۱۳۹۰ مهر ۲۴, یکشنبه

انتشار گزارش حقوق بشر ایران به UN

انتشار گزارش حقوق بشر ایران درآستانه ارائه به مجمع عمومی سازمان ملل

احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل درامور ایران، متن کامل گزارش مقطعی خود درمورد

نقض حقوق بشر درایران را که قراراست روزچهارشنبه به مجمع عمومی سازمان ملل ارائه شود منتشرکرد.

گزارش آقای شهید در ۲۳ سپتامبر سال جاری، اول مهرماه، نگارش یافته اما به تازگی و درآستانه ارائه آن به مجمع عمومی سازمان ملل منتشر شده است.
در این گزارش با برشمردن گزارش‌های مختلف نقض حقوق بشر در ایران، باری دیگر از جمهوری اسلامی ایران خواسته شده تا به احمد شهید اجازه سفر به ایران داده شود «تا با گفت‌وگو با مقامات بتواند در مورد صحت‌وسقم اظهارات مطرح شده نقض حقوق بشر صحبت و آنان را یا تأیید کند و یا پایان دهد.»
شورای حقوق بشر سازمان ملل در چهارم فروردین ماه امسال،
۲۴ مارس، به پیشنهاد ایالات متحده، عنوان گزارشگر ویژه‌ای را در امور حقوق بشر در ایران تعیین کرد اما جمهوری اسلامی که به نقض گسترده حقوق بشر متهم است با سفر این گزارشگر به ایران مخالفت می‌کند.
در گزارش آقای شهید، نسبت به رفتار با فعالان جامعه مدنی، فعالان سیاسی، روزنامه‌نگاران، فعالان دانشجویی، هنرمندان، وکلا و فعالان محیط زیست ابراز نگرانی شده و موارد زیادی از گزارش‌های مرتبط با این موارد نیز ذکر شده‌است.
«استفاده از مبالغ غیرمعقول وثیقه، فقدان استقلال قضات» و پایمال شدن حقوق زنان در قانون جمهوری اسلامی از دیگر موارد مورد اشاره در این گزارش است.
افزایش چشم‌گیر در تعداد اعدام‌های ثبت‌شده در ایران، تبعیض علیه اقلیت‌های قومی و مذهبی، احکام «اختیاری و مستبدانه» زندان برای روزنامه‌نگاران، و محروم کردن دانشجویان زندانی از دریافت خدمات درمانی از جمله موارد دیگر ذکر شده در این گزارش است.
در بخش‌های مختلف این گزارش نام و شرح وضعیت شمار زیادی از قربانیان سرکوب و فشار در ایران فهرست شده‌است و منبع گزارش‌های رسیده در مورد آنها نیز قید شده‌است.
بان گی‌ مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، نیز در گزارشی که روز پنج‌شنبه منتشر شد برای چهارمین سال پیاپی قویاً از کارنامه حقوق بشری جمهوری اسلامی ایران انتقاد کرده
و در گزارش سالانه جدید خود نوشته ‌است که نقض حقوق بشر در ایران طی ۱۲ ماه گذشته «ادامه یافته و تشدید شده ‌است».
وی در بخشی از این گزارش نوشت: «بنا به گفته عفو بین‌الملل علاوه بر
۲۵۲ اعدامی که در سال ۲۰۱۰ رسماً اعلام شده، گزارش‌هایی در مورد بیش از ۳۰۰ اعدام مخفی دیگر که گفته می‌شود در زندان وکیل‌آباد مشهد به اجرا درآمده در دست است.»
«تنها
۱۰ دقیقه تنفس آزاد برای مهدی کروبی طی ۱۸۶ روز»
در گزارش احمد شهید، در بخش مربوط به فعالان سیاسی به وضع میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی و فاطمه کروبی، از رهبران مخالفان دولت در ایران، پرداخته شده‌است.
در این گزارش آمده‌است: «شرحی از بازداشت آقای موسوی در اثنای مصاحبه با یکی از نزدیکان وی در روز
۲۶ اوت ۲۰۱۱ به گزارشگر ویژه مطرح شده‌است. وی گفت که با اینکه هیچ اتهام رسمی علیه آقای موسوی و همسرشان اقامه نشده‌است، شرایط بازداشت آنان به نحوی است که آقای موسوی و خانم رهنورد خود را زندانی دولت می‌دانند.»
در ادامه این گزارش آمده‌است: «در تاریخ
۲۳ اوت ۲۰۱۱ مصاحبه‌ای با یکی از همکاران نزدیک آقای کروبی که مایل بوده به صورت ناشناس باقی بماند انجام شده‌است. این شاهد عینی و دست اول در خصوص خشونت اعمال شده علیه آقای کروبی و همکارانش و همچنین وضعیت حصر خانگی آقای کروبی ارائه کرد.»
این بخش از گزارش می‌افزاید: «گزارش شده‌است که تلفن‌های آقای کروبی همگی قطع شده‌اند و مأموران به خانه او وارد شده و تلویزیون، مدارک و نیز کتاب‌های او را از خانه‌اش برده‌اند. خانم کروبی هم اجازه نداشت که به قرارهای پزشکی (برای معاینه) خود برسد همچنانکه که داروهای این زوج توقیف شدند و آقای کروبی دسترسی به پزشک خانوادگی نداشته علیرغم مشکلات تنفسی که داشته‌است. همچنین گزارش شده که آقای کروبی در
۱۸۶ روزی که تحت بازداشت خانگی بوده تنها ۱۰ دقیقه توانسته در هوای آزاد تنفس کند.»
این بخش ادامه می‌دهد: «درحالی که خانم کروبی بر اساس گزارش‌ها دیگر تحت بازداشت خانگی نیست، آقای کروبی به یک دفتر با دو اتاق برده و در آنجا نگهداری می‌شود و از
۱۶ ژوئیه هیچ تماسی با خانواده خود نداشته‌است. گزارش‌های مبنی بر اینکه همزمان ۶ مأمور همواره اتاق‌های یاد شده را اشغال کرده‌اند و احتمال حضور تیمی از روان‌شناسان که به منظور گرفتن اعترافات اجباری تلویزیونی در کنار آقای کروبی برای گزارشگر ویژه بسیار ناراحت‌کننده است.»
«فرو بردن سر در توالت و فشردن گلو تا حد بیهوشی»
در بخش دیگری از گزارش احمد شهید به وضعیت رفتار با کنشگران دانشجویی در ایران توجه شده‌است.

