۱۳۸۹ مهر ۱۶, جمعه

جنگ وجدال هر زمان به شکلی بروز می کند

ایل گویجی : درزیر یک متن خبری باعنوان "درباره ی خطر «جنگ ارزها»" ومطلبی باعنوان «جهان درآستانه جنگ‌های سایبری»

1 - درباره ی خطر «جنگ ارزها» گفت و گو می شود : پیش بینی می شود که خطر بالقوه «جنگ ارزها» درصدر گفت و گوهای امروز بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در واشینگتن باشد. بتازگی، «دومینیک استراوس کان» Dominique Strauss-Kahn مدیر عامل صندوق بین المللی پول درگفت و گویی با «لوموند» روزنامه با نفوذ فرانسه از چنین خطری یاد کرده، ویادآور شده است: " زیر ارزش واقعی نگاه داشتن «یوان ِ» چین منشاء تشنجاتی دراقتصاد جهانی است که به سوی تبدیل شدن به تهدید پیش می رود."
از سوی دیگر، «رابرت زولیک»
Robert Zoellick رئیس بانک جهانی، درباره زیر ارزش واقعی نگاه داشتن واحدهای پول ملی به امید افزایش صادرات، به دولت ها اخطار کرده است که چنین سیاستهایی کارساز نیست.% - برگرفته از سایت رادیو فردا

------------------------------------------------

2 - جهان درآستانه جنگ‌های سایبری

آمریکا و اروپا نگران ورود جهان به دوران جنگ‌های سایبری هستند. شناسائی کرم کامپیوتری «استاکس‌نت»، به این بحث دامن زده. خطر چنان جدی است که روسیه پیشنهاد عقد «پیمان چند جانبه منع جنگ‌های سایبری» را مطرح کرده است.

دو دهه پیش، کارشناسان کامپیوتر نسبت به احتمال آغاز حمله‌های غافلگیرکننده به شبکه‌های کامپیوتری هشدار دادند. درسال ۲۰۰۷ میلادی، این هشدار جنبه عملی به خود گرفت. سرویس‌های اطلاعاتی روسیه، شبکه‌های اینترنتی استونی و گرجستان را مورد حمله قرار دادند وفلج کردند.

کرمی برای خرابکاری‌های بزرگ: حمله روس‌ها به شبکه‌های اینترنتی استونی و گرجستان به عنوان "جنگ روانی اینترنتی" طبقه بندی شد. اما با کرم کامپیوتری استاکس‌نت، ثابت شده است که جنگ سایبری، دیگر یک رویای علمی نیست. برای نخستین بار، چیزی کشف شده که کارش خرابکاری در تاسیسات بزرگ فنی است. به گزارش زوددویچه سایتونگ، همین کرم احتمالا تاسیسات اتمی ایران را مورد حمله قرار داده است.

پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در نسخه استراتژیک تازه خود در برابر تبدیل فضای مجازی به میدان جنگ واکنش نشان داده است. حمله‌های سایبری احتمالا می‌توانند در آینده سبب ایجاد شکاف در میان اعضای ناتو شوند. ایالات متحده آمریکا، یک فرماندهی سایبری تاسیس کرده و ارتش آلمان، گردانی از رزمندگان کامپیوتری را به خدمت گرفته است. دست کم ارتش‌ها، خطر را جدی گرفته‌اند.

ویرانگر، مثل حمله نظامی: به نوشته زوددویچه سایتونگ، جنگ سایبری می‌تواند همان ویرانگری را داشته باشد که جنگ‌نظامی دارد. ویروسی مثل استاکس‌نت توان خرابکاری در کارخانجات شیمیائی و خطوط لوله نفت و گاز را هم دارد. از طریق این حمله‌ها، انسان‌ها نیز ممکن است کشته شوند. دست‌کم سناریوهای هولناکی که یک کشور را کاملا فلج کنند و به بهای جان صدها نفر تمام شوند، قابل تصور است.

اما برخلاف پرتاب موشک‌ها، تشخیص این که حملات سایبری از کجا هدایت‌می‌شوند و چه کسانی مسئول آن هستند، سخت دشوار است. هکرها ئی که در خدمت سرویس‌های دولتی هستند می‌توانند هویت خود را به خوبی پنهان سازند یا آگاهانه گمراهی ایجاد کنند. حتی اگر امکان دنبال کردن سرنخ حمله در یک کشور باشد، نمی‌توان به صورت خودکار این حمله را به حساب دولت گذاشت. حمله به استونی استلند و گرجستان را، کرملین با رضایت نادیده گرفت ، اما خود عامل آن نبود.

نقش چین و روسیه: اغلب صحبت از امکان حمله سایبری ازچین یا روسیه درمیان است. اما استفاده ازسلاح سایبری می‌تواند به عنوان وسیله‌ای ارزان برای کشورهای به لحاظ نظامی ضعیف‌تر وگروه‌های تروریستی هم جذابیت داشته باشد. اما فرماندهی سایبری آمریکا، درست مثل گروه سایبری ارتش آلمان، تنها بر دفاع ازشبکه‌های نظامی تسلط ندارد. هردو درحال توسعه توانائی‌های جنگ سایبری خود هستند.

این که درچه شرایطی سلاح‌های سایبری به کار گرفته می‌شوند، یک مساله به شدت محرمانه است. آیا این سلاح فقط برای استفاده در جریان جنگ‌ها در نظر گرفته شده؟ یا این که حمله با یک کرم کامپیوتری به برنامه اتمی ایران، اگر مانع از پیامدهای احتمالی یک حمله هوایی شود، دارای توجیه قانونی است؟

به دلیل فقدان پایه‌های قانونی، پاسخ ساده و روشنی برای این پرسش وجود ندارد. روسیه پیشنهاد عقد یک پیمان چندجانبه شبیه منشور ممنوعیت سلاح‌های شیمیائی را مطرح کرده است. این‌می‌تواند دست کم نقطه حرکتی برای یک بحث بین‌المللی باشد. بیش از همه ایالات متحده آمریکا با این پیشنهاد خویشتندارانه برخورد می‌کند.

