‏نمایش پست‌ها با برچسب interview. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب interview. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ مهر ۱۲, سه‌شنبه

آسیب شناسی اپوزیسیون خارج

گفت و گو با رضا علیجانی درباره ی آسیب شناسی اپوزیسیون خارج ازایران

رضا عليجانی، روزنامه نگار وعضو شورای فعالان ملی مذهبی و سردبير نشريه توقيف شده «ايران فردا» است.
آقای عليجانی که هم اکنون
۴۹ ساله است، پس از انقلاب سالهای بسياری ازعمر خود را در زندان گذارنده است. او درسال ۶۵ به مدت چهارسال زندانی شد. بارديگر درسال ۱۳۷۹ به همراه بسياری از نيروهای ملی مذهبی بازداشت شد ونزديک به شش ماه و نيم در زندان انفرادی بود. رضا عليجانی بار ديگر درسال ۸۲ بازداشت وبه مدت دوسال زندان بود.
رضاعليجانی دارای تاليفاتی ازجمله «شريعتی شناسی»،«نوگرايی دينی» ومجموعه کتابهايی درباره «زن درمتون مقدس» است
آقای عليجانی برنده جايزه آزادی مطبوعات خبرنگاران بدون مرز- بنياد فرانسه درسال
۲۰۰۱ شد وپس ازترک ايران درحال حاضر درپاريس اقامت دارد.

وی اخیرا دريک سخنرانی درجمع دانشجويان ايرانی درهلند، مهاجرت روزنامه‌نگاران دردوسال اخيررا دارای محاسن و معايب گوناگون دانسته است. او حسن اين مهاجرت‌ها را دراين می داند که روزنامه‌نگاران می‌توانند فضای رسانه‌ای خارج از ايران را نسبت به اپوزيسيونی که قبلا مهاجرت کرده بود، به‌ روزتر کنند. زيرا تحليل‌های جديد و درست‌تری با خود به بيرون از ايران آورده و پرسش‌های تازه‌تری به ميان آوردند. ولی به اعتقاد او، ضعف اين است که عمدتا تحليل‌ها مبتنی بر تفسير خبر هستند و درشرايط کنونی، ژورناليسم تا حدی جای تحليل‌های استراتژيک را گرفته است.
رضا عليجانی براين اعتقاد است که باخواندن مقالات ونظرات درسايت‌ها ورسانه‌های مختلف به ويژه درفضای خارج ازکشور می بينيم تصور براين است که نظام سياسی درايران درحال فروپاشی است. مانند «تئوری امپرياليسم درحال احتضار» لنين که می گفت امپرياليسم کنار گور خود ايستاده و فقط کافی‌ است او را هل بدهيم. يعنی حکومت تنها نياز به يک تلنگر و جامعه نيز به يک جرقه احتياج دارد.
آقای عليجانی از اين تصور به عنوان تصوری نزديک ‌بينانه ياد می کند ومعتقد است آن‌هايی که چنين تفکری دارند با هراتفاقی درايران به دنبال پرده‌ آخر هستند.
رضا عليجانی معتقد است وقوع اتفاقات بنيادی درايران ميان‌مدت است اما بسياری، دستاوردگرا هستند وبرهمين اساس به دنبال پرده آخرند ومسير پيموده شده ودستاوردهای آن را نمی‌بينند.
راديو فردا درگفت و گوی ويژه ی اين هفته به سراغ رضا عليجانی رفته وگفت و گويی درباره ی آسيب شناسی نيروهای خارج از کشور با او داشته است:
راديو فردا: آقای عليجانی! اگر بخواهيد آسيب شناسی کوتاهی از نيروهای اپوزيسيون خارج از کشور داشته باشيد، اين نيروها دارای چه محاسن و معايبی هستند وآيا مهاجرت روزنامه نگاران وفعالان سياسی ومدنی دردوسال اخير به فهم جديد اپوزيسيون از اوضاع و واقعيت ايران کمک کرده است؟
رضا عليجانی: البته اپوزيسيون خارج ازکشوريکدست نيست وزمان خروج شان ازکشورهم يکسان نيست. اما اگر بخواهيم از دور به اين پديده وحتی میتوان گفت به اين نهاد نگاه کنيم، مهمترين ويژگی اين اپوزيسيون اين است که وجدان اپوزيسيون ايران بوده، مشعل افروز آرمانها بوده، هروقت صدا درداخل کشور ضعيف يا نزديک بين شده اپوزيسيون اين صدارا بلندتر کرده و نگاه را دوردست تر.

