۱۳۸۷ آبان ۲۸, سه‌شنبه

مصاحبه‌ی سعید حجاریان درباره‌ی مسأله ی ملی درایران

رویکرد امنیتی درکردستان بی فایده است

گفتگوی «روژهه لات» با سعید حجاریان

اظهارنظر درباره ی خودمختاری وفدرالیزم درایران :
- ایران ازقبل از اسلام چون یک امپراطوری بزرگ بوده است ازسیستم ساتراپ‌ها که نوعی خودگرانی مناطق مختلف سرزمین پهناورایران بود برخوردار بوده است. بعد ازاسلام هم تقریباً همین سیستم وجود داشته است که به آن ممالک محروسه گفته می شد که ازیکسری دولت‌های خودگردان محلی تشکیل شده بود. البته این حالت فقط مختص به کردستان نبوده است وبا توجه به فضای حاکم برآن زمان درکل کشور وبا رضایت نسبی همگان یک چنین سیستمی وجود داشته است.
بنظر می‌رسد که راهکاری مانند فدرالیسم برای یک نقطه خاص مانند کردستان به تنهایی قابل طرح نیست. اینگونه موضوعات نیازمند وجود یک فضای تفاهم سراسری ویا پلاتفورم (
Platform) مشترکی مانند دمکراسی خواهی است درغیراینصورت زمینه های تحقق ویا حتی امکان طرح تئوریک آن فراهم نخواهد شد.

ایل گویجی : ilguji.blogspot.com

2008-11-18 / 28 آبان 1387

-------------------------------------------------------------

محمدعلی توفیقی

سعید حجاریان چهره‌ای است که نیاز به معرفی ندارد. نظریه‌پرداز سیاسی که دراوج سال‌های اصلاحات توسط مخالفان «تغییر» و «اصلاح» رویکردهای نظام موجود ترور شد و اینک علیرغم از دست دادن بخش عمده‌ای از توانایی‌های حرکتی و تعادلی بدنش، همچنان از ذهنی پویا و حافظه‌ای قوی برخوردار است و در کنار کارهای تحقیقاتی و پژوهشی از فعالیت حزبی موثر و تمام وقتی نیز برخوردار است. وضعیت کردستان وافت و خیز مشارکت مردم منطقه درانتخابات‌ها موضوع اصلی گفتگوی این هفته «روژهه لات» با حجاریان است.

روژهه‌لات– درکشورما بررسی و پژوهش‌های جامعه شناختی ورفتار شناسی اجتماعی چندان جدی گرفته نمی‌شود به همین سبب یکی از مهمترین معیارهای تحلیل رفتار سیاسی و حتی پیش‌بینی جنش‌های زیرسطحی که هنوز آشکار نشده است استناد به میزان مشارکت مردم در انتخابات‌های مختلف بعنوان «نشانه»‌ها است. از دوم خرداد
۷۶ تا انتخابات مجلس هشتم در سال ٨۶ منحنی حضور کردها در پای صندوق‌های رأی (بعنوان مهمترین نماد تمایل به پیگیری دمکراتیک و مسالمت آمیز مطالبات) از یک روند نزولی و شیب نسبتاً تند برخوردار است که در برخی مواقع می‌توان حتی ازآن بعنوان سقوط آزاد یاد کرد، ارزیابی شما از این موضوع چیست؟

- باید دید که چه فاکتورهایی می تواند در این زمینه دخیل باشد. آیا فاکتور مذهب مهم بوده است؟ من گمان نمی‌کنم این فاکتور در میان کردها چندان مهم باشد چون مثلاً در بلوچستان که از نظر مذهبی با اکثریت کردها مشابهت دارند در انتخابات ریاست جمهوری نهم مشارکت بالا بود در حالیکه در همان زمان میزان رأی در کردستان (مناطق کردنشین) پایین بود. پس می‌توان فاکتور مذهب را کنار گذاشت. اگر بگوییم فاکتور قومیت در این کاهش مشارکت، موثر بوده است باز هم ره‌ به خطا برده‌ایم زیرا کردها و بلوچ‌ها هر دو قوم هستند. بنظرم در این قضیه «احتمال‌تأثیر رأی» بیشترین نقش را ایفا نموده است. یعنی کردها احتمال داده‌اند که شرکت در انتخابات تأثیری دروضعیت آنها ندارد و انتخابات را «عبث» فرض کرده‌اند. اما بلوچ‌ها چنین احساسی نداشته‌اند البته ممکن است به مرور این نتیجه‌گیری برای آنها هم شکل بگیرد و مثلاً در انتخابات بعدی در بلوچ‌ها شاهد رفتاری شبیه به
۴ سال قبل کردها باشیم. کما اینکه مولوی عبدالحمید اخیراً گفته است که اگر برخورد با اهل سنت از همین روند برخوردار باشد احتمال دارد که در انتخابات آتی شرکت نکند. چنین رفتارهایی نشان می دهد که کردها به لحاظ سیاسی از سایر اقوام ایرانی توسعه یافته‌تر هستند....

روژهه‌لات- شاید این یکی از ویژگی‌های «ملت کرد» باشد.

- من از بکاربردن واژه «ملت‌کرد» برای کردهای ایران ابأ دارم و معتقدم که آنها در ایران خصوصیات «اتنیک» (
Ethnic) دارند نه ویژگی‌های یک «ملت»(Nation)، کردهای عراق یا ترکیه ملت هستند اما وضع کردهای ایران متفاوت است.
گرچه بعضی شونیست‌ها حتی منکر قوم بودن کردها هستند اما تعداد چنین افرادی زیاد نیست و عمدتاً در میان سلطنت طلب‌ها این‌گونه تفکرات رواج دارد.

روژهه‌لات- چگونه ممکن است کرد ترکیه یا عراق را ملت بدانیم اما چنین ویژگی برای کردهای ایران قائل نباشیم؟ آیا این موضوع ناشی از ملاحظات سیاسی نیست؟

