۱۴۰۱ خرداد ۲۵, چهارشنبه

کانادا همسایه زمینی اتحادیه اروپا شد

پایان «جنگ ویسکی» و۴۹ سال اختلاف مرزی؛ کانادا همسایه زمینی اتحادیه اروپا شد 

نگارش از یورونیوز فارسی  ، به روز شده در ۱۵/۰۶/۲۰۲۲۱۲:۴۵    

کانادا و دانمارک سرانجام روز سه‌شنبه به پنج دهه جنگ میان دو کشور که با برافراشتن پرچم‌ها و به جا گذاشتن چندین بطری ویسکی و اِشناپس در جزیره‌ دور افتاده و خالی از سکنه واقع در قطب شمال ادامه داشت، پایان دادند.

وزرای خارجه کانادا و دانمارک طی مراسمی رسمی در اُتاوا توافق‌نامه‌ای را امضا کردند که بر اساس آن جزیره هانس که درشمال غربی گرینلند قرار دارد، میان دو کشور تقسیم می‌شود؛ مصالحه‌ای که موجب شد تا کانادا صاحب نخستین مرز زمینی با اروپا شود.

ملانی جولی، وزیر خارجه کانادا و یپه کوفو همتای دانمارکی او پس از امضای این توافق‌نامه درحالی که دو بطری ویسکی و اشناپس به یکدیگر هدیه می‌دادند، به شوخی گفتند که ازاین پس کانادا می‌تواند درخواست عضویت خود را دراتحادیه اروپا ارائه کند.  

 جزیره هانس با مساحت ۱.۳ کیلومتر مربعی بین جزیره الزمیر (Ellesmere)، سومین جزیره بزرگ واقع درقلمرو کانادا و جزیره خودگردان گرینلند که همچنان بخشی ازپادشاهی دانمارک محسوب می‌شود، قراردارد. کانادا ودانمارک ازسال۱۹۷۳ که مرز دریایی دوکشور ترسیم شد، برسر مالکیت این جزیره دچار اختلاف نظر شدند.  

دانمارکی‌ها وکانادایی‌ها طی ۴۹ سال گذشته به نوبت با بالگرد به این جزیره رفته‌اند تا ادعای مالکیت خود را با کاشتن پرچم وبه جا گذاشتن یک بطری ویسکی یا اشناپس برای طرف مقابل، به نمایش بگذارند؛ تحرکاتی که به «جنگ ویسکی» شهرت یافت ومنجر به اعتراض‌های دیپلماتیک وبه راه افتادن کارزارهای آنلاین علیه طرف مقابل شد وحتی دریکی ازموارد، کانادا طرح تحریم شیرینی‌های دانمارکی ازسوی مردم این کشور را مطرح کرد.

جزیره هانس فعلا پوشیده ازبرف وغیرقابل سکونت است اما برخی معتقدند که درپی ادامه تغییرات اقلیمی وگرم شدن کره زمین درنزدیکی قطب شمال امکان بهره‌برداری ازمنابع بکرآن ونیز پتانسیل ماهیگیری درآب‌های اطراف آن افزایش خواهد یافت. با این حال، مایکل بایرز، کارشناس قطب شمال، همچنان تاکید دارد که این جزیره چنان دورافتاده است که هیچ‌گونه فعالیت اقتصادی درآن سودمند نیست.

https://per.euronews.com/2022/06/15/canada-denmark-end-whiskey-war-arctic

۱۴۰۱ خرداد ۲۴, سه‌شنبه

ارزیابی ئی از جنجال عوام گرایان سلطنت طلب

جنجال های پوپوليسم راست

فواد تابان: من هم مثل ديگران اين روزها شاهد جنجالی هستم که پيرامون يک سخنرانی رضا پهلوی به راه افتاده است، گاه با حيرت، گاه با تاسف.
ارزيابی من درمورد اين جنجال دراين سه نکته است 

اول. اين جنجال مساله ی خارج از کشور است. کارگران، معلمان، بازنشستگان، جنبش های اجتماعی در ايران همچنان مشغول کار خود هستند و نيروی واقعی مبارزه عليه حکومت در کشور را تشکيل می دهند. اين سخنرانی هيچ «اتفاقی» در مبارزه ی جاری آن ها نيست.

دوم. کسانی که پشت سر رضا پهلوی به صف شده اند، يک «شبه جنبش» پوپوليستی راست گرا هستند، مثل خود او که يک پوپوليست راست گرا است. من در اين مدت نقدهای خوبی از سوی متفکرين و صاحب نظران از جمله داخل ايران در نقد اين شبه جنبش پوپوليستی راست گرا خوانده ام، اما در اين سو حتی يک نوشته ی قابل اعتنا نديده ام. هر چه هست، هيجان، عصبيت، تمسخر، تهديد و تحقير مخالفان است. يعنی همه ی عناصر يک پوپوليسم راست را داراست.

سوم و حرف اصلی. در اين لحظه برای من مهم نيست که رضا پهلوی کيست، چه کار کرده و چه کار نکرده است. زيرا مساله اصلا او نيست. اکثريت قريب به اتفاق کسانی که پشت سر او صف کشيده اند، انقلاب 57 را محکوم می کنند، يکی از عمده ترين دلايل آن ها اين است که شاه را «خارجی»ها بردند و خمينی را به جای او آوردند. همه ی اين طيف چشم خود را بر اين واقعيت بسته اند که رضا پهلوی را همين خارجی ها به عنوان «رهبر» دارند در حلق مردم ايران فرو می کنند. مساله ی اصلی همينجاست. رضا پهلوی مطلقا به دلايل توانايی های خودش به چنين جايی نرسيده است. او از طرف همان «خارجی» ها شارژ می شود و به جلوی صحنه فرستاده می شود، امکانات در اختيآرش قرار می دهند تا نقشی را که قرار است، بازی کند. مخالفت با «رهبر» شدن رضا پهلوی مخالفت با دخالت بيگانگان در سرنوشت مردم ايران است، مخالفت با اين است که ديگران برای ما ببرند و بدوزند و آن چه خواستند بر تن ما کنند.

من به روزی هم فکر می کنم که کشتی بان را سياستی ديگر آيد و بنا به هر دليلی تصميمات ديگری در مورد آينده ی کشور ايران بگيرند - صرف نظر از اين که تا چقدر موفق شوند و يا نشوند - آن وقت ديگر دوربين های تلويزیونی به سراغ پخش مستقيم سخنرانی های رضا پهلوی نخواهند رفت. و در آن زمان چه بر سر اين «شبه جنبش» پوپوليسم راست خواهد آمد؟ هر حرکتی که ديگران برای آن تصميم بگيرند و خود به دست خود سرنوشت خود را نسازد، می تواند پايان بسيار تلخی داشته باشد. اين بارها و بارها در تاريخ بشر ديده شده است.

