‏نمایش پست‌ها با برچسب خبر ونظر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خبر ونظر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ دی ۱۴, سه‌شنبه

تشديد نظارت دولت شیعی برمدارس اهل سنت

پیشگفتار کوتاهی برمقاله ی " شيعه دولتی واقليتهای مذهبی درايران" : درآغاز قرن 16 م. گروه حزب الهی معروف به " قزلباش" که مرید نوادگان شیعه مذهب شده ی شیخ صفی اردبیلی سنی مذهب بودند، با حمایت نظامی چند قبیله ی ترکمن، حکومت قبیله ی دیگری از ترکمنها بنام آق قویونلو را سرنگون کرده، واسماعیل 12 ساله را به حاکمیت رسانده، سلسله ی صفویه را بنیان گذاری کردند. آنها " شیعه ی دوارده امامی" را مذهب رسمی و"اهل سنت وجماعت" را دشمن اعلام کرده، به سنی کشی روی آورده، جنگ "شیعه وسنی" به راه انداختند. ولی نادرافشار که وجود خصومت مابین دومذهب را برای کشور واهالی مسلمان آن مضر میدانست، با برگزاری مراسم دیالوگ مابین خادمان روحانی وغیر روحانی دومذهب در راه پایان دادن به روابط خصمانه کوشید. ، که بزرگترین آن برگزاری کنگره ای سه ماهه در دشت مغان به سال 1736 میباشد که درآن هزاران نفر از رهبران وریش سفیدان طوایف وقبایل گرفته، تا کدخدایان، فرماندهان و روحانیون مذاهب مختلف مسلمان، مسیحی وغیره را شرکت داد. ورضایت نمایندگان مردم را برای اتخاذ تدابیری جهت پایان دادن به خصومت دربین پیروان ادیان ومذاهب و برقراری وحدت درمیان شهروندان کشورجلب نمود. اما آقامحمد خان قاجار که با کمک ترکمنهای ترکمنصحرا در 1795 م. به حاکمیت رسید، به قول راجر سیوری "میراث سلطنت مستبدانه ی صفوی را احیا کرد"، یعنی بار دیگر کشور را درانحصار مذهب خاصی درآورد که تا به امروز ادامه دارد.

تداوم قانونی نمودن امتیازات ویژه حکومتی بر پیروان یک مذهب، درشرایطی که جامعه جهانی زیانبخش بودن آن را تجربه و مغایر با حقوق انسان اعلام کرده وبه مخالفت روی آوردند، یکی ازعوامل مهم تبعیض روبه افزایش برعلیه اقلیتهای مذهبی در داخل و برقراری تناقضاتی با جامعه جهانی است.

-----------------------------------------------

شيعه ی دولتی واقليت های مذهبی درايران

درگيریها وبحثهای ماه های اخير پيرامون مدارس مذهبی اهل سنت فقط نوک کوه يخ رابطه ميان دولت ايران با اقليتهای مذهبی را نمايان ساخته است. انحصارطلبی وسياستهای شيعه محورانه حکومت در دهه های گذشته نوعی تبعيض آشکارمذهبی را درنظامی که خود را دينی میداند تحميل کرده است. آثاراين سياستها که نوعی خشونت نمادين عليه اقليتهای مذهبی رسمی وپنهان، کسانی که ديندار نيستند ويا باروايت دولتی با دين موافق نيستند درزمينه های آموزشی واجتماعی به شمارمی رود.

تنش بر سر مدارس اهل سنت: دولت ايران ازدوسال پيش به اين سو برآن شده نظارت برمدارس اهل سنت را تشديد کند. اين سياست دراستان سيستان وبلوچستان که شاهد نارامی ها وحرکتهای تروريستی خونين است بازتاب خاصی دارد. آيت الله عباسعلی سليمانی نماينده آيت الله خامنه ای درسيستان وبلوچستان درجديدترين برخورد علنی در رابطه با فعاليت مدارس اهل سنت به گونه ای مستقيم برخی ازمدارس ومدرسان اهل سنت را متهم کرد که با "تفکر وهابيگری وآموزشهای انحرافی، طلبه هارا شستشوی مغزی میدهند." (ايرنا، ۲ دی ۱۳۸۹). نماينده آيت الله خامنه ای براين باوراست که دراين قبيل "مدارس طلبه هايی را که بيشتر آنان ازنوجوان وجوان هستند وهنوزبه قدرت تحليل نرسيده و شعاع فکر وافق انديشه‌شان بسيارمحدوداست، با آموزشهای وهابی منحرف میکنند."
نماينده آقای خامنه ای درهمين مصاحبه با اشاره به ساماندهی مدارس وحوزه های علميه اهل سنت تاحدودی هم پرده ازاختلافات موجود برمی دارد ومی گويد "اخيرا درکشورموضوع ساماندهی مدارس مطرح شده که هنوز بعضی از اين مدارس ازآن تمکين نکرده اند. چون ساماندهی مدارس يک برنامه پنج ساله است پيش بينی شده که مديران مدارس عاقلانه تر با اين طرح همکاری وآن را اجرا کنند." وی آشکارا برخی طلبه های اين مدارس را متهم به شرکت درفعاليت ضددولتی وتروريستی میکند.
مشکل افزايش دخالت دولت درامورآموزش مذهبی مدارس اهل سنت واعمال نوعی نظارت امنيتی در
۲ سال گذشته مورد اعتراض روحانيون اين اقليت مذهبی بويژه درسيستان وبلوچستان ونيز کردستان قرار گرفته است وبرخی ازآنها به مخالفت با چنين سياستهای دست زده اند.
ازميان شخصيتهای روحانی اهل سنت بويژه بايد از مولوی عبدالحميد امام جمعه اهل سنت زاهدان ياد کرد که معتقد است "با توجه به اساسنامه وآئين نامه اجرائی اگرچه عبارت ساماندهی، عبارت خوبی است، اما درعمل اين طرح نه ساماندهی بلکه تصرف مدارس دينی اهل سنت است." وی با انتقاد از اين طرح می گويد "نظارت حق حاکميت است، اما دخالت هيچ مذهبی را در امور مذهب ديگر عرفاً، عقلاً، قانوناً و شرعاً جايز نمی دانيم. ما معتقديم که دخالت در امور مذهبی و مدارس اهل سنت مترادف با سلب آزاديهای مذهبی اهل سنت است."
مولوی عبدالحميد با اشاره به اين دخالت های جديد موضوع آزادی مذهبی را به عنوان "بزرگترين دغدغه اهل سنت" به ميان می کشد : "ما بايد بطور آزادانه بتوانيم درهر جای کشور احکام دين را به فرزندان اهل سنت تعليم بدهيم. نمازهای پنجگانه، جمعه وعيدين را به طور آزادانه برگزارکنيم. حوزه های ما بايد استقلال خودراحفظ کنند. هيچ نهاد و ارگانی نبايد درامورمساجد ومدارس دينی ما دخالت داشته باشند ودرکل آزادی مذهبی ما نبايد به مخاطره بيفتد. اينها همه حقوق قانونی ما است وما ازحقوق قانونی خود هرگز نمی گذريم." (ندای سبز آزادی،
۵ بهمن ۱۳۸۸)
سال گذشته مولوی عبدالحميد که برای اعتراض به سياست های تبعيض آميز دولت به قم و تهران سفر کرد. وی درمصاحبه با سنی نيوز (
۵ دی ماه ۱۳۸۸) در رابطه با اين سفر و ديدارهای رسمی به وجود اشکال گوناگون تبعيض عليه اقليتها در ايران از جمله در دسترسی به مقام های سياسی و نظامی و يا مشارکت در مسائل مربوط به منطقه خود اشاره می کند و همزمان نبود آزادی و عدم تحمل مخالفين و يا "توهين به اهل سنت" توسط دولت احمدی نژاد را به باد انتقاد می گيرد. بازتاب اين ديدارها در رسانه های جمعی دو طرف نشان می دهد که گفتگو با مسئولين مذهبی و سياسی با تفاهم و توافق چندانی همراه نبوده است. سايت رسمی آيت الله مکارم شيرازی و نيز شيعه نيوز بدون اشاره به مطالبات هئيت نمايندگی اهل سنت فقط به اظهارات انتقادی شخصيت های روحانی قم بسنده کرده اند.

