‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی خبری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی خبری. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ شهریور ۱۱, چهارشنبه

توجه فزاینده ی دولت به بخش خصوصی

دولت ایران فرمان آزاد سازی سواحل دریای خزر را صادر کرد

بخش عمده ای ازسواحل دریای خزر ، پس از انقلاب اسلامی دراختیار نهادهای دولتی و نظامی ایران ازجمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت.

- منبع: سایت رادیو بی بی سی، 02 سپتامبر 2009 - 11 شهریور 1388

دولت ایران با ابلاغ آئین نامه‌ای، دستور آزادسازی حریم ساحلی دریای خزر را صادر کرده است.

براساس این آئین نامه، دستگاه‌های دولتی و نهادهای عمومی که درحریم ۶۰ ‌متری ساحل دریای خزر دارای ساختمان و املاک هستند موظف به عقبنشینی کامل ازحریم ساحل دریای خزر شده اند.

۹۵ درصد سواحل دریای خزر در ایران در اختیار سازمانهای دولتی، غیردولتی و بخش خصوصی این کشور است و به همین علت گردشگران شهرهای ساحلی در شمال ایران دسترسی بسیار محدودی به دریای خزر دارند.

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران در دوراول ریاست جمهوری اش درجریان سفر به استان مازندران از برنامه دولت برای آزاد سازی سواحل دریای خزر خبرداده بود اما دراین زمینه تاکنون اقدام عملی صورت نگرفته است.

بنابر آئین نامه دولت ایران درباره آزادسازی سواحل خزر که روز چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۸ به تصویب رسید، وزارت کشور ایران موظف است زمینه آزادسازی ساحل این دریا از تصرفات دولتی ونهادهای عمومی را با رعایت قوانین ومقررات مربوط فراهم کند.

بخش عمده ای ازسواحل دریای خزر دراستانهای گیلان و مازنداران، پس از انقلاب اسلامی دراختیار نهادهای دولتی و نظامی ایران ازجمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت.

حاشیه جنوبی دریای خزر که به طور کامل در ایران قرار گرفته است به دلیل ساحل شنی وآب و هوای معتدل آن یکی از مهمترین مناطق تفریحی ساحل این دریا و یکی از جاذبه های گردشگری ایران است.

به جز ایران که ۷۰۰ کیلومتر از سواحل خزر را دراختیار دارد، روسیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان نیز ازجمله کشورهای ساحلی دریای خزر هستند. ساحل دریای خزر درکشورهای ساحلی به خصوص درجمهوری آذربایجان وترکمنستان یکی از منابع مهم درآمد از گردشگران است.

پیش از انقلاب اسلامی، حکومت ایران به ساخت و ساز سامانه های تفریحی از قبیل هتل و اقامتگاه های ساحلی در سواحل دریای خزر و شهرهای مجاور آن به خصوص دراستان مازندران توجه ویژه ای داشت اما طی سی سال گذشته ساخت و ساز اماکن تفریحی عمومی تقریبا متوقف شده ودرعوض ساخت و ساز واحدهای مسکونی و ییلاقی درشمال ایران درمقاطعی رونق گرفته است.

ساخت ‌و سازهای اطراف دریا معضلات وخسارتهای زیست‌محیطی بسیاری ازجمله آلودگی دریای خزر ونابودی برخی از آبزیان این دریا را به همراه داشته است.%

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/09/090902_mg_caspian_khazar_seacoast_free.shtml

-------------------------------------------------

۱۳۸۷ اسفند ۷, چهارشنبه

تشویق ج. اسلامی به سرکوب

تشویق حکام ایران به نفی حقوق ملیتهای غیرفارس

از جانب یک کارشناس معروف امور ایران وخاورمیانه

فرد هالیدی استاد دانشگاه درزمینه ی مسائل ایران وخاورمیانه،

طی سخنرانی در کنفرانس "جمهوری اسلامی ایران بعد ازسی سال"

به تمجید از حکام شیعه ی ایران از زمان روی کارآمدن قزلباش ها (شیعه ی اثنی عشری) پرداخته است.

فرد هالیدی درنظریه پردازی تطبیقی انقلاب 57 ( 1979) ایران با انقلاب چند کشور دیگر بر 6 نکته انگشت گذاشته ونکته ی پنجم را به موفقیت ج. اسلامی ایران دربرخورد با اقلیت های ملی اختصاص داده و چنین گفته است:

" بیشتر انقلابها بعد ازپیروزی با اقلیت های قومی خود مشکل پیدا کرده وآنها را شدیدا سرکوب کرده اند." ودرادامه تأکید کرده که " با توجه به تنوع گسترده ی قومی درایران واین مسأله که قوم غالب (فارس) تنها حدود نصف جمعیت را تشکیل میدهد، دولتهای حاکم بر ایران (ازدوره صفویه به این سو) دربرخورد با اقلیتهای قومی بسیار موفق بوده اند."

به گفته آقای هالیدی علی رغم درگیریهای جدی که جمهوری اسلامی با اقلیت کرد وعرب داشته است، اما درکل وبه ویژه در مورد اقلیت بزرگ آذری وبه نسبت نظام های انقلابی دیگر کارنامه موفقی دارد. البته او تاکید کرد که نظام انقلابی ایران هم مثل همه ی نظام های انقلابی دیگر با خودمختاری بخشهای اقلیت نشین شدیدا مخالفت کرده است.

علاقمندان می توانند گزارش کامل سخنرانی آقای فرد هالیدی را ازطریق فایل زیر مطالعه نمایند.

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/02/090224_og_bd_lse_revolution.shtml

ایل گویجی

2009-02-25

----------------------------------------------------------------------------

۱۳۸۷ آذر ۲۹, جمعه

مختصری درحق ِ رئیس انجمن پژوهشگران ایران و نگارنده ی مقاله ی" فدرالیسم را از زندان تجزیه طلبان نجات دهیم"

مقاله را دکترحسین لاجوردی، رئیس انجمن پژوهشگران ایران (www.aciiran.com)، درجواب به مقاله ای از داریوش همایون سردسته ی جناحی ازسلطنت طلبان معروف به "مشروطه خواه" (دربرابر جناح سلطنت طلب معروف به " شاه الهی" های تحت رهبری شجاع الدین شفا)، را نوشته است. واقعیت این است که دکتر لاجوردی علیرغم عدم تعلق به ملیتهای تحت ستم ایران سالهاست درراه ترویج دموکراسی و رژیم فدرالیستی درایران و نیز در راه مقابله با تلاشهای مخرب افراد سرشناس دستجات ناسیونالیستهای افراطی ایرانی فعال است.
افراد علاقمند به آشنائی با فعالیتهای " انجمن پژوهشگران ایران" و رئیس آن دکترحسین لاجوردی می توانند به سایت "انجمن پژوهشگران ایران" (www.aciiran.com)، مراجعه نموده در راه مطالعه به کوشند.