اما شايد مهمترين مشکل اپوزيسيون خارج از کشور شبيه مشکلی است که درداخل زندانها نيز وجود دارد. افرادی که در زندان به سر می برند فقط با خودشان درارتباط هستند، يعنی يک زندانی با بقيه زندانیها که اتهامات مشخصی دارند واز اعضای گروه های مختلف هستند سر و کار دارد. به نوعی میتوان گفت نقطه ضعف وآسيب اپوزيسيون خارج ازکشور، «ذهنی شدن وتنزه طلبی» است ومقداری هم بی انگيزگی يا ناکارآمدی دررابطه با روحيه مشترک ومخرج گيری ازتمايلات وگرايشها.
اما دردوسال اخير که روزنامه نگاران زيادی ازکشور خارج شدند توانستند فضای خارج را عينی تر ومسايل را دقيق تر مطرح کرده و اخبار را به روزتر کنند. اينها خون تازه ای بود در رسانه های مختلف.
اما بخشی که به عنوان يک عيب و يا نقيصه می توان مطرح کرد اين است که تحليل خبر لازم است، ولی کافی نيست. روزمرگی، روزانه ديدن و روزنامه ای ديدن که می خواهد سريع به نتيجه برسد و کارش برای فردا برود روی دکه ديده می شود و اين غلبه وجه خبر تحليل است به صورت خيلی پر رنگ.
تحليل های استراتژيک که بتواند چشم انداز آينده و افق را ببيند، مانند رانندگی می ماند که هم بايد نور پايين زد و هم نور بالا و شايد بيشتر بتوان گفت اين فضا، فضای نور پايين است و نور بالا در آن کم ديده می شود يا با فاصله های زياد زده می شود.
آقای عليجانی! روزنامه نگاران و چهره های جديدی که طی دو سال گذشته به خارج از کشور آمده اند اگر بخواهند دچار مشکل تحليل فعالان سياسی نشوند که سال هاست درخارج از کشورند، چه کاری بايد انجام دهند؟
مهم ترين کار ارتباط با داخل است نه فقط با فضای اپوزيسيون و خبرهای حقوق بشری، بلکه هرکسی خانواده و دوست و آشنا دارد که می تواند در ارتباط با آنها فعال بماند. می تواند اخبار داخل و حتی اس ام اس هايی که رد و بدل می شود ميان مردم و جزييات را دنبال کند، يعنی نوعی همذات پنداری و حضور در صحنه. از درون به مسئله نگاه کردن ضروری است، نبايد جوگير شوند و به عبارتی مرعوب و مغلوب فضا نشوند.
البته اين مسئله هم استحکام نظری می خواهد و هم استحکام مشی و استراتژی. بايد تکثر را در داخل ببينند، صورت مسئله در زندان و يا خارج از کشور ساده می شود و فقط «ما» ديده می شويم به عنوان منتقدين و اپوزيسيون و حاکميتی که در مقابل قرار دارد. يعنی فقط «ما و آنها» ديده می شود و دراين ميان بيش از
۶۰ يا ۷۰ درصد جامعه که مردم هستند و بين ما و آنها قرار دارند ديده نمی شوند. اين مهمترين و کليدی ترين مسئله است به نظر من.
ما می بينيم در طول اين سال ها نيروهای سياسی خارج از کشور نه تنها نتوانستند با نيروهای داخل کشور يک همگرايی داشته باشند بلکه بين خودشان هم عدم همگرايی شديد دارند. چرا اين همگرايی شکل نمی گيرد؟
اين سوال شايد سوال سختی باشد واين مسئله هم درداخل کشوروجود دارد وهم درخارج ومتعلق به زمان حال نيست ودرايران يکی ازنقيصه های مان همين مسئله است. بايد روی اين مسئله ازنظر جامعه شناسی وروان شناسی ومعرفت شناسی تعمق شود.
بخشی از اين مشکل برمی گردد به اينکه ما درجامعه نهاد نداريم. افراد بر اساس ژورناليسم و يا عوامل ديگر رشد می کنند و يا دريک صحنه می درخشند اما چون نهاد نداريم وافراد ازطريق نهادها رشد نمی کنند (شايد معدود نهادهای ما نهادهای حزبی بودند و هستند که در سطح گذشته فعال نيستند) اينجا نقش افراد و مسايل خصلتی و شخصی تقويت وتشديد می شود. ما اين را در تاريخ هم داريم مثلا برخوردی که آقای مکی با دکتر مصدق دارد.

