۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

حمایت خاتمی ازبیانیه ی میرحسین موسوی

خاتمی:

راهکارها خیلی وقت پیش گفته شده وآسان هم است؛ از جمله در بیانیه اخیر جناب اقای مهندس موسوی هم آمده که مهمترین آن تضمین برای انتخابات آزاد و قانونی و احترام به رای مردم و تنظیم ضوابط و ساز و كارهایی برای انتخابات و نیز اجرای درست آن ساز و كار ها.


پارلمان‌نیوز: رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه « محدود کردن افراط گری‌ها و تفریط گری‌ها مشکل را حل و جامعه را آرام خواهد کرد»، نسبت به عواقب عدم پذیرش بحران در جامعه هشدار داد.

به گزارش پایگاه خبری «پارلمان‌نیوز»، سیدمحمّد خاتمیوی صبح شنبه در دیدار با شورای مركزی مجمع نمایندگان ادوار مجلس، با اشاره به مطالب مطرح شده در ابتدای جلسه توسط حاضرین گفت: «این مطالب خیرخواهانه و دلسوزانه و درصدد حل مشکل؛به نفع نظام جمهوری اسلامی و برای خدمت و دلسوزی برای ایران است
وی ضمن بزرگداشت خاطره ۱۹ دی ۱۲۵۶ که یکی از فرازهای اوج گیری انقلاب به رهبری حضرت امام بود گفت:« ما انقلاب بزرگی داشتیم که از دل آن نظامی به نام جمهوری اسلامی درآمدکه مورد قبول ما بوده و به آن افتخار کرده و می‌کنیم و شعار اصلی ما هم این بوده؛هست و خواهد بود که "استقلال ،آزادی و جمهوری اسلامی"؛هیچ چیز دیگر هم شعار ما و اکثریت قاطع مردم نیست

رئیس دولت اصلاحات با تاکید بر اینکه « هر شعار دیگری شعار انحرافی است»، اظهار داشت:« شعار اصلی "استقلال و ازادی و جمهوری اسلامی" است با همه لوازمی که دارد ؛ یعنی ضدیت با استبداد؛ضدیت با بیگانه و نیز طرفداری از عدالت و اخلاق در جامعه؛یعنی هم حاکمیت مردم بر سرنوشتشان و هم حاکمیت معیارها و ارزشهای اسلامی

وی تصریح کرد:« البته ما معتقدیم به آن صورتیکه امام خمینی بیان کرد که اسلام را طوری مطرح کنیم که بتواند مشکلات امروز را حل کند.به خصوص اینکه در عرصه حکومت دو عامل اصلی عدالت و اخلاق نهادینه شود

رئیس بنیاد باران ادامه داد:«وقتی می‌گوییم جمهوری اسلامی یعنی مردم محور و مدارند، اصلا نفس جمهوریت و مردم سالاری یعنی پذیرش "غیر" در استبداد مدار و محور "من" است و "غیر از من" یا باید تسلیم شود و یا حذف،این محتوای معنوی استبداد در طول تاریخ است

خاتمی شرط و گام اول مردم سالاری را « پذیرش غیر»، عنوان کرد و افزود:«غیری که با من تفاوت و اختلاف نظر دارد و او را به رسمیت شناختن و با هم کار کردن؛ نه اینکه دیگری را دفع کردن! و این امر یک فرهنگ می‌خواهد و نیازمند فرهنگ‌سازی است

رئیس‌جمهور سابق کشورمان گفت:« نباید اینطور تعبیر شود که اساس نظام تنها یک جریان و یک فکر است و آن هم عین حق است و یا دیگران باید تسلیم شوند و یا نابود، و این امر خطرناکی است

رئیس موسسه بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها با تاکید بر اینکه در فرهنگ‌سازی «پذیرش "غیر" برای مردم و قومی كه تاریخ استبداد زده دارند» بزرگترین نقش بر عهده حکومت است، اظهار داشت:«حکومت باید تحمل داشته باشد، حکومت باید پیشتاز شود که به آن انتقاد شود و انتقاد برای مردم ایجاد هزینه نکند، اگر این کار انجام شود کم کم در جامعه فرهنگ‌سازی لازم صورت می‌گیرد

خاتمی افزود:«در این مرحله حساس همه باید بپذیریم که بحران وجود دارد اگر آشفتگی موجود و اینکه انسان‌هایی كشته می‌شوند، انبوهی از انسان ها و از جمله چهره های خدوم به بهانه‌های مختلف دستگیر می‌شوند یا تحت فشار قرار می‌گیرند و هر روز شاهد مشكلات هستیم بحران نیست پس بحران چیست؟ و آنچه در این موقعیت مشكل را بیشتر می‌كند افراط گرائی است

وی افزود:« افراط‌گرایی و ساختارشکنی برای همه بد است؛ همه باید آن‌را محکوم کنند حتی اگر چند نفر شعار ساختارشکنانه بدهند این باید محکوم شود

رئیس‌جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«ما بارها گفته‌ایم اینها غلط است ولی چه کار کنیم ابزار تبلیغاتی یک جانبه و هجومی و طوفانی دست رقیب است که شب را روز جلوه می‌دهد؛ هر چقدر هم بگوییم کسی صدای ما را نمی‌شنود. البته افراط و خشونت اگر از سوی حكومت باشد بدتر و ویرانگرتر است. »

رئیس بنیاد باران ادامه داد: «موضع ما مشخص بوده و هست؛ اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی

سیدمحمد خاتمی یادآور شد:«اصلا مگر تمام فریاد و ادعای ما این نبود که قانون اساسی که چارچوب نظام و خون بهای مردم است باید در جامعه پیاده شود؛قانون اساسی با همه لوازم و ضوابطش؛ نه بخشی از آن . هم اصل ولایت فقیه که در قانون اساسی است مورد قبول و احترام ماست و هم فصل سوم قانون اساسی که در باب حقوق ملت است

وی افزود:«این قانون اساسی باید درست پیاده شود. تفسیرهای دل به خواهی از آن نشود.در اجرای آن مشکل ایجاد نشود همه اینها گفته شده؛ الان هم می‌گوییم باز هم خواهیم گفت

خاتمی تصریح کرد:«اینکه ما از رای مردم و انتخابات آزاد صحبت می‌کنیم برای این است که فضای آزادی باشد، مردم هم انتخاب کنند، هرچه انتخاب مردم باشد باید به آن احترام گذاشت ولی فضا باید فضای باز باشد؛تساوی زمینه و امکانات برای عرضه اندیشه و فکرها باشد و بعد هم صیانت کردن از رای مردم؛ اینها امور مهم و اساسی است

رئیس جمهور سابق کشورمان خاطر نشان کرد: «حالا بر فرض کسی و جریانی و گروه کوچکی، غلطی کرده و خلافی گفته و ساختارشکنی کرده، آیا منصفانه است بهترین دوستداران اسلام، انقلاب و مردم و امام متهم شوند که اینها ضد اسلام و ضد نظامند؟نخیر

وی با بیان اینکه «بعضی تفکرات وجود دارد که می‌خواهند همه امکانات را بدست بگیرند و همه نیروها را بیرون کنند»، افزود: «ما اعتراض داریم؛می‌گوییم چرا حق مردم ضایع می‌شود.چرا مردم تحقیر می‌شوند؟چرا حقوق مردم رعایت نمی شود؟چرا به معیارهای قانونی و ارزشی كم لطفی می شود؟»