ایل گویجی
2008-12-19 / 29 آذر 1387
---------------------------------------------------------------

فدرالیسم را از زندان تجزیه طلبان نجات دهیم

*- منبع: سایت اخبار روز: www.akhbar-rooz.com ، دوشنبه ۲۵ آذر ۱٣٨۷ - ۱۵ دسامبر ۲۰۰٨

هدف مشخص من را دراین نوشتارمی توانید بمانند همیشه نگرانیم برای آینده ایران بدانید وبه آقای داریوش همایون هم برای اینکه نگران نباشند دراین نوشته تعهد کتبی میدهم که نه جزء "کمونیستهای سربلند کرده" هستم، نه از"حزب الهی های ازهر رنگ" ونه از"سلطنت طلبهای رنگارنگ" ویا ...،

ایشان درقسمتی ازمقاله "همرائی" وازقول یکی ازاندیشه مندان انگلیسی نوشته اند که "هدف دموکراسی باید ایجاد بیشترین خوشبختی برای بیشترین مردمان (!!!) باشد".
ازفحوای کلام چنین برمی آید که بطورقطع این بیشترین مردمان ازدید نویسنده – داریوش همایون– همگی درزمان رضا شاه و محمد رضاشاه ودرنهایت آرامش وبدون کوچکترین خواست ونیازی دریک جامعه آزاد و دموکراتیک درتهران زندگی میکرده اند وهمه هم پادشاه طلب وسلطنت طلب بوده اند وامروزهم تمامی ایرانیان با همان طرزتفکر که مجبورند داشته باشند درانتظار نشسته اند که حزب مشروطه (یعنی داریوش همایون) ویاداریوش همایون (یعنی حزب مشروطه) چه نسخه ای صادرمیکند تا دستورالعمل مبارزه برای بازگرداندن گذشته ای باشند که بدون هیچگونه تردیدی بوجود آورنده بستر اهانت بار امروزماست.

اگرکسی دردوران پنجاه – شصت سال پیش ازتکنولوژی امروزگرفتاراست وازاعلامیه جهانی حقوق بشر تنها آنچه را می بیند که خود میخواهد وتوان نگاه کردن به واقعیتهای اعلامیه حقوق بشر حتی شصت سال پس ازپیدایش آنرا نیز ندارد گناه جامعه هفتاد وچند میلیونی امروز ایران نیست که تمامی تلاشش را برای بدست آوردن آزادی ورهائی ازوجود اهانت بارحکومت جمهوری اسلامی وهرنوع حکومت اربابی واستبدادی ودیکتاتوری وبا تمام مشکلاتش دنبال می کند.

در زمره نخستین پایه گذران و امضاء کنندگان اعلامیه جهانی حقوق بشر کشورهائی چون ایالات متحده امریکا، آلمان، هند، سویس و...، بوده اند که همگی از روز نخست پذیرای اداره کشور ازطریق "فدرالیسم" شدند، اگر حتی کمی هم شده بفکر بنشینیم، بی تردید باید باین نتیجه مشخص برسیم که مقامات ومتفکران هیچکدام ازاین کشورها نه تنها قصد و نیت شان "فروپاشی" و "بجان هم انداختن مردمان کشورشان" نبوده است که با یک آینده نگری، تلاش داشته اند که با هدف برابری و آزادی برای مردمشان چارچوب و تمامیت ارضی خود را پا برجا نگاهدارند.

امروز و به دنبال تفکرات بلند و ارزشمند آنروز آنها شاهد آن هستیم که یکی از پابرجاترین دموکراسی ها در هند وجود دارد، یکی از آزاد ترین کشورهای جهان سویس است، آلمان درزمره پیشرفته ترین کشورهای جهان قرار دارد و ایالات متحده امریکا با تمام معایبش بر جهان حکومت می کند و یادآوری این مهم نه بدان معناست که ما هم امروز کپی برداری کنیم و همان کار را انجام دهیم، ولی بطور قطع در برگیرنده این مفهوم می باشد که تعین تکلیف نکنیم و اجازه دهیم در یک فضای آزاد مردم بتوانند برای امروز و فردایشان تصمیم بگیرندو ما تنها نقش یک مشورت دهنده را بعهده بگیریم، اگر از ما مشورتی طلب شود.

نکته بسیار مهمی که حافظه تاریخی مان اجازه نمی دهد بدان بپردازیم و یادآور خودمان شویم اینست که در نوشتن اعلامیه جهانی حقوق بشر در شصت سال پیش نماینده کشور ایران نیز حضور داشته است و ایران نیز یکی از کشورهائی بوده است که مورد مشورت قرار گرفته بود، اگر همانروز هم اصل "انجمن های ایالتی – ولایتی"در قانون اساسی مشروطیت و در اصل قاموس آن قانون مورد احترام برای مسئولان و حکومت کنندگان کشور می بود باز هم امروز ما اینچنین دچار آشفتگی و سرگردانی نبودیم که هر روز بدلیل یک سلسله تحریکات و بی فکری ها اینهمه نگران تجزیه ایران مان باشیم.

چشمان ما نه تنها توانائی دیدن چنین واقعیت هائی را ندارد که همچنان در توهمات خود غرق گشته ایم و فراموش می کنیم که پیش زمینه های این بحثهای جدائی طلبی که به زعم من تنها افراد و گروههای کوچک و منحصر بفرد وتک نفره ای را دربر می گیرد که به یمن وجود جمهوری اسلامی و فرصتهائی که این حکومت ایجاد کرده است ازسوئی وحمایت قدرتهای غربی که همیشه با تفکر تجزیه ایران پیش رفته اند از سوئی دیگر است در میان مردم ایران کوچکترین پایگاه وجایگاهی ندارد.