میانجی‌گری اروپا: آمریکائی‌ها، پیشنهاد روسیه را تلاشی برای محدود کردن برتری خود می‌دانند. قرار است اروپائی‌ها نقش میانجی را در این بحث به عهده بگیرند. آن‌ها بیشترین علاقه را به محدود ساختن جنگ‌های سایبری نشان می‌دهند. زیرا اروپا در حالی که به اندازه آمریکا به تکنولوژی اطلاعات وابسته است، تاکنون برای حفظ خود در برابر حملات دیجیتال کار چندانی نکرده است.% JT/FW ، - برگرفته از سایت دویچه وئله

۱۳۸۹ مهر ۱۵, پنجشنبه

گزارشی از روزهای فرهنگ ترکمنستان درتاجیکستان

از 21 تا 25 سپتامبر درتاجیکستان روزهای فرهنگ وهنر ترکمنستان برگزار می‌شود ودر دایره این برنامه 22 سپتامبر در تالار کاخ باربد درشهر دوشنبه نمایش هنرهای دستی وصنایع ترکمنستان برگزارشد.

تعداد زیادی از مهمانان که به خاطر آشنایی با فرهنگ وهنر ترکمنستان به کاخ باربد آمده بودند از بخشهای مختلف هنرهای دستی و تولیدات صنعتی ترکمنستان خوششان آمد.

توجه بیشتر تماشاچیان تاجیک را فرشها وقالیهای ترکمنی به خودش جلب کرد.

درقسمت اخیر روز درکاخ باربد برنامه کنسرتی با شرکت آوازخوانها و رقصنده‌های دسته‌های هنری ترکمنستان برگزارشد.

ارینه الکاوا، مجری برنامه‌های تلویزیون که ازنمایش هنرهای دستی ترکمنستان درکاخ باربد دیدن می‌کرد، ازمشترَکات فرهنگی میان تاجیکان وترکمنها صحبت کرد: “من باور دارم که درگذشته دور دور این دوملت یکی بوده‌اند ودلیل این گفته‌ها را می‌توان امروز درهنرهای دستی این مردم، درنقش ونگار پیراهنهای قدیمی چه مردانه وچه زنانه پیدا کرد. از این خاطر برای تاجیکستان هنر موسیقی ترکمنستان نیز بیگانه نیست.”

هم‌صحبت دیگرم مهربان عزیز می‌گوید که چند سال قبل به ترکمنستان سفر داشته است وبه این خاطر، تا جایی با فرهنگ و هنر این مردم آشنایی دارد: “ما درهیأت گروه رقصی“گلریز” سال 2009 با همراهی استاد دولتمند خال برنامه کنسرتی درشهر عشق‌آباد اجرا کردیم. دراین برنامه سراینده‌ها ورقصنده‌های مشهور ترکمنستان نیز شرکت داشتند.”

24 سپتامبر، طبق برنامه طرحریزی شده وزارت فرهنگ تاجیکستان که متصدی برگزاری روزهای فرهنگ ترکمنستان در تاجیکستان هستند، یک گروهی از مهمانان ترکمنستان که میان آنها هنرمندان وشاعر ونویسنده‌ها هستند، به ناحیه جلیکول ولایت ختلان سفر کردند.

آنهابازندگی ترکمن تباران تاجیکستان آشناشده وبرای آنها برنامه کنسرتی باشرکت هنرمندان تاجیکستان وترکمنستان برگزارشد.

قسمت دیگر به ناحیه حصار سفر کردند وبا موضوعهای تاریخی وفرهنگی آنجا آشنا شدند.

آرتیق قادر، هنرپیشه سینما وتئاتر تاجیک که ازبرنامه کنسرتی ترکمنستان دیدن کرد، گفت این مردم توانسته‌اند، لباس ملی و رسم و آئینهای خودرا خیلی خوب حفظ کنند.

“بهتر می‌بود اگر متصدیان برگزاری روزهای فرهنگ تاجیکستان نیز دربرگزاری روزهای فرهنگ تاجیکستان درکشورهای دیگر از ترکمنستان عبرت می‌گرفتند ودرتهیه برنامه‌ها بیشتر رسم و آیین و سنتهای ملی مردم تاجیک و موسیقی مردم تاجیک را معریفی می‌کردند.”% بي بي سی، 27 سپتامبر 2010 - 05 مهر 1389

http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/09/100927_l16_tj_entertainment.shtml

-----------------------------------------------

۱۳۸۹ مهر ۱۳, سه‌شنبه

درایران هفته ی فرهنگی ترکمنستان برگزارشده

برگزاری غیرمنتظره و بی سروصدای هفته ی فرهنگی ترکمنستان دراستان گلستان، آیا قابل توجه نیست؟ چرا این خبر راهیچیک از سایت های ترکمنهای ایران در داخل و خارج انتشار ندادند؟ مگر دولت ایران میخواهد درراستای پذیرش رسمی فرهنگ و زبان ترکمنی قدمی بردارد؟

درمقایسه ی نحوه ی برخوردهای دوکشور همسایه با مسأله باید درنظر گرفته شود که دولت ایران درطی 16 سال گذشته از طریق رایزن فرهنگی خود به 5 هزار شهروند ترکمنستان زبان فارسی آموزش داده است. و سالاله در آموزشگاه های عالی ترکمنستان برای زبان فارسی دانشجو پذیرفته می شود.