رئیس بنیاد باران بار دیگر با تاکید بر اینکه «باید بپذیریم که در کشور بحران وجود دارد»، اظهار داشت: «البته من بحرانی که آثار آن نهفته است را می‌بینم و خدای ناخواسته اگر این فضا تداوم پیدا کند و با آن بحران برخورد نشود، می‌تواند خیلی مشکل‌ساز باشد، بحران اقتصادی و بحران مدیریتی در جامعه ماست که این امر الان تا حدودی مخفی مانده است

وی سپس به وضعیت حاکم بر کشور در حوزه‌های مختلف اشاره کرد و گفت:«ببینید وضع تولید چگونه است؟وضع اشتغال چگونه است؟وضع عدالت اجتماعی و فاصله بین فقیر و غنی چگونه است؟وضع ذخائر وسرمایه‌های اصلی مملکت چگونه است؟وضع نفت و روابط بین الملل ما چگونه است؟»

خاتمی یادآور شد:«ممکن است کسانی‌که زمامدار امور هستند حسن نیت داشته باشند، ولی توجه به این امور مساله مهمی است؛ روز به روز گرانی بیشتر می‌شود، روز به روز پشتوانه‌های ما کمتر، تنگناها برای مملکت بیشتر می‌شود، فشارهای بین‌المللی فزاینده‌تر، از سوی دیگر دور شدن از همة سیاست‌های کلی کشور و چشم انداز بیست ساله کشور و بی‌اعتنایی به قانون اساسی بحرانی است که کم کم آثار آن ظاهر می‌شود و من برای کل ایران و سرنوشت تک تک افراد مملکت نگرانم

رئیس‌جمهور سابق کشورمان در ادامه توصیف وضعیت حاکم بر کشورمان تصریح کرد:«از نظر اجتماعی و سیاسی هم بحران وجود دارد؛ شرط برون رفت از بحران پذیرش بحران است، نفی بحران یعنی پاک کردن صورت مساله؛قبول کنیم بحران وجود دارد و به این مسئله بپردازیم که چرا این بحران بوجود آمد؟باید علت را پیدا و آن‌را حل کنیم

وی با تاکید بر اینکه «معتقدم همه بزرگان مملکت خیر کشور و نظام را می‌خواهند»، ادامه داد:« بعد از انتخابات اعتراضاتی وجود داشت؛ این که نمی‌شود بیاییم بگوییم یک مشت آدم پست اغتشاش‌گر، یک اقلیت ناچیزی و تعابیر نادرستی که گفته شد و متأسفانه گفته می‌شود بودند و ملت اعتراضی نداشت و با این تعابیر و ادبیات و جوی که ایجاد می‌کنند اعتراضات را نادیده می گیرند وضع را بدتر می کنند

خاتمی تاکید کرد:«بخش قابل توجهی از مردم و بخش اعظم نخبگان جامعه ایراد و حرف و حدیث داشتند و دارند، اما راه حل منطقی هم وجود داشت و دارد که آن‌ها را قانع کرد، اگر اعتراضشان منطقی بود ترتیب اثر داده شود، اگر نیست در یک وضعیت بی‌طرفانه و منصفانه‌ای این بخش از جامعه اقناع شوند

رئیس دولت اصلاحات سپس به برخوردهای صورت گرفته در ماه‌های اخیر اشاره کرد و گفت:« امروز اعمال خشونت و سخت‌گیری و البته عبور از موازین قانونی و معیارهای شرعی و اسلامی و محدود شدن کسانیکه دلشان برای انقلاب، اسلام و نظام می‌سوزد و سلب امکان فعالیت و حرف‌زدن و رساندن حرف‌های آنان به مردم و مسائل تند و افراطی دیگری که رخ می‌دهد ؛روز به روز بیشتر می شود

خاتمی افزود:«به مراجع به علما به حوزه ها و به هر كس و هر چیز که عده‌ای آن را نمی‌پسندند، به شخصیت های سیاسی و با سابقه در تهران، در شیراز، در قزوین و در جاهای دیگر و حتی برخوردهای بسیار خطرناك كه باید با آنها برخورد شدید شود ولی برخوردها متوجه بسیاری از شخصیت‌ها و بخش های مفید جامعه است

وی سپس در توضیح چرایی اتفاقات تلخ رخ‌داده در ماه‌های اخیر گفت:«دو جریان نانشان در تشدید خشونت است؛یک جریان افراطی که می‌خواهد بگوید من همه چیز انقلابم و همه باید حذف شوند و همه امکانات را می‌خواهد در دست بگیرد و از طرف دیگر جریانی که اصل جمهوری اسلامی را نمی‌خواهد

خاتمی ادامه داد:«از بعضی تحلیل‌ها واقعا پشت آدم می‌لرزد، از طرفی مردم را تشویق می‌کنند که به صحنه بیایند و شعارها ساختار شکن بدهند و از طرف دیگر می‌گویند یک قدم عقب‌نشینی حکومت و قدرت یعنی سرنگونی آن! و این یعنی تشویق طرفین به برخوردهای خشن و افزایش التهاب و نا امنی. این کافی است برای همه دلسوزان که فکر کنیم به کجا می‌رویم؟»

رئیس بنیاد باران تاکید کرد:«هر حرکت ساختارشکنانه و خلاف قانون و گفتن حرف‌هایی که از ما نیست، محکوم و مطرود است و بنده هم معتقد نیستم که این حرکت‌ها خیلی وسیع است گرچه عده‌ای آن را بزرگ‌نمایی می‌کنند

وی افزود:«ولی افراط به نام حکومت و نظام سم مهلک است»، اظهار داشت: «پیش و بعد از عاشورا، تعبیرها، تحریکات و حرکاتی که علیه مراجع، حوزه‌ها و شخصیت‌ها صورت گرفت، نه تنها اهانت‌های لفظی و تبلیغاتی علیه آنها شد که هر نسبتی خواستند به محبوبترین چهره‌های جامعه و خالص‌ترین افراد دادند، حتی عملا وارد عرصه شدند

خاتمی یادآور ‌شد: «بنده شهادت می‌دهم شب عاشورا در جماران شعار ساختارشکنانه وجود نداشت، اما وقتی ریختند و زدند ممکن است چند جوان هم شعار تند داده باشند

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه «این خشونت‌هاست که مساله را به بن‌بست می‌رساند»، اظهار داشت:«امروز دلسوزان کشور که اعلام هم کرده اند با اصلاح‌طلبان نیستند ولی خیرخواهند؛ یک کلمه برای برون رفت از بحران می‌گویند مورد تهاجم و حمله شدید نیروهایی که نمی‌دانیم کی هستند و همه ارکان نظام را تحت فشار قرار می‌دهند قرار می‌گیرند. امروز در وضعیتی قرار گرفته‌ایم كه اگر چاره‌ای اندیشیده نشود شاهد یك دایره و سیكل خطرناك؛ اعمال خشونت و برخوردهای افراطی و غیر قانونی از یک سو و نیز عکس العمل خشونت‌بار كه هدایت آن هم از سوی كسانی است كه اصل را قبول ندارند خواهیم بود و این جامعه است كه بزرگترین زیان را می بیند »

وی افزود: «راهکارها خیلی وقت پیش گفته شده و آسان هم است؛ از جمله در بیانیه اخیر جناب اقای مهندس موسوی هم آمده که مهمترین آن تضمین برای انتخابات آزاد و قانونی و احترام به رای مردم و تنظیم ضوابط و ساز و كارهایی برای انتخابات و نیز اجرای درست آن ساز و كار ها

خاتمی تصریح کرد:« بنده هم معتقدم نحوه برگزاری انتخابات و شیوه برگزاری و ساز و کارهای آن اشکالات اساسی دارد که در نتیجه آن نقصان‌ها و اشکالات است که کار به اینجا می‌رسد و مردم بی‌اعتماد می‌شوند

