‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱, چهارشنبه

نامه سرگشاده شیرین عبادی به دبیر کل سازمان ملل متحد

جناب آقای با ن کی مون دبیر کل محترم سازمان ملل متحد

اعضاء محترم مجمع عمومی‌سازمان ملل متحد

نظر به اینکه دولت جمهوری اسلامی ایران درخواست عضویت در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد را نموده است و اتخاذ تصمیم صحیح نسبت به آن مستلزم اطلاع از وضعیت حقوق بشر خصوصا در یک سال اخیر می باشد، لذا توجه نمایندگان محترم دول عضو را به مراتب ذیل جلب می‌‌کنم:

دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون‌ حقوق مدنی، سیاسی و کنوانسیون حقوق اقتصادی، اجتماعی و هم چنین کنوانسیون‌حقوق کودک ملحق شده است اما متاسفانه به تعهدات خود نه در قانون و نه در اجراء عمل نمی کند ، که اکنون خلاصه ای از تخلفات مذکور را بشرح آتی بیان می‌‌دارم:

الف- تخلفات قانونی

الف-۱- درقوانینی‌که بعد از انقلاب به تصویب رسیده است، موارد متعددی تبعیض براساس جنسیت وجود دارد، از جمله دیه زن نیمی از دیه مرد است. شهادت دو زن معادل با شهادت یک مرد است. یک مرد می‌‌تواند چهار همسر داشته باشد وبدون عذر موجه زنش را طلاق دهد و بسیاری قوانین تبعیض آمیز دیگر.

الف-۲- در قوانین تبعیض بر اساس مذهب وجود دارد- طبق قانون اساسی‌جمهوری اسلامی ایران، مذهب رسمی‌تشیع است. سایر فرق اسلامی و هم چنین زرتشتی، مسیحی‌، کلیمی از جمله ادیانی هستند که به رسمیت شناخته شده اند و حال آنکه پیروان ادیان دیگری چون بهائی در ایران زندگی‌می‌‌کنند و یا اساساً عده ای اعتقاد به مذهب خاصی‌نداشته و پیرو احکام اخلاقی‌و نه الهی هستند.متاسفانه برای چنین گروه‌ها و مذاهبی هیچ حقی‌در قانون منظور نشده و آنها ازکلیه حقوق مدنی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی‌ خود محروم هستند، حتی از ابتدای انقلاب تا کنون به بهأییان اجازه تحصیل در دانشگاه را نداده اند.

متاسفانه بین پیروان ادیانی که در قانون اساسی‌به رسمیت شناخته شده اند، با مسلمانان نیز تفاوت فاحشی وجود دارد از جمله طبق قوانین کیفری، عمل واحد بر حسب آن که مرتکب آن مسلمان باشد یا غیر مسلمان مجازاتش تفاوت می‌کند.

طبق قانون، اگر مرد و زنی‌که هیچ کدام همسر نداشته باشند مرتکب زنا شوند، مجازات هر کدام از آنها یک صد ضربه شلاق است. اما اگر زن مسلمان و مرد غیر مسلمان ، فرضا مسیحی‌باشد مجازات زن همان صد ضربه شلاق است، اما مجازات مرد تبدیل به اعدام می‌‌شود. هم چنین اگر مسلمانی عمداً فردی را که غیر مسلمان، فرضا یهودی است به قتل برساند، در صورتی‌که نتواند از خانواده مقتول رضایت بگیرد مجازات او حد اکثر ده سال حبس خواهد بود، اما اگر فردی غیر مسلمان، مسلمانی را به قتل برساند در صورتی‌که نتواند رضایت بگیرد، مجازاتش اعدام است و بسیاری قوانین تبعیض آمیز دیگر.

الف-۳- مجازات هایی چون سنگسار، قطع دست و پا، به صلیب کشیدن، شلاق زدن در قوانین وجود داشته و متاسفانه بارها نیز اجرءا شده است.

الف-۴- سنّ مسئولیت کیفری در ایران بسیار پایین است. ۹ سال برای دختر و ۱۵ سال برای پسر و بر همین اساس بارها برای افرادی که در سنین کمتر از ۱۸ سال مرتکب جرم شده اند مجازات مرگ صادر و اجرا شده است.

الف-۵- چاپ هر کتاب مستلزم اخذ اجازه از دولت است و بسیاری از کتب در سال‌های گذشته نتوانسته اند اجازه چاپ بگیرند. سانسور در نشریات نیز وجود دارد از جمله طبق قانون مطبوعات انتقاد از قانون اساسی در نشریات ممنوع بوده و باعث تعطیل آن خواهد شد.

الف-۶- حق شرکت در اعمال حاکمیت ملی‌از طریق نمایندگان منتخب نیز یکی‌از ضوابط مورد تاکید در حقوق بشر است اما طبق قوانین ایران، شورای نگهبان باید ابتدا صلاحیت داوطلبان عضویت در پارلمان و هم چنین داوطلبان ریاست جمهوری را احراز کند و بعد مردم به آنها رای دهند.

رد گسترده صلاحیت‌ها در هر انتخاباتی بسیار سوال بر انگیز است- از جمله در انتخابات ریاست جمهوری که در ماه ژوئن ۲۰۰۹ برگزار شد، بیش از سیصد نفر ثبت نام کردند اما فقط چهار نفر تایید صلاحیت شدند که یک نفر نیز رئیس جمهور بود.

