۱۴۰۰ شهریور ۲۷, شنبه

دربرلین مراسم ۲۹مین سالگرد ترور میکونوس برگزار شد

گزارش دویچه وله از مراسم سالگرد ترور میکونوس دربرلین

مراسم سالگرد ترور میکونوس دربرلین با شرکت نمایندگان احزاب حاکم آلمان وبرخی نمایندگان اپوزیسیون ایران برگزارشد. در دادگاه میکونوس سران جمهوری اسلامی ایران برای نخستین بار به خاطر "تروریسم دولتی" محکوم شدند. 

بعد از واقعه ترور میکونوس در۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲هرسال مراسم سالگرد این حادثه دربرلین پایتخت آلمان برگزار می‌شود. امسال این مراسم روز شنبه ۲۷ شهریور(۱۸ سپتامبر) ساعت ۱۳ به وقت برلین آغاز شد. 

صادق شرفکندی دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران، به همراه فلاح عبدلی وهمایون اردلان نمایندگان این تشکل دراروپا وآلمان و همچنین نوری دهکردی، ازشخصیت‌های سیاسی اپوزیسیون ایران ساکن برلین درترورمیکونوس کشته شدند.

جمهوری اسلامی ایران با گذشت حدود سه دهه ازحادثه ترور میکونوس ومحکومیتش در دادگاه برلین هنوز رسما مسئولیت این ترور را برعهده نگرفته است.

حادثه میکونوس وحکم دادگاه برلین درافکار عمومی آلمان نیز یک حادثه مهم به حساب می‌آید و پرونده میکونوس یکی از پراهمیت‌ترین پرونده‌های قضایی در دهه‌های گذشته بوده است.

پیام احزاب آلمانی درمراسم سالگرد ترور میکونوس

نمایندگان احزاب حاکم و اپوزیسیون آلمان در مراسم امسال سالگرد ترور میکونوس به طور فعال شرکت کردند.

دتلف واگنر عضو شورای منطقه‌ای حزب دمکرات مسیحی آلمان و مسئول امور اجتماعی و بهداشت به نمایندگی از حزبش پیامی در مراسم برلین قرائت کرد و یاد قربانیان ترور میکونوس را گرامی داشت.

بعد از آن لنارد نیکولایزن، عضو حزب چپ آلمان پیام این حزب را به مناسبت سالگرد ترور میکونوس خواند. خانم هلن اورین زومر از بوندستاگ، پارلمان آلمان در این مراسم به نمایندگی از طرف پارلمان آلمان سخنرانی کرد.

همه سخنرانان ترور میکونوس و "رفتار ایران درمنطقه" را محکوم کردند.

هاکان تاش از نمایندگان حزب چپ دربرلین که ازسال ۲۰۱۱ عضو این حزب است نیز مثل نمایندگان دیگر پیام خود را قرائت کرد.

تشکل‌های سیاسی ایران: ترور را محکوم می‌کنیم

بیانیه مطبوعاتی حزب دمکرات کردستان نیز از طرف ژیوان حسن ارائه شد.

خالد حسن‌پور، عضو کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان می‌گوید، "بیش از ۲۰۰ نفر از کادر واعضای این حزب توسط نیروهای امنیتی ایران تا کنون ترور شده‌اند و این ترورها هنوز هم ادامه دارد".

او که یکی از سخنرانان مراسم ترور میکونوس بود، به دویچه وله گفت مراسم سالگرد ترور میکونوس در برلین از طرف حزب دمکرات کردستان برگزار شده است.

کنگره ملیت‌‌های ایران فدرال، شورای دمکراسی خواهان ایران و همبستگی برای آزادی و برابری در ایران، سە تشکل سیاسی اپوزیسیون ایران نیز طی اطلاعیەای در سالروز ترور شرفکندی و همراهانش "عمل تروریستی رژیم ایران" را محکوم کردند.

در بخشی از پیام این سه تشکل اپوزیسیون گفته شده است:  «ترور میکونوس سران جمهوری اسلامی را مدت‌ها با مشکلات جدی ديپلماتيک مواجه کرده و حکم دادگاه ميکونوس به عنوان يک پيروزی قاطع برای مقاومت و مبارزه و دادخواهی عليه جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود.» 

مراسم سالگرد ترور میکونوس دربرلین

خالد حسن‌پور، عضو کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان می‌گوید مراسم سالگرد ترور میکونوس امسال با سال‌های دیگر تفاوت داشته است. به گفته او در مراسم امسال به غیر از ترور  شرفکندی درباره حمله سه سال پیش ایران به مرکز حزب دمکرات کردستان با موشک‌های بالستیک و کشته شدن ۱۶ تن از اعضای رهبری این حزب و همچنین بمباران‌های هفته گذشته علیه مقر حزب دمکرات کردستان نیز اشاره شده است.  

"دادگاه میکونوس به ترور ایران در خاک اروپا پایان داد"

حسن‌پور در ادامه صحبت‌هاتی خود اما خاطرنشان کرد، "دادگاه میکونوس عرصه را برای اقدامات تروریستی ایران تنگ کرد و ترور در آلمان و اروپا به ندرت انجام گرفته است".

او تاکید می‌کند: «اما با روی کار آمدن ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور جدید ایران امکان بازگشت مجدد این ترورها وجود دارد. اولویت سیاست دولت جدید سرکوب اپوزیسیون است. دولت رئیسی بر اهمیت نیروهای کرد نیز واقف است و  مقرها و اماکن ما را بمباران می‌کنند و افراد ما را ترور می‌کنند. ما از دادگاه میکونوس و آلمانی‌ها که بیشترین تاثیر را در اروپا دارند تشکر می‌کنیم. انتظار داریم که با رژیم ایران مراوده نکنند و در اروپا جلوی اقدامات تروریستی آنها را بگیرند.»