رئیس دولت اصلاحات با بیان اینکه «انتخابات باید آزاد، عادلانه و قانونی طبق همه ضوابطی که وجود دارد برگزار شود»، اظهار داشت:« آزادی‌های اساسی که در قانون اساسی آمده باید برای احزاب و گروه‌ها و مردم تامین شود، میدان باید از تندروها گرفته شود که همه چیز را از بین خواهد برد.همه باید از جمهوری اسلامی دفاع کنیم

وی تاکید کرد:«خیال نکنیم اگر جمهوری و نظام برود، بناست نظام شسته رفته‌ای که به نفع مردم است به ما داده شود، از آن طرف هم خیال نکنند اگر معیارهای قانون اساسی را از بین ببرند چیزی به نام به اصطلاح حکومت اسلامی بوجود خواهد آمد

رئیس بنیاد باران یادآور شد:«حرکت در چارچوب قانون اساسی، مبنای کار قرار گرفتن قانون و منطق و محدود کردن افراط گری‌ها و تفریط گری‌ها مشکل را حل می‌کند و جامعه را آرام خواهد کرد

سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«مسائل روشن است باید مدبرانه به سوی حل انها رفت؛ نبودن انتقادات سبب مشکلات می‌شود، باید هر حکومتی سر کار است مشکلاتش را بپذیرد و در مقابل مسائل هم جوابگو باشد تا اصل نظام محفوظ بماند، بیایید سیاستی را نشان دهیم که اخلاقی است

به گزارش روابط عمومی دفتر سیدمحمد خاتمی، در ابتدای این دیدار حاضرین در جلسه به بیان دیدگاهها و نظرات خود پیرامون مسائل روز كشور از جمله موارد ذیل پرداختند:
*
سید محمد خاتمی به عنوان چهره تاثیرگذار نظام و مورد اقبال مردم؛تلاششان را در جهت حل مشكلات فعلی با دیدارهای مستقیم با مقامات تاثیرگذار كشور و همچنین سران جبهه اصلاحات برای برون رفت از وضعیت كنونی كمافی السابق با جدیت پیگیری كنند.

*
تلاش برای حفظ اصل نظام
*
جلوگیری از افراط گرایی و بازگشت ارامش به كشور
*
تبیین بیشتر مواضع منطقی و قانونی و لزوم تدبیر در راهبری و هدایت *جامعه به سوی اهداف روشن در عین پای بندی به اصول و نیز قانون و حقوق و حرمت مردم
*
توجه به اصل هزینه و فایده در وضعیت كنونی
*
اطلاع رسانی عادلانه به عامه مردم

--- برگرفته از سایت "ایران امروز" http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news1/20607/

---------------------------------------------------------------------------------------------

۱۳۸۸ دی ۲۱, دوشنبه

پنج پیشنهاد مهدی کروبی برای خروج از بحران

• مهدی کروبی در نامه ای خطاب به «ملت آزاده و عزدار» ایران پنج پیشنهاد خود را برای خروج از بحران فعلی مطرح کرده است. وی خواهان «توبه مسئولان»، به رسمیت شناختن آزادی های مصرح در قانون اساسی، پرهیز از خشونت، ریشه یابی حوادث اخیر و سرانجام مصاحبه و مناظره های تلویزیونی شده است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com ، دوشنبه ۲۱ دی ۱٣٨٨ - ۱۱ ژانويه ۲۰۱۰

مهدی کروبی درنامه ای خطاب به «ملت آزاده و عزدار» ایران پنج پیشنهاد خود را برای خروج از بحران فعلی مطرح کرده است. وی خواهان «توبه مسئولان»، به رسمیت شناختن آزادی های مصرح در قانون اساسی، پرهیز از خشونت، ریشه یابی حوادث اخیر و سرانجام مصاحبه و مناظره های تلویزیونی شده است.
به گزارش سحام نیوز متن کامل نامه ی مهدی کروبی به شرح زیر است :

بسمه تعالی
ملت آزاده و عزادار ایران؛

آنچه در عاشورای حسینی بر این ملک و دیار رفت، مایه نگرانی و آزردگی هر انسان آزاده و مسلمانی بود؛ آنچه از خشونت عریان به چشم دیدیم و آن کشتار بیرحمانه چیزی نبود که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت.خشونت برخی نیروهای حافظ امنیت و ارزان شدن جان آدمیزاد بدانجا رسیده است که در ظهر عاشورا در جمهوری اسلامی ایران با خودرو انتظامی ، مردم زیر گرفته می شوند و از بلندی پرتاب می گردند و سینه آنها را هدف گلوله قرار می دهند؛ لابد به آن دلیل که از رای خود پرسیده و صدایی برای حق خواهی بوده اند. و با این حال زبان ها را بسته می خواهند تا صدای دلخراش این جنایت به گوش ها نرسد. گویی که خدا ناظر بر این رفتارها نبوده است و آنچه بر عزاداران حسینی رفته را ندیده است. و گیریم که همگان را با ارعاب وتهدید به سکوت وادارند اما با فیلمها وتصاویری که جان دادن شیعیان حسینی درروز عاشورا را به تصویر میکشد و تصویری که به نام جمهوری اسلامی برای آیندگان به یادگارخواهد ماند چه می توان کرد؟ به راستی که براین ماتم باید گریست.
حوادث بازداشتگاهها و ماجرای کهریزک و خشونت به زنان و دستگیری های فله ای و دادگاههای فرمایشی و ارعاب تئوریزه شده کم بود که دست آقایان به خون مردم در روز عاشورای حسینی نیز آغشته شد. طنز ماجرا اما آنجاست که طلبکار هم می شوند. دست پیش می گیرند مبادا که پس بیافتند. شب عاشورا به حسینیه جماران یورش می برند و با این حال از شکسته شدن حرمت امام و عاشورا نیز سخن می گویند. با چاقو و قمه به جان مردم در تهران و مشهد می افتند و بعد حکم محاربه برای دیگران صادرمی کنند. مواجب بگیران را به جان مردم می اندازند و مردم را فریب خورده و مزدور اجنبی می خوانند. منتقدان خود را منافق می نامند و کسی را روانه زندان می کنند که پدرش شهید مظلوم آیت اله بهشتی، قربانی منافقین بوده است. او را بازداشت می کنند آن هم در دانشگاه و در سر کلاس درس. البته آقایان حرمتی نیز برای دانشجو و دانشگاه باقی نگداشته اند و دانشگاه راپادگان کرده اند. دیدیم که چگونه درشانزدهم آذرماه به دانشگاه قشون کشی کردند ودانشجویان را روانه زندان ساختند.
مردم ایران چه شیعه و چه سنی همواره احترامی خاص برای اهل بیت و مراسم مذهبی در ایران قائل بوده و هستند. آنچنانکه مسیحیان نیز در عاشورای حسینی نذر و نیاز خود را ادا می کنند و بی حرمتی به عاشورا در مملکت ما امری بی سابقه بوده است. البته شکستن حرمت عاشورا اگر از کسی سرزده باشد نیز محکوم است و پرواضح است که ارتکاب چنین اتهامی باید در دادگاه صالح رسیدگی ومطابق قوانین کشور مرتکبین مجازات گردند اما آقایان به عینه حرمت عاشورا را شکسته اند و با این حال مردمی چنین نجیب را به شکستن حرمت عاشورا متهم می کنند؛ انگار ندیده اند که شهیدان ما در عاشورای امسال لباس سیاه بر تن داشتند. گناهی را با گناه دیگر می شویند و یک دروغ را با دروغ دیگر تکمیل می کنند. گویا برای هدفی مقدس می توان دروغ را بر دروغ انباشت. آقایان از اندیشه ماکیاولی تنها همان جمله را خوب آموخته اند که هدف وسیله را توجیه می کند. دروغ می گویند اما تا به کی؟