ولی فراموش نکنیم که تمامی اینها ریشه وپایه ای درگذشته ای مملو ازاستبداد ودیکتاتوری دارد که امروز سر برافراشته است.

به خودمان بیآئیم، واقعیت اینست که بطور قطع و یقین معنی و مفهوم "همرائی" برایمان شناخته شده نیست، چرا که همچنان مفهوم "همرائی" برایمان تجدید دوران گذشته و ندیده انگاشتن خواست ها و نیازهای واقعی دیروز و امروز مردم ایران است.

اگر همان روزها که امروز افسوسش برای بسیاری وجود دارد کمی ازخودمحوریها وحاکمیت قدرت و زور کمتر می شد وبر عقل و درایت افزوده می گشت و آینده نگری جایگزین آن می گردید بی تردید امروز گرفتار همین چند ده نفری هم که جدائی طلب و بیگانه پرست هستند نمی شدیم.
و این درحالیست که من همچنان اعتقادم بر اینست که اگر با "انصاف سیاسی – اجتماعی" به مسائل نگاه کنیم، درمهمترین برخورد باید باین مهم بیاندیشیم که رضاشاه ایران را از زندگی قبیله ای به دنیای مدرن وارد کرد ومحمد رضا شاه با تمام ضعفهایش آرزوئی جز سربلندی ایران نداشت.

لازم به توضیح می دانم که این مسئله همچنان کوچکترین ارتباطی باین ندارد که من از هر نوع حکومت دیکتاتوری متنفرم که می تواند نامش صاحب و ارباب باشد ویا شاه دیکتاتور و رئیس جمهور مادام العمر ویا ولی فقیه که اهانت بارترینش است واگر بطور پیوسته ازتمامی افراد وگروه ها دعوت می کنم که بفکر بنشینند نه به معنای طرفداری از این ویا آن تفکر، بلکه صرفا بدین معناست که افراد با هر نوع عقیده ای که دارند برای از میان برداشتن این بی هویتی و حقارت دست بدست هم دهند و در فردای آزاد ایران به تلاش برای متقاعد کردن دیگران بپردازند.

جای تاسف فراوان است که ماهمچنان با گذر ازتجربه ها، نیآموخته ایم که به معانی و مفاهیم واژه ها درابعاد گسترده تری نگاه کنیم وکمی هم شده بیاندیشیم که ممکن است برداشت من ازواژه "همرائی" تنها همانیکه من فکرمیکنم نباشد واین واژه جز معنی "همراه شدن با من" که روح وضمیرگوینده را بدنبال دارد مورد استفاده قرار نگیرد و مفاهیم دیگری را نیز به ذهن متبادرکند.

ما هنوز هم نمی خواهیم بپذیریم که پایه ها و چارچوب واقعی "همرائی" را خواست ها و نیازهای همگانی تشکیل می دهد و همچنان درب بر آن پایه نمی گردد که آنچه را من فکر میکنم همان باید انجام شود.

اگرخواست ودیدگاه تمامی مردم ایران درآنروز"سومکا" ودرامروز "حزب مشروطه" ویا "داریوش همایون" بود که نمیبایست اینهمه نگرانی برای یکپارچگی ایران وجود داشته باشد.
ما اگر امروز خیلی میخواهیم ناسیونالیست وایران پرست معرفی شویم بهتر است بجای ایستادن پشت سر منفورترین حکومت دنیای امروز ودرقرن بیست و یکم، موقعیت امروز ایران را بهتر بشناسیم و بجای شعارهای دهان پرکن وبدون محتوا راه های موجود برای باقی ماندن و یکپارچه ماندن ایران را بکمک همدیگر جستجو کنیم.

اینکه مرتب شعارهای بی اعتبار شده "کمونیست های سربلند کرده"، "حزب الهی های ازهر رنگ"، سلطنت طلبهای رنگارنگ و یا...، را مطرح و تمامی دیدگاه ها را جز خود چه خوب و چه بد "لجن پراکنی" لقب دهیم هیچ قدمی بیشتر از امروز حکومت جمهوری اسلامی بر نداشته ایم، چرا که آنها هم دقیقا همین شعار ها را جز "حزب الهی" مرتبا تکرار می کنند که با همین شیوه هم بیشترین و بزرگترین بی اعتباری را برای خود کسب کرده اند.
یادمان باشد علی رغم فاسد ترین حکومتی که امروز بر ایران وجود دارد "توتالیتاریسم" تنها مختص امروز و در سی سال گذشته نبوده است، توتالیتاریسم در فرهنگ و در حکومت های تاریخ ایران نهادینه شده است و تنها راه نجات از آن و رسیدن به یک حاکمیت مردمی دوری کردن از اعلامیه و دستور صادر کردن است که آنهم به فکر و اندیشه نیاز دارد و انسان های کار آزموده و اندیشمند را طلب می کند که به مفهوم واقعی دموکراسی بیاندیشند و ایرانیان را درهرگوشه ای از این مملکت که هستند ودرسرزمین مادریشان برابر ویکسان نگاه کند و دموکراسی را برای همه آنان بخواهند.

برای من بطورقطع حاکمیت غیرمتمرکز ویا هر حکومتی که مردم تصمیم گیر آن باشند می خواهد نامش فدرال باشد ویا هر اسم دیگری درقالب ایران یکپارچه مهمترین هدف وخواستگاهم است.
فدرالیسم هم تنها این نیست که ما شعار آنرا بدهیم و تنها به وجود آن در چند کشور اشاره کنیم بلکه باید بتوانیم طرحی را ارائه کنیم که با ویژه گیهای فرهنگی – اجتماعی - اقتصادی وسیاسی برای جامعه ما بوجود آمده باشد وبا فرهنگ وخصوصیات ایران و ایرانی و برای ایران تدوین شده باشد وبتواند برای تمامی ما ایرانیان چه درزابل و ایرانشهر، چه در گرمی و آذرشهر، چه در تربت جام وچه درمیناب وچاه بهار ودرنهایت تهران بتواند برابری ویکسانی درقالب تمامیت ارضی وبا حفظ چهارگوشه ایران بوجود بیاورد و قادر باشد خواستها و نیازهای تمامی ایرانیان را دربستر ایران فراهم آورد.