خیر- من ملاحظه سیاسی ندارم بلکه عوامل تشکیل دهنده ملت را برای کردها درایران کافی نمی‌دانم . واژه ملت که برمبنای تضاد خود ودیگری معنا می‌یابد یکسری عوامل پدید آورنده دارد که از مهمترین آنها نژاد، زبان، دین و در قرون معاصر دولت است. از نظر من هیچکدام از این عوامل در سرزمین ایران ویژگی ملی برای کردها ایجاد نمی‌کند. اگر قضیه دولت را ملاک قراردهیم کردها به رهبری قاضی محمد تنها کسانی نبودند که موفق به تشکیل دولت شده‌اند دررشت هم بوسیله میرزا کوچک‌ خان یا در تبریز توسط پیشه‌وری و حتی در لار بوسیله آسیدعبدالحسین لاری دولت تشکیل شده و این آخری حتی تمبر هم چاپ کرد! آیا اکنون مردم هرکدام از این مناطق به صرف داشتن دولت در گذشته می‌توانند ادعا کنند ملت هستند؟ مسئله مذهب هم بگونه‌ای است که بنظر نمی‌رسد خود کردها در مولفه‌های هویت‌سازشان خیلی به آن تکیه کنند. نمونه واضح‌ آن را در عراق شاهد هستیم (تقسیم‌بندی کرد، شیعه و سنی) از نظر نژادی هم بعید است که پس از چندین هزارسال امتزاج، وجه ممیزه پررنگی از اختلاف نژادی بین مثلاً کردها و فارس‌ها باقی مانده باشد. در عین حال زبان کردی بدلیل آمیختگی شدید با زبان فارسی مولفه قدرتمندی محسوب نمی‌شود.بعنوان مثال مرحوم هه ژار عمری را صرف تصحیح متون ابن سینا کرد یا خود من وقتی اشعار مرحوم غلامرضا خان ارکوازی را می خوانم با اینکه به زبان کردی است اما بیش از
۵۰ درصد آن را متوجه می شوم. به هر تقدیر من معتقد به «ملت کرد» نیستیم البته این به آن مفهوم نیست که کردها درایران هیچ مسئله‌ای ندارند بلکه باور دارم که با مسائل جدی مواجه هستند ومشکلات آنها با فرآیند ملت ‌سازی (Nation building) ) ناقص وادغام (integration) معیوب مرتبط است.
کردها درعراق «عرب» نیستند این یک واقعیت اجتماعی است.خود کلمه عراق ازعرق به معنای ریشه و نژاد گرفته شده است که می تواند تقابل ملی با کردها را نشان دهد و به همین دلیل حاکمیت‌های عراق تا قبل از شرایط جدید بدنبال پروژه «تعریب» بودند! و رویدادهای تاریخی تلخی هم در همین راستا بوقوع پیوسته است این در حالی است که شما در سراسر تاریخ ایران هرگز به واژه «تفریس» به معنای تغییر دادن هویت سایرین مثلاً به فارس، برخورد نمی‌کنید.
چرا آنها «تعریب» دارند؟ چون «کرد» درمیان عرب‌ها یک ملت است! یا اززمان عثمانی که بخشی ازسرزمین کردها ضمیمه این امپراطوری می‌شود، کردها درمواجه با ترکها ازخصوصیات یک ملت برخوردارمی‌شوند وترک‌ها هم به شدت بدنبال انکار هویت ملی آنها و یا اصطلاحاً ترک‌نمودن کردها بوده‌اند.البته امروزه حزب عدالت و توسعه تلاش دارد که به جای کلمه «ترک» از واژه ترکیه ای استفاده کند که شامل همه ملتهای ساکن آن کشور گردد وچنان که مشخص است در این کار نوعی تصنع و تکلف وجود دارد برخلاف کلمه ایران که ازهمان ابتدا وبصورت طبیعی سرزمین مشترک همه اقوام ساکن درآن بوده است.
می‌خواهم بگویم «کرد» ترک نیست و عرب هم نیست. اما «کرد» ایرانی است و جزئی از ملت بزرگ ایران محسوب می‌شود زیرا ما اساساً در ایران «ملت‌فارس» نداریم تا بتوان در مقابل آن ملت کرد یا عرب یا بلوچ را مطرح نمود! البته قبول دارم که زمینه‌های رشد، بروز استعدادها و حضور اقوام به ویژه کردها در حد شایسته آنها و بصورت عادلانه ای در کشور فراهم نشده است وحتی می‌توان ادعا کرد که ما در ایران راه ورود به قدرت، کسب‌ثروت و تأمین معرفت و منزلت را بر آنها بسته‌ایم این درحالی است که علیرغم سابقه منفی کشورهای همجوار که از مشکلات ملی و شدیدتر کردها حکایت دارد ، بنظر می‌رسد در عراق با تغییرات بوجود آمده در ساختار حقوقی و حقیقی قدرت، مشکل کردها تا حد زیادی حل شده است وحتی با حضور بارزانی بعنوان رئیس اقلیم کردستان عراق، می‌توان گفت در این کشور که جزو «وطن‌عربی» هم محسوب می‌شود دو رئیس جمهور «کرد» داریم! یا در ترکیه بواسطه دیدگاه‌های حزب «عدالت و توسعه» و خود اردوغان تلاش‌های جدیی برای جذب کردها به مرکز و واردکردن کردها به ساختار حزب و قدرت حاکم درحال انجام است. همچنین کردها در ترکیه دیگر فقط در حکاری یا دیاربکر متمرکز نیستند ودراستانبول یا آنکارا کانون‌های اقتصادی پدید آورده‌اند. درست است که ترک‌ها این اقدامات را در راستای ورود به اتحادیه اروپا انجام می‌دهند اما هر دلیلی که داشته است بنفع کردها ومسئله ملی آنها تمام شده است. حالا بگذریم که برخی ژنرالهای قدیمی وبقایای کمالیستها، دراین مسیر درحال مانع‌تراشی هستند. حتی من شنیده‌ام که عبداله اوجالان به اعضای ارشد
P.K.K پیام فرستاده است که با دولت اردوغان همکاری کنند.

روژهه‌لات- اما تداوم درگیر‌ی‌های
P.K.K و جنگ تمام عیار موجود خلاف این ادعا را نشان می‌دهد؟

- بخاطر این است که ارتش ترکیه در اختیار دولت نیست وگرنه تاکنون
P.K.K مثل ارتش رهایی بخش ایرلند تبدیل به یک حزب سیاسی رسمی با فعالیت غیرمسلحانه شده‌بود زیرا اقتصاد ترکیه و جهت‌گیری‌ کلی حاکمیت آن کشور اقتصاد بازار آزاد است و «بازار» توانایی حل این مسائل و جذب آنها را دارد. از اصل قضیه دور نشویم این مطالب برای اشاره به این نکته بود که در عراق و ترکیه که کردها ملت هستند و مشکلات جدی هم داشته‌اند با سیاست‌های دقیق حاکمان آنجا در حال جذب شدن به دولت مرکزی هستند اما برعکس در ایران که کردها حتی قبل از فارس‌ها ساکن این سرزمین بوده‌اند و بنوعی میزبان فارس‌ها بوده‌اند سیاست‌های غلط، کاری کرده است که کردها احساس می‌کنند که هویت آنها در حال از بین رفتن است زیرا نه تنها نقشه‌ای برای جذب کردها به مرکز وجود ندارد بلکه دافعه هایی هم پدیدآمده است و جایگاهی برای آنها در نیروهای‌ نظامی، انتظامی و امنیتی و حتی سطوح پایین مدیریت های اداری در نظر گرفته نمی‌شود. پس در این شرایط طبیعی است که آنها نسبت به قضیه‌ای مانند انتخابات بی‌تفاوت شوند.

روژهه‌لات- به نظر شما این مسائل ناشی از چه عواملی هستند؟

- بنظرم عامل اصلی این گرفتاری‌ها درحال حاضر نگاه ایدئولوژیک است من یکبار گفته‌ام - البته به مذاق خیلی‌ها تلخ آمد- و بازهم تکرار می‌کنم اسقاط نگاه ایدئولوژیک از اوجب واجبات است.
ایدئولوژی از هر نوعی که باشد چه مارکیسیتی و جه کمالیستی اگر محور دولت شود در هر حال نیروی گریز از مرکز ایجاد می‌نماید و دافعه آن بسیار بیشتر از جاذبه اش خواهد شد و پدیده سانتریفوژ (گریز از مرکز) ایجاد می‌نماید.
آمریکایی‌ها اصطلاحی دارند بنام (
Melting Pot) که به معنای دیگ هفت جوش است در آن کشور، ملل مختلفی از هندی، انگلیسی، چینی و ایتالیایی را روی هم ریخته‌اند و با حرارت لازم و علمی یک ملت قوام یافته پدید آورده‌اند. یعنی پدیده ملت‌سازی درست انجام شده است. البته در این فرآیند نقش بازار (market) بسیارموثر بوده است. همه این اتفاقات مثبت تنها در قالب یک دولت دمکراتیک امکانپذیر شده است. گرچه یک دولت خوب (good governance) هم می‌تواند زمینه‌ساز چنین تحولی باشد.در واقع دولت خوب نیز همانند دولت دمکراتیک قادر به حل مسائل ملی است. لذا اگر شرایط تشکیل دولت خوب فراهم می‌شد امکان داشت کردها هم شعار قدیمی خود که دمکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان بود را مثلاً به دولت خوب برای ایران و ممالکت محروسه تغییر می‌دادند.

روژهه‌لات- تفکری در کشور ما حاکم است که مقوله قومیت‌ها را اساساً یک تهدید تلقی می‌نماید ریشه‌های این تفکر را کجا باید جستجو کرد؟
- بنظرم از ضعف دولت ها ناشی می‌شود. چنین نگاهی مختص دولت‌های ضعیف است. گرچه هرچه جهانی شدن عمق پیدا کند امکان بقاء اینگونه حکومت‌ها کاهش می‌یابد نظیر بالکان یا دارفور.