دوشنبه, ژوئن 13, 2022 - 12:56 

https://iranglobal.info/node/181744

۱۴۰۱ خرداد ۱۹, پنجشنبه

نوع فدرالیسم مناسب حال ایران

فدرالیسم ا ُستانی، ساختاری مناسب برای نظام سیاسی ایران 

فدرالیسم برای ما ایرانی ها نیز چندان بیسابقه نیست. انقلاب مشروطه که بمثابه انقلاب دمکراتیک درایران بود قانون اساسی خود را از قانون اساسی بلژیک گرفته بود. ولی وجود ممالک محروسه برمبنای اتنیکهای موجود درایران لزوم افزودن انجمن های ایالتی وولایتی به آنرا پیش آورد که بشکل اصول ٩٠ تا ٩٣ متمم قانون اساسی تجلی پیدا کرد و دورنمای یک ساختار فدرال را برای ایران درنظر داشت.

علاءالدین فتح راضی

یک بنای معماری با شکل، کاربرد وساختار خود میتواند بعنوان الگوئی برای هرنظام سیاسی درکشورهای مختلف بکار رود. شکل هر بنای معماری میتواند ازمواد مختلفی همچون آجر، سنگ تراورتن و غیره ساخته شود با پنجره های ریز و درشت و بصورت احجامی که معرف زیبائی شناسی وسبک های مشخصی باشد. کاربرد آن میتواند مضامین مختلفی را دربر بگیرد. برای مثال میتواند یک مدرسه باشد یا یک اداره ویا بیمارستان. ولی دریک بنا چیزی وجود دارد که آن را برپا نگاه میدارد وآن سازه یا ساختار آنست. این ساختار معمولا از چشم ها پنهان ست همچون اسکلت فلزی یک ساختمان که بدون آن سرپا بودن آن قابل تصور نیست.

درعالم سیاست نیز مسئله ازهمین قرارست: شکل یک نظام سیاسی میتواند جمهوری دمکراتیک یا شورائی باشد ویا حتی پادشاهی مشروطه. محتوا یا مضون سیاسی آن نیز میتواند سوسیال دمکراسی باشد ویا سیاست های لیبرالی وحتی سوسیالیستی که توسط احزاب سیاسی اعمال میشود. ولی نوع مدیریت واداره کشور تنها بدو صورت امکانپذیرست: مدیریت متمرکز یا مدیریت غیرمتمرکز. فدرالیسم نوع غیرمتمرکز آنست که خود انواع گونگون دارد که در برخی موارد حتی فدرال نامیده نمیشوند همچون بریتانیای کبیر که با داشتن نظام پادشاهی از سه بخش اسکاتلند، ویلز وایرلند شمالی تشکیل شده ست که با مرکزیت انگلستان بصورت کاملا خودمختار اداره میشوند. واین درحالی ست که کشورهای دیگری همچون کانادا واسترالیا تحت حمایت پادشاهی بریتانیا ازاستقلال کامل سیاسی واقتصادی برخور دارند. کشور کانادا با مدیریت فدرال اداره میشود که درآن استانها بعنوال حکومتهای محلی عمل میکنند ولی دراستان هائیکه جمعیت آنها شامل بخش هائی ازاتنیک دیگری هستند، آن بخشها از حقوق اتنیکی برابربا اتنیک غالب برخوردارهستند. برای مثال درایالت (یا استان) کبک که عموما فرانسوی زبان است انگلیسی زبانها آموزش زبان خود را دارند وهمه مدارک دولتی به دوزبان انگلیسی وفرانسه تهیه و تنظیم میشود.

ساختار اداری درکانادا به دو بخش حکومت فدرال وحکومت محلی تقسیم شده است. حکومت فدرال شامل مجلس سنا و مجلس نمایندگان است که در راس آنها فرماندار کل و نخست وزیر قراردارند. نخست وزیرکابینه اش را دارد که شامل هیئت وزرا و نمایندگان محلی هستند. درسوی دیگر حکومت محلی وجود دارد که در راس آن معاون فرماندار واستاندار قرار دارند با کابینه ای مرکب از وزراء و شهرداران محلی. مجلس مقننه نیز دربخش حکومتهای محلی بکار تدوین قوانین یا تبیین آنها با قوانین فدرال مشغول هستند. باین ترتیب قوه مقننه، مجریه وقضائیه به دوبخش تقسیم شده که درکنارهم وبا هماهنگی قانونی بکار مشغولند.

فدرالیسم برای ما ایرانی ها نیز چندان بیسابقه نیست. انقلاب مشروطه که بمثابه انقلاب دمکراتیک درایران بود قانون اساسی خود را از قانون اساسی بلژیک گرفته بود. ولی وجود ممالک محروسه برمبنای اتنیک های موجود در ایران لزوم افزودن انجمن های ایالتی و ولایتی به آنرا پیش آورد که بشکل اصول ٩٠ تا ٩٣ متمم قانون اساسی تجلی پیدا کرد و دورنمای یک ساختار فدرال را برای ایران در نظر داشت. جنبش هائی هم که پس از انقلاب مشروطه در ایران بر ضد مرکزگرایان مستبد بوجود آمد همگی خود را براساس همین قوانین توجیه میکردند از جنبش جنگل و کلنل محمدتقی خان پسیان  و قیام شیخ محمد خیابانی بگیرید تا حکومت ملی پیشه وری.

قانون انجمن های ایالتی و ولایتی در نخستین مجلس مشروطه بسال ١٣٢٥ قمری در ١٢٢ ماده تصویب گردید. (ضمیمه نوشته را ببینید) دراین قانون " ایالت قسمتی از مملکت است که دارای حکومت مرکزی و ولایات حاکم‌نشین جزو است." ولایت نیز قسمتی از مملکت تعریف میشود " که دارای یک شهر حاکم‌نشین و توابع باشد اعم از اینکه حکومت آن تابع پایتخت یا تابع مرکز ایالتی باشد." براین اساس ایالات بخشی از قوه مجریه "مملکت " بشمار می آمدند. حدود وظایف و اختیارات ایالات هم چنین برداشتی را تائید می کند: " وظایف انجمن های ایالتی منحصر است بنظارت در اجرای قوانین مقرره و رسیدگی و قرارداد در امور خاصه ایالت موافق شرح ذیل یا اخطار و صلاح‌اندیشی در صرفه و امنیت و آبادی ایالت." و اینکه " ایجاد قانون از وظیفه انجمن های ایالتی خارج است." منتخبین انجمن های ایالتی شامل نمایندگانی از ولایات باعنوان " مبعوثان " می شد، اگر چنانکه ولایات بعنوان زیر مجموعه آنها شمرده میشد و مستقیما به مرکز وابسته نمی بود.

کودتای ١٢٩٩ توسط رضاخان کلیت جنبش مشروطیت و دستآوردهای آن از جمله مجلس شورای ملی را بعنوان قوه مقننه کشور زیر سئوال برد و رژیم پهلوی که پس از آن روی کار آمد ناسیونالیسم ایرانی را بشکل پان ایرانیسم بمعنای یک ملت، یک زبان و یک فرهنگ ترویج نمود و ازین راه به نفی جامعه کثیر والمله ایران کوشید. ازین رو انجمن های ایالتی و ولایتی دیگر موضوعیتی نداشتند. البته محمد رضا شاه پهلوی درمهرماه سال ١٣٤١ یعنی یک سال پیش از انقلاب سفید سعی کرد شکل تقلیل یافته ای از آن را بتصویب مجلس شورای ملی برساند بشکل " تشکیل شورای شهرستان و استان" که حقوق و وظایف زیر را شامل میشد:

-          حق وضع عوارض.