همه اینها را انجام می دهند و جالب است که آنقدر احساس ترس و تنهایی می کنند که علما و چهره ها را در تنگنا قرار می دهند تا بیایند و با مظالم شان همراه شوند. امامان جمعه را بسیج می کنند تا در حرکتی هماهنگ به میدان بیایند و منتقد معترض را محارب بخوانند و راه را برای یک سناریوی از پیش طراحی شده دیگر بگشایند. معنای همه چیز وارونه شده بود که محارب نیز بر آن افزوده شد. نمی دانستیم که طلب کردن رای خود و اعتراض به دزدی سیاسی نیز از نگاه آقایان مساوی با محاربه و مصداق مفسد فی الارض است. تقسیم مردم به شهروند درجه یک و دو و خس و خاشاک کم بود که مردم را بزغاله و گوساله نیز نامیدند. مرحبا به این جسارت و بی پروایی!
خدایا تو شاهد باش که برای چهار روز حکومت چه آبرویی از اسلام و انقلاب بردند و چه ارزان موجبات تنفر مردم از روحانیت را فراهم کردند. خدایا تو شاهد باش که چگونه یک جدال سیاسی را به یک جنگ مذهبی تبدیل کردند تا بتوانند به نام دین، حق خواهی سیاسی مردم را سرکوب کنند. کار ما بدانجا رسیده است که یک گروه سیاسی به نام جامعه مدرسین اطلاعیه می دهد و یک مرجع عالیقدر، آیت الله العظمی یوسف صانعی را از مرجعیت سلب می کند. جامعه مدرسین فعلی گویا تصور می کند از همان جایگاهی رفیعی برخوردار است که جامعه مدرسین پیش از انقلاب و در ابتدای انقلاب برخوردار بود. برخی از اعضای تازه به دوران رسیده جامعه مدرسین در غیاب اساتید گرانقدر بر این خیال خام‌اند که یک مرجع را با یک اطلاعیه می توان از مرجعیت به در کرد. در حکومت اسلامی به مسجد و منزل و مدرسه عالم مجاهد آیت الله علی محمد دستغیب به خاطر اظهار نظری حمله ور میشوند و مردم را با توسل به زور از مسجد بیرون و خانه خدا را پلمپ می کنند. به نام مذهب، حکومت می کنند و با این حال چنین آبرو از مذهب می برند.

دراین آشفته بازار اگر چهره ای همچون جناب آقای میرحسین موسوی نیز نجیبانه پیشنهادهایی را برای عبور از بحران پیشنهاد می کند پاسخ او هتاکی و توهین هایی است که از هر سو سرازیر می شود. گویی برخی از دست اندرکاران امور نه تنها تمایلی به آرامش ندارند که نان خود را در تنور بحران و آشوب و سرکوب می بینند و راه توفیق خود در قدرت را صرفا با وجود چنین شرایطی گشوده می یابند و بحران را با بحرانی دیگر پیوند می زنند. حال آنکه خروج از بحران در گرو اجرای کلیه اصول قانون اساسی است ؛ امری که شرط اساسی آن استقلال قوه قضائیه و اجتناب از سیاست در امر قضاوت است؛ همچنان که امام بزرگوار نیز فرمودند “قوه قضائیه قوه ای است مستقل وهیچ مقامی حق دخالت درآن را ندارد” و“قضات نیز نباید گوش به هیچ کس بدهند”. ما کجا وتوصیه حضرت امام کجا!

آری، عده ای بر این گمان اند که با بستن تمام روزنه های اصلاح و دربند کردن تمام اصلاح طلبان، چراغ اصلاح طلبی خاموش خواهد شد و پرچم مبارزه با دروغ و فریب بر زمین خواهد افتاد. من اما شهادت می دهم که ارعابها و تهدیدهای روزافزون، نه تنها مرا در پیمودن مسیری که در پیش گرفته ام سست تر نکرده که راسخ تر کرده است و به واسطه ایمانی که به راه خویش دارم خود و فرزندانم را آماده هر گونه مصیبتی نیز ساخته ام. به نظر اینجانب خروج از بحران دامنگیر فعلی توجه به موارد ذیل خواهد بود:

۱- اعتراف و توبه ظالمان و بخشش مردم: آنانی که مسبب مظالم عاشورای حسینی و حوادث پس از انتخابات بوده اند باید توبه کنند نه آنهایی که برای احقاق رای خود شهید داده اند. آنهایی باید توبه کنند که چوب حراج بر ثروت ملی کشور زده اند و از کیسه مردم حاتم بخشی کرده اند و مردم را در فقر و تنگدستی رها کرده اند. آنهایی باید توبه کنند که افراد بی صلاحیت را تایید صلاحیت کردند و افراد واجد صلاحیت را رد و مردم را از حق انتخاب کردن محروم ساختند و برای تغییر رای مردم جواز صادر کردند و اعتراض مردم را با گلوله سرکوب نمودند. آنهایی باید توبه کنند که دانشجویان را از تحصیل محروم کردند و بی دانشان را بر صدر نشاندند. توبه ظالمان اولین راه بازگشت آرامش به کشور و تسکین دل های داغدیده است. مردم ایران اهل زیاده خواهی نیستند. توبه کنندگان را که به گناه خود اعتراف کنند خواهند بخشید اگرچه ظلم آنها را فراموش نخواهند کرد. نه کسی به دنبال انتقام است و نه انتقام گیری درمانی بر ظلمهای رفته بر مردم خواهد بود.


۲- انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی و کنوانسیون های بین المللی است که ما آنها را امضا کرده و به اجرای آنها متعهدیم. آزادی مطبوعات و به رسمیت شناختن فضای نقد و نقادی ، آزادی زندانیان سیاسی و حاکمیت حقوق ملت حرکت در مسیر اصلاحی است. نمی توان افراد را به صورت فله ای بازداشت و محاکمه کرد و بدون وکیل و هیات منصفه و به صورت غیرعلنی و در فضایی امنیتی و بدون رعایت اصول آیین دادرسی هر اتهامی را بر آنها بار کرد و با این حال دم از انقلاب و جمهوریت و اسلامیت نیز زد. انقلاب ما به انحراف رفته است و این انحراف تنها با به رسمیت شناختن آزادیهای مصرح در قانون اساسی اصلاح خواهد شد.