روژهه‌لات- برخی‌ها مسئله اقوام را توطئه بیگانگان میدانند بنظرشما نقش عوامل خارجی دراین زمینه چقدرمیتواندموثرباشد؟

- مشکلاتی که قومیت‌ها دارند وچالش‌های ناشی ازآن عمد‌تاً مربوط به عوامل داخلی نظیر مدیریت اشتباه (مثلاً اتخاذ رویکرد امنیتی) وفرآیند ناقص ادغام فیزیکی درجریان ملت‌سازی است واگرهم عامل خارجی نقش داشته است بیشتر بعنوان ممد عوامل داخلی مطرح است زیرا تا بستر داخلی وجود نداشته باشد این عوامل خارجی بصورت ابتدا به ساکن نمی‌توانند چندان تأثیری بر تشدید مسائل یا تحریک اقوام ایرانی داشته باشند.

روژهه‌لات- شواهد موجود نظیر برخورد با فعالان مدنی، بستن مطبوعات، زندان‌های طویل المدت و اخیراً تشدید صدور احکام اعدام متهمان سیاسی در کردستان نشان از بازگشت به نگاه امنیتی در مقوله اقوام و جایگزینی آن با رویکرد سیاسی- اجتماعی دوران اصلاحات دارد. البته از سوی دیگر هم شاهد افزایش حرکت‌های خشن و غیرمسالمت‌آمیز و تقویت جریان‌های مسلح هستیم. بنظر شما تداوم این وضع امکانپذیر است؟

- نگاه و رویکرد سیاسی‌- اجتماعی درمسائل قومی یعنی اینکه زمینه‌های سهیم شدن عادلانه همه اقوام را درقدرت، ثروت و منزلت بصورت شایسته وبراساس عدالت فراهم نماییم. اگرچنین نگاهی ازطرف حاکمیت وجود نداشته باشد دربرابرمطالبات اقوام هیچ چاره‌ای جز سرکوب باقی نخواهد ماند.
البته نباید فراموش کرد که هزینه‌های رویکرد امنیتی برای حاکمیت، هم بصورت اولیه (مثلاً برای تأمین نیروهای لازم و تجهیزات و غیره) وهم بصورت ثانویه (واکنش مردم این مناطق) خیلی بیشتر ازرویکرد سیاسی- اجتماعی است درعین حال رویکرد امنیتی علیرغم همه تلاش‌ها از اثربخشی لازم برخوردار نبوده ودرعمل فایده‌ای هم ندارد.


روژهه‌لات- تشکیل اقلیم درکردستان عراق که ساکنان آن ازجغرافیا، فرهنگ، تاریخ ونژاد مشترکی با کردهای ایران برخوردارهستند، چه تأثیری ممکن است بر کردستان ایران داشته باشد؟

اگر دقیق عمل کنیم تأثیر منفی نخواهد داشت. ایران فقط یک محدوده جغرافیایی نیست بلکه یک حوزه تمدنی بزرگ است که از یک طرف تا بوسنی امتداد دارد (در تاریخ ادبیات بوسنی بیش از بیست شاعر فارسی‌گوی بزرگ وجود دارد) وازسوی دیگر تا هند کشیده می‌شود. کردها هرکجا که باشند ازعوامل درونی این حوزه تمدنی گسترده محسوب می‌شوند وجزیی از اجزا تشکیل دهنده آن هستند. همه چیز بستگی به رفتار حاکمیت دارد، اگر درست عمل کند کردها هرکجای دنیا که باشند فرصت‌های مناسب این حوزه تمدنی برای رشد، بسط وارتقا آن هستند اما اگر بد عمل کنیم (مانند آنچه که درسال‌های اخیرشاهد آن هستیم) کردهای بیجار، وکرمانشاه هم می‌توانند تبدیل به تهدید شوند تا چه رسد به کردهای مهاباد وسنندج! این درحالی است که ترکیه با درایت کامل وبا استفاده ازفرصت کردها زمینه‌های ورود خودرا به اتحادیه اروپا آماده می‌کند چون دولت فهیم وباشعوری دارد
.

روژهه‌لات- درمیان نخبگان کرد گفتمان جدیدی بنام فدرالیسم درحال شکل‌گیری است. فرجام آن را چگونه می بینید؟

- ایران ازقبل از اسلام چون یک امپراطوری بزرگ بوده است ازسیستم ساتراپ‌ها که نوعی خودگرانی مناطق مختلف سرزمین پهناورایران بود برخوردار بوده است. بعد ازاسلام هم تقریباً همین سیستم وجود داشته است که به آن ممالک محروسه گفته میشد که ازیکسری دولت‌های خودگردان محلی تشکیل شده بود. البته این حالت فقط مختص به کردستان نبوده است وبا توجه به فضای حاکم برآن زمان درکل کشور وبا رضایت نسبی همگان یک چنین سیستمی وجود داشته است.
بنظر می‌رسد که راهکاری مانند فدرالیسم برای یک نقطه خاص مانند کردستان به تنهایی قابل طرح نیست. اینگونه موضوعات نیازمند وجود یک فضای تفاهم سراسری ویا پلاتفورم (
Platform) مشترکی مانند دمکراسی خواهی است درغیراینصورت زمینه های تحقق ویا حتی امکان طرح تئوریک آن فراهم نخواهد شد.

* با تشکر ازفرصتی که دراختیار روژهه‌لات قرار دادید.

*- منبع:دوهفته نامه روژهه لات پیش شماره ۱

---------------------------------------------------------------

۱۳۸۷ آبان ۲۳, پنجشنبه

به مناسبت 90 همین سالگرد پایان جنگ جهانی اول

جنگ جهانی اول واجمالی بر پی آمدهای آن درمنطقه ی ما

جنگ جهانی اول (1914 - 1918) یکی از رویدادهای مهم و دردناک درتاریخ بشریت بود که با امضای معاهده ی صلح در روز 11 نوامبر 1918 ازجانب طرفین جنگ به پایان رسیده.

علت اصلی وقوع جنگ جهانی اول تشدید رقابت دول قدرتمند درگسترش سرزمینهای استعماری و تحت نفوذ بود. رقابت آنها درادامه ی خود ابتدا به توطئه های پنهائی ودرمرحله ی بعدی نیمه علنی و علنی وسپس به یارکشی، صف بندی و بالأخره به جنگ منجر می شود. هیچ عاملی جز تعهد و اجبار درپای بندی به برابری حقوق انسانها وملتها نمی توانست مانع طی شدن روند جنگ مذکور گردد. وعدم وجود این عامل موجب تکرار آن یعنی وقوع جنگ دوم جهانی درطول سالهای 1939 تا 1945 وافزایش قربانیان جنگ از بیست میلیون به پنجاه میلیون ودیگر فجایع وبدبختی درابعاد جهانی گشته است.

برهرنسلی ازملل تحت ستم لازم است درتلاش برای کسب شناخت ازتاریخ معاصر جهت یافتن علل به بند کشیده شدن و دیگر بدبختی های تحمیل شده، تأثیر رویدادهای مهم جهانی را در رابطه با ملت و منطقه ی خود وجهان به طور فردی و جمعی مطالعه نماید. چون اینکار یعنی کسب شناخت ونگارش برداشت ها به مناسبت های مختلف، جزئی ازتلاشهای مدنی در راه برخوردار نمودن دیگران از تجارب روزگار است. اینکار می تواند زمینه های همکاری در راه محو آثار شوم دوره ی استعمار و استثمار با روشهای قدیمی وجدید را فراهم نماید.

درجنگ جهانی اول یک دسته ازکشورهای طرفین جنگ عبارت بودند از امپراطوری اتریش و مجار، کشورآلمان و امپراطوری عثمانی. و دسته کشورهای طرف دیگر که پیروز شدند عبارت بودند از امپراطوری بریتانیا، امپراطوری روسیه، امپراطوری فرانسه و ایالات متحده ی آمریکا. درنتیجه ی این جنگ به جای امپراطوری اتریش و مجار، دو کشور جداگانه ی اتریش و مجارستان وبه جای امپراطوری عثمانی هم جمهوری ترکیه پدید آمد. واز دسته کشورهای مقابل به جای امپراطوری روسیه براثر انقلاب بلشویکها کشور اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی پدید آمد.