-          حق رسیدگی و سئوال در مصرف امتیازات فرهنگی، بهداشتی، ارتباطی و کشاورزی.

-          نظارت بر اجرای برنامه های عمرانی.

این طرح بسبب شرکت دادن زنان درامر انتخابات  و نیز حذف شرط مسلمان بودن انتخاب شوندگان با مخالفت صریح روحانیون روبرو شد وازین رو با وجود تصویب دولت "کن لم یکن" اعلام گردید.

درجمهوری اسلامی نیز انجمن های ایالتی و ولایتی سرنوشت بهتری نداشت و شوراهای شهر و روستا که جایگزین آنها گردیدند در واقع حکم چرخ پنجم درشکه دارند و حتی قادر به پاسخگوئی به شکایت شهروندان نیستند. هرچند جمهوری اسلامی ادامه رژیم پهلوی ست ولی حکومت اسلامی در سرکوب مشروطه و باز آوردن مشروعه سنگ تمام گذاشت و برخلاف ظاهر التقاتی خود که دو مورد نامتجانس "اسلامیت" و "جمهوریت" را بهم آمیخته ست همواره بدنبال پیاده کردن "حکومت اسلامی" بوده که خمینی سال ها پیش از رسیدن بقدرت آنرا تئوریزه کرده بود. ولی با رد فله ای صلاحیت کاندیداهای انتخابای در ١٤٠٠ و با روی کار آمدن رئیسی، تن پوش جمهوریت از اندام کریه و فرتوت حکمت اسلامی فرو افتاد. دیگر کسی نمی تواند رئیس دولت و سایر ارکان حکومتی را که خامنه ای در پس آنها خود را پنهان می ساخت بخاطر کاستی های جامعه وفقر و فلاکت مردم سرزنش وملامت کند وشاهد هستیم که جریانات اخیر،ازگرانی ارزاق عمومی بگیرید تا فروریختن برج متروپل در آبادان همه مردم را به مقابله با حاکمیت اسلامی کشانیده ست.

مبارزات مردم ایران برعلیه رژیم فاشیست مذهبی امروز بصورت جنبش دمکراسی خواهی تجلی یافته است. این جنبش متشکل از اجزائی است که هر یک مشخصه های خاص خود را دارد و نشاندهنده مطالبات طبقات و اقشار مشخصی از جامعه است. این مطالبات که حاکی از آگاهی یافتن این طبقات و اقشار جامعه از نیازهای خویش است در طول مبارزات چهل و چند سال گذشته مردم ایران در سایه تجربیات روزانه آنها بدست آمده است. نتیحه آنکه مردمی که درابتدای انقلاب با ٩٨٫٥٪ آراء به جمهوری اسلامی آری گفتند امروز با اکثریت قاطعی مخالف آن و خواستار تغییر آن هستند. با این فرق اساسی که مردمی که در انقلاب ٥٧ نمی دانستند که چه می خواهند امروز کاملا به آنجه که می خواهند آگاهند.

مردم ایران این آگاهی را مدیون جریانات اصلاح طلبی هستند که جریانائی مطالبه محور بودند و ازین رو،  خواسته یا ناخواسته، بخش های مختلف مردم را به تشکیل جنبش هائی سوق دادند که در مجموع جنبش دمکراسی خواهی شمرده میشوند. هر چند روشنفکران مخالف رژیم از همان ابتدا بدرستی دریافته بودند که جریانات اصلاح طلبی بسبب استبداد نهادینه شده در رژیم اسلامی، محکوم بشکست بودند. ولی تجربه شکست آنها برای توهم زدائی از توده های مردم درباره رژیم اسلامی امری ضروری بشمار میآمد.  

جنبش دمکراسی خواهی در ایران و اجزای آن از مشخصه یک جنبش اجتماعی برخوردار هستند که از سوی همه اصحاب دائره المعارف (ازجمله بریتانیکا) پذیرفته شده ست و آن عبارت از حرکت مردمی برله یا علیه یک سیاست مشخص است که تا وصول به خواسته خویش ادامه می یابد، هرچند بار که سرکوب شود. امروزه در جهان جنبش های اجتماعی را عاملین اصلی تغییرات در جوامع میدانند و جامعه شناسی بنام اریکا چنووت Erica Chenoweth چنین ادعا میکند که جنبشی متشکل از ٣٫٥٪ جمعیت یک کشور قادر است دیکتاتوری را از تختش بزیر بکشد. این هرچند که غلو بنماید ولی مسلم است که امروزه ارائه هرگونه برنامه حداقل جهت اتحاد و همکاری میان سازمان های سیاسی باید جنبش دمکراسی خواهی را تنها زمینه موجود برای فعالیت گروه های سیاسی در ایران در نظر آورده درجهت تبیین و اتحاد اجزاء آن بکوشد. این اجزاء که هریک مشخصه های خاص خود را دارند عبارتند از: جنبش کارگران، جنبش معلمین، جنبش پرستاران، جنبش دانشجویان، جنبش زنان، جنبش دهقانان، جنبش ادیان و مذاهب غیر شیعه و درنهایت جنبش ملت های ساکن ایران که تنها جنبشی است که برخلاف سایر جنبش ها صنفی نبوده و درذات خود سیاسی است چراکه هدف آن تغییرساختارسیاسی کشور است و خواستار نظامی غیر متمرکز در ایران می باشد. این خصلت، جنبش ملت ها را قادر می سازد که بمانند چتری بر بالای سر سایر جنبش های دمکراسی خواهی قرارگیرد و آنها را در صورت داشتن یک رهبری درست گرد هم آورد. ولی بسبب اختلافی که درین جنبش میان فدرالیست ها و استقلال طلبان وجود دارد تاکنون نتوانسته باین وظیفه تاریخی خود نائل شود که از زمان جنبش مشروطیت برای ایجاد انجمن های ایالتی و ولایتی بجای مانده ست و دور نیست که این وظیفه را به سایر جنبش ها واگذارد. البته این جنبش های صنفی تنها زمانی میتوانند به جنبشی سیاسی تبدیل شوند که حول یک برنامه سیاسی مشخص متحد شوند. با اینحال رفع ستم ملی، جزئی جدائی ناپذیر از مبارزه برای دمکراسی درایران است و بدون تحقق ساختاری غیرمتمرکز، دمکراسی در ایران قابل تصور نیست که سهل است در صورت عدم تحقق آن، آینده ای برای ایرانی یکپارچه عملا وجود نخواهد داشت.