نظام آموزشی وتبعيض عليه اقليتها: آموزش مذهبی در چهارچوب نظام آموزشی از دبستان تا دانشگاه يکی ديگر از حوزه های اصلی اعمال تبعيض مذهبی در ايران است. در حکومتی که خود را بطور رسمی درچهارچوب يک مذهب خاص تعريف می کند تقسيم افراد بر اساس باورها واعتقادات مذهبی بصورت امری ناگزير درمی آيد. اين واقعيت مهم درهمه مطالب درسی که به نوعی به مسائل اجتماعی، فرهنگی وانسانی ارتباط پيدا می کند به چشم میخورد.
تعداد دانش آموزان اقليت سنی در ايران از يک ميليون نفر فراتر می رود. به اين عده بايد دانش آموزان اقليت های رسمی کوچکتر ديگر (مسيحی، يهودی و زرتشتی) را افزود که در شرايط کم و بيش مشابهی به سر می برند. اين درست است که اقليت های به رسميت شناخته شده همگی دارای کتاب آموزش دينی خاص خود هستند. اما در برنامه تحصيلی و فعاليت های آموزشی موضوعات مذهبی فقط به کتاب های دينی محدود نمی شود. بخش بزرگی از کتابهای درسی ديگر مانند تاريخ، تعليمات اجتماعی، فارسی و عربی نيز دارای مطالب دينی مربوط به شيعه هستند. دانش آموزان غير شيعه ناچارند در کتاب های غير دينی مطالبی را بياموزند و يا در فعاليت های جمعی شرکت کنند که فقط در رابطه با قرائت مطرح می شوند.
در يک بررسی کلی پيرامون چند و چون برخورد به غير شيعيان در نظام آموزشی ايران می توان از وجود سه مقوله اقليت مذهبی در ايران نام برد.
- گروه اول شامل اقليت بسيار بزرگ سنی می شود که از نظر جمعيتی و نيز ويژگی های مذهبی- تاريخی و فرهنگی موقعيتی بسيار متفاوت از بقيه دارد. سياست رسمی دولت در اين مدارس اعمال نظارت شديد شيعی است. با آنکه در گفتمان آموزشی بر ضرورت اتحاد شيعيان و سنی ها تاکيد شده و يا از عمده نبودن اختلافات سخن به ميان آمده اما در عمل همه مسايل تاريخی و اجتماعی و دينی از منظر باورهای شيعی انجام می گيرند.
دنيا از دريچه نظم شيعی نگاه می شود و اديان ديگر جايی در اين جهان بينی ندارند. در نتيجه دانش آموز سنی با وجود آنکه در کتاب های دينی ويژه اهل سنت مبانی مذهب خود را می آموزد ولی در کتاب های و در فعاليت های ديگر با انبوه داده هايی سر و کار دارد که به باورهای شيعی باز می گردد. برای مثال در کتاب های دينی سنی از خلفای چهارگانه به عنوان جانشينان پيامبر ياد می شود در حاليکه کتاب های ديگر روايتی متفاوت از اين تاريخ را ارائه می دهند که گاه بکلی در برابر آموزه های اهل سنت قرار می گيرد. باور به ظهور امام دوازدهم و تشکيل حکومت جهانی نزد شيعيان که حضوری پررنگ در گفتمان آموزشی ايران دارد يکی ديگر از اين موارد اختلاف است.
- دسته دوم اقليت های شناخته شده را در برمی گيرد که شامل زرتشتيان، مسيحيان (ارمنی ها و آشوری ها) و نيز يهوديان می شود. اين گروه از اقليت ها نيز آموزش دينی خاص خود را دارند. اما همزمان اين گروه از اقليت ها در مدارس خاص خود ناچارند در مطالب درسی ديگر مفاهيم اسلامی و شيعه را فرا گيرند.
- دسته سوم اقليت ها و گروه هايی در بر می گيرد که از سوی دولت برسميت شناخته نمی شوند و يا حتی با آنها برخوردی خصمانه انجام می گيرد. پيروان دين بهايی از مشخص ترين اين گروه ها هستند. مطالب درسی از بهايت بعنوان "مذهب ساختگی" نام می برد و بهاييان متهم می شوند که آلت دست قدرت های بزرگ خارجی هستند. در کتاب تاريخ سال سوم راهنمايی (صفحه
۳۷) در درسی به عنوان "فرقه سازی استعمار" درباره بهائيان و تاريخ پيدايش آنها می خوانيم : "حکومت های انگليس و روس از وحدت مسلمانان در ايران به شدت وحشت داشتند. از اين رو کوشيدند تا در ميان مردم تفرقه بيندازند و يگانگی آنان را از ميان ببرند. يکی از کارهای آنها در تفرقه اندازی، حمايت از مذاهب ساختگی جديد بود. از جمله ی اين مذهب های دروغين، بابيگری و بهائيگری بود."
کتاب های درسی در موارد متعددی به واژه هايی مانند "منافقين" و "مشرکين" برای گروهای خاص نيز اشاره می کند که اعتبار و مبنای عرفی و حقوقی ندارد، بيشتر ماهيت گرايانه، ايدئولوژيک ويا سليقه ای است ومی تواند با توجه به زمان و حوادث سياسی و مذهبی معناهای مختلفی نيز پيدا کند. به عبارت ديگر در هر زمان می توان کسانی را بر پايه اختلافات دينی و يا سياسی "منافق" يا "مشرک" ناميد : « منافقين يعنی کسانی را که ايمان به خدا و پيامبر و آخرت ندارند ولی خود را مسلمان اصيل می نامند ودرجامعه ی مسلمانان فساد می انگيزند ». (فرهنگ اسلامی وتعليمات دينی، سال دوم راهنمايی، صفحه
۷۸).
درکنار اقليتهای پنهان همچنين بايد به گروه هايی اشاره کرد که دارای دين ومذهب خاصی نيستند ويارابطه بسيارسطحی وحاشيه ای با آداب و مراسم دينی دارند. گفتمان نظام آموزشی ايران از فرضيه ای حرکت می کند که براساس آن باور نداشتن به يک دين خاص نوعی "نابهنجاری" قلمداد می شود. واژه "کافر" به عنوان کسی که با دين دشمن است و يا "کسی که منکر خدا باشد يا برای خدا شريک قرار دهد يا پيامبری پيامبران را قبول نداشته باشد" (فرهنگ اسلامی و تعليمات دينی، سال دوم راهنمايی، صفحه
۸۳) بارها درکتاب های درسی استفاده شده است. درهمين کتاب از کافر به عنوان "نجس" ويکی از مصداق های دهه گانه "نجاست" در کنار ادرار و مدفوع انسان، مردار حيوانات، سگ، خوک و مشروبات الکلی نام برده شده است.

خشونت نمادين عليه غيرخودی: مطالب دينی در کتاب ها و درس های مختلف و نيز فعاليت های مذهبی و سياسی حدود يک چهارم زمان آموزشی در ايران را به خود اختصاص می دهد. اين ميزان سه برابر متوسط جهانی (کشورهايی که در برنامه درسی آنها آموزش دينی وجود دارد) است و ايران از اين نظر يکی از مذهبی ترين نظام های آموزشی دنياست. اين آموزش مذهبی فقط يک نوع قرائت از شيعه را از بالا به دانش آموزان تحميل می کند و آنها از حق طبيعی و مشروع انتخاب محروم می مانند. دنيا بر پايه تفسير بسيار خاص و تقليلی از مذهب به "خودی ها" و "ناخودی ها" تقسيم می شود و کسانی از دايره "خودی ها" بيرون می مانند بايد سکوت کنند و چيزهای را يادبگيرند و تکرار کنند که هيچ باوری به آنها ندارند.
اين نوع برخورد آمرانه و اجباری با دين از سوی نظام آموزشی ونيز بی اعتنايی به باورهای دينی وفلسفی دانش آموزان ودانشجويان و تحميل مجموعه ای از مقررات و آداب دينی مصداق روشن خشونت نمادين درمحيط های آموزشی ايران است. دانش آموزان ناچارند دين را نه از طريق آموزش باز ونقادانه که با تحميل از بالا درقالب مجموعه ای از دگم های ابدی وتغيير ناپذير قبول کنند. دراين آموزش يک سويه واجباری جايی برای يادگيرنده وباورها و تفکرات او وجود ندارد.
همين سياست درعرصه مدارس دينی ساير اقليتهای دينی سبب نوعی برخورد امنيتی ونظارت دولتی محدود کننده وهمراه با بی اعتمادی به آنها میشود. خشونت دولتی می تواند زمينه را برای نفوذ باورها وقرائتهای افراطی از دين درميان ساير دينداران فراهم آورد. "شستشوی مغزی" و"رفتارهای افراطی" درشرايط غيردمکراتيک وامنيتی نمی تواند فقط درانحصار دولت و گروه های دولتی باقی بماند.
اصل چهاردهم کنوانسيون جهانی حقوق کودک که دولت ايران هم ازامضا کنندگان آن است نه تنها خواهان احترام به آزادی انديشه وباورهای دينی کودکان است که ازهمه دولتها میخواهد از تحميل يک ايدئولوژی خاص به آنها خودداری کنند. سياستهای آموزشی ايران درست دربرابراين کنوانسيون جهانی قراردارد. دولت درچند سال اخير برشدت فشارهای مذهبی وايدئولوژيک خود برنظام آموزشی افزوده است. تلاش برای شستشوی مغزی جوانان و"معنويت" دولتی اجباری درعمل دين را ازمحتوای روحانی ومعنوی آن تهی میکند. درچنين شرايطی، همانگونه که بسياری از پژوهشهای جامعه شناسی هم نشان میدهد، بسياری جوانان ناچارند باتظاهر و بدون رغبت درونی خودرا باهنجارهای رسمی همرنگ سازند ويا به اشکال گوناگون مقاومت دربرابر دين دولتی تحميلی روی آورند.%

- سایت رادیو فردا ، ۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ، سعید پیوندی (جامعه شناس)

http://www.radiofarda.com/content/f3_religious_minorities_iran/2265698.html

۱۳۸۹ مهر ۲۴, شنبه

ثبت احوال ج. اسلامی وتنظیم کتابچه‌ی نام ترکمنی

دویچه وئله : "من وثبت احوال ودختری بی‌نام"

ترکمن‌ها اجازه دارند از نام‌های قدیمی وسنتی خود که فقط درکتابچه‌ی ثبت احوال ایران قراراست چاپ شود، استفاده کنند. دویچه‌وله این مشکل ترکمن‌های ایران را با دو کارشناس اداره‌ی ثبت احوال مطرح کرد.

بحث بر سر نام‌گذاری نوزادان ترکمن درایران یکی ازمشکلاتی است که دامنه‌ی آن ازرسانه‌های محلی به برخی از روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌های درسطح کشور کشیده شده است. اکنون سال‌هاست درصفحات اجتماعی روزنامه‌های چاپ تهران نیز پیرامون این مشکل مطالبی نوشته می‌شود.