این همان ایده آلی خواهد بود که برایم وجود دارد وبرایش بیشترین تلاش را خواهم کرد خواستگاهی که امیدوارم بتواند سربلندی ایرانیان را به ارمغان آورد وآرزوهای نزدیک به یکصد پنجاه سال آشفتگی وپراکندگی را یکبار وبرای همیشه ازمیان بردارد.

التماس میکنم، بیآئیم و کمی هم که شده از شعار دوری و به شعور نزدیک تر شویم و به خودمان برگردیم که چگونه می توان "حکومت تهران" را به "حکومت ایران" تبدیل کنیم وچگونه می توانیم مفاهیم "غیرمتمرکز" و "فدرالیسم" ویا هر نوع واژه دیگری را دراین زمینه برای مردممان ودرقالب "ایران" به ثمر برسانیم وبارور کنیم وبه جستجوی راه های رسیدن به آنها بپردازیم، یکی ازبزرگترین مسئولیتهای ما اینست که "فدرالیسم" را اززندان تجزیه طلبان نجات دهیم وآنرا با معانی و مفاهیم مدرن درچارچوب ایران پیاده کنیم. وحشت نداشته باشیم، نه کردهای ما می خواهند به عراق وترکیه و سوریه بپیوندند، نه بلوچ های ما قصد ملحق شدن به افغانستان وپاکستان را دارند ونه لرها وترکمنها و خوزستانی های ایران میخواهند ایران را تجزیه کنند- آنها درطول هزاره ها ایرانی بودن خودرا باثبات رسانده اند وبهای سنگینتری پرداخته اند؛ کمی فکرکنیم!
تنها کسانی بطور مرتب برطبل گذشته می کوبند که فکر وحرف و سخنی برای امروز و فردای ایران ندارند، به خودمان بیآئیم آیا همین بی فکریها و شعارهای توخالی و بی محتوا نبوده است که ما را به امروزمان وبا حکومت جمهوری اسلامی به این بی هوویتی و حقارت رسانده است ؟
برای ساختن آینده ایران تنها به فکر و اندیشه و شجاعت ابراز کردنش ودوری ازهیجان وتحریک مردم نیاز است.
تصور می کنید کمی به خود آمدن و اندیشیدن بد باشد؟
حسین لاجوردی
پاریس – ۲۴ آذر ۱٣٨۷/ ۱۴ دسامبر ۲۰۰٨
*- فایل مطلب: http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=18533

۱۳۸۷ آذر ۲۷, چهارشنبه

توجه روزافزون جهانیان به جنبش هوویت طلبی درآذربایجان ایران

دستگیری جمعی ازفعالین مدنی آذربایجانی درماه رمضان گذشته، مورد اعتراض جمعی بسیاری از ایرانیان داخل و خارج ونهادهای بین المللی مدافع حقوق قرار گرفت. علاوه بر آن مدتی است که مسأله ی آذربایجانیهای ایران مورد توجه بسیاری از رسانه های فارسی زبان جهانی هم واقع شده است. به عنوان مثال اخیراً بخش فارسی رادیو فرانسه میزگردی ترتیب داده و گرداننده میزگرد موضوع را با عنوان " هوویت طلبان آذری چه می خواهند؟ " به حالت پیشگفتاری مطرح نموده است.

علاقمندان برای شنیدن بحث و گفتگوی میزگرد جالب و شنیدنی مذکور می توانند فایل زیر را کلیک نمایند.

http://www.rfi.fr/actufa/articles/106/article_4082.asp

باید توجه داشت که جنبش هوویت طلبی آذربایجانی ها درایران جزء اساسی وجدائی ناپذیر جنبشهای دموکراسی خواهی، وحقوق بشر سراسری وجنبش برابری خواهی اقلیتهای ملی تحت ستم است.

ایل گویجی

2008-12-16

---------------------------------------------------------------

*- درمتن زیر که از فایل بالا برگرفته شده به سه گرایش درجنبش هوویت طلبی آذربایجان اشاره شده است:

درچند سال اخیر، جنبش هوویت طلبی درآذربایجان ابعاد جدیدی یافته و بنظر می رسد که با گسترش نفوذ خود در میان مردم اشکال متنوعی نیز پیدا کرده است. کسانی مرزهای هوویت طلبی اشان با آموزش زبان مادری درمدارس و ترویج سنن بومی به انتها می رسد. گروه های دیگری با توسل به فدرالیسم هوویت خودرا تعریف می کنند، و سرانجام گرایش سومی ازهوویت طلبان، استقلال کامل وجدائی ازکشور را گزینه مناسب خود میدانند.

در مجلۀ رادیوئی زمینه ها و زمانه ها خواهیم کوشید در پرتو یک بحث رادیوئی و به کمک سه تن از صاحبنظران آذربایجانی، به شناخت بیشتری از جنبش هوویت طلبی درآذربایجان دست یابیم.

دراین میزگرد، آقای تورج اتابکی، استاد دانشگاه وپژوهشگر مسائل آسیای مرکزی، آقای عارف کسگین، جامعه شناس مقیم آنکارا درترکیه وبالاخره آقای امیرحسین موحدی، سخنگوی کمیته بحران زندانیان سیاسی درمشگین شهر آذربایجان شرکت دارند.

امیرحسین موحدی، فعال مدنی درمشکین شهر آذربایجان می گوید: " درداخل کشور، تمایلات جدائی خواهانه وصحبت از تشکیل آذربایجان بزرگ جایگاه محسوسی ندارد. فعالین جنبش مدنی آذربایجان درحالیکه توسط دولت سرکوب میشوند، مورد بی مهری افراد تندرو وافراطی هم قرارمی گیرند."

به عقیدۀ تورج اتابکی:" هیچ کس نباید وکالت تسخیری ملت را به عهده بگیرد. چه حکومت وچه اپوزیسیون!. او معتقد است:" ما درصد سال گذشته، بهای سنگینی برای گرته برداری های تاریخی نادرست خود و گژ رفتاری های خود پرداخته ایم. برای اینکه برتاریخ خود اشراف نداریم....