در دادگاه میکونوس چه گذاشت؟  

درجلسات دادگاه میکونوس بیش از ۱۷۰ نفر در دادگاه حاضر شده و در مورد حادثه ترور شهادت دادند.

دادگاه میکونوس پس از پنج سال و ۲۴۷ روز حکم خود را صادر ومقام‌های عالی نظام جمهوری اسلامی را به دست داشتن به قتل مخالفین خود درخارج از کشور متهم کرد. ایران برای نخستین بار به خاطر"تروریسم دولتی" توسط دادگاه میکونوس محکوم شد.

کاظم دارابی و عباس رحیل تبعه لبنانی به حبس ابد و یوسف امین ومحمداتریس هر دو از اتباع لبنان به ترتیب به ۱۱ و ۵ سال زندان محکوم شدند.

پس از حکم دادگاه میکونوس آلمان چهار دیپلمات ایرانی را اخراج کرد. آلمان و کشورهای عضو اتحادیه اروپا سفرای خود را از ایران فراخواندند.

مناسبات اتحادیه اروپا و ایران بحرانی شد اما با روزی کار آمدن محمد خاتمی روابط دوباره عادی شد. 

عملیات تروریستی ماموران جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور دو ماه پس از برپایی این حکومت و به دستور مستقیم حاکم وقت شرع صادق خلخالی آغاز شد. 

خیابان‌های پاریس، لندن، وین، برلین، ژنو و دیگرکلان شهرها و پایتخت‌های اروپا دیگر برای مخالفین جمهوی اسلامی ناامن شده بود.

شاپور بختیار، آخرین نخست وزیر ایران دردر سال ۱۹۹۱ به همراه سروش کتیبه منشی خود در پاریس ترور شد.

 یک سال پس از ترور شاپور بختیار، فریدون فرخزاد خواننده وشومن مشهور ایرانی درشهر بن آلمان به شیوه‌ای فجیع به قتل رسید.

دکتر عبدالرحمان قاسملو دبیرکل پیشین حزب دموکرات کردستان ایران در سال ۱۹۸۹ در شهر وین پایتخت اتریش ترور شد.

سه سال پس از آن، صادق شرفکندی، جانشین قاسملو در رهبری حزب دموکرات کردستان ایران به همراه سه تن دیگر ازهمراهانش در رستوران میکونوس برلین قربانی ترور شدند.

*در زیر اشاره بیک مورد از ترورهای برون‌مرزی جمهوری اسلامی ایران به روایت تصویر

اسدالله اسدی، طراح عملیات تروریستی

دادگاه شهر انتورپ (انور) دربلژیک پنج‌شنبه ۱۶ بهمن‌ماه (۴ فوریه) به محکومیت قطعی اسدالله اسدی، دیپلمات ایرانی رأی داد واو را به ۲۰ سال زندان محکوم کرد. اسدی درژوئن ۲۰۱۸ به اتهام طراحی وهدایت حمله به نشست سازمان مجاهدین خلق در حومه پاریس، در آلمان دستگیروبه بلژیک تحویل داده شد. دادگاه همچنین نسیمه نعامی را به ۱۸ سال زندان، مهرداد عارفانی را به ۱۷ سال وامیر سعدونی را به ۱۵ سال زندان محکوم کرد.

تاریخ 18.09.2021 ، لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/40VMs 

۱۴۰۰ شهریور ۲۱, یکشنبه

یادنامه ای کوتاه از حالیم دایی عزیزم در روز درگذشت اش

  بمناسبت در گذشت اش  بتاریخ  12 سپتامبر 2021- 21 شهریور 1400

دریکی از دو روز دوم ویا سوم مهرماه 1336/1957 پدر بزرگم از حالیم دایی خواست مرا با شناسنامه ام برای ثبت نام به کلاس اول پیش مدیر تنها دبستان روستای مان حوجا نفس ببرد. این واقعه ی مهم ثبت نام و آغاز تحصیل که در حیات هر فرد، اولین خاطره ای است که از حالیم دایی عزیز و مهربانم بیاد دارم. سپس درحدود یکماه و خورده ای بعد( احتمالن در آبان ماه)روز درگذشت مادر بزرگ مادری یعنی مادر عزیزش ومادر بزرگ عزیز و مهربانم براثر بیماری سل که یکی از اندوهناک ترین و دشوارترین روزهای دو تایی مان بود.  

 از آن زمان به بعد حالیم دایی یکی از الگوها و نمونه ها برای جدیت درچگونگی طی کردن موفقیت آمیز دوره ها و مراحل تحصیلی و نیز درنوع برخورد اصولی ومنصفانه  با دیگران و امورات مختلف زندگی بود.

درگذشت نا به هنگام او بعلت ابتلا به ویروس کرونا در روزگار «بحران کرونایی» که زندگی را برای همه ی آدم ها و جوامع  کره ی خاکی  پر مخاطره نمود، بسیار دردناک بود.

به گلین دایزه و فرزندان عزیزشان، به همه دایی ها و خاله هایم با اعضای خانواده شان درگذشت حالیم دایی ام تسلیت و نیز

ایزی یاراسین و غانلان لاری اوزاق یاشاسین می گویم

 یادش گرامی و روحش شاد  

 یوسف کرُ

  21 شهریور 1400- 12سپتامبر 2021

 *-در زیر بیتی از شعر «گچیپ بارادیر» از شاعر متفکرمان ماغتیمقولی  

دؤویرلر دولانار گردیشلر دؤنر،

Dewirler dolanar gerdishler döner,

 نیچه لر گؤچرلر نیچه لر قونار،

Nischenler Göcherler Nischenler Gonar ,

نیچانینگ چیراسی تازه دن یانار،

nikäning chyrasy täzeden yanar,

نیچانینگ چیراسی اؤچیپ بارادیر.