نمایندگان محترم دول عضو، مواردی که نقل شد جزء کوچکی از قوانینی‌است که بعد از انقلاب به تصویب رسید و الا ذکر موارد نقض حقوق بشر در قوانین ایران مستلزم نگارش یک کتاب است که خواندن آن در حوصله و وقت نمایندگان محترم نمی‌‌گنجد.

ب- عملکرد اجرائی: علاوه بر قوانینی‌که فوقا اشاره شد ، مأمورین دولتی در موارد متعددی با زیر پا گذاشتن قوانینی‌که حکومت وضع و تصویب نموده است نیز، مرتکب نقض حقوق بشر گردیده اند که متاسفانه در یک سال اخیر بر شدت آن افزوده شده است.

پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ماه ژوئن ۲۰۰۹ چند میلیون ایرانی در راه پیمائی مسالمت آمیزی ، مخالفت خود را با نتایج انتخابات ، اعلام نمودند اما جواب آنها گلوله بود و زندان- فیلم ها، عکس‌ها و شاهدان فراوانی بر خشونت‌های دولتی تاکید می‌‌نمایند و حتی در چند مورد قاتلین با دلیل و مدرک کافی‌شناسائی و به مقامات دولتی و مردم معرفی‌شده اند، ولی متاسفانه هیچ اقدامی در جهت دستگیری قاتلین و حتی کاهش خشونت‌ها از سوی قوه قضائیه و سایر مسئولین حکومتی انجام نگرفته است.

تعداد کثیری از فعالین سیاسی، مدنی و حتی فرهنگی‌با دلایل واهی دستگیر شده و برخی‌از آنان را با محاکمه ای‌چند ساعته و پشت درهای بسته محکوم به اعدام نموده اند - با زندانیان سیاسی بسیار بد رفتاری می‌‌شود تا حدی که چند نفر از آنان نیز در زندان و زیر شکنجه جان سپرده اند. زندانیان سیاسی حتی از حقوق اندکی که قانون برای زندانیان عادی و مجرمین خطرناک در نظر گرفته است، نیز محروم هستند.

ایران تبدیل به زندان بزرگ روزنامه نگارانی شده که گناهی جز اطلاع رسانی ندارند، نه تنها روزنامه‌های کثیری را تعطیل کرده اند بلکه تعدادی از سایت‌های خبری اینترنتی را هم فیلتر کرده اند. با ارسال پارازیت‌های قوی مانع از پخش تلویزیون هایی می شوند که به زبان فارسی‌برنامه اجراء می‌‌کنند-از طریق کنترل ایمیل‌ها و تلفن‌ها تعدادی دستگیر شده اند.

دانشجویان ایرانی با کوچکترین انتقاد روانه زندان شده و یا از تحصیل محروم می‌‌گردند.

زنان ایران که خواهان تساوی حقوق هستند متهم به براندازی نظام جمهوری اسلامی شده و برای بیش از یکصد نفر از آنان پرونده کیفری ایجاد شده است.

کارگران و معلمین به علت شرکت در اتحادیه‌های صنفی و اعتراض به کمبود دستمزد متهم به ماجراجوئی و اغتشاش شده و تعدادی از آنان در زندان بسر میبرند و تعداد کثیری نیز شغل خود را از دست داده اند.

در ایران اقوام مختلفی‌بسر میبرند که طبق قانون اساسی‌جمهوری اسلامی ایران، حق دارند زبان و فرهنگ خود را تدریس کنند، اما تا کنون این حق از آنان مضایقه شده است.

نه تنها با غیر مسلمانان بدرفتاری می‌‌شود ، بلکه حتی پیروان تشیع که مذهب رسمی‌ایران است، نیز از خشونت‌های دولتی در امان نیستند، از جمله می‌‌توان به ضرب و شتم و بازداشت دراویش گنابادی اشاره کرد.

و در این میان وضعیت مدافعان حقوق بشر از همه بدتر است زیرا مسئولین حکومتی تحت هیچ شرایطی مایل نیستند اخبار نقض حقوق بشر به خارج از ایران درز کند و به همین دلیل است که اکثر مدافعین حقوق بشر شناخته شده ایران یا در زندان هستند یا ممنوع الخروج شده یا مجبور شده اند به طریق مخفی‌و زیر زمینی‌زندگی کنند و متاسفانه برای چند نفر از آنان نیز به اتهام محاربه کیفر خواست صادر شده است که جزای چنین جرمی‌اعدام است.

دولت ایران سال هاست که به گزارشگران حقوق بشر اجازه ورود به ایران را نداده است. آخرین گزارشگری که توانست به ایران برود در سال ۲۰۰۵ بود.

بنا به دلائل گفته شده قطع نامه‌های متعددی علیه ایران درارگان‌های مختلف سازمان ملل متحد صادر شده که آخرین آن دردسامبر ۲۰۰۹ به تصویب مجمع عمومی‌سازمان ملل متحد رسید وهنوزنمایندگان محترم خاطره آن را از یاد نبرده اند.