٣- پرهیز از خشونت : احیای آزادی ها و مبارزه با استبداد را تنها با ابزار اصلاحات می توان پیش برد. ما معتقد به اصل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی متکی بر آرای
۹٨ درصدی هستیم نه جمهوری اسلامی ای که ارزشی برای رای مردم قائل نیست. بر این اساس ما معتقد به اصلاحات و مبارزه غیر خشونت آمیز برای بازگرداندن قطار انقلاب به ریلی هستیم که از آن خارج شده است. برای پیش برد مبارزه ای مسالمت آمیز نباید به دامان خشونت افتاد. اگرچه من اطمینان دارم که برخی از دست اندرکاران امور از افزایش خشونت استقبال می کنند چه آنکه آنها تنها در فضایی آکنده از خشونت است که می توانند راه را برای سرکوب بگشایند. از اینرو پرهیز از خشونت اصلی اساسی در حق خواهی اصلاح طلبانه ما بوده است و خواهد بود.
۴- ریشه یابی و علت یابی حوادث اخیر: دستگاههای امنیتی بهتر است که به جای پروژه های نخ نما شده و اعتراف گیری های بی حاصل به دنبال ریشه یابی اتفاقات باشند. به فرض که مردم معترض رفتاری تندتر از انتظار نیز در روز عاشورا از خود نشان داده باشند باید به سراغ علت ها رفت نه نتیجه. کلام خداست که ” فریاد توام با تندی را دوست ندارد مگر آنکه فریاد مظلوم باشد”. اگر خشونتی از سوی برخی از مردم سرزده است باید دید که چه برخوردی با آن جمعیت میلیونی در بیست و پنجم خرداد که تنها شعارشان سکوت بود صورت گرفت که آنها چنین تغییر مشی داده اند؟ آیا اگر خشونتی از سوی برخی معترضین صورت گرفته باشد نتیجه خشونت برهنه و ظلمی نیست که بر آنها روا شده است؟ دستگاههای امنیتی به جای آنکه در توجیه حوادث و سناریوی ذهنی خود بر دایره بازداشت ها بیافزایند بهتر آن است که ریشه این مظالم و خشونت ها را شناسایی کنند؛ که از دیدگاه اینجانب ریشه این اتفاقات و مظالم و عصبانیت مردم نیز به انتخابات ریاست جمهوری ٨۴ بر می گردد؛ انتخاباتی که نقطه آغازی در نادیده گرفتن رای و حق مردم بود.
۵- من مهدی کروبی آمادگی خودرا برای مناظره با هر نماینده ای ازسوی حکومت اعلام می کنم تا مشخص شود که این انقلاب را چه کسانی به انحراف بردند و مسئول مظالم رفته بر مردم چه افراد و گروه هایی هستند. ما را منافق و فتنه جوی و وابسته به دولتهای غاصب وسلطه جو خوانده اند. شیوه ما البته این نیست که مخالف خود را منافق و ضدانقلاب و برگشته ازاسلام بخوانیم. اما تنها یک مناظره واقعی که مردم نظاره گر مستقیم آن باشند روشن خواهد ساخت چه کسی با حق است و چه کسی بر حق؛ چه کسانی از منافع ملی، عزت و سربلندی مردم بزرگ ایران وآرمانهای امام فاصله گرفته و چه کسانی هنوز بر آن آرمانها پایبند هستند. در این میان داوران اصلی مردم خواهند بود و چه داوری بهتر از مردم.%

۱۳۸۸ دی ۱۹, شنبه

آیا جنبش سبز موجب تغییراتی درسیاست آمریکا شد؟

دویچه وئله : طرح کاخ سفید برای تحریم سرکوبگران معترضان درایران

وال استریت ژورنال می‌گوید آمریکا درتدارک تحریم‌هایی است تا سرکوبگران معترضان ایران را مجازات کند. این روزنامه ‌می‌گوید جنبش سبز آمریکا را به تأملی عمیق‌تر درمسایل ایران وتغییراتی درسیاست خود واداشته است.

وال ‌استریت ژورنال، روز شنبه (۹ ژانویه، ۱۹دی‌ماه) به نقل از مقام‌های رسمی دولت آمریکا که نام‌شان فاش نشده می‌نویسد، در دولت اوباما همزمان با زیر سئوال قرار گرفتن فزایند‌ه‌ی ثبات دولت ایران این پرسش که از چه راه‌هایی می‌توان "جنبش سبز" را مورد حمایت قرار داد قوت می‌گیرد.

مقام‌های رسمی آمریکایی می‌گویند، کاخ سفید در تدارک تحریم‌های مالی جدید به ویژه برای مجازات شخصیت‌های حقیقی و حقوقی است که بیشترین دخالت مستقیم را در سرکوب معترضان ایران دارند.

سپاه، یکی ازهدف‌های مجازات

همین مقام‌ها می‌گویند، استراتژیستهای وزارت خزانه‌داری آمریکا بیشتر تمرکز خود را بر روی تحریم سپاه پاسداران قرار داده‌اند که به عنوان قدرتی اقتصادی و نظامی پشت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، و محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران، قرار دارد.

درهفته‌های اخیر شخصیت‌های برجسته‌ی هوادار "جنبش سبز" که درمؤسسات پژوهشی درواشنگتن سخنرانی کرده‌اند، فهرستی از شرکت‌های مربوط به سپاه را تهیه کرده‌اند که می‌تواند در تحریم علیه ایران هدف قرار گیرد. این فهرست از طریق افراد واسطه به دولت اوباما ارائه شده است.

از جمله‌ی شرکت‌هایی که در این فهرست اشاره شده می‌توان از شرکت مخابرات ایران نام برد که بیش از نیمی ازآن به تصاحب سپاه درآمده و همچنین شرکت آلومینیوم‌سازی ایران.

یک مقام ومنبع آگاه آمریکایی به وال‌استریت ژورنال گفت، دولت آمریکا درباره‌ی این فهرست تا کنون نظری نداده است.

جنبش سبز و انقلاب ۵۷

درهفته‌هایی که گذشت برخی ازدیپلمات‌های آمریکایی وقایع کنونی ایران را باوقایع پیش از انقلاب ایران درسال ۱۳۵۷ مقایسه کرده‌اند.

جان لیمبرت، مسئول امور ایران در وزارت خارجه‌ی آمریکا، درهفته‌ی گذشته به رادیو فردا گفت: «من فکر می‌کنم، برای دولت ایران تصمیم بر سر اینکه در برابر درخواست‌های مشروع و قانونی مردم چگونه باید واکنش داد بسیار مشکل است».

برخی از متخصصان امور ایران در آمریکا می‌گویند، مقام‌های ارشد آمریکایی در پی وقایعی که پس از درگذشت آیت‌الله منتظری اتفاق افتاد با آنها تماس گرفته و مشتاق بودند بدانند که آیا سیر حوادث خطری بیش از آنکه تا کنون تصور می‌شد را برای دولت ایران به همراه دارد؟

یکی ازاین متخصصان می‌گوید، مقام‌های آمریکایی اینک به این تشخیص رسیده‌اند که ناآرامی‌های ایران را باید جدی گرفت.

افزایش توجه به مسایل ایران

مقام‌های آمریکایی می‌گویند، توجه به مسایل ایران در کاخ سفید افزایش یافته است. آنها به گفت‌وگویی اشاره‌ می‌کنند که هیلاری کلینتون، وزیر خارجه‌، در هفته‌ای که گذشت با حضور چهار تن از متخصصان امور ایران در وزارت خارجه انجام داده است. یکی ازمباحث این بود که اگر تهران ناگهان خواستار رسیدن به مصالحه درمناقشه‌ی اتمی شود آمریکایی‌ها چگونه باید واکنش نشان دهند.

متحدان آمریکا نظرهای متفاوتی ارائه کرده‌اند. یک مقام بلندپایه‌ی عرب با اشاره به «سلطه‌ی سپاه بر مردم» به مقام‌های آمریکایی گفت، اگر تصور کنند که حوادث کنونی ایران با حوادث پیش از سقوط محمدرضا شاه قابل مقایسه است در اشتباه هستند.

اما اسراییل از تحریم‌های گسترده دفاع می‌کند و می‌گوید‌، بسیاری از کارشناسان اسراییلی بر این باورند که تحریم‌های گسترده می‌تواند میان دولت و مردم ایران جدایی بیاندازد.