سند تحول بنیادین درمقابل سند۲۰۳۰ یونسکو

بیراهه‌ای به نام “سند تحول بنیادین” درنظام آموزشی ،

نهاد آموزش و پرورش همواره از مهمترین نهادهای توسعه پایدار دریک کشور محسوب می‌شود و برای آنکه سیستم آموزشی ‏موفق عمل کند، داشتن یک برنامه مدون و به‌روز شده ازنیازهای اساسی آن است.‏‎ ‎جمهوری اسلامی درطول چهار دهه ‏گذشته، درمدارس ودانشگاه‌ها به دنبال تهی کردن مضمون ومحتوای درسی-آموزشی، درخلاف جهت استانداردهای ‏جهانی، بوده است. درسال‌های گذشته رشته علوم انسانی از مضامین و مفاهیم علمی معاصر تهی گشته و به‌جای آن واحدهای دروس ‏اسلامی گذاشته شد و در ادامه این سیاست، امسال رشته های هنر و زبان‌های خارجی وباستان‌شناسی را حذف و یا محدود ‏کردند. از طرف دیگر مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی آموزش عالی ازایجاد ده رشته تحصیلی جدید “مطالعات اسلام معاصر” و ‏”غرب‌شناسی انتقادی” خبر داد.‏

سیستم آموزشی ایران با عملی کردن سند تحول بنیادین، یعنی یک سند ایدیولوژیک فاقد هر گونه اعتبار آموزشی نوین، هر ‏روز بیشتر سیر قهقرایی طی می‌کند. سند تحول بنیادین درمقابل سند۲۰۳۰ یونسکو قرارداده شد، تا مسئولین نتوانند ‏ازمحتوای پیشرفته آن در برنامه آموزشی استفاده کنند. ویژگی مهم سند تحول بنیادین، نگاه ایدیولوژیک آن به امر آموزش ‏است که باید در مرکز توجه مدرسه و خانواده قرار بگیرد. یعنی به‌جای آنکه دانش‌آموز، آزاد اندیشی را بیاموزد و برای تفکر ‏و اندیشه پویا آموزش یابد، باید دستورات بالا را بپذیرد. سند تحول بنیادین، دانش‌آموز را از طرح پرسش دور ویادگیری ‏تک منبعی را تشویق می‌کند، درحالی که آموزش نوین، منابع متفاوتی را دراختیار دانش آموزان قرار می‌دهد تا دارای افکار ‏یک بعدی نشوند.

درمحیط آموزشی مورد نظر سند بنیادین، کودک به عنوان یک ابژه (‏object‏) مورد نظر است و به جای اینکه خود تصمیم ‏بگیرند، دیگران برای آنها تصمیم می‌گیرند. درحالی که درآموزش نوین جهانی، خود کودک حق انتخاب در یادگیری دارد. ‏به‌طور مثال در مدارس فنلاند، هر روز صبح از دانش‌آموز سوال می‌شود که آن روز گره ذهنی‌اش چی بوده وچه موضوعی ‏را می‌خواهد یاد بگیرد. وقتی دریک سیستم آموزشی کودکان حق ارائه نظر نداشته باشند و نتوانند سوال بپرسند و گره ذهنی ‏خود را به چالش بکشند، یعنی تولید فاجعه ونابه‌هنجاری دررشد ذهنی کودکان. سند تحول بنیادین، اختیار گفتار وکردار را از‏معلم و شاگرد می‌گیرد. به‌طورقطعی بین کسی که خود می‌اندیشد باآن کسی که مجبورش می‌کنند چگونه بیندیشد تفاوت ‏بنیادین وجود دارد.‏

آموزش دانشگاهی باید بر اساس اندیشه و گفت‌وگو و نقد پایه‌ریزی شود. اگر دروسی مثل فلسفه، ادبیات وهنر بخشی از ‏آموزش نباشد، جایی برای گفت‌وگو باقی نمی‌ماند واین هدفی است که در سند تحول بنیادین از مهد کودک تا دبیرستان و ‏دانشگاه دنبال می‌شود. معلمین و والدینی که متوجه این مسئله هستند با نگاه ایدیولوژیک سند مخالفت دارند، عدم علاقه دانش ‏آموزان در رفتن به مدرسه، به‌همین علت است که دانش آموز رابطه‌ای بین نیاز خود و متون درسی نمی‌بیند.

علاوه براین، حاکمیت با خصوصی کردن آموزش، نه تنها به بی‌عدالتی آموزشی را بین اقشار فقیر ودارا دامن می‌زند، بلکه ‏تبعیض‌های چندگانه را درحق اقلیت‌های اتنیکی ایران، عمیقا گسترش می‌دهد. درنتیجه هرسال ما شاهد سقوط فرهنگی و ‏آموزشی بیشتر درنهادهای آموزشی کشورهستیم.

مسئولین، هرگز به آینده جوانان برای دستیابی به دانش اهمیت نمی‌دهند. به همین دلیل شرایطی بوجود ‏آورده‌اند که هرساله بر تعداد فرارمغزها افزوده می‌شود، ویا اساتید مسئول دانشگاهی مثل دکتر بیژن عبدالکریمی به علت ‏انتقاد مسئولانه اخراج می‌شوند، آموزگاران منتقدی مثل آقای سپهری، فاطمه سپهری، هاشم ‏خواستار، جواد لعل محمدی وعباس شاهرودی و... بازداشت وزندانی می‌شوند.‏

امسال طبق گزارشات رسانه‌ها، ۵۲ درصدازقبول شدگان کنکور، تمایلی برای انتخاب رشته نداشته‌اند، دلایل آن می‌تواند پایین ‏بودن کیفیت آموزشی، مشکلات مالی خانواده‌ها وهمینطور عدم تطابق امر تحصیل با بازار کار باشد. به‌طور مثال اگر ‏قرار باشد کسی بعد ازگذراندن تحصیلات عالی از روی ناچاری راننده تاکسی شود، دیگر چه نیازی به گرفتن مدرک ‏دانشگاهی دارد؟ میزان بیکاری درمیان جوانان ونا امیدی و نداشتن انگیزه ازعوامل دیگری است که باعث می‌شود جوانان ‏به تحصیل در دانشگاه‌ها علاقمند نباشد والبته شرایط کرونا وآموزش از راه دور ونبودن امکانات اینترنتی نیز برمشکلات ‏موجود افزوده، وکودکان وجوانان را با موانع جدی مواجه کرده است.