شايد نتوان تمام ابعاد اين مسئله را تحليلی و تئوريک ديد، يعنی بخشی را بايد روان شناختی تحليل کرد و بخشی را هم بايد سياسی و جامعه شناختی ديد. اگر بخواهيم عميق تر ببينيم بايد روحيه ثنوی ايرانی بشناسيم و با نگاه يونگ مسئله را بررسی کنيم. اگر فرويد ضمير و ناخودآگاه فردی را به کار می برد، يونگ يک ناخودآگاه جمعی را هم به کار می برد.
ما درپس زمينه های دينی وفلسفی کهن اهورا واهرمن داريم، يعنی ديدگاه ثنوی داريم. در روانشناسی ما روحيه ثنوی هست، يعنی همه چيز را سياه و سفيد می کنيم يا به صورت دوست و دشمن می بينيم، گاهی اوقات شديدا اميدواريم وگاهی اوقات شديدا نااميديم، يعنی نوسانی بين اين دو قطب ديده می شود.
اين مسئله در چند دهه اخير به خصوص قبل از انقلاب تا فروپاشی شوروی، با نگاه تضادی برخی مکتب های جامعه شناختی و سياسی از جمله نگاه مارکسيستی تشديد شده است. يعنی با آن روحيه ثنوی و اين نگاه جامعه شناختی سياسی تضادی، رويکردهای ديگر کمتر وارد جامعه ما شد و يا فقط در آکادمی ها وجود داشت مثل نگاه های پارسونزی يا وبری. اين ديدگاه در فضای روشنفکری و در کتاب های درسی دانشگاهی گفتمان غالب بود. آن نگاه وفاقی و همگرايی که در جامعه شناسی وجود دارد، در بخشی از مکاتب و گرايشات کمتر ديده می شود.
اين نگاه تضادی و آن نگاه ثنوی با هم تلفيق شده در نتيجه ما بيشتر می توانيم مرزبندی کنيم تا مخرج مشترک بگيريم ولی بايد اين مشکل را حل کنيم؛ نگاهی که مهندس سحابی در اين سال های آخر خيلی بر آن تکيه می کرد.
درواقع می خواهم بگويم بايد نوعی نگاه «ايران- فردايی» داشته باشيم. ايران فردا برای من هم يک مجله است و هم يک نگاه خاص متاثر از مهندس سحابی بر اساس همبستگی ملی؛ همبستگی که کنه آن بر اساس رفع تبعيض است و واژه ای که نگاه به فردای ايران دارد.
اگر کسی دلسوز فردای ايران باشد حتما بايد به اين همگرايی بها دهد، چون آينده ايران متعلق به هيچ فرد و جناحی نيست و آينده ايران بدون همگرايی ملی هرگز ساخته نخواهد شد.
آقای عليجانی! شما در سخنرانی خود در جمع دانشجويان ايرانی در هلند گفتيد اگر کسی تکثر جامعه ايران را نبيند هيچ چيز از جامعه ايران نمی داند. چرا شناخت و فهم تکثر جامعه ايران هم برای نيروهای اپوزيسيون خارج از کشور مهم است و هم برای روزنامه نگاران و فعالان سياسی که جديداً به خارج از کشور آمده اند؟
هر برخورد تحليلی و استراتژيک بر چند پايه استوار است، يک پايه تحليل شرايط است. اگر کسی شرايط را درست نبيند قطعا مواضع درستی نخواهد داشت.
جامعه ايران از يک جامعه ناموزون با غلبه وجه سنتی از اواخر دوره قاجاريه اکنون وارد جامعه ناموزون با غلبه وجه مدرن شده اما اين جامعه از نظر دينی، سياسی، مطالباتی، جنسی، قومی، صنفی و طبقاتی يک جامعه متکثر است. يکسان سازی و ساده بينی اين جامعه به نظر من مهمترين خطايی است که يک روشنفکر و تحليل گر سياسی به ويژه يک طراح استراتژی برای آينده ايران دچارش خواهد شد.
جامعه ايران از نظر قومی، مذهبی و زبانی متکثر است و اين مسئله حتما بايد ديده شود. دموکراسی پارلمانی برای ايران لازم است ولی کافی نيست. اگر کسی اين تکثر را نبيند، تنوع جنسی و طبقاتی را نبيند يک اصل طلايی را در شناخت جامعه ايران به زمين گذاشته است.
نگاه نيروهای اپوزيسيون خارج از کشور چه قديمی ها و چه جديدها به جنبش سبز تا چه اندازه واقع بينانه بوده است؟
طبق همان روحيه ومنش و تفکر ثنوی که اشاره کردم، شايد يک نوع اغراق درابتدا صورت گرفت و جو رمانتيک شد. جنبش سبز يکی از مردمی ترين جنبش های تاريخ معاصر ما است که در واقع جنبش طبقه متوسط نوگرا درشهرهای بزرگ بود و در مناطق مرکزی و بالايی شهر که توانست از انتخاب به اعتراض خيابانی قدم بگذارد، ولی وارد عرصه اعتصاب نشد.
>ما بايد هم محدوديتهای اين جنبش را بينيم وهم مزيت هايش را. به نظر من غلبه نگاه رمانتيک وپوپوليستی درابتدا باعث شد اغراقی صورت گيرد به ويژه درفضای خارج ازکشور که تمايل به بازگشت به ايران وحل مسئله بيشتر است. اما علاوه بر مزيت های اين جنبش، نقصان هايش هم بايد ديده شود تا راهی به سوی آينده گشوده شود.%

http://www.radiofarda.com/content/f4_reza_alijani_opposition_abroad_/24347227.html

---------------------------------------------

۱۳۹۰ مرداد ۲۵, سه‌شنبه

مصاحبه ای درخصوص انتخابات دوره ی نهم مجلس

گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی:

شرایط حضور اصلاح‌طلبان درانتخابات فراهم نیست، وحضور اصلاح طلبان درانتخابات باعث توجیه موضوعیت وحدت، بین اصول گرایان خواهد شد

