۱۳۹۰ شهریور ۲, چهارشنبه

بیانیه ی مادران پارک لاله پیرامون قتل عام سال ۶۷

همزمان با سالگرد فاجعه ی کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی درسال ۶۷، مادران پارک لاله با انتشار بیانیه ای نوشتند:

ما می خواهیم بدانیم - چرا انسان هایی که حکم زندان داشتند، به جوخه های مرگ سپرده شدند؟
- چرا انسان هایی که برای حداقل خواسته خود به خیابان آمدند، کشته شدند؟

- چرا انسانها برای بیان اندیشه خود مورد بازخواست قرارمی گیرند، به زندان می افتند، شکنجه وگاه اعدام می شوند؟
وهزاران چرای دیگر که ما وتمامی مادران وخانواده های داغدار در سی و سه سال گذشته می خواهیم بدانیم وتا زمان پاسخگویی دست از مبارزه نخواهیم کشید وهمچنان ایستاده ایم.

اینک متن کامل بیانیه :

ما مادران پارک لاله، کشتارهای دهه ۶۰ وبخصوص کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی درسال ۶۷ را محکوم می کنیم وهمراه با مادران داغدار دادخواهیم!

سالگرد کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی سال ۶۷ در شرایطی فرا می رسد که خبر دهشتناک این کشتار بیرحمانه در سرتاسر دنیا پخش شده وهرسال که می گذرد پرده های به عمد کشیده شده برروی جنایات دهه ۶۰ کنار می رود و شاهدان زنده ازآن سالهای قتل و جنایت، لب به سخن می گشایند و گوشه های تاریک آن را آشکار می کنند. روایت سال ۶۷ روایت شکنجه‌ها وشلاق‌ها وقساوت‌ها، روایت قطع شدن یک‌باره تمام ارتباط ها و ملاقات ها با بیرون و بعد روایت دادگاه‌های چند دقیقه‌ای که معمولا با یک سئوال ویک جواب و بدون هیچ‌گونه حق دفاع و وکیل، حتا برای برخی که مدت حکم زندان‌شان به پایان رسیده بود؛ باحکم قطعی ولازم الاجرای اعدام بدون حق اعتراض، روایت تجاوز به دختران، پیش از اعدام(برای این که به زعم ایدئولوژی حاکم به بهشت نروند)، و روایت گورهای دسته جمعی در کانال های بزرگ و بدون هیچ گونه حق مراسم و یا حتا نام و نشانی در جایی که امروز گلزار خاوران می نامند و روایت ناپدید شدگان که هنوز هم چشم های مادرانی را که تاب آورده اند به در دوخته است و ادامه همه این قساوت و کشتار درقالب اعدام، قتل‌های زنجیره‌ای و کشتارها و سرکوب‌های دیگر تا امروز در برابر روایت مسلط ایستادگی می کند و شانه به شانه می رود تا هنگامه‌ دادرسی و روز رستاخیز مردم را دریابد. روایتی که قرار بود پنهان بماند ولی برخی زوایای آن به کمک افشاگری های آیت الله منتظری و برخی دیگر به کمک زندانیان آزاد شده که لب به سخن گشودند، آشکار شد. ولی هنوز بسیاری گوشه‌های پنهان دارد که در زمان خود مورد بررسی و کنکاش قرار خواهد گرفت تا تمامی زوایای آن روشن شود.