این وضعیت آموزشی واستفاده ازسند تحول بنیادین نمی‌تواند بیشترازاین ادامه یابد. هریک روز آموزش نامناسب برای ‏فررندان ما، صدماتی جدی را متوجه اقتصاد واجتماع وفرهنگ کشور می‌کند وباعث می‌شود ما تا دهها سال دیگرهم نتوانیم ‏از وضعیت نابه‌سامان امروز رهایی یابیم. درست به همین دلیل یکی ازوظایف آموزگاران میهن‌دوست ودلسوزکشورتلاش ‏برای ایجاد تغییر درسیستم وروش آموزشی دانش‌آموزان است، اگر معلمین به‌جای کمک به شکل‌گیری جنبه پرسش‌گری در‏نزد دانش آموز و تلاش برای ایجاد تغییر درمحیط مدرسه، فقط بخشنامه‌ها را اطاعت کنند، آنها نیز خواسته وناخواسته، درتشدید فاجعه آموزشی کشور مسئول شناخته خواهند شد.‏

ناهید حسینی- سپتامبر ۲۰۲۱‏ 

https://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/93475/ 

۱۴۰۰ شهریور ۱۹, جمعه

پروژه خط انتقال گاز روسیه به آلمان پایان یافت

پروژه خط انتقال گاز روسیه به آلمان پس از سال‌ها تنش واختلاف به پایان رسید  

روسیه از اتمام خط لوله بحث برانگیز موسوم به «نورد استریم ۲» برای انتقال مستقیم گاز طبیعی به آلمان خبر داد، پروژه‌ای که منتقدانش می‌گویند وابستگی اروپا به مسکو را افزایش می‌دهد.

به گزارش یورو نیوز، الکسی میلر مدیرعامل شرکت گازپروم روسیه اعلام کرد که بامداد امروز جمعه ۱۰ سپتامبر (۱۹ شهریور)، در ساعت ۸ و ۴۵ دقیقه به وقت مسکو، ساخت خط لوله گاز نورد استریم ۲ به طور کامل به پایان رسیده است.

تنش‌ها و اختلافات دیپلماتیک بر سر این پروژه ۱۰ میلیارد یورویی زمانی به قدری شدید شده بود که برخی می‌گفتند این پروژه هرگز تکمیل نخواهد شد. اما اکنون اعلام خبر تکمیل این خط لوله به منزله پیروزی اقتصادی و دیپلماتیک بزرگی برای روسیه است.

مقامات روسیه روز جمعه ابراز امیدواری کردند که بهره‌برداری از این پروژه با مشارکت آلمان هرچه سریع‌تر به بهره‌برداری برسد.

مخالفان این پروژه در اروپا و آمریکا می‌گویند که احداث این خط لوله وابستگی اروپا به رقیب اصلی غرب، یعنی روسیه را برای تأمین انرژی هر چه بیشتر افزایش خواهد داد. آنها همچنین این پروژه را خیانت به منافع اوکراین، متحد غرب در مقابل مسکو می‌دانند.

آلمان سرمایه‌گذار اصلی پروژه نورد استریم ۲ است که قرار است میزان گاز انتقالی از روسیه به آلمان را به دو برابر مقدار فعلی برساند. این لوله با ظرفیت ۵۵ میلیارد متر مکعب گاز در سال، در مسیر هزار و ۲۳۰ کیلومتری زیر دریای بالتیک، یعنی در همان مسیری که لوله دوقلوی آن نورد استریم ۱ در سال ۲۰۱۲ کار گذاشته شد، کار گذاشته شده است.

سال‌ها بود که آمریکا با این توجیه که لوله مورد نظر اوکراین را دور زده و این کشور را از سود ناشی از انتقال گاز محروم می‌کند، با این پروژه مخالفت می‌کرد. اما سرانجام دولت واشنگتن با روی کار آمدن جو بایدن با چرخشی کامل در سیاست خود در این زمینه و با هماهنگی و کمک دولت برلین با انجام این پروژه موافقت کرده و به اختلافات پایان داد.

تا پیش از احداث نورد استریم ۲، مسیر انتقال گاز طبیعی روسیه به اروپا از طریق زمینی از اوکراین می‌گذشت و این کشور سالانه حدود یک و نیم میلیارد دلار از این بابت عایدی داشت. اما اکنون با این پروژه از آن سود محروم می‌شود. دولت کیف که تاکنون از خط انتقال زمینی گاز روسیه به عنوان اهرمی برای فشار بر مسکو نیز استفاده می‌کرد، اکنون بیم آن را هم دارد که از این پس با محروم شدن از این امتیاز، در برابر مسکو آسیب‌پذیرتر شود.

سلاح ژئوپلیتیک

آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان که به خاطر این پروژه مورد انتقادهای شدید داخلی و بین‌المللی بود، در اواخر ماه اوت در سفر به اوکراین گفت کشورش برای تمدید قرارداد کنونی خط ترانزیت روسیه از اوکراین که در سال ۲۰۲۴ به پایان می‌رسد، تمام تلاش خودش را خواهد کرد. وی همچنین تأکید کرد که مسکو نباید از گاز به عنوان «سلاح» استفاده کند.

ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین به مرکل گفته بود که باید نورد استریم ۲ را مانند یک «سلاح ژئوپلیتیک خطرناک» در نظر بگیرد.