۱۳۸۷ آبان ۱۷, جمعه

مصاحبه با یک کارشناس ایرانی‌ی امورآسیای مرکزی وقفقاز

پی‌آمدهای پیروزی اوباما درآسیای مرکزی

آمریکا درآسیای مرکزی یکی ازبازیگران قدرتمند به حساب می آید وپایگاه‌های نظامی دارد. این منطقه به دلیل همجواری با چین، روسیه وایران ومنابع انرژی خود، جایگاه ویژه ای درسیاست خارجی آمریکا کسب کرده است. پیروزی اوباما چه تاثیری برمنطقه خواهد نهاد؟

به‌نظر دکترهومن پیمانی، کارشناس ایرانی‌ی امور آسیای میانه وقفقاز، سیاست خارجی آمریکا برای درازمدت برنامه ریزی شده است، اما با ورود اوباما به کاخ سفید، "ادبیات سیاسی نوینی" برآن حاکم خواهد شد.

دویچه وله: آمریکا در کشورهای آسیای مرکزی پایگاه‌های نظامی دارد و تاکنون سیاست فعالی را در این منطقه دنبال کرده است. پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری، چه تاثیری بر سیاست‌های آمریکا در برابر کشورهای آسیای مرکزی خواهد داشت؟

هومن پیمانی: من فکر نمی کنم تغییرات اساسی درسیاست آمریکا بوجود بیاید، سیاست خارجی آمریکا، به‌ویژه در عرصه نظامی، سیاستی درازمدت و راهبردی هست. این سیاستی است که اززمان فروپاشی اتحاد شوروی یعنی ازسال ۱۹۹۱ میلادی تا امروز ادامه داشته و سیاست گزارن آمریکا چه دمکرات وچه جمهوری‌خواه آن را ازجمله درمسائل راهبردی سیاست خارجی دنبال کرده اند. خاورمیانه، خلیج فارس، آسیای میانه و قفقاز ازمناطقی هستند که به دلیل دارا بودن منابع عمده نفت و گاز، بازار بزرگی برای سرمایه وکالاهای آمریکائی ایجاد می‌کنند. همچنین موقعیت خود این کشورها سبب می‌شود که به عنوان کشورهای راهبردی اهمیت یابند. از این جهت، من فکر نمی کنم درسیاست آمریکا تغییری بوجود بیاید. سیاست کلی آمریکا، درهرحال تحکیم خود به عنوان قدرت بلامنازع جهانی است.

س: سیاست آمریکا در کشورهای آسیای مرکزی، به‌ویژه درکشورهای همسایه ایران مثل آذربایجان و ترکمنستان بنظر شما چگونه خواهد بود؟

ج: چیزی که ممکن است بوجود بیاید به قول معروف بحث در مورد ادبیات حاکم بر سیاست خارجی آمریکا خواهد بود. ولی منافع اقتصادی، سیاسی و نظامی آمریکا با تغییر رئیس جمهور عوض نمی شود. حال چه رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه باشد چه دمکرات. از آنجا که این دو کشور از نظر نفت و گاز و همچنین به عنوان همسایه ایران برای آمریکا اهمیت دارند، در سیاست آمریکا تغییراساسی پیدا نخواهد شد، بلکه به‌نظر من همان سیاست‌هائی تداوم خواهد یافت که در ظرف دو دهه گذشته جاری بوده است.

ایران با توجه به موقعیت استراتژیک خود تابه‌حال نتوانسته در منطقه آسیای مرکزی نفوذ اقتصادی و یا سیاسی داشته باشد. یکی از دلایلی که همیشه طرح می شد ، مسئله تیرگی روابط ایران با آمریکا بود. حال به‌نظر شما انتخاب باراک اوباما چه تاثیری ممکن است بر مناسبات کشورهای آسیای مرکزی با ایران داشته باشد؟

ج: من با این مسئله زیاد موافق نیستم، برای این‌که ایران در ظرف ۱۶ سال گذشته در بعضی زمینه‌ها از جمله درپایان دادن به جنگ داخلی تاجیکستان موفق بوده است. ایران با کمک روسیه توانست به دولت تاجیکستان و نیروی مخالف آن کمک کند تا به جنگ داخلی خاتمه دهند و به صلح و تفاهم برسند. در زمینه همکاری‌های امنیتی هم، به‌نظر من ایران موفق بوده است. من فکر می‌کنم در دوران باراک اوباما ایران قادر خواهد بود به نفوذ خودش گسترش بدهد

.

س: آیا با انتخاب باراک اوباما به ریاست‌جمهوری آمریکا، ما شاهد رویکرد نوینی درسیاست خارجی آمریکا درمنطقه از جمله درقبال ایران خواهیم بود؟

ج: سیاست‌های آمریکا به صورت درازمدت تعیین می شود نه بر مبنای شخصیت رئیس‌جمهور وسیاست‌های حزب او. سیاست‌هائی که آمریکا درمنطقه دنبال کرده، به‌خاطر ادبیات ناموزون و نامعقول و همچنین واقعیت‌های منطقه سبب تشدید اختلاف‌ها شده است. من فکرمی کنم در ادبیات سیاسی و لحن صحبت آمریکا تغییراتی به‌وجود خواهد آمد و این مسئله نه تنها در برخورد با ایران، بلکه در برخورد با تمامی کشورها خواهد بود. دولت آمریکا کماکان ایران را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای در نظر می گیرد و حضور ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای اصولا برای آمریکا قابل قبول نیست. در آینده آمریکا بالاخره به نوعی قبول خواهد کرد که در روابط خود با ایران تجدید نظر کند. اما به نظر من، این تغییر در آینده خیلی نزدیک صورت نخواهد گرفت.