ایل گویجی

13 مهر1389- 05 اکتوبر 2010

------------------------ مدیرکل ثبت احوال گلستان گفت:تاکنون سه هزار و پانصد نام ترکمنی برای نامگذاری روی نوزادن استخراج شده است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دانشجویان ودانش آموختگان ترکمن ایران به نقل از مهر، سیف الله ابوترابی صبح پنجشنبه 8 مهر درگفتگو با خبرنگاران درگرگان افزود: برای تطیبق با فرهنگ غنی ترکمن، این اسامی به سازمان ارسال شد و کتابچه ای با عنوان نامهای ترکمنی دراین زمینه درحال تهیه است.
وی با بیان اینکه درانتخاب نام محدودیتی وجود ندارد گفت: فقط نام هایی که خارج از شرع و عرف باشد، مشکل دارد
.
مدیرکل
ثبت احوال گلستان بیان داشت: درصورتی که نام انتخاب شده توسط متقاضی درکتاب نام و لیست مربوط به ثبت احوال نباشد، کمیته ای درثبت احوال برای همین منظور تشکیل شده که به اینگونه نام ها رسیدگی میکند.
وی گفت:
کمیته متشکل از دو نفر از اساتید دکتری ادبیات زبان عرب ودکتری ادبیات زبان فارسی، کارشناس امور حقوقی و سجلی، معاون حقوقی وسجلی اداره کل و مدیرکل به عنوان رئیس کمیته است.
دبیرشورای هماهنگی ثبت وقایع
حیاتی استان گلستان درباره طرح هدفمند شدن یارانه ها گفت: طرح هدفمند کردن یارانه ها کاری که مرکز آمار و وزارت رفاه انجام دادند.
وی
خاطرنشان کرد: قسمتی از کار که در رابطه با احراز هویت افراد بود به ثبت احوال مربوط می شد که سازمان به استانها ابلاغ ودراولین مرحله به صورت شبانه روزی ودرقبل از موعدی که سازمان اعلام کرده بود به اتمام رسید و درمرحله دوم هم به همین صورت انجام گرفت.%

*- برگرفته ازسایت تورکمن استودنت کوم، نهم مهر1389- اول اکتوبر 2010

۱۳۸۹ مهر ۱۱, یکشنبه

بریتانیالی بیلرمن: ایران تـوًرکمنـلری قاباودا یاشایار

britaniýaly bilermen: Eýranly türkmenler gabawda ýaşaýar

* - azathabar.com, 29.09.2010, Aleksandr Narodetski,

ایران استاتیستیکاسی، توًرکمنلرینگ سانی حاقیندا دیمیار، اُنونگ سببی

هممه زاتدان اوزال، یورت داقی ملی آزلیقلار بیلن باغلی تهرانینگ رسمی پوزیسیاسی دیر

Iki hepde mundan öň Ministrler Kabinetiniň maslahatynda hökümet başlygynyň orunbasary Maýsa Ýazmuhammedowa 29-njy sentýabr bilen 2-nji oktýabr aralygynda Türkmenistanyň medeni günlerini Eýranda geçirmegiň planlaşdyrylandygyny habar berdi.

Aşgabadyň şunuň ýaly çärelerine Eýranda ýaşaýan türkmen jemgyýeti sabyrsyzlyk bilen garaşýar, Eýrandaky türkmenleriň anyk sany barada takyk statistik maglumat bolmasa-da, ol iki bilen dört million aralygynda çak edilýär. Eýran statistikasy anyk sanlar barada dymýar, onuň sebäbi hemme zatdan ozal ýurtda ýaşaýan milli azlyklar bilen bagly Tähranyň resmi pozisiýasy. Şol pozisiýa bu ýerdäki türkmen jemgyýetiniň peýdasyna däl.

Türkmenleriň beýleki milletler bilen doly gatylyp-garylmagyny nazarlaýan syýasaty Eýran häkimiýetleri uzak ýyllaryň dowamynda ýöretdi, ol häzirem dowam edýär. Jemgyýete girizilen ähli gadaganlyklar hut şol syýasatdan gelip çykýar. Hat-da türkmenleriň gadym eýýamlardan bäri ýaşap otura ýeri - Türkmensähranyň ady üýtgedilip, ol Gülüstan welaýaty atlandyryldy. Onuň maksady - türkmen jemgyýetiniň gündelik durmuşyndan türkmençilik alamatlaryny aýyrmak, ýok etmek.

Şol ýörelge esasynda çagalara türkmen atlaryny dakmak gadagan. Tutuş ýurt boýunça ýekeje türkmen mekdebem ýok. Bu agzalanlar bilen döwlet gadaglyklary çäklenmeýär. Mekdeplerde türkmen çagalaryna öz ene dillerinde gürleşmek gadagan. Eger düzgün bozulsa, maşagala jerime tölemeli. Türkmen milli geýiminde mekdebe gelmegem gadagan.

Umytlar : Gepiň gysgasy, Eýranda türkmen jemgyýeti etnik gabaw şertlerinde ýaşaýar. Şonuň üçin Eýranyň hem Türkmenistanyň ýolbaşçylarynyň islendik duşuşygy bu ýurtdaky türkmenleriň arasynda Eýranda ýaşaýan türkmenlere Aşgabat ýardam eder, olara kömek goluny uzadar diýen umytlary oýarýar. Şol goldawa olar başda özüni külli türkmeniň atasy atlandyran “Türkmenbaşydan” garaşdylar.

S.Nyýazow üçin eýran häkimiýetleri bilen gowy gatnaşyklar ildeşlerinden möhüm bolup çykdy. Türkmenistanda häkimiýet çalşandan soň Eýranda ýaşaýan türkmenleriň ykbaly bilen täze türkmen häkimiýetleri ýakyndan gyzyklanar diýen umytlar döredi. Ýöne ol şu wagta çenli umytlygyna galýar. Ýogsa regionda Türkmenistanyň syýasy-ykdysady pozisiýasy şu günki gün birnäçe ýyl mundan öňki bilen deňeşdirilende berk görünýär.