فراموش نکنیم قطع نامه شماره ۶۰/۲۵۱ مجمع عمومی‌سازمان ملل متحد که در سال ۲۰۰۶ در مورد تاسیس شورای حقوق بشر به تصویب رسید، اعضای شورا را ملزم به رعایت استانداردهای زیر می‌کند:

- " حمایت و تقویت بالاترین استاندارد‌ها در ترویج و محافظت حقوق بشر"

- " همکاری کامل با شورای حقوق بشر"

اکنون این پرسش‌مطرح می شود که آیا حکومت جمهوری اسلامی ایران که سالها مرتکب نقض حقوق بشر شده است، صلاحیت ورود به شورای حقوق بشر را دارد؟ آیا حکومتی که تا کنون به قطع نامه‌های سازمان ملل متحد بی‌توجهی‌کرده است و آنها را نادیده گرفته، می تواند نسبت به اجرای حقوق بشر در سایر ممالک قضاوت درستی‌داشته باشد؟

امید است با رد درخواست دولت جمهوری اسلامی ایران برای عضویت در شورای حقوق بشر، مسئولین حکومتی را متوجه عملکرد نادرست خود نموده و عضویت این کشور را در شورای مذکور موکول به اجرای قطع نامه‌های صادره در مورد نقض حقوق بشر در ایران، خصوصا قطع نامه شماره ۶۴/۱۷۶ مورخ ۱۸دسامبر ۲۰۰۹ نمایید.

شیرین عبادی

مدافع حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل درسال ۲۰۰۳

۳۱ فروردین ۱۳۸۹ / ۲۰ آوریل ۲۰۰۹

-------------------------------------------------

۱۳۸۹ فروردین ۲۳, دوشنبه

ارج انسانی درارج‌گذاری به انسان است

ارج به خودی خود وجود ندارد. ارج آنجایی وجود دارد که افراد به خود وبه همدیگر ارج بگذارند

درجامعه‌ای که انسان‌ها به دلیل استبداد و تبعیض بی‌ارج‌اند، حتا اگر در

متن‌های سنتی مدام از "کرامت ذاتی" سخن رود، شأن و حیثیت انسانی وجود ندارد

باور به اینکه انسان "اشرف مخلوقات" است ، مانع از شکنجه ی این "مخلوق" نشده است

*- این مطلب در رابطه با مقاله "چرا اينگونه شديم وهستيم؟ " که در kanoon6.blogspot.com درج شده گذاشته میشود.

فیلسوف آلمانی، فرانس یوزف وتس، در مصاحبه با نشریه‌ی "بحثگاه ماربورگ" مفهوم "کرامت ذاتی" انسان را نقد کرده و برخی نتایج پژوهشش در این مورد را بازمی‌گوید. حاصل پژوهش او درکتابی با عنوان "توهم ارج انسانی" منتشر شده است.

"بحثگاه ماربورگ" (Marburger Forum) انجمنی فرهنگی از فرهنگ‌دوستان شهر دانشگاهی ماربورگ است. این بحثگاه در چارچوب انجمن بزرگ "فیلوسوفیا" در ایالت هسن آلمان از طریق برگزاری جلسه‌ی معرفی کتاب و بحث و انتشار نشریه فعالیت خود را پیش می‌برد.

نشریه‌ی "بحثگاه ماربورگ" (Beiträge zur geistigen Situation der gegenwart) به مسائل عمده‌ی زمانه از زاویه‌‌ای فلسفی می‌پردازد. این نشریه در آخرین شماره‌ی خود (ش. ۳، سال نهم) مصاحبه‌ای درمورد ارج انسانی با فرانس یوزف وتس (Franz Josef Wetz) دارد، فیلسوفی که در دانشگاه گیسن تدریس می‌کند.

بخش اصلی مصاحبه، گفت‌وگو درباره‌ی کتابی است که فرانتس یوزف وتس درسال ۲۰۰۵ منتشر کرده است. عنوان کتاب "توهم ارج انسانی. برآمد وسقوط یک ارزش بنیادی" است. مشخصات اصل آلمانی کتاب چنین است:

Franz Josef Wetz: Illusion Menschenwürde. Aufstieg und Fall eines Grundwerts. Stuttgart 2005

مفهوم ارج انسانی

منظور از "ارج انسانی" آنی است که به فارسی درترجمه‌ی بند اول "اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر" به اصطلاح‌هایی چون "شأن"، "کرامت ذاتی" و "حیثیت" نیز برگردانده شده است. این مفهوم به برخی قانون‌‌های اساسی، از جمله قانون اساسی آلمان نیز راه یافته که با تأکید بر پاسداشت بی‌چون‌وچرای ارج انسانی آغاز می‌شود.

وتس درکتاب خود بر روی این موضوع دست گذاشته که مفهوم "ارج انسانی" (یا "کرامت ذاتی" و همانندهای آن)، بسی ناروشن است و بر سر تعریف آن هیچ توافقی وجود ندارد:

«اگر چه همگی با صدای بلند وفاداری خود را به اصل پایه‌ای ارج انسانی اعلام می‌کنیم، اما کمتر کسی می‌داند که منظور از آن چیست و در یک موقعیت حاد این عبارت زیبا به چه چیزی می‌تواند متکی باشد.»

وتس درکتاب خود تاریخ مفهوم را درفلسفه‌ی غرب پی گرفته است. درسالهای اخیر کتابهای متعددی درمورد این بحث منتشر شده است. برخی نویسندگان از مفهوم دفاع می‌کنند، برخی اعتقاد به چیزی به نام شأن انسانی را برای اعتقاد وتعهد به حقوق بشر الزامی نمی‌دانند. وتس به دسته‌ی اخیر تعلق دارد.

افتخار انسان به خود

وتس در مصاحبه‌ی منتشرشده در نشریه‌ی "بحثگاه ماربورگ" برخی مباحث مطرح در کتابش را شرح می‌دهد، از جمله اینکه در مفهوم ارج انسانی یا کرامت ذاتی نوعی غرور به چشم می‌خورد. این غرور در عبارت مشهور "انسان، اشرف مخلوقات" که ریشه‌ی عبری دارد و باور به مضمون آن به مسیحیان و مسلمانان نیز منتقل شده، به خوبی متجلی است.