سحام نیوز: گرامی مقدم در مصاحبه‌ای با سحام نیوز موضع کنونی حزب اعتماد ملی و نیز شرایط اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات آینده را مطرح کرد. وی در بخشی از این مصاحبه گفت: «اگر اصلاح طلبان با شرایطی که دارند به انتخابات ورود پیدا کنند که شرایط آنها از سوی حاکمیت محقق نشده باشد مسلما صرفا بعنوان گرم کردن تنور انتخابات معنی پیدا خواهد کرد وشکست اصلاح طلبان به دست خود اتفاق خواهد افتاد».
- متن کامل مصاحبه سحام نیوز را با اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی و نماینده ی سابق مجلس در خصوص انتخابات دوره ی نهم مجلس شورای اسلامی را در زیر می خوانیم:
۱. آیا حزب اعتماد ملی ویا اصلاح طلبان برنامه‌ای برای حضور درانتخابات مجلس شورای اسلامی دارند؟
ج: ابتدا باید عرض کنم با عنایت به اینکه از تاریخ هفدهم شهریور سال ۸۸ دفتر حزب اعتماد ملی توسط دستگاه‌های امنیتی تعطیل شده است، لذا تاکنون امکان برگزاری جلسات حزبی نبوده است که تصمیمی درخصوص انتخابات گرفته شده باشد، بنابراین حزبی که تعطیل شده است، معلوم است که شرایط حضور در انتخابات را پیدا نکرده است، چون انتخابات خودش یک رویداد رقابتی است وبرای حضور دریک رقابت مثل هر ورزشکاری نیاز به تمرین و ممارست دارد.
از منظر فعالیت حزبی، تمرین برای حضور درانتخابات بدین معنی است که حزب بتواند فعالیت های برنامه‌ریزی‌ شده‌ی خود را از قبیل تشکیل جلسات شورای مرکزی، برگزاری کنگره های کشوری و منطقه ای، بازرسی های مستمر از موقعیت شاخه ها، کمیته ها و دفاتر حزبی، فعالیت مستمر رسانه های حزب از جمله روزنامه و بولتن و همکاری و هماهنگی با دیگر احزاب جهت ائتلاف داشته باشد!
بسیار بدیهی است حزبی که این امکان را در دو سال گذشته نداشته باشد حتماً آمادگی و شرایط حضور در انتخابات را نیز نخواهد داشت. وضعیت دیگر احزاب اصلاح طلب نیز از وضعیت حزب اعتماد ملی بهتر نیست. احزاب مشارکت، مجاهدین انقلاب از سوی دستگاه قضایی اعلام انحلال شده است، کارگزاران سازندگی و مجمع نمایندگان ادوار و دیگر احزاب اصلاح طلب امکان فعالیت نداشته اند. از این رو خیلی ساده می شود ارزیابی کرد با شرایط کنونی که اکثر گروه های اصلاح طلب، به ویژه احزاب بزرگ و موثر، الزامات لازم برای شرکت در انتخابات را ندارند، قادر به حضور نتیجه بخش در انتخابات را نخواهند بود.
۲. برخی از اصول گرایان، به ویژه آقایان علی لاریجانی ومحمدرضا باهنر، خواستار حضور اصلاح‌طلبان درانتخابات شده اند و آقای باهنر تا آنجا پیش رفته که می گوید «ما از اصلاح طلبان خواهش می کنیم که درانتخابات شرکت کنند.» ارزیابی شما از این موضع گیریها چیست؟
ج: تحلیل من به عنوان یک عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی این است که طیف اصول گرایان سنتی به چند دلیل تمایل شدید دارند که اصلاح طلبان در انتخابات حضور پیدا کنند.
دلیل نخست آن است که حضور اصلاح طلبان در انتخابات، مشروعیت انتخابات را تا حدودی برمی‌گرداند و خدشه وارد شده به انتخابات قبلی را کمرنگ‌تر خواهد کرد.
دوم اینکه، حضور اصلاح طلبان در انتخابات باعث توجیه موضوعیت وحدت، بین اصول گرایان خواهد شد. این مسئله، کلیدی ترین دلیل تمایل اصول گرایان سنتی به کشاندن اصلاح طلبان به عرصه انتخابات است، چون به خوبی می دانند که در صورتی که حامیان دولت لیست جداگانه ای ارائه کنند، با امکاناتی از قبیل بخشداری ها، فرمانداری ها، استانداری ها و تمامی ادارات دولتی که در اختیار دارند، قادر خواهند بود اصول گرایان منتقد دولت را پشت سر گذاشته و اکثر کرسی های مجلس نهم را نمایندگان هوادار دولت تصاحب خواهند کرد، و این سکوی مناسب برای جهش در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری خواهد بود.
سوم اینکه، اگر اصلاح طلبان با شرایطی که دارند به انتخابات ورود پیدا کنند که شرایط آنها از سوی حاکمیت محقق نشده باشد، مسلما صرفا به عنوان گرم کردن تنور انتخابات معنی پیدا خواهد کرد و شکست اصلاح طلبان به دست خود اتفاق خواهد افتاد. پس تمنای آقای مهندس باهنر چنان هم بی‌طمع نیست!
۳. به نظر شما تا چه اندازه ای حامیان دولت تمایل دارند یک لیست توسط اصول گرایان ارائه گردد و اساساً امکان وحدت در بین اصول گرایان با توجه به مراجع ای که تعیین گردیده است وجود دارد یا خیر؟