درایران تا پایان جنگ جهانی اول امپراطوری های روسیه و بریتانیا بر سر حفظ حاکمیت سلسله ی قاجار توافق داشتند که بدنبال سرنگون شدن امپراطوری روسیه رقیب ومتحد او درایران به حاکمیت سلسله ی قاجار پایان داد و رژیم سلطنتی پهلوی مبتنی بر شوونیزم را روی کار آورد. این واقعه ی شوم سرآغاز پیدایش ستم ملی به مفهوم امروزی در تاریخ ایران گردید.

بدنبال انقلاب سوسیالیستی در روسیه (دراکتوبر 1917) کمونیستهای به حکومت رسیده ، به حضور واحدهای ارتش روسیه درخارج از مرزهای به رسمیت شناخته شده ی امپراطوری روسیه پایان دادند. درنتیجه ترکمنصحرا هم از اشغال ارتش روسیه ی تزاری خلاص شد، وترکمنهای ایران توانستند ازمفاد منشور انقلاب قانون اساسی (یعنی انقلاب مشروطه) بهره گیری کرده حکومت محلی خودمختار بوجود آورند.

این موضوع و موضوعاتی از این دست، لازم است ازجانب کارشناسان امور یعنی تاریخدانها وپژوهشگران ترکمن به طور وسیع و پیگیرانه کار شود. برهمه ی آنها موفقیت های هرچه بیشتری آرزو میکنیم.

ایل گویجی

2008-11-13 برابر با 23 آبان 1387

*- درزیر فایل دومطلب دررابطه با سالروز "جنگ اول جهانی" و" تأثیرات آن درایران" دردسترس علاقمندان قرارداده میشود.

1 - نود سال پس از پایان جنگ اول جهانی

مراسم سالگرد پایان جنگ اول جهانی در بسیاری از کشورهای اروپایی و سایر نقاط جهان برگزار شده است.

روز سه شنبه، 11 نوامبر (21 آبان) مصادف با نودمین سالگرد اعلام ترک مخاصمات درجنگ جهانی اول است که در ژوئن سال 1914 آغاز شد وبا شکست آلمان ومتحدان آن کشور از جمله امپراتوری اتریش و مجار وامپراتوری عثمانی دربرابر بریتانیا، فرانسه، روسیه تزاری، آمریکا ومتحدان آنها خاتمه یافت.

*- ادامه ی مطلب ازطریق فایل زیر مطالعه شود

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2008/11/081111_he_worldwarone.shtml

2 - جنگ جهانی اول وتاثیرات آن درایران: نزدیک به سه سالی پس ازپایان جنگ جهانی اول، درآوریل ۱۹۲۱ میلادی، سر پرسی سایکس، ژنرال بریتانیایی که بخش زیادی ازدوران چهارساله جنگ (۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸) را درایران گذرانده بود، گزارشی ازآن دوران را برای موسسه سلطنتی مطالعات جغرافیایی درلندن ارائه میکرد.

*- ادامه ی مطلب ازطریق فایل زیر مطالعه شود

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2008/11/081111_pm_.shtml

۱۳۸۷ آبان ۲۱, سه‌شنبه

ترجمه ی بخش چهارم و پایانی مقاله ی

گفتار مختصری درباره نبرد فرهنگ‌ها

* - برگرفته از سایت "ایران امروز" ، نویسنده استفان وایدنر / برگردان: علی‌محمد طباطبایی
نبرد فرهنگ‌ها چیز بدی هم نیست، نکته منفی درآن هنگامی بروز می‌کند که دریک طرف این نبرد یک فاتح تمام وکمال وجود داشته باشد. این که تا چه اندازه (و این که اصلاً آیا) غرب می‌تواند به وعده‌های خود پایبند باشد: این به آن بستگی خواهد داشت که نزدیکی به غرب برای مسلمانان تا چه اندازه ارزشمند می‌نماید.


۴

نبردفرهنگی جاری با اسلام بیان کننده نیاز برای مرزبندی با دیگری است. ما سعی می‌کنیم با گفتن این که چه کسانی نیستیم یعنی مسلمانان توضیح دهیم که خود کیستیم. تازه درهمین اواخر بود که این تصویر که نسبت میان شرق و غرب را از دیر باز تعین کرده بود دچار تزلزل گردید: زیرا امروزه پیوسته مسلمانان بیشتری که قرار است همیشه همین جا پیش ما بمانند بخشی از جامعه غربی هستند. چنانچه بالاخره درغرب درباره‌ی پرسش ازماهیت خود تغییری حاصل شود ودیگر نتوانیم مسلمانان را به سهولت ازخودمان جدا سازیم نباید به این معنا تلقی شود که اکنون اکثریت مسلمانان نیزبه همین ایده‌ی ما رسیده‌اند. اتفاقاً میتوانیم مبنای فرض خودرا براین اندیشه قراردهیم که فرهنگی مانند اسلام هرچقدر زودتر نیاز برای مرزبندی با دیگران را احساس کند بهمان نسبت نیز بیشتراحساس می‌کند که درتهدید واقع شده است وفشاربرای مخلوط شدن بافرهنگهای دیگرهم بیشترمی‌شود.


اسلام برای یک چنین مرزبندی دو وسیله مختلف دراختیار دارد: یکی ازآنها ممنوعیت روگردانی ازدین است. دراسلام بیرون رفتن از دین پیش بینی نشده است و برای چنین امری هیچ قاعده‌ای وجود ندارد و چنانکه کسی اعلام کند که اسلام را ترک کرده دیگر دارای حق وحقوقی نیست و سزاوار مرگ است. امکان دیگر این است که اسلام می‌تواند فرد مسلمانی را تکفیر نماید (
exkommunizieren) یعنی او را به عنوان ملحد بخواند و تمامی حق و حقوق معمول را از او دریغ کند. بنابراین مسلمان نمی‌تواند از اسلام بیرون رود، هرچند می‌تواند بیرون انداخته شود. البته دربیشتر تاریخ مسیحیت نیز جز این نبود. لیکن امروزه این مشکل را فقط در مورد اسلام می‌شناسیم.

رفت و آمد با ازدین برگشتگان مشکلات متفاوتی را به میان می‌کشد، چه دررابطه با مسائل اسلامی وچه روشنفکری. [ممانعت از ترک دین] بیش از هرچیز بند
۱۸ منشور حقوق بشر را نقض می‌کند که بر آزادی دین تاکید دارد. از آنجا که امروزه برای انسان غربی یکی پنداشتن خود با حقوق بشر امری بدیهی است، اختلاف نظر در باره آزادی دین یکی از نقطه‌های اصلی در نبردفرهنگی است.

برخلاف بسیاری مناقشه‌های دیگر میان غرب و اسلام، در خصوص محدودیت آزادی دین در اسلام نمی‌توان بی‌تفاوت ماند. به ویژه با توجه به این واقعیت که خروج از اسلام نه فقط به طور نمادین در حکم عمل بسیار تحقیرآمیز شمرده می‌شود که در عمل با چنین شخصی به تندی برخورد شده و حتی می‌تواند به قتل کسی که از دین برگشته منجر گردد. مسئله دیگری که در همین رابطه باید به آن توجه نمود این است که امروزه دادن حکم به خروج از دین یا به قول مسلمانان « تکفیر » دیگر توسط روحانیون برجسته و صاحب نام داده نمی‌شود، بلکه هرکدام از متعصبین مسلمان می‌توانند هر زمان که اراده کنند آن را بر زبان آورند: به این ترتیب این احتمال وجود دارد که هر مسلمانی که با عقاید یک گروه بخصوص از متعصبین موافق نیست از طرف آنها به عنوان بی‌ایمان تشخیص داده شده و اعدام گردد.