بودجه بیشتر از ۱۰ میلیارد دلاری این پروژه که غول نفت و گاز روسیه یعنی شرکت گازپروم آن را مدیریت می‌کند، به دست پنج گروه اروپایی شل، انژی، یونیپر، اوام‌و و وینترشال‌دی مشترکا تأمین می‌شود.

آلمان که در میان کشورهای اروپایی بیش از همه به انتقال انرژی با خط لوله علاقه‌مند است می‌گوید این خط لوله بیش از هر چیز اقتصادی است.

ایالات متحده ابتدا در برابر این پروژه ایستادگی کرد زیرا این کشور همزمان قصد داشت گاز شیل خودش را به اروپا بفروشد. این سیاست با توجه به تقویت منافع روسیه، اوکراین را در موضع ضعف قرار داد.

در این میان اروپایی‌ها نیز در برابر این پروژه اقتصادی، سیاست واحدی ندارند و لهستان و کشورهای بالتیک نگرانند که با تکمیل آن، اتحادیه اروپا در برابر آن چه جاه‌طلبی‌های روسیه می خوانند، سر فرود آورد.

حتی در آلمان نیز نظرها درباره نورد استریم ۲ متفاوت است. در گزارشی که مؤسسه تحقیقات اقتصادی آلمان، دی‌آی‌دبلیو در سال ۲۰۱۸ منتشر کرد، آمده است که در مطالعات این خط لوله «تقاضای گاز طبیعی در آلمان و اروپا بیش از حد برآورد پیش‌بینی شده است».

دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور پیشین آمریکا در سال ۲۰۱۹ قانونی را تصویب کرد که به موجب آن شرکت‌هایی که در ساخت پروژه نورد استریم ۲ دخیل بودند، مورد تحریم قرار می‌گرفتند.

کار احداث این خط لوله در آوریل ۲۰۱۸ میلادی آغاز شد اما با آغاز تحریم در سال ۲۰۱۹ در حالی که تنها ۱۵۰ کیلومتر دیگر برای کار گذاشتن در اب‌های آلمان و دانمارک باقی مانده بود، متوقف گردید. فعالیت‌ها برای ساخت پروژه یک سال بعد از آن دوباره از سر گرفته شد.

درنهایت جو بایدن مخالفت خود را با توقف پروژه اعلام کرد زیرا معتقد بود که دیگر دیر شده و بهتر است که برای همکاری در این پروژه و نیز در پرونده‌های دیگر به ویژه موضوع مقابله با چین، با آلمان همکاری کند.

واکنش اوکراین

بلافاصله پس از اعلام تکمیل پروژه نورد استریم ۲، اوکراین اعلام کرد که «تا پایان» علیه این پروژه مبارزه می‌کند.

سرگی نیکفروف، سخنگوی ریاست جمهوری اوکراین روز جمعه به خبرگزاری فرانسه گفت با وجود تکمیل پروژه جنجالی نورد استریم ۲، با بهره‌برداری از این پروژه مبارزه خواهد کرد.

وی گفت: «رئیس جمهور (ولودیمیر زلنسکی) همواره تأکید کرده که اوکراین با این پروژه سیاسی روسیه تا پایان آن و پس از آن و حتی پس از شروع تحویل گاز مبارزه خواهد کرد.»

وی گفت که با این حال دولت کیف از برلین و واشنگتن «ضمانت‌هایی» برای تمدید قرارداد ترانزیت زمینی گاز روسیه از طریق خاک اوکراین «برای مدت حداقل ده سال» دریافت کرده است.

۱۹ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۱ ، لينک کوتاه https://akhbar-rooz.com/?p=125632  

۱۴۰۰ شهریور ۱۷, چهارشنبه

اعلام آمادگی طالبان برای تشکیل حکومتی برپایۀ الگوی رژیم اسلامی ایران

حکومت براساس مدل جمهوری اسلامی، «هبت‌الله آخوندزاده» رئیس حکومت جدید افغانستان می شود

طالبان با اشاره به این‌که به زودی رایزنی‌ها درباره تشکیل حکومت جدید افغانستان به پایان می‌رسد، اعلام کرد هبت‌الله آخوند‌زاده، رهبری حکومت جدید این کشور را به دست خواهد گرفت.

العربیه نوشته است: این درحالی است که روزنامه «واشینگتن پست» آمریکا چهارشنبه به نقل از جنگجویان محلی درمواضع درگیری در ولایت پنجشیر، گزارش داد که جنگجویان گروه طالبان به سوی ولایت پنجشیر در حال پیشروی هستند.

ولایت پنجشیر تنها ولایت از ولایت‌های ۳۴ گانه افغانستان است که هنوز از سوی طالبان تصرف نشده و نیروهای جبهه مقاومت افغانستان درآن مستقر شده است.

همزمان با اعلام پیشروی طالبان در پنجشیر، یکی از فرماندهان این گروه ضمن اعلام شکست مذاکرات درباره ولایت پنجشیر از ساکنان این منطقه خواست رهبران جبهه مقاومت را به مذاکره برای دستیابی به صلح متقاعد کنند.

همچنین رسانه‌های افغانستان تایید کردند که گروه طالبان اعلام کرده پیشروی‌هایی میدانی را در نبرد با نیروهای «جبهه مقاومت ملی» درولایت پنجشیر انجام داده است.

خبرگزاری پژواک افغانستان«Pajhwok» چهارشنبه به نقل از طالبان ادعاهای این گروه مبنی بر تصرف چندین پست ایست بازرسی از دست «جبهه مقاومت» در منطقه شتل در داخل پنجشیر را گزارش کرد.

ار. اف. ای نیز گزارش داده است: طالبان آمادگی خود را برای تشکیل یک حکومت بر پایۀ الگوی رژیم اسلامی ایران اعلام کردند. در دولت طالبان، ملا هبت‌الله آخوندزاده، رهبر عالی دولت افغانستان خواهد بود. یک عضو ارشد طالبان، مفتی انعام‌الله سمنگانی، مسئول کمیسیون اطلاعات و فرهنگ طالبان گفته است که مشورت‌های لازم برای تشکیل کابینۀ دولت جدید افغانستان انجام شده است. به گفتۀ او در دولت جدید هبت‌الله آخوندزاده رهبر عالی خواهد بود و رئیس دولت زیرنظروی عمل خواهد کرد.

