۱۳۸۸ خرداد ۲۳, شنبه

Prezident election

دویچه وله:

انتخابات را اصلاح‌طلبان باطل و محافظه‌کاران «پیروزی شیرین» می‌دانند

درحالی که ناظران سیاسی داخل و خارج، ارقام مربوط به نتایج آرای انتخابات ریاست‌جمهوری را با ناباوری می‌نگرند، نمایندگان جناح‌های سیاسی مخالف در ایران، سخنان ضدونقیضی در این باره بر زبان می‌رانند.

محتشمی‌پور: انتخابات باطل است

پایگاه داد گزارش داده است که علی‌اکبر محتشمی‌پور، رییس کمیته‌ی صیانت از آرا،انتخابات ۲۲ خرداد را به دلیل «تخلفات گسترده‌ی ناظران و مجریان در مراحل مختلف رای‌گیری و شمارش آرا»، باطل می‌داند.

داد به نقل از سایت خبری هم‌میهن نوشته است: «محتشمی‌پور رسما از شورای نگهبان خواست این انتخابات را باطل اعلام کرده و انتخاباتی در شان جمهوری اسلامی و مطابق با موازین دمکراسی برگزار کند».

محتشمی پور همچنین گفته است که: «ما به انتخاباتی که در ۵۰ درصد حوزه‌های آن ناظری وجود نداشته اطمینان نداریم و آن را باطل می‌دانیم. وی افزوده است: «نمایندگان ما در زمان تجمیع آرا در وزارت کشور، در این وزارت‌خانه حضور نداشتند و ما هم نتایج را از تلویزیون‌ها شنیدیم». محتشمی‌پور اعلام کرده که طی نامه‌ای از شورای نگهبان درخواست کرده انتخاباتی در شان ایران برگزار کند.

وی در برابر این پرسش که اگر شورای نگهبان به این درخواست توجه نکند، چه خواهید کرد گفته است: «این اقدام اولیه‌ی ما است و در صورت عدم توجه، مراحل بعدی اعتراض را انجام می‌دهیم».

به موازات آن، سایت تابناک که به محافل نزدیک به محسن رضایی تعلق دارد، تنها برای نشان دادن نمونه‌ای از تخلفات انتخاباتی متذکر شده که در آخرین گزارش رسیده از ستاد انتخابات کشور، با وجود شمارش ۵ میلیون رای جدید، آرای دکتر محسن رضایی به عوض افزایش، تقلیل یافته است!

در پی پیام آیت‌الله خامنه‌ای که از نامزدهای انتخاباتی خواسته است از هرگونه رفتار و گفتار تحریک‌آمیز پرهیز کنند، محسن رضایی در پیامی ضمن دعوت مردم به آرامش و وحدت، از خامنه‌ای خواسته است «به دغدغه‌هایی که موجب تشویش اذهان مردم ایران» شده، از هر طریق صلاح می‌داند رسیدگی کند.

«عملیات روانی برای توجیه شکست»

از سوی دیگر، محمد اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اعلام کرد که «برخی جریان‌ها با اعتراض به صحت انتخابات، دنبال توجیه شکست خود هستند». وی که با خبرنگار ایرنا سخن می‌گفت، افزود: «افرادی که با طرح صیانت از آرا تلاش می‌کنند منافع ملی را قربانی کنند بدانند قربانی کردن منافع و مصالح کشور، برای توجیه شکست در انتخابات قابل بخشش نیست».

کوثری تاکید کرد که طرح این مسائل «ایجاد نوعی عملیات روانی از سوی اصلاح‌طلبان» است. وی این کار را غیرقانونی خواند و گفت: «پذیرش قواعد دمکراسی ایجاب می‌کند که جریان ناکام در انتخابات به رای مردم احترام بگذارد و برای توجیه شکست خود دنبال مقصر نگردد».

پیش از آن، میرحسین موسوی در بیانیه‌ای به نتایج اعلام‌شده‌ی انتخابات اعتراض کرده و آن را «بهت‌آور» و «شعبده‌بازی دست‌اندرکاران انتخابات» خوانده بود. موسوی تصریح کرده بود که تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نخواهد شد.

«تلخ کردن شیرینی پیروزی احمدی‌نژاد»

از سوی دیگر، خبرگزاری فارس، وابسته به نیروهای محافظه‌کار در ایران، گزارش داد که به دنبال مشارکت گسترده‌ی مردم در انتخابات و انتخاب احمدی‌نژاد به عنوان رییس‌جمهور، «افراطیون فشار خود را بر میرحسین موسوی برای عدم پذیرش رای مردم تشدید کرده‌اند».

این خبرگزاری از «جلسه‌ای» یاد کرده که در آن اعضای شورای مرکزی مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت، میرحسین موسوی را تحت فشار قرار داده‌اند که با صدور بیانیه، گفت‌وگو با خبرنگاران داخلی و خارجی، شبکه‌های ماهواره‌ای و ملاقات با مسئولان نظام، از «پذیرش رای ۲۴ میلیون ایرانی به احمدی‌نژاد» خودداری کند.%

info



کروبی: نتایج آرا مضحک و شگفت‌انگیز است


متن كامل اولین بیانیه كروبی به شرح زیر است

بسم الله الرحمن الرحیم


ملت شریف ایران


۲۲ خرداد ماه كه از حیث مشاركت كم سابقه شما مردم عزیز می‌توانست جشنواره بزرگ جمهوریت در نظام امام خمینی باشد به سوگواری تبدیل شد،‌ و در سوگواری جز مرثیه چه می‌توان خواند،‌ مرثیه‌ای برای اعتبار و آبروی رای فردی كه به عشق و ایمان برای تغییر اوضاع كشور به صحنه آمدند و چنین تخلف در امانت دیدند.

نتایج اعلام شده برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری چنان مضحك و شگفت است كه در بیان و بیانیه نمی‌آید و باید فكر دیگری كرد. این شیوه رای گیری و شمارش آرا یادآور شمارش آرا مرحوم مدرس است كه حتی از شمارش رایی كه آن مرحوم به خویش داده بود دریغ كردند و تكرار دروغ پردازی‌های تلویزیونی یادآور آمارهای منتشر شده در مناظره‌هاست.