درقسمتی از این گزارش آمده‌است که عبدالله مومنی، فعال دانشجویی که در
۲۱ ژوئن ۲۰۰۹ دستگیر شد «برای تقریباً ۲۰۰ روز در حبس انفرادی بوده‌است و مورد آزار فیزیکی و روحی قرار گرفته و وادار به اعترافات تلویزیونی شده‌است. او در نامه‌ای خطاب به آیت الله خامنه‌ای آقای مومنی نوشته‌است که بازجویان او گلوی او را تاحد بیهوشی فشار داده‌اند و ماموران در چندین بار سر او را به درون توالت فرو برده‌اند.»
در ادامه گزارش گزارشگر ویژه سازمان ملل آمده‌است که آرش صادقی، فعال دانشجویی که محروم از تحصیلات عالی شده است «در آوریل
۲۰۱۱ به دنبال اعتصاب غذا به کما فرو رفت. صادقی همچنین بنابر گزارش‌ها دچار مشکلات فیزیکی به دلیل ضرب و شتم مداوم و شکنجه همچون عفونت ریه و فلج عضو شده است.»
جان یک زن نصف مرد حساب می‌شود
در بخش مربوط به زنان ایرانی در این گزارش آمده‌است که در ایران «جان یک زن و شهادت یک زن در دادگاه نصف مرد حساب می‌شود. مردان حق مطلق طلاق دارند در حالیکه زنان فقط می‌توانند درخواست طلاق را در شرایط به خصوصی مطرح کنند که برخی از آنان باید از قبل عقدنامه ذکرشده و مورد موافقت قرار گرفته باشد. مادران نمی‌توانند حق حضانت فرزندان خود را داشته باشند حتی پس از آنکه شوهرشان فوت کنند.»
این بخش ادامه می‌دهد: «زنان حق ارثیه مساوی نداشته و حتی وقتی که یک زن تنها بازمانده شوهرش باشد نمی‌تواند بیش از یک چهارم دارایی او را به ارث ببرد. اگر همسر تنها بازمانده نباشد ارث وی به یک هشتم اموال محدود است.»
ادامه این بخش به ذکر تهدید، آزار و اذیت، بازجویی و زندان فعالان حقوق زنان، «اجرای سختگیرانه کدهای اخلاقی مربوط به پوشش و تلاش برای جرم‌آفرینی برای حجاب نامتناسب» و بیانات نگران‌کننده برخی از مقامات «در مورد برخی از قربانیان و کسانی که به کرامت انسانی و جسمی آنها بی‌حرمتی شده» می‌پردازد.
ابراز امیدواری همکاری مقام‌هایی ایرانی
در بخشی از گزارش احمد شهید آمده‌است که «گزارشگر ویژه چندین نقطه امیدوارکننده برای همکاری در این گزارش یافته‌است، خصوصا اجرای توصیه‌های گزارش دوره‌ای (یو.پی.آر)، مواد پیمان‌نامه‌ها و یافته‌های سازوکارهای ویژه.»
احمد شهید در این متن ادامه می‌دهد: «گزارشگر ویژه براین باور است که خروجی بررسی دوره‌ای همگانی در شورای حقوق بشر ‪(یو‌پی‌آر
) که وضعیت جمهوری اسلامی ایران را در فوریه ۲۰۱۰ بررسی کرد، پایه مناسبی برای همکاری وی و مقامات ایرانی ایجاد می‌کند.»
وی می‌افزاید: او همچنین روند فزاینده‌ای از ادعاهای مرتبط با نقض حقوق بنیادی مردم که تحت قوانین بین‌المللی تضمین شده‌است جمع‌آوری کرده‌است و بر فوریت شفافیت بیشتر از طرف مقامات ایرانی و گفت‌وگوی نزدیک‌تر بین جمهوری اسلامی ایران و جامعه بین‌المللی برای استحکام تضمین‌های حقوق بشری برای شهروندانش تاکید می‌کند. گزارشگر ویژه به دنبال همکاری مقامات ایرانی در بررسی این پرونده‌ها خواهد بود و نتیجه این تحولات را در گزارش بعدی خود درج خواهد کرد.»
در پایان این گزارش آمده‌است که «گزارشگر ویژه خاطرنشان می‌کند که گزارشی جداگانه از سوی دبیر کل سازمان ملل در مورد تحولات حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران از شهریور
۱۳۸۹ تا کنون، به شصت وششمین نشست مجمع عمومی ارائه خواهد شد.»

http://www.radiofarda.com/content/f12_ahmad_shahid_s_report_on_iran_s_human_rights/24361191.html