هبت‌الله آخوندزاده شصت سال دارد و عالیترین مقام مذهبی طالبان است که از پانزده سال پیش در مسجدی در منطقۀ کچلاک بلوچستان پاکستان موعظه می‌کند. به گفتۀ سمنگانی، در حکومت جدید طالبان، والی‌ها مسئول ولایات یا استان‌ها خواهند بود. طالبان از هم اکنون والی‌ها و رؤسا و فرماندهان پلیس افغانستان را تعیین کرده‌اند. آنان گفته‌اند که نام نظام حکومتی، پرچم و سرود ملی افغانستان هنوز نهایی شده است.

شیرمحمد عباس استانکزی، معاون دفتر سیاسی طالبان در دوحه، گفته است که زنان و اعضای تمام قبایل افغانستان در حکومت جدید جای دارند. اما، تمام کسانی که طی بیست سال گذشته در حکومت افغانستان عضو بوده‌اند در دستگاه حکومتی طالبان حضور نخواهند داشت. همین مقام افزوده است که طالبان خواستار روابط دوستانه با اتحادیۀ اروپا، آمریکا و هند هستند و اعضای دفتر سیاسی طالبان در دوحه با کشورهای خارجی تماس گرفته‌اند. استانکزی همچنین گفته است که فرودگاه بین المللی کابل در دو روز آینده کار خود را از سر خواهد گرفت و تمام کسانی که دارای گذرنامه‌های معتبر هستند مجازند که از کشور خارج شوند.      

دراین حال، طالبان از دیروز چهارشنبه بار دیگر به درۀ پنجشیر حمله کردند. فهیم دشتی، سخنگوی جبهۀ ملی مقاومت افغاستان، به رهبری احمد مسعود با اعلام این خبر افزود که طالبان برای دومین بار پس از فتح کابل دیروز چهارشنبه اول سپتامبر درۀ پنجشیر را از نواحی جنوب و شرق هدف حمله قرار دادند و با تحمل تلفات سنگین عقب نشستند.

جبهۀ ملی مقاومت افغانستان ضمن حمایت از تشکیل یک حکومت فراگیر، طالبان را به پرهیز از جنگ و گفتگو فراخوانده است. طالبان اما خواستار تسلیم نیروهای جبهۀ ملی مقاومت افغانستان در درۀ پنجشیر شده‌اند.%

اخبار روزپنجشنبه, ۱۱ شهریور ۱۴۰۰ - 2سپتامبر 2021  لينک کوتاه https://akhbar-rooz.com/?p=124814  

۱۴۰۰ شهریور ۱۲, جمعه

بیاد صمد بهرنگی بمناسبت ۹ شهریور سالروز مرگ اش

بیاد آنکه گفت “همه اش که نباید ترسید، راه که بیفتیم ترسمان می ریزد”

«همه اش که نباید ترسید؛ راه که بیفتیم ترسمان می ریزد» وقتی این سخن را از زبان ماهی سیاه کوچولو خواندیم و شنیدیم صمد خودش در راه بود، در راه دریا.  کتاب ماهی سیاه کوچولو خلق شده بود، شهر به شهر درمیان نسل پرشور آرمان های انقلابی دست به دست می گشت و به ما می گفت که صمد از این ترس ندارد که پیشگام باشد. صمد با انبوهی کتاب همه جا حضور داشت. درجهان کودکان، مبارزان سیاسی ودرجهان روشنفکران. ماهی سیاه کوچولوی او بیانیه ی فدائیان بود و چریک مبارز برپایه همین سخن او که می گفت: “راه که بیفتیم ترسمان می ریزد” سلاح در دست به مصاف با نیرویی برخاسته بود که می دانست دربرابر زرادخانه ی عظیم استبداد حاکم صدای گلوله هایش فقط قرار است مثل کرم شب تاب، درتاریکی جامعه بدرخشند تا خفتگان از دیدن سوسوی آن گمان نکنند، حکومت استبداد ازلی وابدی است. صمد از راه ارس به دریا پیوست، انقلاب از راه رسید، استبداد شاهی فرو ریخت و رهروان صمد در دریای خلق غرق شدند.

صمد بهرنگی درنهم شهریور ۱۳۴۷ در رود ارس ودرساحل روستای شام‌گوالیک جان باخت وجسدش را چند روز بعد در ۱۲ شهریور در نزدیکی پاسگاه کلاله درچند کیلومتری محل غرق شدنش از آب گرفتند. پیکر او درگورستان امامیهٔ تبریز دفن شده ‌است.

 ده روز قبل از غرق شدن صمد، تعدادی از مامورین ساواک به خانه محل سکونت وی هجوم برده و وی را تهدید کرده بودند. چند روز بعد از مرگ صمد کتاب ماهی سیاه کوچولو چاپ شد ومورد اقبال مردم قرار گرفت.

نظریات متعدد و مختلفی دربارهٔ مرگ بهرنگی وجود دارد. ازهمان روزهای اول پس از مرگ او،

 درعلل مرگ او هم در رسانه‌ها و هم به شکل شایعه بحث‌هایی وجود داشته ‌است. یک نظریه این است که وی به دستورِ یا به دستِ عوامل حکومت پهلوی کشته شده‌ است. نظریهٔ دیگر این است که وی به علت بلد نبودن شنا در ارس غرق شده‌ است.

 تنها کسی که معلوم شد در زمان مرگ یا نزدیک به آن زمان، همراه بهرنگی بوده‌است شخصی به نام حمزه فراهتی است که بهرنگی همراه او به سفری که از آن بازنگشت؛ رفته بود. مرگ صمد بهرنگی هنوز در ابهام است.

