احدی – سخنگوی کمیته علیه اعدام، فعال حقوق زنان
الهه اجباری – فمینیست و فعال حقوق بشر، فاطمه اختصاری – شاعر و نویسنده، فعال حقوق زنان
مرجان اروندی – پژوهشگر و استاد دانشگاه
عظمت اژدری – خواهر دادخواه غنیمت اژدری، عضو انجمن خانواده‌های PS752
سارا افراسیابی – روانشناس، نویسنده و فمینیست، الهام (الی) امیدواری – فعال اجتماعی
ملیکا امینا – هنرمند و فعال حقوق زنان و حقوق رنگین کمانیها ، سهیلا انزلی ـ فعال مدنی و کادر درمان
آستاره انصاری – وکیل دادگستری، از بازداشت شدگان انقلاب زن زندگی آزادی
سوری بابایی چگینی – فعال حقوق زنان و کارزار حجاب بی‌حجاب
آزاده بارزاده – روزنامه نگار و فعال حقوق زنان، حسن باقری‌نیا – استاد اخراجی دانشگاه حکیم سبزواری
شهین باور – فعال حقوق زنان، کوکب بداغی پگاه – فعال صنفی معلمان
نادیا بهاری – فعال حقوق زنان، شعله پاکروان – مادر دادخواه ریحانه جباری
ندا پاکروان ـ ترنس، فریبرز پویا – فعال حقوق سکولار و برنامه نان و گل سرخ
پریسا پوینده – دبیر کمیته آزادی زندانیان سیاسی
جاستینا – رپر و فمینیست، فروزان جلالی – کارگردان، فعال حقوق زنان
امید حبیبی نیا – روزنامه نگار، احسان حکیمی – فعال سیاسی
مهران حمیدی – عضو هیات اجرایی تشکل رنگین‌کمانان ایرانی
محمد خاکساری – مسئول و صاحب امتیاز هفته نامه قلم معلم
دره خطیبی – مدرس، محقق و کنشگر،  شهلا دانشفر– سخنگوی کمپین آزادی کارگران زندانی (فری‌دم‌ناو)
فاطمه داوند – زندانی سیاسی سابق و از شاهدان دادگاه آبان ۹۸
بهار دهکردی – رپر و بازیگر تئاتر، فعال حقوق زنان
فرشته دیدنی – فعال حقوق زنان، امیرا ذوالقدر – فعال برابری جنسیتی
کیان آذر – دبیر سازمان جوانان کمونیست، زویا سپهری – فعال حقوق بشر، یحیی سرخانی – فعال محیط زیست
سعید سعادتی – زندانی سیاسی سابق، احسان شربتی – شورای بین‌الملل کانادا
شیرین شمس – از مسئولین تشکل انقلاب زنانه، ارغوان شمس‌آرا – روزنامه‌نگار و فعال کوییر
نیلوفر صابری – فعال حقوق بشر، حسن صالحی – سخنگوی کمیته علیه اعدام
سیمین صبری – روانپزشک و فعال فمینیست اینترسکشیونال تورک
حدیث صبوری – فعال حقوق زنان، ساره صدیقی همدانی – فعال ال‌جی‌بی تی‌کیو و حقوق زنان
نرگس ظریفیان – فعال حقوق زنان، خلیل عبیات – فعال حقوق جامعه ال‌جی‌بی‌تی+ و مسئول بخش عربی شش‌رنگ
دلنیا عزیزمرادی – فعال حقوق زنان و فعال رسانە، رادا مردانی – فعال صنفی معلمان ، مهناز علائی – فعال حقوق زنان
مهین علیپور – فعال سیاسی و مدافع حقوق زنان،رادا فاتحی – خواهر دادخواه رامین فاتحی،‌ جانباخته انقلاب زن زندگی آزادی
محبوبه فرح‌زادی – عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران
سارا قربانی – فعال حقوق زنان و عضو کمپین اتحاد علیه آپارتاید جنسیتی، علی قلی‌لو – زندانی سیاسی سابق
عزیزه لطف الهی – از مسئولین کمپین نه به تابو، نه به خشونت علیه زنان ، مژگان کشاورز – فعال حقوق زنان
شیوا گنجی – روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان ، شیوا محبوبی – سخنگوی کمیته آزادی زندانیان سیاسی و فعال حقوق زنان
برزان محمدی – زندانی سیاسی سابق، دادخواه، رويا محمودی – فعال حقوق زنان
ماریا محمودی – همسر دادخواه محمد فرامرزی جانباخته راه آزادی
رضوان مقدم – سخنگوی کمپین توقف قتل‌های ناموسی، مهدی موسوی – شاعر و نویسنده ، پوران ناظمی – فعال حقوق زنان
ماه‌منیر ندیم – خواننده و مدل، فعال حقوق زنان و افراد دارای معلولیت ،  آرش نظامی – روزنامه‌نگار
هیرش نقشبندی – بازیگر و کارگردان تئاتر و از آسیب دیدگان چشم زن زندگی آزادی
مریم نمازی – فعال حقوق زنان، سبحان نوفر – فعال کوییر ، هرمینه هورداد – فعال حقوق بشر، فمینیست