۱۳۹۰ مهر ۲۱, پنجشنبه

گزارش سالانه دبیرکل UN

گزارش سالانه بان کی مون از وضعیت حقوق بشر درایران

بی بی سی: بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد درگزارش سالانه خود درباره وضعیت حقوق بشر درایران از افزایش اعدام ها، موارد قطع عضو، بازداشت های خودسرانه، محاکمه های غیرعادلانه، شکنجه و سرکوب فعالان حقوق بشر، وکلا، روزنامه نگاران و فعالان مخالف در این کشور ابراز نگرانی کرده است.
آقای بان این گزارش را سه سال است که به تقاضای کشورهای عضو مجمع عمومی سازمان ملل آماده می کند. دو کشور دیگری که گزارش مشابهی درباره آنها تهیه می شود برمه و کره شمالی هستند.
احمد شهید، گزارشگر ویژه در مورد وضعیت حقوق بشر ایران که در ماه ژوئن سال گذشته منصوب شد قرار است گزارش خود را روز چهارشنبه هفته آینده منتشر کند.
در گزارش تازه آقای بان آمده است که نقض حقوق بشر در ایران از زمان گزارش قبلی دبیر کل دامه یافته است.
در مقدمه این گزارش آمده است: "چنین مواردی ادامه یافته و تشدید شده است، به خصوص در مورد مدافعان حقوق بشر، فعالان حقوق زنان، روزنامه نگاران و مخالفان دولت."
گزارش همچنین به افزایش قابل توجه مجازات اعدام از جمله در ملاء عام از ابتدای سال
۲۰۱۱ تاکنون اشاره می کند و می گوید که اعدام زندانیان سیاسی و مجرمان زیر هجده سال گزارش شده است.
ایران بارها نقض حقوق بشر در داخل کشور را رد کرده و سازمان های بین المللی را متهم کرده است که تحت نفوذ دشمنان این کشور نظیر آمریکا عمل می کنند.
این گزارش همچنین به بعضی تحولات مثبت در ایران از جمله امضای پروتکل داوطلبانه کنوانسیون حقوق کودکان در زمینه مشارکت کودکان در مناقشه های مسلحانه در سپتامبر
۲۰۱۰ اشاره می کند.
اعدام ها : در بخشی از این گزارش درباره مجازات اعدام آمده است: "به گفته عفو بین الملل، علاوه بر
۲۵۲ مورد اعدامی که رسما در سال ۲۰۱۰ اعلام انجام شده، گزارش هایی هست که ادعا می کند ۳۰۰ اعدام مخفی دیگر عمدتا در زندان وکیل آباد مشهد انجام شده است."
"به گفته یک منبع رسمی، حدود
۱۴۰ اعدام در فاصله اول ژانویه تا ۲۰ ژانویه ۲۰۱۱ انجام شده که بعضی منابع آن را تا ۱۸۵ اعدام می دانند."
در این گزارش آمده است که کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل در ماه فوریه ضمن ابراز نگرانی از شمار افزایش شدید آمار اعدام در ایران از ابتدای
۲۰۱۱ از ایران خواست موقتا اعدام ها را متوقف کند. این سازمان از ایران خواسته است حذف مجازات اعدام از نظام جزایی را بررسی کند.
کمیسر عالی حقوق بشر همچنین در مورد صدور حکم اعدام در ارتباط با جرایم جنسی به ایران نامه نوشته است.
در قسمت دیگری از این گزارش آمده: "کاربرد حکم اعدام در ارتباط با اتهام محاربه (با خدا) بار دیگر موضوع نگرانی در دوره مورد بررسی است. براساس اطلاعات دریافت شده بیش از
۲۰ نفر از جمله علی صارمی، جعفر کاظمی، حسین خضری و محمد علی حاج آقایی که به محاربه محکوم شده بودند در دوره گزارش شده اعدام شدند و چند نفر هم پس از محکومیت براساس اتهامات مبهم حکم اعدام گرفتند."
این گزارش می گوید که براساس قوانین ایران محاربه به خشونت مسلحانه مربوط می شود اما گزارشگر ویژه در اعدام های فراقانونی، صحرایی و خودسرانه، ابراز نگرانی کرده است که علیرغم درخواست های مکرر، دولت ایران تعریف دقیق و روشنی از محاربه ارائه نکرده است.
در این گزارش همچنین با اشاره به وقوع بعضی از اعدام ها در ملاء عام آمده است که این شیوه، ماهیت بی رحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز مجازات مرگ را تشدید می کند.
این گزارش ضمن اشاره به آنچه به نظر می رسد کاهش موارد اعدام با سنگسار در ایران باشد می نویسد: "در روز
۲۷ ژانویه ۲۰۱۰، شماری از نمایندگان این سازمان خواستار توجه دولت ایران به پرونده سریمه عبادی و بو علی جانفشانی توسط دادگاهی جنایی در ارومیه در استان آذربایجان غربی به اتهام زنا شدند."
این گزارش به این مساله اشاره می کند که ظاهرا این افراد در جریان محاکمه حق انتخاب وکیل برای خود را نداشته اند. بنابه گزارش ها دادگاه تجدید نظر حکم اعدام را تایید کرد اما مقام های ایران در روز
۷ اکتبر ۲۰۱۰ در واکنش به درخواست سازمان ملل گفتند که پرونده تحت بررسی است و حکمی صادر نشده است.
حقوق زنان :این گزارش اشاره می کند که مقام های ایرانی افزایش شمار زنان در مجلس، شوراهای محلی، پست های عالی دولتی و مدیریتی و همچنین آموزش عالی را پررنگ کرده اند.
"برای مثال گزارش می شود که شمار زنان در پست های مدیریتی در وزارت آموزش، از
۴۵ نفر در سال ۲۰۰۵ به ۴۸۲ نفر در سال ۲۰۱۱ افزایش یافته است. در سال آموزشی قبلی، ۳۹۰ هزار و ۳۰۶ دختر وارد سیستم آموزش عالی شدند که معادل افزایش ۲۷۰۰ درصدی ظرف سه دهه است."
اما این گزارش به ادامه ارعاب، آزار و گاه بازداشت یا منع سفر فعالان حقوق زنان در دوره یاد شده اشاره می کند.
در این گزارش همچنین به محدودیت هایی که اقلیت های مذهبی به خصوص جامعه بهاییان با آن روبرو هستند اشاره شده است.
بازداشت اعضای جامعه بهایی ایران و ادامه نقض آزادی مذهب یا اعتقاد از موارد نگرانی این سازمان است.
در گزارش دبیر کل سازمان ملل متحد به حداقل
۲۷ خبرنگار که زندانی شده اند و چندین نفر آنها احکام سنگین گرفته اند اشاره شده است.
احمد زیدآبادی روزنامه نگار برجسته و برنده جایزه سال
۲۰۱۱ یونسکو/گیلرمو در زمینه آزادی مطبوعات جهان از کسانی است که گزارش به آنها اشاره می کند و می نویسد: "آقای زید آبادی در پی انتخابات سال ۱۳۸۸ بازداشت و به 'تبلیغ علیه نظام' و 'توطئه برای اغتشاش عمومی' متهم و به شش سال حبس، پنج سال تبعید و منع دائمی از فعالیت سیاسی، اجتماعی، روزنامه نگاری و همچنین قلم زدن و ایراد نطق محکوم شد."
فریبرز رئیس دانا اقتصاد دان، جعفر پناهی سینماگر و نسرین ستوده وکیل نیز از دیگر کسانی هستند که در این گزارش به بازداشت آنها اشاره شده است.
تعلیق شماری از احزاب مخالف و منع سفرهای خارجی بعضی از رهبران آنها و همچنین نیاز به گرفتن مجوز برای کلیه تجمعات عمومی از جمله دیگر موارد مورد نگرانی این گزارش است.
در این گزارش آمده است: "در روز
۱۴ فوریه ۲۰۱۱، زمانی که هواداران مخالفان در همبستگی با معترضان در مصر تجمع کردند، نیروهای امنیتی برای جلوگیری از تظاهرات مستقر شدند که باعث درگیری هایی شد که مرگ حداقل دو نفر و مجروح شدن چند نفر دیگر را به دنبال داشت."
دبیر کل سازمان ملل در گزارش خود همچنین به کشته شدن شماری از اعراب اهوازی - براساس گزارش های متعدد - در سالگرد تظاهرات
۱۵ آوریل به مناسبت "روز غضب" در سال ۲۰۰۵ اشاره می کند.
همکاری با سازمان ملل و توصیه ها: در این گزارش همچنین به میزان همکاری جمهوری اسلامی ایران با بازرسان و ماموران سازمان ملل اشاره شده است.
این گزارش می گوید که در سال های
۲۰۰۳ و ۲۰۰۵ شش مامور سازمان ملل از ایران بازدید کردند اما از سال ۲۰۰۵ هیچ یک از گزارشگران موضوعی این سازمان موفق به ورود به این کشور نشده اند. البته مقام های ایرانی گفته اند که در واکنش به درخواست ها قصد دارند در سال آینده دو گزارشگر ویژه سازمان ملل را دعوت کنند.
اما در این گزارش به جلسه روزهای اول و دوم دسامبر
۲۰۱۰ میان سه عضو کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل و شماری از اعضای قوه قضاییه ایران اشاره و از آن استقبال می کند.
دبیر کل سازمان ملل در پایان این گزارش
۱۹ صفحه ای مقام های ایران را ترغیب می کند قوانین ملی به خصوص قوانین جزایی و قوانین قضایی در مورد افراد زیر ۱۸ سال را اصلاح کند تا از همخوانی آنها با استانداردهای حقوق بشر بین المللی اطمینان حاصل شود.
او همچنین خواستار پایان برخی از انواع اعدام ها و سایر مجازات ها که براساس قوانین بین المللی ممنوع است می شود.
آقای بان از ایران خواسته است که کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان و کنوانسیون منع شکنجه و سایر رفتارها و مجازات های بی رحمانه و غیرانسانی را امضا کند.
او همچنین ابراز نگرانی می کند که ایران فقط به تعداد کمی از مکاتبات انبوه این سازمان در ارتباط با موارد جدی نقض حقوق بشر پاسخ می دهد وخواستار تقویت همکاری با شورای حقوق بشر در این زمینه می شود
.%