زنده یاد غلامحسین ساعدی که به گفته ی خودش صمد را از دوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی می شناخت، بر این نظر بود که صمد غرق شده است. او فروردین سال۶۳، در گفتگوی مفصل با ضیا صدقی از دانشگاه هاروارد در این باره گفت: «قضیه اینکه صمد را ساواک کشته به نظر من اصلاً واقعیت ندارد. صمد توی رودخانه ارس افتاده و مرده و آدمی که با او همراه بوده و به عنوان عامل قتلش می گویند یک افسر وظیفه بوده که من بعداً او را هم دیدم و این آدمی بود که با سعید سلطانپور کار می کرد و موقعی که سه نفری آمده بودند در تبریز و کمیته چیز را تشکیل داده بودند یکی از آنها همان آدم بود که با صمد بود. صمد آنجا مرده بود و بعد این شایعه را در واقع آل احمد به دهان همه انداخت»

روایت حمزه فراهتی را برخی قبول دارند و برخی از جمله اشرف دهقانی نه تنها قبول ندارد بلکه در مطالبی که تا به حال نوشته است، اظهارات فراهتی را مورد به مورد غیر واقعی می داند و رد می کند. از نگاه وی و بسیاری صمد را کشتند و روایت فراهتی برای تغییر این نظر و رفع ابهام در کشته شدن صمد تا به حال کافی نبوده است.

حمزه فراهتی در کتاب خاطرات خود با نام از آن سال ها وسال های دیگر که از راوی سوم شخص برای بیان وقایع بهره گرفته است، درباره ی ماجرای کشته شدن صمد می گوید: «رودخانه درطرف ایران نسبتا آرام و درطرف ساحل شوروی کمی مغشوش و تند بود. جائی که صمد ایستاده بود، آب حتی به بالاتر از نافش نمی رسید. او خود را درمسیر آب ول کرد. سرشار از شوق و شعف تلالو تابش طلائی خورشید روی سطح آب، پنجاه متری شنا نکرده بود که صدای فریاد صمد را شنید “دکتر! دکتر!” برگشت و دید صمد تا بالای شانه هایش توی آب است و هراسان دست وپا می زند. او چرخ زد و درخلاف جهت آب شروع کرد شنا به سمتی که دست و پا می زد. نصف راه را شنا کرده بود که سومین بار صدای صمد را شنید.

جریان تند آب صمد را بلعید. او دید که صمد ناپدید شد. دید که جهان خاموش شد دیوانه وار، در میان آب های کدر این طرف و آن طرف زد. به هر جائی دست انداخت. ته رودخانه را کاوید. صدایشان ژاندارم ها را هم به صحنه کشاند. دقایقی گذشته بود با اندک رمقی که برایش مانده بود، خود را به پای رس رودخانه کشاند. سربازها دست دراز کردند و او را بیرون کشیدند. خاموشی دنیا را دید، ناباور تمام ذهن را کاوید مگر راهی پیدا کند. هیچ راهی وجود نداشت. صمد ناپدید شده و سکوت مرگ حکمفرما بود.»

روایت غالب تا سه دهه بعد از مرگ صمد بهرنگی این بود که وی را کشته اند. در سال  1370 در اوج سرکوب امنیتی در ایران، در آدینه ی شماره ی ۶۱، مقاله ای با عنوان “روزهای باران در تبریز” به قلم فرج سرکوهی سردبیر مجله منتشر شد که در آنجا نویسنده پس از تحلیل ابعاد چندگانه شخصیت فرهنگی و سیاسی صمد نوشت: افسانه قتل صمد به دست ماموران ساواک جعلی است. پس از آن بود که روایت های دیگر و نقد نظر در باره آن ها رسانه ای شد.

بخش هایی از مقاله «روزهای باران در تبریز» را اینجا همزمان با سالگرد مرگ صمد بهرنگی می خوانید:

«تا پیش از صمد بهرنگی داستان نویسی کودکان، جز در چند نمونه انگشت شمار، بیش تر ترجمه هایی بود از متون خارجی با محتوا و بینشی برخاسته از زندگی طبقه متوسط که … به کودکان تعلیم می داد که تمیز باشند و سر به راه. مسواک بزنند و نظم موجود را بپذیرند. درس بخوانند وهرگز معترض نباشند. بپذیرند و نپرسند. در خانه و مدرسه فرزند و دانش آموزی مطیع باشند و در جامعه کارمند و مهره ای حرف شنو. تصویر ها، اشیاء، آدم ها، مسایل و شیوه زندگی در این کتاب ها برای بیش تر کودکان این آب و خاک ناشناخته و غریب بود.

نویسندگان ایرانی نیز می نوشتند اما در کتاب های خود، و باز جز در چند مورد انگشت شمار، نوعی رومانتیسیزم بیمار را با عقب مانده ترین عناصر فرهنگ و ادب کهن و مبتذل ترین مفاهیم و مقولات فرهنگ منحط سرمایه داری در هم می آمیختند. صمد ادبیات کودکان را که روی سر مصنوعی گچی ایستاده بود و وارونه به دنیا می نگریست روی پاهای واقعی خود قرار داد. صمد کودکان واقعی را به دنیای خیالی ادبیات کودکان و جهان رنگین ادبیات کودکان را به جهان کودکان واقعی آورد. با صمد بود که کودک حاشیه نشین، کودک روستایی از حاشیه و سایه به متن و مرکز داستان آمد. آدم ها تغییر کردند. صحنه واقعی تر شد. مسایل و درگیری ها رنگ گرفتند. داستان از دنیای خیالی و رنگین کودکان دور نشد اما بافت و ساختی محکم تر پدید آمد. زبان و لحن از پوسته شکلاتی و زرورقی دور شد. صمد هدایت نبود. نیما نیز نبود. نتوانست ویا زمانه مجال نداد تا تحولی را که خود در انداخته بود به تمامی از عهده برآید . پیروان و مقلدان او چندان بی مایه بودند که راه جز به ابتذال و سطحی نگری وعامیانه نویسی نبردند اما این مهم نبود. صمد ادبیات کودکان ایران را متحول کرد و همراه با آن جهان ما را.