انقلاب دمکراتیکی که در ایران در حال شکل گیری است بر بنیان جنبش های فوق قرار دارد. ولی درهرحال برای تغییر دولت نیاز به تشکیل مجلس موسسانی است که انعکاس دهنده همه مطالباتی باشد که جنبش های موجود در جامعه خواستار آن هستند. این نیز مسلم است که بورژوازی در اشکال مختلف خود در ایران خواستار تسلط برمجلس موسسان است تا بتواند خواسته های خود را برآن تحمیل نماید و بعبارت دیگر در مقابل مطالبات جنبش دمکراسی خواهی مانع ایجاد کند. برای مثال تشکیاتی که امروز بنام "شورای مدیریت گذار" ایجاد شده از هم اکنون مخالفت خود را با فدرالیسم اعلام کرده ست. در چنین شرایطی همکاری و اتحاد میان همه جنبش های دمکراسی خواهی درایجاد یک حکومت موقت انقلابی ناگزیر می نماید: حکومتی که تمام امکانات دمکراتیک را برای شرکت همگان در انتخابات مجلس موسسان، حتی طرفداران سلطنت مشروطه وحکومت اسلامی را فراهم آورد و مانع از آن شود که بصورت مجلس خبرگان دیگری درآید. این حکومت موقت درعین حال باید چندان انقلابی عمل کند که طرفداران ارتجاع و دیکتاتوری نتوانند مانع تبلیغ و ترویج نمایندگان افکار مختلف و احتمالا مخالف سیاسی شوند. ولی در شرایط فروپاشی رژیم اسلامی و یا تبدیل آن به یک دولت از کار افتاده (Faild State) و در فقدان حکومت موقت ، تنها جنبش ملت های ساکن ایران میتواند ضامن تحقق یک مجلس موسسان واقعی مرکب از نمایندگان همه آحاد مردم باشد. این ملت ها عملا در مناطق ملی مستقر هستند و تنها شرط لازم اینست که فعالین این ملت ها حکومت های محلی خود را تشکیل دهند تا بتوانند شرایط برگزاری انتخابات مجلس موسسان را فراهم آورند. ولی شرط کافی برای جلوگیری از هرگونه برخورد محلی میان اقوام مختلف اینست که همه برسر احترام به مرزهای استانی فعلی توافق نمایند و این تنها راه جلوگیری از بالکانیزه شدن ایران است. همیشه در مورد خطوط مرزی میان همسایه های قومی اختلاف نظر وجود داشته  و دارد. ولی احزاب و تشکیلات ناسیونالیستی متعلق به این اقوام قادر به رفع مناقشات مرزی میان اقوام ایرانی نیستند چراکه آنها برای جذب آراء بیشتر ناگزیر به ادای شعارهای زیاده خواهانه هستند. تجربه "کنگره ملیت های ایران فدرال" این واقعیت را به ثبوت رسانید چراکه در طول بیست سالی که از عمر آن میگذرد نه توافقی میان اقوام در مورد مرزهای مشترک حاصل گردیده و نه قانون اساسی واحدی درباره شکل فدرالیسم آینده کشور مورد توافق همگان قرارگرفته ست. ازین رو چاره ای جز توافق در میدان میان همسایه ها نمی ماند که سال هاست در کنارهم در صلح و صفا زندگی کرده اند، با هم وصلت نموده و تشکیل خانواده داده اند. باین ترتیب با تصویب اداره فدرالی کشور از سوی مجلس موسسان واستقرار مجالس محلی، تمام مسائل مرزی میان اقوام همسایه قابل حل است. کسب کلیه حقوق اتنیکی ازسوی بخش های اتنیکی متمرکز درهراستان نیز برای همیشه به مناقشات میان اتنیکهای مختلف پایان خواهد داد. ازین رو استانی بودن فدرالیسم تنها راهکارعملی برای پایان دادن به مناقشات میان اقوام ایرانی ست وبدون آن امکان وقوع جنگ داخلی اجتناب ناپذیر می نماید. گذشته ازین تغییرات مرزی، وحدت بخشهای مختلف ملی نیز امکان پذیر خواهد بود. برای مثال پس از استقرار حکومت های محلی در آذربایجان شرقی، غربی و استان اردبیل و در صورت توافق میان آنها  این استان ها میتوانند درهم ادغام شده و بصورت یک آذربایحان واحد اداره شوند.

فدرالیسم استانی شروعی برای یک ساختار نامتمرکز در ایران است ولی چشم اندازهای مختلفی را میتوان برای آن ارائه کرد. درین باره ما شاهدیم که در مخالفت با فدرالیسم دوقطب کاملا متضاد به نتایج یکسانی میرسند. اولی آن دسته از ناسیونالیست های قومی که خواستار استقلال بخش های قومی خود درایران هستند ودیگری ناسیونالیستهای ایرانی که به یک ملت، یک زبان ویک کشورمعتقدند. این دو گروه که دردشمنی با یکدیگر شهره اند درین نکته با هم اشتراک نظر دارند که فدرالیسم منجر به تجزیه ایران خواهد شد. استقلال طلبان این را بمثابه امیدی مثبت ارزیابی می کنند ولی مرکز گرایان هم که از تجزیه بیزارند، آنرا بعنوان حربه ای برضد فدرالیسم بکار میگیرند. حال آنکه شرایط امروز در جهان، در منطقه و نیز در داخل ایران هرگز تصور تجزیه کشور را برنمی تابد و برعکس فدرالیسم را عاملی موثر در کارآمدی اقتصادی و نیز همگرائی سیاسی در جامعه می پندارد. اتفاقاتی که پس از همه پرسی در کاتالان اسپانیا روی داد نشان از رویکرد منفی جهانی در قبال تجزیه کشورها دارد. تجربه همه پرسی در اقلیم کردستان عراق و جریانات پس از آن نیز نمونه منطقه ای آنست. ناسیونالیست های ترک در آذربایجان نیز امروز بخوبی میدانند که تجزیه ایران ومتعاقب آن، جداشدن کردستان ایران و پیوستن آن به اقلیم درعراق همواره تهدیدی برای یکپارچگی ترکیه بشمار می آید وهرگز مورد قبول هیچ حکومتی درترکیه قرار نخواهد گرفت. افکارعمومی درمیان ملتهای ساکن ایران هم که خواستار هویت ملی خویش درقالب زبان مادریشان هستند هرگز جدائی ازایران و ماحراجوئی هائی را که به سوریه دیگری درمنطقه بیانجامد برنمی تابند. درعین حال ساختار غیر متمرکز و فدرال آنها را دراداره مناطق خود درگیر می کند وازین راه بر دلگرمی وبرامید آنها برای حل مسائل منطقه خود در داخل مرزهای ایران می افزاید. خشکانیدن دریاچه ارومیه و بلایائی که بر سر منابع آبی در خوزستان آمد در صورت وجود یک حکومت محلی که دلسوز منابع محلی می بود اصولا قابل تصور نیست. چنین جنایاتی در حق محیط زیست در ایران توسط کارگزارانی انجام گرفته ست که از مرکز فرستاده شده بودند.