Şonuň üçin häzir Aşgabat Eýranda ýaşaýan türkmen doganlarynyň goldawy üçin ýumşagragam bolsa haýsydyr bir hereketler edip bilerdi. Eýran häkimiýetleri häzir dünýä izolýasiýasynda otyr. Olara öz goňşusy Türkmenistan arkaly şol üzňeligi has-da pugtalandyrmak, çuňlaşdyrmak islemese gerek.

Bir tarapdan, Eýranda geçiriljek Türkmenistanyň medeni günlerine G.Berdimuhamedow aýratyn ähmiýet berdi. Şol bir wagtda-da Eýrandaky millionlarça türkmenler barasynda ýeke sözem aýtmady. Türkmenistanyň köpçülikleýin habar serişdeleriniň ýazyşy ýaly türkmen prezidenti medeni günler aksiýasyny “doganlyk eýran halky bilen dostlukly hem hoşniýetli goňşuçylyk gatnaşyklary ösdürmek, Eýran bilen hyzmatdaşlygy çuňlaşdyrmak bilen baglanyşdyrdy. Ýene-de bir sapar türkmenler gapdalda galdy. Olaryň taryhy watanynda häzirlikçe olar barasynda dymanlaryny gowy görýärler.

*- Aleksandr Narodetski postsowet döwletleri boýunça britaniýaly bilermen. Bu kommentariýada öňe sürlen pikirler hem-de garaýyşlar awtoryň özüne degişli.

http://www.azathabar.org/content/article/2171904.html

--------------------------------------------------------------------------------------

۱۳۸۹ مهر ۹, جمعه

تالاب های گلستان وترکمنصحرا نیز درحال نابودی اند

تالاب‌های "آلاگل"، "آلماگل" و"آجی‌گل" درحال خشکیدن هستند، و

کارشناسان سد سازی های بی رویه ی دولت را مهمترین عامل این وضعیت دردناک می دانند .

تالاب‌های استان گلستان باز هم در بحران

دویچه وئله : تالاب‌های استان گلستان ایران که حدود دو سال پیش از فهرست قرمز کنوانسیون رامسر خارج شدند باز هم در وضعیت بحرانی قرار گرفته‌اند. برای پی بردن به علل بروز دیگرباره‌ی بحران با الهه موسوی گفت‌وگو کرده‌ایم.

چند سالی است که شماری ازمهم‌ترین تالاب‌های بین‌المللی ایران در فهرست مونترو یا تالاب‌های در معرض خطر کنوانسیون حفاظت از تالاب‌ها (کنوانسیون رامسر) قرار دارند.

در سال ۸۷ انتشار خبری دربرخی‌از رسانه‌های ایران موجب شد که مدافعان حفظ محیط زیست ایران اندکی نسبت به آینده‌ی تالاب‌های ایران امیدوارتر شوند. دراین رسانه‌ها اعلام شد که تالا‌ب‌های سه‌گانه‌ی "آلاگل"، "آلماگل" و "آجی‌گل" استان گلستان ایران از فهرست مونتروی کنوانسیون رامسر خارج شدند.

اما اکنون اخباری که از داخل ایران به گوش می‌رسد بازهم از بحرانی‌بودن وضعیت این تالاب‌ها حکایت دارند.

الهه‌موسوی، روزنامه‌نگار محیط زیست، با اشاره به نظرات پاتریک مک‌کالی، از اعضای کمیسیون سدهای سازمان ملل ونویسنده‌ی کتاب "رودهای خاموش"، می‌گوید: «مهم‌ترین عاملی که رودخانه‌ها وتالاب‌ها را با خطر نابودی مواجه می‌کند، سدسازی دربالادست است».

با الهه موسوی که خود چندی پیش از این تالاب‌ها دیدار کرده گفت‌وگو کرده‌ایم واز آخرین وضعیت این تالاب‌ها پرسیده‌ایم.

دویچه‌وله: خانم موسوی، درآخرین بازدیدی که شما از تالاب‌های آلاگل، آلماگل و آجی‌گل داشتید، وضعیت این تالاب‌ها را چه‌گونه دیدید؟

الهه موسوی: دربازدیدی که من از این تالاب‌ها داشتم، دیدم که وضعیت این تالاب‌ها بسیار اسف‌انگیز بود. دربعضی از نقاط ۸۰ـ ۷۰ درصد این تالاب‌ها درحال خشکیدن است. من فکر می‌کنم اصلا دیگر نمی‌شود عنوان تالاب را به این آبگاه‌ها اطلاق کرد، مگر این که الان که داریم به طرف مهرماه پیش می‌رویم که آغاز فصل بارندگی است، به‌خصوص درشمال کشور، بارندگی به داد این تالاب‌ها برسد.

ولی سال گذشته اعلام شد که این تالاب‌ها از فهرست قرمز کنوانسیون رامسر خارج شدند. چه طور وضعیت‌شان دوباره بحرانی شده؟

سال گذشته تلاش‌هایی برای حل مشکلات این تالاب‌ها صورت گرفت. ولی متأسفانه چون این تلاش‌ها هیچ کدام مبنایی نیست و معمولاً کارهایی است که به طور ضمنی صورت می‌گیرد طبیعتا نتیجه‌ی درازمدتی هم ندارد.

یعنی به نظر شما ممکن است که این تالاب‌ها دوباره وضعیت‌شان آن قدر بحرانی شود که در فهرست قرمز قرار گیرند؟

مسلما همین طور است. در بازدیدی که من در دو سه هفته‌ی اخیر از این تالاب‌ها داشتم دیدم که الان وضعیت‌شان خیلی بحرانی‌تر از چهارسال پیش است که در فهرست قرمز قرار گرفته بودند. منتهی این بستگی دارد که واقعا این مسائل از طرف مسئولین گزارش شود. ولی ظاهرا به نظر می‌رسد که گزارش نمی‌شود. چون من که خودم خبرنگار هستم، وقتی از مسئولین محترم سئوال می‌کنم وضعیت تالاب‌ها چیست، می‌گویند خیلی خوب است.