ج: معتقدم اصول گرایان دولتی – یا به تعبیر دیگر ارکان حاکمیت، «جریان انحرافی» – با توجه به اینکه تمامی امکانات دولتی [در اختیار آنهاست] و پول خوبی هم به بهانه هدفمند کردن یارانه ها جمع‌آوری کرده و نزدیک ایام انتخابات توزیع خواهند کرد، نه تنها تمایلی به وحدت ندارند بلکه اساساً خود را بی نیاز از وحدت در بین اصول گرایان و ارائه ی یک لیست واحد می دانند و به همین جهت این طیف دولتی برخلاف اصول گرایان سنتی تمایلی به حضور اصلاح طلبان در انتخابات ندارند، چون در صورت عدم ارائه لیست از سوی اصلاح طلبان، ارائه ی دو لیست یا چند لیست دربین اصول گرایان اجتناب ناپذیر خواهد بود.
۴. با توجه به اینکه آقای خاتمی و برخی دیگر از شخصیت های اصلاح طلب، حداقل شروط لازم در انتخابات را اعلام کردند و برخی از اصلاح طلبان بدون محقق شدن این شروط تمایل دارند در این انتخابات حضور پیدا کنند، ارزیابی شما در این خصوص چیست؟
ج: ببینید، همانگونه که گفتم مسئله‌ی انتخابات یک رویداد رقابتی است و برای ایجاد الزامات آن از دو زاویه امکان دارد. یک زاویه نگاه را آقای خاتمی داشتند، که او معتقد است برای حضور ما اصلاح طلبان در انتخابات می بایستی حداقل این شروط، یک «آزادی آقایان کروبی و موسوی» و دوم آزادی تمامی زندانیان سیاسی و سومین شرط نیز برگزاری انتخابات سالم محقق شود.
یک زاویه دیگر، نگاه آقای موسوی خوئینی‌ها (دبیرکل مجمع روحانیون مبارز) است، که او معتقد است جریانی که در انتخابات گذشته به دلیل حضور در انتخابات صدمه و آسیب دیده است، دو نامزد اصلاح طلب در حبس خانگی هستند، صدها نفر در زندان هستند و ده ها نفر نیز جان خود را از دست داده‌اند و هیچ گونه دلجویی هم از آنها نمی شود، مثل این است که یک خانواده‌ای این همه ملامت و خسارت دیده است، حالا به او گفته شود: بیا در عروسی هم شرکت کن! خوب معلوم است که امکان آن وجود ندارد، و به عبارت دیگر به جای اینکه بگوییم این شرایط آقای خاتمی محقق شود، می توان اینگونه گفت که اساساً اصلاح طلبان شرایط خودشان برای حضور در انتخابات فراهم نیست، مگر حاکمیت شرایط و الزامات اصلاح طلبان را فراهم آورد. بنابراین هر دو نگاه، بر فقدان شرایط لازم برای اصلاح طلبان در حال حاضر برای حضور مقتدرانه در انتخابات پیش رو متمرکز است.
اما درخصوص بخش دوم سوال شما باید عرض کنم اکثریت گروه های اصلاح طلب و شخصیت های آنها مواضع خود را در تایید دیدگاه آقای خاتمی اعلام کرده‌اند. از این جهت گروهی دیگر نیز اگر تمایلی به رعایت حقوق اکثریت ندارند، اشکالی ندارد آنها به عنوان نامزد مستقل در انتخابات حضور پیدا کنند، اما حق ندارند دستاوردهای یک جریان را برای حضور در انتخابات به نام چند نفر استفاده نمایند.
۵. برخی برای برگزاری انتخابات سالم حضور ناظرین بین المللی را ضروری می دانند. آیا شما با این دیدگاه موافق هستید؟
ج: اعتقاد ندارم برای برگزاری انتخابات سالم از ناظرین بین المللی استفاده شود. اولا این مسئله به استقلال کشور لطمه وارد می کند، ایران کشوری بزرگ است و نیازی به اینگونه نظارتها نیست. ثانیا قوانین موجود و قانون انتخابات در صورتی که بدون دخالت سلیقه ی مجریان و ناظرین انجام شود، کافی است. مشکل تخلفات انتخاباتی، در صورتی که شورای نگهبان به وظیفه‌ی قانونی خود عمل کند و اقدام به اصلاح رویه‌ی پیشین خود در اجرای قانون نماید، بدون دخالت ناظرین بین المللی می تواند انتخاباتی شایسته سالم و رقابتی را برگزار نماید، کار سختی هم به نظر نمی رسد، فقط یک اراده ی مصمم می طلبد که این داور در بررسی رد صلاحیت ها به مرر قانون عمل کند، نه اینکه اکثریت اصلاح طلبان را رد صلاحیت کند و به مانند انتخابات دوره‌ی هشتم برای اصلاح طلبان فقط برای یک سوم کرسی ها امکان رقابت باشد و در مقام نظارت، شورای نگهبان در صورتی که به مجری انتخابات اجازه ندهد معتمدین محلی را از طرفداران خود انتخاب کند و خود شورای نگهبان نیز اعضای شورای نظارت استانها و شهرستان ها را بی طرفانه و یا از هر دو جناح انتخاب کند، شرایط لازم برای انتخابات سالم به خودی خود به وجود خواهد آمد. این نمی شود که اصلاح طلبان یک پای انتخابات باشند، اما در اجرا و نظارت هیچ گونه سهمی نداشته باشد.% ، - برگرفته از سایت ایران-امروز.نئت

۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه

پرسش وپاسخ درباره ی گزارشگر ویژه ی حقوق بشر

شورای حقوق بشر چیست وچرا ازسال ۸۲ گزارشگری برای ایران تعیین نشده؟

شورای حقوق بشر نهاد حقوق بشری سازمان ملل است ومرکب از ۴۷ عضو که از سوی مجمع عمومی سازمان ملل انتخاب می‌شوند.
با توجه به ماده ۲ منشور ملل متحد مبنی بر برابری حقوقی همه کشورهای عضو سازمان ملل (به استثنای شورای امنیت) هرکشوری حق دارد داوطلب عضویت درشورای حقوق بشر باشد. ولی پذیرش اعضای شورا منوط به اکثریت مطلق آرای نمایندگان کشورها درمجمع عمومی است (نصف به اضافه یک).
ازسوی دیگر برای آن که شورا نماینده واقعی همه کشورها باشد، عضویت درشورا مبتنی بر سهمیه‌بندی قاره‌ای است: آسیا وآفریقا واروپا هریک ۱۳ عضو (اروپای غربی ۷ واروپای شرقی ۶ عضو) وقاره آمریکا ۸ عضو.
این شورا در سال ۲۰۰۶ جانشین کمیسیون حقوق بشر شد که اعضای آن توسط شورای اقتصادی- اجتماعی سازمان ملل انتخاب می‌شدند.
تصویب قطعنامه درباره وضعیت حقوق بشر درکشورها وازجمله تعیین گزارشگر ویژه چه درگذشته درکمیسیون حقوق بشر وچه اکنون درشورای حقوق بشر، منوط به تسلیم طرح قطعنامه از سوی یک یا چند کشور به شوراست.
درسال ۱۳۸۲ طرح قطعنامه درباره وضعیت حقوق بشر درایران وتمدید مأموریت گزارشگر ویژه (موریس کاپیترن) به علت عدم کفایت آرا به تصویب کمیسیون حقوق بشر نرسید واین گفته که «قطعنامه‌ای تصویب شد که طبق آن دیگر لزومی به وجود یک گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر درایران نبود» نه واقعیت دارد ونه با آیین رسیدگی نهاد حقوق بشری سازمان ملل مطابقت می‌کند.

آیا تنها یک نفر به عنوان گزارشگر حقوق بشر برای ایران انتخاب می‌شود یا اینکه بیش از یک نفر وبه صورت تیم انتخاب می‌شوند و وارد ایران می‌شود؟ ضمن اینکه نحوه دسترسی مردم ایران به گزارشگر ویژه چگونه است وامنیت کسانی که با گزارشگر ویژه تماس می‌گیرند، چگونه تأمین می‌شود؟

گزارشگر یک نفر است ومی‌تواند با چند همراه (منشی، مترجم ....) عازم ایران شود مشروط براینکه دولت ایران به همراه یا همراهان او هم ویزای ورود بدهد.
گزارشگر پس از ورود به ایران تماس‌های خودرا با مسئولان دولتی آغاز می‌کند و می‌تواند درهتل محل اقامت خود و یا در محل دیگری و از جمله دفتر سازمان ملل درتهران کسانی را که مایل به ملاقات و گفت‌وگو با او هستند بپذیرد.
ما در گذشته از طریق رسانه‌های خبری وهمکارانمان درایران، مردم را درجریان مأموریت گزارشگران سازمان ملل (اعم از گزارشگر ویژه یا گزارشگران موضوعی) می‌گذاشتیم واین بار هم به همان صورت عمل خواهیم کرد.
اگر به شاکیان وستمدیدگان اجازه داده نشود که با گزارشگر ویژه تماس بگیرند ویا اینکه نگذارند که وی از زندان‌های ایران بازدید کند وبا زندانیان به مصاحبه بپردازد وبه طور کلی موجبات انجام یک تحقیقات کامل وهمه‌جانبه را فراهم نیاورند، گزارشگر نخواهد توانست که مأموریت خودرا انجام دهد ومثل این است که به او ویزای ورود به ایران را ندهند.
با گسترش امکانات اینترنت دسترسی مردم و گزارشگر حقوق بشر به یکدیگر بسیار راحت‌تر از گذشته است. شاید لازم نباشد گزارشگر جهت دریافت اجازه سفر به ایران مجبور به معامله با حاکمان نظام جمهوری اسلامی شود.

گزارشگر نمی‌تواند به گزارش‌های کتبی یا تماس ازطریق اینترنت اکتفا کند وبایستی وضعیت حقوق بشر را درمحل مورد بررسی قرار دهد.
هنوز گزارشگر ازسوی شورای حقوق بشر انتخاب نشده است. همه کشورها می‌توانند تا روز ۱۸ آوریل (۲۹ فرور دین) کاندیدای خود را اعلام کنند. هفدهمین اجلاس شورای حقوق بشر در ۳۰ می آغاز به کار می‌کند و تا ۱۷ ژوئن ادامه دارد و در آن فاصله گزارشگر انتخاب خواهد شد.
گزارشگر ویژه نمی‌تواند ملیت کشوری را داشته باشد که بایستی درباره وضعیت حقوق بشر در آن کشور تحقیق کند.
نماینده مزبور آیا فقط به حقوق زندانیان و اعدام‌شدگان رسیدگی می‌کند یا به هر طریقی که حقوق زن و مرد و گروه‌های احتماعی و گروه‌های شغلی و صنفی را هم بررسی خواهد کرد؟

گزارشگر ویژه بایستی درباره تمام موارد نقض حقوق بشر اعم از حقوق مدنی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی وازجمله وضعیت اقلیت‌های قومی ومذهبی تحقیق کند و بازدید وحوزه بررسی وی نمی‌تواند محدود به تهران باشد.