*- برگرفته از سایت اخبار روز

ط. شیرمحمدی مرحوم باغشی م. صبوحی نی یادلایار

Bagşy Mansur Sabuhy aradan çykdy.

Taher Shir Mohammadi Azatlyk Radiosynyň Germaniýadaky habarçysy. Duşenbe güni Türkmensährada giňden tanalýan ussat bagşy Mansur Sabuhy 45 ýaşynyň içinde aradan çykdy. Ol Eýran türkmenleriniň meşhur sazadndasy we bagşysydy.
Mansur Sabuhynyň iýmitden zaherlenme sebäpli aradan çykandygy habar berilýar. Aradan çykmazyndan biraz öň ol Türkmensährada çapdan çykýan “Ýaprak” žurnalyna interwýu beripdi. Şol beren interwýusynda ol özüniň bagşyçylyk hünäri we bu hünäre gelşi bilen baglanyşykly gürrüň beripdi.
1964-nji ýylda eneden doglan Mansur Sabuhynyň şol beren gürrüňine görä, ol 18 ýaşynda ussat bagşy Nazarly Mähjubynyň ýanynda dutar çalyp, bagşyçylyk hünärine girişipdir.
Mansur Sabuhy Türkmensährada döredilen “Azady“ adyndaky aýdym–saz ansamblylnyň ýolbaşçylarynyň biridi. Ol 18 ýyllap Türkmensähranyň belli bagşylary, şol sanda Durdy Törrik, Abdulmennaf Ahangary, Arazmuhammed Şirmuhammedly we Rahym Hywaly bilen bile il arasynda aýdym-saz bilen çykyş edip, il-günüň köp alkyşyny we söýgüsini gazanypdy.
Şeýle-de ol Eýranda geçirilen dürly aýdym-saz festiwallarynda birnäçe gezek baýraga mynasyp bolupdy. Sabuhy Eýranda geçirilýän Fajir saz-sungat festiwalynda hem birnäçe gezek birinji orny eýeledi.