https://wriran.com/bayanie-1may2025/

======  

کشته و مجروح شدن صدها تن از کارگران و کارمندان در انفجارِ بندرِ رجایی شهر بندرعباس در آستانه سالگرد روز جهانی کارگر، آنهم پس از مرگ کارگران معدن در نبود ایمنی در سال گذشته، تنها گوشه کوچکی از وضعیت اسفبار کارگران ایران پس از گذشت 46 سال از عمر رژیم حاکم بر ایران است. این در حالیست که بنا بر آمار گردآوری شده، فقط در حدفاصل ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ تا ۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ ، مرگ دستکم ۲۰۷۹ و مصدومیت دستکم ۱۶۲۷۳ کارگر در پی حوادث ناشی از فقدان ایمنی محیط یا شرایط کار ثبت شده است. در اقصی نقاط کشور، وضعیت کارگران نه تنها مسیر قهقرایی مشابه‌ای با شرایط فاجعه آمیز محیط زیست طی می‌کند، بلکه اغلب کارگران خود در مرکز این فجایع زیست محیطی قرار دارند.

به جرات می‌توان ادعا کرد که موقعیت کارگران در ایرانِ 1404 خورشیدی از وضعیت کارگران در دهه‌های پایانی سده 19 میلادی در آمریکا که اعتراضات و اعتصابات اتحادیه کارگری منجر به گرامیداشت اول ماه مه (یازدهم اردیبهشت) به عنوان روز جهانی کارگر شده، به مراتب بدتر است. سرکوب سیستماتیک اتحادیه‌ها و سندیکاهای کارگری در ایران توسط دو رژیم پهلوی و اسلامی حاکم، همسو با سرکوب آزادیهای سیاسی و اجتماعی در جامعه برای ادامه حیات حکومتشان، دستاوردی به جز آنچه که اکنون به عنوان فقر مطلق نصیب کارگران و زحمتکشان در نقاط مختلف ایران شده، نداشته است.

در طول حیات جمهوری اسلامی ایران، زیر ضرب بردن تشکلهای کارگری با ایجاد نهادهای موازی امنیتی مانند خانه کارگر و دستگیری، شکنجه و اعدام فعالان کارگری همراه بوده است. در چهارمین دهه رژیم اسلامی حاکم، وضعیت در مناطق حاشیه و دور از مرکز به مراتب بدتر از شهرهای مرکزی و مناطق صنعتی است. تعطیلی مراکز تولیدی و صنعتی در حاشیه کشور جوانان و افراد سرپرست خانواده‌ها را بالاجبار بسوی کولبری و سوختبری و کارهای کاذب رانده است. جنایت حکومت در همین حد باقی نمانده و دستگاه سرکوب رژیم این زحمتکش‌ترین اقشار محروم جامعه را یا در کوهستان و دشت با گلوله به قتل می‌رساند و یا آنها را در زندانها اعدام می‌کند. اعدام حمید حسین نژاد حیدرانلو، آخرین نمونه از این جنایات است. همچنین اخراج و یا عدم استخدام افراد بومی در مناطق صنعتی مثل پالایشگاهها و بکارگیری نیروهای غیر بومی و در مقابل قرار دادن آنها با مردمانی که نسلها در آن خطه زندگی کرده‌اند، روش دیگری برای کنترل اعتراضات کارگری در این مناطق است.

علیرغم سرکوب هدفمند جنبش کارگری، زندانی کردن و صدور احکام اعدام، یکی دیگر از ابزارهای حکومت در سرکوب و ارعاب کارگران است. احکام زندان و اعدام فعالان کارگری مانند شریفه محمدی یکی از نمونه‌های چنین روشی است که حکومت از آن استفاده می‌کند.

با وجود همه ترفندهای رژیم حاکم بر ایران بر علیه کارگران و زحمتکشان، روزی نیست که کارگران در شهرها و استانهای مختلف کشور دست به اعتراض و اعتصاب نزنند. اعتراضات کارگری همراه با مبارزات زنان، جنبش اعتراضی بازنشستگان و فرهنگیان و همسو با کارزار قهرمانانه "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" زندانیان سیاسی و مبارزات ملیتهای ایران در بدست آوردن حقوق اساسی خود، اکنون موتور محرکه جنبش انقلابی زن زندگی آزادی است. کارگران و زحمتکشان به عنوان پیگیرترین طبقه همراه با دیگر اقشار جامعه تا سرنگونی تمامیت رژیم حاکم بر ایران به اعتراض و مبارزه ادامه خواهند داد زیرا که چاره‌ای بجز مبارزه و شکست جمهوری اسلامی پیش رویشان نیست.

همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران

کنگره ملیتهای ایران فدرال

یازدهم اردیبهشت 1404 برابر با اول مه 2025