شگفتا كه مشاركت ملت به ابزار تحكیم دولت تبدیل شد،‌ و از دموكراسی به سوء استفاده از مشاركت ملت بسنده شد. بدیهی است كه نتایج و نهاد برآمده از چنین شمارش آرایی فاقد مشروعیت است و مورد قبول اینجانب نیست.

من به پیشگاه ملت شكایت می‌برم و دستان همه رای دهندگان به خصوص دانشجویان،‌روشنفكران،‌ زنان محرومین و افراد مورد تبعیض اعم از دگراندیشان،‌ اقلیت‌های قومی و مذهبی، ‌دراویش، ‌اهل حق را می‌بوسم و حتما در مقابل این مهندسی و تنظیم ناشیانه رای ملت سكوت نخواهم كرد و به عنوان فردی مستقل در چارچوب فكری و سیاسی خاص خود و بر اساس مواضع و بیانیه‌هایی كه منتشر كرده‌ام در صحنه خواهم ماند و گزارش اقدامات خود را در بیانیه‌های بعدی به اطلاع ملت بزرگ ایران خواهم رساند. این تازه اول داستان است.

مهدی كروبی


۱۳۸۸ خرداد ۲۰, چهارشنبه

amnesti we Iran prezident saylawy

درخواست عفو بین الملل از نامزدهای انتخابات ایران

گروه عفو بین الملل دریک بیانیه مطبوعاتی که سه روز پیش از انتخابات ریاست جمهوری ایران منتشر کرده از نامزدها خواسته است به مسائل جدی حقوق بشر همچون محدودیت شدید آزادی بیان، بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و محاکمه های غیرعادلانه رسیدگی کنند. عفو بین الملل ازقول و قرار برخی ازنامزدها برای رسیدگی به مشکل تبعیض های غالب در ایران علیه زنان و همچنین اقلیتهای قومی و رسیدگی به مشکلات اقتصادی برای بهبود رفاه مردم، استقبال میکند.

اما عفو بین الملل که یک گروه معتبر حقوق بشر است بلافاصله فهرست بلندبالایی از موارد نقض حقوق بشر در ایران که به گفته این گروه برخی از آنها در آستانه انتخابات تشدید شده است را بر می شمارد و خواستار رسیدگی برنده انتخابات به آنها می شود.

این گروه می نویسد: "این مسائل شامل محدود شدن شدید آزادی بیان، بازداشت های خودسرانه، شکنجه و سایر بدرفتاری ها، محاکمات غیرعادلانه و توسل بی رویه به مجازات اعدام (از جمله علیه مجرمان زیر 18 سال) و همچنین موارد سنگسار است."

به گفته عفو بین الملل در دوره انتخابات میزان سرکوب، هم در مورد مردم عادی که مستقیما درباره انتخابات اظهار نظر می کنند، یا کسانی که به نوعی مخالفان نظام تلقی می شوند از جمله دانشجویان، فعالان حقوق زن، وکلا و اقلیت های به رسمیت شناخته نشده مذهبی مانند بهائیان و اهل حق، افزایش یافته است.

این گروه ابراز نگرانی می کند که به جز چهار نفر، همه متقاضیان از جمله کلیه زنان بر مبنای معیارهای تبعیض آمیز، از رقابت منع شده اند و می افزاید که در گذشته نیز وضع مشابهی حاکم بوده است.

این گروه می نویسد نگران افزایش دستگیری ها در هفته های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری است، که بر بدتر شدن وضع سرکوب کسانی که می خواهند عقایدشان را بیان کنند دلالت دارد ومی افزاید:

"در دوره پیش از انتخابات، عفو بین الملل گزارش هایی دریافت کرده که حاکی از شدت گرفتن امواج دستگیریهای خودسرانه و آزار به خصوص علیه اعضای اقلیت های مذهبی و قومی از جمله بهائیان، کسانی که از اسلام روی گردانده اند، دانشجویان، اعضای اتحادیه های تجاری و فعالان حقوق زنان است."

عفو بین الملل می گوید مقام های ایرانی "با زندانی کردن مردم فقط به خاطر بیان دیدگاه های مخالف، بحث آزادانه ای را خفه میکنند که پیشنیاز هرانتخاباتی است. شهروندان باید بتوانند آزادانه تظلمات وتقاضاهای خود را بیان کنند تا کاندیداها بتوانند به آنها رسیدگی کنند."

این گروه سپس مواردی از این "سرکوبها" را مثال می زند.

به گفته این گروه روز 14 مه ویدئویی در وبسایت یوتیوب منتشر شد که ادعا می شود در آن محمد خاتمی، حامی میرحسین موسوی که آذری است، ترک ها را مسخره می کند. آقای خاتمی این ویدئو را جعلی خوانده است.

براساس این بیانیه صدها فعال آذری پس از انتشار آن ویدئو دست به اعتراض و تظاهرات زدند و خواستار عذرخواهی آقای خاتمی شدند اما برخی از آنها دستگیر شده و هنوز تحت بازداشت هستند بی آنکه اجازه تماس با آنها داده شود.

علی رضا فرشی استاد دانشگاه آزاد مرند درشمال غربی تبریز و 14 نفر دیگر از کسانی هستند که عفو بین الملل میگوید طی تظاهراتی در یک پارک در تبریز دستگیر شده و تصور می شود هنوز تحت بازداشت باشند.

این بیانیه همچنین به ادامه بازداشت عباس حکیم زاده ومهدی مشایخی دانشجویانی که درفوریه 2009 توسط وزارت اطلاعات بازداشت شدند اشاره میکند ومیگوید سایر دانشجویانی که همزمان با آنها دستگیرشده بودند وبعدا آزاد شدند گفته اند که در زندان شکنجه شده اند.

این گروه در بخشی از بیانیه اش به بازداشت ده ها کرد پس از درگیری مسلحانه اعضای پژاک (حیات آزاد کردستان) با نیروهای انتظامی ایران که درجریان آن حداقل 18 مامور پلیس کشته شدند اشاره کرده است ومیگوید گزارش شده است که شمار دیگری ازکردها نیز درجریان سفر هشت روزه علی خامنه ای رهبر ایران به استان کردستان دستگیر شدند.