برای مثال این موضوع درمقاله‌ای به قلم نویسنده وشاعر فقید ترکمن "نازمحمد پقه" تحت عنوان "من و ثبت احوال و دختری بی‌نام" درنشریه‌ی "زن" چنین انعکاس یافته بود: «دراين گوشه از سرزمين ما، قوم ترکمن هنوزهم برای به دست آوردن حقوق مشروع و قانونی با سازمان ثبت احوال درگير است. چرا که اين سازمان با تدوين کتابچه‌ای ازنام‌ها، امکان گسترش فرهنگ نامگذاری بين اين قوم را سلب نموده است».

مشکل نام‌های ترکمنی درایران

مقاله‌ی نشریه "زن" به سرنوشت یک شهروند اشاره میکند که به مدت ۳ سال تلاش کرده بود برای دخترش نامی را انتخاب کند. وی به این نشریه می‌گوید: «الان دخترم سه ساله است ولی هنوز نتوانسته‌ام برای او شناسنامه بگیرم. من می‌خواهم اسم دخترم را "آيسودا" بگذارم، آيسودا يعنی "تصوير ماه درآب". ولی اداره ثبت احوال ورئيس آن را هنوزنتوانسته‌ام متقاعد کنم. تقاضای کتبی دادم، اما تهران نيز با اين اسم موافقت نکرد. اکنون "من وثبت احوال واين دختر بی نام!».

نشریه‌ی "زن" درپایان مقاله خود آورده است: «اين مسئله بحث همه‌روزه‌ی قوم ترکمن است با سازمان ثبت احوال وادارات متبوع آن درمنطقه ترکمن نشین.»

"کتابچه‌ی نام ترکمنی ثبت احوال مشکل را حل می‌کند": اما اکنون مسئولان اداره ثبت احوال قصد دارند کتابچه‌ی نام‌های ترکمنی انتشار دهند. عبدالنور بهلکه‌زاده، کارشناس سابق ثبت احوال گنبدکاووس در گفتگو با دویچه‌وله می‌گوید: «آرزوی دیرینه‌ی قوم ترکمن درحال تحقق پیدا کردن است. درقدم اول بیش از ۳ هزار واژه نام ترکمن ازسوی اداره ثبت احوال استان گلستان استخراج شده ودرادامه‌ی آن درچاپ‌های بعدی این کتابچه به تعداد نام‌ها اضافه خواهد شد.»

پیش از این درپاسخ به درخواست ترکمن‌ها مسئولان مجبور بودند برطبق آئین‌نامه‌های اجرایی سازمان ثبت واحوال کشوراقدام کنند. اما به‌نظر بهلکه‌زاده، انتشار کتابچه نام‌های ترکمنی می‌تواند مشکل نام‌گذاری ترکمن‌ها را حل کند.

تاسیس "کمیته مشورتی نام‌های ترکمنی"

سیف‌الله ابوترابی مديركل ثبت احوال استان گلستان نیز درگفتگو با ایرنا از تشکیل "کمیته نام وتدوین نام‌های ترکمنی" به منظور تهيه‌ی كتاب نام‌های ترکمنی خبر داد. وی تشکیل این کمیته را "یک کار نو و ابتکاری" دانست.

این مقام استان گلستان به خبرگزاری ایرنا گفت: «در اين مدت ۵ هزار و ششصد نام مصطلح و متعارف تركمنی استخراج شده است. نام‌های "مارال" به معنای "آهو"، "آی گزل" به ‌معنای "دختر زيبا" و "آیلار" به معنای "مانند ماه" در زنان و "تايماز" به معنای "استوار و پابرجا" در بين مردان را از جمله نام‌های متعارف تركمنی عنوان است كه از گذشته تا به حال در نام‌های انتخابی والدين برای فرزندان بوده و هستند.»

«نام ترکمنی بدون دلیل ومنطق رد نمی‌شود»

محمود قلیشلی، کارشناس امور سجلی و دبیر "کمیته ‌نام" در ثبت احوال استان گلستان در رابطه با کتابچه‌ی نام‌ها چنین توضیح می‌دهد: «اداره ثبت احوال در مورد نام‌گذاری دو روش دارد. یکی کتابی هست که کل نام‌های ایرانی در آن آمده و مجاز هست ولی سازمان ثبت ‌احوال کشوربا توجه به فرهنگ مناطق خودش آمده یک کمیته‌ای را انتخاب کرده که نام‌های منطقه‌ای را انتخاب می‌کند. اینها نام‌های مناطق را بررسی می‌کنند. اداره‌ی ثبت احوال با انتخاب نام‌های ترکمنی مخالفتی نمی‌کند.»

دبیر کمیته نام اداره ثبت احوال گلستان همچنین می‌گوید: «علاوه بر آن ما مجموعه‌ی نام‌های ترکمنی را با معنا و مفهومش جمع آوری کردیم و به "شورای عالی نام‌گذاری" در تهران فرستادیم. این را باید شورا تصویب کند. با مراجعه به این کتابچه تصمیم گرفته می‌شود که اسمی داده شود یا خیر. تا انتشار این کتابچه "کمیته نام" ما فعال هست و به کسی که نام ترکمنی بخواهد بدون دلیل و منطق آن را رد نمی‌کنیم.»

«کتابچه نام‌های ترکمنی ۹۵ درصد مشکلات را حل می‌کند»

این مقام اداره ثبت احوال استان گلستان درباره‌ی معیار انتخاب نام‌های ترکمنی هم چنین توضیح می‌دهد: «ما به روسای اداره‌های ترکمن‌نشین نامه دادیم که هر اسم ترکمنی که هست برای ثبت احوال بفرستند. ما بدنبال این هستیم که تنش‌ها و مشکلات کمتر شود. "کمیته نام" ۹۵ درصد از این مشکل را حل کرده است.»

آقای قلیشلی دررابطه با مشکلات نام‌گذاری چنین مثال می‌آورد: «مثلا کسی می‌آید نام "بی‌بی آمان" را انتخاب می‌کند. ما می‌گوییم که این بی‌بی کلمه زائدی هست و ترکمنی نیست و شما قاطی اسم نکنید. مثلا "آمان‌نیاز" هست ما این اسم را قبول می‌کنیم. این بچه که فردا بزرگ شود، اولین کاری که می‌کند "بی‌بی" را حذف می‌کند، چون به‌نظر ما "بی‌بی" کلمه‌ی زائدی است. یک سری چنین مشکلاتی داریم ولی مشکل کلی خومان حل شده است. یعنی همه‌اش اسامی ترکمنی اینجا بررسی نمی‌شد و یا ضعیف بررسی می‌شد و متقاضی ناراضی بود ولی الآن مشکلی نداریم. زیرا "کمیته مشورتی نام ترکمنی" راه‌اندازی کردیم و به کمک اساتید ترکمن مشکلات را حل و فصل می‌کنیم.»

معیارانتخاب نام‌ها چگونه بوده است؟آقای بهلکه‌زاده، کارشناس سابق ثبت احوال گنبد کاووس هم درباره‌ی معیار انتخاب نام‌ های ترکمنی به دویچه‌وله توضیح می‌دهد. وی می‌گوید که کارشناسان ثبت احوال وهمکاران ترکمنی که دراین رابطه مطالعه داشتندوصاحبنظران محلی که درادبیات ترکمن وهمچنین درمعنا، مفهوم، فراوانی وکاربرداین نامها مطالعاتی داشتند، این نامهارا انتخاب میکنند. وی خاطرنشان میکند که نامهایی انتخاب میشوند که با معیارهای قانونی نظام جمهوری اسلامی همخوانی دارند.

ازنظر بهلکه‌زاده، مردم اقدام ثبت احوال استان گلستان را مثبت ارزیابی می‌کنند. قلیشلی کارشناس امورسجلی ودبیر "کمیته‌نام" در ثبت احوال استان گلستان هم این نظررا تائید می‌کند.

وی دراین رابطه میگوید: «علاوه برحل شدن مشکلات عمومی حتی مشکلات اداری هم حل شده است. متقاضی بایستی ده‌ها بار مراجعه می‌کرد ووقت اداری مارا هم می‌گرفت وبالاخره یا قانع می‌شد ویاقانع نمی‌شد، ولی اکنون به کمک "کمیته نام" و"کمیته مشورتی نام ترکمنی" که درست کردیم، مشکلات اداری وقانونی برای متقاضی حل شده است.»%

طاهرشیرمحمدی، تحریریه: داود خدابخش

۱۳۸۹ مهر ۱۳, سه‌شنبه

درایران هفته ی فرهنگی ترکمنستان برگزارشده

برگزاری غیرمنتظره و بی سروصدای هفته ی فرهنگی ترکمنستان دراستان گلستان، آیا قابل توجه نیست؟ چرا این خبر راهیچیک از سایت های ترکمنهای ایران در داخل و خارج انتشار ندادند؟ مگر دولت ایران میخواهد درراستای پذیرش رسمی فرهنگ و زبان ترکمنی قدمی بردارد؟

درمقایسه ی نحوه ی برخوردهای دوکشور همسایه با مسأله باید درنظر گرفته شود که دولت ایران درطی 16 سال گذشته از طریق رایزن فرهنگی خود به 5 هزار شهروند ترکمنستان زبان فارسی آموزش داده است. و سالاله در آموزشگاه های عالی ترکمنستان برای زبان فارسی دانشجو پذیرفته می شود.