یکی از استدلال‌های کسانی که با کاربست این مفهوم در بحث حقوق بشر مخالف‌اند، این است که حقوق بشر جهانی است، اما این نوع افتخار انسان به خود که در باور به چیزی چون "کرامت ذاتی" این موجود متجلی شده، ریشه در مذاهب سامی دارد.

درمیان خود معتقدان به این مذاهب نیز درمورد اینکه "کرامت ذاتی" چیست، این کیفیت جوهری خودرا چگونه نشان می‌دهد و چگونه باید آن را پاس داشت، هیچ وحدت نظری وجود ندارد.

با توجه به این گونه اختلاف نظرهاست که وتس معتقد است که "ارج انسانی" ارزش فرهنگی‌ای است که درمیان فرهنگ‌های مختلف جهان توافقی بر روی آن وجود ندارد.

آیا این بدان معناست که نبایستی به حقوق جهان‌شمول بشری معتقد بود؟

باور به "ارج انسانی" در حد یک اعتقاد شخصی

وتس در دوره‌ای کتاب خود را نوشته، که در آن بحث قانون اساسی اروپا گرم بوده است. او درکتاب خود براین نظر تأکید کرده که درقانون اساسی اروپا نبایستی مفهوم جوهری‌ای چون "ارج انسانی" راه یابد.

درمصاحبه با نشریه‌ی "بحثگاه ماربورگ" نیز به این موضوع پرداخته شده است. وتس دراینجا می‌گوید، مفهوم‌هایی که به باور به یک ذات برمی‌گردند، که "کرامت ذاتی" ازجمله‌ی آنهاست، نبایستی درمتون قانونی گنجانده شوند، چون عمومیت معنایی لازم را ندارند. به عبارت دیگر آنها را نمی‌توان درهر فرهنگی مستدل کرد.

این را که نبایستی انسانی را رنج داد، شکنجه کرد، مورد تبعیض قرارداد ونظایر اینها، برای هرانسان متعارفی درک‌شدنی و پذیرفتنی است. برای پذیرش هنجارهای دموکراتیک، حتما لازم نیست به باورهایی بگرویم، که باری ماوراءالطبیعی‌ دارند ودر نهایت به دین خاصی درفرهنگ تاریخی خاصی برمی‌گردند.

به نظر وتس باور به "کرامت ذاتی" به حوزه‌های اعتقادات شخصی تعلق دارد. او از دیدگاه ایمانوئل کانت دراین زمینه نیز انتقاد می‌کند وآن را قابل دفاع نمی‌داند. کانت "کرامت ذاتی" را به عقلانیت ذاتی برمی‌گردانده است. انسان، اما فاقد یک ذات پایدار عقلانی است. به گفته‌ی وتس، تصویری که کیهان‌شناسی مدرن، زیست‌شناسی تکامل، ژنتیک وعصب‌شناسی از انسان پیش می‌گذارند، با تصور از آن به عنوان موجودی با ذات شریف عقلانی نمی‌خواند.

ارج برآمده از ارج‌گذاری

وتس به پیروی ازجریان فلسفی موسوم به پسامابعدالطبیعی، که عنوانی برای منش فکری کسانی است که تفکر سنتی مابعدالطبیعی را پشت سر گذاشته‌اند، ارج را به ارج‌گذاری برمی‌گرداند.

او درمصاحبه با نشریه‌ی "بحثگاه ماربورگ" می‌گوید: که «ارج به خودی خود وجود ندارد. ارج آنجایی وجود دارد که افراد به خود وبه همدیگر ارج بگذارند.»

درجامعه‌ای که انسان‌ها به دلیل استبداد و تبعیض بی‌ارج‌اند، حتا اگر درمتن‌های سنتی مدام از "کرامت ذاتی" سخن رود، شأن و حیثیت انسانی وجود ندارد.

رضا نیکجو، تحریریه: مصطفی ملکان، برگرفته از سایت دویچه وئله ، بخش "در رسانه ها "

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4180951,00.html

*- این مطلب در رابطه با مقاله "چرا اينگونه شديم وهستيم؟ " که در kanoon6.blogspot.com درج شده گذاشته میشود.

------------------------------------------

۱۳۸۸ دی ۸, سه‌شنبه

عفو بین‌الملل:

ایران به خونریزی علیه مردم پایان دهد

سازمان حقوق بشر عفو بین‌الملل مرگ ۸ تا ۱۵ نفر در ظهر عاشورا را محکوم کرد. این سازمان بین‌المللی کشته‌شدن این انسان‌ها در یک روز بزرگداشت مذهبی را اجتناب‌پذیر دانست و نسبت به دستگیرهای روز دوشنبه ابراز نگرانی کرده است.

سازمان عفو بین‌الملل مقام‌های جمهوری اسلامی را فراخواند، برگزاری مراسم عزاداری برای قربانیان ظهر عاشورا را تضمین کند. این سازمان طی بیانیه‌ای نوشت که طی روزها و هفته‌های آینده مردم سوگوار و بستگان قربانیان باید حق تجمع مسالمت‌آمیز و اعتراض مسالمت‌آمیز علیه دولت کنونی را داشته باشند.

حسیبه حاج سهروری، معاون مدیرکل عفو بین‌الملل در امور خاورمیانه و آفریقای شمالی گفت که «موج خشونت‌ها در ایران رو به افزایش است و اعمال خشونت شدید توسط نیروهای امنیتی باعث مقاومت در میان مردم معترض شده است».