این بیانیه همچنین به ناآرامی های خشونت بار سیستان و بلوچستان پس از بمبگذاری انتحاری یک شورشی بلوچ در یک مسجد شیعیان که در جریان آن 25 نفر کشته شدند می پردازد.

عفو بین الملل که قبلا این بمبگذاری را محکوم کرده بود می گوید که کمتر از 48 ساعت پس از آن بمبگذاری سه نفر در زاهدان در نزدیکی محل انفجار اعدام شدند که بعدا معلوم شد از قبل از بمبگذاری بازداشت شده بودند اما به گفته دولت "اعتراف" کرده بودند که مواد منفجره مورد استفاده در آن حمله را تهیه کرده اند.

عفو بین الملل می گوید که در ناآرامی های متعاقب آن حدکثر 10 نفر کشته شده و ده ها نفر نیز بازداشت شدند و می نویسد: "اقلیت بلوچ ایران - مانند دیگر اقلیت ها در ایران - از تبعیض دولتی که به نقض شدید حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آنها منجر می شود رنج می برند."

"آنها عمدتا در استان های سیستان و بلوچستان و کرمان زندگی میکنند وتصور می شود یک تا سه درصد جمعیت تقریبا 70 میلیونی ایران را تشکیل می دهند."



۱۳۸۸ خرداد ۱۸, دوشنبه

مصاحبه Interview


گفتگوی سهیلا وحدتی

با دروئری دایک پژوهشگر عفو بین الملل درباره ایران

ایران نامه‌های عفو بین‌الملل را بی‌پاسخ می‌گذارد

دروئری دایک (Drewery Dyke) از پژوهشگران بخش خاورمیانه و شمال افریقا در عفو بین الملل است و روی مسائل ایران کار می کند. عفو بین الملل به تازگی گزارش سالانه کشورها را منتشر ساخت که شامل گزارشی درباره کشور ایران نیز هست. آقای دایک لطف کرده و به پرسش های من درباره گزارش سال 2009 پاسخ دادند که ترجمه ی این گفتگو در زیر به نظر شما می رسد.


وحدتی: آیا عفو بین الملل گزارش سالانه را درباره همه کشورها تهیه می کند؟

دایک: عفو بین الملل درباره اکثر کشورها گزارش تهیه می کند که در سلسله گزارش های سالانه آمده است.

اگر درباره یک کشور خاصی گزارشی وجود ندارد، به این معنا نیست که نقض حقوق بشر در آن کشور وجود ندارد. گزارش کشورها بطور مرتب و سالانه در چارچوب مجموعه هدف های حقوق بشری این سازمان و وضعیت خاص کشور تهیه می شود.

بطور نمونه، با آغاز کمپین «خواهان کرامت»* توسط عفو بین الملل، می توان انتظار داشت که گزارش سالانه ی کشورها در آینده بیشتر روی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تکیه کند.

وحدتی: دغدغه های اصلی در این گزارش ها روی چه مواردی است؟ و از چه منابعی در تهیه آنها استفاده شده است؟

دایک: گزارش 2009 توجه عموم را به بحران حقوق بشری معطوف می سازد که در زیر بحران اقتصادی جاری وجود دارد. این گزارش سالانه کشورهای فراوانی در بخش های مختلف جهان را در بر می گیرد و نشان می دهد که چگونه بحران اقصادی توجه عموم را از بحران حقوق بشری که در زمینه های اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی رو به رشد است، منحرف کرده و وضعیت نقض حقوق بشر را بدتر از پیش ساخته است. این گزارش بطور مستقیم به شکاف سرمایه گذاری در زمینه حقوق بشر اشاره می کند. حقوق بشر در سایه ی این بحران اقتصادی قرار گرفته است، از این رو ما رهبران را فرا می خوانیم که باردیگر به معیارهای بین المللی حقوق بشر متعهد شده و وضعیت جهانی جدیدی در زمینه حقوق بشر بسازند.

منابعی که در تهیه این گزارش های کشوری مورد استفاده قرار گرفته در مورد کشورهای گوناگون فرق می کند. در بسیاری از کشورها، عفو بین الملل اجازه دارد که سفرهای پژوهشی به آن کشورها داشته باشد و شواهد دست اول تهیه نماید. در برخی دیگر از کشورها، مثل عربستان سعودی، چین و ایران، عفو بین الملل اجازه چنین سفرهای پژوهشی را ندارد. در این موارد ما از گزارش های رسانه ها، منابع آکادمیک، فعالان حقوق بشر و جامعه مدنی و دیگر منابع دست دوم استفاده می کنیم. در مورد ایران، وبلاگ های طیف گسترده ای از شخصیت های شناخته شده نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

وحدتی: گزارش های عفو بین الملل کیفی هستند و اندازه گیری میزان نقض حقوق بشر اگر غیرممکن نباشد، بسیار دشوار است. با این وجود، آیا عفو بین الملل روند پسرفت یا پیشرفت وضعیت حقوق بشر در کشورها را دنبال می کند؟

دایک: هدف حرکت ما – هدف یک میلیون نفر اعضای عفو بین الملل درسراسر جهان – پایان دادن به نقض حقوق بشر در سراسر جهان است. برای ما، یک مورد نقض حقوق بشر، چه در زمینه ی آزادی بیان، دستگیری خودسرانه، بدرفتاری، شکنجه یا دادگاه ناعادلانه، غیرقابل قبول است. این تا حدودی به همین دلیل است که گزارش های تغییر وضعیت از سالی به سال دیگر کمتر چشمگیر است تا گزارش وضعیت سالانه. با این وجود، نمی توان انکار کرد که وضعیت رعایت و احترام به معیارهای حقوق بشر در ایران بدتر نشده است.