مصاحبه گر: طاهر شیرمحمدی

*- فایل مربوطه: http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,3767851,00.html

۱۳۸۷ مهر ۱۹, جمعه

بیانیه‌ی سازمان عفو بین‌الملل به مناسبت روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام

دهم اکتوبر روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام است

در اعلامیه‌ی نخستین «کنگره جهانی لغو مجازات اعدام» که در ۲۰۰۱ در استراسبورگ فرانسه برگزار شد، آمده است: «مجازات اعدام هیچگاه از ارتکاب جرمی جلوگیری نکرده است. این مجازات همواره اقدامی بمثابه شکنجه، عملی بی‌نهایت وحشیانه، رفتاری غیرانسانی و اهانت‌آمیز به شمار می‌رفته است. جامعه‌ای که مجازات اعدام را اعمال نماید، جامعه‌ای است که خشونت را تشویق می‌کند. هر جامعه‌ای که به کرامت و منزلت انسان‌ها احترام می‌‌گذارد، در جهت الغای این مجازات کوشش می‌کند


دویچه وله: امروز - جمعه ۱۰ اکتبر - روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام است. عفو بین‌الملل در فراخوانی خواستار برپایی آکسیونهای اعتراضی در سراسر جهان علیه این مجازات بی‌رحمانه شده است.

در بیانیه‌ی سازمان عفو بین‌الملل که به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام منتشر کرده، آمده است که بیشترین اعدام‌ها در جهان در آسیا صورت می‌گیرد.

به نوشته‌ی عفو بین‌الملل، در سال گذشته یک‌هزار و ۲۵۲ مورد اعدام در ۲۴ کشور جهان ثبت شده است. بیشترین اعدام‌ها در شش کشور جهان به اجرا درآمده است که چین در رأس آنها قرار دارد. ایران جایگاه دوم را دارد و عربستان سعودی، پاکستان و ایالات متحده‌ی آمریکا در ردیف‌های بعدی قرار دارند. کشور میزبان المپیک ۲۰۰۸ - چین - در سال ۲۰۰۷، دستکم ۴۷۰ نفر را اعدام کرده است.

رناته مولر-وولرمان، یکی از مسئولان عفو بین‌الملل در آلمان می‌گوید، نگاه جهان به سوی آسیا دوخته شده است. آسیا بیش از این نمی‌تواند اصول اساسی حقوق بشر را نادیده بگیرد. به گفته‌ی این مقام عفو بین‌الملل، ۹۵ درصد جمعیت آسیا در کشورهایی زندگی می‌کنند که در آنها مجازات اعدام وجود دارد.

همچنین اریکا اشتاین‌باخ، سخنگوی کمیسیون حقوق بشر احزاب دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی در پارلمان آلمان با انتشار بیانیه‌ی به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، گفته است، مجازات اعدام هر ساله از سوی شمار بیشتری از کشورها کنار گذاشته می‌شود. با این‌حال تنها یک سوم جمعیت جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که مجازات اعدام در آنها لغو شده است.

در ادامه‌ی بیانیه سخنگوی کمیسیون حقوق بشر احزاب دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی آلمان آمده است، در برخی کشورها حتی در این باره عقب‌گرد دیده می‌شود. به عنوان مثال شمار اعدام‌ها در افغانستان و اتیوپی در سال ۲۰۰۷ افزایش یافته است. در گواتمالا در سال جاری مقام‌های آن کشور دست به اقدامات قانونی زده‌اند که اجرای مجازات اعدام را مجدداً امکان‌پذیر می‌سازد. در ایران اخیراً قانونی به تصویب رسیده که براساس آن، "ارتداد" یا بازگشت از اسلام با مجازات مرگ روبروست.

ایران در کانون انتقادها
درسالهای اخیر ایران از معدود کشورهایی بود که در کانون انتقادهای بین‌المللی به خاطر شمار بیشتر اعدام‌ها و نیز اعدام نوجوانان بزهکار قرار داشت. براساس گزارش سازمان عفو بین‌الملل، در ۲۰۰۷ در حالی که تعداد مجازات اعدام در سراسر دنیا نسبت به سال قبل کاهش یافته بود، ایران از جمله‌ی معدود کشورهایی بود که شمار اعدام‌ها در آن نسبت به سال قبل افزایش داشت. در سال ۲۰۰۷، دست کم ۳۱۷ نفر در ایران اعدام شده‌اند.

همزمان، جمهوری اسلامی ایران یکی از سه کشور جهان است که نوجوانان بزهکار را اعدام می‌کند. سازمان‌های مدافع حقوق بشر می‌گویند، در سه سال اخیر ۳۲ کودک در جهان اعدام شده که ۲۶ نفر آنها فقط در ایران بوده‌اند. این‌ها نوجوانان بزهکاری بودند که به هنگام ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشتند. تنها درسال جاری میلادی، شش نوجوان مجرم در ایران اعدام شده‌اند.

شمار زیادی از اعدام‌ها در ایران درانظار عمومی به اجرا درمی‌آیند. مقام‌های قضایی ایران تصور می‌کنند نمایش‌ خیابانی اعدام‌ها، تأثیر اجتماعی مثبتی در کاهش جرائم دارد. لیکن، مطالعات جامعه‌شناختی در بیشتر کشورها حاکی از آن است که چنین کاری به گسترش بیشتر خشونت بیشتر و رسوخ آن در روان جامعه می‌انجامد.

مدافعان حقوق بشر و مخالفان مجازات اعدام براین نظرند که اعدام اجرای عدالت نیست، بلکه انتقام است و اجرای این مجازات خشن و بی‌رحمانه در هیچ کشوری مانع از ارتکاب جرم نشده است.

در اعلامیه‌ی نخستین «کنگره جهانی لغو مجازات اعدام» که در ۲۰۰۱ در استراسبورگ فرانسه برگزار شد، آمده است: «مجازات اعدام هیچگاه از ارتکاب جرمی جلوگیری نکرده است. این مجازات همواره اقدامی بمثابه شکنجه، عملی بی‌نهایت وحشیانه، رفتاری غیرانسانی و اهانت‌آمیز به شمار می‌رفته است. جامعه‌ای که مجازات اعدام را اعمال نماید، جامعه‌ای است که خشونت را تشویق می‌کند. هر جامعه‌ای که به کرامت و منزلت انسان‌ها احترام می‌گذارد، درجهت الغای این مجازات کوشش میکند».