ایل گویجی

13 مهر1389- 05 اکتوبر 2010

------------------------ مدیرکل ثبت احوال گلستان گفت:تاکنون سه هزار و پانصد نام ترکمنی برای نامگذاری روی نوزادن استخراج شده است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دانشجویان ودانش آموختگان ترکمن ایران به نقل از مهر، سیف الله ابوترابی صبح پنجشنبه 8 مهر درگفتگو با خبرنگاران درگرگان افزود: برای تطیبق با فرهنگ غنی ترکمن، این اسامی به سازمان ارسال شد و کتابچه ای با عنوان نامهای ترکمنی دراین زمینه درحال تهیه است.
وی با بیان اینکه درانتخاب نام محدودیتی وجود ندارد گفت: فقط نام هایی که خارج از شرع و عرف باشد، مشکل دارد
.
مدیرکل
ثبت احوال گلستان بیان داشت: درصورتی که نام انتخاب شده توسط متقاضی درکتاب نام و لیست مربوط به ثبت احوال نباشد، کمیته ای درثبت احوال برای همین منظور تشکیل شده که به اینگونه نام ها رسیدگی میکند.
وی گفت:
کمیته متشکل از دو نفر از اساتید دکتری ادبیات زبان عرب ودکتری ادبیات زبان فارسی، کارشناس امور حقوقی و سجلی، معاون حقوقی وسجلی اداره کل و مدیرکل به عنوان رئیس کمیته است.
دبیرشورای هماهنگی ثبت وقایع
حیاتی استان گلستان درباره طرح هدفمند شدن یارانه ها گفت: طرح هدفمند کردن یارانه ها کاری که مرکز آمار و وزارت رفاه انجام دادند.
وی
خاطرنشان کرد: قسمتی از کار که در رابطه با احراز هویت افراد بود به ثبت احوال مربوط می شد که سازمان به استانها ابلاغ ودراولین مرحله به صورت شبانه روزی ودرقبل از موعدی که سازمان اعلام کرده بود به اتمام رسید و درمرحله دوم هم به همین صورت انجام گرفت.%

*- برگرفته ازسایت تورکمن استودنت کوم، نهم مهر1389- اول اکتوبر 2010

۱۳۸۹ مهر ۹, جمعه

تالاب های گلستان وترکمنصحرا نیز درحال نابودی اند

تالاب‌های "آلاگل"، "آلماگل" و"آجی‌گل" درحال خشکیدن هستند، و

کارشناسان سد سازی های بی رویه ی دولت را مهمترین عامل این وضعیت دردناک می دانند .

تالاب‌های استان گلستان باز هم در بحران

دویچه وئله : تالاب‌های استان گلستان ایران که حدود دو سال پیش از فهرست قرمز کنوانسیون رامسر خارج شدند باز هم در وضعیت بحرانی قرار گرفته‌اند. برای پی بردن به علل بروز دیگرباره‌ی بحران با الهه موسوی گفت‌وگو کرده‌ایم.

چند سالی است که شماری ازمهم‌ترین تالاب‌های بین‌المللی ایران در فهرست مونترو یا تالاب‌های در معرض خطر کنوانسیون حفاظت از تالاب‌ها (کنوانسیون رامسر) قرار دارند.

در سال ۸۷ انتشار خبری دربرخی‌از رسانه‌های ایران موجب شد که مدافعان حفظ محیط زیست ایران اندکی نسبت به آینده‌ی تالاب‌های ایران امیدوارتر شوند. دراین رسانه‌ها اعلام شد که تالا‌ب‌های سه‌گانه‌ی "آلاگل"، "آلماگل" و "آجی‌گل" استان گلستان ایران از فهرست مونتروی کنوانسیون رامسر خارج شدند.

اما اکنون اخباری که از داخل ایران به گوش می‌رسد بازهم از بحرانی‌بودن وضعیت این تالاب‌ها حکایت دارند.

الهه‌موسوی، روزنامه‌نگار محیط زیست، با اشاره به نظرات پاتریک مک‌کالی، از اعضای کمیسیون سدهای سازمان ملل ونویسنده‌ی کتاب "رودهای خاموش"، می‌گوید: «مهم‌ترین عاملی که رودخانه‌ها وتالاب‌ها را با خطر نابودی مواجه می‌کند، سدسازی دربالادست است».

با الهه موسوی که خود چندی پیش از این تالاب‌ها دیدار کرده گفت‌وگو کرده‌ایم واز آخرین وضعیت این تالاب‌ها پرسیده‌ایم.

دویچه‌وله: خانم موسوی، درآخرین بازدیدی که شما از تالاب‌های آلاگل، آلماگل و آجی‌گل داشتید، وضعیت این تالاب‌ها را چه‌گونه دیدید؟

الهه موسوی: دربازدیدی که من از این تالاب‌ها داشتم، دیدم که وضعیت این تالاب‌ها بسیار اسف‌انگیز بود. دربعضی از نقاط ۸۰ـ ۷۰ درصد این تالاب‌ها درحال خشکیدن است. من فکر می‌کنم اصلا دیگر نمی‌شود عنوان تالاب را به این آبگاه‌ها اطلاق کرد، مگر این که الان که داریم به طرف مهرماه پیش می‌رویم که آغاز فصل بارندگی است، به‌خصوص درشمال کشور، بارندگی به داد این تالاب‌ها برسد.

ولی سال گذشته اعلام شد که این تالاب‌ها از فهرست قرمز کنوانسیون رامسر خارج شدند. چه طور وضعیت‌شان دوباره بحرانی شده؟

سال گذشته تلاش‌هایی برای حل مشکلات این تالاب‌ها صورت گرفت. ولی متأسفانه چون این تلاش‌ها هیچ کدام مبنایی نیست و معمولاً کارهایی است که به طور ضمنی صورت می‌گیرد طبیعتا نتیجه‌ی درازمدتی هم ندارد.

یعنی به نظر شما ممکن است که این تالاب‌ها دوباره وضعیت‌شان آن قدر بحرانی شود که در فهرست قرمز قرار گیرند؟

مسلما همین طور است. در بازدیدی که من در دو سه هفته‌ی اخیر از این تالاب‌ها داشتم دیدم که الان وضعیت‌شان خیلی بحرانی‌تر از چهارسال پیش است که در فهرست قرمز قرار گرفته بودند. منتهی این بستگی دارد که واقعا این مسائل از طرف مسئولین گزارش شود. ولی ظاهرا به نظر می‌رسد که گزارش نمی‌شود. چون من که خودم خبرنگار هستم، وقتی از مسئولین محترم سئوال می‌کنم وضعیت تالاب‌ها چیست، می‌گویند خیلی خوب است.

به نظر می‌رسد اگر واقعً هیچ چاره‌ی مبنایی اندیشه نشود و راهی پیدا نکنند برای این که در درازمدت این تالاب‌ها را احیا کنند، مدام ما این مشکل را داریم. یعنی همیشه در خطر بازگشت به وضعیت فهرست قرمز برای این تالاب‌ها هستیم.

علل اصلی این که وضعیت این تالاب‌ها دوباره بحرانی شده چیست؟

متأسفانه به دلیل سدسازی‌های بی‌رویه‌ای که ما طی سال‌های اخیر در مناطق مختلف کشور داشتیم، در بسیاری از نقاط تالاب‌های ایران را در خطر قرار گرفته‌اند. ازجمله این تالاب‌هایی که الان در موردش صحبت می‌کنیم، تالاب‌های آلما‌گل، آجی‌گل و آلاگل که به دلیل ساخته شدن چند سد در بالادست، ازجمله سد دانشمند و یکی دو سد در استان خراسان.

در ایران متأسفانه در چندسال اخیر مرسوم شده که حقابه‌ی تالاب‌ها پرداخت نمی‌شود، نظارت درستی از سوی مسئولان وجود ندارد و مردم محلی هم معمولا قدرت این را ندارند که با مسئولین منابع آب کلنجار روند و بتوانند حقابه‌ی خودشان را به‌دست آورند. بنابراین به طور طبیعی این تالاب‌ها دچار بحران می‌شوند.

البته خیلی زمان‌ها هم هست که به‌هرحال خشکسالی و کاهش بارندگی هم به این مجموعه عوامل کمک می‌کند. ولی عامل اصلی خشک‌شدن تالاب‌ها، به‌خصوص تالاب‌های استان گلستان، همین سدسازی در بالادست است که متأسفانه به طور غیراصولی در ایران الان دارد انجام می‌شود و خیلی هم شیوع پیدا کرده است. واقعا سدسازی غیراصولی و غیرعلمی در ایران مثل یک ویروس شده است و اولین چیزهایی را هم که قربانی کرده، تالاب‌ها و مردمانی است که در حاشیه‌ی این تالاب‌ها زندگی می‌کنند.

من در شهریورماه سفری داشتم به یکی از روستاهای حاشیه‌نشین تالاب‌های آلماگل، آلاگل و آجی‌گل به نام تنگلی که مردمش به شدت تحت فشار بودند. مردم آنجا جمع شده بودند و فکر می‌کردند که من از طرف یک مقام مسئول به آنجا رفتم و می‌توانم حرف‌ها و صدای آن‌ها را به گوش مسئولان برسانم. آنها خیلی عصبانی و در عین حال امیدوار بودند. باور کنید چندتایشان سر من فریاد زدند که چرا هیچ کسی به داد ما نمی‌رسد. ما اینجا برای آب روزانه‌مان مشکل داریم. ما اینجا آب نداریم لباس بچه‌هامان را بشوریم. و واقعا خیلی ناراحت‌کننده بود، به‌خاطر این که این مردم سالهاست آنجا زندگی و از این تالاب‌ها حفاظت و بهره‌برداری درست کرده‌اند. اما متأسفانه الان هم تالاب‌ها نابود شده و هم زندگی مردمی که در حاشیه‌ی این تالاب‌ها زندگی می‌کنند، در معرض تهدید قرار گرفته است.