«امنیت مراسم سوگواری قربانیان را تأمین کنید»

در بیانیه عفو بین‌الملل که روز دوشنبه (۲۸ دسامبر) انتشار یافت، آمده است که تظاهرات روز یکشنبه (۲۷ دسامبر) توسط نیروهای بسیج که شبه‌نظامیان زیر نظر سپاه پاسداران هستند ونیز توسط نیروهای ویژه پلیس کنترل می‌شده است.

این بیانیه می‌افزاید که درناآرامی‌های پس ازانتخابات ریاست جمهوری نیز نیروهای بسیج در صحنه حضور داشته و از سلاح گرم علیه تظاهرکنندگان استفاده کرده‌اند.

حسیبه حاج سهروری گفت، «از دست دادن جان انسان‌ها دربرگزاری مراسم عاشورا قابل اجتناب بوده است وبه این خونریزی باید پایان داده شود».

این سازمان حقوق بشر در بیانیه‌ی خود توضیح داده که در کدامیک از خیابان‌های تهران درگیری و خونریزی در جریان بوده است. عفو بین‌الملل در این بیانیه انتظار دارد که مراسم تشییع سیدعلی موسوی ۳۵ ساله که خواهرزاده میرحسین موسوی است، و نیز مراسم سوگواری دیگر قربانیان طی روزهای آتی برگزار شود و دولت جمهوری اسلامی امنیت آن را تضمین کند.

عفو بین‌الملل می‌افزاید که دولت جمهوری اسلامی با امضای متن کنوانسیون بین‌المللی حقوق شهروندی و سیاسی متعهد به اجرای مفاد آن است و باید حق اجتماعات مسالمت‌آمیز و آزادی بیان را تضمین کند.

عفو بین‌الملل یک بار دیگر از مقام‌های جمهوری اسلامی خواست، کارشناسان حقوق بشر و نمایندگان سازمان ملل، برای انجام یک تحقیقات مستقل در مورد رعایت حقوق بشر به ایران اعزام شوند.

نگرانی عفو بین‌الملل از دستگیرشدگان روز دوشنبه

سازمان عفو بین‌الملل همچنین نسبت به دستگیری‌های روز دوشنبه (۲۸ دسامبر) ابراز نگرانی کرده است. این سازمان در این رابطه از ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی و نیز سه تن از مشاوران میرحسین موسوی و نیز دستگیری یک روحانی عالی‌مقام، آیت‌الله موسوی تبریزی نام برده است.

این بیانیه همچنین می‌افزاید که فعال حقوق بشر عمادالدین باقی در سحرگاه روز دوشنبه توسط چند مرد مسلح دستگیر شده است. گفته می‌شود که این افراد با خشونت وارد منزل آقای باقی شده بودند.

منبع : دویچه وئله

--------------------------------------------------------------------

۱۳۸۸ آذر ۴, چهارشنبه

درخواست سازمانهای بین المللی برای

تحقیق و روشنگری پیرامون مرگ مشکوک پزشک کهریزک

• سه سازمان حقوق بشر درنامه مشترکی به مقامات ایرانی نگرانی جدی خود را در باره مرگ مشکوک دکتر رامین پوراندرجانی؛ پزشکی که در بازداشتگاه کهریزک کار می کرد، ابراز کردند. عفو بین الملل، پزشکان برای حقوق بشر و کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از مقامات ایرانی خواستند که امکان تحقیق مستقل را در مورد مرگ دکتر پوراندرجانی فراهم کنند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com ، چهارشنبه ۴ آذر ۱٣٨٨ - ۲۵ نوامبر ۲۰۰۹

۴ آذرماه ۱٣٨٨- سه سازمان حقوق بشر در نامه مشترکی به مقامات ایرانی نگرانی جدی خود را درباره مرگ مشکوک دکتر رامین پوراندرجانی؛ پزشکی که در بازداشتگاه کهریزک کار می کرد، ابراز کردند.
تعداد بسیار زیادی از معترضین بازداشت شده در کهریزک زندانی شدند و در آنجا مورد شکنجه و بدرفتاری قرار گرفتند و حداقل ٣ نفر از بازداشت شدگان در کهریزک کشته شدند. مقامات ایران قول داده اند که بدرفتاری با افراد بازداشت شده در کهریزک را مورد تحقیق قرار دهند اما تا کنون هیچ خبری در مورد محاکمه کسانی که در این مورد مسئولیت داشتند در سطح عمومی منتشر نشده است.
عفو بین الملل، پزشکان برای حقوق بشر و کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از مقامات ایرانی خواستند که امکان تحقیق مستقل را در مورد مرگ دکتر پوراندرجانی فراهم کنند. گزارش ها حاکی از آن است که دکتر پوراندرجانی شاهد برخی از حوادثی بوده است که در کهریزک بوقوع پیوسته است.
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
مقام محترم جناب آقای علی لاریجانی
مجلس شورای اسلامی
میدان بهارستان، تهران، جمهوری اسلامی ایران