ساختار فدرال علاوه بر ایجاد همگرائی درمیان مردم ایران چشم انداز یک اتحادیه منطقه ای را هم فراهم می آورد که درآن ایران بشکل یک مرکز (HUB)اقتصادی - سیاسی درخواهد آمد. ملت های ساکن مناطق مرزی درایران همچون ترک ها، عرب ها، کردها و بلوچ ها در آنسوی مرز، ملت های همسان خود را دارند و از جمله نخستین وظایفی که حکومت فدرال مرکزی باید انجام دهد این میتواند باشد که با کشورهای همسایه وارد مراوده وتوافق هائی بشود که آحاد ملت های ساکن ایران بتوانند ازمرزهائی که آنها را از پسرعموها و دخترعموهاشان جدا کرده ست براحتی و بدون نیاز به پاسپورت و ویزا عبور کنند وحتی به مراوده های کالائی بپردازند. این امرهم اینک میان ایرلند شمالی که وابسته به بریتانیاست و جمهوری ایرلند برقرارست وامکان آن براساس قراردادی "درعید پاک در روزجمعه" دهم ماه آپریل سال ١٩٩٨ پدید آمد و بمنازعات داخلی درایرلند پایان داد.

با این وصف بی آنکه بخواهیم به تبلیغ کنفدرالیسم درایران بپردازیم باید ازعان کنیم که دیگرزمانه ساختن دولتهای ملی (Nation State)  بسرآمده و در دنیای گلوبال امروزی هیچ دولتی به تنهائی قادر به مقابله و رقابت با کئوپراتیوهای جهانی نیست وناگزیر از ورود به اتحادیه های محلی است. درچنبن شرایطی چرا ایران نباید بمثابه مرکز یک "اتحادیه خاورمیانه ای"، منادی دوستی وهمکاریهای اقتصادی وسیاسی درمنطقه باشد. ایران برای اینکار از هرگونه پتانسیل انسانی، اقتصادی و ژئوپلتیک برخوردارست.

لندن خرداد ماه ١٤٠١ ،  سایت ایران گلوبال ، 9.ژوئن 2022

۱۴۰۱ خرداد ۱۷, سه‌شنبه

مردم جمهوری قزاقستان به تغییر وتحول رای دادند

نتیجهء همه‌پرسی قزاقستان در5.ژوئن تغییر قانون اساسی وپایان حکومت مطلق

 سایت فردا ، ۱۷ خرداد۱۴۰۱- 7یونی2022 : کمیسیون مرکزی انتخابات قزاقستان روز دوشنبه اعلام کرد که اکثریت قریب به اتفاق شرکت‌کنندگان درهمه‌پرسی به تغییرات پیشنهادی درقانون اساسی که هدف آن غیرمتمرکز کردن حکومت وخلع نورسلطان نظربایف از مقام «رهبر ملی» است رای مثبت داده‌اند.

دولت قزاقستان پس از ناآرامی وشورش مرگبار ماه ژانویه که به تسلط طولانی آقای نظربایف بر سیاست کشورپایان داد همه‌پرسی ۵۶ تغییر درقانون اساسی را در دستور کار گذاشت.

رییس کمیسیون مرکزی انتخابات با استناد به نتايج شمارش اولیه آرا اعلام کرد که حدود ۷۷ درصد از شرکت‌کنندگان رای مثبت داده‌اند. به گفته این کمیسیون، میزان مشارکت حدود ۶۸ درصد از واجدان شرایط بوده است.

تصویب این تغییرات درقانون اساسی مستلزم بیش از ۵۰ درصد رای مثبت در حداقل ۱۲ ناحیه از مجموع ۱۷ ناحیه درتقسیمات کشوری است.

قاسم جومارت توقایف، رییس جمهوری قزاقستان گفت این همه‌پرسی کشور را از«یک نظام متکی به ابر رییس جمهوری به یک جمهوری با پارلمان نیرومند» تغییر خواهد داد.

نورسلطان نظربایف درسال ۲۰۱۹ وهمزمان با کناره گیری ازمقام ریاست جمهوری آقای توقایف را شخصا به عنوان جانشین خود برگزید.

گروه‌ها وشخصیت‌های مخالف دولت ازآقای توقایف خواسته بودند همه‌پرسی را به تاخیر بیاندازد. به گفته آنها، مردم برای بررسی پیشنهادات فرصت کافی نداشته‌اند. برخی از گروه‌ها نیز به طور کلی این همه‌پرسی را تحریم کرده‌اند.

دارخان شاریپف یکی از فعالان منتقد دولت که گفته بود هدف این همه‌پرسی «اصلاحات سطحی است ونه اصلاحات سیاسی واقعی» در شهر آلماتی توسط پلیس بازداشت شد.

خبرنگاران رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی که از مراکز رای‌گیری بازدید وبا مردم گفت‌وگو کرده‌اند می‌گویند بسیاری از مردم دقیقا نمی‌دانستند به چه رای می‌دهند ونتیجه این تغییرات در قانون اساسی چه خواهد بود.

مسئول یکی از حوزه‌های رای‌گیری گفت تمامی اطلاعات لازم به شکل کتبی دراختیار مردم قرار می‌گيرد وبرخی ازآنها این مطالب را برای مطالعه با خود می‌برند وبعد برای دادن رای برمی‌گردند.

براساس تغییرات پیشنهادی، رییس جمهوری از عضویت دراحزاب سیاسی منع می‌شود ومهم‌تر ازآن اعضای خانواده او حق ندارند مقام‌های مهم دولتی را اشغال کنند. این مورد اقدامی برای جلوگیری از پارتی‌بازی تلقی می‌شود که در دوران حکومت نورسلطان نظربایف بیداد می‌کرد.

همچنین تعداد سناتورهایی که از سوی رییس جمهوری انتصاب می‌شوند به ده نفر محدود می‌شود ولی کماکان رییس جمهوری اختیار تعیین نخست وزیر، اعضای کابینه، دادستان کل کشور، فرماندهان نیروهای نظامی و نهادهای امنیتی، رییس بانک مرکزی، رییس کمیسیون انتخابات وسایر مقام‌های کلیدی را حفظ می‌کند.

علاوه بر این، رییس جمهوری به عنوان رییس قوه مجریه فرمانداران نواحی و شهردارها از جمله شهردار پایتخت را تعیین می‌کند. تعیین فرمانداران یک امتیاز مهم برای رییس جمهوری است چون در کشوری نظیر قزاقستان که به سلامت انتخابات تردید وجود دارد.  فرمانداران می‌توانند روی نتایج رای‌گیری‌ها بسیار تاثیرگذار باشند.

یکی از خواست‌های مهم فعالان مدنی و سیاسی حذف این بخش از اختیارات ریاست جمهوری است.

فردی که بیش از همه از این تغییرات درقانون اساسی لطمه خواهد دید نورسلطان نظربایف است که از زمان استقلال قزاقستان درسال ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۹ بر کشور حکومت کرد وبعد از آن نیز تحت عنوان «رهبر ملی» اختیارات فراوانی به خصوص در زمینه امنیتی داشت.