وحدتی: آیا شما امید دارید که پس از انتخابات ریاست جمهوری وضعیت حقوق بشر در ایران بهبود یابد؟ آیا عفو بین الملل پس از انتخابات درخواست سفر به ایران را خواهد نمود؟

دایک: در طول سال 2008 عفو بین الملل بیش از پنجاه بار به مقامات ایرانی نامه نوشت و درخواست سفر به ایران را مطرح نمود. این درخواستها با هیات های دیپلماتیک ایران در ورشو، اسلو، ژنو و لندن مطرح شد. عفو بین الملل هیچ پاسخی به هیچیک از این نامه ها دریافت نکرد. گرچه ما تلاش می کنیم که به فرهنگ و سنت های ایران که مردم و نمایندگانش خواهان بهبود شرایط زندگی در این کشور هستند، احترام بگذاریم، اما – در سطح شخصی – این خیلی ناراحت کننده است که ببینیم که سازمان ما که مرکب از یک میلیون عضو در سراسر جهان و ازجمله در ایران است، و بیش از 40 سال است که تلاش می کند وضعیت حقوق بشر در ایران بهبود یابد، حتی یک پاسخ به این همه نامه دریافت نمی کند.

انتخابات ریاست جمهوری جاری فرصتی برای مردم و رهبران ایران فراهم می کند که بر اهمیت کرامت انسانی تاکید نموده و بار دیگر به رعایت معیارهای حقوق بشر متعهد شوند. این فرصتی است برای تجدید، و تعهد به تحقق بخشیدن به حقوق بشر. ما همه نامزدهای انتخاباتی را فرا می خوانیم که موضع خود را نسبت به معیارهای جهانی حقوق بشر روشن ساخته و به مردم ایران توضیح دهند که چرا حقوق بشر اهمیت دارد و برنامه آنها برای ایجاد فضایی که حقوق بشر در آن شکوفا شود چیست.

وحدتی: گرچه حق زندگی اساسی ترین حق است، اما دغدغه ها و گزارش های مربوط به نقض حق زندگی و اعدام تقریبا در همه گزارش ها در پایین گزارش آمده است. چرا؟

دایک: روند لغو اعدام در جهان توقف ناپذیر شده است. در سالهای اخیر کشورهایی مثل ترکیه و کشورهای آمریکای مرکزی نرخ اجرای اعدام را کاهش داده و یا به کلی آن را لغو نموده اند. مجمع عمومی سازمان ملل در طول دو سال گذشته قطعنامه هایی را به تصویب رسانده و همه کشورها را به توقف اجرای اعدام فراخوانده است. به حق زندگی در گزارش کشورهایی که در آنجا هنوز اعدام مساله است، مثل ایران، توجه شده است. جای یک مطلب در متن گزارش بازتابی از اهمیت کاری که روی آن مساله می شود نیست، بویژه در مورد اجرای حکم اعدام بزهکاران نوجوان در ایران که بطور مطلق در قوانین بین المللی منع شده است.

در این باره، باید اضافه کنم که فعالان حقوق بشر هم در داخل و هم در خارج کشور از این که حکومت ادعا می کند که نوجوانان بزهکار را اعدام نمی کند، بشدت ناخشنود هستند. در مورد پرونده های قتل – که روشن است جرم های جدی هستند و حکومت باید جدی با آنها برخورد کند – قوه قضائیه می گوید که قضیه یک دعوای خصوصی است، بین دو طرف، که در آن حکومت هیچ نقشی ندارد و به همین دلیل وقتی که خانواده مقتول خواهان قصاص می شود، متهم به قتل هیچگونه حق درخواست دادخواهی مجدد و درخواست بخشش پس از پایان دادگاه را ندارد. این که حکومت به شیوه قضایی جان یک نفر را به عنوان قصاص می گیرد، در هیچ یک از حقوق بین المللی نیامده است. در مورد ایران، حکومت اعدام قضایی فرد را تحت عنوان قتل، اعدام و قصاص نفس به اجرا می گذارد. از نظر انسانی، جدا از اصطلاحات قضائی، این همان امر است: سلب زندگی فرد توسط حکومت. و هنگامی که حکومت زندگی کسی را به خاطر قتلی که در زیر 18 سال مرتکب شده سلب می کند، در واقع دارد نوجوان بزهکار را اعدام می کند.

وحدتی: این گزارش سالانه درباره «مثله جنسی زنان» (در فارسی گاه «ختنه زنان» خوانده شده) صحبتی نمی کند با وجود اینکه گزارشهایی از رواج آن در کردستان و مناطق جنوبی ایران منتشر شده است.

دایک: بله، مثله جنسی زنان در ایران گزارش شده است. ما در موقعیتی نبوده ایم که درباره میزان درستی این گزارش ها تصمیم بگیریم. بخشی از مساله سرکوب دوگانه ای است که زنان در مناطق کردنشین با آن روبرو هستند.

کردها به عنوان یک قوم با تبعیض حقوقی و اجتماعی توسط نهادهای حکومتی، از جمله دادگاه ها، روبرو هستند. زنان نیز با انبوهی از موارد تبعیض روبرو هستند و از این رو زنان کرد، بیشتر به حاشیه جامعه رانده شده و مورد تبعیض دوگانه قرار می گیرند. به دلیل همان تبعیض هایی که وجود دارد و این زنان نمی توانند برای کمک خواهی به حکومت مراجعه کنند، دولت نیز این شهروندان ایرانی را فراموش کرده است. این همان بحران حقوق بشری است که ما در گزارش سالانه به آن اشاره می کنیم. این وضعیت پایدار نیست و بشدت توجه همه ما را می طلبد، ما باید روی حقوق بشر سرمایه گذاری کنیم.

قربانیان مثله جنسی زنان، قربانی تبعیض دوگانه هستند: تبعیض توسط حکومت که علیه قوم کرد عمل می کند، و تبعیض توسط عادات و سنتهای اجتماعی که در بخشهایی از ایران زنان را بیشتر به حاشیه می راند. این مورد دیگری از شکاف سرمایه گذاری در زمینه حقوق بشر است که بهای وحشتناک گزافی را با خود حمل می کند.

آنچه روزبروز روشن تر می شود اینست که سازمان ما باید در مورد گزارش های روزافزون مثله جنسی زنان، بویژه در استانهای ایلام و جنوب کردستان، و مناطق دیگر، از جمله تهران، اقدام نماید.