به نظر می‌رسد اگر واقعً هیچ چاره‌ی مبنایی اندیشه نشود و راهی پیدا نکنند برای این که در درازمدت این تالاب‌ها را احیا کنند، مدام ما این مشکل را داریم. یعنی همیشه در خطر بازگشت به وضعیت فهرست قرمز برای این تالاب‌ها هستیم.

علل اصلی این که وضعیت این تالاب‌ها دوباره بحرانی شده چیست؟

متأسفانه به دلیل سدسازی‌های بی‌رویه‌ای که ما طی سال‌های اخیر در مناطق مختلف کشور داشتیم، در بسیاری از نقاط تالاب‌های ایران را در خطر قرار گرفته‌اند. ازجمله این تالاب‌هایی که الان در موردش صحبت می‌کنیم، تالاب‌های آلما‌گل، آجی‌گل و آلاگل که به دلیل ساخته شدن چند سد در بالادست، ازجمله سد دانشمند و یکی دو سد در استان خراسان.

در ایران متأسفانه در چندسال اخیر مرسوم شده که حقابه‌ی تالاب‌ها پرداخت نمی‌شود، نظارت درستی از سوی مسئولان وجود ندارد و مردم محلی هم معمولا قدرت این را ندارند که با مسئولین منابع آب کلنجار روند و بتوانند حقابه‌ی خودشان را به‌دست آورند. بنابراین به طور طبیعی این تالاب‌ها دچار بحران می‌شوند.

البته خیلی زمان‌ها هم هست که به‌هرحال خشکسالی و کاهش بارندگی هم به این مجموعه عوامل کمک می‌کند. ولی عامل اصلی خشک‌شدن تالاب‌ها، به‌خصوص تالاب‌های استان گلستان، همین سدسازی در بالادست است که متأسفانه به طور غیراصولی در ایران الان دارد انجام می‌شود و خیلی هم شیوع پیدا کرده است. واقعا سدسازی غیراصولی و غیرعلمی در ایران مثل یک ویروس شده است و اولین چیزهایی را هم که قربانی کرده، تالاب‌ها و مردمانی است که در حاشیه‌ی این تالاب‌ها زندگی می‌کنند.

من در شهریورماه سفری داشتم به یکی از روستاهای حاشیه‌نشین تالاب‌های آلماگل، آلاگل و آجی‌گل به نام تنگلی که مردمش به شدت تحت فشار بودند. مردم آنجا جمع شده بودند و فکر می‌کردند که من از طرف یک مقام مسئول به آنجا رفتم و می‌توانم حرف‌ها و صدای آن‌ها را به گوش مسئولان برسانم. آنها خیلی عصبانی و در عین حال امیدوار بودند. باور کنید چندتایشان سر من فریاد زدند که چرا هیچ کسی به داد ما نمی‌رسد. ما اینجا برای آب روزانه‌مان مشکل داریم. ما اینجا آب نداریم لباس بچه‌هامان را بشوریم. و واقعا خیلی ناراحت‌کننده بود، به‌خاطر این که این مردم سالهاست آنجا زندگی و از این تالاب‌ها حفاظت و بهره‌برداری درست کرده‌اند. اما متأسفانه الان هم تالاب‌ها نابود شده و هم زندگی مردمی که در حاشیه‌ی این تالاب‌ها زندگی می‌کنند، در معرض تهدید قرار گرفته است.

خیلی از کارشناسان محیط زیست معتقدند که سدسازی مهم‌ترین عامل تخریب نه تنها تالاب‌های گلستان، بلکه همه‌ی تالاب‌های ایران است. شما همه با این نظر موافقید؟

کاملاً. شما ببینید، الان وضعیت تالاب دریاچه‌ی ارومیه چقدر بحرانی دچار شده است. دریاچه‌ی اورمیه دارد از بین می‌رود و در آن منطقه ما با یک شوره‌زار مواجه‌هستیم. تالاب کارون، تالاب دریاچه‌ی هامون و دریاچه‌های مختلف ارزشمندی که در نقاط مرکزی ایران قرار دارند با خطر نابودی مواجه‌اند.

سدسازی‌های غیراصولی به نظر من هم از مهم‌ترین عوامل نابودی تالاب‌ها هستند. چون وقتی سد در بالادست ساخته می‌شود، خیلی طبیعی است که آب را در بالا ذخیره می‌کند. آبی که قبلا به آرامی پایین می‌آمده و به سرشاخه‌های مختلف تقسیم می‌شده و هرکدامش ممکن بود که به یک آبادی برود حالا محبوس می‌شود. ببینید وقتی آن بالا این سد آب را جمع و ذخیره می‌کند و (مردم این مناطق پایین از حقابه‌ای که به ‌آن‌ها تعلق می‌گیرد محروم می‌شوند) خیلی طبیعی است که هم تالاب خشک می‌شود و هم مردمانی که در پایین‌دست این تالاب‌ها زندگی می‌کنند صدمه می‌بینند. بسیاری از منتقدین سدسازی‌های بی‌رویه در جهان اعتقادشان این است که سدسازی‌های بزرگ و غیراصولی بر شانه‌های مردم پایین دست سوار است.%

مصاحبه‌گر: فریبا والیات ، تحریریه: فرید وحیدی

- برگرفته از بخش محیط زیست سایت دویچه وئله

۱۳۸۹ مهر ۷, چهارشنبه

لیبرال دمکراتهای ایران ومسأله ی ملی

تعریف دو واژه ی ملت و فدرالیزم از ویکیپدیا

ملت : به گروهی از انسانهای دارای فرهنگ، ریشه ی نژادی مشترک و زبان واحد اطلاق میگردد که دارای حکومتی واحد هستند، یا قصدی برای خلق چنین حکومتی دارند.