او تمامی این اختیارات را از دست خواهد داد و از مقام «رهبر ملی» نیز خلع خواهد شد. علاوه بر این، مصونیت قضایی مادام‌العمر او و اعضای خانواده‌اش که درقانون اساسی قبلی درج شده بود لغو می‌شود.

براساس این اصلاحات، تعداد اعضای مجلس سفلی پارلمان از ۱۰۷ به ۹۸ نفر کاهش می‌یابد. مجلس سنا نیز اختیارات قانون‌گذاری را از دست می‌دهد و وظیفه اصلی آن بررسی مصوبات مجلس سفلی وتایید صلاحیت نامزدهای پيشنهادی رییس جمهوری برای مقام‌های کلیدی از جمله دادستان کل کشور و فرماندهان نظامی و مقامات امنیتی خواهد بود.

با استفاده از گزارش رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی؛ ش.ر/س.ن

https://www.radiofarda.com/a/kazakhs-vote-for-constitutional-changes-ending-nazarbaev-s-grip-on-country/31886192.html

۱۴۰۱ خرداد ۱۶, دوشنبه

پیدا شدن اجساد کارگران درعملیات لایه‌ برداری از آوارمتروپل فرو ریخته

 متروپل؛ پیدا شدن پیکر کارگران در عملیات لایه‌برداری

دویچه وله 05.06.2022 : اجساد سه برقکار، رنگ‌کار و جوشکار مدفون‌شده زیر آوارهای متروپل درجریان عملیات تخریب و پاکسازی پیدا شد. آمار رسمی قربانیان به ۴۲ نفر رسیده، اما هنوز از سرنوشت ده‌ها کارگر بی‌نام ونشان غیرمحلی و مفقود خبری نیست.

 شنبه ۱۴ خرداد (۴ ژوئن) پیکر دو تن دیگر از مفقودشدگان ریزش متروپل پیدا شد و صبح یکشنبه هم جسد حمید فالی‌پور، مهندس برق را در حوالی همان محل یافتند.

احسان عباسپور، فرماندار آبادان به خبرگزاری ایسنا گفته که پیکرهای کشف‌شده برای تشخیص هویت و طی مراحل اداری به پزشکی قانونی منتقل شده‌اند. آشنایان حمید فالی‌پور، برقکار متروپل اما خبر داده‌اند که جسد طوری آسیب دیده بود که امکان تشخیص هویت نداشته و در کارت ملی‌اش نیز چیزی مشخص نبود جز پسوند "پور" در نام خانوادگی‌اش.

 گمشدگان در حالی پیدا می‌شوند که عملیات نجات پایان یافته و آواربرداری صرفا برای پاکسازی محیط انجام می‌گیرد نه برای یافتن پیکرها

بحث‌ اینک بر سر چگونگی تصمیم برای باقی‌مانده ساختمان است تا پاسخ دادن به خانواده‌هایی که مرگ عزیزان خود را پذیرفته‌اند اما درانتظارند تا آنها را درگوری به خاک بسپارند. سخنگوی آتش‌نشانی اهواز رسما پایان فعالیت‌ها را اعلام کرده و قرارگاه خاتم پاکسازی محیط را بر عهده گرفته است

 ده‌ها کارگر درطبقات منفی متروپل به دور از هیاهوی رسانه‌ها و تبلیغات، مدفون مانده‌اند. سرحان خلف‌دخت،‌ رئیس آتش‌نشانی ناحیه کوت عبدالله اهواز نیز اذعان کرده که در طبقه منفی یک متروپل، هنوز پیکر کارگرانی که در حال کار بودند، باقی است.

متروپل پر بود از بنا، برقکار، جوشکار، کناف‌کار، لوله‌کش، تعمیرکار. فردی شهادت داده که قبل از حادثه برای ده‌ها کارگر غذا برده بود. بسیاری از این عده از شهرهای اطراف یا استان‌های دیگر برای کار می‌‌آمدند.

درشبکه‌های اجتماعی پست‌های زیادی درباره کارگران گمنام وبی‌نام ونشانی منتشر می‌شود که در زمان حادثه در زیر زمین نهار می‌خوردند. اکثر آنها کارگران فصلی بوده‌‌اند وصدای خانواده‌های محروم‌شان در رسانه‌ها نیست. درتصاویر برج فرو ریخته، هنوز کیسه‌های برنج که به عنوان پاداش یا بخشی از دستمزد به آنها می‌دادند، به یکی دو دیوار آویزان است.

اکثر این کارگران نه قرارداد داشتند و نه بیمه بودند

شماری از کنشگران محلی، نام کارگران مفقودی را درتوییتر نوشته‌اند تا پاسخی باشد به کسانی که می‌گویند دیگر کسی زیر آوارها نیست وبستگان باید اعلام مفقودی کنند. نام شماری ازشهرستانی‌ها وغیرمحلی‌ها اما مشخص نیست. کارگرانی از روستاهای اطراف شهرکرد، اراک ولرستان هم درمجموعه حضور دشته‌اند که اصولا خانواده‌هایشان ازجای کارشان مطلع نبودند.

اتحادیه آزاد کارگران با انتشار تصاویر دو کارگری جوشکار و رنگ‌‌کار اهل جزیره صلبوخ آبادان را که شنبه ۱۴ خرداد پیدا شدند، از وجود کارگران دیگر در زیر آوارها خبر می‌دهد.

 سعید حافطی، روزنامه‌نگار نیز در توییتر نوشته است: «جسد منصور تقی‌پور و منذر مطوری از زیر آوار متروپل بیرون کشیده شد. هنوز تعداد زیادی جسد زیر آوار است ولی قرارگاه خاتم قصد تخریب متروپل را دارد. نیروهای پالایشگاه آبادان از ادامه کار منع شدند. خبرنگاران از محل حادثه اخراج شدند. جو امنیتی سنگین‌تر شده

دراین میان وپس از دوهفته، شهردار آبادان سرانجام استعفا داد. با کناررفتن حسین حمیدپور، مدیرعامل سازمان عمران شهرداری آبادان جایگزین او شد. این استعفا در حالی اعلام شد که پیش‌تر گفته بودند حمیدپور جزو کسانی است که در پرونده ساخت و ساز برج دستگیر شده است. مردم خشمگین آبادان در روز حادثه حمیدپور را درخیابان با سنگ‌پراکنی و ضرب و شتم همراهی کردند.

تاریخ 05.06.2022 ، لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/4CIe

۱۴۰۱ خرداد ۱۱, چهارشنبه

اهمیت کشورمان را شرکا تنها موقع تلاطم‌ها بیاد می‌آورند

یادداشت اردوغان دراکونومیست: ناتو قدر ما را نمی‌داند

رئیس‌جمهوری ترکیه درمطلبی با تاکید براهمیت کشورش برای ناتو گفت که شرکای آنکارا دراین ائتلاف، زمانی که هیچ تهدیدی برای امنیت ملی آنها وجود نداشته باشد، کمک‌های آنکارا به ناتو را فراموش می‌کنند.