وحدتی: بیطرفی گزارش های عفو بین الملل درمجموع درخور تقدیر است. عفو بین الملل هیچ فرضی را بدون مدارک و شواهد موجود بنا نمی نهد. بر اساس کدام شواهد عفو بین الملل گمان می برد که برادران علائی به خاطر فعالیت هایشان علیه بیماری ایدز زندانی شده اند؟

دایک: هدف عفو بین الملل این است که در حمایت از افرادی که با نقض آشکار حقوق بشر روبرو هستند، به موقع وارد عمل شود. ممکن است در هنگام دستگیری روشن نباشد که چرا فرد توسط لباس شخصی ها دستگیر می شود، اما دغدغه ی بدرفتاری با فرد و شکنجه ی او روشن است، چرا که این یک روش تثبیت شده در دهه های گذشته (در ایران) بوده است.

در روزهای پس از دستگیری برادران علائی، عفو بین الملل نگرانی خود را از اینکه آنها بخشا به خاطر فعالیت هایشان علیه بیماری ایدز و کاهش خطرات آن – از طریق مبادله ی سرنگ معتادان و امثال آن – مورد فشار حکومت قرار گرفته اند بیان نمود.

اما به مرور زمان روشن شد که دستگیری آنها و افراد دیگری مانند سیلوا هاروتونیان به خاطر دلایل امنیت ملی بوده که به زندانی شدن کسانی مثل منصور اسانلو، رهبر سندیکای کارگری، محمد صادق کبودوند، فعال حقوق بشری، و بسیاری دیگر انجامیده است.

یک حکومت ممکن است دغدغه های مشروع امنیتی داشته باشد و البته باید از خود دفاع کند. اما نباید بر مبنای واژه های گنگ و مبهم و قانون بگیروببند عمل کند که از یک سو به دستگیری فعالان زن که در یک گردهمایی صلح آمیز حقوق برابر را مطرح می کنند می انجامد، و از سوی دیگر به دستگیری میلیشای مسلحی که به نیروهای امنیتی حکومت حمله می کنند.

شفافیت و بیان دقیق سیستم قضائی ایران می تواند به کاهش موارد نقض حقوق بشر کمک کند و حتی باعث شود که ایرانیان و غیرایرانیان بهتر بفهمند که در کشور چه می گذرد.

وحدتی: شما می گویید که دلایل یک دستگیری ممکن است در زمانی که اتفاق می افتد ناروشن باشد و می پذیرید که آگاهی بیشتری به مرور زمان حاصل می شود. به همین ترتیب، شما گزارش هایی درباره مثله جنسی زنان دریافت کرده اید. چه چیزی مانع از توجه شما به این مساله در گزارش ایران شده است؟

دایک: این نکته موجهی است.

در طول چندسال گذشته ما گزارش هایی درباره نقض حقوق بشر اقلیت های قومی ایران منتشر کرده ایم. پس از انتشار گزارش درباره عرب های اهواز، اقلیت های کرد و بلوچ، ما از موارد دیگری که هریک از این اقلیت ها با آن روبرو هستند آگاه شده ایم. ما تلاش می کنیم که این درسها را در اقدامات آینده ، بطور مثال درباره آذربایجانی ها، ترکمن ها و دیگر اقوام که هنوز مسائلشان را در این گزارشها بازتاب نداده ایم، به کارببندیم. مثله جنسی زنان در گزارش مربوط به کردها نیامده زیرا که در زمان تهیه آن گزارش خبرهای رسیده در این زمینه ناکافی بود. البته این وضعیت در طول یک سالی که از انتشار آن گزارش می گذرد تغییر کرده است.

ما باید به گزارش های فزاینده درباره ختنه جنسی زنان توجه کنیم و من مطمئن هستم که چنین خواهیم کرد. من در حال حاضر نمی توانم بگویم که چه زمانی، ولی ما از این فرصت استفاده می کنیم که به این مساله بپردازیم.

وحدتی: از اینکه وقت گذاشتید تشکر می کنم.


۱۳۸۸ خرداد ۱۵, جمعه

Interview

دكتر مجيد تكه:

هنرمند بايد خود را از هرگونه فساد و آلودگي، به دور نگاه بدارد.

(گفتگوي اختصاصي مدير مسئول هفته نامه اقتصاد گلستان با دكتر مجيد تكه)

امروزه نام و آوازه استاد دكتر مجيد تكه و خانواده هنرمند وي، نه‌تنها استان گلستان، بلكه كشور‌هاي همجوار را نيز فرا گرفته و خدماتي را كه اين استاد مسلم موسيقي تركمن، طي 30 سال گذشته، در راستاي آموزش و تربيت جوانان هنرمند اين ديار انجام داده، بر كسي پوشيده نيست. امروزه گروه موسيقي آزادي گنبد، كه دكتر تكه آنرا بنيان نهاده و سرپر ست آن مي‌باشد، سنبل و سرسبد گروه‌هاي موسيقي سنتي تركمن محسوب مي‌شود كه اين گروه توانسته است در طول عمر 30 ساله خود، در اغلب جشنواره‌هاي داخلي و خارجي بد‌رخشد و در معرفي موسيقي تركمن، تاثير گذار باشد. دكتر تكه، در راه اعتلاي موسيقي سنتي تركمن، راه خود را يافته است، او با ايمان و اعتقاد كامل، به‌پيش مي‌رود و در طول شبانه‌روز با دقت و با حوصله كار مي‌كند و با پشتكار و جديت خود، هرگز لحظه‌اي را از دست نمي‌دهد و به‌جوانان دختر و پسر جوياي هويت و فرهنگ گذشته تركمن، دوتار آموزش مي‌دهد، كه اين تلاش‌ها و پشتكاري، راز پيشرفت، معروفيت و ماندگاري وي مي‌باشد.
دكتر مجيد تكه 30 سال است كه دوتار مي‌نوازد و به‌طور كلي نوازندگي دوتار، در خانواده آنان جزئي از زندگي محسوب مي‌شود و خانه وي آموزشگاه موسيقي تركمن شده است.
به گزارش خبرنگار پايگاه اطلاع رساني دانشجويان و دانش آموختگان تركمن ايران، دكتر مجيد تكه در گفتگوي اختصاصي با مدير مسئول هفته نامه اقتصاد گلستان، گفت: علاوه بر فعاليت هاي هنري اش، داستان حماسه «گوراوغلي« را براي اجرا بصورت روايتگري ساده، تنظيم و آنرا در سه جلد براي چاپ آماده كرده است و نيز پژوهشي در موسيقي تركمن دارد و كتاب ترانه‌هاي قديمي خوانندگان را جمع‌آوري و براي چاپ آماده نموده است.