یک روز اگر می توانستند دلایل کناره‌گیری آیت الله منتطری از نیابت رهبری و جریان اعدام‌ها را وارونه جلوه داده و انکار کنند، امروز اما برخی از اعضای طبقه حاکم نیز در برابر این مقاومت تسلیم شده‌اند و در منابع مختلف به این کشتار داخلی و پاک سازی سیاسی اعتراف می کنند، باز اما آمران و عاملان آن که مرکب از هیأت حاکمه وقت بوده‌اند از روشن کردن آن سرباز می زنند و از زیر مسئولیت‌اش شانه خالی می‌کنند.
آری هیأت حاکمه دیروز و امروز نظام با همدستی ای عامدانه، حمله مجاهدین را علت اصلی این جنایت بی شرمانه قلمداد کردند و می کنند، غافل از اینکه پرده ها کنار می رود و حقایق آشکار می شود و حال ما می دانیم که برنامه ریزی برای اعدام های دسته جمعی زندانیان سیاسی از سال
۶۶ آغاز شده بود که با قبول آتش بس جنگ ایران و عراق و حمله مجاهدین، بهترین زمان و بهترین بهانه برای کشتار و حذف فیزیکی بهترین و پاک ترین و جسورترین انسان های آگاه کشورمان مهیا شد و این جنایت ضد بشری در کم ترین زمان ممکن و با پلیدی ای کم نظیر به اجرا در آمد. جنایتی که هنوز شمار دقیق کشته شدگان اش معلوم نشده است، ولی آمارها از ۵۰۰۰ تا ۱۲۰۰۰ نفر را شامل می شود و همگان می دانند که این کشتارها پس از آن نیز متوقف نشد و به اشکال مختلف تا به امروز ادامه دارد.
ازاینجاست که حرکت خانواده‌های زندانیان سیاسی شکل منسجم تری به خود می گیرد. تحصن دربرابر کاخ دادگستری، گردهمائی در برابر دادستانی، برگزاری مراسم برای دادن طوماری اعتراضی با ٣
۷۰ امضاء به کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد، تماس باخارج از کشور، تماس با کمیته‌های حقوق بشر و جامعه‌های دفاع از زندانیان سیاسی و ... در اعتراض به چرایی وچگونگی "فاجعه ملی"، که سرانجام به واکنش اروپائی‌ها وآمریکائی‌ها منجرمی‌شود. در۲۱ مهرماه، پارلمان اروپا با تصویب قطعنامه‌ای درمورد نقض حقوق بشر درجمهوری اسلامی ایران، ازدولت ایران می‌خواهد که هیأتی به منظور بررسی وضعیت زندان‌ها عازم ایران شود. ۱٨ آذرماه، پارلمان آلمان قطعنامه‌ای تصویب می‌کند که درآن نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی به شدت مورد انتقاد قرار می گیرد.
ازمهرماه سال
۱٣۶۷ که کمابیش خبر کشتارها در میان خانواده ها پخش شده بود، سیل نامه ها وشکایت های شفاهی و کتبی درباره موج کشتارها به سوی نماینده ویژه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد، گالیندوپل سرازیر شد. او در سفری شش روزه به ایران، بیشترین زمان را به مذاکره با مقامات دولتی و کمترین زمان را برای ملاقات با خانواده ها و بازدید از زندان و خاوران اختصاص داد. در این مدت خانواده ها هر روز جلوی مقر سازمان ملل تجمع می کردند، شاید بتوانند با او ملاقاتی داشته باشند. هرچند جمهوری اسلامی حداکثر تلاش خود را کرد تا او به واقعیت ها دست نیابد، ولی آشکارا کمیسیون حقوق بشر وسازمان ملل به مدارکی دست یافته بودند که متاسفانه این مدارک جدی گرفته نشد و هنوز چرایی این رفتار برکسی روشن نیست؟! وآن چه اما در روند مسیر دادخواهی تا امروز گذشته است، خبر از سکوت مجامع بین المللی دربرابر این جنایات عظیم می‌دهد. جنایاتی که به درستی وبرطبق همان قوانین بین المللی مصداق جنایت علیه بشریت است.
درطی این سال ها، مادران وخانواده های داغدار تلاش های فردی و جمعی بسیاری کردند تا پاسخی دریافت کنند. یکی از این تلاش ها رفتن مداوم به خاوران است تا بتوانند این سند جنایت کشتارهای دهه
۶۰ را حفظ کنند، هرچند خاوران بارها مورد حمله نیروهای امنیتی قرار گرفته و خاکش با بلدوزر زیر و رو شده و معلوم نیست آثاری از وجود کشته شدگان در آنجا باشد، ولی مادران همین بیابان خشک وبی آب و علف را دوست دارند زیرا می دانند عزیزان دلبندشان به شنیع ترین شکل ممکن درآنجا دفن شده اند وباید روزی پاسخی برای سوال های بی جواب شان بیابند. بدین منظور علیرغم تهدید وارعابهای فراوان باز به خاوران می روند، مراسم می گیرند وتلاش می کنند که یاد وخاطره عزیزان شان را زنده نگاه دارند تا روز پاسخ گویی فرا رسد.
اینک پس از گذشت ده سال ونقض گسترده و آشکار حقوق بشر در ایران، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای بررسی وضعیت حقوق بشر انتخاب شده است. ما مادران پارک لاله از سازمان ملل و کمیسیون حقوق بشر و دیگر نهادها و سازمان های بین المللی می خواهیم که نقض حقوق بشر در ایران را جدی بگیرند و به تعهدات خود عمل کنند و عاقبت کار مانند زمان آقای گالیندوپل نشود.
ما مادران پارک لاله، تا روشن نشدن تمام زوایای این جنایات و محاکمه آمران و عاملان‌اش در دادگاه های مردمی و عادلانه به همراه تمامی خانواده‌های کشته شدگان فریاد بر می‌آوریم سخن از بخشش بی معناست، زیرا تا به حال هیچ یک از سران جمهوری اسلامی به طور رسمی و علنی در برابر مردم به اشتباه های خود اعتراف نکرده اند وپرونده‌ی کشتار بزرگ زندانیان سیاسی ایران، پرونده‌ای گشوده است که بالاخره یک روز این اسناد جنایت به دست مردم از تاریکخانه ها به خیابان ها و رسانه ها خواهد آمد وآن روز، روز دادخواهی است.
ما می خواهیم بدانیم
- چرا انسان هایی که حکم زندان داشتند، به جوخه های مرگ سپرده شدند؟
- چرا انسان هایی که برای حداقل خواسته خود به خیابان آمدند، کشته شدند؟
- چرا انسانها برای بیان اندیشه خود مورد بازخواست قرارمی گیرند، به زندان می افتند، شکنجه و گاه اعدام می شوند؟
وهزاران چرای دیگر که ما وتمامی مادران وخانواده های داغدار در سی و سه سال گذشته می خواهیم بدانیم وتا زمان پاسخگویی دست از مبارزه نخواهیم کشید وهمچنان ایستاده ایم.
مادران پارک لاله ،
۲٨ مرداد ۱٣۹۰ ، برگرفته از سایت اخبار روز