سید قطب یکی از نخستین متفکرین اسلامگرایان امروزی که در
۱۹۹۶ اعدام گردید تمامی حاکمان مصر مدرن را روی هم رفته به عنوان کافر خوانده بود. سوء قصد کنندگانی که در ۱۹۸۱ رئیس جمهور مصر انورسادات را به قتل رساندند برای این عمل خود به قطب استناد می‌کردند ودرمیان حرکت‌های افراطی حامیانی یافتند که آشکارا واژه‌ی « تکفیر » را به کارمی‌بردند.

بنابراین محدودیت در آزادی دین فقط شامل مسلمانانی نمی‌گردد که مایلند خروج خود از دین را اعلام کنند بلکه آن کسانی را نیز که ادعا می‌شود مانند سادات که با اسرائیل پیمام صلح بسته بود دست به یک عمل ملحدانه زده‌اند. حتی گاهی همین کفایت می‌کند که کسی تفسیر مدرنی از قرآن ارائه کند تا توسط بنیادگرایان به عنوان فردی بی‌ایمان معین شود. منع خروج از دین در‌ها را برای سرکوب دگراندیشان باز می‌کند و بنابراین باید از فضلای دینی، روحانیون و دیگر مقامات مربوطه بخواهیم تا در سنت و تفسیر و تاویل‌های سوء استفاده گرانه از آن به انجام اصلاحاتی تن دهند. از طرف دیگر به نظر می‌رسد که درهمین خصوص واردآوردن فشار بر نمایندگان اسلام از هر طریق ممکن رسانه ای، سیاسی، در متن‌ها، کتاب‌ها، میزگردهای تلویزیونی و سخنرانی‌ها بسیار سودمند باشد.

درعین حال پرسش از آزادی دینی مثالی نمونه است برای این که در کجا نبرد فرهنگها به عنوان مبارزه برای ایده‌های بهتر سودمند واقع می‌شود و در کجا باید آن را توصیه کرد. به همان مقدار که فشار مبتنی بر نبردفرهنگی بر اسلام برای مثال در مورد پرسش از رفتار با از دین برگشتگان افزایش یابد، نمایندگان اسلام رسمی نیز بیشتر احساس می‌کنند که باید پاسخ‌های موجهی داشته باشد و این در درازمدت آگاهی مردم به اشکال (
Problematik) موجود در استناد جستن به سنت‌ها (Überlieferung) را افزایش داده و از این رو می‌تواند تغییراتی را در آگاهی مردم این کشورها باعث گردد.

اما آنچه در این خصوص باید مراعات گردد این است که نباید از همان آغاز درخواست‌های حداکثری برای آزادی کامل دینی مطرح شود، زیرا به احتمال زیاد می‌تواند باعث ایجاد یک واکنش لجوجانه گردد. علت آن این است که انتظار سریع داشتن از نمایندگان رسمی اسلام برای آن که به طور قاطع در برابر منع خروج از دین و برای آزادی مطلق دینی وارد عمل شوند حتی زیر فشار شدید غرب کاملاً غیر محتمل است. برای چنین درخواستی سنت‌ها و شریعت اسلامی بیش از اندازه مقدس است.

هرچند می‌توان به صورت مشروع خواستار رویکردی عمل گرایانه و تفسیری لیبرال از قواعد بسیار متداول بود. و این آن چیزی است که به دفعات در حال روی دادن است. بخش بزرگی از مسلمانان ساکن در غرب و همچنین اقلیتی از مردم در کشورهای اسلامی با دین خود همان اندازه کم سروکار دارند که یک مسیحی شناسنامه‌ای که علاقه بخصوصی به دین خود ندارد و از کلیسا خارج شده است. از آنجا که در اسلام هیچ کس نمی‌تواند به طور رسمی از دین خود خارج شود بنابراین نمی‌توان به لحاظ آماری تعداد چنین افراد را معین کرد. البته چنانچه یک مسلمان دوری جستن خود از اسلام را برای خود نگه دارد معمولاً در کشورهای اسلامی این حالت او تحمل می‌شود، حتی در عربستان سعودی، جایی که پلیس دینی همین چند سال پیش نیایش کنندگان را با باتوم [مانند حیوانات] حرکت می‌داد.

بنابراین جای امیدواری وجود دارد که از این ممنوعیت جدی و سختگیرانه اسلامی برای ترک دین بالاخره روزی فقط یک واژه‌ی مستعمل و بدون استفاده باقی مانده باشد. در هر حال در باره رفتار و باورهای حقیقی افراد در نهایت نه احکام، سنت‌ها یا قوانین، بلکه تلاش برای رسیدن به خوشبختی و امیدواری برای زندگی بهتر در جهان واقعی تعین کننده است. غرب یک چنین زندگی بهتری را در همین جهان و همین امروز وعده می‌دهد و البته نه فقط برای کسانی که در غرب زندگی می‌کنند. این وعده‌ای زیبا است اما در عین حال مخاطره آمیز نیز هست. زیرا برخلاف وعده رستگاری در جهان آخرت توسط ادیان، نوید یک زندگی بهتری این جهانی را باید با معیار واقعیت سنجید.

این که آیا اصلاً غرب می‌تواند به وعده خودش وفا کند و این که در چنین صورتی تا چه اندازه قادر به انجام آن است بستگی خواهد داشت به این که برای مسلمانان نزدیکی به غرب تا چه اندازه به نظر مفید می‌آید. لیکن با توجه به وضعیت فعلی جهان و نیاز آشکار بسیاری از مسلمانان برای مرزبندی، چنین به نظر می‌رسد که نباید برای آنان این نزدیکی مفید واقع شود. در واقع این گونه احساس می‌شود که آنها اعتمادی به غرب ندارند.

و اکنون وقت آن باید فرارسیده باشد که از خود بپرسیم: چرا؟

*- آدرس مقاله به زبان اصلی (آلمانی)


URL dieses Artikels
http://www.perlentaucher.de/artikel/4940.html

۱۳۸۷ آبان ۱۸, شنبه

دو خبر مربوط به آذربایجان وآذربایجانیها:


1 - حمایت انجمن های اسلامی دانشجویی از فعالان هویت طلب آذربایجان

• انجمن های اسلامی دانشگاههای سراسر کشورخواهان برسمیت شناخته شدن حقوق اقلیتهای ملی- قومی وبرچیده شدن فشارهای غیرقانونی برفعالین دانشجوئی وهویت طلب آذربایجان شدند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com ، شنبه ۱٨ آبان ۱٣٨۷ - ٨ نوامبر ۲۰۰٨

اویرنجی نیوز: انجمن های اسلامی دانشگاههای سراسر کشور طی بیانیه ای حمایت گسترده خویش را ازفعالان هویت طلب آذربایجان اعلام نموده و ضمن درخواست برسمیت شناخته شدن حقوق اقلیت های ملی-قومی خواستار برچیده شدن فشارهای غیرقانونی بر فعالین دانشجوئی وهویت طلب آذربایجان شدند. متن کامل این بیانیه بشرح زیر است...

اینجا درکشوری که فریاد عدالت خواهی وآزادی سردمدرانش به عرش می رسد هویت طلبان آذربایجان هر روز بیشتر از گذشته سرکوب می شوند. درکشوری که حاکمان آن به نام شعار، فریاد دفاع از حقوق قومیت ها را سر می دهند و بالاتر ازآن قانون اساسی از احترام به قومیت ها سخن میگویند، هویت طلبان به اتهام اشاعه ی فرهنگ و زبان مادری بازداشت و روانه زندان می شوند.


امروز بیش از
۱۰ روز از اعتصاب غذای ۴ هویت طلب آذربایجانی می گذرد. دانشجویان دانشگاه تبریز پس از ۱۰۰ روز بازداشت درسلولهای انفرادی وتحمل شکنجه های روحی وجسمی آزاد شده اند اما فشارها بر ایشان ودیگر دانشجویان هویت طلب دانشگاه های مختلف ادامه دارد.