خیلی از کارشناسان محیط زیست معتقدند که سدسازی مهم‌ترین عامل تخریب نه تنها تالاب‌های گلستان، بلکه همه‌ی تالاب‌های ایران است. شما همه با این نظر موافقید؟

کاملاً. شما ببینید، الان وضعیت تالاب دریاچه‌ی ارومیه چقدر بحرانی دچار شده است. دریاچه‌ی اورمیه دارد از بین می‌رود و در آن منطقه ما با یک شوره‌زار مواجه‌هستیم. تالاب کارون، تالاب دریاچه‌ی هامون و دریاچه‌های مختلف ارزشمندی که در نقاط مرکزی ایران قرار دارند با خطر نابودی مواجه‌اند.

سدسازی‌های غیراصولی به نظر من هم از مهم‌ترین عوامل نابودی تالاب‌ها هستند. چون وقتی سد در بالادست ساخته می‌شود، خیلی طبیعی است که آب را در بالا ذخیره می‌کند. آبی که قبلا به آرامی پایین می‌آمده و به سرشاخه‌های مختلف تقسیم می‌شده و هرکدامش ممکن بود که به یک آبادی برود حالا محبوس می‌شود. ببینید وقتی آن بالا این سد آب را جمع و ذخیره می‌کند و (مردم این مناطق پایین از حقابه‌ای که به ‌آن‌ها تعلق می‌گیرد محروم می‌شوند) خیلی طبیعی است که هم تالاب خشک می‌شود و هم مردمانی که در پایین‌دست این تالاب‌ها زندگی می‌کنند صدمه می‌بینند. بسیاری از منتقدین سدسازی‌های بی‌رویه در جهان اعتقادشان این است که سدسازی‌های بزرگ و غیراصولی بر شانه‌های مردم پایین دست سوار است.%

مصاحبه‌گر: فریبا والیات ، تحریریه: فرید وحیدی

- برگرفته از بخش محیط زیست سایت دویچه وئله

۱۳۸۹ مهر ۷, چهارشنبه

لیبرال دمکراتهای ایران ومسأله ی ملی

تعریف دو واژه ی ملت و فدرالیزم از ویکیپدیا

ملت : به گروهی از انسانهای دارای فرهنگ، ریشه ی نژادی مشترک و زبان واحد اطلاق میگردد که دارای حکومتی واحد هستند، یا قصدی برای خلق چنین حکومتی دارند.

فدرالیسم : نظام سیاسی ویژه ایست که به موجب آن، در کنار یک جکومت مرکزی، چند حکومت خودمختار ومحلی ی دیگر هم وجود دارند، که اقتدار و وظایف دولت، میان حکومت مرکزی وحکومتهای محلی تقسیم می شود.

• چگونه است که توده ایها با قرار گیری درکنار جمهوری اسلامی ایران با توجیه "پشتیبانی از انقلاب"، خائن و وطن فروشند، ولی اعضا و هوادران حزب لیبرال دمکرات ایران با قرار گیری در کنار جمهوری اسلامی ایران با توجیه "حفظ میهن" وطن دوست و وطن پرست؟ براستی استاد گرامی؛ نظام جمهوری اسلامی ایران سد راه پیشرفت و بهروزی مردم ایران است یا ترکها و کردها و لرها و بلوچها و ترکمنها و عربها و دیگر اقوام ساکن ایران زمین؟ ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com ، سه‌شنبه ۶ مهر ۱٣٨۹ - ۲٨ سپتامبر ۲۰۱۰

بی شک بر کمتر کوشنده ی راه دمکراسی وعدالت درایران، زحمات آقای داریوش همایون درعرصه ی روزنامه نگاری وسیاست پوشیده است. وهم اینکه، بی شک به همت اوست که حزب مشروطه ی ایران، میرود تا خود را در اندازه و قد و قواره های قرن بیست و یکمی ودرشکل یک حزب مدرن برکشد. اما، اینروزها اینگونه می نماید که شخص آموزگار هنوز نتوانسته است خویشتن خویش را از اسارت بقایای مسموم سیاستهای قرن بیستمی برهاند.
آموزگار نامیدمش، زیرا که خود از جرگه ی افرادی هستم که او از دوران روزنامه ی آیندگان تاکنون به آنها آموخته و می آموزد: "هرچه جلویتان نهادند، نگوئید مرسی و مشغول خوردن شوید!"
درجریان کنگره هشتم حزب مشروطه ایران وسپس مصاحبه با آقای حسین مهری در رادیو صدای ایران وهمچنین بحث های دفتر سیاسی حزب، آموزگار را در کسوتی می یابیم که با عدم آمادگی به کلاس درآمده و درمقابل سوآلات پرسشگران، چنان پای استدلالش می لنگد که بلاجبار برای ختم ماجرا، امر به پاک کردن صورت مسأله میکند. اینکه این کار ایشان تا چه میزان دمکراتیک است وبا روح لیبرالیسم همخوانی دارد، مقوله ایست که ایشان خود باید در تبیین آن بکوشند. اما،آنچه که این نوآموز عرصه ی اجتماع ایران، با مرور ایام میتواند به تأکید برآن انگشت گذارد، اینست که؛ شخص آقای همایون همیشه با مسأله ملی و ملت درایران مشگل داشته اند، ومتأسفانه علیرغم استعداد شایان نتوانسته اند براین نقیصه فایق آیند.
برای آگاهی خویش و دیگر هم میهنان عضو و هوادار حزب دمکرات لیبرال ایران وبا احترازاز پیچیدگی زیاد و آسانگری مفرط، به سراغ ویکیپدیا دراینترنت میرویم تا با دستیابی به معنایی جامع برای "ملت" بتوانیم نوری براین نقیصه بتابانم.
ملت: به گروهی از انسانهای دارای فرهنگ، ریشه ی نژادی مشترک و زبان واحد اطلاق میگردد که دارای حکومتی واحد هستند، یا قصدی برای خلق چنین حکومتی دارند.
با پذیرش این تعریف، فورا ً این سوآل به ذهن میرسد که، مردمان ساکن محدوده ی جغرافیائی ی ایران، جدا از همزیستی ی چند هزار ساله، که نتیجه اش آمیزش فرهنگ، زبان و حتی نژاد است، آیا اساسا ً همگی دارای یک فرهنگ، یک زبان و یک ریشه ی نژادی هستند؟
بدون کوچکترین اما و اگر، پاسخ منفی است.
با این پاسخ، حتما ً شما نیز مثل من به این می اندیشید که؛ پس اصرار آقای همایون به نادیده انگاشتن این حقیقت، که اقوام و ملل مختلفی ساکن محدوده ی جغرافیائی ی ایران هستند، و بنا بر منافع و ضروریات، پاره ای به زور و پاره ای داوطلبانه در طول تاریخی چند هزار ساله درکنار هم زیسته اند، در چیست؟
با این آگاهی و این پرسش به نقیصه ای در همین راستا میرسیم بنام "فدرالیسم" و از خود می پرسیم در درون فئرالیسم چه نهفته است که رابطه ی ایشان با آن، بقول مسلمین متل رابطه ی جن و بسم الله است؟
باز به سراغ ویکی پدیا برویم.
فدرالیسم: نظام سیاسی ویژه ایست که به موجب آن، در کنار یک جکومت مرکزی، چند حکومت خودمختار و محلی ی دیگر هم وجود دارند، که اقتدار و وظایف دولت، میان حکومت مرکزی و حکومتهای محلی تقسیم می شود.
با این تعریف، می پذیریم که فدرالیسم نیز یکی از راههای اداره ی هر کشوری می تواند باشد.
اگر اینگونه است که هست، پس بر چه اساس آقای همایون رو به دیگر اعضای دفتر سیاسی ی حزب لیبرال دمکرات ایران می گوید: "... همین قدر که تأیید کنید فدرالیسم هم یکی از راههای مورد قبول است و میتواند در ایران برقرار شود؛ بازی را باخته اید." و وقتی می بیند، نمی توان در این بحث با هم حزبیهای خویش به اقناع لازم رسید، صورت مسئله را پاک میکند. میگوید: "... فدرالیسم اصلا ً مطرح نیست، نمیتوان اصلا ً در ایران برقرارش کرد ..."
جناب همایون، اگر مایلید که "ناسیونالیسم ایرانی" را تئوریزه نمائید و به عنوان تز مرکزی لیبرالیسم دمکراتیک سرلوحه ی برنامه ی حزب لیبرال دمکرات ایران قراردهید، مختارید. ما نیز آماده ایم تا با ذره بین درسهای شما را پی بگیریم. اما فراموش نفرمائید که از هوش سیاسی ی شما بدور است که از گفتار و رفتار اشتباه دیگران درس نگیرید و همان کردار را اینبار در قالبی دیگر برای تزهای سیاسی خود مستدل سازید.
به یاد آورید این گفته ها را:
"... توده ای ها، این خائنان به میهن، میهن پرستان غیور ایران را درجریان کودتای نوژه لو دادند"
"... استنباط مردم به خیانت از همکاریهای چپها (حزب توده، سازمان فدائیان اکثریت) با رژیم، طبیعی بود. امّا، این همکاری نتیجه ی همان سیاست ضد امپریالیستی است."
و اکنون، وقتی درهیأت سیاسی ی حزب، بحث درباره ی جمله ای از قطنامه ی پایانی ی کنگره ی هشتم که میگوید: "قرارگیری حزب در کنار رژیم درجریان جنگ ..." بالا میگیرد، واز شما بعنوان تئوریسین و حامی "ناسیونالیسم ایرانی" می پرسند، نظر شما چیست؟ شما با استفاده از گرد و خاک بوجود آمده دراثر فریادهای "خاک وطن، خاک میهنمان ایران و ..." میگوئید: "همه میدانند که من چقدر طرفدار آمریکا هستم، ولی اگر آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کنند، ما درکنار جمهوری اسلامی ایران خواهیم ایستاد واز میهنمان دفاع خواهیم کرد."
جل الخالق! این سیاست عجب علمیست، آخر چگونه است که توده ایها با قرارگیری درکنار جمهوری اسلامی ایران با توجیه "پشتیبانی از انقلاب"، خائن و وطن فروشند، ولی اعضا و هوادران حزب لیبرال دمکرات ایران با قرار گیری در کنار جمهوری اسلامی ایران با توجیه "حفظ میهن" وطن دوست و وطن پرست؟
براستی استاد گرامی؛ نظام جمهوری اسلامی ایران سد راه پیشرفت و بهروزی مردم ایران است یا ترکها و کردها و لرها و بلوچها و ترکمنها و عربها و دیگر اقوام ساکن ایران زمین؟%

مارال سعید ۶/مهر/۱۳۸۹

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=32607

• گزارش مربوط به نشست دفتر سیاسی ی حزب لیبرال دمکرات ایران را میتوان دربخش اخبار نشریه "اخبار روز" در تاریخ ۳۱/ شهریور / ۱۳۸۹ مطالعه کرد.
• مصاجبه ی
۲۸/ شهریور / ۱۳۸۹ آقای همایون با رادیو صدای ایران را میتوان درنشریه تلاش مطالعه کرد.