به گزارش ایسنا، «رجب طیب اردوغان» رئیس‌جمهوری ترکیه درمقاله‌ای اختصاصی که دوشنبه برای هفته‌نامه انگلیسی اکونومیست ارسال کرد، گفت که افزایش ظرفیت دفاعی کشورش به انعطاف‌پذیری وقدرت ائتلاف ناتو کمک کرده است.

او خاطر نشان کرد: درحالی که شرکای ما همیشه از مشارکت‌های ترکیه درماموریت تامین امنیت دسته‌جمعی ناتو قدردانی کرده‌اند، اما وقتی هیچ تهدیدی برای امنیت ملی آنها وجود نداشته باشد، به سرعت آنها را به دست فراموش می‌سپارند. شرکای ما که اهمیت ترکیه را تنها موقع تلاطم‌ها مانند بحران بالکان به یاد می‌آورند، به اشتباه فکر ‌کردند که ثبات درازمدت بدون ترکیه قابل دستیابی است. آنها به دنبال رفع تهدید فوری، واقعیت‌های ژئوپلیتیکی و تهدیدات بالقوه را که ممکن است درمنطقه بروز یابد، نادیده گرفتند. چنین امیدهای واهی درنتیجه بحران‌های بین‌المللی، کوتاه‌مدت از آب درآمدند.

اردوغان درادامه این مطلب به این نکته اشاره کرد که تهدیدات علیه صلح وامنیت بین‌المللی درمدت اخیر تغییرکرده وبسیاری را به این باور رسانده که ناتو ائتلافی “منسوخ” است که اهداف خود را برآورده نمی‌کند. او اظهار کرد: امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه حتی درسال ۲۰۱۹ گفت که این ائتلاف دچار مرگ مغزی شده است. همین افراد نقش ترکیه درناتو را زیر سوال بردند. این ترکیب افکار واهی خارق‌العاده و کوته‌بینی استراتژیک شدید، سال‌ها برای این ائتلاف هزینه داشته است.

اردوغان ادامه داد، با این وجود، ترکیه ازاین باور که نگرش‌های کوته‌بینانه وگاها بی‌ملاحظه برخی ازکشورهای عضو ائتلاف منعکس‌کننده موضع ناتو به‌ عنوان یک کلیت است، حذر کرده وافزود که کشورش براهمیت این ائتلاف تأکید دارد و از کشورهای عضو خواسته اقدامات لازم را درقبال آن انجام دهند.

او بیان کرد: این درخواست با واکنش کشور ما به بی‌ثباتی درحال تشدید نظام بین‌المللی نیز مطابقت داشت.

این رهبر ترکیه استدلال کرد که ناتو - مانند همه سازمان‌های بین‌المللی دیگر - باید اصلاحات خاصی را برای مقابله با تهدیدات امنیتی درحال ظهور انجام دهد.

وی گفت: به‌ویژه درمورد تروریسم، مشاهده فقدان اقدام جمعی ازسوی این ائتلاف به‌رغم رخداد حملات مستقیم علیه بسیاری ازکشورهای عضو، همکاری امنیتی را تضعیف کرد وبه بی‌اعتمادی عمیق شهروندان کشورهای ناتو نسبت به این سازمان دامن زد.

اردوغان در ادامه این مطلب نوشت: ترکیه این روند را درتمام اجلاس‌های ناتو برجسته ساخت و گفت که همکاری بین‌المللی برای دگرگونی مبارزه با تروریسم حیاتی است. ما می‌خواستیم که ناتو هنگام برخورد با سازمان‌های تروریستی، نه تنها در راستای جلوگیری از حملات تروریستی بلکه در راستای جلوگیری از تأمین مالی تروریسم و ​​جذب نیروی آنها در داخل مرزهای ناتو، در زمینه‌های مسائل اطلاعاتی و نظامی بهتر همکاری کند. ما همچنان به این موضع خود متعهد هستیم.

اردوغان همچنین خاطرنشان کرد که با وقوع جنگ‌های داخلی متعدد درهمسایگی ترکیه، این کشور خواسته‌هایی “مشروع و ضروری” را نزد ناتو برای تضمین امنیت مرزها، حریم هوایی و امنیت انسانی خود مطرح کرد.

او بیان کرد: کشور ما در حالی که عمدتاً تنها مانده بود، به تنهایی با تمام آن بحران‌ها کنار آمد و در طول این تلاش هزینه زیادی پرداخت. به شکلی مضحک هر گامی که زیر چتر ناتو برداشته می‌شد، می‌توانست این ائتلاف را برای درگیری‌ها و بحران‌های آینده در مرزهایش آماده کند.

رئیس جمهوری ترکیه اظهار کرد: وضعیت جدید امور که پس از جنگ در اوکراین به وجود آمد، ثابت می‌کند که انتظارات و درخواست‌های ترکیه درست بودند. برخی از کشورهای عضو که به ناگهان با وقوع اخلال‌های گسترده در نتیجه این درگیری، از موقعیت ژئوپلیتیک ترکیه قدردانی کردند، دیدند که ملت ما در گذشته کاری درست در اتخاذ یک سری گام‌های خاص انجام داده است. ترکیه حق داشت که از اعضای ناتو بخواهد برای چالش‌های ژئوپلیتیکی آینده آماده شوند و به‌رغم کسانی که استدلال می‌کردند که ناتو بی‌اعتبار شده، ترکیه کاملاً حق داشت که اعلام کند این سازمان اهمیت فزاینده‌ای پیدا خواهد کرد.

وی افزود: مایه تاسف است که برخی از اعضای ناتو در حالی که همه متحدان ناتو اهمیت حیاتی این کشور را برای این ائتلاف می‌پذیرند، کاملا در توجه کردن به برخی تهدیدات علیه ترکیه کوتاهی کردند.

اردوغان تاکید کرد: ترکیه معتقد است که پذیرش سوئد و فنلاند در ناتو در بر دارنده خطراتی برای امنیت خود و آینده سازمان است. ما کاملاً حق داریم انتظار داشته باشیم که کشورهایی که قرار است انتظار دفاع دومین ارتش بزرگ ناتو بر اساس ماده ۵ ائتلاف از خود را داشته باشند، با جذب نیرو، جمع‌آوری کمک‌های مالی و فعالیت‌های پروپاگاندای پ.ک.ک که اتحادیه اروپا و آمریکا آن را یک نهاد تروریستی می‌دانند، مقابله کنند.

اردوغان با تاکید بر درخواست کشورش مبنی بر اینکه کشورهای نامزد عضویت در ناتو باید از فعالیت‌های همه سازمان‌های “تروریستی” جلوگیری کرده و اعضای آنها را استرداد کنند، گفت: ما شواهد روشنی را به مقامات این کشورها ارائه کردیم و منتظر اقدام آنها بودیم. همچنین ترکیه از این کشورها می‌خواهد که از عملیات‌های ضد تروریستی اعضای ناتو حمایت کنند. تروریسم تهدیدی برای همه اعضاست و کشورهای نامزد عضویت در ائتلاف باید قبل از پیوستن به آن به این واقعیت پی ببرند. تا زمانی که اقدامات لازم را انجام ندهند، ترکیه موضع خود را در این زمینه تغییر نخواهد داد.