۱۳۹۰ مرداد ۲۹, شنبه

دعوت به گفتگو

دعوت به گفتگو درباره ی محتوای برنامه ی رسانه ای برای ترکمنها

موضوع : بررسی مسائل رسانه های صوتی، و صوتی- تصویری
زمان : یکشنبه 21 آوگوست 2011 برابر با 30 مرداد 1390 ، ازساعت 19 به وقت اروپای مرکزی، وبرابر با ساعت 13 بوقت تورنتو شروع می شود.

Adres: Paltalk, all rooms- Europe- Germany- Turkmen sazly gurrungdeshlik,

مدیریت مشترک TurkmenSahraTV

28 مرداد 1390 برابر با 2011-08-19

۱۳۹۰ مرداد ۲۷, پنجشنبه

دعوت به سخنرانی

دعوت به سخنرانی وگفتگو بمناسبت 105 مین سالگرد انقلاب مشروطه

موضوع : فدرالیزم درتاریخ ایران ، ودرقانون اساسی انقلاب مشروطه
زمان : شنبه 20 آوگوست 2011 برابر با 29 مرداد 1390 ، ازساعت 22 و 30 دقیقه بوقت ایران، برابر با ساعت 20 به وقت اروپای مرکزی، برابر با ساعت 14 بوقت تورنتو شروع می شود.

مکان : اتاق پالتاکی کنگره ی ملیتهای ایران فدرال

Adres: Paltalk Messenger, Chat Rooms: View All - Middle East / Iran: IRAN Kongreh Melyathay Iran e Federal.

۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

UN : قرن 21 قرن ملتها واقوام است

امریکا نماینده مخصوص ملیتها واقلیت ها برای خاورمیانه تعیین کرد

- برگرفته از سایت کنگره ی ملیتهای ایران فدرال http://iranfederal.org/fa/?p=1878

ازمصوبات "کنوانسیون حقوق بشر وشهروندی" سازمان ملل درسال 1996 : قرن 21 قرن ملتها واقوام است ودردنیای کنونی دیگر قومی برقوم دیگر نباید تسلط داشته باشد

باراک اوباما درمجمع عمومی سال 2010 اعلام کرد که در دنیای مدرن کنونی باید تمامی تبعیضات اجتماعی و سیاسی و برتری طلبی ملی وقومی یک قوم برقوم دیگر باید پایان یابد.

درسال 1996 کنوانسیون حقوق بشر وشهروندی مصوب سازمان ملل وکوفی عنان دبیر کل سازمان ملل قرن اینده یعنی قرن 21 را قرن ملتها واقوام خواند و گفت در دنیای کنونی دیگر قومی برقوم دیگر نباید تساط داشته باشد، همین مسئله از سوی بان کی مون رئیس کنونی سازمان ملل متحد بارها تکرار شد و باراک اوباما رئیس جمهوری امریکا هم درمجمع عمومی سال پیش هم براین مسئله صحه گذاشت، واعلام کرد که در دنیای مدرن کنونی باید تمامی تبعیضات اجتماعی و سیاسی و برتری طلبی ملی و قومی یک قوم برقوم دیگر باید پایان یابد.