فدرالیسم : نظام سیاسی ویژه ایست که به موجب آن، در کنار یک جکومت مرکزی، چند حکومت خودمختار ومحلی ی دیگر هم وجود دارند، که اقتدار و وظایف دولت، میان حکومت مرکزی وحکومتهای محلی تقسیم می شود.

• چگونه است که توده ایها با قرار گیری درکنار جمهوری اسلامی ایران با توجیه "پشتیبانی از انقلاب"، خائن و وطن فروشند، ولی اعضا و هوادران حزب لیبرال دمکرات ایران با قرار گیری در کنار جمهوری اسلامی ایران با توجیه "حفظ میهن" وطن دوست و وطن پرست؟ براستی استاد گرامی؛ نظام جمهوری اسلامی ایران سد راه پیشرفت و بهروزی مردم ایران است یا ترکها و کردها و لرها و بلوچها و ترکمنها و عربها و دیگر اقوام ساکن ایران زمین؟ ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com ، سه‌شنبه ۶ مهر ۱٣٨۹ - ۲٨ سپتامبر ۲۰۱۰

بی شک بر کمتر کوشنده ی راه دمکراسی وعدالت درایران، زحمات آقای داریوش همایون درعرصه ی روزنامه نگاری وسیاست پوشیده است. وهم اینکه، بی شک به همت اوست که حزب مشروطه ی ایران، میرود تا خود را در اندازه و قد و قواره های قرن بیست و یکمی ودرشکل یک حزب مدرن برکشد. اما، اینروزها اینگونه می نماید که شخص آموزگار هنوز نتوانسته است خویشتن خویش را از اسارت بقایای مسموم سیاستهای قرن بیستمی برهاند.
آموزگار نامیدمش، زیرا که خود از جرگه ی افرادی هستم که او از دوران روزنامه ی آیندگان تاکنون به آنها آموخته و می آموزد: "هرچه جلویتان نهادند، نگوئید مرسی و مشغول خوردن شوید!"
درجریان کنگره هشتم حزب مشروطه ایران وسپس مصاحبه با آقای حسین مهری در رادیو صدای ایران وهمچنین بحث های دفتر سیاسی حزب، آموزگار را در کسوتی می یابیم که با عدم آمادگی به کلاس درآمده و درمقابل سوآلات پرسشگران، چنان پای استدلالش می لنگد که بلاجبار برای ختم ماجرا، امر به پاک کردن صورت مسأله میکند. اینکه این کار ایشان تا چه میزان دمکراتیک است وبا روح لیبرالیسم همخوانی دارد، مقوله ایست که ایشان خود باید در تبیین آن بکوشند. اما،آنچه که این نوآموز عرصه ی اجتماع ایران، با مرور ایام میتواند به تأکید برآن انگشت گذارد، اینست که؛ شخص آقای همایون همیشه با مسأله ملی و ملت درایران مشگل داشته اند، ومتأسفانه علیرغم استعداد شایان نتوانسته اند براین نقیصه فایق آیند.
برای آگاهی خویش و دیگر هم میهنان عضو و هوادار حزب دمکرات لیبرال ایران وبا احترازاز پیچیدگی زیاد و آسانگری مفرط، به سراغ ویکیپدیا دراینترنت میرویم تا با دستیابی به معنایی جامع برای "ملت" بتوانیم نوری براین نقیصه بتابانم.
ملت: به گروهی از انسانهای دارای فرهنگ، ریشه ی نژادی مشترک و زبان واحد اطلاق میگردد که دارای حکومتی واحد هستند، یا قصدی برای خلق چنین حکومتی دارند.
با پذیرش این تعریف، فورا ً این سوآل به ذهن میرسد که، مردمان ساکن محدوده ی جغرافیائی ی ایران، جدا از همزیستی ی چند هزار ساله، که نتیجه اش آمیزش فرهنگ، زبان و حتی نژاد است، آیا اساسا ً همگی دارای یک فرهنگ، یک زبان و یک ریشه ی نژادی هستند؟
بدون کوچکترین اما و اگر، پاسخ منفی است.
با این پاسخ، حتما ً شما نیز مثل من به این می اندیشید که؛ پس اصرار آقای همایون به نادیده انگاشتن این حقیقت، که اقوام و ملل مختلفی ساکن محدوده ی جغرافیائی ی ایران هستند، و بنا بر منافع و ضروریات، پاره ای به زور و پاره ای داوطلبانه در طول تاریخی چند هزار ساله درکنار هم زیسته اند، در چیست؟
با این آگاهی و این پرسش به نقیصه ای در همین راستا میرسیم بنام "فدرالیسم" و از خود می پرسیم در درون فئرالیسم چه نهفته است که رابطه ی ایشان با آن، بقول مسلمین متل رابطه ی جن و بسم الله است؟
باز به سراغ ویکی پدیا برویم.
فدرالیسم: نظام سیاسی ویژه ایست که به موجب آن، در کنار یک جکومت مرکزی، چند حکومت خودمختار و محلی ی دیگر هم وجود دارند، که اقتدار و وظایف دولت، میان حکومت مرکزی و حکومتهای محلی تقسیم می شود.
با این تعریف، می پذیریم که فدرالیسم نیز یکی از راههای اداره ی هر کشوری می تواند باشد.
اگر اینگونه است که هست، پس بر چه اساس آقای همایون رو به دیگر اعضای دفتر سیاسی ی حزب لیبرال دمکرات ایران می گوید: "... همین قدر که تأیید کنید فدرالیسم هم یکی از راههای مورد قبول است و میتواند در ایران برقرار شود؛ بازی را باخته اید." و وقتی می بیند، نمی توان در این بحث با هم حزبیهای خویش به اقناع لازم رسید، صورت مسئله را پاک میکند. میگوید: "... فدرالیسم اصلا ً مطرح نیست، نمیتوان اصلا ً در ایران برقرارش کرد ..."
جناب همایون، اگر مایلید که "ناسیونالیسم ایرانی" را تئوریزه نمائید و به عنوان تز مرکزی لیبرالیسم دمکراتیک سرلوحه ی برنامه ی حزب لیبرال دمکرات ایران قراردهید، مختارید. ما نیز آماده ایم تا با ذره بین درسهای شما را پی بگیریم. اما فراموش نفرمائید که از هوش سیاسی ی شما بدور است که از گفتار و رفتار اشتباه دیگران درس نگیرید و همان کردار را اینبار در قالبی دیگر برای تزهای سیاسی خود مستدل سازید.
به یاد آورید این گفته ها را:
"... توده ای ها، این خائنان به میهن، میهن پرستان غیور ایران را درجریان کودتای نوژه لو دادند"
"... استنباط مردم به خیانت از همکاریهای چپها (حزب توده، سازمان فدائیان اکثریت) با رژیم، طبیعی بود. امّا، این همکاری نتیجه ی همان سیاست ضد امپریالیستی است."
و اکنون، وقتی درهیأت سیاسی ی حزب، بحث درباره ی جمله ای از قطنامه ی پایانی ی کنگره ی هشتم که میگوید: "قرارگیری حزب در کنار رژیم درجریان جنگ ..." بالا میگیرد، واز شما بعنوان تئوریسین و حامی "ناسیونالیسم ایرانی" می پرسند، نظر شما چیست؟ شما با استفاده از گرد و خاک بوجود آمده دراثر فریادهای "خاک وطن، خاک میهنمان ایران و ..." میگوئید: "همه میدانند که من چقدر طرفدار آمریکا هستم، ولی اگر آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کنند، ما درکنار جمهوری اسلامی ایران خواهیم ایستاد واز میهنمان دفاع خواهیم کرد."
جل الخالق! این سیاست عجب علمیست، آخر چگونه است که توده ایها با قرارگیری درکنار جمهوری اسلامی ایران با توجیه "پشتیبانی از انقلاب"، خائن و وطن فروشند، ولی اعضا و هوادران حزب لیبرال دمکرات ایران با قرار گیری در کنار جمهوری اسلامی ایران با توجیه "حفظ میهن" وطن دوست و وطن پرست؟
براستی استاد گرامی؛ نظام جمهوری اسلامی ایران سد راه پیشرفت و بهروزی مردم ایران است یا ترکها و کردها و لرها و بلوچها و ترکمنها و عربها و دیگر اقوام ساکن ایران زمین؟%