Fransiýada we Şwesiýada-da çykyş edipdi
Mansur Sabuhy ýewropalylary türkmen aýdym-saz sungaty bilen tanyşdyrmak üçin Fransiýada we Şwesýada-da çykyş edipdi.
Şwesiýada medeni çäreler bilen meşgullanýan ildeşimiz Şapur Düýejiniň sözlerne görä, Mansur Sabuhy 2009 ýylyñ 23-nji maýynda Şwesiýanyñ Göteborg şäherinde beýik türkmen klassyk şahyry Magtymgulynyñ ömrüne we döredijiligine bagyşlanyp geçirilen halkara konferensiýa hem gatnaşypdyr.
Şapur Duýeji Mansur Sabuhyny ýatlap, “onuň ýaş we biwagt aradan çykmagy biziň üçin uly ýytgi” diýip, gynanç bildirdi.

“Bagşy öz ömürni iline bagyşlaýar”
Mansur Sabuhy Türkmenistanda-da birnäçe gezek bolyp, ol ýerdäki belli bagşy-sazandalar bilen hem duşyşypdy.
Mansur Sabuhy Türkmensährada çäp bolýan “Ýaprak” žurnalyna beren soňky interwýusynda Akmyrat Çaryýew hem-de Hangeldi Annamyradow maňa bagşyçylyk patasyny berdiler diýpdi.
“Ýaprak” žurnalyndaky bu interwýusynda Mansur Sabuhy “bagşy öz ömrüni iline bagşlaýar” diýip hem nygtapdy. Ol ozüniň uzak bolmadyk ömrüni iline-de bagyşlapdy.
Mansur Sabuhy 11-nji oktýabrda Eýranyň Türkmensähra regionynda Kummet-Howuz şäherinde jaýlandy.

*- azathabar.com, web sahypadan alyndy

۱۳۹۰ مهر ۱۹, سه‌شنبه

قینانچ حاطی (تسلیت ناما)

دؤویرلـر دولانار گردشلر دؤنر، نیچه لر گؤچرلر، نیچه لر قونار،

نیچأنینگ مشعلی تأزه دن یانار، نیچأنینگ چیره سی اؤچیپ بارادیر. ماغتیمقولی

تورکمن صحرا دا آد قازانان صونغات چی (باغشی هم تامدیراچی) منصور صبوحی مرحوم بولیپ دیر.

بوآجی خبر حقییندا، "تورکمن استودئنتس.کوم" اینترنت صاحیپاسی (سایتی) ، خبرچی سینا سالغی نانیپ شیله یازیپ دیر:

" استاد موسیقی ترکمن، منصور صبوحی عصر روز دوشنبه 18 مهرماه دریکی ازبیمارستان-

های گنبد دار فانی را وداع گفت. هنوز اطلاعات دقیقی از بیماری ایشان منتشر نشده است. "

مرحوم، 1344- نجی شمسی (1965 میلادی) ییلی گنبد قابوس شهرینده دوغولیپ، شول شهرده 46 یاشینگ ایچینده آرادان چیقیپ دیر.

قالان لارینا صبر و اوزین عمر دیله یاریس . ایزی یاراسین ، یاتان یری یاغتی بولسون

تورکمن حالقی نینگ مدنی وسیاسی اُجاغی (کانون فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن)

19- 7- 1390 (2011-10-11)

۱۳۹۰ مهر ۱۷, یکشنبه

مجازات اعدام وفرهنگ انتقام

رامین جهانبگلو ، * - سایت رادیو فردا ۱۳۹۰/۰۷/۱۴

چند سالی است که تماشای مراسم اعدام درملاء عام برای عده‌ای از هموطنان ایرانی تبدیل به تفریحی هولناک شده است.
صحنه‌های دلخراش از مردان و زنانی که به دلایل گوناگون از طناب دار حلق‌آویز می‌شوند و حضور صد‌ها وگاهی هزاران ایرانی که برای تماشای جان دادن یک انسان ساعت
۴ بامداد درمحل اعدام حاضر می‌شوند، این پرسش را در ذهن ایجاد می‌کند که جامعه ایرانی از دورانی که محکومان و معصومان را شمع‌آجین می‌کردند یا آنان را به دهانه توپ می‌بستند چه پیشرفت اخلاقی‌ای داشته است؟ آیا درجامعه‌ای که خود را از پیشرفته‌ترین جوامع خاورمیانه معرفی می‌کند معیار پیشرفت و ترقی داشتن رآکتور اتمی و دریافت القابی مثل دکتر و مهندس است؟
یا این که زمان آن فرارسیده که از خود بپرسیم: درجامعه‌ای که درآن خشونت به شکلی عریان وبا وقاحت عرض اندام می‌کند وبسیاری با پذیرش یا سکوت دربرابر آن به فرهنگ انتقام‌جویی مشروعیت می‌بخشند، چه جایی برای اخلاق مدنی باقی مانده است؟ مگر نه آن که سکوت دربرابر مجازات اعدام نوعی عدم مسئولیت و تاٌیید و توجیه جنایتی است که نه بازدارنده قتل است و نه آموزش‌دهنده قاتلین.
به عبارتی، تنها غایت مجازات اعدام پیش‌پا‌افتاده تلقی کردن فرهنگ کشتار و بی‌اهمیت شمردن کرامت انسانی است. از این رو مجازات اعدام به مثابه بربریتی است که همواره خود را پشت پرده گفتمان‌های دینی و سیاسی پنهان می‌کند.
ولی حقیقت امر این است که طرفداران دینی و سیاسی مجازات اعدام در دفاع فلسفی و اخلاقی از آن عاجزند. زیرا امروزه چه کسی می‌تواند ادعای ایجاد امنیت و آموزش اخلاق مدنی به جوانان ایرانی را داشته باشد و همزمان فرهنگ کینه و انتقام را ترویج کند. در واقع به قول فرانسیس بیکن: «مرتد و ملحد آن کسی نیست که بر هیزم‌ها ایستاده و می‌سوزد، بلکه کسی است که آتش زیر هیزم را روشن می‌کند.»
به عبارت دیگر، مجازات اعدام همچون جنایتی است که نام واقعی خود را به زبان نمی‌آورد. شاید به همین دلیل، تماشاچیان اعدام مثل مجریان آن ارج و ارزشی برای قانون و فردیت قائل نیستند، چون معتقد به نظام جنایتکاری هستند که عدالت را فقط بر چوبه دار معنی می‌کند. درحقیقت، هردولتی که حکم اعدام را اعمال می‌کند سه هدف را در سر می‌پروراند: نخست تنبیه ومجازات مجرم، دوم حفظ جان شهروندان، وسوم دلسرد کردن و منصرف ساختن قاتلان آتی از دست زدن به قتل. ولی همان طوری که می‌بینیم تنها چیزی که ماشین اعدام درایران مد نظر ندارد حقوق اولیه شهروندان، اشاعه قانون‌مداری وجلوگیری از لومپنیسم است.
بالعکس دولت از مجازات اعدام به عنوان ماشین کشتار برای ایجاد رعب و وحشت درمیان شهروندان ایران استفاده می‌کند وهمراه با گسترش فضای ترس وناامنی، فرهنگ خشنی را ترویج می‌کند که محور آن کشتن وکشته شدن است. به همین جهت حاکمیتی که قانون‌مداری و انتقام‌جویی را یکسان می‌پندارد و به نوجوانان خود می‌آموزد تا درسحرگاه به تماشای اعدام مجرمان بروند، از نظر اخلاقی در مقامی نیست که طناب دار را به گردن قاتل بیندازد.
تا زمانی که جامعه ایران (نه فقط دولت ایران) قصاص وعدالت را یکسان می‌داند ومجازات اعدام را امری مهم‌تر و مطلوب‌تر از عدالت ترمیمی وآموزش خشونت‌پرهیزی می‌داند، سایه فرهنگ کینه وانتقام برساختار این جامعه باقی خواهد ماند.
شاید آنهایی که فقط درفکر انتقام‌جویی و دادن درس خشونت به دیگران هستند باید لحظه‌ای به این موضوع بیندیشند که چه نوع جامعه‌ای را برای فرزندان و نوادگان خود به ارث خواهند گذاشت. چرا که به گفته آرتور کوستلر، «چوبه دار فقط ماشین کشتار نیست، بلکه کهنه‌ترین و زشت‌ترین نماد گرایشی درانسان است که درجهت نابودی اخلاقی خود گام برمی‌دارد.»