اوباما دنبال تغییر رژیم نیست

مقا‌م‌های ارشد آمریکایی تأکید کرده‌اند که اوباما به دنبال تغییر رژیم درایران نیست وواشنگتن همان مسیر سیاست مذاکره باهدف پایان بخشیدن به برنامه‌ی هسته‌ای ایران به همراه افزایش فشارمالی درصورت شکست مذاکرات را طی میکند.

هم دولت اوباما و هم مخالفان حکومت ایران نسبت به تماس ‌و دیدار مستقیم با دولت کنونی ایران هشدار می‌دهند، چون چنین ارتباطی می‌تواند بهانه‌ای به دست دولت تهران دهد تا مخالفان را بیش از پیش سرکوب کند.

به گفته‌ی وال استریت ژورنال، کاخ سفید در ارزیابی مجدد خود از جنبش سبز ایران به این نتیجه رسیده که این جنبش از پایداری بیشتری نسبت به آنچه پیش از این تصور می‌شد برخوردار است و به گفته‌ی یک مقام ارشد آمریکایی، رژیم درحال از دست دادن مشروعیت خود از نظر داخلی است.

درابتدای شروع جنبش سبز کاخ سفید با اتخاذ سیاستی محتاطانه و به منظور جلوگیری ازسرکوب بیشتر مردم ایران از هرگونه حمایت شفاهی از معترضان ایرانی پرهیز می‌کرد ومیگفت که تمرکز خود را برتلاش برای گفت‌وگو با ایران بر سر مسایل هسته‌ای قرار داده است.

اما همین امربه آن شد منجر که معترضان ایران درماه نوامبر شعار «اوباما، اوباما، یا با اونا، یا با ما» را سر دهند.

مقام‌های آمریکایی می‌گویند، با توجه به تشدید سرکوب مردم ایران وروند جنبش سبز سیاست کاخ سفید تا اندازه‌ای تغییر یافته است.

با ادامه‌ی تظاهرات مردم ایران صدای دولت اوباما در حمایت از رعایت حقوق بشر درایران رساترشد. مقام‌های آمریکایی به پیام تسلیت کاخ سفید به مناسبت درگذشت ‌آیت‌الله منتظری اشاره می‌کنند ومی‌گویند، این نمونه‌ای است که نشانگر تلاش دولت آمریکا برای نشان دادن همدردی با اپوزیسیون ایران است.

یکی از مقام‌های بلندپایه‌ی دولت آمریکا درواکنش به پیش‌بینی سقوط دولت کنونی ایران گفت: «نمی‌گویم درحال حاضر، اما امکان سقوط دولت ایران با گذشت زمان به یقین قوت خواهد گرفت».% FV/MM

-----------------------------------------------------

۱۳۸۸ دی ۱۵, سه‌شنبه

انتقال گاز ترکمنستان به ایران دوبرابر خواهد شد

ي بي سی- چهارشنبه 06 ژانويه 2010 - 16 دی 1388

یک خط لوله ی تازه ی گاز از ترکمنستان به ایران که گفته می شود حجم گاز مبادله شده میان دو کشور را دو برابر خواهد کرد، قرار است روز چهارشنبه طی مراسمی با حضور رؤسای جمهور دو کشور افتتاح شود.

محمود احمدی نژاد که به این منظور به ترکمنستان سفر کرد از این پروژه تمجید کرد.

او پس از گفت و گو با قربانقلی بردیموخامدوف همتای ترکمنستانی خود گفت: "به واقعیت پیوستن این خط لوله گاز نقش بزرگی در تقویت امنیت انرژی کشورهای منطقه بازی خواهد کرد."

او افزود: "این پروژه صرفاً یک فعالیت اقتصادی نیست بلکه از یکسو نشان دهنده پیوند عمیق بین دو ملت و تقویت کننده این پیوند است وازسوی دیگر نشان دهنده همکاری های سازنده و برادرانه در فضای احترام متقابل وبراساس عدالت است."

این خط لوله به طول بیش از 30 کیلومتر، گاز را از میدان دولت آباد در جنوب غربی ترکمنستان به پالایشگاه گاز خانگیران خواهد برد.

به گفته وزارت نیروی ترکمنستان در ابتدا سالانه شش میلیارد متر مکعب گاز از این خط منتقل خواهد شد.

آقای بردیموخامدوف نیز به خبرنگاران گفت: "خط لوله گاز ترکمنستان-ایران که فردا افتتاح میکنیم لحظه ای مهم در همکاری دو کشور در زمینه انرژی است."

وزارت نیروی ترکمنستان گفت که خط لوله دولت آباد-سرخس-خانگیران مجموع گاز عرضه شده به ایران را به 20 میلیارد متر مکعب در سال افزایش می دهد.

میدان گازی دولت آباد تا پیش از این فقط به روسیه گاز صادر می کرد.

ایران درسال 1997 قراردادی 25 ساله برای واردات گاز از ترکمنستان امضا کرده بود.

روابط دو کشور درسال 2008 زمانی که ترکمنستان درخلال هوای سرد زمستانی گاز صادراتی به ایران را قطع کرد دچار تنش شد. آن اقدام عمدتا تلاشی از سوی عشق آباد برای شروع مذاکرات برای افزایش بها تلقی شد.

با این حال ایران برای تقویت روابط با جمهوری های سابق شوروی که در سال 1991 به استقلال رسیدند کوشیده است که این تلاشها عمدتا بر صنعت حمل و نقل وتاسیسات زیربنایی و احیای روابط فرهنگی میان آنها که ریشه های عمیق تاریخی دارد متمرکز بوده است.

هم اکنون پروژه ای برای احداث یک خط آهن 900 کیلومتری از قزاقستان به استان گلستان ایران که از ترکمنستان می گذرد در جریان است.

بانک توسعه ایران روز سه شنبه با امضای قراردادی تامین بودجه بخش ترکمنستان این خط آهن را به عهده گرفت.%

http://www.bbc.co.uk/persian/business/2010/01/100105_u04_turkmen_gas.shtml

----------------------------------------------------------------------

۱۳۸۸ دی ۱۳, یکشنبه

بیانیه ی ۵ تن از روشنفکران دینی

خواسته های حداقلی جنبش سبز

عبدالعلی بازرگان، عبدالکریم سروش، اکبر گنجی، محسن کدیور وعطاء الله مهاجرانی بیانیه ی ده ماده ای مشترکی منتشر کردند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com ، دوشنبه ۱۴ دی ۱٣٨٨ - ۴ ژانويه ۲۰۱۰