مارال سعید ۶/مهر/۱۳۸۹

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=32607

• گزارش مربوط به نشست دفتر سیاسی ی حزب لیبرال دمکرات ایران را میتوان دربخش اخبار نشریه "اخبار روز" در تاریخ ۳۱/ شهریور / ۱۳۸۹ مطالعه کرد.
• مصاجبه ی
۲۸/ شهریور / ۱۳۸۹ آقای همایون با رادیو صدای ایران را میتوان درنشریه تلاش مطالعه کرد.

------------------------------------------

جنگ سایبری علیه ایران

روزنامه ی هلندی دپئرس : جنگ علیه ایران الان دیگر واقعاً آغاز شده‌است

«استاکس‌نت؛ آغاز جنگ سایبری علیه ایران»، برگرفته از سایت رادیو فردا ، ۱۳۸۹/۰۷/۰۶

به دنبال انتشار گزارش‌هایی درباره گسترش یک کرم رایانه‌ای به نام «استاکس‌نت» درشبکه‌های کامپیوتری ایران وبه‌ویژه در مراکز حساس صنعتی ونیروگاهی ایران، روزنامه هلندی دِپــِرس نوشتاری دارد به‌قلم «کامیل دریسن» تحت عنوان «جنگ علیه ایران الان دیگر واقعاً آغاز شده‌است».
دراین مقاله می‌خوانیم: محمود جعفری، مدیر اجرایی نیروگاه هسته‌ای بوشهر، در مورد برنامه مخرب ولی بسیار نبوغ‌آمیز رایانه‌ای که کامپیوترهای تأسیسات بوشهر را آلوده کرده گفت که «یک جنگ سایبری علیه ایران شروع شده‌است».
اما آقای جعفری بعداز این گفته، آسیب کرم استاکس‌نت را کمتر از آن‌چه اول اعلام شده بود ترسیم کرد وافزود که این برنامه، تنها رایانه‌های شخصی کارکنان نیروگاه را آلوده کرده و به خود نیروگاه آسیبی نزده‌است.
روزنامه دپرس در ادامه می‌نویسد: اما در مورد این ادعای آقای جعفری شک زیادی وجود دارد. کارشناسان رایانه‌ای از خبر وجود چنین کرمی هنوز در بهت و حیرت به‌سر می‌برند و «کاسپرسکی لَبز» از شرکت‌های معروف فناوری اطلاعات، برنامه استاکس‌نت را برنامه‌ای «هراس‌انگیز» توصیف کرده که «جهان را به سوی یک مسابقه تسلیحاتی جدید سوق می‌دهد».
استراتژیست‌های نظامی از مدت‌ها پیش می‌دانند که جنگ‌های متعارف به عرصه جدیدی به نام «فضای مجازی» هم کشیده شده و چین و روسیه هم از مدتی پیش سرگرم سرمایه‌گذاری‌های کلان در این زمینه هستند تا ضعف‌های نسبی ارتش‌های خود را از این راه جبران کنند.