س- وي خودش را اينگونه معرفي مي كند؟
ج - من مجيد تكه، درسال 1339 در گنبد متولد شدم و هم اكنون در آزادشهر، به شغل داروسازي مشغول هستم. تحصيلات ابتدايي را در گنبد، دبيرستاني را در تهران و دانشگاهي را در تركيه گذراندم و پس از دريافت دكتراي داروسازي، به گنبد آمدم و بعد در آزادشهر مشغول به‌كار شدم.

س‌ـ آيا هنر موسيقي در خانواده شما ارثي ‌است ؟
ج‌ـ پدرم علاقه زيادي به دوتار داشت، حتي به گفته يكي از دوستان پدرم (كه مرحوم شده) او بخشي خوبي بوده است. من دو برادر بزرگتر از خود دارم و بقيه كوچكتر هستند، برادر بزرگ من با آن كه به دوتار علاقه داشت، در اين مورد موفق نبود. برادر كوچكم به نام حميد، نوازنده خوبي بود كه متأسفانه عمرش طولاني نشد. خواهر كوچكم كه حالا محصل است، دوتار مي‌نوازد. مادرم كه مرحوم شده در نوازندگي زنبورك بسيار ماهر بود، كه بخشي از كار او را به‌عنوان يادگاري ضبط كرده و دارم.
در واقع من از همان دوران كودكي كه گوشم با موسيقي سنتي آشنا شده بود، به دوتار علاقمند شدم و از سن 13 و 14 سالگي نوازندگي دوتار را شروع كردم.

س‌ـ بهترين خاطرات دوران كودكي شما ؟
ج‌ـ مرحوم استاد نظرلي، به خانه ما زياد مي‌آمد. او با برادر بزرگترم دوست بود و من هر وقت او مي‌آمد روي زانوهايش مي‌نشستم و او برايم دوتار مي‌نواخت. ابتدا دوتار را پنهاني تمرين كردم. در خانه ما يك دوتار بود كه80 يا 90 سال سن داشت. روزي استاد نظرلي، اين دوتار را به امانت با خود برد، او قبل از رفتن 3 يا 4 آهنگ برايم نواخت و من آن قطعات را تمرين كردم و آن را با آهنگ ضبط شده، مقايسه نمودم. بعد از چند روز استاد برگشت و دوتار را تحويل داد. او بسيار خسته بود و از اتاق بيرون آمد تا دست و صورتش را بشويد. من استاد را صدا زدم و نوار جديدي را كه از خودم ضبط كرده بودم، برايش گذاشتم تا گوش بدهد. او ابتدا آهنگ خودش را شناخت و بعد متوجه شد كه در كنار آن، آهنگ ديگري هم شنيده مي‌شود. او از من پرسيد اين آهنگ را كي نواخته و من جواب دادم كه خودم تمرين كردم، بعد آهنگ را نواخته و ضبط كردم. استاد به من تبريك گفت و تأكيد كرد كه حالا كه دوتار به‌دست گرفتي، هرگز آن را كنار نگذار و ادامه بده. اين خاطره شيرين‌ترين خاطره دوران كودكي من است.

س‌ـ از ابتداي فعاليت خودت براي ما بفرماييد؟
س‌- بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، هنرمندان موسيقي تركمن، قدري از هم پراكنده بودند و من در آن سال‌ها جوان بودم و به شدت تمرين مي‌كردم و بعد به فكر ايجاد گروه موسيقي سنتي افتادم. در سال 1364 كه جشنواره موسيقي دهه فجر در تهران شروع شده بود. قرار شد كه گروه ما هم از گنبد در آن جشنواره شركت كند، اين هم سبب شد تا گروه ما تمرين بيشتري داشته باشد. در آن جشنواره به اتفاق آقايان يوسف ديبايي، شركت كردم و گروه ما اول شد و به عنوان بهترين نوازنده دوتار انتخاب شدم و بعد از سال1370 به‌طور مرتب، هر سال در جشنواره تهران شركت كرديم و مقام اول را داشتيم. در سال‌هاي بعد به گروه ما آقايان غفور قوجقي، آنابردي وجداني، منصور صبوحي، تاج‌وردي پيكر و ديگران اضافه شدند.

س‌ـ انجمن موسيقي گنبد وچطور شد كه اين انجمن در گنبد تشكيل شد؟
ج‌ـ پراكندگي هنرمندان موسيقي در گنبد و در شهرهاي ديگر، باعث شد كه به فكر ايجاد انجمن موسيقي در گنبد باشيم. در اين مورد با اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي گنبد و اداره كل ارشاد استان صحبت كرديم و بالاخره اداره كل ارشاد استان اجازه دادند كه ما در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي گنبد، انجمن موسيقي تركمن را تشكيل بدهيم. اين انجمن به نام استاد مرحوم نظرلي محجوبي، نامگذاري شد. حالا دو سال از تشكيل انجمن مي‌گذرد و حدود يكصد تن از هنرمندان موسيقي سنتي تركمن، در آن عضويت دارند و با تشكيل كلاس‌هاي آموزش دوتار، در خدمت هنرمندان هستيم.