۱۳۹۰ مهر ۱۴, پنجشنبه

محاکمه ی دانشجوی ترکمن دوره ی فوق دکترا با اتهامهای واهی

محاکمه اميد کوکبی به اتهام «ارتباط با دولت متخاصم»

اميد کوکبی، دانشجوی فيزيک در دانشگاه تگزاس آمريکا، به اتهام «ارتباط با دولت‌های متخاصم» و «کسب درآمد نامشروع» روز سه‌شنبه درتهران محاکمه شد.
سعيد خليلی، وکيل آقای کوکبی، اتهام‌های موکل خود را «غيرمنطقی و بی‌اساس
» دانست و گفت که در جلسه دادگاه اجازه پيدا نکرده تا با وی گفتگو کند.
آقای کوکبی در نخستين جلسه‌ محاکمه خود، تمام اتهام‌های وارده را مردود دانسته و آنان را رد کرد
.
اميد کوکبی
۲۹ ساله، بهمن ماه سال ۸۹ به هنگام بازگشت به آمريکا برای ادامه تحصيل در فرودگاه بازداشت شد.

* - برگرفته از سایت رادیو فردا ، ۱۳۹۰/۰۷/۱۳

۱۳۹۰ مهر ۱۲, سه‌شنبه

آسیب شناسی اپوزیسیون خارج

گفت و گو با رضا علیجانی درباره ی آسیب شناسی اپوزیسیون خارج ازایران

رضا عليجانی، روزنامه نگار وعضو شورای فعالان ملی مذهبی و سردبير نشريه توقيف شده «ايران فردا» است.
آقای عليجانی که هم اکنون
۴۹ ساله است، پس از انقلاب سالهای بسياری ازعمر خود را در زندان گذارنده است. او درسال ۶۵ به مدت چهارسال زندانی شد. بارديگر درسال ۱۳۷۹ به همراه بسياری از نيروهای ملی مذهبی بازداشت شد ونزديک به شش ماه و نيم در زندان انفرادی بود. رضا عليجانی بار ديگر درسال ۸۲ بازداشت وبه مدت دوسال زندان بود.
رضاعليجانی دارای تاليفاتی ازجمله «شريعتی شناسی»،«نوگرايی دينی» ومجموعه کتابهايی درباره «زن درمتون مقدس» است
آقای عليجانی برنده جايزه آزادی مطبوعات خبرنگاران بدون مرز- بنياد فرانسه درسال
۲۰۰۱ شد وپس ازترک ايران درحال حاضر درپاريس اقامت دارد.