شش ماه پیش میلیونها نفراز مردم ایران به خیابانها آمدند تا حق پایمال شده خود در انتخابات خیانت آلود را مطالبه کنند و به تحقیر و توهین مستمر ملت توسط حکومت اعتراض نمایند. دستگاه های امنیتی و نظامی به این مطالبات آرام و مسالمت آمیز، با خشونت و قساوت پاسخ دادند و کوشیدند از حضورمردم درفضای عمومی جلوگیری کنند وجنبش سبز را مرتبط با کشورهای بیگانه وسیاست دولتهای غربی معرفی کنند.
تمامیت طلبان تصور میکردند با سرکوب خونین این قیام قانونی، می توان حرکت اعتراضی مردم را همچون گذشته متوقف کرد، اما به رغم همه محاسبات، آتش آگاهی افروخته تر و آهنگ اصلاحات رساتر شد و جنبش را روز به روز بالنده تر و بارورتر ساخت.
درگذشت فقیه عالیقدر آیت الله منتظری که در پنج دهه گذشته، به خصوص شش ماهه اخیر از حقوق اساسی ملت دفاعی جانانه کرده بود و اینک در حساس ترین شرایط آنان را ترک می کرد، چون "رهبر معنوی جنبش" درخشید و جان تازه ای به جنبش بخشید و ظلم هائی که بر او رفته بود زبانه های خشم ملت را در آستانه ماه محرم، ماه حق طلبی و قیام علیه استبداد و ستم، بلندتر کرد. اعتراضات مردم، طبق سنت طولانی تاریخ در فرهنگ تشیع، در روز عاشورا به اوج خود رسید و ملت آگاه با درس گرفتن از پیام حسینی ظلم زمانه را نشانه گرفت.
استبداد دینی که مشروعیت خود را با خشونت و کشتار مردم در روز عاشورا پاک از دست داده بود، از ترفندی نخ نما شده برای تحریک احساسات دینی مردم استفاده کرد و به کمک صدا و سیمای دولتی و بسیج همه نیروهای تحت فرمان کوشید صحنه قیام را وارونه کرده جنبش سبز را متهم به توهین به مقدسات و انکار اعتقادات دینی نماید و با آماج حمله قرار دادن رهبران و چهره های شاخص جنبش سبز و دستگیری احتمالی آنان، این حرکت را به گمان خود به کلی خاموش سازد.
پوشیده نیست که بخشهای افراطی حاکمیت ایران به این دلیل به خونریزی و خشونت متوسل می شوند که خود را فاقد پایگاه وسیع اجتماعی و آینده امن می دانند. آنها می خواهند رویارویی نهایی و "روز واقعه "را تسریع کنند تا هم نیروهای مردد درون حاکمیت را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند، هم نیروی عظیم مردمی و خواستاران دموکراسی و حقوق مدنی و سیاسی را به شورشیانی خشونت ورز تقلیل دهند.
عملکرد این رژیم، اقشار بسیار متنوعی از جوانان، زنان، گروه های قومی و مذهبی، روشنفکران، روحانیون، دانشگاهیان، کارگران و فعالان سیاسی را به شدت آزرده کرده است. گفتمان "توطئه دشمن" که ولی جائر در طول ۲۰ سال گذشته ترویج و از طریق آن دشمن سازی و ایجاد تفرقه میان ملت می کند (مثل: مطبوعات پایگاه دشمن اند، روشنفکران مزدوران دشمن اند، جنبش سبز توطئه رنگی دشمنان برای براندازی است)، بخش عظیمی از ملت را به جبهه ی دشمن تبدیل کرده که سازمان های سرکوب باید تکلیف آنان را یکسره کنند.

کینه و نفرتی که در سی سال گذشته در سطوح مختلف جامعه انباشته شده، بسیار عمیق و ریشه دار است. این نارضایتی ژرف توان تخریبی عظیمی دارد که در صورت فوران، موج گسترده ای از خشونت را در سطوح مختلف جامعه ایران دامن خواهد زد.
افراطیون حاکم بر دستگاه های سرکوب، تعلق خاطری به ایران ندارند و نگران ریخته شدن خون هزاران ایرانی هم نیستند. آن ها به اقلیت بسیار محدودی از جامعه ی ایران اتکا دارند و تنها ضامن بقای شان اسلحه، شکنجه و ارعاب مردم است. تخصص آن ها خشونت است و خشونت را به مهمترین ابزار نزاع های سیاسی تبدیل کرده اند.
خشم و خشونتی که امروز شاهد آنیم، اگر به زبان اصلی سیاست در ایران تبدیل شود، عقلانیت و دموکراسی و تحقق آزادی های مدنی و سیاسی را به حاشیه خواهد راند. زمامداران خودکامه البته کوشش میکنند خشونت را به تظاهرات مسالمت آمیز و پرشکوه میلیون ها ایرانی آزادیخواه تزریق کنند تا چهره دموکراتیک جنبش مخدوش شود، ولی ملت نباید فریب خورده و وارد بازی سازمان های نظامی امنیتی شود.
جنبش سبز ایران در لحظه ی حساس کنونی به طرح مطالبات مشخص و مقدور، طولانی کردن فرآیند اعتراض و جلب مشارکت گسترده اقشار متنوع جامعه در تعیین سرنوشت خود نیاز دارد.
این جنبش به عنوان جریانی که نگران آینده ی کشور و سرنوشت آن است، باید برتری اخلاقی خود را بر زورگویان و شکنجه گران، همان طور که تاکنون نشان داده، ادامه دهد. در این شرایط وظیفه ی مردم آگاه، جوانان فداکار و نیروهای سیاسی، ترسیم مسیر آینده ی جنبش و تدوین خواست های مشخص سیاسی است تا مدارا و مسالمت را جایگزین خشونت تحمیل شده از سوی سرکوبگران کند.

هموطنان گرامی،
جنبش سبز ایران مدافع تمامیت ارضی ایران، مخالف حمله ی نظامی به کشور، مخالف دخالت بیگانگان در تعیین سرنوشت مردم ایران و نگران تحریمهای اقتصادی زیانمند به حال ملت ایران است. این جنبش، مسالمت آمیز و ضدخشونت است. نزاع جنبش با اقتدارگرایان، نزاع بر سر رعایت حقوق بشر و گردن نهادن به خواست های دموکراتیک مردم، تحقق جامعه مدنی، مدارای دینی، به رسمیت شناختن تکثر و تنوع در فضای سیاسی کشور و بالاخره نفی ولایت جائر است.
ما به عنوان بخش کوچکی از جنبش سبز سراسری مردم ایران بر این باوریم که در مرحله ی کنونی مهمترین مطالبات جنبش را می توان به قرار زیر اعلام و بر مبنای آن تحرک آینده ی جنبش و مناسبات آن با حاکمیت را تنظیم کرد. بخشی از این خواسته ها را آقای میر حسین موسوی در بیانیه هفدهم خود آورده است که با توجه به تنگناهای سیاسی داخل کشور جنبه حداقلی دارد. ما ضمن حمایت کامل از مواضع رهبران جنبش در داخل کشور (موسوی، کروبی و خاتمی) روایت خود را از خواسته های بهینه جنبش سبز مردم ایران در این مرحله به شرح ذیل اعلام می کنیم:
۱- استعفای آقای محمود احمدی نژاد و برگزاری مجدد انتخابات ریاست جمهوری تحت نظارت نهادهای بی طرف، لغو نظارت استصوابی، تشکیل کمیسیون مستقل انتخابات با شرکت نمایندگان مخالفان و معترضان به منظور تدوین ضوابط برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه.
۲- آزادی کلیه ی زندانیان سیاسی و عقیدتی و بررسی شکایات موارد مربوط به آزار، شکنجه و کشتار معترضان در ماه های اخیر در دادگاه های علنی با حضور هیأت منصفه و برخورداری از وکیل غیرتحمیلی؛ و جبران خسارات وارده به قربانیان سرکوب های اخیر و خانواده ی آنان.
٣- آزادی کلیه رسانه ها اعم از مطبوعات و رسانه های صوتی تصویری و مجازی، رفع سانسور و توقیف از کلیه ی نشریات توقیف شده، گسترش کانالهای تلویزیونی غیردولتی و ماهواره ای، رفع فیلترینگ از اینترنت، امکان دسترسی آسان به رسانه های فوق الذکر، تصفیه رادیو وتلویزیون از دروغ پردازان و تشنج آفرینان.
۴- به رسمیت شناختن حق فعالیت قانونی احزاب سیاسی، جنبش دانشجوئی و زنان،
NGO ها و نهادهای مدنی، اتحادیه های مستقل کارگران و کارمندان، و حق تجمعات اعتراضی مسالمت آمیز مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی.
۵- استقلال دانشگاهها، سپردن امور دانشگاهها به شیوه دموکراتیک به دست دانشگاهیان، خروج نیروهای نظامی و شبه نظامی از دانشگاه ها و انحلال شورای غیرقانونی عالی انقلاب فرهنگی.
۶. محاکمه عاجل شکنجه گران، قاتلان، آمران و عاملان جنایات گذشته بویژه چند ماه اخیر.
۷. استقلال قوه قضائیه از طریق انتخابی کردن ریاست آن، انحلال دادگاههای ویژه غیرقانونی، تصفیه قوه قضائیه از قضات ناعادل و گوش بفرمان، برحذرداشتن مقامات قضائی از ایراد خطابه های سیاسی و اجرای منویات مقامات مافوق (دادگاههای فرمایشی) بجای اجرای بیطرفانه و عادلانه قانون.
٨. خروج نیروهای نظامی انتظامی امنیتی از قلمرو سیاست و اقتصاد و فرهنگ، و اکتفا به وظایف حرفه ای.
۹. رعایت استقلال اقتصادی و سیاسی حوزه های علمیه و دولتی نشدن روحانیت. استخدام نکردن تریبون نمازهای جمعه برای صدور احکام خلاف شرع و قانون (از قبیل محارب، مفسد فی الارض، مرتد و باغی).
۱۰. انتخابی کردن، نقدپذیر و پاسخگو کردن همه متصدیان رده اول کشور و محدود کردن دوره تصدی آنان.
نپذیرفتن این خواستهای بهینه جنبش سبز، و افزودن سرکوب و ارعاب نه تنها ما را از بحران عبور نخواهد داد، بلکه ایران را در بحران عمیق تری فرو خواهد برد، و تبعات سهمگینی از پی خواهد آورد، که مسئولیتش با "صاحب ولایت مطلقه" است.
سیزدهم دی ماه ۱٣٨٨، سوم ژانویه ۲۰۱۰
عبدالعلی بازرگان، عبدالکریم سروش، اکبر گنجی، محسن کدیور، سید عطاء الله مهاجرانی