مقام محترم جناب آقای عباس جعفری دولت آبادی
دادستانی استان تهران

مقامات محترم،
ما سازمان های حقوق بشر مستقل امضاء کننده این نامه، نگرانی عمیق خود را در باره مرگ دکتر رامین پوراندرجانی
۲۶ ساله ابراز می کنیم. ما از اینکه دفتر آقای عباس جعفری دولت آبادی، اعلام کرد که در باره مرگ دکتر پوراندرجانی تحقیق خواهد شد، استقبال می کنیم. ما شدیدا توصیه می کنیم که این تحقیق و بررسی، بی طرفانه، مستقل و بطور کامل انجام شود، وهمچنین به شما پیشنهاد می کنیم که مطمئن شوید که از متخصصین معتبربین المللی قضایی برای همکاری در این تحقیق دعوت بعمل خواهد آمد. ما احتراما توجه شما را به این امر جلب می کنیم که متخصصین با تجربه قضایی پزشکان برای حقوق بشر مایلند که در این تحقیقات همکاری کنند.
جسد دکتر رامین پوراندرجانی در استراحتگاه بهداری دفتر مرکزی نیروهای انتظامی در تهران در روز
۱۹ آبان ماه کشف شد. در حالیکه سردار اسماعیل احمدی مقدم؛ فرمانده کل نیروهای انتظامی، مرگ دکتر پوراندرجانی را خودکشی اعلام کرد و گفت که در کنار جسد او نامه ای پیدا شده که نشان می دهد که وی دچار افسردگی بوده، اما مقامات رسمی از اول مرگ دکتر پوراندرجانی را سکته قلبی در خواب و بعد از آن مسمومیت اعلام کرده بودند. رضا قلی پوراندرجانی؛ پدر دکتر رامین پوراندرجانی گفت که شب قبل از مرگ رامین با پسرش صحبت کرده بود و هیچ نشانه ای از افسردگی در او ندیده بود. وی به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت که مسئولین اول به او گفته بودند که پای پسرش در یک تصادف شکسته و اجازه او برای عمل جراحی لازم است اما بعد از اینکه او از تبریز به تهران رفت متوجه شد که پسرش مرده بود.
دکتر رامین پوراندرجانی پزشک وظیفه نیروهای انتظامی بود که هفته ای یکبا ر به بازداشتگاه کهریزک می رفت. مقامات ایرانی خشونت و شکنجه گسترده در کهریزک را تائید کرده اند. حداقل سه نفر در بازداشتگاه کهریزک در نتیجه شکنجه کشته شدند از جمله آنها محسن روح الامینی؛ پسر مشاور ارشد محسن رضایی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری است که گزارش شده است که دو هفته پس از بازداشت در روز
۱٨ تیرماه، در اثر سکته قلبی و خونریزی ریه ها کشته شد. بر روی جسد محسن روح الامینی آثار شکنجه های شدید دیده می شد. در مرداد ماه آیت الله خامنه ای دستور بستن بازداشتگاه کهریزک را صادر کرد.
دکتر رامین پوراندرجانی بعنوان بخشی از وظایفش به معالجه افرادی می پرداخت که در کهریزک در بازداشت بودند و شکنجه شده بودند. کمیته ویژه تحقیق و تفحص در باره همه خشونت های اعمال شده در جریان ناآرامی های پس از انتخابات در مجلس شورای اسلامی، با دکتر پوراندرجانی نیز مصاحبه کرده بود. دکتر پوراندرجانی را قبل از مرگش تهدید کرده بودند تا مانع او شوند که خشونت هایی را که او در کهریزک شاهدش بود، آشکار کند. همچنین گزارش شده است که او را وادار کرده بودند تا گواهی کند که یکی از بازداشتی ها در کهریزک در اثر مننژیت فوت کرده است. ما همچنین مطلع شده ایم که کمیته ویزه مجلس مسئله مرگ دکتر پوراندرجانی را به سلسله تحقیقات خود اضافه کرده است.
بخاطر غیر متعارف بودن مرگ دکتر پوراندرجانی، بنظر ما بسیار مهم است که هر تحقیق و تفحص کاملا شفاف انجام شود و متخصصین مستقل قابل اعتماد برای همکاری دعوت شوند تا صحت تحقیق تضمین شود. ما احتراما الزامات دولت ایران را تحت قوانین بین المللی برای تحقیق در مورد حوادث احتمالی مرتبط با شکنجه و قتل های فراقانونی به شما یادآوری می کنیم، و توصیه می کنیم که در تحقیق در مورد مرگ دکتر پوراندرجانی اصول سازمان ملل متحد در مورد پیشگیری موثر و تحقیق درمورد اعدام های فراقانونی، خودسرانه و شتاب زده کاملا رعایت شود.
ما مجددا مایلیم تاکید کنیم که متخصصین حرفه ای پزشکان برای حقوق بشر که اطلاعات دسترسی به آنها در ذیل این نامه است، آماده همکاری می باشند.

عفو بین الملل
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران
پزشکان حقوق بشر

۱۳۸۸ آبان ۲۵, دوشنبه

همایش سالانه‌ی اقلیتهای قومی"شورای حقوق بشر سازمان ملل"

باشرکت نمایندگان دولت ایران ومخالفین دراین همایش بین‌المللی دو روزه ی سازمان ملل

موضوع اصلی همایش امسال : "حق مشارکت سیاسی اقلیتهای قومی درتعیین سیاست‌های کشورشان"

همایش سالانه‌ی اقلیتهای قومی"شورای حقوق بشر سازمان ملل" با حضور ۵۰۰ نماینده‌ی دولتی ونهادهای غیردولتی در ژنو برگزارشد. ازایران نیز نماینده دولت وافرادی نیز ازگروه‌های قومی این کشوردراین همایش حضورداشتند.

مختصری درباره ی همایش: درهمایش بین‌المللی ژنو که امسال برای 2 مین بار برگزار می‌شود، نمایندگان جمهوری اسلامی وهمچنین نمایندگانی ازاقلیت‌های قومی، مذهبی و زبانی ایران شرکت کردند. موضوع اصلی همایش امسال "حق مشارکت سیاسی اقلیتهای قومی درتعیین سیاستهای کشورشان" بود. امسال از تجربه‌های مثبت بسیاری از کشورها صحبت شد.