*- فایل مطلب: http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,3703395,00.html

۱۳۸۷ شهریور ۱, جمعه

توسل به زور برای جلوگیری از رفرمی تاریخی در21 آوگوست چهل سال پیش

بیست ویکم آوگوست امسال چهلمین سالروز اشغال پراگ

برای سرنگونی دولت کمونیستهای اصلاح طلب است

40 سال پیش در روز 21 آوکوست 1968 مردم چکسلواکی صبح که ازخواب برخاستند، متوجه شدند که کشورشان تحت نام «پاسداری ازصلح و سوسیالیسم دربرابر دشمنان امپریالیستی» اشغال نظامی شده است. بدین ترتیب تحولاتی که از ژانویه 1968 با تغییرات درکادر رهبری کشور شروع شد وبه بهار پراگ معروف گشت، روز 21 اوت آن سال به زور تانکهای هفت کشور پیمان ورشو به خاک سپرده شد وسایه‌ ی خفقان مجدداً برکشورحاکم شد، تا اینکه 21 سال بعد همه‌ی آن سیستم معروف به "اردوگاه سوسیالیزم عملا موجود" فرو پاشید وسرنوشت اعضایش ازجمله چکسلواکی نیز تابعی از حکم تاریخ یعنی آغاز دوره ی جدیدی ازتاریخ بشریت گردید.

در زیر توجه علاقمندان به دو مطلب از دو منبع متفاوت، که به مناسبت چهلمین سالگرد واقعه ی تاریخی 1968 پراگ نوشته شده جلب می شود.

ایل گویجی

2008-08-22 / 31 مرداد 1387

-------------------------------------------

بهار پراگ یا پائیــز " کمونیزم روسی"

علی امینی نجفی، بی بی سی - چهارشنبه 20 اوت 2008 - 30 مرداد 1387

*- فایل مطلب http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2008/08/080820_si-prague-communism.shtml

تجربه بهار پراگ، رؤیای شیرین مردم چکسلواکی بود که با لشکرکشی ارتش‌های پیمان ورشو در شامگاه بیستم اوت ۱۹۶۸ به کابوسی تلخ بدل شد. این رویداد شکست "کمونیسم روسی" را به نحوی شگرف و بیست سال پیش از سقوط واقعی آن الگو، به نمایش گذاشت. > *- ادامه ی مطلب از منبع مطالعه شود.

-----------------------------------

نگاهی به بهار پراگ،

*- منبع: سایت دویچه وئله ، فایل مطلب http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,3584675,00.html

کسی که درباره بهار پراگ حرف می‌زند، بیش از هرچیز درباره ی یک چیز سخن می‌گوید: درباره پایان آن. ازشبانگاه بیستم تا سحرگاه بیست و یکم اوت ۱۹۶۸ نیروهای نظامی کشورهای عضو پیمان ورشو وارد چکسلواکی شدند وبا خشونت به روند اصلاحاتی پایان دادند که از چند ماه پیش از آن در چکسلواکی آغاز شده بود. نگاهی به مهمترین رخدادها و پیامدهایی که بهار ۱۹۶۸ را به "بهار پراگ" تبدیل کرد.

آزادی اجتماعات، آزادی مطبوعات و آزادی خروج ازکشور – درسال ۱۹۶۸ الکساندر دوبچک می‌خواست تا با طرح چنین شعارهایی دست به اصلاح نظام سیاسی چکسلواکی بزند. اما شوروی چنین اصلاحاتی را نمیخواست واین بود که وارد عمل شد.

در حقیقت سرآغاز بهار پراگ در فصل زمستان بود. در روز پنجم ژانویه ۱۹۶۸ الکساندر دوبچک دبیرکل حزب کمونیست چکسلواکی شد، حزبی که برچکسلواکی حکومت می‌کرد. پیش از او آنتون نووتنی دبیرکل حزب بود که از زمانی که دانشجویان و روشنفکران در تابستان ۱۹۶۷ شروع به اعتراض علیه سیاست او کرده ‌بودند، کنترل اوضاع را از دست داده بود.

دوبچک اصلاح‌طلب بود. او اگر چه نمی‌خواست که سوسیالیسم را از میان ببرد، اما قصد داشت آن را لیبرال‌تر سازد. او خواهان آزادی مطبوعات بود و آزادی اجتماعات و آزادی سفر به خارج از کشور و نیز انجام اصلاحات اقتصادی. این طرحها در برنامه‌‌ای گنجانده شده بود که در روز ۵ آوریل ۱۹۶۸ به تصویب رسید. اما کشورهای کمونیستی عضو پیمان ورشو با بدگمانی به این برنامه می‌نگریستند و از این رو به دوبچک فشار می‌آوردند.

درماه ژوئن ۱۹۶۸ مانور نظامی نیروهای پیمان ورشو در چکسلواکی انجام گرفت. ازمدتها پیش قرار بود که این مانور درپایان آن سال صورت گیرد، اما شوروی موعد آن را به جلو انداخت. دولت چکسلواکی با انجام مانور موافقت کرد و نیز تاکید نمود که اگر هم اصلاحات صورت گیرد، همچنان عضو پیمان ورشو باقی خواهد ماند.

اما جریان اصلاح‌طلبی راه خود را می‌رفت. روشنفکران، ورزشکاران و دانشمندان سرشناس در ۲۷ ژوئن “مانیفست ۲۰۰۰ کلمه“ را تدوین کردند. آنان در این سند نظام کمونیستی را به نقد کشیدند و رهبری حزب کمونیست چکسلواکی را نالایق و فاسد خواندند. شوروی که می‌دید دولت چکسلواکی براوضاع مسلط نیست، درمیانه ماه ژوییه به دولت این کشور هشدارداد، که خروج چکسلواکی ازبلوک کشورهای سوسیالیستی پذیرفتنی نیست. دولت چکسلواکی انتقادهای شوروی را نمی‌پذیرفت ودست از انجام اصلاحات هم برنمی‌داشت.

شوروی درمرزچکسلواکی دست به مانورنظامی زد. تا روزبیستم اوت، دولت چکسلواکی تلاش کرد تا با استفاده ازهمه امکانات دیپلماتیک جلوی بحرانی‌تر شدن اوضاع را بگیرد. اما تلاشهای دولت نتیجه‌ای نیافت. درروز بیستم اوت ۱۹۶۸ نیروهای نظامی شوروی، لهستان، جمهوری دمکراتیک آلمان، مجارستان و بلغارستان وارد خاک چکسلواکی شدند.