------------------------------------------

۱۳۸۹ شهریور ۲۲, دوشنبه

حمایت بین المللی از نتیجه ی همه پرسی ترکیه

رأی دهندگان ترکیه از تغییرات پیشنهادی حزب حاکم برای اصلاح قانون اساسی حمایت کردند

هدف ازاین تغییرات نزدیک کردن ترکیه به قوانین ومعیارهای اتحادیه اروپا است که آنکارا خواستار عضویت درآن است.

نخست وزیر ترکیه : نتیجه این رفراندوم "یک گذار تاریخی بسوی دمکراسی پیشرفته وحکومت قانون است."

بي بي سی- دوشنبه 13 سپتامبر 2010 - 22 شهریور 1389

آمریکا وآلمان از نتیجه همه پرسی اصلاح قانون اساسی ترکیه استقبال کرده وبه رهبران این کشور تبریک گفته اند.

باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا و گیدو وسترویل وزیر خارجه آلمان با صدور بیانیه هایی از این رای گیری ستایش کرده اند.

انتظار می رود بسیاری دیگر از رهبران جهان از نتیجه این رفراندوم حمایت کنند.

رای دهندگان ترکیه حمایت قاطعی از تغییرات پیشنهادی حزب حاکم برای اصلاح قانون اساسی که نفوذ ارتش را کاهش می دهد کردند.

هدف از این تغییرات نزدیک کردن ترکیه به قوانین و معیارهای اتحادیه اروپا است که آنکارا خواستار عضویت در آن است.

حدود 58 درصد از رای دهندگان به این اصلاحات "بله" گفتند.

رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه گفت نتیجه این رفراندوم "یک گذار تاریخی بسوی دمکراسی پیشرفته و حکومت قانون است."

اما گروه های مخالف می گویند حزب حاکم عدالت و توسعه که دارای ریشه های اسلامی است بدنبال کنترل قوه قضائیه است.

باراک اوباما طی تماسی تلفنی با آقای اردوغان این پیروزی را به او تبریک گفت.

او گفت که مشارکت وسیع مردم در این رفراندوم بیانگر "دمکراسی زنده" این کشور است.

وزیر خارجه آلمان نیز گفت که این همه پرسی برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا حیاتی بود.

آقای وسترویل در بیانیه ای از طرح شدن موضوع "توازن قوا در حاکمیت" در جامعه ترکیه است بسیار استقبال کرد.

تحلیلگران می گوید نتیجه مثبت این همه پرسی دولت اردوغان را تقویت خواهد کرد.

حزب عدالت و توسعه که خود را برای انتخابات سراسری سال آینده آماده می کند در جدال مستمری با دیوانعالی این کشور بوده است.

قوه قضائیه و ارتش ترکیه خود را نگهبان ارزش ها و پایه های سکولار مندرج قانون اساسی می دانند.

مخالفین می گویند دولت ترکیه بطور مخفیانه برای یک "کودتای اسلامی" برنامه ریزی می کند.

اما عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه خواستار کنار گذاشتن اختلافات پیش از انتخابات، اتحاد ملی و نگاه به آینده شد.

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/09/100912_u03_turkey_reform_reax.shtml

۱۳۸۹ شهریور ۱۱, پنجشنبه

مذاکرات صلح؛ تشکیل کشور فلسطینی تا یکسال دیگر؟

بی بی سی: نخست وزیر اسرائیل و رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی به واشنگتن سفر کرده اند تا پس از حدود دو سال وقفه در مذاکرات دوجانبه، گفتگوهای صلح را از سر بگیرند.

این روند ناموفق هفده ساله درحالی از سرگرفته می شود که تحلیلگران نسبت به موفقیت آن خوشبینی چندانی ابراز نکرده اند.

تحلیلگران با اشاره به خواسته کاخ سفید برای به نتیجه رسیدن گفت و گوها تا یک سال دیگر، آن را یک قمار خطرناک سیاسی برای باراک اوباما درخاورمیانه می دانند.

بنیامین نتانیاهو ومحمود عباس درحالی به واشنگتن سفر کرده اند، که دولت باراک اوباما درماه های گذشته برای از سرگیری مذاکرات غیرمستقیم و سپس برگزاری گفت و گوهای مستقیم فشار زیادی را به دو طرف وارد کرد.

توقف موقت شهرک سازی در سرزمین های اشغالی وحضور محمود عباس در گفت و گوها که با کنار گذاشتن پیش شرط های او برای از سرگیری مذاکرات همراه بود، نتیجه این فشار است.

مهلت یک ساله

با از سرگیری گفت و گوها، این سوال مطرح می شود که فشار کاخ سفید تا چه حد در پیش بردن مذاکرات و حفظ این موفقیت نسبی موثر خواهد بود؟

کارشناسان می گویند این مذاکرات در صورتی در مهلت یک ساله تعیین شده به وسیله کاخ سفید به نتیجه خواهد رسید که علاوه بر گردهم آمدن طرف های مذاکره در کاخ سفید و انتشار عکس های مذاکره کنندگان در کنار میزبانشان، عزم آنها برای به نتیجه رسیدن گفت و گوها جدی باشد.

"اسرائیلی ها نمی خواهند در ازای کوتاه آمدن از مواضع خود، تنها با نیمی از فلسطینی ها صلح کرده باشند. آنها خواستار قطع دخالت های ایران و مشخص شدن وضع حماس و حزب الله هستند. "

مروان معشر

شایان سمیعی، کارشناس روابط خارجی آمریکا گفت: "اگر این گفت و گوها صرف دور هم جمع شدن باشد، به هیچ نتیجه ای نخواهد رسید. دو طرف قضیه باید با این دیدگاه وارد مذاکرات شوند که مجبور خواهند بود یک مقدار از خواسته های خود را پشت سربگذارند، می شود به یک چهارچوب صلحی نزدیک شد."

به گفته آقای سمیعی، عزم کاخ سفید برای اعمال فشار به دو طرف برای حرکت به سوی مصالحه در موفقیت گفت و گوها اهمیت زیادی خواهد داشت.

مروان معشر، از وزیران خارجه سابق اردن و از محققان مرکز تحقیقاتی کارنگی در واشنگتن می گوید موفقیت گفت و گوها به ارائه یک طرح جامع از سوی آمریکا بستگی دارد.

آقای معشر گفت: "خانم کلینتون از فرصت یک ساله گفت و گو برای به نتیجه رسیدن خبر داده است. به نظر من این خواسته در صورتی برآورده می شود که آمریکا یک بسته پیشنهادی ارائه دهد. اگر تعیین نتیجه گفت و گوها در طول یک سال آینده را برعهده دو طرف اسرائیلی و فلسطینی بگذاریم، باید بگویم که سال آینده باید فاتحه طرح تشکیل کشور مستقل فلسطینی را بخوانیم."

یک عامل زمانی مهم دیگر در تعیین سرنوشت این گفت و گوها، پایان یافتن تعلیق موقت احداث شهرک های یهودی نشین در سرزمین های اشغالی است.

بنیامین نتانیاهو در پاسخ به فشار کاخ سفید، شهرک سازی در سرزمین های اشغالی را به مدت ده ماه به حالت تعلیق درآورده بود.

این تعلیق در بیست و ششم سپتامبر، یعنی کمتر از یک ماه دیگر به پایان خواهد رسید.

آقای نتانیاهو تاکنون از خود نشانه ای را که بیانگرتمایل برای تمدید این تعلیق باشد، نشان نداده است و محمود عباس هم می گوید در صورت عدم تمدید منع احداث شهرک های جدید، از روند گفت و گوها خارج خواهد شد.

توافق منطقه ای

"اگر تعیین نتیجه گفت و گوها در طول یک سال آینده را برعهده دو طرف اسرائیلی و فلسطینی بگذاریم، باید بگویم که سال آینده باید فاتحه طرح تشکیل کشور مستقل فلسطینی را بخوانیم"

مروان معشر

علاوه بر این، دستیابی به صلح پایدار در منطقه به حضور سایر قدرت های منطقه ای در این روند نیاز دارد.

در حالی که رهبران اردن و مصر همزمان با آغاز گفت و گوهای مستقیم در واشنگتن حضور دارند، جای خالی عربستان سعودی می تواند مشکل ساز باشد.

مروان معشر می گوید برای موجه کردن هر توافق صلحی بین فلسطینی ها و اسرائیل به یک توافق منطقه ای و حضور فعال قدرت های منطقه ای مانند عربستان سعودی و سوریه نیاز است.