-----------------------------------------------------------------------------------------

۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه

راه حل‌های پنجگانه موسوی برای خروج از بحران

میرحسین موسوی : برای خروج از بحران، وجود آن را به رسمیت بشناسید.

میرحسین موسوی نسبت به وقایع عاشورا و پیامدهای آن واکنش نشان داد. او در بیانیه‌ای از حاکمیت خواست دست از تهدید و سرکوب بردارد و ابتدا نفس وجود بحران را بپذیرد. مهمترین خواست او در این بیانیه «مسئولیت‌پذیری دولت» است.

میرحسین موسوی در ابتدای بیانیه‌ی هفدهم خود تظاهرات مردم در روز عاشورا را خودجوش خواند و یادآور شد که او، مهدی کروبی و محمد خاتمی برای این تظاهرات «علیرغم درخواستهای فراوان» فراخوان نداده بودند.

[متن کامل بیانیه‌ی میرحسین موسوی را از طریق لینک زیر بخوانید.]

او دراین بیانیه منشأ خشونت را حاکمیت دانست و در این باره گفت: «مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می‌دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می‌شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست.»

پاسخ به تهدیدها

پس از تظاهرات روز عاشورا تهدیدها علیه معترضان بالا گرفته است. دیروز (۱۰ دی، ۳۱ دسامبر) قوه‌ی قضائیه و وزارت اطلاعات اطلاعیه‌های منتشر کرده و تصریح کرده‌اند که معترضان با پاسخ‌هایی سخت مواجه خواهند شد.

میرحسین موسوی خطاب به حاکمیت گفته که سکوب و تهدید مردم را ساکت نخواهد کرد. وی در بیانیه‌‌ی هفدهم خود در اینباره نوشت: «گیرم که چند روز با دستگیری‌ها، خشونت‌ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه‌ها و رسانه‌ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می‌کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می‌نمائید؟ نگاه ملامت‌آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می‌دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می‌شود چه می‌کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می‌کنید؟»

او در ادامه گفت که شخصا از تهدید به مرگ هم نمی‌ترسد: «بنده به صراحت و روشنی می‌گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد. ... بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.»

به رسمیت شناختن بحران

مضمون اصلی بیانیه‌ی هفدهم میرحسین موسوی، ارائه‌ی راه‌حل‌هایی برای خروج از بحران است. او در جایی که بحث بحران را می‌گشاید، تأکید می‌کند که ابتدا باید نفس وجود آن را پذیرفت: «بنده به صراحت می‌گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه‌گر ادامه راه‌حل‌های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می‌تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد.»

میرحسین موسوی پس از این موضوع تصریح کرد که از موضعی دینی و ملی به خروج از بحران فکر می‌کند: «من لازم می‌دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم.»

او در ادامه به انتقاد از وضعیت پرداخته و از جمله در رابطه با فعالیت‌های اقتصادی سپاه پاسداران نوشت: «ما می‌گوییم نهاد بزرگ و تاثیرگذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته، نمی‌تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می‌شود و هم کشور را به فساد می‌کشاند.»

میرحسین موسوی درادامه، هدف خودرا «یک دولت ونظام صادق و رئوف وبا شفقت ومبتنی بر آراء مردم» معرفی کرد.

راه‌حل‌های موسوی

موسوی معتقد است: «وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلاب‌های تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل‌آلود شدن آن شده است. راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان‌پذیر نیست. اندیشیدن به این گونه راه حل‌ها که عده‌ای توبه کنند و عده‌ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود، عملا به بیراهه رفتن است.»

او با این مقدمه پنج راه حل پیش می‌گذارد:

۱. مسئولیت‌پذیری دولت

۲. تدوین قانون شفافی برای انتخابات

۳. آزادی زندانیان سیاسی

۴. آزادی رسانه‌ها

۵. آزادی اجتماعات

احتمال بالا گرفتن بحث درباره‌ی آشتی و وحدت

بیانیه‌ی جدید موسوی در مجموع آشتی‌جویانه است. در میان خواست‌هایی که پیش گذاشته، خواست اول در مورد «مسئولیت‌پذیری دولت» اهمیت ویژه‌ای دارد. اولین برداشتی که از آن می‌توان کرد به رسمیت شناختن وضعیت فعلی یعنی ریاست جمهوری احمدی‌نژاد است. اکنون دولت احمدی‌نژاد باید «پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است».

پیش از این بیانیه‌ی موسوی، بحث‌هایی درباره‌ی غلبه بر بحران آغاز شده بود. در میان اصول‌گرایان هم کسانی چون علی مطهری، نماینده‌ی مجلس راه‌حل‌هایی برای غلبه بر بحران عرضه کرده‌اند. نام هاشمی رفسنجانی در تحلیل‌ها مدام مطرح می‌شود. عده‌ای گمان می‌کنند که اگر قرار بر آشتی در میان چهره‌‌های نظام باشد، در نهایت او واسطه خواهد شد.

احتمال می‌رود که بیانیه‌ی جدید میرحسین موسوی به بحث‌‌ها درباره‌ی آشتی و وحدت دامن زند. طبعا خود این بیانیه هم از دل مجموعه‌ای از بحث‌ها درآمده که مثل موارد مشابه دیگر جزئیات آن در آینده معلوم خواهد شد.%

نویسنده: رضا نیکجو ، تحریریه: شهرام احدی ، - دویچه وئله

- بیانیه‌ی شماره‌ی ۱۷ میرحسین موسوی

(برگرفته از سایت "جرس"، جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸)

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5074512,00.html

----------------------------------------------------------