وی اخیرا دريک سخنرانی درجمع دانشجويان ايرانی درهلند، مهاجرت روزنامه‌نگاران دردوسال اخيررا دارای محاسن و معايب گوناگون دانسته است. او حسن اين مهاجرت‌ها را دراين می داند که روزنامه‌نگاران می‌توانند فضای رسانه‌ای خارج از ايران را نسبت به اپوزيسيونی که قبلا مهاجرت کرده بود، به‌ روزتر کنند. زيرا تحليل‌های جديد و درست‌تری با خود به بيرون از ايران آورده و پرسش‌های تازه‌تری به ميان آوردند. ولی به اعتقاد او، ضعف اين است که عمدتا تحليل‌ها مبتنی بر تفسير خبر هستند و درشرايط کنونی، ژورناليسم تا حدی جای تحليل‌های استراتژيک را گرفته است.
رضا عليجانی براين اعتقاد است که باخواندن مقالات ونظرات درسايت‌ها ورسانه‌های مختلف به ويژه درفضای خارج ازکشور می بينيم تصور براين است که نظام سياسی درايران درحال فروپاشی است. مانند «تئوری امپرياليسم درحال احتضار» لنين که می گفت امپرياليسم کنار گور خود ايستاده و فقط کافی‌ است او را هل بدهيم. يعنی حکومت تنها نياز به يک تلنگر و جامعه نيز به يک جرقه احتياج دارد.
آقای عليجانی از اين تصور به عنوان تصوری نزديک ‌بينانه ياد می کند ومعتقد است آن‌هايی که چنين تفکری دارند با هراتفاقی درايران به دنبال پرده‌ آخر هستند.
رضا عليجانی معتقد است وقوع اتفاقات بنيادی درايران ميان‌مدت است اما بسياری، دستاوردگرا هستند وبرهمين اساس به دنبال پرده آخرند ومسير پيموده شده ودستاوردهای آن را نمی‌بينند.
راديو فردا درگفت و گوی ويژه ی اين هفته به سراغ رضا عليجانی رفته وگفت و گويی درباره ی آسيب شناسی نيروهای خارج از کشور با او داشته است:
راديو فردا: آقای عليجانی! اگر بخواهيد آسيب شناسی کوتاهی از نيروهای اپوزيسيون خارج از کشور داشته باشيد، اين نيروها دارای چه محاسن و معايبی هستند وآيا مهاجرت روزنامه نگاران وفعالان سياسی ومدنی دردوسال اخير به فهم جديد اپوزيسيون از اوضاع و واقعيت ايران کمک کرده است؟
رضا عليجانی: البته اپوزيسيون خارج ازکشوريکدست نيست وزمان خروج شان ازکشورهم يکسان نيست. اما اگر بخواهيم از دور به اين پديده وحتی میتوان گفت به اين نهاد نگاه کنيم، مهمترين ويژگی اين اپوزيسيون اين است که وجدان اپوزيسيون ايران بوده، مشعل افروز آرمانها بوده، هروقت صدا درداخل کشور ضعيف يا نزديک بين شده اپوزيسيون اين صدارا بلندتر کرده و نگاه را دوردست تر.

اما شايد مهمترين مشکل اپوزيسيون خارج از کشور شبيه مشکلی است که درداخل زندانها نيز وجود دارد. افرادی که در زندان به سر می برند فقط با خودشان درارتباط هستند، يعنی يک زندانی با بقيه زندانیها که اتهامات مشخصی دارند واز اعضای گروه های مختلف هستند سر و کار دارد. به نوعی میتوان گفت نقطه ضعف وآسيب اپوزيسيون خارج ازکشور، «ذهنی شدن وتنزه طلبی» است ومقداری هم بی انگيزگی يا ناکارآمدی دررابطه با روحيه مشترک ومخرج گيری ازتمايلات وگرايشها.
اما دردوسال اخير که روزنامه نگاران زيادی ازکشور خارج شدند توانستند فضای خارج را عينی تر ومسايل را دقيق تر مطرح کرده و اخبار را به روزتر کنند. اينها خون تازه ای بود در رسانه های مختلف.
اما بخشی که به عنوان يک عيب و يا نقيصه می توان مطرح کرد اين است که تحليل خبر لازم است، ولی کافی نيست. روزمرگی، روزانه ديدن و روزنامه ای ديدن که می خواهد سريع به نتيجه برسد و کارش برای فردا برود روی دکه ديده می شود و اين غلبه وجه خبر تحليل است به صورت خيلی پر رنگ.
تحليل های استراتژيک که بتواند چشم انداز آينده و افق را ببيند، مانند رانندگی می ماند که هم بايد نور پايين زد و هم نور بالا و شايد بيشتر بتوان گفت اين فضا، فضای نور پايين است و نور بالا در آن کم ديده می شود يا با فاصله های زياد زده می شود.
آقای عليجانی! روزنامه نگاران و چهره های جديدی که طی دو سال گذشته به خارج از کشور آمده اند اگر بخواهند دچار مشکل تحليل فعالان سياسی نشوند که سال هاست درخارج از کشورند، چه کاری بايد انجام دهند؟
مهم ترين کار ارتباط با داخل است نه فقط با فضای اپوزيسيون و خبرهای حقوق بشری، بلکه هرکسی خانواده و دوست و آشنا دارد که می تواند در ارتباط با آنها فعال بماند. می تواند اخبار داخل و حتی اس ام اس هايی که رد و بدل می شود ميان مردم و جزييات را دنبال کند، يعنی نوعی همذات پنداری و حضور در صحنه. از درون به مسئله نگاه کردن ضروری است، نبايد جوگير شوند و به عبارتی مرعوب و مغلوب فضا نشوند.
البته اين مسئله هم استحکام نظری می خواهد و هم استحکام مشی و استراتژی. بايد تکثر را در داخل ببينند، صورت مسئله در زندان و يا خارج از کشور ساده می شود و فقط «ما» ديده می شويم به عنوان منتقدين و اپوزيسيون و حاکميتی که در مقابل قرار دارد. يعنی فقط «ما و آنها» ديده می شود و دراين ميان بيش از
۶۰ يا ۷۰ درصد جامعه که مردم هستند و بين ما و آنها قرار دارند ديده نمی شوند. اين مهمترين و کليدی ترين مسئله است به نظر من.
ما می بينيم در طول اين سال ها نيروهای سياسی خارج از کشور نه تنها نتوانستند با نيروهای داخل کشور يک همگرايی داشته باشند بلکه بين خودشان هم عدم همگرايی شديد دارند. چرا اين همگرايی شکل نمی گيرد؟
اين سوال شايد سوال سختی باشد واين مسئله هم درداخل کشوروجود دارد وهم درخارج ومتعلق به زمان حال نيست ودرايران يکی ازنقيصه های مان همين مسئله است. بايد روی اين مسئله ازنظر جامعه شناسی وروان شناسی ومعرفت شناسی تعمق شود.
بخشی از اين مشکل برمی گردد به اينکه ما درجامعه نهاد نداريم. افراد بر اساس ژورناليسم و يا عوامل ديگر رشد می کنند و يا دريک صحنه می درخشند اما چون نهاد نداريم وافراد ازطريق نهادها رشد نمی کنند (شايد معدود نهادهای ما نهادهای حزبی بودند و هستند که در سطح گذشته فعال نيستند) اينجا نقش افراد و مسايل خصلتی و شخصی تقويت وتشديد می شود. ما اين را در تاريخ هم داريم مثلا برخوردی که آقای مکی با دکتر مصدق دارد.