پرسش دیگر از سوی خوانندگان رادیو فردا این است که «نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران و به خصوص در کردستان هر روز وخیم‌تر می‌شود. درمناطق کردنشین شدت آن بیشتر هستش و به خصوص شاهد کشتار روزانه شهروندان مرزنشین به بهانه مبارزه با کالای قاچاق هستیم. برای تهیه گزارش به خصوص در کردستان با این جو امنیتی شدید و فشاری که بر فعالان مدنی وجود دارد، چه راهکاری برای رساندن گزارش‌های این مناطق خاشیه کشور به چنین گزاشگری وجود دارد.»؟

وضعیت حقوق بشر در بلوچستان، کردستان و مناطق دورافتاده به مراتب از تهران بدتر است. اگر به وی اجازه سفر ندهند، قرینه‌ای بر صحت این گفتار است. هر چند که می‌توان گزارش های مستند درباره وضعیت این مناطق را در تهران هم به وی تسلیم کرد.

خواننده‌ای سؤال کرده که «آفای دكتر لاهیجی قبل از هر چیز مشخص كنید كه مبارزه با سركوب قومیت‌ها از وظایف فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشر هست یا نه؟ اگر هست پس چرا تا به حال هیچ اقدامی راجع به این تهجم و تضییع حق قومیت‌ها در ایران نمی‌كنید كه به چشم قومیت‌های ایران بیاید؟» و خواننده دیگری پرسیده است: «من بلوچ چقدر در این سرزمین حق دارم؟»

دفاع از اقلیت‌های قومی وظيفه جامعه دفاع از حقوق بشر و فدراسيون بين‌المللی جامعه‌های حقوق بشر است. به آخرين گزارش ما زير عنوان «رويه پنهان ايران، تبعيض ضد اقلیت‌های قومی و دينی در ايران» به زبان‌های فارسی و انگليسی در سايت ما به آدرس (www.fidh.org) نگاه کنید.

«آیا به نظر شما تعیین گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل در حالی که این شورا خود تحت نفوذ اتحادیه اروپا و آمریکا است و این گروه از دولت‌ها شریک دزد و رفیق قافله هستند و علائم و نشانه های زیادی وجود دارد که دسته جمعی این کشور ها با حکومت اسلامی روابط پشت پرده دارند، از هیچگونه اعتباری بر خوردار است؟» پرسش دیگر اینکه: «چطور می‌شود که ایران طی این سال‌ها مرتب ناقض حقوق بشر بوده ولی احتیاج به گزارشگر ویژه نداشته؟ اگر نه پس چرا این وقفه در انتخاب گزارشگر ویژه به وجود آمده؟ سؤال دیگرم اینکه آیا خانم پیلای در این مدت که کمیسر عالی حقوق بشر بوده‌اند به غیر از ملاقات‌های نمایشی کار خاصی در رابطه با انتخاب گزارشگر ویژه داشته‌اند یا خیر؟»

می‌دانید که به این قطعنامه ۲۲ کشور رأی موافق دادند. اکثریت این کشورها ازامریکای لاتین، آفریقا وآسیا بودند ونه از «اتحادیه اروپا».
انزوای روزافزون جمهوری اسلامی، وخامت وضعیت حقوق بشر درایران طی دو سال گذشته، تلاش‌ها و کوشش‌های سازمان‌های مدافع حقوق بشر عوامل اصلی تغییر موازنه قوا در مجمع عمومی سازمان ملل و شورای حقوق بشر بود.
خانم پیلای و کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل هیچ نقشی درتصویب این قطعنامه نداشتند.

«آیا این بازرس آزادی عمل خواهد داشت؟ آیا موارد مشابهی نیز وجود داشته که بازرسان توانسته باشند آثار مثبتی ایجاد نمایند؟ مردم و نهادهای داخلی چگونه می‌توانند کمک کنند تا یک گزارش دقیق و واقعی تهیه شود؟ و پرسش دیگر اینکه: «لطفاً بفرمایید که چه زمانی می‌شود سران یک کشور را به جرم جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی به دادگاه‌های بین‌المللی کشاند؟ مثل اتفاقی که در یوگسلاوی سابق افتاد. آیا مدارک علیه سران حکومت جمهوری اسلامی، هنوز در حدی نیست که بشود آنها رو به چنین محاکماتی کشاند؟»

گزارشگر ویژه اعم از اینکه جمهوری اسلامی به وی ویزا بدهد یا ندهد و فارغ از اینکه موجبات انجام مأموریت وی را فراهم بیاورند یا نه، ناگزیر است که گزارش خود را به مجمع عمومی سازمان ملل در پائیز آینده بدهد.
اینکه مجمع عمومی چه تصمیمی اتخاذ خواهد کرد و آیا پرونده نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در ایران به شورای امنیت خواهد رفت یا نه و یا اینکه شورای امنیت با تشکیل یک دادگاه جزایی بین‌المللی فوق‌العاده نظیر «یوگسلاوی» برای رسیدگی به جنایات «سران حکومت جمهوری اسلامی» موافقت خواهد کرد و یا نه و ده‌ها پرسش از این گونه را می‌توان طرح کرد.