نماینده‌ی دولت ایران ضمن اعتراض به حضور برخی از افراد وگروههای قومی کشور دراین نشست، اعمال هرگونه تبعیض قومی وزبانی درایران را رد کرد.


دکترعبدالستار دوشوکی یکی از سخنرانان این نشست به سئوالات دویچه وله پیرامون این همایش پاسخ می‌دهد .

دویچه وله: آقای عبدالستار دوشوکی، شما یکی از شرکت کنندگان و سخنرانان همایش بین‌المللی سازمان ملل در ژنو بودید، در خصوص این همایش و موضوع‌هائی که در آن طرح شد، می‌توانید توضیح مختصری بدهید؟

عبدالستار دوشوکی: این یک کنفرانس دو روزه بود که ازطرف شورای حقوق بشر سازمان ملل در روزهای پنجشبه و جمعه ۲۱ و ۲۲ آبان درمقر دائمی این سازمان در ژنو برگزار شد. موضوع این گردهمایی دررابطه با اقلیتهای قومی، زبانی ودینی بود. کارشناسان، نمایندگان دولت‌ها ونهادهای بین‌المللی غیر دولتی و همچنین گروههای وابسته به اقوام در این دو روزه راه چاره‌های مشکلات اقوام در کشورهای مختلف را تجزیه و تحلیل کردند.

آیا از سوی دولت ایران ویا نمایندگان دیگری از اقوام ساکن کشورهم درآن شرکت کردند؟

علاوه بر نمایندگان ۸۰ کشور جهان و بیش از ۲۰۰ سازمان غیردولتی دنیا، نمایندگان دائمی دولت ایران هم دراین نشست بودند ودرجایگاهی که برای ایران درنظر گرفته شده بود، قرارداشتند. نمایندگانی هم ازاقوام بلوچ، ترک آذری، عرب ، بختیاری وغیره نیز دراین جلسه حضور داشتند.

چه مسائلی ازسوی نمایندگان دولت ایران ویا دیگر نمایندگان ایرانی که دراین نشست حضور داشتند، طرح شد. مثلا خود شما درسخنرانی‌تان چه چیزی را مطرح کردید؟

من درصحبت‌های خود درباره ظلم و ستم‌هايی که درایران در رابطه با ادیان دیگر وبرخوردهای دوگانه با اقوام می‌شود، صحبت کردم. نماینده‌ی ایران به خانم باربارا لی که نماینده‌ی کنگره‌ی آمریکا هست و رئیس انجمن نمایندگان سیاهپوست کنگره‌ی آمریکاست و ریاست نشست را هم بر عهده داشت اعتراض کرده بود که چرا اجازه دادید این افراد وابسته به اقوام صحبت کنند و اینها نماینده‌ یا نمایندگان اقوام و یا ملیت‌های خودشان نیستند. نماینده‌ی جمهوری اسلامی درضمن اشاره کرد که درایران حقوق همه‌ی مذاهب کاملا رعایت می‌شود واین حقوق درمصوبه‌های مجلس و قانون اساسی در نظر گرفته شده و اقوام در ایران نسبتا خرسند هستند و این تبلیغاتی که برعلیه جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد هیچ ربطی به داخل ایران ندارد وسازمان ملل نباید اجازه بدهد که اینگونه تبلیغات را انجام دهند. نماینده دولت ایران بویژه بلوچ‌ها وکردها درایران را متهم کردند که به روش‌های خشونت‌آمیز اعتقاد دارند که به عقیده‌ی من اصلا اینگونه نیست وما بارها اعلام کردیم و این اعتقاد ما هست که ما با هرنوع خشونت و کشتار مخالف هستیم.

عکس‌العمل و یا واکنش شرکت کنندگان دیگری که در این همایش بودند به سخنان شما و صحبت‌های نمایندگان جمهوری اسلامی چگونه بود؟

دراین نشست بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر شرکت کردند و هر کسی غم و اندوه خود را بیان می‌کرد و راه و حل خودشان را هم ارائه می‌دادند. من با نماینده "سازمان کنفرانس اسلامی" صحبت کردم. ایشان در سخنرانی خود به اقلیت‌های کشورهای جهان از جمله اویغورها در چین اشاره کرده بود. من به ایشان گفتم که شما به سنی‌های ایران که شهروندان درجه‌ی دوم کشور حساب می‌شوند و الآن هم در مناطقی نظیر بلوچستان مدارس دینی آنها در فشار هستند، چرا اعتراض نمی‌کنید. ما می‌بینیم که سازمان‌های بین‌المللی از قبیل کنفرانس اسلامی در موارد نقض حقوق مسلمانان از قبیل خود حکومت دینی مثل ایران اشاره‌ای نمی‌کنند و بیشتر به فکر مسلمانان در چین، اسرائیل و یا چچن هستند که من مخالفش نیستم ولی در خود این کشورهای مسلمان نیز اینگونه تبعیض‌ها را قائل می‌شوند.

شما اشاره کردید که این دومین همایش سالانه‌ی سازمان ملل در رابطه با اقلیت‌های قومی، زبانی و دینی هست، بنظر شما برگزاری چنین نشست‌ها چه کمکی برای طرح وحل مسائل ومشکلات قومی درایران تابحال کرده؟

بنظر من درخصوص ایران تابحال هیچگونه پیشرفتی صورت نگرفته، اما مثالهای مختلفی ازکشورهای دیگر طرح شد، به عنوان مثال درپاراگوئه، نیکاراگوئه، رومانی، مجارستان ویا حتی کشورهایی نظیربنگلادش تجربه‌های خوبی داشتند.