ما انجمنهای اسلامی امضاء کننده این بیانیه ضمن ابرازخوشحالی از آزادی دانشجویان دانشگاه تبریز نسبت به شکنجه آنان درزمان بازداشت اعتراض کرده وحمایت خود را ازاعتصاب غذای فعالان هویت طلب آذربایجانی دربند اعلام میکنیم.

۱-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
۲-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان
٣-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران
۴-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز
۵-انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران
۶-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز
۷-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران
٨-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد
۹-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بیرجند
۱۰-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان
۱۱-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه های اصفهان وعلوم پزشکی
۱۲-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر
۱٣-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان
۱۴-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز
۱۵-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی
۱۶-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان
۱۷-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم سبزوار
۱٨-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان
۱۹-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعت آب وبرق(شهید عباسپور)
۲۰-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود
۲۱-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام
۲۲-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد تهران
۲٣-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کردستان
۲۴-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه
۲۵-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه رامین اهواز
۲۶-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف
۲۷-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد
۲٨-انجمن اسلامی دانشجوین دانشگاه علوم اقتصادی
۲۹-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید رجایی

*- فایل خبر: http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=17975

--------------------------------------------------------------------------

2 - استانداري آذربايجان ‌شرقي ‌نسبت به عواقب ازدواج با اتباع خارجي هشدار داد

تبريز، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۷/۰۷/۲۸
داخلي.اجتماعي.اتباع خارجي.

تبريز دفتراموراتباع‌ ومهاجرين خارجي استانداري آذربايجان‌شرقي دراطلاعيه‌اي نسبت به عواقب ازدواج شهرندان اين استان با اتباع خارجي هشدار داد.

دراين‌اطلاعيه كه نسخه‌اي ازآن روز يكشنبه به ايرنا نمابر شد ، آمده است:
برخي ازاتباع خارجي به‌خصوص‌افغاني به تصور اينكه باازدواج شرعي و غيررسمي مي‌توانند پروانه اقامت و كار در كشورمان دريافت كنند ، به ‌صورت غيرقانوني ازدواج مي‌كنند.

دراطلاعيه مزبور بااشاره به جرم بودن اين عمل ، افزوده شده است: ازدواج با اتباع خارجي مشكلات عديده‌اي از قبيل عدم برخورداري از حمايت قانون ، نداشتن شناسنامه ايراني و عدم ارايه خدمات به اعضاي خانواده را به دنبال دارد.

در اين اطلاعيه‌ها از خانواده‌ها خواسته شده كه پيش از اقدام به ازدواج فرزندانشان بااتباع خارجي ، دفتر امور اتباع و مهاجرين خارجي استانداري آذربايجان‌شرقي را درجريان امر قراردهند تا ازايجاد مشكلات قانوني بعدي جلوگيري شود.

در اين اطلاعيه همچنين هرگونه همكاري مردم استان با اتباع خارجي درزمينه اسكان ، ازدواج و اشتغال آنان ، جرم اعلام و متخلفين مطابق قانون برخورد خواهد شد.

۵۴۶/۵۸۶ /۵۱۸ /۷۲۲۳

-------------------------------------------

*- فایل خبر : http://www1.irna.ir/fa/news/view/menu-155/8707285878122543.htm

- تاریخ درج درسایت " ایرنا" : ‪شنبه، ۱۸ آبان ۱۳۸

۱۳۸۷ آبان ۱۷, جمعه

مصاحبه با یک کارشناس ایرانی‌ی امورآسیای مرکزی وقفقاز

پی‌آمدهای پیروزی اوباما درآسیای مرکزی

آمریکا درآسیای مرکزی یکی ازبازیگران قدرتمند به حساب می آید وپایگاه‌های نظامی دارد. این منطقه به دلیل همجواری با چین، روسیه وایران ومنابع انرژی خود، جایگاه ویژه ای درسیاست خارجی آمریکا کسب کرده است. پیروزی اوباما چه تاثیری برمنطقه خواهد نهاد؟

به‌نظر دکترهومن پیمانی، کارشناس ایرانی‌ی امور آسیای میانه وقفقاز، سیاست خارجی آمریکا برای درازمدت برنامه ریزی شده است، اما با ورود اوباما به کاخ سفید، "ادبیات سیاسی نوینی" برآن حاکم خواهد شد.

دویچه وله: آمریکا در کشورهای آسیای مرکزی پایگاه‌های نظامی دارد و تاکنون سیاست فعالی را در این منطقه دنبال کرده است. پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری، چه تاثیری بر سیاست‌های آمریکا در برابر کشورهای آسیای مرکزی خواهد داشت؟

هومن پیمانی: من فکر نمی کنم تغییرات اساسی درسیاست آمریکا بوجود بیاید، سیاست خارجی آمریکا، به‌ویژه در عرصه نظامی، سیاستی درازمدت و راهبردی هست. این سیاستی است که اززمان فروپاشی اتحاد شوروی یعنی ازسال ۱۹۹۱ میلادی تا امروز ادامه داشته و سیاست گزارن آمریکا چه دمکرات وچه جمهوری‌خواه آن را ازجمله درمسائل راهبردی سیاست خارجی دنبال کرده اند. خاورمیانه، خلیج فارس، آسیای میانه و قفقاز ازمناطقی هستند که به دلیل دارا بودن منابع عمده نفت و گاز، بازار بزرگی برای سرمایه وکالاهای آمریکائی ایجاد می‌کنند. همچنین موقعیت خود این کشورها سبب می‌شود که به عنوان کشورهای راهبردی اهمیت یابند. از این جهت، من فکر نمی کنم درسیاست آمریکا تغییری بوجود بیاید. سیاست کلی آمریکا، درهرحال تحکیم خود به عنوان قدرت بلامنازع جهانی است.

س: سیاست آمریکا در کشورهای آسیای مرکزی، به‌ویژه درکشورهای همسایه ایران مثل آذربایجان و ترکمنستان بنظر شما چگونه خواهد بود؟

ج: چیزی که ممکن است بوجود بیاید به قول معروف بحث در مورد ادبیات حاکم بر سیاست خارجی آمریکا خواهد بود. ولی منافع اقتصادی، سیاسی و نظامی آمریکا با تغییر رئیس جمهور عوض نمی شود. حال چه رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه باشد چه دمکرات. از آنجا که این دو کشور از نظر نفت و گاز و همچنین به عنوان همسایه ایران برای آمریکا اهمیت دارند، در سیاست آمریکا تغییراساسی پیدا نخواهد شد، بلکه به‌نظر من همان سیاست‌هائی تداوم خواهد یافت که در ظرف دو دهه گذشته جاری بوده است.

ایران با توجه به موقعیت استراتژیک خود تابه‌حال نتوانسته در منطقه آسیای مرکزی نفوذ اقتصادی و یا سیاسی داشته باشد. یکی از دلایلی که همیشه طرح می شد ، مسئله تیرگی روابط ایران با آمریکا بود. حال به‌نظر شما انتخاب باراک اوباما چه تاثیری ممکن است بر مناسبات کشورهای آسیای مرکزی با ایران داشته باشد؟

ج: من با این مسئله زیاد موافق نیستم، برای این‌که ایران در ظرف ۱۶ سال گذشته در بعضی زمینه‌ها از جمله درپایان دادن به جنگ داخلی تاجیکستان موفق بوده است. ایران با کمک روسیه توانست به دولت تاجیکستان و نیروی مخالف آن کمک کند تا به جنگ داخلی خاتمه دهند و به صلح و تفاهم برسند. در زمینه همکاری‌های امنیتی هم، به‌نظر من ایران موفق بوده است. من فکر می‌کنم در دوران باراک اوباما ایران قادر خواهد بود به نفوذ خودش گسترش بدهد

.