«به نظر شما که حقوقدان هستید آیا زمان آن نرسیده که با تصویب قانونی در سازمان ملل و تشکیل ارتش بین‌المللی جلوی وحشیگری‌های حاکمان سرکوبگر گرفته شود؟» یا پرسش دیگر: «آیا سازمان ملل یا ایالات متحده یا اتحادیه اروپا قادرند از رفت و آمد ظالمانی چون احمدی‌نژاد و بقیه کسانی که دستشون به خون مردم ایران آغشته است جلوگیری کنند؟ اگر این کار را انجام دهند تبعاتش یا پاسخ احتمالی‌اش از سوی جمهوری اسلامی چه خواهد بود؟ اگر چنین کاری اساساً امکان‌پذیر است چرا انجام نمی‌شود و فقط به توقیف حساب‌های بانکی هفت یا هشت نفر از سران سپاه یا بسیج در سوئیس با امریکا بسنده کرده‌اند؟»

متأسفانه در حال حاضر من پاسخی برای این سؤال‌ها ندارم. اما ساده‌انگاری است که فکر کنیم که می‌توان با تصویب قانونی در سازمان ملل و تشکیل ارتش بین‌المللی جلوی وحشی‌گری‌های حاکمان سرکوبگر گرفته شود.
استقرار دموکراسی و حقوق بشر در یک کشور ثمره مبارزه و تلاش‌های پیگیر مردم آن کشور است.
مردم تونس و مصر پیروزی را به آسانی به دست نیاوردند. گستردگی و تداوم مبارزه آنها به سقوط بن‌علی و حسنی مبارک انجامید. سازمان ملل یا ابر قدرت‌ها نقش چندانی در انقلاب آنان نداشتند. %

http://www.radiofarda.com/content/f5_lahidji_reply_to_radio_farda_website_questions/9502554.html

۱۳۸۹ آبان ۱۷, دوشنبه

شـئـش سوال در رابطه با مسأله ی ملی- اتنیکی درایران

سوال ها درباره ی مسأله ی ملیت های محروم وتحت ستم ایران و راه حل آن می باشد ، که از جانب دست اندرکاران سایت "ایران گلوبال.اینفو" طی مصاحبه داده شده وبا عنوان "مجموعه مصاحبه های ایران گلوبال با نخبگان جنبش سیاسی درباره مسئله ملی- قومی" درج شده است. علاقمندان با مراجعه به سایت مذکور ویا بازکردن لینک زیر می توانند متن کامل جوابها را مشاهده نمایند.

http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-63011

-- سوالات : 1. بنظر شما، آیا درایران مشکل تبعیض ملی- فرهنگی وجود دارد؟ ویا به عبارتی دیگر، آیا ما مشکلی بنام مسئله ملی- قومی و اتنیکی- فرهنگی درایران داریم؟ اگر آری چگونه واگر خیر چرا؟

2. آیا درصورت حاکم شدن یک حکومت دمکراتیک درایران فردا وبرقراری حقوق شهروندی درکشور؛ مشکلات اتینکی- ملی ما قابل حل هستند؟ اگر پاسخ تان منفی چرا؟

3 - آیا تقسیمات کشوری براساس اقوام ومناطق اتنیکی وهمچنین تدریس زبان مادری درمدارس کشور، می‌تواند قدمی درجهت حل مشکلات ملی- قومی درایران باشد؟

4 - نظرتان درباره ی جریانات هویت طلبی آذربایجان وجنبش کردان ، بلوچها ، عربها ، ترکمنها چیست؟

5 - به نظر شما چه رابطه‌ای می تواند میان جنبش سبز وجنبشهای اتنیکی درسراسر ایران به وجود آید؟

6 - نظر شما درباره ی سیستم فدرال چیست؟ آیا سیستم فدرال تضمینی برای تمامیت ارضی ایران فرد است و یا منجر به تجزیه کشور خواهد شد؟

- مصاحبه کننده کیانوش توکلی ، و در زیر لینک جوابها :

مصاحبه ایران گلوبال با ملیحه محمدی در باره مسئله ملی- قومی

مصاحبه ایران گلوبال با صمد دژبان در باره مسئله ملی- قومی

مصاحبه ایران گلوبال با وهاب انصاری در باره مسئله ملی- قومی

مصاحبه ایران گلوبال با رضا حسین بر در باره مسئله ملی- قومی

مصاحبه ایران گلوبال با مناف عماری در باره مسئله ملی- قومی

مصاحبه ایران گلوبال با امین موحدی در باره مسئله ملی- قومی

مصاحبه ایران گلوبال با دکتر یحیایی در باره مسئله ملی- قومی

مصاحبه ایران گلوبال با کاوه آهنگری در باره مسئله ملی- قومی

مصاحبه ایران گلوبال با دکتر حسن ماسالی در باره مسئله ملی- قومی

مصاحبه ایران گلوبال با علي رضا اردبيلي در باره مسئله ملی- قومی

مصاحبه ایران گلوبال با مسعود فتحی در باره مسئله ملی- قومی

---------------------------------------------------------

- آقای علیرضا اردبیلی، مدیر سایت تریبون.کوم

http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-63031

- آقای وهاب انصاری از ترکمنهای خراسان شمالی وفعال سیاسی

http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-63003

- آقای مسعود فتحی، مدير مسئول سایت عصر نو Masoud.Fathi@asre-nou.net

http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-63035

- خانم ملیحه محمدی

http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-63045

- آقای دکتر حسن ماسالی hmassali@aol.com ، اول نوامبر 2010

http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-62918

- ---------------------------------------------------------