آقای معشر گفت: "اسرائیلی ها نمی خواهند در ازای کوتاه آمدن از مواضع خود، تنها با نیمی از فلسطینی ها صلح کرده باشند. آنها خواستار قطع دخالتهای ایران ومشخص شدن وضع حماس و حزب الله هستند. فلسطینی ها هم بدون اطمینان ازحمایت گسترده اعراب نمی توانند درجهت مصالحه از بعضی مواضع خود مانند بازگشت پناهندگان کوتاه بیایند."

حضور مستقیم یا غیرمستقیم سوریه می تواند در برطرف کردن بخشی از نگرانی های امنیتی اسرائیل که فاکتور مهمی در موفقیت گفت و گوهاست، موثر باشد.

آقای معشر میگوید سوریه می تواند در ازای بازپس گیری بلندیهای جولان، درتبدیل ماهیت نظامی جنبشهای حزب الله وحماس به احزاب کاملا سیاسی کمک کند.

رفع نگرانی عربستان سعودی درباره ماهیت سیاسی بیت المقدس شرقی نیز می تواند ضمن جلب حمایت این کشور از روند صلح، به مصالحه تشکیلات خودگردان فلسطینی مشروعیت دهد.

هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا پیش تر به موانع پیش روی گفت و گوهای صلح اشاره کرده بود. حال باید دید مذاکره کنندگان تا چه حد آمادگی پشت سر گذاشتن موانع را دارند.

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/09/100901_u02_mideast_peace_talks.shtml

خشایار مهیم ، بی بی سی، واشنگتن، 01 سپتامبر 2010 - 10 شهریور 1389

۱۳۸۹ شهریور ۵, جمعه

احتمال تبديل شدن دريای خزر به يک حوزه ی نظامی وپی آمدهایش

وزير دفاع ايران: «سياست جمهوری اسلامی ايران در دريای خزر تاکيد بر غيرنظامی کردن اين درياست، ولی برخی از قدرتهای فرامنطقه ای برای نظامی کردن اين دريا طرحهائی دارند.»

یک کارشناس نظامی جمهوری آذربايجان: متاسفانه هر پنج کشور حاشيه دريای خزربرآنند که چهره اين دريا را با توجه به امکانات تسليحاتی خود به يک حوزه نظامی تبديل کنند واين کار درآينده مي تواند دريای خزر را به انبار باروتی تبديل کند، مانند وضعيتی که ايران وهمسايگان جنوبی اش[در خليج فارس] با آن مواجه اند.

ایل گویجی، 2010-08-27

-----------------------------------

همسايگان خزر؛ موافق حمله به ايران يا مخالف؟

سایت رادیو فردا، ۱۳۸۹/۰۶/۰۳ ، توسط رناد منشو (باکو)

سرتيپ احمد وحيدی، وزير دفاع ايران، روز دوشنبه ۱ شهريور، درحاشيه مراسم افتتاح خط توليد شناور راکت انداز سراج يک ونسل جديد شناورموشک انداز ذوالفقارگفت: «سياست جمهوری اسلامی ايران در دريای خزر تاکيد بر غير نظامی کردن اين درياست، ولی برخی از قدرتهای فرامنطقه ای برای نظامی کردن اين دريا طرحهائی دارند.»
وی افزود: «ما پيش بينی های دفاعی لازم را در دريای خزر داشته ايم وحضور نيروی دريايی دراين منطقه نيز برای تامين امنيت کشور پوشش کاملی را بوجود آوردند اما اين اقدام جمهوری اسلامی ايران درچارچوب همکاریهای مشترک با ساير کشورهای منطقه بوده است.»
درحاليکه شماری از کارشناسان آمريکائی واسرائيلی با نوشتن مقالاتی حمله نظامی آمريکا واسرائيل عليه ايران را برای توقف برنامه هسته ايش مطرح کرده اند ، گمانه زنيها وواکنشها به اخبارو شايعات درمورد استفاده ازخاک همسايه های شمالی ايران برای اجرای اين کار به طور بی سابقه ای افزايش يافته است. شايعاتی که دررسانه های جمهوری
آذربايجان نيز بطور گسترده ای به آنها دامن زده شده است.
گرچه طبق توا فقنامه سران کشورهای حاشيه دريای خزر، استفاده ازخاک وحريم هوائی يک کشور برای حمله به کشوری ديگر درحاشيه اين دريا ممنوع اعلام شده است، با اينهمه همسايه های شمالی ايران از بدبينی ها وسوء ظنهای مقام های ايرانی درامان نبوده اند.
حيدرجمال ، کارشناس سياسی و رئيس کميته اسلامی روسيه، درگفتگو با راديو فردا میگويد: با اينکه اطلاعات دقيقی در دسترس نيست، ولی برپايه شنيده ها واطلاعات بدست آمده از برخی منابع، جاسوسان اسرائيلی وامريکايی طرح هائی را برای ضربه زدن به ايران ازجانب مرزهای شمالی اش آماده کرده اند.
به گفته وی، آنها شايد بتوانند بر استحکامات وپايگاه های نظامی ايران يا شناورهای جنگی اين کشور دردريای خزر شبيخون بزنند وشايد هم نقشه ديگری داشته باشند. اما آنچه که واضح است، مرزهای شمالی ايران درطرح های احتمالی آمريکا و اسرائيل برای حمله به ايران منظور شده است.
گرچه مقامهای ايرانی برغيرنظامی کردن دريای خزر تاکيد ميورزتد، اما ايران به همراه ديگر کشورهای حاشيه دريای خزر امکانات وتجهيزات نظامی خود دراين دريا را گسترش داده اند.
آقای اوزئير جعفراف ، کارشناس نظامی جمهوری آذربايجان، درگفتگو با راديو فردا گفته است که متاسفانه هر پنج کشور حاشيه دريای خزربرآنند که چهره اين دريا را با توجه به امکانات تسليحاتی خود به يک حوزه نظامی تبديل کنند و اين کار درآينده ميتواند دريای خزر را به انبار باروتی تبديل کند ، مانند وضعيتی که ايران وهمسايگان جنوبی اش[درخليج فارس] با آن مواجه اند.
درياردارغلامرضا خادم بی غم ، جانشين فرمانده نيروی دريايی ارتش جمهوری اسلامی ، در فروردين ماه امسال در گفتگو با خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) اذعان داشت که دومين ناوشکن ايران (بعداز عملياتی شدن ناوشکن جماران درآبهای خليج فارس) در دريای خزر رونمايی خواهد شد.
هم اکنون سپاه و ارتش ايران دربندر انزلی و نوشهر پايگاه های نظامی دارند.
به تازگی خبرگزاری " فرست نيوز"
The First News آذربايجان با انتشارمقاله ای اعلام کرده است : «پنتاگون چشم به دريای خزر دوخته است وقصد دارد ظرف شش سال برای اجرای طرح نگهبان خزز ۱۳۰ ميليون دلار هزينه کند.»
طرح "نگهبان خزر"، طرح ويژه امنيتی درخزر میباشد که درسال
۲۰۰۳ تدوين شد ومورد توجه آذربايجان وترکمنستان قرار گرفت. براساس اين طرح، کشورهای حاشيه دريای خزر با تشکيل يگان ويژه ونيروهای پليس قادر خواهند بود در اسرع وقت نسبت به اوضاع اضطراری، ازجمله تهديد حمله تروريستها به تاسيسات نفتی وخط لوله ها واکنش نشان دهند.
برپايه گزارش هائی که درباره اين طرح منتشر شده است، مرکز فرماندهی «نگهبان خزر» که به جديدترين رادارها مجهز خواهد شد درباکو خواهد بود. آذربايجان هم اکنون رادار جديدی را با کمک امريکا دربندر آستارا مورد بهره برداری قرارداده است وهمکاريها پيرامون اجرای اين طرح ميان اذربايجان، ترکمنستان وامريکا ادامه دارد.
ايران بعد از روسيه دارای بزرگترين پايگاه نظامی درخزراست وشمار شناورهای ايران، از جمله ناوچه های موشک انداز، به
۹۰ فروند ميرسد.
رئيس جمهور ترکمنستان، بردی محمداف، سال گذشته دستورداد تا پايگاههای نظامی درمناطق ساحلی اين کشور برپا گردد. هم اکنون اين کشور در"پايگاه ترکمن باشی"
۱۰ قايق گشتی "گريف" وبه همين تعداد قايق های نوع ديگر ويک گردان تفنگداران مستقر کرده است. نيروی دريايی آذربايجان نيز دارای ناوچه های گشتی، لندينگ کرافت ها ، مين روب ها، شناورهای امداد رسانی، گردان تفنگداران ويکانهای ويژه، وزيردريايیهای کوچک نوع "تريتون" را دراختيار دارد. شماری از پرسنل نيروی دريايی جمهوری آذربايجان درآمريکا وترکيه آموزش ديده اند.
به گفته جعفراف، گزينه حمله به ايران حداقل برای تمامی کشورهای شمالی ايران گزينه نامطلوبی است و اين کشورها تا حد امکان اجازه نخواهند داد که از خاک آنها عملياتی عليه ايران صورت گيرد و يا اينکه درآن به نحوی شرکت کنند. وی با اشاره به اينکه نيروهای نظامی ايران از نيروهای نظامی بيشتر همسايگان شمالی به مراتب قدرتمندترند، گفته است : واکنش ايران غيرقابل پيش بينی خواهد بود.
به باور وی موضوع هم نژادی ترکمنها وآذربايجانيهای دوسوی مرزهای ايران يکی ازفاکتورهائی است که دولتمردان دو کشور[آذربايجان وترکمنستان ] بايستی بصورت جدی مورد نظر قراردهند و با غربيها درمورد حمله به ايران همکاری نکنند. ليکن وی در پاسخ به اين سوال راديو فردا که درصورت حمله به ايران ازخاک وحريم هوائی کشورهای شمالی ايران، دولتمردان اين کشورها چه واکنشی نشان دهند، گفت : اميدوارم که چنين سناريويی عملی نشود، زيرا از کشورهای ضعيف کاری ساخته نخواهد بود.
با اينکه روسيه با بهره گيری ازسامانه های ضد موشکی اس
۳۰۰ که دراطراف شهر اشغالی تسخينوالی (مرکز اوستيای جنوبی) مستقر کرده وهمچنين با استفاده از رادارهشداردهنده قبله درآذربايجان وپايگاه ۱۰۲- ام روسيه در منطقه گومری ارمنستان، عملا امکان دفع حملات هوايی از مسير گرجستان وتا حدودی آذربايجان را دارد، با اينهمه حيدر جمال ميگويد: درصورت حمله عليه ايران، مسکو به رغم مخالفت با حضور ناتو وآمريکا درهمسايگی خود وتهديد هائی که برنامه هسته ای ايران ميتواند متوجه روسيه کند، با اعلام موضع بیطرفانه، کمکی به ايران نخواهد کرد.
اگرچه پايگاه ماناس درقرقيزستان تنها پايگاه نظامی امريکا درکشورهای تازه استقلال يافته شوروی است، با اينهمه، آذربايجان، قرقيزستان وقزاقستان توافقتنامه ترانزيت محموله های غيرنظامی ناتو به افغانستان را امضا کرده اند وگرجستان وترکمنستان نيز آمادگی خودرا برای ترانزيت محموله های ناتو اعلام کرده اند وهمکاريهای نظامی ميان اين کشورها با امريکا درسطوح وزمينه های مختلف ادامه دارد.%