اردوغان همچنین تاکید کرد که همه اشکال تحریم‌های تسلیحاتی با روح مشارکت نظامی تحت ناتو “ناسازگار” هستند.

او بیان کرد: چنین محدودیت‌هایی نه تنها امنیت ملی ما را تضعیف می‌کنند، بلکه به هویت خود ناتو نیز آسیب می‌رسانند. اصرار سازش‌ناپذیر سوئد و فنلاند برای پیوستن به این ائتلاف، یک مورد غیر ضروری را به دستور کار ناتو اضافه کرده است.

این رئیس جمهوری ترکیه در ادامه مقاله‌اش برای اکونومیست نوشت: اعتراض ترکیه به پذیرش سوئد و فنلاند در ناتو که تا زمان بروز تحولات اخیر بی‌طرف باقی ماندند، نشان‌دهنده گامی قاطع است که به نمایندگی از همه کشورهایی که تا به امروز هدف حملات سازمان‌های تروریستی قرار گرفته‌اند، برداشته شده است. درنهایت، تروریسم دین، ملت و رنگ نمی‌شناسد. یکی ازاهداف اصلی ناتو این است که هرکشور عضو قاطعانه درمقابل هرسازمانی که هدفش آسیب رساندن به جمعیت غیرنظامی است، بایستد. هیچ کشوری دراین زمینه ازهیچ امتیازی برخوردار نیست.

اردوغان تاکید کرد که موضع استکهلم وهلسینکی درمورد نگرانی‌های مربوط به امنیت ملی وملاحظات سایر کشورهایی که آنها به دنبال ائتلاف با آنها هستند، تعیین خواهد کرد که آنکارا تا چه حد میل به ائتلاف با این کشورها پیدا خواهد کرد.

او درپایان خاطر نشان کرد: جهل ومزاحمت کسانی که جرأت می‌کنند رابطه ترکیه‌ای که رویکرد مثبت وسازنده‌ درقبال گسترش ناتو درگذشته اتخاذ کرده را با این ائتلاف زیر سوال ببرند، موضع ما را تغییر نمی‌دهد. کشور ما که پذیرای همه اشکال دیپلماسی وگفت‌وگوست، اکیداً توصیه می‌کند که تمرکز صرف متقاعد کردن نامزدها برای تغییر مواضعشان باشد.

اردوغان گفت: هیچ مقامی درآنکارا وجود ندارد که یک کشور درجهان که تمایلی به مبارزه با تروریسم ندارد، بتواند به او بگوید چه کار باید بکند. ما معتقدیم که اگر اعضای ناتوازاستانداردهای دوگانه در زمینه مبارزه با تروریسم پیروی کنند، شهرت واعتبار ائتلاف به خطر خواهد افتاد.

https://www.iran-emrooz.net/index.php/news2/more/99773/

۱۴۰۱ خرداد ۹, دوشنبه

سینماگران از نظامیان خواستند که به آغوش ملت بازگردند

سینماگران ایرانی از نظامیان خواستند "به آغوش ملت" بازگردند

حدود۱۰۰ تن از سینماگران ایرانی با انتشار بیانیه‌ای به اعتراضات اخیر آبادان واکنش نشان داده‌اند. این هنرمندان با اشاره به "خشم عمومی" مردم از یگان‌های نظامی خواستند که "به آغوش ملت بازگردند".

حدود ۱۰۰ نفر از سینماگران ایرانی روز یکشنبه هشتم خرداد (۲۹ مه) در بیانیه‌ای از یگان‌های نظامی خواستند که سلاحشان را زمین بگذارند. اشاره‌ی این فعالین عرصه سینما به سرکوب و بازداشت گسترده معترضان آبادانی است که در روزهای گذشته صورت گرفته است.

درمتن این بیانیه که در صفحه اینستاگرام محمد رسول‌اف، فیلمساز و کنشگر اجتماعی منتشر شده آمده است: «اکنون که خشم عمومی از فساد، دزدی، ناکارآمدی، سرکوب و خفقان، امواج همبسته‌ای از اعتراضات مردمی را به دنبال داشته است، از همه‌ی افرادی که دریگان‌های نظامی تبدیل به عامل سرکوب مردم شده‌اند، می‌خواهیم، سلاح‌های خود را زمین گذاشته وبه آغوش ملت بازگردند

حدود ۱۰۰ نفرازسینماگران ایرانی روز یکشنبه هشتم خرداد (۲۹ مه) در بیانیه‌ای از یگان‌های نظامی خواستند که سلاحشان را زمین بگذارند. اشاره‌ی این فعالین عرصه سینما به سرکوب و بازداشت گسترده معترضان آبادانی است که در روزهای گذشته صورت گرفته است.

درمتن این بیانیه که درصفحه اینستاگرام محمد رسول‌اف، فیلمساز و کنشگر اجتماعی منتشر شده آمده است: «اکنون که خشم عمومی از فساد، دزدی، ناکارآمدی، سرکوب و خفقان، امواج همبسته‌ای از اعتراضات مردمی را به دنبال داشته است، از همه‌ی افرادی که در یگان‌های نظامی تبدیل به عامل سرکوب مردم شده‌اند، می‌خواهیم، سلاح‌های خود را زمین گذاشته و به آغوش ملت بازگردند

از جمله امضا کنندگان این بیانیه لیلا حاتمی، بابک بهداد، بهنام بهزادی، بابک حمیدیان، پوران درخشنده، محمد رسول‌اف، کتایون ریاحی، خسرو معصومی و علی مصفا هستند.

اعتراضات در شهر آبادان با فرو ریختن مجتمع تجاری-اداری متروپل آغاز شد. این اعتراضات با گذشت چند روز به شهرهای دیگری از استان خوزستان و حتی خارج از این استان نیز گسترش یافت. شهروندان برخی شهرهای ایران در همدردی با خانواده‌های عزادار آبادانی به خیابان‌ آمدند.

این اعتراضات از سوی نیروی انتظامی و گارد ویژه ضدشورش سرکوب شد و تا کنون از وضعیت بازداشت‌شدگان این اعتراضات خبری در دست نیست. بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی با انتشار مطالب مختلف در این زمینه با هشتگ‌های #تیر_نزن و #تفنگت_را_زمین_بگذار از نیروهای نظامی خواستند که تفنگ خود را زمین بگذارند و به مردم معترض شلیک نکنند.

تا کنون فوت ۲۹ نفر بر اثر ریزش ساختمان تجاری متروپل تایید شده است و مشخص نیست تعداد قربانیان در نهایت چقدر خواهد بود. عملیات آواربرداری از ویرانه برج متروپل همچنان به کندی پیش می‌رود.

ریزش برج ۱۰ طبقه متروپل در آبادان شش روز پیش، دوم خرداد، روی داد. به گفته مقام‌های قضایی استان خوزستان ۱۳ تن از "مسببان" حادثه متروپل، از جمله شهردار کنونی و دو شهردار پیشین آبادان بازداشت شده‌اند

تاریخ 29.05.2022 ، لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/4C0yu