س: آیا با انتخاب باراک اوباما به ریاست‌جمهوری آمریکا، ما شاهد رویکرد نوینی درسیاست خارجی آمریکا درمنطقه از جمله درقبال ایران خواهیم بود؟

ج: سیاست‌های آمریکا به صورت درازمدت تعیین می شود نه بر مبنای شخصیت رئیس‌جمهور وسیاست‌های حزب او. سیاست‌هائی که آمریکا درمنطقه دنبال کرده، به‌خاطر ادبیات ناموزون و نامعقول و همچنین واقعیت‌های منطقه سبب تشدید اختلاف‌ها شده است. من فکرمی کنم در ادبیات سیاسی و لحن صحبت آمریکا تغییراتی به‌وجود خواهد آمد و این مسئله نه تنها در برخورد با ایران، بلکه در برخورد با تمامی کشورها خواهد بود. دولت آمریکا کماکان ایران را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای در نظر می گیرد و حضور ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای اصولا برای آمریکا قابل قبول نیست. در آینده آمریکا بالاخره به نوعی قبول خواهد کرد که در روابط خود با ایران تجدید نظر کند. اما به نظر من، این تغییر در آینده خیلی نزدیک صورت نخواهد گرفت.

مصاحبه گر: طاهر شیرمحمدی

*- فایل مربوطه: http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,3767851,00.html

۱۳۸۷ آبان ۱۶, پنجشنبه

درآمریکا دموکرات ها پیروز شدند

پیروزی تاریخی باراک اوباما درانتخابات ریاست جمهوری آمریکا

*- برگرفته از نشریه ی الکترونیکی " یاغتی تورکمنصحرا"

باراک اوباما، با یک پیروزی تاریخی و درخشان به عنوان چهل و چهارمین رییس جمهوری آمریکا انتخاب شده است. براساس آخرین نتایج آرا، اوباما ۳۳۸ رای کالج انتخاباتی را بدست آورده است،‌ در حالیکه مک کین تنها به ۱۵۷ رای کالج انتخاباتی دست یافته است.
Wed / 05 11 2008 / 7:34
باراک اوباما، با یک
پیروزی تاریخی و درخشان به عنوان چهل و چهارمین رییس جمهوری آمریکا انتخاب شده است. براساس آخرین نتایج آرا، اوباما ۳۳۸ رای کالج انتخاباتی را بدست آورده است،‌ در حالیکه مک کین تنها به ۱۵۷ رای کالج انتخاباتی دست یافته است. با اعلام نتیجه انتخابات، بسیاری از مردم با حضور در خیابان های نیویورک و واشینگتن، پیروزی باراک اوباما را جشن گرفتند. درتاریخ آمریکا این میزان مشارکت درانتخابات بی‌سابقه بوده است. از ۲۱۳ میلیون واجد شرایط، نزدیک به ۱۸۰ میلیون نفر برای دادن رای ثبت نام کرده بودند. باراک اوباما نخستین آمریکایی افریقایی تباری است که به عنوان رییس جمهوری این کشور انتخاب می شود.درمقایسه با انتخابات قبل آقای اوباما نه تنها رای اکثر ایالاتی که درسال ۲۰۰۴ به جان کری، نامزد وقت حزب دموکرات رای دادند را مجددا کسب کرد، بلکه در سه ایالت دیگر هم که در دوره قبل به جورج بوش رای داده بودند، پیروز شد.بر اساس نتایج به دست آمده و پیش بینی های انجام شده برمبنای نتایج، آقای اوباما علاوه بر پنسیلوانیا، آراء ایالت های ورمونت، نیوهمپشایر، ایلینوی، دلاور، ماساچوست، کلمبیا، مریلند، کانتیکات، مین، میشیگان، مینه سوتا، نیویورک، رود آیلند، ویسکانسین و نیوجرزی را به دست آورده است و جان مک کین هم در کنتاکی، کارولینای جنوبی، اوکلاهما، آرکانزاس، آلاباما، کانزاس، داکوتای شمالی، وایومینگ، جورجیا، یوتا، میسیسیپی، و تنسی موفق بوده است.ایالت اوهایو که درسال ۲۰۰۴ به جورج بوش رای داد، نقشی عمده در پیروزی نامزد موفق در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ایفاء می کرد و تا کنون هیچ کدام از نامزد های جمهوری خواه نتوانسته بودند بدون پیروزی در ایالت اوهایو به مقام ریاست جمهوری آمریکا دست یابند. هر یک از دو نامزد برای پیروزی در انتخابات می بایست حداقل ۲۷۰ رای کالج انتخاباتی را کسب می کردند.عوامل کلیدی در انتخاب رای‌دهندگانبرخی نظرسنجی‌های پس از رای گیری حاکی از آن هستند که اکثریت رای دهندگان انتخاب خود را با توجه به وضعیت اقتصادی وبحران مالی جهانی انجام داده اند و مسئله عراق، مبارزه با تروریسم و وضعیت سیستم بهداشتی آمریکا برای آنها از اولویت پایینتری برخوردار بوده است.این در حالی است که بر اساس نظرسنجی ها یک سال قبل اولویت غالب رای دهندگان مسئله عراق بود.خبرگزاری اسوشیتدپرس هم گزارش داده بیش از ۹۰ درصد شرکت کنندگان در انتخابات هم در نظرسنجی های پس از رای گیری اعلام کرده‌اند مسئله نژاد تاثیری در رای آنها نداشته است و تقریبا به همین میزان هم معتقدند سن دو نامزد در انتخاب آنها بی تاثیر بوده است.پذیرش شکست از سوی مک کینجان مک کین، نامزد حزب جمهوریخواه در میان هوادارانش ظاهر می‌شود و اعلام می‌کند که رقیب او برنده شده است. او می‌گوید که پیش از آمدن به سالن سخنرانی‌، به چهل‌ و چهارمین رئیس جمهور آمریکا تبریک گفته است.آقای مک کین که در فونیکس آریزونا صحبت میکرد، از شخصیت باراک اوباما تقدیر کرد و از مرگ مادر بزرگ رییس جمهوری آینده آمریکا ابراز تاسف کرد. مک کین در این سخنرانی هوادارانش را تسکین می‌دهد و از آنها می‌خواهد، با تمام قوا به باراک اوباما برای ساختن آینده‌ای بهتر کمک کنند. مک کین در پایان گفت: «برای رقیب تاکنونی و رئیس جمهور از این پس خود، آرزوی خوشبختی می‌کنم.» نظام انتخاباتی آمریکا در آمریکا رئیس جمهوری با رای مستقیم مردم انتخاب نمی شود بلکه درسیستمی به نام کالج انتخاباتی برگزیده می شود.براساس این سیستم در واقع هر ایالت به طور جداگانه رای گیری برگزار میکند. یکی از اهداف بنیانگذاران آمریکا از طراحی این سیستم حفظ اهمیت ایالات در انتخابات بوده است تا نامزدها فقط بر شهرها و مراکز پرجمعیت تمرکز نکنند.نامزدی که در هر ایالت بیشترین آرا را به دست آورده باشد مجموع آرا کالج انتخاباتی آن ایالت را به دست می آورد و کسی که ۲۷۰ رای جمع آوری کند، به ریاست جمهوری خواهد رسید. ملاک تعیین تعداد آرای کالج هرایالت جمعیت آن است.برای مثال اوهایو که سال ۲۰۰۴ به جورج بوش رای داد دارای ۲۰ رای در کالج انتخاباتی است که آن را به یکی از بزرگترین ایالات غیرقابل پیش بینی تبدیل میکند. پنسیلوانیا ۲۱ رای در کالج انتخاباتی دارد و در سال ۲۰۰۴ به دموکراتها تعلق گرفت.