با اعلان تعیین نماینده مخصوص امریکا در وزارت خارجه که به گنگره امریکا هم گزارش خواهد داد، با اعتراض کشورهایی مواجه شد که در زیر پا گذاشتن حقوق ملیت ها و اقوام خود به شکل خشن و امنیتی چه از نظر سیاسی، مذهبی، نژادی و فرهنگی معروف هستند، واعتراض ایران به این تعیین نماینده امریکا، قابل پیش بینی بوده وجای بحثی نمی گذارد و دلایل ان هم روشن است.

این قانون درکنگره امریکا با 402 رای موافق درمقابل مخالفت 20 رای مخالف که همگی آنها از جمهوریخواهان بودند به لایحه مربوطه رای دادند. پیش‌بینی شده است که این سازمان جدید سالانه یک میلیون دلار برای امریکا هزینه دربرداشته باشد، وظیفه این کمیته یا دفتر نظارت براعمال سرکوب ملیتهایی است(درخاورمیانه) که درکشور خود طی سالیان متمادی توسط دولت مرکزی که معمولا از یک ملیت تشکیل شده و فقط فرهنگ و موسیقی و زبان ملیت حاکم را ترویج میکند، می باشد.

همانطوریکه همه میدانند خاورمیانه از کشورهایی تشکیل شده که تنوع فرهنگی ، زبانی و مذهبی درآنان بسیاراست و در طی دهها سال و حتی یک قرن به مانند ایران، این ملیتها و اقوام به زیر کشیده شده وکلیه حقوق فرهنگی و شهروندی انان به شدت سرکوب شده است. دولی مثل ایران، پاکستان، عراق، ترکیه، سوریه، از تنوع فرهنگی و زبانی برخوردار هستند، که عراق به دلیل سرنگونی صدام حسین درمسیر اعاده قانون ودمکراسی افتاده و حقوق ملیتها و اقوام مذهبی رعایت شده و در امور سیاسی نقش ایفاء میکنند.

با اعلام ایجاد و تعیین نماینده مخصوص ملیتها و اقلیت های مذهبی در وزارت خارجه امریکا، حمله وانتقاد به این موسسه از سوی جریانات توتالیتر ومستبد که خواهان ابقای کامل خود و ملیت خود بر اریکه قدرت هستند اغاز شد، دراین میان ایران وجریانات وابسته به ان اولین کلید اعتراضات را زدند وتعیین نماینده را دخالت درامور کشورها قلمداد کردند، معنی و مفهوم دیگر این حرف ان است که دولت امریکا ویا هر دولت اروپایی وغیره باید چشم خودرا بر کشتار و زیر پا نهادن متوالی حقوق بشر و شهروندی دیگر ملیتهای ایران واقلیت های مذهبی ببندد و درغیر اینصورت این عمل واشنگتن دخالت درامور کشور تلقی میشود.

از سوی دیگر نمایندگان و سازمانهای سیاسی ملیتها و اقوام در تمامی خاورمیانه سالها است که خواهان تعیین چنین نماینده ایی از سوی امریکا و یا سازمان ملل هستند، تا واقعیت دردناک و کشتارهای حکومت های مرکزی و دیکتاتور علیه ملیتها را به گوش جهانیان برسانند، و همچنین ثابت کنند که این امر دخالت در امور دخالی نیست، زیرا امور حقوق بشری مرزی نمی شناسد واین وظیفه جهانی تمامی دولتهای ازاد و موسسات بین المللی است که فشار و تحریم را بر دولتها و رژیم نظامی وامنیتی ایران وارد اوردند تا سرکوب و کشتار را متوقف کنند و حقوق سیاسی و فرهنگی به ملیتها داده شود تا برابر با ملیت حاکم وارد امور کشور داری شوند.

انچه در ایران از سوی رژیم رخ میدهد خواست عمومی مردمان ایران نیست و این نظام ودولت ان نماینده مردمان ایران نیستند و حق صحبت و نمایندگی اکثر قریب به اتفاق مردمان ایران را ندارند.%

۱۳۹۰ مرداد ۲۵, سه‌شنبه

مصاحبه ای درخصوص انتخابات دوره ی نهم مجلس

گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی:

شرایط حضور اصلاح‌طلبان درانتخابات فراهم نیست، وحضور اصلاح طلبان درانتخابات باعث توجیه موضوعیت وحدت، بین اصول گرایان خواهد شد