شايد نتوان تمام ابعاد اين مسئله را تحليلی و تئوريک ديد، يعنی بخشی را بايد روان شناختی تحليل کرد و بخشی را هم بايد سياسی و جامعه شناختی ديد. اگر بخواهيم عميق تر ببينيم بايد روحيه ثنوی ايرانی بشناسيم و با نگاه يونگ مسئله را بررسی کنيم. اگر فرويد ضمير و ناخودآگاه فردی را به کار می برد، يونگ يک ناخودآگاه جمعی را هم به کار می برد.
ما درپس زمينه های دينی وفلسفی کهن اهورا واهرمن داريم، يعنی ديدگاه ثنوی داريم. در روانشناسی ما روحيه ثنوی هست، يعنی همه چيز را سياه و سفيد می کنيم يا به صورت دوست و دشمن می بينيم، گاهی اوقات شديدا اميدواريم وگاهی اوقات شديدا نااميديم، يعنی نوسانی بين اين دو قطب ديده می شود.
اين مسئله در چند دهه اخير به خصوص قبل از انقلاب تا فروپاشی شوروی، با نگاه تضادی برخی مکتب های جامعه شناختی و سياسی از جمله نگاه مارکسيستی تشديد شده است. يعنی با آن روحيه ثنوی و اين نگاه جامعه شناختی سياسی تضادی، رويکردهای ديگر کمتر وارد جامعه ما شد و يا فقط در آکادمی ها وجود داشت مثل نگاه های پارسونزی يا وبری. اين ديدگاه در فضای روشنفکری و در کتاب های درسی دانشگاهی گفتمان غالب بود. آن نگاه وفاقی و همگرايی که در جامعه شناسی وجود دارد، در بخشی از مکاتب و گرايشات کمتر ديده می شود.
اين نگاه تضادی و آن نگاه ثنوی با هم تلفيق شده در نتيجه ما بيشتر می توانيم مرزبندی کنيم تا مخرج مشترک بگيريم ولی بايد اين مشکل را حل کنيم؛ نگاهی که مهندس سحابی در اين سال های آخر خيلی بر آن تکيه می کرد.
درواقع می خواهم بگويم بايد نوعی نگاه «ايران- فردايی» داشته باشيم. ايران فردا برای من هم يک مجله است و هم يک نگاه خاص متاثر از مهندس سحابی بر اساس همبستگی ملی؛ همبستگی که کنه آن بر اساس رفع تبعيض است و واژه ای که نگاه به فردای ايران دارد.
اگر کسی دلسوز فردای ايران باشد حتما بايد به اين همگرايی بها دهد، چون آينده ايران متعلق به هيچ فرد و جناحی نيست و آينده ايران بدون همگرايی ملی هرگز ساخته نخواهد شد.
آقای عليجانی! شما در سخنرانی خود در جمع دانشجويان ايرانی در هلند گفتيد اگر کسی تکثر جامعه ايران را نبيند هيچ چيز از جامعه ايران نمی داند. چرا شناخت و فهم تکثر جامعه ايران هم برای نيروهای اپوزيسيون خارج از کشور مهم است و هم برای روزنامه نگاران و فعالان سياسی که جديداً به خارج از کشور آمده اند؟
هر برخورد تحليلی و استراتژيک بر چند پايه استوار است، يک پايه تحليل شرايط است. اگر کسی شرايط را درست نبيند قطعا مواضع درستی نخواهد داشت.
جامعه ايران از يک جامعه ناموزون با غلبه وجه سنتی از اواخر دوره قاجاريه اکنون وارد جامعه ناموزون با غلبه وجه مدرن شده اما اين جامعه از نظر دينی، سياسی، مطالباتی، جنسی، قومی، صنفی و طبقاتی يک جامعه متکثر است. يکسان سازی و ساده بينی اين جامعه به نظر من مهمترين خطايی است که يک روشنفکر و تحليل گر سياسی به ويژه يک طراح استراتژی برای آينده ايران دچارش خواهد شد.
جامعه ايران از نظر قومی، مذهبی و زبانی متکثر است و اين مسئله حتما بايد ديده شود. دموکراسی پارلمانی برای ايران لازم است ولی کافی نيست. اگر کسی اين تکثر را نبيند، تنوع جنسی و طبقاتی را نبيند يک اصل طلايی را در شناخت جامعه ايران به زمين گذاشته است.
نگاه نيروهای اپوزيسيون خارج از کشور چه قديمی ها و چه جديدها به جنبش سبز تا چه اندازه واقع بينانه بوده است؟
طبق همان روحيه ومنش و تفکر ثنوی که اشاره کردم، شايد يک نوع اغراق درابتدا صورت گرفت و جو رمانتيک شد. جنبش سبز يکی از مردمی ترين جنبش های تاريخ معاصر ما است که در واقع جنبش طبقه متوسط نوگرا درشهرهای بزرگ بود و در مناطق مرکزی و بالايی شهر که توانست از انتخاب به اعتراض خيابانی قدم بگذارد، ولی وارد عرصه اعتصاب نشد.
>ما بايد هم محدوديتهای اين جنبش را بينيم وهم مزيت هايش را. به نظر من غلبه نگاه رمانتيک وپوپوليستی درابتدا باعث شد اغراقی صورت گيرد به ويژه درفضای خارج ازکشور که تمايل به بازگشت به ايران وحل مسئله بيشتر است. اما علاوه بر مزيت های اين جنبش، نقصان هايش هم بايد ديده شود تا راهی به سوی آينده گشوده شود.%

http://www.radiofarda.com/content/f4_reza_alijani_opposition_abroad_/24347227.html

---------------------------------------------