در کنار من معاون وزیر امورخارجه‌ی بنگلادش نشسته بود که چند نفر مخالف آنها یعنی طرفدران "چاپازها" نیز در کنار آنها حضور داشتند. اینها یک سری تعاملات متمدنانه‌ای داشتند یعنی هم نمایندگان بنگلادش وهم مخالفین آنها در کنار هم نشسته بودند و تعاملاتی داشتند. متاسفانه در رابطه با ایران اینگونه نیست. برخوردی که رژیم جمهوری اسلامی با مخالفین خود درداخل وخارج می‌کند مملو ازخشونت وغیرمتمدنانه هست. درحالیکه این همایش تابحال یک سری نتایج ملموسی دربعضی ازکشورها داشته بخصوص این کشورهائی که آماده‌اند از تجربیات مثبت دیگر کشورها استفاده کنند تا برای بهبود مناسبات میان اقوام ازاین تجربه‌ها کمک بگیرند. این کشورها ازاین تجربیات به خوبی استفاده می‌کنند، اما در رابطه با ایران این فقط یک جلسه‌ی بین‌المللی دیگری هست که جمهوری اسلامی حرف‌هایی را بزند که درعمل نمی‌تواند آن را اجرا کند.% مصاحبه گر: طاهرشیرمحمدی - تحریریه: مصطفی ملکان

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4893458,00.html

-------------------------------------------------------------------------

۱۳۸۸ خرداد ۲۵, دوشنبه

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران

از مقامات ایرانی خواست

اجازه ی تجمعات مسالمت آمیز به شهروندان

بدهد، به خشونت علیه شهروندان پایان دهد،


۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۸- کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران امروز از مقامات ایرانی خواست که نیروهای امنیتی و گاردهای ویژه را از مکانهای عمومی خارج کند، اجازه تجمعات مسالمت آمیز به شهروندان بدهد، به خشونت علیه شهروندان پایان دهد، و تعداد بیشماری از رهبران سیاسی، روزنامه نگاران و تظاهر کنندگانی را آزاد کند که در جریان تحرکات مناقشات مربوط به انتخابات ریاست جمهوری روز 22 خرداد ماه بازداشت شدند.

کمپین بین المللی حقوق بشر همچنین از مقامات خواست که امکانات مخابراتی و ارتباطاتی را که در جریان انتخابات قطع کرده اند، برقرار کنند، وضعیت تلفنهای دستی و پیامکها را به حالت عادی برگردانده و به خبرنگاران و رسانه های بین المللی امکان بدهند که به فعالیتهای عادی خود ادامه بدهند.

ارون رادز؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران درباره وضعیت بحرانی ایران گفت:" دراین لحظه بحرانی، ما به دولت توصیه میکنیم که به تجاوز به حقوق آزادیهای شهری و محدودیتهای اعمال شده برای مردم که می تواند به خشونت و درگیری های خطرناک عمومی منجر بشود، پایان بدهد."

ارون رادز تاکید کرد که :"ما خواستار این هستیم که خیابان ها از نیروهای نظامی خالی شود و شهروندان امکان ابراز عقاید خودشان را مطابق با الزامات بین المللی ایران در رعایت آزادیهای بیان و تجمع داشته باشند."

از زمان اعلام نتیجه انتخابات، تهران و سایر شهرهای ایران مملو از اعتراضاتی است که بطور خشونت بار توسط پلیس ونیروهای ویژه واحد های امنیتی مورد حمله قرار گرفته اند. گزارش ها حاکی از این است که خشونت ها علیه تظاهر کنندگان افسارگسیخته است و تعداد زیادی از تظاهرکنندگان تاکنون مجروح شده اند.

سردار رادان؛ جانشین فرمانده نیروهای انتظامی در روز 24 خرداد ماه اعلام کرد که در روزهای اخیر 170 نفر بازداشت شده اند که ایشان 110 نفر از بازداشت شدگان را تظاهر کننده و مابقی را سازمانده اعتراضات خطاب کرده است.

تاکنون کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران موفق شده است که بازداشت حداقل 20 نفر از رهبران سیاسی و روزنامه نگاران را تائید کند. این افراد عبارتند از مصطفی تاج زاده، محسن امین زاده، تقی رحمانی، رضا علیجانی، عبدالله رمضان زاده، شاهین نوربخش، هدی صابر، کیوان صمیمی، عماد بهاور، احمد افجه ای، احمد زید آبادی، سعید شریعتی و شیوا نظرآهاری. همچنین بهزادنبوی، محمد رضا خاتمی و همسر ایشان، محسن میردامادی، زهرا مجردی، و محمد عطریانفر نیز که روز گذشته بازداشت شده بودند امروز 24 خرداد ماه آزاد شدند.

طبق اطلاعات رسیده به کمپین نیروهای امنیتی اعلام کرده اند که تعداد بیشتری از افراد را بزودی بازداشت خواهند کرد.

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران قویا تاکید می کند که دولت مسئولیت برقراری فضای آرامش و امنیت را برای شهروندان ایرانی بر عهده دارد و برای برقراری این آرامش و امنیت باید به محدودیت های سرکوب گرانه ای که می تواند محرک درگیری هایی شود که به نوبه خود خشونت نیروهای نظامی را دامن بزند، پایان داده شود.