سحام نیوز: گرامی مقدم در مصاحبه‌ای با سحام نیوز موضع کنونی حزب اعتماد ملی و نیز شرایط اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات آینده را مطرح کرد. وی در بخشی از این مصاحبه گفت: «اگر اصلاح طلبان با شرایطی که دارند به انتخابات ورود پیدا کنند که شرایط آنها از سوی حاکمیت محقق نشده باشد مسلما صرفا بعنوان گرم کردن تنور انتخابات معنی پیدا خواهد کرد وشکست اصلاح طلبان به دست خود اتفاق خواهد افتاد».
- متن کامل مصاحبه سحام نیوز را با اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی و نماینده ی سابق مجلس در خصوص انتخابات دوره ی نهم مجلس شورای اسلامی را در زیر می خوانیم:
۱. آیا حزب اعتماد ملی ویا اصلاح طلبان برنامه‌ای برای حضور درانتخابات مجلس شورای اسلامی دارند؟
ج: ابتدا باید عرض کنم با عنایت به اینکه از تاریخ هفدهم شهریور سال ۸۸ دفتر حزب اعتماد ملی توسط دستگاه‌های امنیتی تعطیل شده است، لذا تاکنون امکان برگزاری جلسات حزبی نبوده است که تصمیمی درخصوص انتخابات گرفته شده باشد، بنابراین حزبی که تعطیل شده است، معلوم است که شرایط حضور در انتخابات را پیدا نکرده است، چون انتخابات خودش یک رویداد رقابتی است وبرای حضور دریک رقابت مثل هر ورزشکاری نیاز به تمرین و ممارست دارد.
از منظر فعالیت حزبی، تمرین برای حضور درانتخابات بدین معنی است که حزب بتواند فعالیت های برنامه‌ریزی‌ شده‌ی خود را از قبیل تشکیل جلسات شورای مرکزی، برگزاری کنگره های کشوری و منطقه ای، بازرسی های مستمر از موقعیت شاخه ها، کمیته ها و دفاتر حزبی، فعالیت مستمر رسانه های حزب از جمله روزنامه و بولتن و همکاری و هماهنگی با دیگر احزاب جهت ائتلاف داشته باشد!
بسیار بدیهی است حزبی که این امکان را در دو سال گذشته نداشته باشد حتماً آمادگی و شرایط حضور در انتخابات را نیز نخواهد داشت. وضعیت دیگر احزاب اصلاح طلب نیز از وضعیت حزب اعتماد ملی بهتر نیست. احزاب مشارکت، مجاهدین انقلاب از سوی دستگاه قضایی اعلام انحلال شده است، کارگزاران سازندگی و مجمع نمایندگان ادوار و دیگر احزاب اصلاح طلب امکان فعالیت نداشته اند. از این رو خیلی ساده می شود ارزیابی کرد با شرایط کنونی که اکثر گروه های اصلاح طلب، به ویژه احزاب بزرگ و موثر، الزامات لازم برای شرکت در انتخابات را ندارند، قادر به حضور نتیجه بخش در انتخابات را نخواهند بود.
۲. برخی از اصول گرایان، به ویژه آقایان علی لاریجانی ومحمدرضا باهنر، خواستار حضور اصلاح‌طلبان درانتخابات شده اند و آقای باهنر تا آنجا پیش رفته که می گوید «ما از اصلاح طلبان خواهش می کنیم که درانتخابات شرکت کنند.» ارزیابی شما از این موضع گیریها چیست؟
ج: تحلیل من به عنوان یک عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی این است که طیف اصول گرایان سنتی به چند دلیل تمایل شدید دارند که اصلاح طلبان در انتخابات حضور پیدا کنند.
دلیل نخست آن است که حضور اصلاح طلبان در انتخابات، مشروعیت انتخابات را تا حدودی برمی‌گرداند و خدشه وارد شده به انتخابات قبلی را کمرنگ‌تر خواهد کرد.
دوم اینکه، حضور اصلاح طلبان در انتخابات باعث توجیه موضوعیت وحدت، بین اصول گرایان خواهد شد. این مسئله، کلیدی ترین دلیل تمایل اصول گرایان سنتی به کشاندن اصلاح طلبان به عرصه انتخابات است، چون به خوبی می دانند که در صورتی که حامیان دولت لیست جداگانه ای ارائه کنند، با امکاناتی از قبیل بخشداری ها، فرمانداری ها، استانداری ها و تمامی ادارات دولتی که در اختیار دارند، قادر خواهند بود اصول گرایان منتقد دولت را پشت سر گذاشته و اکثر کرسی های مجلس نهم را نمایندگان هوادار دولت تصاحب خواهند کرد، و این سکوی مناسب برای جهش در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری خواهد بود.
سوم اینکه، اگر اصلاح طلبان با شرایطی که دارند به انتخابات ورود پیدا کنند که شرایط آنها از سوی حاکمیت محقق نشده باشد، مسلما صرفا به عنوان گرم کردن تنور انتخابات معنی پیدا خواهد کرد و شکست اصلاح طلبان به دست خود اتفاق خواهد افتاد. پس تمنای آقای مهندس باهنر چنان هم بی‌طمع نیست!
۳. به نظر شما تا چه اندازه ای حامیان دولت تمایل دارند یک لیست توسط اصول گرایان ارائه گردد و اساساً امکان وحدت در بین اصول گرایان با توجه به مراجع ای که تعیین گردیده است وجود دارد یا خیر؟