درآن محفل ادبی وسیاسی وفرهنگی که صمد محور پرفروغ آن بود ما قد می کشیدیم و درنمی یافتیم که در پیش دو چشم جوان ما ادبیات کودکان ایران با صمد، که معلم و رهبر ما بود، به دورانی جدید پای می نهد… ساعدی تحول را بو کشید. اما اولین کسی که این نکته را دریافت، اولین کسی که با نگاه تیز و هوشیار خود رنگ تازه را دید و با گوش های بیدار خود صدای شکوهمند و پر توان زنگ را شنید، اولین کسی که در باره صمد و کارهای او در ادبیات کودکان نوشت، کاظم سعادتی بود… کاظم یار و رفیق و همکار بسیار نزدیک صمد بود و یکی از اضلاع مثلث صمد، بهروز دهقانی و کاظم. مثلثی که در آن سال ها تبریز با آن زنده بود. کاظم در یک مجله دانشجویی اما پرنفود که ما منتشر می کردیم و در واقع صمد و آن محفل مخفیانه آن را رهبری می کردند، نقدی نوشت بر« اولدوز و کلاغ ها» یکی از بهترین آثار صمد… کاظم و بهروز به عنوان فدایی شهید شدند. صمد خود در این دفتر مقاله ایی داشت با عنوان «نیسان، روزهای باران در تبریز» با امضای صاد. سال ۱۳۴۶ بود و هنوز مدعیان و مقلدان در خواب بودند.

صمد در روزگاری که برنامه ریزان دستگاه های آموزش و پرورش رسمی … بوروکرات های اخته… سر درآخور بورژوازی نو کیسه نمی دیدند که درچند خیابان های پایین تر ازخانه های آن ها مردمان اعماق انبوه وفقیر ورانده شده زندگی می کنند قد برافراشت. «کند و کاو درمسایل تربیتی» را نوشت و «الفبا برای کودکان روستایی» را …

صمد چند مجله و گاهنامه منتشر کرد…که هر کدام چراغی بود فرا راه آنان که تشنه دانستن، عطشان هنر ومشتاق خلاقیت فرهنگی و عمل اجتماعی بودند.

صمد به گرد آوری فرهنگ مردمی سرزمین خود برخاست. ۲ جلد« افسانه های آذریایجان» و مجموعه «متل ها وچیستان ها» را با همکاری بهروز دهقانی و نوشته های دیگری را خود به تنهایی منتشر کرد… صمد انسانی والا و مبارز، نزدیک به نمونه آرمانی معلمی مردمی، لبزیز از رنگ سرخ وآبی صداقت و عشق و خوبی بود. شاگردانی را از اعماق روستاهای ممقان و کارگاه های قالی بافی حکم آباد… وکلاس های بی روح دانشگاه تبریز بر کشید که بعدها با آموزش هایی که ازاو دیدند تحت تاثیر گرایش عاشقانه مردمی او در فرهنگ وهنر ودرعرصه سیاست انقلابی علیه شاه بالیدند…. شخصیت صمد درآن سالها ترکیبی بود ازهمه عناصری که در آن روزگار ارج بسیار داشت. درصمد فقر گرایی مائویستی، آزادگی عرفان ایرانی، رندی حافظ، ظنز عبید، صداقت دست ناخورده، انقلابی گری سوسیالیستی، زندگی بوهمی، روحیه طغیانی امپرسیونیستی و نفی آنارشیستی درهم آمیخته بود.

صمد از توفان های بعد از ۲۸ مرداد برآمد با جوانان دهه ۴۰ حرکت کرد و درست در بزنگاه یک دگرگونی مهم درسال ۴۷ درگذشت. آثاری که او درسالهای آخر عمر خود نوشته است بیانگر عبور او ونسلی ازمبارزان ایرانی است ازیک نقطه فضایی به فضایی دیگر.

ازسال ۴۱ به بعد با سرکوبی سازمان ها سیاسی محفل های ادبی وفرهنگی شکل می گیرد… تا سال ۴۷ هنوز این محافل و محفل تبریز، که صمد خود محور آن بود، محافلی ادبی وفرهنگی بودند با گرایش روزافزون به سیاست. عناصر اصلی آن محفل هریک به نحوی در کار خلق فرهنگی و ادبی بودند. صمد ترجمه می کند. داستان کودکان می نویسد. تحقیق می کند. فولکلور جمع آوری می کند. نابدل علاوه بر شعر به مباحث تئوریک می پردازد. بهروز دهقانی ترجمه می کند. کاظم سعادتی به پژوهش های اجتماعی مشغول است. مناف فلکی، کارگر قالی بافی که به یاری صمد دانشجوی دانشکده علوم است، شعر می سراید. دیگران نیز به فعالیت های فرهنگی مشغول اند. محفل با ساعدی ارتباط نزدیک دارد وبا آل احمد نیز. شاملو درمجله «خوشه»، که سردبیری آن را دارد، چند صفحه به چاپ آثار بچه های محفل اختصاص می دهد. محفل «مهد آزادی» را منتشر می کند. صمد همه جا هست. آثار بچه ها را جمع میکند. می خواند. تصحیح می کند. برای چاپ به این و آن می دهد.

صمد اگر صمد شد به دلیل پی افکندن تحولی درادبیات کودکان، طرح های نو درتعلیم وتربیت، انتشار چند گاهنامه فرهنگی، تربیت شاگردان خلاق ونو آور درعرصه فرهنگ وسیاست بود نه مقاله آل احمد»…

*-برگرفته از اخبار روز  ،  لينک کوتاه  https://akhbar-rooz.com/?p=44923