س‌ـ از شما بعنوان استاد مسلم نوازندگي دوتار نام مي برند، چه توصيه‌اي به جوانان داريد و نظر شما براي حفظ اين هنر اصيل و حمايت از هنرمندان چيست؟
ج‌ـ من به جوانان توصيه مي‌كنم كه اين هنر را از دوران كودكي شروع كنند، هنرمند بايد درك كند كه هدف از اين هنر كسب معاش است و يا لذت بردن از هنر. هنرمند بايد خود را از هرگونه فساد و آلودگي، به دور نگاه بدارد. مردم هم ارزش «بخشي» را درك كنند و از آنان حمايت نمايند و به آنان احترام بگذارند. بايد قدر هنرمندان مرحوم شده را دانست و با برگزاري مراسم، مثل مراسم نظرلي محجوبي، از آنان تجليل كرد، همچنين با برگزاري جشنواره‌ها، از هنرمندان فعلي و پيش كسوت، قدرداني كرد. و بدانيد كه زبان دوتار بيان كننده آداب و رسوم، تاريخ و فرهنگ قوم تركمن و به عبارتي شناسنامه اين قوم است كه بايستي آن را به نسل آينده انتقال داد. دوتار تركمن در جهان مشهور است، زيرا بازگوكننده و تصويركننده زندگي مردم است كه با عشق و عرفان در هم آميخته است و من از مسوولان خواهش مي‌كنم كه هنرمندان موسيقي اصيل را شناسايي كنند و از كساني‌كه در حال حاضر در سن كهولت، زندگي سختي دارند، حمايت كنند و براي توسعه اين هنر، جشنواره‌هاي موسيقي سنتي تركمن را برگزار نمايند.

دانشجویان ترکمن

۱۳۸۸ خرداد ۱۴, پنجشنبه

tegeleg stuwl

انتخابات ریاست جمهوری و آزادی زبان‌های قومی

شورای عالی انقلاب فرهنگی ماده تدریس ۲ واحد درسی زبان و ادبیات مربوط به زبان‌های اقوام در دانشگاه‌ها را تصویب کرد. از چهار زبان آذری، كردی، بلوچی و تركمنی نام برده می‌‌شود که در دانشگاه‌ها می‌توان بشکل اختیاری انتخاب کرد.

در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری، آیت‌الله مهدوی کنی و نیز میرحسین موسوی نامزد ریاست جمهوری وعده دادند که به زبان مادری اقوام در کشور تدریس خواهد شد. میرحسین موسوی علاوه بر پوشیدن لباس ترکمن‌ها، تلاش می‌کند به زبان ترکی آذری سخن گوید. در این میان شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست احمدی نژاد، حتی مصوبه‌ی تدریس زبان‌های مختلف اقوام را تصویب کرد.

این اقدام از سوی جامعه‌ی فرهنگی کشور، بویژه فرهنگدوستان اقوام مورد استقبال قرار گرفت. ولی منتقدین با اشاره به اجرا نشدن مواد ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی مربوط به زبان و ادبیات اقوام، درخصوص اجرای مصوبه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی تردید نشان میدهند وآنرا بخشی از تبلیغات انتخاباتی ارزیابی میکنند که بر روی کاغذ باقی خواهد ماند.

میزگرد پیرامون تدریس زبان اقوام

دویچه وله پیرامون مصوبه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی، با خانم دکترامیلیا نرسسیانس محقق و مدیر گروه انسان شناسی دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران، دکتر آرازمحمد سارلی ، ناشر و استاد دانشگاه و رییس کانون صنفی نویسندگان استان گلستان، دکتر احمد امید یزدانی مولف فرهنگ جامع آلمانی- آذربایجانی و مسئول "آکادمسین‌های آلمان- آذربایجان" صحبت کرد و نظر آنها را پیرامون مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی پرسید.

دکتر امیلیا نرسسیانس: من خیلی خوشحالم از این خبر و این نشان دهنده‌ی گام بسیار مثبتی است در مورد اینکه به گنجینه و سرمایه‌ی زبانی خودمان بیشتر اشاره بکنیم. زبانها سرمایه‌ی ملی یک مملکت هستند و چه بهتر که این سرمایه‌ها تدریس شوند و بانی آن هم همین آموزش عالی باشد.

دکتر آرازمحمد سارلیدکتر آرازمحمد سارلی: ما نیز خوشحال هستیم که بالاخره یکی از مواد قانون اساسی، یعنی اصل ۱۵ قانون اساسی که تصریح شده، در کنار زبان فارسی، زبان های قومی تدریس بشود، به مرحله‌ی عمل نزدیکتر می‌شود. من این را به همه‌ی اقوام ایرانی تبریک می‌گویم اعم از ترکمن، کرد، بلوچ، ترک و سایر قومیت‌هایی که در ایران وجود دارند.

دکتر احمد امید یزدانی: این یک قدم بسیار کوچکی است. زبان را باید کودکان از دبستانها یاد بگیرند. از کلاس اول دبستان یاد بگیرند که آشنایی کامل با زبان مادری خودشان داشته باشند، هم از لحاظ دستور زبان و هم از لحاظ احساسی کودکان به زبان مادری خود علاقه پیدا بکنند و بتوانند هنگامی که بزرگ شدند به زبان مادری خود تسلط داشته باشند. به عقیده‌ی من گذاشتن چند واحد در دانشگاهها تاثیر زیادی نخواهد داشت.

دویچه وله: آیا مصوبه‌ی شورای عالی انقلاب ایران پیرامون تدریس زبان اقوام پشتوانه‌ی اجرایی دارد و اینکه در کشور برای عملی شدن تدریس زبانهای اقوام کادر و افراد متخصص واجد شرایط وجود دارند؟

نرسسیانس: اگر زبانها بطور رسمی تدریس نشوند، بصورت غیر رسمی در میان اقوام تدریس می‌شوند. در میان اقوام کسانی هستند که پیگیر زبان و ادبیات‌شان هستند. حال ممکن است که این کار به صورت آکادمیک و کلاس‌های رسمی انجام نگیرد ولی آنها می‌توانند خودشان آن را انجام دهند. من فکر می‌کنم اگر این افراد کمی تعلیم هم داده شوند، می‌توانند استادان بسیار خوبی باشند برای تعلیم این زبان‌ها. در سازمان آموزش عالی انقلاب فرهنگی، برای سازوکار آن اندیشیده شده است و در واقع بصورت یکی از لانگویچ پلانینگها Languge planning است و بنظر من هم عملی است و هم دورنمای بسیار مثبتی می‌تواند داشته باشد.