ج: معتقدم اصول گرایان دولتی – یا به تعبیر دیگر ارکان حاکمیت، «جریان انحرافی» – با توجه به اینکه تمامی امکانات دولتی [در اختیار آنهاست] و پول خوبی هم به بهانه هدفمند کردن یارانه ها جمع‌آوری کرده و نزدیک ایام انتخابات توزیع خواهند کرد، نه تنها تمایلی به وحدت ندارند بلکه اساساً خود را بی نیاز از وحدت در بین اصول گرایان و ارائه ی یک لیست واحد می دانند و به همین جهت این طیف دولتی برخلاف اصول گرایان سنتی تمایلی به حضور اصلاح طلبان در انتخابات ندارند، چون در صورت عدم ارائه لیست از سوی اصلاح طلبان، ارائه ی دو لیست یا چند لیست دربین اصول گرایان اجتناب ناپذیر خواهد بود.
۴. با توجه به اینکه آقای خاتمی و برخی دیگر از شخصیت های اصلاح طلب، حداقل شروط لازم در انتخابات را اعلام کردند و برخی از اصلاح طلبان بدون محقق شدن این شروط تمایل دارند در این انتخابات حضور پیدا کنند، ارزیابی شما در این خصوص چیست؟
ج: ببینید، همانگونه که گفتم مسئله‌ی انتخابات یک رویداد رقابتی است و برای ایجاد الزامات آن از دو زاویه امکان دارد. یک زاویه نگاه را آقای خاتمی داشتند، که او معتقد است برای حضور ما اصلاح طلبان در انتخابات می بایستی حداقل این شروط، یک «آزادی آقایان کروبی و موسوی» و دوم آزادی تمامی زندانیان سیاسی و سومین شرط نیز برگزاری انتخابات سالم محقق شود.
یک زاویه دیگر، نگاه آقای موسوی خوئینی‌ها (دبیرکل مجمع روحانیون مبارز) است، که او معتقد است جریانی که در انتخابات گذشته به دلیل حضور در انتخابات صدمه و آسیب دیده است، دو نامزد اصلاح طلب در حبس خانگی هستند، صدها نفر در زندان هستند و ده ها نفر نیز جان خود را از دست داده‌اند و هیچ گونه دلجویی هم از آنها نمی شود، مثل این است که یک خانواده‌ای این همه ملامت و خسارت دیده است، حالا به او گفته شود: بیا در عروسی هم شرکت کن! خوب معلوم است که امکان آن وجود ندارد، و به عبارت دیگر به جای اینکه بگوییم این شرایط آقای خاتمی محقق شود، می توان اینگونه گفت که اساساً اصلاح طلبان شرایط خودشان برای حضور در انتخابات فراهم نیست، مگر حاکمیت شرایط و الزامات اصلاح طلبان را فراهم آورد. بنابراین هر دو نگاه، بر فقدان شرایط لازم برای اصلاح طلبان در حال حاضر برای حضور مقتدرانه در انتخابات پیش رو متمرکز است.
اما درخصوص بخش دوم سوال شما باید عرض کنم اکثریت گروه های اصلاح طلب و شخصیت های آنها مواضع خود را در تایید دیدگاه آقای خاتمی اعلام کرده‌اند. از این جهت گروهی دیگر نیز اگر تمایلی به رعایت حقوق اکثریت ندارند، اشکالی ندارد آنها به عنوان نامزد مستقل در انتخابات حضور پیدا کنند، اما حق ندارند دستاوردهای یک جریان را برای حضور در انتخابات به نام چند نفر استفاده نمایند.
۵. برخی برای برگزاری انتخابات سالم حضور ناظرین بین المللی را ضروری می دانند. آیا شما با این دیدگاه موافق هستید؟
ج: اعتقاد ندارم برای برگزاری انتخابات سالم از ناظرین بین المللی استفاده شود. اولا این مسئله به استقلال کشور لطمه وارد می کند، ایران کشوری بزرگ است و نیازی به اینگونه نظارتها نیست. ثانیا قوانین موجود و قانون انتخابات در صورتی که بدون دخالت سلیقه ی مجریان و ناظرین انجام شود، کافی است. مشکل تخلفات انتخاباتی، در صورتی که شورای نگهبان به وظیفه‌ی قانونی خود عمل کند و اقدام به اصلاح رویه‌ی پیشین خود در اجرای قانون نماید، بدون دخالت ناظرین بین المللی می تواند انتخاباتی شایسته سالم و رقابتی را برگزار نماید، کار سختی هم به نظر نمی رسد، فقط یک اراده ی مصمم می طلبد که این داور در بررسی رد صلاحیت ها به مرر قانون عمل کند، نه اینکه اکثریت اصلاح طلبان را رد صلاحیت کند و به مانند انتخابات دوره‌ی هشتم برای اصلاح طلبان فقط برای یک سوم کرسی ها امکان رقابت باشد و در مقام نظارت، شورای نگهبان در صورتی که به مجری انتخابات اجازه ندهد معتمدین محلی را از طرفداران خود انتخاب کند و خود شورای نگهبان نیز اعضای شورای نظارت استانها و شهرستان ها را بی طرفانه و یا از هر دو جناح انتخاب کند، شرایط لازم برای انتخابات سالم به خودی خود به وجود خواهد آمد. این نمی شود که اصلاح طلبان یک پای انتخابات باشند، اما در اجرا و نظارت هیچ گونه سهمی نداشته باشد.% ، - برگرفته از سایت ایران-امروز.نئت