*- منابع: بی‌بی‌سی، رادیو فردا، اشپیگل، دویچه وله

۱۳۸۷ آبان ۱۳, دوشنبه

سند راهبردی

انتشار سند راهبردی درآمریکا درمورد ایران

*- منبع: نشریه ی الکترونیکی "اخبارروز" : www.akhbar-rooz.com ، ۱۲ آبان ۱٣٨۷- ۲ نوامبر ۲۰۰٨

درآستانه ی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، عده ای ازچهره‌های شاخص دو حزب عمده‌ی امریکا با امضای سندی ۱۱۶ صفحه‌ای پیشنهادهایی را درباره‌ی رویکردهای بعدی دولت این کشور دربرابر پرونده‌ی هسته‌ای ایران مطرح کرده‌اند. به گزارش دویچه وله این رویکردها ازمذاکره بی‌قید وشرط اما با خواستهای قاطع تا گزینه نظامی را شامل میشود. یکی از امضا کنندگان سرشناس این سند دنیس راس، مشاورباراک اوباما ومشاور انستیتوی واشنگتن برای خاورنزدیک است.
به گزارش خبرگزاری روسی نووستی دراین سند راهبردی که درروزنامه ی واشنگتن پست منتشر شده، چنین آمده است :

گروه ویژه آمریکایی پیرامون ساخت سلاح هسته ای درایران، اصولی برای رویکرد رئیس جمهور آتی این کشور دررابطه با ایران را پیشنهاد داده است که درآن گفته میشود:
اولین وفوری ترین مشکل درزمینه امنیت ملی برای رئیس جمهورجدید آمریکا مسئله ایران خواهد بود که درآینده می تواند به سلاح هسته ای دست یابد. ما رؤسای گروه ویژه پیرامون ساخت سلاح هسته ای درایران که چندی پیش کارخودراپایان داد، به این نتیجه رسیده ایم که اساس سیاست معقول وهمه جانبه ازسوی هردوحزب آمریکا دررابطه با تهران، بر
۵ اصل زیر باید باشد.

اصل اول

دستیابی جمهوری اسلامی ایران به امکان ساخت سلاح هسته ای از نظر استراتژیک کاملاً غیر قابل قبول است. این تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا، صلح و ثبات منطقه ای، امنیت انرژی، کارآیی اصل روابط چندجانبه و نیز رژیم قرارداد منع گسترش سلاح هسته ای (ان پی تی) است. بدترین سناریو در این راستا، حمله هسته ای از سوی ایرانست، اما ایران نیازی نخواهد داشت که از توان هسته ای خود برای تهدید منافع آمریکا استفاده کند.
درحقیقت ایران تنها با فراهم آوردن ملزومات ساخت سریع ذخایر هسته ای، به امکان بازدارندگی دست می یابد که به شکلی محرز نفوذ آن را بر عراق وکلاً بر منطقه افزایش میدهد. ما خواستار همکاری با ایرانی دموکرات هستیم، اما حکمفرمایی رژیم دین سالار و رادیکالی که ازتروریسم درخاور نزدیک حمایت میکند، مجاز نیست.


اصل دوم

ما معتقدیم که تنها گزینه قابل قبول توقف کامل کار در زمینه غنی سازی اورانیوم درخاک ایران می باشد. ما ضمانت کافی نداریم که ایران مواد لازم برای ساخت سلاح هسته ای را تولید نکند.
درحقیقت، مرکزغنی سازی اورانیوم درنطنز امکان فنی برای این کار را داراست. بمحض اینکه ایران به مقدار کافی اورانیوم با درصد غنی سازی پایین دست یابد، می تواند طی چهارهفته اورانیوم با درصد بالای غنی سازی تولید کند که بتواند مهمات هسته ای بسازد. درچنین مدتی بازرسین بین المللی فرصت نمی کنند که تولید اورانیوم را تشخیص دهند.
سپس، شورای امنیت سازمان ملل متحد سه بار فراخواند که کار غنی سازی اورانیوم در ایران متوقف شود، اما آژانس بین المللی انرژی اتمی نتیجه گیری کرد که ایران به شرایط مندرج دران پی تی عمل نمیکند. ناتوانی دروادارسازی ایران به رعایت مطالبات جامعه جهانی می تواند ضربه ای مهلک به رژیم حقوقی بین المللی باشد.

اصل سوم

هرچند که راه حل دیپلماتیک هنوز قابل استفاده است، اما موفقیت دراجرای آن را درصورتی حاصل می شود که از موضع زور مذاکره کنیم. برای این نیاز به هماهنگی مشخص تر با شرکای بین المللی ما ونیز تحریمهایی بسیارسختگیرانه تر است. اگر متفقین ما در اروپا روابط تجاری خود را با ایران قطع نکنند، مذاکرات با ایران موثر نخواهد بود.
علاوه براین، ایجاد ائتلاف مهم است تا اهرمهای اعمال فشاربرایران را افزایش داد. میتوان کارهای بسیاری برای تشدید تحریمهای مالی آمریکا انجام داد. برای این باید همه راه های گریز را بسته و به استفاده ازابزارهایی نیرومندترروی آورد، همانند بخش ٣
۱۱ قانون مبارزه با تروریسم، تا بانکهای ایرانی بطور کامل ازدسترسی به نظام مالی آمریکا محروم شوند.
اگر بلطف یک چنین استراتژی بتوان ایران را پشت میز مذاکرات باز گرداند، ایالات متحده و متفقین باید چارچوبی زمانی برای برگزاری مذاکره تعیین کنند. درغیراین صورت ایرانیها تلاش خواهند کرد که مذاکرات را به درازا کشانده وازاین فرصت برای ساخت سلاح هسته ای استفاده کنند.

اصل چهارم

برای اینکه اسرائیل مجبور به اقدامات یک جانبه نشود، رئیس جمهور باید به اورشلیم اطمینان خاطردهد که ایالات متحده آمریکا اجازه نمی دهد که ایران به قدرتی هسته ای تبدیل شود.


اصل پنجم

هرچند که سناریوی آغازعملیات نظامی علیه ایران همانند سابق ممکن میباشد، اما این بایدآخرین وسیله باشد. اگرتمامی تلاشها دچار ناکامی شوند، رئیس جمهورجدید مجبورخواهد شد که به دقت ریسک شکست درعملیات جلوگیری ازتحقق برنامه هسته ای ایران رابسنجد وآن راهم ردیف باریسک حمله نظامی قراردهد. ارتش آمریکا می تواند ضربه ای مهلک به زیرساختهای هسته ای ونظامی ایران وارد کند ودرعین حال به نتایجی دست یابد که مقامات ایران حتی نمی توانند حدس بزنند.
حمله هوایی می تواند چندین هفته ادامه پیدا کند، اما پس ازآن، ما سالهایی طولانی باید بسیار هشیار باشیم. عملیات نظامی ریسکی بسیاررا بدنبال دارد، ازجمله تلفات دربین نظامیان آمریکایی ومتفقین آنها، اقدامات تروریستی درپاسخ علیه اسرائیل وسایرکشورها و بی ثبات شدن منطقه.
برای تشدید تاثیرگذاری بر ایران وآماده سازی حمله نظامی درصورت ضرورت، رئیس جمهور آتی باید ازهمان روز اول یگانهای نظامی ما را در منطقه افزایش دهد.
همه اعضای گروه های اجتماعی که درمرکز تحلیلی
Bipartisan Policy Center گردهم آمدند، از این اصول حمایت میکنند. این گروه که درترکیب آن مقامات عالیرتبه از احزاب دموکرات وجمهوریخواه، ژنرالها و دریاسالارهای بازنشسته ونیز کارشناسان درزمینه منع گسترش سلاح هسته ای وبازارهای سوختی حضور دارند، برنامه ای مشخص برای ایجاد سازشی پایدار دربین هردو حزب را با هدف تدوین سیاست موثر آمریکا دررابطه با ایران پیشنهاد میدهد.
بسیارمهم است که بلافاصله پس ازانتخابات درکنگره وانتخابات، رئیس جمهورآغازبه تنظیم تدابیردشوارسیاسی کند که بسیار ضروری هستند، البته اگر آمریکا قصد دارد که ازتبدیل ایران به قدرتی هسته ای جلوگیری کند. آنطور که بسیاری فکر میکنند، زمان چندانی باقی نمانده است، ازاین روناموفقی دراین راه میتواند پیامدهایی فاجعه آمیزبرای منافع ملی ما داشته باشد.%