صداهای گزارشگران رادیوهای آلمانی آن دوره درآرشیوها موجودند. یکی از آنان خبر می‌دهد که “تهاجم مسلحانه، کمونیستهای اصلاح‌طلب را کاملا غافلگیر کرد.“، دیگری می‌گوید: “صدها شهروند با بدنهای خود راهها را بسته‌اند و نام دوبچک را صدا می‌زنند.“ خبرنگاری دیگر می‌گوید: “گروههای جوانان در کامیونهای سر باز در حالی که پرچمی خونین در دست دارند در پراگ می‌گردند. اما به نظر می‌رسد که دبیرکل حزب، دوبچک، و دیگر رهبران حزب مایل به ادامه درگیریهای خیابانی نیستند.“ وخبرنگاری دیگرگزارش می‌دهد که شرکت کنندگان در تظاهرات درحال اعتراض‌اند و با پرچم چکسلواکی در دست، روی زره‌پوشهای روسی می‌پرند.

پس از آن، الکساندر دوبچک و دیگر سیاستمداران اصلاح‌طلب دستگیر شدند. آنان در پایان ماه اوت پروتکلی را در مسکو امضا کردند که در آن تعهد کردند از اصلاحات چشم بپوشند، سانسور را دوباره برقرار کنند و استقرار نیروهای نظامی شوروی را در کشورشان بپذیرند. در اینجا بود که بهار پراگ نیز به پایان رسید.%

۱۳۸۷ مرداد ۲۹, سه‌شنبه

افزایش فشار بر ژورنالیستها و نشریه های ترکمنصحرا

آیا مخالفین آزادی بیان ومطبوعات درایران

ژورنالیستها و نشریه های ترکمنصحرا را درتـنگنا قرار دادند ؟

در زیر دو خبر که از دو منبع متفاوت ترکمنصحرا برگرفته شده قرارداده می شود، که هردو بیانگر افزایش فشار و محدویت بر ژورنالیستها ونشریه های ترکمنصحراست.

ایل گویجی

------------------------------------------------------

سرانجام قدیمی ترین وبلاگ نویس ترکمنصحرا ازنوشتن دست برداشت

*- منبع: وئبلاگ turkmen.blogsky.com

به دلیل ایجاد برخی اتفاقات عجیب و غریب پیرامون بنده و به استقبال ازاین اتفاقات من هم از ۵ سال سابقه خبرنگاری خودم میگذرم و عطای نوشتن و سابقه خبرنگاری، تحلیل و بعضا مقالات برای نشریات وسایت ها رو برای همیشه در هر موضوعی کنار میگذارم و در همینجا همکاری با کلیه نشریاتی که تعهد همکاری دارم و نوشتن برای سایت ها و... رو قطع میکنم تا مادامی که ارزش نوشتن درک و تحمل انتقادات بیشتر شود.

این چند وقته از نوشتن و حرفه ی بی ارزش خبرنگاری(از دید برخی ها) خیلی ضرر ها و خسارت ها به بنده وارد شده... چندین نوبت دادگاه و تشکیل پرونده... اطلاعات نفس گیر و... اتفاقات عجیب، زندگی رو اندکی برای من و خانواده(دلنگرانم) تنگ نموده بود که به پیشنهاد این عزیزان تصمیم بر آن گرفتم که از این به بعد زندگی کنم و دست از نوشتن در هر موضوعی بردارم... البته یک کتاب نیمه تمام در رابطه با تخصصم دارم که برام تموم کردن این هم سخت شده با اینکه در نیمه پایانی هستم تلاش خودم رو میکنم تا این یکی تمام بشه.

از همه دوستانی که در طول این ۵ سال نوشتن برای نشریاتی همچون همزیستی و بعضا صحرا بصورت موردی و سایت های اطلاع رسانی استان گلستان و گنبد با راهنمایی ها و تشویقشان باعث رسیدن بنده به این مرحله شدند تشکر میکنم،بعضا یک سری مطالبم حتی در نشریات و روزنامه های چندصد هزار تیراژی کشور هم بازتاب و حتی نقد میشد که باعث خرسندی بنده میشد و یا بازتاب میان مردم استان که حتی غیر از تشویقات با مخالت هایی هم که میشد باعث رضایت بنده از مطالبم میشد چراکه اگر بی مورد بود اینقدر مورد توجه نمیشد و... به هر حال در مورد هر موضوعی یک دسته مخالف وجود داره و یک دسته موافق کاریشم نمیشه کرد.

از همه دوستان خبرنگار و بخصوص دوستان وبلاگ نویس چه اون موندگار ها و چه اونهایی که میومدن و میرفتن بخاطر همه راهنمایی ها و پیغام هایشان از جمله استاد ر. میاندره،خواهر نادیده ام بهاره با وبلاگ مایا،آقا مسعود ترکمن،دکتر سردار،دایان عزیز با وبلاگ یگیت و... بقیه دوستان تشکر میکنم.

البته ازنوشتن تا درست شدن این وضع کنار میکشم، ولی فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی برپایه خود استوارخواهد بود.

خدایا چنان کن سرانجام کار......که تو خوشنود باشی و ما رستگار

خدا نگهدار

فریدون ، مرداد سال 1387

----------------------------------------

چرا سایت صحرا تا امروز از نو طراحی و فعال ساز ی نشده است ؟

*- منبع : وئبلاگ drdieji.blogfa.com

مدتی قبل نوشته بودیم که سایت صحرا را از نو طراحی و فعال سازی خواهیم کرد. پس از آن خیلی از دوستان اعلام همکاری با سایت صحرا کرده بودند. اما به دلایلی که نمی توانستیم مطرح کنیم کار طراحی سایت به درازا کشید و متاسفانه تا امروز نیز حاضر نشده است. درواقع مسئولیت این کار را دوست وبلاگ نویس اندیشمندمان آقای فریدون قاریی به عهده گرفته بودند که چندی پیش درهفته نامه صحرا مقاله خوبی درمورد حذف نام ترکمن صحرا از نقشه ایران نیز نوشته بودند. آقای قارئی که درطی هفته های گذشته همواره می گفتند مشکلاتی برایشان پیش آمده و درحال حاضر آمادگی طراحی سایت را ندارند بالاخره دروبلاگ خود سکوت را شکسته ومشکلات و موانع خود را بر زبان آورده اند.

--------------------------------------------------