۱۳۹۰ مرداد ۱۹, چهارشنبه

استقبال توأم با هیجان چند فعال کنگره ی ملیتهای ایران فدرال

آیا طرفداری از ایده ی فدرالیزم وبرقراری وحدت کنفدراتیوی درمیان نیروهای ملیت های ایران رو به گسترش است؟

أخیرا از جانب یکی از فعالین "جنبش سبز سکولار" به نام دکتر اسماعیل نوری علا ، که از صاحب نظران مخالف سیستم فدرالیستی بودند. طی مقاله ای با عنوان گفتگوهای مشوش درکشوری چند مليتی که از طریق لینک زیر قابل دسترسی است

http://iranfederal.org/fa/?p=1858#more-1858

به دفاع از ایده ی فدرالیزم وبرقراری اتحاد کنفدراتیوی درمیان کشورهای آسیای غربی روی آوردند.

دراستقبال از مقاله ی مذکور یکی از اعضای فعال کنگره ی ملیتهای ایران فدرال خطاب به دیگر اعضای کنگره نوشت : این مقاله ی آقای نوری علا بهترین مقاله ای است که درباره ی کنگره وفدرالیسم نوشته شده است. من از همه ی دوستان می خواهم بدقت آنرا بخوانند. هیچ کس تا کنون شهامت نوشتن چنین مطلبی را نداشته است. درود بر نوری علا .

وعضو فعال دیگری طی مطلبی با عنوان "ایده ی فدرالیسم دربین اپوزیسیون ایران درحال گسترش است" که از لینک زیر قابل دسترسی است

http://iranfederal.org/fa/?p=1868

نوشتند :

" ازآقای دکتراسماعیل نوری علا بخاطرشرافت انسانی و بی غرضی شان، یاعقل عاقبت اندیش و واقع گرایشان ومحتملاً هردو، باید ممنون بود دردفاع شجاعانه و تغییر و اصلاح سریع موضعشان، درجهت تحقق دموکراسی درایرانی فدرال آینده. ایشان حدود دوماه پیش دراتاق پالتاکی همبستگی، چنان موضع سخت و انعطاف ناپذیری دردومورد زیربخصوص با من داشتند که دیگربه اتاق پالتاکی "همبستگی" نیامدند. صمیمانه خوشحالم که موضع ایشان تغییریافته است. این دوموردعبارت بودند از: 1- ملت و ملیت و قوم، 2- اینکه دموکراسی شامل آزادی وبرابری است وایشان بسختی با اصل “برابری”مخالفت کردند، تا اینکه ( معنی برابری را درمقابل قانون ورفع و نفی هرنوع امتیازات: جنسی، دینی، زبانی، تباری: نژادی ، ایدئولوژیک ونیزاز بین بردن فقربرنامه ریزی شده درحد بینوائی و…) معنی کردم وایشان سکوت نمودند که احتمالا علامت رضا بود."