http://www.radiofarda.com/content/f3_caspiansea_Iran_neighbours/2137405.html

---------------------------------------------------------------

۱۳۸۹ مرداد ۲۷, چهارشنبه

جدیت نزاع اصول گرایان برسر ایرانیت واسلامیت زیرسوال رفته

موسوی: دعواها برسر مشایی، وبرسر ایران و اسلام جنگ زرگری است

"گفته نمی شود که کدام ایران است که باید به جهان معرفی شود ... ایرانی با بالاترین آلودگی به اعتیاد، ایرانی با چهارده و نیم درصد نرخ بیکاری و 29 درصد بیکاری درمیان جوانان، ایرانی با زندانهای پر از زندانی سیاسی و دهان های دوخته و رسانه های خفه شده وحقوق بشر پایمال شده، ایرانی که به دلیل سیاستهای خانمان برانداز فاصله اش با کشورهای همسایه رقیب بیشتر میشود؟"

بي بي سی- چهارشنبه 18 اوت 2010 - 27 مرداد 1389

درحالی که نبرد میان اصولگرایان بر سر سخنان رئیس دفتر ریاست جمهوری درباره ی هوویت ایران و اسلام اوج گرفته است، میرحسین موسوی، از رهبران مخالفان، می گوید که هدف این نبرد اهداف خاص سیاسی است و آن را به جنگ زرگری تشبیه کرد.

سرمنشاء این نزاع به سخنان چند هفته قبل اسفندیار رحیم مشایی، برمی گردد که گفته بود "از مکتب اسلام دریافت‌های متنوعی وجود دارد، اما دریافت ما از حقیقت ایران وحقیقت اسلام، مکتب ایران است وما باید از این به بعد مکتب ایران را به دنیا معرفی کنیم."

آن سخنان با واکنش شدیدا منفی بعضی از روحانیون تندرو در ایران روبرو شد و اکنون با ارسال نامه ای از سوی نمایندگان اصولگرای مجلس به آقای احمدی نژاد ابعاد تازه ای یافته است.

به گزارش وبسایت "کلمه" که اخبار مربوط به میرحسین موسوی از رهبران مخالفان را منتشر می کند او روز سه شنبه همزمان با سالگرد بازگشت شماری از اسرای جنگ ایران وعراق دردیدار باجمعی ازاین افراد اظهار نظر میکرد.

آقای موسوی گفت: " نه ایرانی که اینها به دنبال آن هستند مورد شناسایی و قبول ما است و نه اسلامی که معرفی می کنند وآن را ابزاری برای رسیدن به مطامع و منافع خود قرار می دهند."

آقای موسوی با اشاره به اینکه به عقیده او این "سر و صدا" اهداف خاص سیاسی دارد گفت: "عده ای همانطور که صدها میلیارد دلار درآمد نفتی کشور را درسالهای گذشته به چاه ویل سرازیر کرده اند امروز دنبال آن هستند که سرمایه های هویت ملی را برای به دست آوردن منافع جناحی کوتاه مدت چوب حراج بزنند وگرنه همه ما می دانیم که برای رزمندگان ما در دفاع مقدس که از سرزمینمان دفاع میکردند بحثی به عنوان تقابل ایران واسلام وجود نداشت."

آقای مشایی پس از آن سخنان درهمایش ایرانیان مقیم خارج، ازسوی بعضی از چهره های سرشناس وابسته به حکومت ایران به تفوق بخشیدن به "مکتب ایرانی" دربرابر "مکتب اسلامی" متهم شد.

از جمله احمد خاتمی، روحانی تندرو طرفدار دولت، ومحمد تقی مصباح یزدی، عضو مجلس خبرگان که از او به عنوان رهبر عقیدتی محمود احمدی نژاد یاد می شود، چنین اظهاراتی را محکوم کردند.

احمد خاتمی به عنوان امام جمعه موقت تهران درخطبه های نماز روز جمعه، 15 مرداد، اظهار داشت که "ایرانی که بخواهد دربرابر اسلام قرار گیرد، ملی گرایی شرک آلود است" و آقای مصباح یزدی درسخنانی که به وضوح به اظهارات آقای مشایی اشاره داشت، گفت که با کسی عهد اخوت نبسته واگر کسی ازاسلام منحرف شود " اول تذکر می دهیم وبعد به او چوب می زنیم."

اکنون گروهی از نمایندگان اصولگرای مجلس می گویند برای شکایت درباره آن اظهارات با محمود احمدی نژاد گفتگو خواهند کرد.

اما آقای موسوی گفت: "دربحثهای اخیر متاسفانه طرح یک جنگ زرگری تازه برای خط کشی های تازه دیده می شود و جالب است که امروز کسانی مدعی مکتب ایران شده اند که در کوتاه ترین زمان سازمان میراث فرهنگی کشور را متلاشی کردند. سازمانی که حافظ و نگهدارنده مظاهر هوویت ملی ما باید باشد امروز شاهد آن هستیم که همان بلاهایی که بر سر سازمان برنامه آمد بر سر این سازمان درحال فرود آمدن است."

او به اسفندیار رحیم مشایی اشاره داشت که دوره نخست ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد هدایت سازمان میراث فرهنگی را به عهده داشت.

میرحسین موسوی گفت: " دراین جنگ زرگری از نگاه معاصر به اسلام و ایران طفره می روند. گفته نمی شود که کدام ایران است که باید به جهان معرفی شود ویا کدام اسلام است که باید از آن دفاع شود."

"ایرانی با بالاترین آلودگی به اعتیاد، ایرانی با چهارده و نیم درصد نرخ بیکاری و 29 درصد بیکاری درمیان جوانان، ایرانی با زندان های پر از زندانی سیاسی و دهان های دوخته و رسانه های خفه شده و حقوق بشر پایمال شده، ایرانی که به دلیل سیاست های خانمان برانداز فاصله اش با کشورهای همسایه رقیب بیشتر می شود."

او افزود: "وقتی در این دعوا اسلام هم مطرح می شود گفته نمی شود که با گسترش سلطه دروغ و ریا چه بر سر اسلام آمده است. آیا این اسلام، اسلام آن مرجع عالیقدری است که به دلیل حقگویی خانه اش ویران می شود یا اسلام اما جمعه ای است که بدون خم به ابرو آوردن تهمت یک میلیارد دلار پول از بیگانه گرفتن و منتظر 50 میلیارد دلار دیگر ماندن را به رقبای سیاسی می زند."

احمد جنتی که علاوه بر دبیری شورای نگهبان، از امامان جمعه تهران است، پنجم مرداد دریک سخنرانی به مناسبت نیمه شعبان درقم گفته بود سندی را به دست آورده که نشان می دهد دولت آمریکا از طریق عربستان سعودی یک میلیارد دلار به "سران فتنه" - اشاره تلویحی به میرحسین موسوی و مهدی کروبی - داده است.

آقای موسوی به حاکمیت توصیه کرد برای رفع بحران "به مردم بازگردد"، اما بلافاصله افزود: "البته برگشت به مردم مشکلاتی هم دارد که شاید سخت ترین آنها تن دادن به آرای مردم به جای آرای دولتیان باشد."

دراختلافات متعددی که میان محافظه کاران در دستگاه حاکمیت ایران بر سر اسفندیار رحیم مشایی پیش آمده است، محمود احمدی نژاد آقای مشایی حمایت کرده است.

این دو نفر بسیار به هم نزدیک هستند. پسر محمود احمدی نژاد و دختر آقای مشایی ازدواج کرده اند.

آقای مشایی درتوجیه سخنان خود درهمایش ایرانیان مقیم خارج گفته است که از نظر او، تنها اسلامی قابل قبول است که درایران وجود دارد وافزوده که نظرات او پیش از توسط آیت الله روح الله خمینی هم ابراز شده بود.%

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/08/100818_u04_mousavi_mashaei.shtml