جنگ وبی اول
در ادامه مقاله روزنامه دپرس می‌خوانیم: معروف‌ترین نمونه از جنگ سایبری تا امروز، «جنگ وبی اول» بود. این اصطلاح برای حمله‌ای به‌کار می‌رود که هکرهای روسی در سال ۲۰۰۷ علیه رسانه‌ها، بانک‌ها و نهادهای دولتی کشور استونی آغاز کردند. علت این حمله، جابه‌جایی یک بنای یادبود مربوط به جنگ‌های شوروی توسط استونی‌ها بود که خشم روس‌ها را برانگیخت.
اما همان‌طور که در مورد آن حمله هم هیچ‌گاه معلوم نشد که آیا دولت روسیه هم در آن دست داشته یا خیر، در مورد استاکس‌نت هم شاید برنامه‌ریز اصلی هیچ‌وقت مشخص نشود.
اما به گفته رالف لانگنر، کارشناس رایانه‌ای، پیچیدگی این کرم رایانه‌ای چنان زیاد است که نمی‌تواند کار یک شخص یا یک گروه باشد و برای ساخت آن به امکانات کشوری و دولتی نیاز است.
آقای لانگنر می‌گوید: «امکاناتی که برای اجرای این حمله لازم است نشانگر دست داشتن یک دولت در آن است و جالب این‌جاست که این بار از کرم رایانه‌ای، نه برای جاسوسی، بلکه برای تخریب استفاده شده‌است».
روزنامه دپرس ادامه می‌دهد: بنابر این با نگاهی به برنامه هسته‌ای ایران دو مظنون منطقی برای این حمله به ذهن می‌آید، یکی ایالات متحده و دیگری اسرائیل. در چنین صورتی، حمله با استاکس‌نت (که چند کشور آسیایی دیگر را هم بی‌بهره نگذاشته) اولین نمونه شناخته شده از یک حمله بزرگ سایبری توسط یک کشور غربی به‌شمار خواهد آمد.
روزنامه نیویورک‌تایمز در سال ۲۰۰۹ نوشت که جرج بوش، رئیس جمهور وقت ایالات متحده، اجازه استفاده از روش‌های تجربی را جهت خرابکاری در سامانه‌های رایانه‌ای برنامه هسته‌ای ایران صادر کرده‌است. گفته می‌شود که باراک اوباما هم آن برنامه مخفی را ادامه داده پس بعید نیست که استاکس‌نت هم از اجاق او درآمده باشد.

زمانی که اسرائیل در سال ۲۰۰۷ در «عملیات باغ میوه» یک رآکتور هسته‌ای در دست ساخت سوریه را بمباران هوایی کرد، ابتدائاً حمله‌ای دیجیتالی را ترتیب داده‌بود که یکی از نتایج آن از کار افتادن پدافند هوایی سوریه پیش از رسیدن هواپیماهای اسرائیلی به منطقه بود.

مقاله‌نویس دپرس در ادامه می‌نویسد: به هر صورت این یک امر شناخته شده‌است که باراک اوباما به طور سنگین در جنگ سایبری سرمایه‌گذاری کرده‌است. آقای اوباما، هاورد اشمیت، رئیس پیشین امنیت شرکت مایکروسافت را به عنوان شخص درجه یک امور سایبری دولت خود به کار گماشت و در ماه مه نیز در پنتاگون، مرکزی به نام «مرکز فرماندهی سایبر» کار خود را شروع کرد. به این مرکز فرماندهی اختیار داده شده تا در عملیات‌های خود از «طیف کامل» گزینه‌ها بهره ببرد، یعنی این مرکز نه تنها مجاز است از شبکه‌های آمریکایی دفاع کند بلکه مجاز است به سیستم‌های دیگر کشورها هم هجوم ببرد. البته چندوچون و روش‌ها و مقررات این حملات محرمانه است.
به نوشته دپرس، نظریه دیگری هم وجود دارد که اسرائیل را مغز متفکر احتمالی حمله رایانه‌ای به بوشهر می‌داند. دپرس می‌نویسد: امسال یکی از مقام‌های ارشد نظامی، اهمیت جنگ سایبری را در قرن بیستم قابل مقایسه با برخورداری از یک نیروی هوایی توصیف کرد و اگر دقت کنیم می‌بینیم که البته اسرائیل کشوری است که دانش لازم برای حملات رایانه‌ای را هم در چنته دارد.
زمانی که اسرائیل در سال ۲۰۰۷ در «عملیات باغ میوه» یک رآکتور هسته‌ای در دست ساخت سوریه را بمباران هوایی کرد، ابتدائاً حمله‌ای دیجیتالی را ترتیب داده‌بود که یکی از نتایج آن از کار افتادن پدافند هوایی سوریه پیش از رسیدن هواپیماهای اسرائیلی به منطقه بود.
مقاله‌نویس دپرس می‌افزاید: این‌که واکنش ایران به حمله «استاکس‌نت» چگونه خواهد بود هنوز مشخص نیست. به هر صورت، قوانین بین‌المللی محمل حقوقی چندانی بدست ایرانی‌ها نمی‌دهد زیرا جنگ سایبری آن‌چنان تازه است که هنوز قوانین جهانی برای آن وضع نشده‌است.

مقاله روزنامه هلندی دپرس در پایان می‌نویسد: سرلشکر «کیس هومان» در وب‌سایت مؤسسه هلندی روابط بین‌المللی «کلینگن‌دال» در این مورد گوشزد کرده که کشورها نیازی فوری به وضع این‌گونه قوانین دارند.
آقای هومان در نوشتار خود می‌پرسد: «برای نمونه باید دید تعریف جنگ سایبری در حقوق بین‌الملل چیست؟ اگر چنین حمله‌ای باعث تخریب یک سامانه دفاعی شود که حفاظت از بیمارستان‌ها را هم بر عهده دارد، پیامدهای قانونی چنین حمله‌ای چیست؟ اگر یک حمله سایبری تلفات انسانی هم به‌جا بگذارد آیا در این صورت کنوانسیون ژنو نقض شده‌است یا خیر؟»
این تنها چند سؤال از سؤال‌های زیادی است که در این مورد وجود دارد.%

http://www.radiofarda.com/content/F12_Dutch_newspaper_Depers_on_Stuxnet_worm/2170825.html