کانون فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن ایران از هر نوع گرایش و روی آوری به فدرالیسیم درمیان نیروهای ملیتهای ایران استقبال می کند. وبرقراری اتحاد کنفدراتیوی درمیان کشورهای منطقه را ، امری ضرور واجتناب ناپذیر برای پاسخگوئی به مطالبات زمان در راه استقلال، آزادی و جمهوریت می داند.

۱۳۹۰ مرداد ۱۲, چهارشنبه

بزرگ‌ترین حمله سایبری تاریخ کشف شد

کشف بزرگ‌ترین حمله سایبری تاریخ؛ سازمان ملل درفهرست قربانیان

کارشناسان شرکت امنیت کامپیوتری مک‌آفی از «بزرگ‌ترین مجموعه حملات سایبری تا امروز» و نفوذ به شبکه ۷۲ سازمان جهانی و بین‌المللی از جمله سازمان ملل متحد پرده برداشته‌اند. گفته می‌شود چین در این پروژه جهانی هک و حمله سایبری دست داشته است.
خبرگزاری رویترز به نقل از شرکت معتبر مک‌آفی که از هک شدن این ۷۲ سازمان، دولت و کمپانی در سراسر جهان پرده برداشته است می‌گوید که «یک عامل دولتی» پشت این حملات بوده، اما از فاش کردن هویت این عامل خودداری کرده است.
درهمین حال این خبرگزاری ازقول یک کارشناس امنیت کامپیوتر که از جزئیات این پرونده خبر دارد می‌نویسد که همه شواهد از دست داشتن چین خبر می‌دهند.
فهرست طولانی قربانیان این پروژه پنج ساله دولت‌های آمریکا، تایوان، هند،‌ کره جنوبی، ویتنام و کانادا، سازمان آسه‌آن و کمیته بین‌المللی المپیک، و همین طور چند پیمان‌کار دفاعی را دربر می‌گیرد.
شرکت امنیتی مک‌آفی در گزارشی ۱۴ صفحه‌ای که روز چهارشنبه منتشر شد می‌گوید در مورد سازمان ملل هکرها در سال ۲۰۰۸ وارد شبکه کامپیوتر این سازمان در شهر ژنو شده و نزدیک به دو سال بی آن که شکی برانگیزند به مقدار فراوانی اطلاعات محرمانه دسترسی داشته‌اند.
به گفته جیم لوئیس، کارشناس سایبری در مرکز مطالعات بین‌الملل و استراتژیک،‌ «بسیار احتمال دارد» که دولت چین پشت این حملات سایبری باشد،‌ «چرا که برخی از قربانیان اطلاعاتی داشتند که مورد توجه خاص پکن است».
به گفته آقای لوئیس،‌ «همه شواهد اشاره به چین دارد. می‌توانست روس‌ها هم باشند، اما بیشتر شواهد به چین اشاره دارند تا روسیه».
این نخستین بار نیست که نام دولت چین در یک پرونده هک و حمله سایبری در حد ملی و بین‌المللی مطرح می‌شود. مقامات چینی البته هر بار هر گونه اتهام در این زمینه را رد کرده‌اند.
پیشتر درخردادماه سال جاری نیز کمپانی گوگل هکرهای مستقر در چين را مسئول اقدام به سرقت اطلاعات از صدها کاربر جی‌ميل از جمله مقامات دولت آمريکا، پرسنل ارتش، فعالان سياسی مخالف دولت چين و روزنامه‌نگاران معرفی کرد.
دیمیتری آلپروویچ، معاون شرکت مک‌آفی، در گزارش ۱۴ صفحه‌ای خود می‌گوید: «حتی ما هم از تنوع و گوناگونی قربانیان و جسارت و گستاخی هکرها شگفت‌زده شده‌ایم
به گفته آقای آلپروویچ،‌ شرکت مک‌آفی تمام ۷۲ قربانی این حملات سایبری پنج ساله را در جریان گذاشته و این حملات هم اکنون در سراسر جهان توسط مجریان قانون در دست بررسی است.
معاون شرکت مک‌آفی از ارائه جزئیات بیشتر در این زمینه از جمله نام شرکت‌هایی که هدف هک قرار گرفته‌اند خودداری کرد.

http://www.radiofarda.com/content/f2_biggest_series_of_hacks_cyber_china_un_defence_contractors_mcafee/24285365.html