سارلی: من به همراه سایر همکارانم در دانشگاه یعنی در مراکز دانشگاهی استان گلستان و سایر دانشگاهها مثلا در دانشگاه تهران دوستانی داریم که زبانشناس هستند و زبان فارسی تدریس می‌کنند و صاحب دکترای زبان ترکی هستند یا در ترکمنستان زبان ترکمنی را آموزش دیده‌اند. اینها کسانی هستند که فی الواقع در رابطه با زبان ترکمنی سابقه‌ی فعالیت دارند و تالیفات و مقالات دارند. من شخصا آمادگی دارم که دو واحد زبان ترکمنی را برای تدوین به همراه دوستان دانشگاهی‌ام عاجلا اقدام بکنم و آماده بکنم تا حالت تنفیذ و اجرا به خود بگیرد. درست است که این مصوبه از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلان شده، اما مهم این است که در مراکز استانها بصورت عملی کاربرد پیدا بکند، یعنی این دو واحد تدریس بشود و دانشجو این دو واحد را انتخاب کند. بنظرمن اصل و مهم همین مسئله است. روسای دانشگاه مثل دانشگاه گلستان می‌توانند هیاتی ترکیبی از زبانشناسان ترکمن را تعیین کنند و تا مهرماه کتابی تدوین و ارایه بشود به وزارت علوم و تصویب شود و از مهرماه قابلیت اجرایی پیدا بکند.

دکتر احمد امید یزدانییزدانی: در آذربایجان ما به اندازه‌ی کافی کادرهای تعلیم و تربیت به زبان مادری ترکی آذری داریم. اینها می‌توانند کلاسهای ابتدایی را دایر و تدریس کنند. علاوه بر آن می‌توان از کتاب های آموزش زبان ترکی آذری جمهوری آذربایجان هم استفاده کرد.

دویچه وله : شورای عالی انقلاب فرهنگی تدریس زبان اقوام را در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری تصویب کرده. آیا این اقدام تحت تاثیر انتخابات انجام گرفته؟

نرسسیانس: من کاری به انتخابات ریاست جمهوری ندارم، ولی به خودی خود این یک کار مثبت است و چنین مسئله‌ای هیچوقت در تاریخ ایران نبوده. حداقل آن تابوی مربوط به زبان‌های اقوام شکسته شده. اگر ما درباره‌ی ایران صحبت می‌کنیم، ایران بدون در نظر گرفتن اقوام معنا پیدا نمی‌کند. من فکر می‌کنم قاعدتا چون در قانون اساسی زمینه‌ی آن وجود داشت و عملی نمی‌شد حالا شرایطی پیش آمده تا جامه‌ی عمل بپوشد.

یزدانی: به عقیده‌ی من اینها قول و قرارهای قبل از انتخابات ریاست جمهوری است. ما در اروپا نیز شاهد چنین وعده‌ها و قول و قرارها هستیم. پیش از انتخابات این کاندیداهای احزاب مختلف قول و قرار می‌دهند که پس از انتخاب شدن فراموش می‌کنند یا از بین می‌روند. اینها هم قول و قرارهایی است که در قانون اساسی هست و تابحال اجرا نشده و اجرا هم نخواهد شد. من آدم خوشبینی هستم ولی بنظر من اینها نمی‌توانند آزادی زبانی و فرهنگی را به این ملت‌ها بدهند.

سارلی: فکر می‌کنم یک گام بسیار بزرگی است که شورای عالی انقلاب فرهنگی برداشته گرچه من فکر می‌کنم که خیلی زودتر از اینها باید اقداماتی انجام می‌گرفت و تسهیلاتی ایجاد می‌شد، تا زمینه‌ی تدریس زبان اقوام فراهم می‌شد. بنظر من تدریس زبان اقوام به همبستگی اقوام ایرانی کمک خواهد کرد.

دویچه وله: دانشجویان از واحدهای تدریس زبان اقوام چگونه استقبال خواهند کرد؟

نرسسیانس: حتما باعث خوشحالی اقوام متفاوت خواهد شد. من همین الان تصمیم گرفتم که اگر چنین واحدهایی در دانشگاه تشکیل گردد در این کلاس ها شرکت خواهم کرد. من آذری، ترکمن یا کرد نیستم ولی حداقل یک زمینه‌ی تامل بین اقوام پیش می‌آید و این سبب دوستی و انسجام ملت خواهد بود.

یزدانی: به عقیده‌ی من جمهوری اسلامی ایران پیش از انتخابات قصد دارد خواستهای عادلانه ملیت‌ها را به اصطلاح کمی آرامش بدهد. من تاکید می‌کنم اینها قدم های اساسی نیستند و اگر قرار است چنین قدم هایی برداشته شوند بایستی کودکان از اول دبستان به زبان مادری کتاب داشته باشند. سیستم تحصیلی ایران از پایین شروع شود نه از بالا یعنی از دانشگاهها.

سارلی: این دو واحد بصورت اختیاری اعلام شده و جزو واحدهای اجباری نیست و آنهم در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی، یعنی دانشجویان زبان و ادبیات فارسی ۲ واحد اختیاری خواهند داشت که این دو واحد می‌تواند زبان ترکمنی باشد. من فکر می‌کنم دانشجویان ترکمن در استان گلستان ، که استان ما است استقبال خوبی خواهند کرد.

مصاحبه گر: طاهر شیرمحمدی

تحریریه: بهرام محیی

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4298691,00.htm

۱۳۸۸ خرداد ۱۱, دوشنبه

اطلاعیه

Bildiriş

MAGTYMGULYnyñ dogum gününe bagyşlanan

KONFERENS

Berlin şäherinde beýik Magtymgulynyñ 276-njy dogum gününe bagyşlanan konferens geçirilýär.

Konferensde şahyryñ ýaşan zamanasy we onuñ milli medeniýtimizde galdyran yzlary hakynda çykyşlar edilip goşgulary okalar, hem-de türkmen sazlary ýañlanar.

Biz, milletiniñ ykbaly we medeniýti ýolunda alada eden Magtymguly (1733-1783) bilen gyzyklanýanlaryñ hemmesini geçiriljek dabaraly konferense çagyrýarys!

Konferens, 7.6.2009 güni sagat 16-da başlanyp, sagat 19.00-a çenli dowam eder. We çykyşlar arasynda türkmen sazlardan tanymal sazlar çalynar ;


Magtymgulynyñ 276-njy dogum gününe bagyşlanan konferense hoş geldiñiz!


Gurnaýajy komiteti

Berlin, 2009-06-01 (11.3.1388)